کد مثاله : 28966

تاریخ درج مقاله : دوشنبه 25 شهریور 1398
پایگاه جامع امامزادگان و بقاع متبرکه ایران اسلامی
• راه اثبات نبوت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
از چه راه هایی می توان اثبات کرد که پیامبر (ص) از طرف خدا مبعوث شده است؟
سوال:
از چه راه هایی می توان اثبات کرد که پیامبر (ص) از طرف خدا مبعوث شده است؟
 
 
 
 
پاسخ:

شناخت پیامبران فقط منحصر در بشارت و خبر پیامبران قبلی نیست، بلکه از راه های دیگر هم می شود پیامبر را شناخت؛ مانند: اعجاز، گردآوری قراین از راه مطالعه در صفات، حالات، رفتار و گفتار پیامبر و بررسى محتواى آیین او.

 

انبیاى الهى را مى توان از سه راه شناخت

 ۱ – اعجاز؛ یعنى کارهاى شگفت انگیزى که پیامبران به عنوان صدق گفتار و ادّعاى خود انجام می دهند، تا ارتباط با خداوند متعال را اثبات کنند.

 ۲ –گـردآورى قراین از راه مطالعه در صفات، حالات، رفتار و گفتار پیامبر و بررسى محتواى آیین او.

 ۳ – تصریح پـیامبر پـیشین، یعنى پـیامبر قبلى که نبوّت او با دلایل قطعى ثابت شده است، بر نبوّت پیامبر بعدى تصریح کرده باشد.

 اینک براى شناخت پیامبر اسلام (ص) و اثبات نبوّت آن حضرت (که از آن به نبوّت خاصّه تعبیر مى شود) از این سه راه به تحقیق و بررسى مى پردازیم:

 ۱ – از راه معجزه: پـیامبر اسلام دو گونه معجزه داشته و دارد؛ یکى معجزات موقت، دوم معجزه جاویدان که قرآن کریم مى باشد.

الف. معجزات موقتى پیامبر اسلام (ص)

در روایات و اخبار رسیده از ائمه (ع) و غیر آنان، معجزات گوناگونى از پیامبر گـرامى اسلام (ص) نقل شده است. اگر چه همه این روایات را نمى توان به طور قطع صحیح دانست، لکن به سبب کثرت نقل آنها، علم و یقین حاصل مى شود که آن حضرت غیر از قرآن کریم، معجزات دیـگـرى نیز داشته است؛ مانند شق القمر، اطاعت جمادات و نباتات از ایشان و سخن گفتن آنها با آن حضرت، خبردادن حیوانات به حقانیت آن حضرت، و خبر دادن از غیب و غیره.

 

ب. اعجاز قرآن

۲ – امّى بودن پیامبر اسلام (ص ). 

 ۳ – نبودن اختلاف و تضاد در قرآن: قرآن مجید کتابى است که در طول ۲۳ سال در شرایط و حالات متفاوت نازل شد؛ کتابى که زمانى (همچون عصر پیامبر در مکه) زبان اقلیتى محروم، ستمدیده و تحت فشار و محاصره اجتماعى به حساب مى آمد، و زمانى دیگر (همچون عصر پیامبر در مدینه) نماینده افکار اکثریتى پـیروز و مقتدر محسوب مى شد، و در طول این مدت از لابلاى هزاران حادثه تلخ و شیرین گذشت.

قرآن کتابى است که از موضوعات متنوع سخن مى گوید و مانند کتاب هاى معمولى تنها یک بحث اجتماعى، سیاسى، فلسفى، حقوقى یا تاریخى را تعقیب نمى کند.

قرآن گـاهى درباره توحید و اسماء و صفات خدا و اسرار آفرینش بحث مى کند و زمانى درباره احکام، قوانین و آداب و سنن و هنگام دیگرى درباره امّت هاى پیشین و سرگذشت تکان دهنده ایشان و زمان دیـگـرى درباره نصایح و عبادات و رابطه بندگـان با خداوند متعال و زمانى هم درباره جهان پس از مرگ و فرجام انسان ها و بهشت و جهنّم و … .

چنین کتابى با این مشخصات به طور طبیعی نباید خالى از تضاد و تناقض و نوسان هاى زیادى باشد، هر چند که نویسنده آن از نوابغ و متفکّران بزرگ باشد؛ چـون معلومات بشر روبه تکامل است و در طول زمان یکسان نیست. اما هنـگـامى که مى بینیم با تمام این جهات، همه آیات آن هماهنگ و خالى از هر گونه تضاد و اختلاف است، به خوبى درمى یابیم که این کتاب زاییده افکار انسانى نیست، بلکه از سوى خداوند متعال نازل شده است.

قرآن کریم در آیه اى به این حقیقت اشاره کرده و صریح مى فرماید: «اَفَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْانَ وَ لَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِاللّهِ لَوَجَدُوا فیهِ اخْتِلافاً کَثیراً»؛[۱] آیا در قرآن نمى اندیشند؟ اگر از سوى غیر خدا بود، بطور مسلّم اختلاف فراوانى در آن مى یافتند. (لکن در قرآن اختلاف نمى یابند، بنابراین، از سوى غیر خدا نیست).

 

قراین نبوّت[۲]

یکى از راه هایى که مى توان حقّانیت مدعى رسالت را از آن به دست آورد، بررسى قراین و شواهد است که در محاکم قضایى گاهى براى فهمیدن حقانیت کسى در ادعایش، مورد استفاده قرارمى گـیرد. این قراین را در ارتباط با رسالت رسول اکرم (ص) بررسى مى کنیم.

الف. پاره اى از خصوصیات اخلاقى و سوابق پیامبر اسلام (ص):[۳]

 ۱ – امانتدارى و راستـ گـویى: امین بودن پـیامبر اکرم (ص ) قبل از بعثت، زبانزد مردم حجاز بود، به طورى که امین لقب مشهور آن حضرت شده بود. پـاکى و امانت پـیامبر نه تنها قبل از بعثت مورد قبول همگان بود، بلکه پس از بعثت نیز با آن همه دشمنى، باز بسیارى از مردم امانت هاى خود را نزد آن حضرت مى سـپـردند، بـه گـونه اى که پـیامبر، هنـگـام هجرت به مدینه (سیزده سال پـس از بعثت) به على (ع) فرمان داد تا در مکّه بماند و امانت هاى مردم را به آنها برساند و سپس به مدینه مهاجرت کند.

۲ – ستم ستیزى و دفاع از مظلوم: یکى از خصوصیات روحى و اخلاقى پیامبر اسلام (ص)، مبارزه با ستم و ستمـگـر و یارى ستمدیدگـان بود، به ـگـونه اى که آن بزرگـوار بیست سال قبل از بعثت در حالى که بیش از بیست بهار از عمرش نگذشته بود، در پیمانى به نام «حِلف الفضول» شرکت کرد که بر اساس آن عده اى متعهد شدند با اتحاد، حقوق مظلوم را از ستمگر بگیرند.

۳ – دورى از بت ها و مفاسد: در میان عرب هاى دوران جاهلیت، افکار خرافى، اوهام و افسانه پـرستى رایج بود، لیکن در هیچ یک از صفحات تاریخ نه تنها نشانى از آلودگى پیامبر اسلام به آن مفاسد نیست، بلکه اظهار تنفر از آنها مطرح است.

ب. محتواى دعوت پیامبر اکرم (ص)

یکى از مسائلى که بر حقانیت دعوت پیامبر دلالت دارد، محتواى دعوت آن حضرت است که در این جا به بخشى از آن اشاره مى کنیم:

 ۱ – تفسیر معقول از هستى: با دقت در محتواى دعوت آن حضرت مى یابیم که مطابق با فطرت انسانى و ادلّه محکم عقلى است، عقل با تأمل واقع بینانه پى مى برد که جهان، وابسته به یک موجود مستقلِ داراى کمال بى نهایت است و نیز داراى هدف معقولى است که با تمام تلاش به سوى آن مى رود و آیاتى از قرآن کریم به این مسئله دلالت دارد، از جمله این آیه است: “مگى ما براى خدا هستیم (مملوک او مى باشیم) و به سوى او برمى گردیم”.[۴]

 ۲ – دعوت به خدا نه به خویشتن: یکى از مشخصات انبیاى الاهى، دعوت مردم به سوى خداوند متعال و تقرب به او و خشوع در برابر او است. چنانچه مقتضاى فطرت انسانى نیز چنین است؛ به همین دلیل، آنها مردم را به خویشتن یا هر امر دیگرى که بر خلاف بندگى خداى متعال باشد دعوت نمى کنند؛ ازاین رو، قرآن کریم از قول آن حضرت مى فرماید: (اى پـیامبر) بگو این راه من است که با بینایى و روشنایى، خود و هر کس را که از من پیروى کند، به سوى خدا دعوت مى کنم.[۵]

 ۳ – برابرى انسان ها: از نظر اسلام انسان ها صرف نظر از ایمان و اعمال خود، در برابر خدا مساوى اند. خدا با هیچ فرد یا قومى رابطه خویشاوندى ندارد و همه انسان ها آفریده ها و بندگان او هستند، هیچ قومى بر قوم دیگر امتیاز و برترى ندارد و تفاوت افراد و اقوام و ملّت ها براى شناسایى آنها است. قرآن مى فرماید: “اى مردم ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید.[۶](اینها ملاک امتیاز نیست).

۴ – امتیاز به علم، جهاد و تقوا: قرآن کریم، امتیاز انسان ها را در سایه این سه امر و سایر کمالات نفسانى دانسته، مى فرماید:

“آیا کسانى که مى دانند، با آنان که نمى دانند، برابرند”؟[۷]

“خداوند مجاهدان را بر نشستگان به پاداش بزرگ برترى داده است”.[۸]

“مانا گرامى ترین شما نزد خداوند، باتقواترین شماست”.[۹]

ج. سوء استفاده نکردن از جهالت مردم یکى دیـگر از اصولى است که پیامبر بدان پایبند بود، استفاده نکردن از جهالت و افکار خرافى مردم بود، هر چـند مى توانست از آنها در جهت منافع شخصى خود یا جذب مردم به اسلام بهره بگیرد.

د. ویژگی هاى پیروان حضرت محمّد (ص)[۱۰]

به طور معمول افرادى که استعداد و شایستگى دارند، جذب صالحان مى شوند و افرادى که آلوده اند یا زمینه آلودگى در آنان فراهم است، جذب افراد فاسد مى شوند.

مطالعه در زندگى اصحاب رسول اکرم (ص) نشان دهنده این است که آنان افراد شایسته اى بوده اند، به ویـژه برخى از آنان داراى سوابق بسیار درخشانى بوده اند که اگر در پـیامبر (ص)، حقیقت نمى دیدند هرگز جذب او نمى شدند و در برابر، کسانى به مخالفت با آن حضرت پرداخته اند که سوابق بسیار زشتى داشته اند.[۱۱]

البته یکی از راه های شناخت پیامبر(ص) هم تصریح وبشارت پیامبر پیشین است که بنابر درخواست سؤال کننده محترم از توضیح آن خودداری می کنیم.

بیان این نکته نیز ضروری است که مدعیان دروغین و سازندگان مکاتب و عرفان های جدید، هرگز نتوانسته اند سیستمی ارائه کنند که با واقعیات زندگی همخوان بوده و در یک زمان، هم بتواند نیازهای معنوی آنان را برآورده ساخته و هم به نیازهای مادی آنان توجه کند و به راحتی می توان مشاهده کرد که پیروان چنین مکاتبی، از یک تعادل در اعتقاد و رفتار برخوردار نیستند و بسیاری از آنها در نهایت با بن بست مواجه شده و نسبت به آنچه معتقد بوده اند، بی تفاوت می شوند و نمی توان اصولی را مشاهده کرد که در نسل های مختلف به صورت کاملا یکسان قابل استفاده باشد، نقیصه ای در میان معتقدان به دین اسلام و برخی ادیانی که رگه هایی از آموزه های متکی بر وحی در آنها وجود دارد، کمتر مشاهده می شود.

 

پی نوشت:

[۱]  النساء،۸۲٫

[۲]  نبوت از دیدگاه قرآن و روایات،ج ۴، ص ۷؛ المکتبه الشامله.

[۳]  نبوت عامه، ص۶۳؛ مکتبه الشامله.

[۴]  البقره، ۱۵۶٫

[۵]  یوسف، ۱۰۸٫

[۶]  حجرات،۱۳٫

[۷]  زمر، ۹٫

[۸]  النساء، ۹۵٫

[۹]  حجرات،۱۳٫

[۱۰]  نبوت خاصه، ج ۳، ص۱۱، مکتبه الشامله.

[۱۱] نبوت عامه، ج ۵، ص۴ مکتبه الشامله.