کد مثاله : 19877

تاریخ درج مقاله : شنبه 10 تیر 1396
پایگاه جامع امامزادگان و بقاع متبرکه ایران اسلامی
• امامزادگان، سنگرهای حراست از اسلام در جمهوری خودمختار نخجوان
بررسی نقش امامزادگان نخجوان در حراست از هویت دینی شیعیان در دوران حکومت تزاری، شوروی و پس از آن.
امامزادگان، سنگرهای حراست از اسلام در جمهوری خودمختار نخجوان
 
نویسنده: سجاد حسینی(1)
 
 
چکیده
جمهوری خودمختار نخجوان بخشی از جمهوری آذربایجان به شمار می آید که در جنوب غربی منطقه قفقاز جنوبی و در همسایگی کشورهای ایران، ارمنستان و ترکیه واقع است. اهالی نخجوان مسلمان و شیعه دوازده امامی هستند و فرهنگ زیارت از جمله سنت های رایج در نزد اهالی این دیار است. بقاع متبرک موجود در این منطقه نیز همواره محل توجه اهالی این منطقه بوده است. این پژوهش بر آن است تا ضمن معرفی امامزادگان و سایر بقاع متبرک این جمهوری خودمختار، به بررسی نقش آن ها در حراست از هویت دینی و مذهبی شیعیان در طول دوران حکومت تزاری، شوروی و پس از آن بپردازد.
کلیدواژه ها: جمهوری خودمختار نخجوان، جمهوری آذربایجان، بقاع متبرک، امامزادگان، زیارت.

جمهوری خودمختار نخجوان

بر اساس برخی منابع تاریخی و جغرافیایی دنیای قدیم، نخجوان در سال 1539 ق.م. وجود داشته و «ناکسوآنا» تلفظ می-شده است. در منابع مختلف تاریخی عنوان این شهر به صورت «نشوی»، «نقجوان» و «نخجوان» آمده است. گروه دیگری از مورخان این عنوان را به عبارت «نقش جهان» ربط داده اند (بغدادی، 1412: 1373؛ یاقوت حموی، 1995: 161؛ لسترینج، 1383: 179؛ اولیا چلبی، 1314: 236).
وجه تسمیه نخجوان بنا بر افسانه ها به نوح نبی (ع) و طوفان معروف وی مربوط است. بنا براین وجه تسمیه نخجوان از سه واژه «نوح»، «چی» و «وان» تشکیل شده است و معنای مسکن طرفداران نوح از آن به دست می آید. وجود حکایت ها و روایت های عامیانه بسیار در خصوص ارتباط اراضی نخجوان، با نوح نبی (ع) و همچنین وجود مقبره ای منسوب به این پیامبر در نخجوان تا حدودی وجه تسمیه فوق را تقویت می کند (фәрзәлијев вә Гасымлы, 1994: 66-70; İsmayıl, 2008: 120-130; İsmayılov və Şirinov, 2007: 142-145).
محققان مختلف، نظریات دیگری نیز در این خصوص کرده اند. نیکونوف، واژه نخجوان را ترکیبی از دو واژه «ناخوچ» (نام شخص یا طایفه ای) و «آوان» به معنی مکان می داند. جعفر اوف نیز فرضیه ارتباط نام نخجوان با عنوان «آقچیبان» (نامی برای اقوام ترک اوغوز) را مطرح می کند. پروفسور آخوند اوف، نخجوان را شکلی از «ناهوته وان» می داند. «ناهوته» یکی از خدایان دنیای قدیم بوده است. برخی دیگر از محققان این عنوان را برگرفته از عنوان «نخچیر وان» یعنی محل شکار می-دانند. پوشش غنی جانوری این منطقه و اشارات کتاب ده ده قورقود به اینکه شکار اصلی ترین تفریح و پیشه پادشاهان اوغوز بود، این فرضیه را تقویت می کند (Naxçıvan ensiklopediyası, c2, 2005: 62, Eyvazli, 2006: 115, 116).
برخی روایت های تاریخی، تأسیس نخجوان را به خسرو انوشیروان ساسانی ربط می دهند. تشابه موجود میان دو واژه «نوشیروان» و «نشوی» را نیز نباید فراموش کرد (ابن الفقیه، 1349: 131؛ البلاذری، 1988: 381).
نخجوان بعد از فتوحات اسلامی، بخشی از اراضی خلافت اسلامی شد. تنها در دوران قیام بابک خرمدین، ارتباط مقّر خلافت با اراضی خود در منطقه آذربایجان و از آن جمله نخجوان قطع شد. با سرکوب این قیام، مجدداً خلافت اسلامی بر این اراضی حکمفرما گشت. در قرون نخستین اسلامی، دولت های نیمه مستقلی نیز در این عرصه سر برآوردند و نخجوان نیز برای مدتی، زیر نظر دولت‎های نیمه مستقل وابسته به خلافت، چون ساجیان، سالاریان و شدادیان قرار گرفت. با قدرت یافتن سلاجقه، نخجوان نیز تحت حاکمیت ایشان قرار گرفت؛ در دوران ضعف این حکومت، اتابکان آذربایجان جای ایشان را گرفتند و نخجوان یکی از مهم ترین پایگاه های ایشان شد. با تهاجم مغول، شهر نخجوان با خاک یکسان شد و پس از آن، در دوران ایلخانان مغول، یکی از تومان های تحت حاکمیت این حکومت به شمار آمد. با ضعف ایلخانان مغول، حکومت های مختلفی چون تیموریان، قراقویونلوها و آقا ‎قویونلوها در آن قدرت یافتند (Naxçıvan tarixi atlası, 2010: 19-26).
سرانجام دولت صفویه روی کار آمد و نخجوان نیز به یکی از اراضی این حکومت مبدل شد. این عرصه بارها از ایران صفوی جدا شد و به یکی از اراضی دولت عثمانی مبدل گشت اما پس از چندی مجدداً باز پس گرفته شد (Əliyev və Əliyev, 2007: 22-30).
این روند تا روی کار آمدن نادر شاه افشار ادامه داشت. و پس از او، این بار، اراضی نخجوان به عرصه ظهور دولت محلی و فئودال خان نشین نخجوان تبدیل شد. این خان ‎نشین در اوایل قرن 19 م. با انعقاد معاهده ترکمانچای در 1243 ه.ق/ 1828 م. به اراضی امپراطوری روسیه ضمیمه شد (Əliyev və Əliyev, 2007:60-81).
با وقوع انقلاب 1335ه.ق/ 1917 م. در روسیه و تحرکات مسلمانان منطقه در کنار ارامنه و گرجیان، اراضی قفقاز جنوبی و از آن جمله منطقه نخجوان به عرصه تأسیس دولت ماواری قفقاز مبدل گشت و با انحلال این دولت، برای نخستین بار اکثر مسلمان نشین‎های قفقاز جنوبی در قالب یک دولت مستقل تحت عنوان جمهوری آذربایجان اعلام موجودیت کردند (Azərbaycan xalq cümhuriyyəti ensiklopediyası, 2004: 18-20).
نخجوان یکی از مناطق مورد ادعای جمهوری آذربایجان و جمهوری ارمنستان در آن سال ها به شمار می‎آمد. فعالیت‌‌ نیروهای عثمانی در بخش غربی قفقاز، شرایط را به نفع مسلمانان منطقه تغییر داد. در 29 شوال 1336ه.ق/ 7 آگوست 1918م. ارتش عثمانی به فرماندهی قارابکیر پاشا وارد نخجوان شد و به تحرکات آندرونیک اوزانیان، سرکرده نیروهای ارمنی، در منطقه پایان داد. برای جلوگیری از حملات مکرر ارامنه، در صفر 1337ه.ق/نوامبر 1918 م. اهالی مسلمان منطقه تحت حمایت دولت عثمانی، «جمهوری ترک آراز» را در نخجوان بنیان نهادند. این جمهوری تا جمادی الثانی 1337ه.ق/ مارس 1919م. دوام آورد. در ربیع الثانی 1337ه.ق/ ژانویه 1919م. نخجوان توسط انگلیسی ها اشغال شد. به زودی جنرال-گوبرناطوری انگلیس در این منطقه ایجاد شد. با بالا گرفتن اعتراضات مردمی، انگلیسی ها نخجوان را ترک کردند و این بار جنرال- گوبرناطوری آمریکا در این منطقه تشکیل شد. این نظام اداری نیز از سوی مردم پذیرفته نشد و سرانجام این جمهوری، به جمهوری آذربایجان پیوست (Sadıqov, 1995: 18-22; Piriyev, 128; Azərbaycan xalq cümhuriyyəti ensiklopediyası, 2004: 123, 124; Naxçıvan ensiklopediyası, c1, 2005: 31, 32, 33; Hacıyev, 1994: 43-55).
با تهاجم نیروهای بلشویک، جمهوری آذربایجان در 1338ه.ق/ 1920 م. سقوط کرد و تمامی اراضی آن و از نخجوان به اتحاد جماهیر شوروی پیوست. نخجوان در سال های 1341-1338ه.ق/ 1923- 1920م. با عنوان«جمهوری سوسیالیتی شوروی نخجوان» و در سال های 1342-1341ه.ق/ 1924- 1923م. با عنوان «دیار خود مختار نخجوان» شناخته شد. سرانجام در 20 آبان 1334هـ.ش./ 12 نوامبر 1955م.، خودمختاری نخجوان زیر نظر دولت جمهوری آذربایجان، به رفراندوم گذاشته شد و اهالی اکثراً ترک آذربایجانی این منطقه آن را پذیرفتند. این روند پس از سقوط شوروی و استقلال جمهوری آذربایجان نیز تداوم یافت (Naxçıvan ensiklopediyası, c2, 2005: 95).
این جمهوری خودمختار 246 کیلومتر مرز مشترک با جمهوری ارمنستان، 11 کیلومتر مرز مشترک با جمهوری ترکیه و 204 کیلومتر مرز مشترک با جمهوری اسلامی ایران دارد. منطقه زنگزور در سال 1920 بنا بر نظر رهبران شوروی به ارمنستان داده شد و بدین ترتیب، نخجوان از خاک اصلی جمهوری آذربایجان جدا گشت. امروزه جمهوری خودمختار نخجوان بیش از 372 هزار نفر جمعیت دارد و دارای هفت منطقه شامل بابک، جولفا، اردوباد، سَدَرَک، شاهبوز، شرور وکنگرلی است (تصویر ش1).
99 درصد اهالی نخجوان ترک آذربایجانی و بقیه، اقلیت روس، گرجی و کرد هستند. 30 درصد از اهالی این جمهوری نیز شهرنشین و 70 درصد آن روستایی هستند. (Naxçıvan ensiklopediyası, c2 2005: 112).
شهر نخجوان پایتخت جمهوری خودمختار نخجوان، مرکز صنایع، علوم و فرهنگ این جمهوری خودمختار است. نخجوان در محل تلاقی راه های مهم، در دشت نخجوان و در ساحل رود نخجوان چای واقع شده است. تعداد جمعیت شهر نخجوان 70 هزار نفر است که 48 درصد این جمعیت مرد و 51 درصد آن زن است. تقریباً تمامی اهالی این شهر از قوم ترک آذربایجانی هستند.

پیشینه تشیع در نخجوان

به نظر می‎رسد در منطقه نخجوان گرایش از تسنن به تشیع از مسیر تصوف صورت پذیرفته و در آستانه ظهور صفویه استعداد کامل برای پذیرش رسمی مذهب تشیع را به دست آورده است.
نخجوان پیش از صفویه، خاستگاه بسیاری از شیوخ صوفیه چون خواجه محمد خوشنام، شیخ ابونصر النجقی و شیخ صلاح الدین حسن نخجوانی بلغاری بود.
خواجه محمد خوشنام سر سلسله طریقت صوفیه محققه در آذربایجان در قرن 5 هـ.ق. از اهالی نخجوان بود (کربلایی تبریزی، 1383: 2/1). حشری تبریزی، سلسله مرید و مرادی خواجه محمد خوشنام را به امام رضا (ع) می‎رساند(حشری تبریزی، 1371: 145). شیخ ابونصر النجقی منسوب به النجق نخجوان، سر سلسله طریقت النجقیه از طریقت های صوفیه پیش از دوران صفویه بود (کربلایی تبریزی، جز اول، 17، 521).
همچنین شیخ صلاح‎الدین حسن نخجوانی بلغاری نیز که در قرن 7هـ.ق. می زیست، اصالتاً اهل نخجوان بود (حشری تبریزی، 1371: 100، 101؛ اسرار علی شاه، 1388: 93، 94). گفته می شود که وی مراتب عرفانی خویش را در عالم معنا از امام علی(ع) دریافت کرده بود(کربلایی تبریزی، جز اول، 1383: 134).
منطقه نخجوان باید محبوب خاندان صفویه بوده باشد. چرا که نبرد مهم و سرنوشت ساز شرور که باعث غبله نهایی صفویان بر آق قویونلوها شد، در اراضی نخجوان به وقوع پیوست.
زندگی خاندان شیعی نصیریه، منسوب به خواجه نصیرالدین طوسی، وزیر شیعه مذهب دوران ایلخانان مغول، در اردوباد نخجوان و مقاومت جانانه شیعیان این دیار در برابر تهاجمات دولت عثمانی موجب افزایش ارزش و مقام آن نزد پادشاهان دولت صفویه شده بود(Fazil, 2010: 8, 9; Naxçıvan ensiklopediyasi, c2, 2005:190).
بارزترین نمود تشیع در این منطقه وجود شعرای مداح اهل بیت (ع) است. برای نمونه، شاعری چون نادم نخجوانی به نمایندگی از اهالی شیعه اثنی عشری نخجوان در قرن 19م. اکثر اشعار خود را به امام علی(ع)، امام