کد مثاله : 28993

تاریخ درج مقاله : شنبه 30 شهریور 1398
پایگاه جامع امامزادگان و بقاع متبرکه ایران اسلامی
• رجعت، بازگشت از فعلیت به قوه
رجعت، بازگشت از فعل به قوّه است و این بازگشت، محال خواهد بود؛ بنابراین رجعت، محال است و امتناع خواهد داشت.
شبهه:
رجعت، بازگشت از فعل به قوّه است و این بازگشت، محال خواهد بود؛ بنابراین رجعت، محال است و امتناع خواهد داشت.
توضیح، این که یکی از سنت های الهی در جهان آفرینش این است که هر انسانی از مادر متولّد می شود و پس از گذراندن چند سال، چشم از جهان فرو می بندد. انسان در زمان حیات خود، یک رشته توان ها و استعدادها دارد که آن ها را به فعلیت می رساند و به صورت کمال بروز کرده و به یک موجود زنده آگاه تبدیل می شود؛ یعنی از مرحله قوّه به فعل می رسد و دیگر نمی تواند به حال اوّل باز گردد.
به عبارت دیگر نفس انسان، با مردن، از مادّه تجرّد پیدا می کند و یک موجود مجرّد مثالی یا عقلی می شود که این دو رتبه (مثالی- عقلی) از مرتبه مادّه برتر است و وجود آن ها از وجود ماده قوی تر. اگر مجدّداً نفس بعد از مرگ به ماده تعلّق گیرد، لازم می آید از فعل به قوّه یا از کامل به ناقص باز گردد و آن هم محال است. به عبارت کوتاه، رجعت، بازگشت از فعل به قوه می باشد و این بازگشت، محال است؛ پس رجعت قطعاً محال خواهد بود.
 
 
پاسخ:
در پاسخ این شبهه، دو استدلال می توان ارائه داد:

1 .جواب حلّی:

بدون تردید، هر انسانی در طول زندگی استعداد، قوا و توان هایش به فعلیت و کمال تبدیل می شوند و بازگشتِ فعل به قوّه هم محال است و این، کبرای قضیه است. امّا صغرای آن، یعنی زنده شدن یک موجود پس از مرگ، از مصادیق بازگشت فعل به قوّه باشد، صحیح نیست.
چون کسی مدّعی نیست برخی انسان ها بعد از مرگ، بار دیگر به مرحله نخستین زندگی بشری خود بازگشته و از طریق نطفه و علقه و مضغه و طی مراحل دیگر به همان حد برسند که در لحظه مرگ، جهان را ترک کرده بودند. اگر چنین ادّعایی بکند، باطل و همان بازگشت فعل به قوّه است. علاوه بر این، چنین اعتقادی، نوعی از تناسخ است که عقل و شرع از امتناع آن خبر داده اند؛ در حالی که فرض ما این است که رجعت به هیچ وجه، بازگشت به مراحل نخستین حیات نمی باشد؛ بلکه انسان رجعت کننده، با همان فعلیت هایی که جهان را ترک گفته، به دنیا باز می گردد و روح متکامل او در همان بدنی وارد می شود که از آن مفارقت کرده است. برای روشن شدن مطلب، این توضیح را لازم دانستم که روح انسان هر چند در ذات خود مجرّد است؛ ولی در فاعلیت و تکامل، به مادّه نیاز دارد و به وسیله نردبان ماده به سیر تکاملی خود ادامه می دهد؛ لذا نفس و روح مجرّد با آخرین بدنی که از آن خارج شده بود، رجعت خواهد کرد و به آن مرحله ای که رسیده بود، در اثر رجعت می تواند بار دیگر به حیات خود ادامه دهد، تا توان های خود را ظاهر سازد و به مرحله کمال نهایی برسد. یکی از اهداف رجعت هم، همین تکامل بود، و این برگشت از فعل به قوّه نخواهد بود.
علاّمه طباطبایی می نویسد:
اگر انسانی پس از مرگ به دنیا باز گردد، باعث ابطال اصل تجرد نیست. او قبل از مردن هم مجرد بود. حالا ارتباط مجدد او با بدن به یقین منافاتی با تجرد او ندارد. منتها چیزی که هست این است که در اثر مرگ، روابطی که ضامن تأثیر و فعل نفس در مادّه بود، مفقود می شود و پس از آن قدرت بر انجام افعال مادّی را ندارد. درست مانند صنعتگری که آلات و ابزار لازم برای عمل را از دست بدهد؛ ولی با بازگشت نفس به حال سابق و تعلّق آن به بدن، مجدّداً قوا و ادوات آن را به کار می اندازد و در نتیجه می تواند حالات و ملکات خود را به واسطه افعال جدید به مرحله ای فوق مرحله سابق برساند و تکامل تازه پیدا کند، بدون این که سیر نزولی و عقب گرد از حال کمال به نقص و از فعل به قوّه کرده باشد.(1)
نکته قابل توجّه این که اشکال کننده خود، ناآگاهانه قائل به رجعت شده است؛ زیرا فرض مستشکل این است که قوّه به فعل و کمال رسیده باشد، لذا برگشت از فعلیت به قوه محال است. این حرف حداکثر درباره کسانی صحّت دارد که به مرگی طبیعی از دنیا می روند، یعنی کمالات وجودی ایشان به طور کامل از قوّه به فعل رسیده و سپس جدایی روح از بدن برای آن ها حاصل می شود. این گونه افراد، از رجعت کنندگان نخواهند بود. امّا کسانی که با مرگ غیرطبیعی، یعنی قتل، تصادف، غرق، جنگ و رویدادهای گوناگون طبیعی و غیرطبیعی می میرند - که اکثریت انسان ها را تشکیل می دهند- در مسیر زندگی شان با صدها مانع رو به رو بوده اند و نتوانسته اند استعدادها و قوای امکانی خود را به فعلیت و کمال برسانند؛ یعنی خروج قوّه به فعلیت به طور کامل صورت نپذیرفته است. این گونه افراد، پس از چنین مرگی، دوباره به دنیا باز می گردند، تا قوای امکانی آنان به فعلیت برسد و در یک محیط آماده، بدون مانع، کمالات لایق به حالشان را تحصیل کنند. در این گونه رجعت، هیچ مانعی ندارد که انسانی برای این منظور به دنیا باز گردد و برگشت فعل به قوّه هم نخواهد بود. ممکن است رسیدن قوّه به کمال نهایی، مشروط به این باشد که مقداری در برزخ زندگی کنند و آن گاه آمادگی کامل برای پذیرش کمال نهایی را به دست آورند. خلاصه آن که محال بودن رجوع فعلیت به قوّه، هرگز مستلزم امتناع رجعت نخواهد بود.

2.جواب نقضی:

پیروان همه ادیان آسمانی به معاد عقیده دارند بدون تردید، روز رستاخیز، روح به همین بدن باز می گردد و انسان ها زنده می شوند. هر پاسخی که اشکال کننده، به شبهه خود درباره معاد می دهد، به گفته صاحب معالم: «الجواب، الجواب»؛ یعنی همان پاسخ را درباره رجعت نیز می گوییم. علاوه بر این که در آیات متعدّدی، قرآن با صراحت از زنده شدن مردگانی در امّت های پیشین سخن گفته است. همچنین اشکال کننده هر پاسخی به شبهه خود، درباره رجعتِ برخی اقوام گذشته دهد، همان پاسخ درباره رجعت در زمان ظهور نیز می آید.
 
 
پی نوشت:
1.المیزان، ج1، ص 207 (با اندکی تغییر).