از ذلت تا عزت
در این مقاله به بررسی 13آبان 42و تبعید امام خمینی میپردازیم
پنج شنبه 6 اردیبهشت 1397    
بازدید: 78
از ذلت تا عزت
 

کاپیتولاسیون پیمانی است که حقوق قضاوت کنسولی و یا حقوق قضاوت برون مرزی را به کشور دیگری در قلمرو حاکمیت ملی یک کشور اعطا می کند. مجازات اتباع بیگانه در کشور میزبان انجام نمی گیرد و در واقع نوعی سلطه و به عبارتی تحقیر کشور میزبان را دربردارد.

رژیم کاپیتولاسیون در ایران برای نخستین بار در سال 1208 ش طبق معاهد ترکمانچای به ایران تحمیل شد، اما با توجه به سلطه تدریجی آمریکایی ها در ایران و پیشی گرفتن از سایر رقبا، اعزام مستشاران نظامی آمریکایی به ایران یکی از رویکردهای مهم آمریکایی ها نسبت به سلطه هر چه بیشتر در ایران بود. از سوی دیگر به دنبال تشدید جنگ سرد بین آمریکا و شوروی، رژیم شاه یکی از مناسب ترین پایگاه های موجود برای جلوگیری از نفوذ روزافزون کمونیسم در منطقه بود. از این رو، آمریکایی ها مصمم بودند تا یک ارتش قوی و وابسته در ایران ایجاد کنند. به همین منظور اعزام مستشاران نظامی که در ساختن ارتش و وابسته کردن آن نقش اساسی داشتند، به طور جدی از سوی آمریکایی ها دنبال می شد. اما بد رفتاری نیروهای نظامی آمریکایی موجود در ایران و روح آزادگی ملت ایران و برخی از پرسنل ارتش، همواره چالش هایی را در این فرایند ایجاد می کرد. بارها نظامیان آمریکایی در هنگام رانندگی به علت مست بودن مرتکب قتل می شدند و دادگستری آنها را احضار و محاکمه می کرد.

آمریکا برای تأمین هر چه بیشتر امنیت نظامیان خود طی یادداشتی در 19 مارس 1962 (اسفند 1340) درخواست کرد که هیئت مستشاری نظامی آمریکا از امتیازات و مصونیت های مربوط به کارمندان سیاسی پیش بینی شده در قرارداد وین برخوردار شوند. این جریان در13 مهر 1342 در دولت حلقه به گوش «عَلَم» تصویب شد و این لایحه ابتدا در سوم مرداد 1343 در مجلس سنا و سپس در 21 مهر 1343 در مجلس شورای ملی به تصویب نمایندگان مجلسین رسید.

تصویب در سنا (سوم مرداد134)

در بهمن 1342 لایحه کاپیتولاسیون به مجلس سنا ارائه گردید که وظیفه دفاع از این لایحه در مجلس سنا بر عهده محمد علی مسعود انصاری معاون وقت وزیر خارجه محول شد. اما وی که حاضر نبود خود را بد نام سازد، استعفا داد و احمد میر فندرسکی جانشین او گردید؛ به همین خاطر به تعویق افتاد. شاه ایران قبل از ارائه این لایحه به مجلس در تیرماه 1343 به آمریکا رفت که استقبال گرمی از او به عمل آمد و به او فهماندند که کنگره آمریکا به طور جدی مسئله حوزه قضایی و مصونیت آمریکایی ها در ایران را پیگیری می کند و اعطای کمک نظامی به شاه ایران منوط به وضع مقرراتی در زمینه مسایل قضایی به نفع آمریکایی هاست و شاه از آمریکایی ها تقاضای 200 میلیون دلار کمک نظامی کرد.

در نتیجه، پس از بازگشت از آمریکا در اوایل مرداد ماه در زمانی که مجلسین ایران در تعطیلات تابستانی بودند، مجلس سنا جلسه فوق العاده تشکیل داد. جلسه از صبح زود تا نیمه شب ادامه داشت. بعد از طرح لوایح مختلف، مقارن نیمه شب لایحه کاپیتولاسیون مطرح گردید.

منصور، نخست وزیر دولت شاهنشاهی برای این که جریان تصویب لایحه را بسیار عادی و طبیعی نشان دهد، استدعای فوریت کرد و گفت چون یک مطلب کاملاً ساده و عادی است. شریف امامی رییس مجلس سنا نیز در تایید صحبت ها و اصرار منصور گفت:«البته مقدور هم بود که ما فردا جلسه فوق العاده تشکیل بدهیم، ولی چون کار بسیار مختصری است اجازه بفرمایید الان تمامش بکنیم».جلسه در ساعت 12شب ختم شد و لایحه با اکثریت آرا به تصویب رسید.

تصویب لایحه در مجلس شورای ملی(21مهر 1343)

مجلس شورای ملی188 نفر نماینده داشت که 140 کرسی آن در اختیار حزب ایران نوین که نقش اکثریت را داشت، بود. دولت از این جهت که در رأی گیری دچار مشکل نشود روز 20 مهرماه یک روز قبل از طرح لایحه در مجلس، با نمایندگان حزب ایران نوین یک نشست خصوصی برپا کرد. جالب اینجاست که گزارش این جلسه خصوصی در بعدازظهر همان روز از سوی کاردار سفارت آمریکا به واشنگتن ارسال شد.

جلسه روز 21مهر ماه 1343 در ساعت 8 صبح آغاز به کار کرده تا 5 بعدازظهر ادامه پیدا کرد. جلسه حتی برای صرف ناهار تعطیل نشد. در این جلسه 15 نفر از نمایندگان علیه لایحه صحبت کردند که آنها نیز بعداً صحبت های خود را پس گرفتند. سرانجام لایحه مزبور در مجلس شورای ملی با 74 رأی موافق و 61 رأی مخالف در میان136 نفر، به تصویب رسید.

اطلاع یافتن امام(ره) از لایحه

از آن جا که مبارزین و نخبگان جامعه می دانستند تنها مردی که در مقابل این ننگ و خفت خواهد ایستاد، شخصیت والا و شجاع امام خمینی(ره) است، از راه های گوناگون وی را در جریان قراردادند.

آیت الله پسندیده برادر ارجمند حضرت امام(ره) نیز وقتی از این طرح مطلع شد نامه ای به امام(ره) نوشت که لایحه کاپیتولاسیون به صورت محرمانه در مجلس مطرح است. امام(ره) پاسخ دادند: متن لایحه را برای من بفرستید تا از متن آن مطلع شوم. نمی گذارم لایحه محرمانه بماند.آیت الله شهید محلاتی نیز از طریق یکی از کارکنان مجلس که در دفتر کار می کرد از جریان کاپیتولاسیون مطلع شد و آنها نیز تصمیم گرفتند مدارک و صورت مذاکرات مجلس را نزد امام ببرند.

امام (ره) چند نفر را مأمور تحقیق در مورد جزئیات خبر کردند. یکی از آنها آقای هاشمی رفسنجانی بود. آقای هاشمی نزد آقای فلسفی و جعفر بهبهانی رفت. آقای بهبهانی از طریق یکی از نمایندگان مجلس سنا متن لایحه و اسناد مربوط را به دست آورد و به آقای هاشمی داد. آقای هاشمی رفسنجانی نیز پس از یافتن متن مذاکرات مجلس و جزوه کنوانسیون وین را تهیه و به خدمت امام(ره) آورد.

سخنرانی امام(ره)

صبح روز دوشنبه چهارم آبان 1343 که مصادف با 20 جمادی الثانی و تولد حضرت فاطمه الزهرا(س) بود، مردم و طلبه های جوان و روحانیون خود را به بیوت مراجع عظام می رساندند تا ضمن بزرگداشت این روز بزرگ از سخنان آنان در رابطه با جریان کاپیتولاسیون استفاده کنند.

رژیم که از قبل در جریان سخنرانی امام قرار گرفته بود، با اعزام یک نماینده به قم، سعی کرد تا از سخنرانی ایشان ممانعت به عمل آورد. این فرد که اجازه نیافت به طور مستقیم با امام صحبت کند، از طریق حاج آقا مصطفی خمینی فرزند برومند امام، پیام رژیم را به امام رسانید که همچون همیشه خللی در اراده امام ایجاد نکرد.

نماینده دولت به آقا مصطفی گفت: «آمریکا به منظور کسب وجهه در میان مردم ایران با تمام قدرت فعالیت می کند و پول می ریزد و از نظر قدرت در موقعیتی است که هر گونه حمله به آن به مراتب خطرناکتر از حمله به شخص اول مملکت است. آیت الله خمینی اگر این روزها بنا دارند نطقی ایراد کنند، باید خیلی مواظب باشند که به دولت آمریکا برخوردی نداشته باشند که خیلی خطرناک است و با عکس العمل تند و شدید آنها مواجه خواهد شد. دیگر هر چه بگویید حتی حمله به شخص شاه چندان مهم نیست.»

اما حضرت امام قبل از این در جمع یاران خود، اهمیت برخورد با لایحه کاپیتولاسیون را بسیار حیاتی اعلام کرده بود. یقیناً با تشخیصی که حضرت امام از این واقعه داشتند، محال بود در قبال تهدید آمریکایی ها هم کوتاه بیایند. امام در حالی که بسیار ناراحت و خشمگین بودند و حتی شب قبل از آن نخوابیده بودند، نطق تاریخی خود را با آیه استرجاع(انالله و انا الیه راجعون) آغاز کردند که موجب گریه حضار شد. امام پس از سخنان توفنده و انقلابی خویش به اتاق برگشتند و فرمودند: «حالا دیگر راحت شدم». هم چنین افزودند: اگر در این مبارزه صد هزار نفر هم شهید بدهیم بهتر است از این که این قانون ننگین تصویب شود، زیرا این قانون همه مقدسات ما را زیر پا گذاشته است و استقلال ما را به بیگانگان فروخته است».

پخش اعلامیه امام در مورد کاپیتولاسیون(شب پنجم آبان)

امام علاوه بر سخنرانی، برای آگاهی هر چه بیشتر مردم، اعلامیه ای نیز صادر کردند.وقتی امام اعلامیه را نوشتند رو به اطرافیان خود کردند و فرمودند: «من را بازداشت می کنند و شما باید هر چه زودتر این اعلامیه را به چاپ برسانید و توزیع کنید که اگر مرا بازداشت کردند، این اعلامیه پخش شده باشد».

در تهران نزدیک به 40هزار برگ اعلامیه به طور منظم از ساعت 9 شب در کوتاه ترین زمان توزیع شد. حدود 50 نفر از جوانان غیور بازاری و دانشگاهی در یک زمان کار را آغاز کردند و هم زمان نیز توزیع اعلامیه به پایان رسید. در این جریان یک نفر هم دستگیر نشد.

دستگیری حضرت امام

این بار بر خلاف واقعه 15 خرداد که امام را پس از سخنرانی دستگیر کردند، کاملاً حساب شده و با یک تأخیر تقریباً 10 روزه اقدام به دستگیری امام کردند. رژیم نزدیک 1000 کماندوی نظامی را وارد قم کرد.

شهر قم در سحرگاه 13آبان به یک شهر نظامی تبدیل شده بود، مناطق حساس شهر زیر چرخ تانک ها و نیروهای کلاه سبز، صبح خود را آغاز می کرد. اما نیمه های شب نزدیک به 400 کماندو با محاصره کامل کوچه ها و خیابان های اطراف بیت امام، خانه ایشان را کاملاً محاصره کرده بودند. در میان محاصره کماندو ها، امام را از داخل کوچه تا خیابان سوار ماشین کردند. وقتی چشم امام به آن همه کماندو افتاد با لبخند معنی داری فرمودند: «این همه قوا نمی خواست».

ساعت 2 بعدازظهر 13 آبان رادیو ایران اعلام کرد:«طبق اطلاع موثق و شواهد و دلایل کافی چون رویه آقای خمینی و تحریکات مشارالیه بر علیه منافع ملت و امنیت واستقلال و تمامیت ارضی کشور تشخیص داده شد، لذا در تاریخ 13 آبان ماه 1343 از ایران تبعید گردید.»

این مطلب در جراید عصر نیز چاپ گردید. کاردار سفارت آمریکا طی پیامی به آمریکا اظهار خوشحالی کرد و نوشت: «سرانجام ما توانستیم از شر آن پیرمرد که چوب لای چرخ ما می گذاشت راحت شویم.»

جالب اینجاست که کپی این نامه در سال 1344 توسط یکی از هواداران امام از سفارت آمریکا به دست آمد که ساواک ضمن ابراز تعجب احتمال داده بود عوامل وابسته به روحانیت در سفارت آمریکا به نحوی نفوذ کرده باشند.

دستگیری آقا مصطفی خمینی

صبح روز 13 آبان آقامصطفی با مشاهده انبوه کماندوها در اطراف خانه ، از کوچه و پس کوچه ها خود را به همراه گروهی از مردم به بیت آیت الله مرعشی نجفی رسانید. رژیم شاه که تجربه 15 خرداد و حرکت آقا مصطفی را آزموده بود، این بار اجازه قیام نداد. نیروهایی که بیت آقای مرعشی را محاصره کرده بودند از بام وارد خانه ایشان شدند و مصطفی خمینی را دستگیر و به شهربانی قم بردند. همان روز آقا مصطفی به تهران و زندان قزل قلعه منتقل شد و مدت 57 روز در آنجا زندانی بود. آ ن گاه رژیم تصمیم گرفت که ایشان را نزد امام(ره) به ترکیه بفرستد.

بازتاب

به محض شنیدن خبر دستگیری و تبعید امام (ره) بازار قم بسته شد . بازار تهران تا مدت ها بسته ماند. در بازار تهران کسبه هایی که به اخطارهای پلیس توجه نمی کردند، رژیم اقدام به تیغه کشیدن جلوی مغازه آنها کرد. در 14 آذرماه که ماه مبارک رمضان فرا رسید، فعالیت روحانیون و مساجد اوج گرفت و زنده نگه داشتن یاد امام(ره) در سرلوحه همه کارها بود. هرچند رژیم تا آنجا که می توانست اقدام به دستگیری مبارزین می کرد، روحانیونی چون شهید محلاتی ، شجونی، مروارید ، حجتی کرمانی، شیخ احمد کافی را دستگیر و به گوشه زندان انداخت. معمولی ترین روش برای زنده نگه داشتن یاد امام در آن ایام، دعا برای سلامتی ایشان بود.

ترور حسنعلی منصور

حسنعلی منصور به عنوان عامل احیای مجدد کاپیتولاسیون در ایران و مدافع این لایحه ننگین در مجلسین سنا و شورای ملی و همچنین عامل تبعید امام(ره) به ترکیه، از سوی جمعیت موتلفه اسلامی ترور شد. هیئت های موتلفه اسلامی پلی خطرناک بین تهران و قم زده بودند که بی محابا هر زمان می خواستند به دیدار امام می رفتند و حجم فراونی از فعالیت های سیاسی را انجام می دادند.

بنابر استنادات موجود و نظر اکثر مبارزین، فتوای ترور حسنعلی منصور توسط آیت الله انواری از آیت الله میلانی گرفته شد. اما در محاکمات گفته شد که حکم قتل منصور از آیت الله فومنی گرفته شده است. درست در حالی این اعتراف ثبت شد که حدود یک ماه بود آیت الله فومنی دار فانی را وداع گفته بود.

اما اسلحه ای که منصور را هدف قرار داد از سوی دربار به تولیت آستان مقدس حضرت معصومه(س) هدیه شده بود. تولیت آستان نیز این اسلحه را به آقای هاشمی رفسنجانی داده، آقای هاشمی نیز اسلحه مذکور را در اختیار سردار شهید حاج مهدی عراقی گذاشته بود. حاج مهدی عراقی که خود از کادر اصلی و نیز از اعضای شاخه نظامی بود پس از معین شدن ترور حسنعلی منصور آن را در اختیار محمد بخارایی ضارب اصلی قرار داد.

ترور منصور اثر بسیار مثبتی بر روند مبارزه گذاشت. رژیم شاه که به خود می بالید که امام را بدون سروصدا و بدون حرکت مشابهی مانند 15 خرداد توانسته است از کشور خارج کند دچار شوک شد. جهانیان متوجه شدند که طرفداران امام خمینی در مقابل تبعید او سکوت نکرده اند . آن ها آنچنان توانمند و قدرتمند هستند که به راحتی نخست وزیر و عامل کاپیتولاسیون و مهره آمریکایی را از سر راه برداشته اند. رژیم می توانست تبلیغ کند که اسطوره امام شکسته شده است. حتی مردم با سال قبل که 15 خرداد را آفریدند، فرق کرده اند و حاضر به فداکاری و جانبازی نیستند و مردم نسبت به تبعید امام بی تفاوت شده اند. اما ترور منصور جریان وفاداری به امام و انتقام از رژیم را برملا کرد. ثانیاً ترور منصور نشان داد که هواداران امام در مقابل قدرت پلیسی رژیم، وارد فاز نظامی شده اند. اگر مردم واکنشی مانند 15 خرداد نشان نمی دهند علتش قدرت سرکوب گرایانه رژیم است که در مقابل آن باید حرکت نظامی از خود نشان داد.

رژیم فکر می کرد با این کار برای همیشه امام را از ذهن مردم دور ساخته است. سرهنگ مولوی با احضار شهید شیخ فضل الله محلاتی یکی از یاران نزدیک امام به وی گفت: «خمینی مرد، دفنش هم کردیم، سنگش را هم انداختیم» اما در واقع با این نهضت، امام خمینی بود که همچنان پویا خود را با شرایط جدید یعنی «نهضت در تبعید» انطباق می داد.

---
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally