امامزادگان، سنگرهای حراست از اسلام در جمهوری خودمختار نخجوان
بررسی نقش امامزادگان نخجوان در حراست از هویت دینی شیعیان در دوران حکومت تزاری، شوروی و پس از آن.
شنبه 10 تیر 1396    
بازدید: 260
امامزادگان، سنگرهای حراست از اسلام در جمهوری خودمختار نخجوان
 
نویسنده: سجاد حسینی(1)
 
 
چکیده
جمهوری خودمختار نخجوان بخشی از جمهوری آذربایجان به شمار می آید که در جنوب غربی منطقه قفقاز جنوبی و در همسایگی کشورهای ایران، ارمنستان و ترکیه واقع است. اهالی نخجوان مسلمان و شیعه دوازده امامی هستند و فرهنگ زیارت از جمله سنت های رایج در نزد اهالی این دیار است. بقاع متبرک موجود در این منطقه نیز همواره محل توجه اهالی این منطقه بوده است. این پژوهش بر آن است تا ضمن معرفی امامزادگان و سایر بقاع متبرک این جمهوری خودمختار، به بررسی نقش آن ها در حراست از هویت دینی و مذهبی شیعیان در طول دوران حکومت تزاری، شوروی و پس از آن بپردازد.
کلیدواژه ها: جمهوری خودمختار نخجوان، جمهوری آذربایجان، بقاع متبرک، امامزادگان، زیارت.

جمهوری خودمختار نخجوان

بر اساس برخی منابع تاریخی و جغرافیایی دنیای قدیم، نخجوان در سال 1539 ق.م. وجود داشته و «ناکسوآنا» تلفظ می-شده است. در منابع مختلف تاریخی عنوان این شهر به صورت «نشوی»، «نقجوان» و «نخجوان» آمده است. گروه دیگری از مورخان این عنوان را به عبارت «نقش جهان» ربط داده اند (بغدادی، 1412: 1373؛ یاقوت حموی، 1995: 161؛ لسترینج، 1383: 179؛ اولیا چلبی، 1314: 236).
وجه تسمیه نخجوان بنا بر افسانه ها به نوح نبی (ع) و طوفان معروف وی مربوط است. بنا براین وجه تسمیه نخجوان از سه واژه «نوح»، «چی» و «وان» تشکیل شده است و معنای مسکن طرفداران نوح از آن به دست می آید. وجود حکایت ها و روایت های عامیانه بسیار در خصوص ارتباط اراضی نخجوان، با نوح نبی (ع) و همچنین وجود مقبره ای منسوب به این پیامبر در نخجوان تا حدودی وجه تسمیه فوق را تقویت می کند (фәрзәлијев вә Гасымлы, 1994: 66-70; İsmayıl, 2008: 120-130; İsmayılov və Şirinov, 2007: 142-145).
محققان مختلف، نظریات دیگری نیز در این خصوص کرده اند. نیکونوف، واژه نخجوان را ترکیبی از دو واژه «ناخوچ» (نام شخص یا طایفه ای) و «آوان» به معنی مکان می داند. جعفر اوف نیز فرضیه ارتباط نام نخجوان با عنوان «آقچیبان» (نامی برای اقوام ترک اوغوز) را مطرح می کند. پروفسور آخوند اوف، نخجوان را شکلی از «ناهوته وان» می داند. «ناهوته» یکی از خدایان دنیای قدیم بوده است. برخی دیگر از محققان این عنوان را برگرفته از عنوان «نخچیر وان» یعنی محل شکار می-دانند. پوشش غنی جانوری این منطقه و اشارات کتاب ده ده قورقود به اینکه شکار اصلی ترین تفریح و پیشه پادشاهان اوغوز بود، این فرضیه را تقویت می کند (Naxçıvan ensiklopediyası, c2, 2005: 62, Eyvazli, 2006: 115, 116).
برخی روایت های تاریخی، تأسیس نخجوان را به خسرو انوشیروان ساسانی ربط می دهند. تشابه موجود میان دو واژه «نوشیروان» و «نشوی» را نیز نباید فراموش کرد (ابن الفقیه، 1349: 131؛ البلاذری، 1988: 381).
نخجوان بعد از فتوحات اسلامی، بخشی از اراضی خلافت اسلامی شد. تنها در دوران قیام بابک خرمدین، ارتباط مقّر خلافت با اراضی خود در منطقه آذربایجان و از آن جمله نخجوان قطع شد. با سرکوب این قیام، مجدداً خلافت اسلامی بر این اراضی حکمفرما گشت. در قرون نخستین اسلامی، دولت های نیمه مستقلی نیز در این عرصه سر برآوردند و نخجوان نیز برای مدتی، زیر نظر دولت‎های نیمه مستقل وابسته به خلافت، چون ساجیان، سالاریان و شدادیان قرار گرفت. با قدرت یافتن سلاجقه، نخجوان نیز تحت حاکمیت ایشان قرار گرفت؛ در دوران ضعف این حکومت، اتابکان آذربایجان جای ایشان را گرفتند و نخجوان یکی از مهم ترین پایگاه های ایشان شد. با تهاجم مغول، شهر نخجوان با خاک یکسان شد و پس از آن، در دوران ایلخانان مغول، یکی از تومان های تحت حاکمیت این حکومت به شمار آمد. با ضعف ایلخانان مغول، حکومت های مختلفی چون تیموریان، قراقویونلوها و آقا ‎قویونلوها در آن قدرت یافتند (Naxçıvan tarixi atlası, 2010: 19-26).
سرانجام دولت صفویه روی کار آمد و نخجوان نیز به یکی از اراضی این حکومت مبدل شد. این عرصه بارها از ایران صفوی جدا شد و به یکی از اراضی دولت عثمانی مبدل گشت اما پس از چندی مجدداً باز پس گرفته شد (Əliyev və Əliyev, 2007: 22-30).
این روند تا روی کار آمدن نادر شاه افشار ادامه داشت. و پس از او، این بار، اراضی نخجوان به عرصه ظهور دولت محلی و فئودال خان نشین نخجوان تبدیل شد. این خان ‎نشین در اوایل قرن 19 م. با انعقاد معاهده ترکمانچای در 1243 ه.ق/ 1828 م. به اراضی امپراطوری روسیه ضمیمه شد (Əliyev və Əliyev, 2007:60-81).
با وقوع انقلاب 1335ه.ق/ 1917 م. در روسیه و تحرکات مسلمانان منطقه در کنار ارامنه و گرجیان، اراضی قفقاز جنوبی و از آن جمله منطقه نخجوان به عرصه تأسیس دولت ماواری قفقاز مبدل گشت و با انحلال این دولت، برای نخستین بار اکثر مسلمان نشین‎های قفقاز جنوبی در قالب یک دولت مستقل تحت عنوان جمهوری آذربایجان اعلام موجودیت کردند (Azərbaycan xalq cümhuriyyəti ensiklopediyası, 2004: 18-20).
نخجوان یکی از مناطق مورد ادعای جمهوری آذربایجان و جمهوری ارمنستان در آن سال ها به شمار می‎آمد. فعالیت‌‌ نیروهای عثمانی در بخش غربی قفقاز، شرایط را به نفع مسلمانان منطقه تغییر داد. در 29 شوال 1336ه.ق/ 7 آگوست 1918م. ارتش عثمانی به فرماندهی قارابکیر پاشا وارد نخجوان شد و به تحرکات آندرونیک اوزانیان، سرکرده نیروهای ارمنی، در منطقه پایان داد. برای جلوگیری از حملات مکرر ارامنه، در صفر 1337ه.ق/نوامبر 1918 م. اهالی مسلمان منطقه تحت حمایت دولت عثمانی، «جمهوری ترک آراز» را در نخجوان بنیان نهادند. این جمهوری تا جمادی الثانی 1337ه.ق/ مارس 1919م. دوام آورد. در ربیع الثانی 1337ه.ق/ ژانویه 1919م. نخجوان توسط انگلیسی ها اشغال شد. به زودی جنرال-گوبرناطوری انگلیس در این منطقه ایجاد شد. با بالا گرفتن اعتراضات مردمی، انگلیسی ها نخجوان را ترک کردند و این بار جنرال- گوبرناطوری آمریکا در این منطقه تشکیل شد. این نظام اداری نیز از سوی مردم پذیرفته نشد و سرانجام این جمهوری، به جمهوری آذربایجان پیوست (Sadıqov, 1995: 18-22; Piriyev, 128; Azərbaycan xalq cümhuriyyəti ensiklopediyası, 2004: 123, 124; Naxçıvan ensiklopediyası, c1, 2005: 31, 32, 33; Hacıyev, 1994: 43-55).
با تهاجم نیروهای بلشویک، جمهوری آذربایجان در 1338ه.ق/ 1920 م. سقوط کرد و تمامی اراضی آن و از نخجوان به اتحاد جماهیر شوروی پیوست. نخجوان در سال های 1341-1338ه.ق/ 1923- 1920م. با عنوان«جمهوری سوسیالیتی شوروی نخجوان» و در سال های 1342-1341ه.ق/ 1924- 1923م. با عنوان «دیار خود مختار نخجوان» شناخته شد. سرانجام در 20 آبان 1334هـ.ش./ 12 نوامبر 1955م.، خودمختاری نخجوان زیر نظر دولت جمهوری آذربایجان، به رفراندوم گذاشته شد و اهالی اکثراً ترک آذربایجانی این منطقه آن را پذیرفتند. این روند پس از سقوط شوروی و استقلال جمهوری آذربایجان نیز تداوم یافت (Naxçıvan ensiklopediyası, c2, 2005: 95).
این جمهوری خودمختار 246 کیلومتر مرز مشترک با جمهوری ارمنستان، 11 کیلومتر مرز مشترک با جمهوری ترکیه و 204 کیلومتر مرز مشترک با جمهوری اسلامی ایران دارد. منطقه زنگزور در سال 1920 بنا بر نظر رهبران شوروی به ارمنستان داده شد و بدین ترتیب، نخجوان از خاک اصلی جمهوری آذربایجان جدا گشت. امروزه جمهوری خودمختار نخجوان بیش از 372 هزار نفر جمعیت دارد و دارای هفت منطقه شامل بابک، جولفا، اردوباد، سَدَرَک، شاهبوز، شرور وکنگرلی است (تصویر ش1).
99 درصد اهالی نخجوان ترک آذربایجانی و بقیه، اقلیت روس، گرجی و کرد هستند. 30 درصد از اهالی این جمهوری نیز شهرنشین و 70 درصد آن روستایی هستند. (Naxçıvan ensiklopediyası, c2 2005: 112).
شهر نخجوان پایتخت جمهوری خودمختار نخجوان، مرکز صنایع، علوم و فرهنگ این جمهوری خودمختار است. نخجوان در محل تلاقی راه های مهم، در دشت نخجوان و در ساحل رود نخجوان چای واقع شده است. تعداد جمعیت شهر نخجوان 70 هزار نفر است که 48 درصد این جمعیت مرد و 51 درصد آن زن است. تقریباً تمامی اهالی این شهر از قوم ترک آذربایجانی هستند.

پیشینه تشیع در نخجوان

به نظر می‎رسد در منطقه نخجوان گرایش از تسنن به تشیع از مسیر تصوف صورت پذیرفته و در آستانه ظهور صفویه استعداد کامل برای پذیرش رسمی مذهب تشیع را به دست آورده است.
نخجوان پیش از صفویه، خاستگاه بسیاری از شیوخ صوفیه چون خواجه محمد خوشنام، شیخ ابونصر النجقی و شیخ صلاح الدین حسن نخجوانی بلغاری بود.
خواجه محمد خوشنام سر سلسله طریقت صوفیه محققه در آذربایجان در قرن 5 هـ.ق. از اهالی نخجوان بود (کربلایی تبریزی، 1383: 2/1). حشری تبریزی، سلسله مرید و مرادی خواجه محمد خوشنام را به امام رضا (ع) می‎رساند(حشری تبریزی، 1371: 145). شیخ ابونصر النجقی منسوب به النجق نخجوان، سر سلسله طریقت النجقیه از طریقت های صوفیه پیش از دوران صفویه بود (کربلایی تبریزی، جز اول، 17، 521).
همچنین شیخ صلاح‎الدین حسن نخجوانی بلغاری نیز که در قرن 7هـ.ق. می زیست، اصالتاً اهل نخجوان بود (حشری تبریزی، 1371: 100، 101؛ اسرار علی شاه، 1388: 93، 94). گفته می شود که وی مراتب عرفانی خویش را در عالم معنا از امام علی(ع) دریافت کرده بود(کربلایی تبریزی، جز اول، 1383: 134).
منطقه نخجوان باید محبوب خاندان صفویه بوده باشد. چرا که نبرد مهم و سرنوشت ساز شرور که باعث غبله نهایی صفویان بر آق قویونلوها شد، در اراضی نخجوان به وقوع پیوست.
زندگی خاندان شیعی نصیریه، منسوب به خواجه نصیرالدین طوسی، وزیر شیعه مذهب دوران ایلخانان مغول، در اردوباد نخجوان و مقاومت جانانه شیعیان این دیار در برابر تهاجمات دولت عثمانی موجب افزایش ارزش و مقام آن نزد پادشاهان دولت صفویه شده بود(Fazil, 2010: 8, 9; Naxçıvan ensiklopediyasi, c2, 2005:190).
بارزترین نمود تشیع در این منطقه وجود شعرای مداح اهل بیت (ع) است. برای نمونه، شاعری چون نادم نخجوانی به نمایندگی از اهالی شیعه اثنی عشری نخجوان در قرن 19م. اکثر اشعار خود را به امام علی(ع)، امام رضا (ع)، امام زمان (عج) و مصیبت کربلا اختصاص داده بود (Ndim Naxçıvani, 2011: 100- 657).
شاعر دیگری به نام سالک اردوبادی نیز در جای جای اشعارش اعتقاد خود به تشیع دوازده امامی را ابراز داشته است. قصاید مدحیه او «قصیده در مدح ولی کل (عج)»، «قصیده مدح امیر المؤمنین (ع)» و «قصیده مدح مولایمان صاحب الزمان (عج)» نمودی از ارادت و اعتقاد وی به مقام امامت است (Ordubadi, 2010: 121- 130).

مزارات نخجوان

در نخجوان مزارات متعددی وجود دارد که می توان آنها را به دو بخش مزارات متبرک و مزارات غیر متبرک تقسیم کرد. مراد از مزارات متبرک مزاراتی است که نزد مردم محل تقدس دارند و شخصیت خفته در مزار شخصیتی معنوی است. این مزارات را می توان به مزارات منسوب به انبیاء و اولیای پیش از اسلام، پیرها و امامزادگان تقسیم کرد.
در بین مزارات انبیا و اولیای پیش از اسلام، دو مجموعه بسیار معروف در نخجوان وجود دارد. نخستین این مجموعه های مذهبی، آرامگاهی منسوب به نوح نبی (ع) است که در مجموعه امامزاده نخجوان واقع شده است. همچنین مجموعه زیارتی اصحاب کهف در ناحیه بابک نخجوان واقع شده است(Bağırov, 2008: 10, 43).
در سرتاسر منطقه نخجوان، ده ها بقعه پیر وجود دارد. این بقاع، مزار مردان و زنانی هستند که نزد مردم بنا به دلایل مختلفی چون پارسایی، تقوا، سیادت و... تقدس دارند.
وجود عبارت «سید» و «میر» در ابتدای نام برخی از آنان می تواند دلیلی بر نسب سیادت ایشان باشد. از جمله این بقاع می توان به میر یعقوب نخجوان، سید تقی، سید احمد، سید علی، سید حسن و سید حسین در ناحیه بابک و سید صفی در ناحیه اردوباد اشاره کرد(Bağırov, 2008: 22, 32, 34, 41, 42, 82).
وجود مزارات مختلف در این دیار، نشان دهنده رونق فرهنگ زیارت در آن است. در این مجال، گزارش کوتاهی از رونق این فرهنگ را در یکی از بقاع متبرک نخجوان بر اساس گزارش های رسمی دولت عثمانی در محرم سال 1140هـ.ق. مرور می کنیم: « این زاویه [زاویه اسفندیار] زیارتگاه عباد الله است. اهالی روستا از انجام قربانی و صدقه نمودن آن در بین فقرا در ایام تابستان در این محل، خبر دادند. این قاعده در دفتر قید شد» (Naxçıvan sancağının müfəssəl dəftəri, 2001: 133)

امامزادگان نخجوان

در سرتاسر منطقه نخجوان، سه امامزاده معروف وجود دارد که شیعیان این دیار به آن احترام زیادی می گذارند. غالباً هیچ سندی در خصوص نسب این امامزادگان وجود ندارد و بنابر اقوال عمومی، این امامزادگان اغلب فرزندان امام موسی کاظم(ع) هستند. انتساب مستقیم این امامزاده ها به امام موسی کاظم (ع) اندکی بعید به نظر می‎رسد و انتساب با چند واسطه قابل قبول است. بر این اساس، از لحاظ انتساب میان امامزادگان اراضی جنوبی و شمالی رود ارس مشابهتی وجود دارد و اگر گستره امامزادگان در نواحی مختلف به صورت یک خط در نظر گرفته شود، امامزادگان نخجوان در امتداد امامزادگان آذربایجان ایران قرار می گیرند. البته نباید این خط را پایان گستره امامزادگان در قفقاز جنوبی تلقی کرد. قطعاً امامزادگانی در اراضی ولایت های ایروان و تفلیس که قرن های متمادی بخشی از جغرافیای جهان اسلام بودند وجود داشته است و شاید هنوز هم در اراضی دو جمهوری مسیحی ارمنستان و گرجستان وجود دارند.
عدم وجود کتیبه در بنا و سنگ قبر امامزادگان نخجوان و همچنین موجود نبودن شجره نامه مشخص، چندان غیرعادی به نظر نمی رسد چرا که نخجوان در منطقه بسیار حساسی قرار گرفته و بسیاری از جنگ های رخ داده در این دیار، شکل دینی و مذهبی داشته است که در آنها اغلب اماکن مذهبی نیز آماج تهاجمات قرار می گرفته است. برای درک بهتر این گفته بخشی از کتاب «سال های خونین» محمد سعید اردوبادی را در خصوص آسیب دیدن امامزاده داوود در اراضی بین ارودباد و زنگه زور در جریان درگیری های ارامنه و مسلمانان در سال 1906م. ذکر می شود:
«وارد قریه پردادود شدیم. ابتدا برای زیارت روضه سلطان داوود برادر محترم حضرت امام رضا (ع) روانه شدیم. به غیر از گنبد، بقیه اشیاء احراق شده بود. بنا بر روایت راهنما، [ارامنه] قرآن‎ ها را یکی یکی به آتش می کشیدند و از پنجره بیرون می انداختند» (اردوبادی، 1372: 235).
امامزادگان برای نخجوانی هایی که در یکی از سرحدات جغرافیای جهان اسلام زندگی می کنند و سرزمین آن ها همواره مورد ادعای همسایه ارمنی مسیحی بوده است، سندی بر هویت اسلامی و شیعی آنان است.
شیعیان این دیار در دوران استیلای حکومت کمونیستی شوروی نیز بخش قابل توجهی از هویت اسلامی خود را در قالب فرهنگ زیارت امامزادگان نگه داشتند. برای نسل هایی که 70 سال (بیش از دو نسل) از هر گونه فعالیت مذهبی منع شدند و بسیاری از باورهای دینی خود را فراموش کردند، هنوز نیز امامزاده محلی است که در آن واجبات و مستحبات اسلامی چون نماز، دعا، نذر، قربانی و حجاب معنا و مفهوم خود را حفظ نموده است.
در این مجال به معرفی معروف ترین امامزادگان جمهوری خود مختار نخجوان پرداخته می شود:

امامزاده سید عقیل(تصویر شماره 2).

بقعه امامزاده سید عقیل در روستا ی نهرم واقع در ناحیه بابک جمهوری خودمختار نخجوان واقع است. بنا بر روایت های مردمی، سید عقیل فرزند امام موسی کاظم است. بنای بقعه به قرون 17 و 18م. مربوط می شود که بعد از بازسازی تا دوران اخیر همچنان پابرجاست. این بقعه در مرکز قبرستان نهرم واقع شده است که همچنان تدفین اموات در آن ادامه دارد. بقعه امامزاده مجموعه ای متشکل از سردابه مزار، مسجد و تکیه است. سنگ قبر موجود در این امامزاده صندوقی شکل و پوشیده از گچ و فاقد هر گونه کتیبه است(Naxçıvan ensiklopediyası, c2, 2005: 186; Naxçıvan abidərərinin ensiklopediyası, 2008: 374 ).
بر دیوار سردابه این بقعه عبارات «یا رب»، «یا محمد»، «یا علی»، «یا فاطمه»، «یا حسن (ع)» و «یا حسین (ع)» و تاریخ «1138» [هـ.ق.] به چشم می خورد. با این حساب، قدمت بنای سردابه این امامزاده به دوران سلطنت شاه طهماسب صفوی می رسد. همچنین در این نوشته ها، جمله «این حروف را مهدی نوشت» نیز وجود دارد. این جمله باید امضای هنرمند خطاط بوده باشد.
اهالی نهرم همچنان به توسعه بنای امامزاده، ایجاد مساجد و زائرسراهای متعدد در اطراف آن مبادرت می ورزند. گفته می شود این امامزاده، زائرانی از ایران و ترکیه نیز دارد(Bağırov, 2008: 30).

امامزاده شاهزاده ابراهیم (تصویر شماره 3)

این امامزاده در بخش شمالی روستای پارچی ناحیه شرور جمهوری خودمختار نخجوان واقع است. اهالی روستا این امامزاده را فرزند امام موسی کاظم(ع) می دانند. بنای امامزاده به قرون 16 و 17م. مربوط می شود و قبر موجود در میان عمارت بزرگ و گنبددار امامزاده شاهزاده ابراهیم فاقد هر گونه کتیبه ای است(Naxçıvan ensiklopediyası, c2, 2005: 218; Naxçıvan abidərərinin ensiklopediyası, 2008: 395 ).

امامزاده نخجوان (تصویر شماره 4)

بقعه امامزاده در داخل مجموعه امامزاده واقع در جنوب شرقی شهر نخجوان و نزدیکی رود ارس واقع شده است. معماری این مجموعه به قرون 16 و 17م. مربوط می‎شود و در اطراف مجموعه نیز قبرستانی تاریخی قرار دارد. بقعه امامزاده با گنبدی 8 گوش پوشیده شده که نشانگر اهمیت آن است(Naxçıvan ensiklopediyası, c2, 2005:186 ).
در حال حاضر، کتیبه‎ای در این امامزاده وجود ندارد تا فرد مدفون در آن شناسایی شود. اما اهالی محلی آن را منسوب به پسر امام رضا (ع) می دانند. با این احوال، در گذشته کتیبه ای وجود داشته که امروزه تنها ترجمه روسی آن در دسترس است. بر اساس این ترجمه، بنای امامزاده در دوران «ابوالمظفر شاه طهماسب بهادر خان» و به فرمان «رفاعی بیگ بن فولاد بیگ» ساخته شده است. با این احوال اطلاعاتی درباره شخصیت فرد مدفون موجود نیست (Naxçıvan abidərərinin ensiklopediyası, 2008: 209).

نتیجه

با ظهور اسلام و گسترش فتوحات اسلامی، منطقه قفقاز جنوبی و از آن جمله نخجوان به یکی از اراضی خلافت اسلامی مبدل گشت. پس از آن، دولت های متعدد اسلامی در آن حکومت کردند که اغلب بخش های وسیعی از اراضی ایران را نیز تحت کنترل داشتند. با ظهور دولت شیعی صفویه، نخجوان نیز تحت حاکمیت این دولت درآمد. با این احوال حضور خاندان شیعی نصیریه، منسوب به خواجه نصیرالدین طوسی در این دیار، نشانی از رواج این مذهب در اراضی نخجوان پیش از صفویه است.
امروزه اکثریت جمعیت جمهوری خود مختار نخجوان را شیعیان ترک آذربایجانی تشکیل می دهند. نزد اهالی اکثراً شیعه نخجوان، فرهنگ زیارت و از آن جمله، زیارت امامزادگان از جایگاه والایی برخوردار است. امامزاده سید عقیل، امامزاده شاهزاده ابراهیم و امامزاده نخجوان معروف ترین امامزادگان این دیارند. امامزادگان مذکور را باید در امتداد گستره پراکندگی امامزادگان آذربایجان ایران قلمداد کرد. این امامزادگان مانند امامزادگان جنوب ارس اغلب به امام موسی کاظم(ع) منسوبند.
این بقاع متبرک در طول تاریخ، پایگاهی برای حراست از اسلام و نمودی از هویت اسلامی مردم نخجوان به شمار می آمدند. اهمیت امامزادگان در پاسداری از حریم اسلام را در دوران درگیری‎های ارامنه- مسلمانان در اوایل قرن 20م. و در دوران حاکمیت شوروی می توان به وضوح دید.
تصویر شماره 1- جمهوری خودمختار نخجوان و نواحی هفت گانه آن
تصویر شماره 2- امامزاده سید عقیل روستای نهرم
تصویر شماره 3- امامزاده شاهزاده ابراهیم روستای پارچی
تصویر شماره4- امامزاده نخجوان منسوب به برادر امام رضا (ع)

پی نوشت ها :

1. پژوهشگر تاریخ دانشگاه اصفهان

منابع: - اولیا چلبی، محمد ظلی ابن درویش.(1314). اولیا چلبی سیاحتنامه سی، ج2، استانبول: احمد جودت.
- صفوی، شاه اسماعیل.(1380).کلیات اشعار شاه اسماعیل صفوی، به کوشش رسول اسماعیل زاده دوزال، تهران: الهدی.
- البلاذری، ابولحسن احمد بن یحیی (1988). فتوح البلدان، ج3، بیروت: دار و مکتبه الهلال.
- ابن الفقیه، احمد بن محمد بن اسحاق همدانی.(1349). البلدان، ترجمه: ح. مسعود، تهران: بنیاد فرهنگ ایران.
- بغدادی، صفی الدین عبدالمؤمن بن عبدالحق.(1412). مراصد الاطلاع علی اسماء الامکنه و البقاع، ج3، بیروت: دارالجیل.
- یاقوت حموی.(1995). معجم البلدان، ج1، بیروت: دار صادر.
- لسترنج، گای.(1383). جغرافیای تاریخی سرزمین های خلافت شرقی، ترجمه: محمود عرفان، تهران: علمی و فرهنگی.
- کربلایی تبریز، حافظ حسیم.(1383). روضات الجنان و جنات الجنان، جز اول، تصحیح: جعفر سلطان‎القرائی، تبریز: ستوده.
- حشری تبریز، ملا محمد امین.(1371). روضه اطهار، تصحیح: عزیز دولت آبادی، تبریز: ستوده.
- اسرار علی شاه، محمد کاظم بن محمد تبریزی.(1388). منظر الاولیاء، تصحیح: میر هاشم محدث، تهران: کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی.
- اردوبادی، محمد سعید.(1372). قانلی سنه لر، تنظیم: بویوک رسولوند، تهران: مؤلف.
-Неймат, Мешадиханум (2001). Корпус эпграфических памятников Азербайджана, том 3, Ваку: YNE.
-Naxçıvan ensiklopediyası (2005). C2, Naxçıvan: Azərbaycan milli elmlər akademiyasının Naxçıvan bölməsi.
-фәрзәлијев, Тәһмасиб, Гасымлы, Мәһррәм, Азәрбајҹан фолклору антолоҝијасы: Нахчыван фолклору, Сабәһ нәшријаты , Бакы, 1994.
-İsmayıl, Məhsəti (2008). Naxçıvan əfsanələri, Naxçıvan: Elm.
-İsmayılov, Rufik, Şirinov, Elmir (2007). Naxçıvan bir məktəbdir, Bakı: Nurlan.
-Fazil, Şahin (2010). Ön söz, Dünyanı bəzəyən Abbasın tarixi, yazar: İsgəndər bəy Münşi Türkman, Bakı: Şərq-Qərb.
-Naxçıvan sancağının müfəssəl dəftəri (2001). Şərhlərin müəllifi: Hüsaməddin Məmmədov, tərcümə: Ziya Bünyadov və Hüsaməddin Məmmədov, Bakı: Elm.
-Eyvazli, Ələddin (2006). Naxçıvan qədim türk torpağıdır, Bakı: Elm.
-Əliyev, Fuad, Əliyev, Mirabdulla (2007). Naxçıvan xanlığı, Bakı: Şərq-Qərb.
-Naxçıvan tarixi atlası (2010). Bakı: Bakı kartoqrafiya fabriki.
-Nadim Naxçıvani, Hüseyn (2011). Divan, toplayıb tərtib edən: Hacı Mustafa Mailoğlu, Bakı: Azərbaycan milli elmler akademiyası Məhəmməd Füzuli adına əlyazmalar institutu.
-Ordubadi, Salik (2010). Gülşəni-vəhdət, c1, tərtibçi: Əsgər Qasımov, Naxçıvan: Əcəmi nəşriyyatı.
-Bağırov, Feyruz (2008). Nuh yurduna ziyarət, Naxçıvan.
-Naxçıvan abidərərinin ensiklopediyası (2008). Naxçıvan: Azərbaycan milli elmlər akademiyasının Naxçıvan bölməsi.
-Azərbaycan xalq cümhuriyyəti ensiklopediyası (2004), c1, baş redaktor: Yaqub Mahmudov, Bakı: Lider nəşriyyat.
 
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally