شبهات بر فرزندان پر شمار امام کاظم (علیه السلام)
پرسش و پاسخ پیرامون وجود پر شمار امامزادگان موسوی نسب و تصریح تاریخ بر فرزندان پر شمار امام کاظم (علیه السلام)
یک شنبه 2 اردیبهشت 1397    
بازدید: 423
شبهات بر فرزندان پر شمار امام کاظم (علیه السلام)
 

وجود پر شمار امامزادگان موسوی نسب و تصریح تاریخ بر فرزندان پر شمار امام کاظم (علیه السلام) نشان می دهد، سیاستی خاص پشت این مسئله بوده و هدفی هم راستا با صلح حسنی، قیام حسینی و نهضت صادقین (علیهماالسلام ) را دنبال کرده است، اما به تناسب شرایط و اوضاع زمانه. از این رو و در بررسی فلسفه تعدد فرزندان امام کاظم (علیه السلام)و تاثیر این سیاست بر حفظ و بقای اسلام با دکتر محمد حسین رجبی دوانی، مورخ و پژوهشگر برجسته تاریخ اسلام، عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین (علیه السلام) و صاحب آثاری همچون <<کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی>> و<<تاریخ تحلیلی دوران امامت امیرالمئومنین علی (علیه السلام)>> گفت و گو کرده ایم که مشروح آن به حضورتان تقدیم می شود.

با توجه به آنکه بیشترین شمار امامزادگان از نظر نسب به حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) باز می گردند و بیشترین فرزندان از اهل بیت به آن حضرت اختصاص دارد، آیا ایشان راهبردی خاص و مبارزاتی با این سیاست جمعیتی دنبال کرده اند؟

درباره اینکه امت اسلام گسترش بیابد و شمار مسلمانان برابر دشمنان ازدیاد یابد، بحثی نیست و این در کلام پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) آمده که ایشان بر این ازدیاد تاکید دارند، حتی اگر فرزندی از آنان سقط شود. اهل بیت (علیهم السلام) نیز نسبت به آنکه فرزندانی صالح و شایسته نام خاندان رسالت را به جامعه تحویل دهند، اهتمام داشتند تا الگویی باشند برای جامعه مسلمین. اما درباره عصر زندگانی حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) باید گفت، این دوران عجیب بوده است، از این نظر که کمی پیش از امامت آن حضرت (علیه السلام) و نیز در جریان امامتشان، منصور عباسی که دشمن سر سخت و کینه توز خاندان رسالت، کمر به هدم و نابودی آل پیامبر (علیهم السلام) بست و شمار زیادی از سادات بویژه از نوادگان امام حسن مجتبی (علیه السلام) را به شهادت رساند یا در زندان افکند و شماری هم از سادات به دلایل فشارهای او متواری شدند.

ایجاد چنین جوی توسط منصور عباسی، سبب بروز قیام حسین بن علی (علیه السلام) از نوادگان امام مجتبی (علیه السلام) معروف به <<شهید فخ>> در دوران امامت امام کاظم (علیه السلام) و مقارن با خلافت موسی الهادی، نوه منصور و برادر هارون الرشید، با هدف آزادی و رفع فشارهای خلفای جور شد، اما متاسفانه این قیام به شکست انجامید و در نزدیکی مکه و در ناحیه ای به نام <<فخ>> قوای خلیفه ستمگر عباسی بر اولاد پیامبر (صلی الله علیه وآله) تاختند و نزدیک به 200 تن از آن ها را به شهادت رساندند که گفته می شود پس از واقعه جانسوز کربلا، این قیام سنگین ترین لطمات را به اهل بیت (علیهم السلام) وارد کرده است. از این رو نسل پیامبر در خطر بود بنابر این امام کاظم (علیه السلام) بر داشتن فرزند بیشتر عنایت داشتند تا نسل نبوی از خطر نابودی نجات بیابد.

آیا این سیاست به زمان حضرت کاظم (علیه السلام) محدود بود یا دامنه ای تاریخی دارد؟

البته باید توجه داشت، اگر چه این سیاست برای خاندان رسول خدا اعمال شده، اما با توجه به الهام بخشی اهل بیت (علیهم السلام) برای شیعه، باید خطی باشد که آن را رها نکرد و نسبت به پیمودن آن اهتمام داشت. بخصوص آنکه به تبع اهل بیت (علیهم السلام) شیعیان آن ها نیز مورد تعقیب و در خطر نابودی قرار داشتند و شیعه بودن برای مدت ها ی طولانی جرم تلقی میشد و اگر کسی را با این عنوان می یافتند، خطر مرگ برای او وجود داشت، بنابراین ممکن است حرکت امام کاضم (علیه السلام) صرفا در راستای ازدیاد نسل پیامبر (صلی الله علیه و آله) نبوده باشد، بلکه الگویی برای شیعه هم باشد که همیشه تاریخ در اقلیت و فشار اکثریت بوده و حتی برای همیشه حق حیات هم قایل نبودند.

آیا اعمال این سیاست جمعیتی توانست خواست و هدف امام کاظم (علیه السلام) را تامین کند و هم خاندان رسالت و هم شیعه را از خطر نابودی برهاند؟ چگونه؟

نتیجه اتخاذ این سیاست این بود که حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) با فرزندان متعدد (بنابر روایات از ایشان 37 فرزند باقی مانده است) در سرزمین های اسلامی منشا اثرات بی بدیل شدند؛ زیرا این امامزادگان به سرعت در سراسر عالم اسلام بویژه در ایران از نظر جغرافیایی پخش شدند و برای فرار از جور خلافت عباسی به جاهایی پناه بردند که مردم آن ها بیشتر به اهل بیت معرفت داشتند و این نشان می دهد، حرکت حضرت نتیجه بخش و مثبت بوده است چنان که امروز بخش اعظم سادات از نسل حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) هستند و نسب سادات موسوی، همگی به ایشان می رسد و همین موضوع از توقفیق اقدام حضرت حکایت دارد. یعنی اگر چه ایشان تحت تعقیب و نظارت دستگاه خلافت جور بود و با اینکه سال های طولانی در زندان به سر بردند، اما نسل پاکی که از ایشان بر جای مانده تا امروز گسترش یافته و ان شاءالله تا پایان جهان هم باقی خواهد ماند، در حالی که از آن خلفای ستمگر که قدرت و اختیار را در دست داشتند کسی را نمی یابی که خود را به آن خاندان منتسب کند .

این سیاست حضرت کاظم (علیه السلام) با آن همه فشار و خفقان سیاسی-اجتماعی چطور توانست خدعه عباسی را خنثی سازد. به عبارت دیگر این سیاست حضرت با چه سیاست های بعدی همراه بود که توانست مقصودشان را محقق کند؟

فرزندان امام کاظم (علیه السلام) به دلیل نا امنی وطنشان یعنی مدینه و نیز به دلیل تحت تعقیب بودن و نداشتن آزادی عمل در نجف –بزرگ ترین پایگاه تشیع- برای بقا و ادامه راه پدر بزرگوارشان در سطح جهان اسلام آن روزگار پخش شدند و بیشتر آن ها به دلیل ارادت ایرانیان به خاندان پیامبر (صلی الله علیه وآله)به ایران آمده و در مناطق فارس، قومس (سمنان امروزی) ،قم، ری، سبزوارو..

پراکنده و از تیر رس دستگاه خلافت پنهان شدند، هر چند بعضا به شهادت هم رسیدند و اینچنین تداوم نسل با فرزند آوری آن ها، این مسیر را ادامه داد و سادات در ایران بخصوص از نظر شمار رو به افزونی رفت، به گونه ای که مناطق عربی را تحت تاثیر قرار داد و می توان گفت عمده نسل امام کاظم (علیه السلام) در ایران زیست کرده و از دنیا می رفتند و فرزندان آن ها در ایران اقامت داشتند.

آیا می توان این حضور را پاسخی مستدل و تاریخی به برخی شبهات درباره چرایی تعدد امامزادگان در ایران اسلامی دانست؟

بله؛ اگر چه برخی از روی غرض و برای سست کردن باورهای دینی مردم نسبت به امامزادگان چنین شبهاتی را مطرح می کنند، اما این قطعیت دارد پس از آنکه وجود مبارک امام رضا (علیه السلام) توسط مامون به ایران فراخوانده شدند و شمار زیادی از برادرزادگان حضرت هم به ایران آمدند، نسلی با برکت در ایران بر جای گذاشتند. البته ممکن است اندک مواردی از بقاع متبرکه سندیت نداشته باشند، اما عمده امامزادگانی که در ایران هستند از نظر شجره، هیچ تردیدی درباره آنها وجود ندارد و نمی توان به خاطر چند مورد احتمالی این حضور گسترده و قطعی را انکار کرد .

وقتی تاریخ اسلام و سیره ائمه (علیهم السلام) برای بیدارگری و بقای اسلام را مرور می کنیم، با صلح حسنی قیام حسینی، ولایتعهدی رضوی و...برخورد می کنم؛ آیا می توان سیاست جمعیتی حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) را هم راستا با این سیاست ها و میزان تاثیرش بر حفظ و بقای اسلام را هم وزن آن اقدام ها دانست؟

بی گمان همین طور است. امام مجتبی(علیه السلام) بسته به شرایط پذیرش صلح و واگذاری حاکمیت به دشمن اسلام، خط اصیل اسلام را حفظ کرده و اجازه نمی دهند معدود شیعیان از بین بروند و این پاسخ خود حضرت در برابر انتقاد برخی شیعیان تندرو و مخالف صلح بودهاست که گفتتند چرا اجازه دادید معاویه بر دنیای اسلام مسلط شود؟ و امام حسن در پاسخ آن ها فرمودند: مَثَل من و شما مثَل موسی و خضر است؛ خضر کارهایی می کرد که موسی حکمتش را در نمی یافت. یکی از حکمت های من برای پذیرش صلح جلو گیری از کشتار شما، شیعیان پدرم است و این همان چیزی است که دشمن می خواست. یا حرکت امام حسین (علیه السلام) به تعبیر امام خمینی (ره) اسلام را بیمه کرد و از خطر نابودی رهاند؛ بنابراین اقدام امام کاظم (علیه السلام) برای جلو گیری از نابودی نسل پیامبر و مسلمانان حقیقی که الگوی دیگران باشند، بود؛ به عبارت بهتر، اگر امام کاظم (علیه السلام) از این طریق اقدام به ازدیاد نسل نمی کردند و شما شیعه افزایش نمی یافت، با آن جنایات دستگاه خلافت قطعا نسل پیامبر با خطر نابودی رو به رو می شد و شیعه هم دیگر الگویی (منظور امامزادگان)برای تابعیت نمی یافت، چنان که در جریان قیام فخ حدود 200 تن از فرزندان رسول خدا به شهادت رسیدند و پیش از آن هم شمار فراونی از نسل پیامبر (صلی الله علیه وآله) به فاصله کوتاهی از این قیام به شهادت رسیده بودند؛ همچنین نقل است پس از عاشورای حسینی همه مردم مرتد شده بودند جز سه، پنج یا هفت نفر، از این رو امام سجاد (علیه السلام) زحمات فراوان کشیدند تا شیعه را پرورش دهند. از این رو، اگر امام کاظم (علیه السلام) این سیاست را در پیش نمی گرفتند، چیزی از نسل پیامبر باقی نمی ماند.

امروز که شیعه در معرض نسل کشی و خطر نابودی بویژه توسط گروه هایی مانند داعش قرار دارد، الهام از این سیره و عمل به آن چقدر می تواند راه گشا بوده و نقشه دشمن و مزدورانش را نقش بر آب کند؟

با کمال تاسف باید گفت، شیعه و پیروان مذهب حق اهل بیت در سال های اخیر آماج کینه توزی هم از سوی دشمنانی مانند استکبار جهانی به سر کردگی آمریکا و صهیونیسم بین الملل قرار گرفته است، چنان که هرگز جنایت رژیم صهیونیستی علیه شیعیان مظلوم لبنان را در جریان تجاوزهای مکرر فراموش نمی کنیم که به قتل عام هزاران نفر از آن ها انجامید و نیز از دیگر سو، مورد هجمه تکفیری های سلفی و وهابی که به صراحت خود را دشمن شیعه و اهل بیت معرفی می کنند، قرار دارد. آن ها به پیروان کوردل خود القا می کنند هر کس هفت شیعه را بکشد به بهشت می رود و این گونه در عراق، سوریه، یمن و بحرین و مناطق شیعه نشین عربستان بدترین جنایات را در حق شیعه روا میدارند و در صدد نابودی نسل پیروان اهل بیت (علیهم السلام) هستند. متاسفانه، اعمال سیاست نابجای کاهش و کنترل جمعیت در کشور در سال های گذشته در کنار مشکلات اقتصادی سبب شده از این نظر در کشور با مشکل رو به رو باشیم و خطر پیری برای نسل آینده کشور را تهدید کند. از این رو باید به عنوان تکلیف و با دید ازدیاد پیروان مکتب اهل بیت (علیهم السلام) مقابل این دشمنان کینه توز به افزایش نسل مبادرت کرد و مسئولان امر هم شرایط را برای زندگی مردم و امکان اداره فرزندان بیشتر فراهم کنن تا دغدغه داشتن فرزند با شرایط سخت زندگی مانند اجازه نشینی و هزینه های بالا بزرگ کردن فرزند، مانع از افزایش نسل شیعه نشود، البته مردم هم به عنوان شیعه ائمه باید بدانند با تلاش و با هدف افزایش پیروان امیرالمومنین (علیه السلام) و اهل بیت، خدا هم به آن ها عنایت و کمک می کند که این وعده بر حق خدا در قرآن: <<نحن نرزقهم و ایاکم>>.

---
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally