قطب فرهنگی شدن بقعة حضرت بی‌بی حکیمه(س)
در این مقاله به معرفی بقعة حضرت بی‌بی حکیمه(س) و راهکارهای عملی تبدیل شدن به قطب فرهنگی میپردازیم
پنج شنبه 6 اردیبهشت 1397    
بازدید: 342
  قطب فرهنگی شدن بقعة حضرت بی‌بی حکیمه(س) 
 
بقعة حضرت بی‌بی حکیمه(س) و راهکارهای عملی تبدیل شدن به قطب فرهنگی

محمد اسماعیل زاده

چكيده

توسعه، يكى از مهمترين خواسته‏هاى جوامع مدرن است كه صورت‌هاى مختلفى از اوضاع اقتصادى، سياسى، اجتماعى و فرهنگى را ترسيم و تبیین مى‏نمايد. از سوی دیگر ما با مجموعه دستاوردهاي مادي و معنوي بشر در طول تاريخ مواجه هستیم که آن را فرهنگ مي‏نامند. وقتی که این دو واژة توسعه و فرهنگ با هم امتزاج پیدا می‌کنند واژة جدیدی به نام توسعة فرهنگی را ایجاد می‌کنند. توسعة فرهنگی محور و پاية اصلى و زمينه‏ساز ساير ابعاد توسعه است؛ چراکه كه فرهنگ،‏ سبب ایجاد بسترى مناسب براى تحصيل توسعه در ساير ابعاد آن می‌شود، پس نابجا نیست اگر بگوییم توسعة فرهنگی مهمترين دغدغة نظريه‏پردازان و كارشناسان است. بنابراين فهم و شناخت مفاهيمى چون توسعه، فرهنگ و توسعة فرهنگى، در سرنوشت ملت‌ها و نيز جامعي ايران حايز اهميت است. این مقاله در پی آن است که ضمن تبیین مفاهیم فرهنگ و توسعة فرهنگی به بررسی ابعاد توسعة فرهنگی مطلوب اسلام و در نهایت به بررسی راهکارهای راهبردی قطب فرهنگی شدنِ حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) بپردازد.

کلمات کلیدی: توسعه، فرهنگ، توسعة فرهنگی، اسلام، بی‌بی حکیمه، فعالیت‌های فرهنگی، حرم مطهر

مقدمه

یکی از نکات بارز و برجسته در حيات بشري توأم بودن هموارة آن با فرهنگ است. این امر از آن چنان ارزش و اهمیتی برخوردار است که ملتي كه فرهنگ مخصوص به خود نداشته باشد، در عرف بشری مرده محسوب مي‏شود. بدون تردید يك فرهنگ بالنده براي تكامل خود بايد توانايي تبادل با ساير فرهنگ‏ها و جذب عناصر مثبت آن را داشته باشد؛ بنابراين، تمام فرهنگ‏ها بايد با يكديگر در تعامل باشند تا بتوانند در مجموع، بشر را به پيشرفت مطلوب برسانند. با نگاهی به تحولات جهان می‌توان به عینه دریافت که رخدادهای بزرگ مذهبی که بعدها منشأ تحولات عظیمی درتمدن بشری گردیده‌اند، دارای مفاهیمی کلیدی و دستاوردهای نظری شگرف و گوناگونی در حیطة فرهنگ بوده‌اند که فهم و شناخت آنها گامی اساسی در تبیین ماهیت و دستاوردهای آنها محسوب می‌شود. آستان مقدسة بی‌بی حکیمه(س) نیز از جمله این موارد است؛ به گونه‌ای که این حرم مطهر، علاوه بر آثار عینی و عملی در حوزة نظری و فکری، و علی الخصوص مباحث فرهنگی، دارای پیآمدها و تأثیرات شگرفی است. حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س)، موجودیت خود را بر مبنای توحید تعریف کرد. امروز بیش از هر زمان دیگر می‌توان به قابلیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) پی برد و بر مبنای آن به تدوین استراتژی فرهنگی پرداخت. این امر می‌تواند با تبیین و ارائة فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) در راستای تبدیل شدن به قطب فرهنگی، پیشرفت ارزشی مضاعف پیدا کند . مسلّم است که آنچه در این میان از اهمیت بیشتری برخوردار می‌گردد، چگونگی تحقق این آرمان و ارائة راهکارهای عملیاتی‌کردن آن است.

ابزار گردآوري اطلاعات

در اين تحقيق به تناسب موضوع، از روش كتابخانه‌اي استفاده شده است و تحقيق با بهره‌گيري از منابع اسلامي و غير اسلامي، انجام يافته است. در واقع، تحقيق حاضر از نوع توصيفي و روش آن نيز كتابخانه‌اي است.

روش تحليل

در اين مقاله، اطلاعات به دست‌آمده از منابع مختلف با روش تفسير جامع، مورد تحليل و بررسي قرار گرفته است.

تعاریف مرتبط

پیش از ورود به بحث اصلی لازم است تا ابتدا با واژه‌هایی که در این تحقیق زیاد با آنها سر وکار داریم آشنا گردیم:

همبستگی اجتماعی :در زبان لاتین معادلSocial Solidarity(به کار رفته است(10 ب)و در لغت، عبارت است از وحدت(Unity. )، وفاق(( agreement و وفاداری((Support که ناشی از احساسات، علایق، همدلی و کنش‏های مشترک است(A. S Hornby, oxford Advance learner''s Dictionary. )

این کلمه با واژة «Social Cohision» مترادف است و با واژه‏های دیگری همچون یکپارچگی اجتماعی (Social integration. )، وفاق اجتماعی( Social Attunment)و نظم اجتماعی(Social order. )از یک خانواده هستند. بنابراین با وجود قرابت معنایی، هر یک دارای حوزة معنایی خاصّ و به لحاظ منطقی مرتبط با یکدیگرند. در مورد همبستگی اجتماعی، تعریف‏های مختلفی ذکر شده استکه با تکیه بر آنها، می‏توان بیان داشت که همبستگی اجتماعی، پیوند میان افراد جامعه بر مبنای فرهنگ مشترک و احساسات ناشی از آن است. بر مبنای این تعریف است که می‌شود گفت همبستگی اجتماعی مردم ایران، پیوند میان افراد جامعة ایرانی بر مبنای ارزش‏های موجود جامعه است؛ به گونه‏ای که افراد و گروه‏های اجتماعی بتوانند نقش صحیح خود را در برقراری تعاملات و هم‏گرایی‏های اجتماعی ایفا کنند.

گسست اجتماعی: اختلاف دو نسل در ارزش‏ها یا هنجارها و نگرشهاست که موجب جدایی از نسل قدیم و طغیان نسل جدید در برابر نسل قدیم می‏شود. در این وضعیت، غالباً نوجوانان و جوانان می‏کوشند تا آخرین پیوندهای وابستگی خود را از والدین یا نسل بالغ بگسلند و اغلب در این راه به گردن‏کشی و طغیانگری می‏پردازند(شرفی، 1382، ص 108).

نظام­نامه: نظام­نامه به عنوان منظومه­ای از فعالیت‌های اصلی برای ساماندهی دستگاه­های فرهنگی کشور، مجموعه­ای منسجم و به هم پیوسته است که با بیان کلیات، اهداف، مبانی، اصول، فرایند، سازمان و برنامه کار، نگاشت نهادی و الزامات پیاده‌سازی نقشة ساماندهی، چگونگی دستیابی به ساماندهی بهینة دستگا­ه­های فرهنگی کشور را تبیین می‌کند.

لایه­های فرهنگی:لایه­های سه گانة فرهنگ عبارتند از: باورها، اعتقادات و مفروضات اساسی، ارزشها و هنجارها، نمادها و رفتارها.

فرهنگ آرمانی: فرهنگی است که علما و دانشمندان هر جامعه بر اساس جهان‌بینی و سابقة تاریخی جامعه بیان می‌کنند. این فرهنگ، همان فرهنگ آرمانی بوده و بازده زمانی تحقق آن را نمی‌توان مشخص نمود.

فرهنگ معمول: فرهنگی است که در حال حاضر وجود دارد و افراد جامعه در رفتارهای معمول خود بروز می‌دهند.

مروری بر حیات گرانقدر بی‌بی حکیمه(س)

1- بی‌بی حکیمه(س) بانوی فضیلت

بی‌بی حکمیه(س) بسیار امین و مورد اعتماد امام رضا(ع) است. اوج این امر را می‌توان در زمان تولد امام جواد(ع) دید. در این زمینه علامه مجلسی از ابن شهر‌ آشوب نقل می‌کند که استناد او هم به به سند معتبر از حکیمه خاتون (ع) است:«بنت موسی بن جعفر سلام الله علیها روایت کرده است که امام علی بن موسی الرضا علیه السلام مرا طلبید و فرمود: (در شب تولد امام جواد علیه السلام) امشب فرزندي نصیب من می‌شود. . . » و بعد داستان تولد امام جواد علیه السلام را اضافه نموده و داستان خارق العاده‌اي از امام جواد علیه السلام و اینکه امام رضا علیه السلام فرمودند: آن چه از اعجایب احوال او مشاهده خواهی کرد، زیاد است، از آن که اکنون مشاهده کردي ( مجلسی‌، 137: ص 21). قمی در کتاب سفینه البحار در این زمینه می‌نویسد : «حکیمه خاتون، دختر باب الحوائج موسی بن جعفر علیه السلام که موقع ولادت حضرت امام محمدتقی علیه السلام به امر حضرت امام رضا (ع) شرف حضور داشته، دیگر حکیمه خاتون دختر حضرت امام محمد تقی علیه السلام که در سامرا مدفون و موقع تولد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف حضور داشته‌اند، هر دو بس جلیل القدر و عالی‌مرتبه بوده‌اند ( ق‍م‍ی‌،1363، ج 2: ص 150). در جای دیگری آمده است «حکیمه خاتون، دختر امام موسی بن جعفر علیه السلام گفت: چون زمان زایمان خیزران، مادر امام جواد علیه السلام فرا رسید، حضرت رضا علیه السلام مرا خواست و فرمود: حکیمه! شما باید هنگام زایمان خیزران حضور داشته باشی، شما و خیزران و قابله باید در اطاقی بروید، چون ما سه نفر در اتاق رفتیم، امام علیه السلام چراغی را در اتاق روشن نمود، سپس در را قفل کرد. هنگامی که درد زایمان خیزران را فرا گرفت، چراغ خاموش شد. من از خاموش شدن چراغ نگران شدم. در همین حال امام جواد علیه السلام در طشتی که نهاده شده بود، قرار گرفت، پردة نازکی روي بدن طفل را پوشانده بود که به قدري درخشش داشت که اتاق را روشن ساخت و من در اثر درخشش آن نور کودك را دیدم؛ او را برداشته و در دامنم قرار دادم و پرد ه اي را که بر او پوشیده شده بود، برگرفتم. در این هنگام حضرت امام رضا (ع) آمدند و در را باز کردند و ما از کار طفل و مادرش فارغ شده بودیم، امام رضا علیه السلام فرزندش را گرفت و در گهواره قرار داد و به من فرمود حکیمه! تو مواظب این گهواره باش، من از کنار گهواره دور نمی شدم؛ تا اینکه روز سوم، طفل سه روزه چشمانش را به طرف آسمان گشود و گفت: اشهد آن لااله الا الله و اشهد آنّ محمداً رسول الله. من ترسان از جاي خود پریدم و خدمت امام هشتم علیه السلام رفته، عرض کردممن از این طفل امر عجیبی دیدم، و داستان را بازگو نمودم . فرمود: حکیمه! عجایب بسیاري از اومشاهده خواهی کرد»( مجلسی، ج 48: ص 316). کلینی در کتاب اصول در روایتی از ایشان بیان می‌دارند «حکیمه دختر امام موسی بن جعفر علیه السلام براي من نقل کرد که برادرم حضرت رضا علیه السلام را دیدم، جلوي انبار هیزم ایستاده و با کسی حرف می‌زند، اما من کسی را نمی دیدم، عرض کرد! سرورم! با چه کسی این گونه آهسته سخن می‌گویید؟ فرمود: عامر زهرایی از جنیان است. آمده است و از من مسائلی را می‌پرسد و شکایتی هم دارد. گفتم: سرورم! دوست دارم، صدایش را بشنوم، فرمود: اگر صدایش را بشنوي یک سال دچار تب می‌شوي »( کلینی، ج 1: ص 417). تمامی اینها حکایت از این دارد که بی‌بی حکمیه(ع) حجت و امین برادر بزرگوارش امام رضا علیه السلام بوده است. بنابراین، علی‌رغم اینکه سیره و روایات نسبت به آن حضرت، در تاریخ گم شده است وعلت آن، خفقان شدید آن عصر و ترس از نگارش زندگی اهل بیت علیهم السلام بوده است، در عین حال می‌توان بعضی از مطالب را از آنچه به جا مانده، شرح داد و استناد نمودتا به شخصیت والا و برجستة ایشان پی برد. در میان رجالیون نیز بی‌بی حکیمه(س) از ارزش والایی برخوردار است.

مامقانى، ضمن معرفى او در ميان زنان راوى، گفتار وى دربارۀ ولادت امام جواد را ذكر كرده است(مامقانی، ج  ٣ : ص  ٧۶). حكيمه، از امام رضا عليه السلام و امام جواد عليه السلام روايت كرده و از او، محمّد بن جَحْرَش، روايت كرده است. كتب رجال، او را از راويان امام رضا عليه السلام برشمرده‌اند(خویی، ج  ٢٣ : ص  ١٨٧)كلينى، به اسناد خويش از محمّد بن جَحْرَش، از حكيمه دختر موسى عليه السلام روايت مى‌كند كه گفت: «رَأيْتُ الرِّضا عليه السلام واقِفاً عَلى بابِ بَيْتِ الْحَطَبِ وَهُوَ يُناجى وَلَسْتُ أرى أحَداً، فَقُلْتُ: يا سَيِّدى لِمَنْ تُناجى؟ فَقالَ: هذا عامِرٌ الزَّهرائِى أتانى يَسْألُنى وَيَشْكو إلَىَّ، فَقلْتُ: يا سَيِّدى اُحِبُّ آن أسْمَعُ كلامه. فقال لى: انّك آن سمعت به جُمعت سنةً. فقلت: يا سيّدى اُحبُ آن أسمع كلامه، فَقالَ لى: اِسْمَعى، فَاسْتَمِعْتُ فَسَمِعْتُ شِبْهَ الصَّفيرِ وَرَكِبَتْنى الْحُمّى فَحُمِمْتُ سَنَةً؛( کلینی، ج 1: ص 395): امام رضا عليه السلام را ديدم، در حالى كه بر در انبار هيزم، ايستاده بود و با كسى نجوا مى‌كرد و من كسى را نمى‌ديدم. گفتم: اى آقاى من! با چه كسى نجوا مى‌كنى؟ فرمود: «اين، عامر زهرايى است كه نزد من آمده و از من سؤال و به من شكايت مى‌كند» . گفتم: مى‌خواهم بشنوم. . . . فرمود: «گوش كن» . گوش دادم. صدايى شبيه سوت شنيدم. تب بر من مستولى شد و يك سال، در حال تب بودم.

اوج برجستگی ایشان را می‌توان از روایات به جا مانده ازایشان دریافت . گرچه روایات کمی از آن حضرت به ثبت رسیده و دسترسی به آنها در میان کتب روایی به جا مانده مشکل است، تا جایی که دکتر شیخ محمدهادي امینی در این زمینه معتقد است «اطلاعات درستی از فرزندان و زندگی ایشان (بی‌بی حکیمه) در دسترس نیست و آنچه هست اینکه ایشان نزد اهل بیت علیهم السلام، بانوي عاقله و جلیل القدر و صاحب نظر و نفوذ بوده و اهل بیت علیهم السلام، مقام او را بزرگ می‌شمردند» (م‍وس‍وی‌ن‍ژاد س‍وق: ‌ص10) ولی می‌توان حسب حال این بانوی مکرمه را از رجال نویسان و صاحبان کتب رجال به دست آورد . بزرگانی چون صاحبان برقی در کتاب رجال برقی (برقی، ص62 )، محقق اردبیلی در کتاب جامع الرواه (اردب‍ی‍ل‍ی ، ج 2: ص 475) مرجع عظیم الشأن شیعه، آیت الله خویی در کتاب معجم رجال الحدیث (خ‍وئ‍ی‌، ‌1369 ، ج 23: ص 187) از ایشان نقلِ حدیث کرده‌اند. حضرت آیت الله خویی ،رحمۀالله در معجم رجال الحدیث نقل فرمود: « دو تن از راویان حدیث، یعنی برقی و محمدبن حجرش از حکیمه سلام الله علیها، دختر امام موسی کاظم علیه‌السلام، نقل حدیث از امام رضا علیه السلام نموده‌اند»( خ‍وئ‍ی‌، ج 23: ص 187) و نیز ادامه می‌دهد، شیخ کلینی در جزء یک ، باب«ان الجن یاتیهم فیسألون عن معالم دینهم)) از حکیمه سلام الله علیها نقل حدیث نمود (خ‍وئ‍ی‌، ج5: ص 98). سپس در باب منقبت ایشان به نقل از شیخ مفید می‌نویسد«فضل و منقبت ایشان (بی‌بی حکیمه) مشهور است»(خ‍وئ‍ی‌، ج 6: ص 98) و یا عالم برجسته‌ای چون علامه حسون در کتاب صاحب اعلام النساء المؤمنات می‌نویسد:«حکیمه دختر امام موسی کاظم علیه السلام، عالمه‌اي جلیل‌القدر و راوي حدیث است »( حسون، ص 345).

فرهنگ و توسعة فرهنگی

مفهوم فرهنگ

واژة فرهنگ برگرفته از واژة لاتینى (Cultura) است که عمدتاً به معنى پروردن یا مراقبت از چیزى مانند گیاهان یا جانوران است. فرهنگ به صورت یک مفهوم مستقل نخست در زبانهاى انگلیسى و فرانسوى نمایان شد؛ و در اواخر سدة هیجدهم به عنوان یک واژة فرانسوى وارد زبان آلمانى شد و ابتدا به صورت Culture و سپس به شکل (Kultur) نوشته و تلفظ گردید. لفظ فرهنگ در زبان فارسی از مصدر فرهیختن به معنای ادب و هنر و علم آموختن آمده است. فرهنگ براى جامعه، به مثابة حافظه براى انسان است؛به عبارت دیگر، می‌توان گفت که فرهنگ، شامل سنت‏هایى است که نشان مى‏دهد، پیش از این چگونه عمل مى‏شده است و اکنون برطبق آن الگوها و عقاید چگونه باید رفتار کرد. در واقع، فرهنگ، لفظی دارای معانی بسیار است و همین تکثّر معنا سبب می‌شود گاهی تفهیم وتفاهم اذهان را در امور مربوط به این مسأله دچار اشکال کند. براي فرهنگ در حدود دويست و پنجاه تعريف از سوی صاحب نظران ارائه شده است که در ادامه به پاره‌ای از آنها اشاره می‌کنیم. عده‌ای فرهنگ را مجموعة باورها، بينش‏ها، ارزش‏ها، آداب و سنن، اخلاق و‌انديشه‏هاي پذيرفته شده و حاكم بر يك جامعه می‌دانند. پاره‌ای دیگر، آن را كلية دستاوردهاي مادي و معنوي هر جامعه اعم از دانش، هنر، اخلاقيات، قواعد، آداب و رسوم، عبادات و ديگر قابليت‏هاي اكتسابي می‌دانند كه از نسلي به نسل ديگر انتقال مي‏يابد. برخی دیگر بر این باور هستند که فرهنگ در کلیت کار، مجموعة پيچيده‏اي است كه در برگيرندة دانستني‏ها، اعتقادات، هنرها، اخلاقيات، قوانين، عادات و هرگونه توانايي كه به وسيلة انسان، به عنوان عضو جامعه، كسب شده است (روح‏الاميني، 1372: ص 17). برای افراد دیگری، فرهنگ، مجموعه‏اي از آگاهي‏ها(شناخت‏ها) و رفتارهاي فني، اقتصادي، آييني (شعاير)، مذهبي، اجتماعي و غيره است كه جامعة انساني معيّني را مشخص مي‏كند. تایلر معتقد است که فرهنگ در معنى وسیع قوم‌نگارانة آن، کلیت پیچیده‏اى است که شامل معرفت، اعتقاد، هنر، اخلاقیات، قانون، آداب و رسوم و سایر قابلیت‏ها و عاداتى می‌شود که انسان به مثابة عضوى از جامعه کسب مى‏کند. وی وضعیت فرهنگى در میان جوامع گوناگون بشرى را فرایندی می‌داند که در آن می‌توان بر مبناى اصولى کلى به تحقیق پرداخت، به نحوی که موضوع آن موضوعی در خور مطالعه قوانین تفکر و کنش بشرى باشد (همان، ص 103). تعریف تایلر حاوى عناصر کلیدى دریافت توصیفى فرهنگ است. برطبق این دریافت، فرهنگ را مى‏توان مجموعة به هم‏پیوسته‏اى از اعتقادات، آداب و رسوم، اشکال معرفت، هنر و مانند آن دانست که افراد به مثابة اعضاى جامعه‏اى خاص آنها را کسب مى‏کنند. این مجموعه به نحوی است که مى‏تواند به روش علمى مورد مطالعه قرار گیرد. از دیدگاه وی اعتقادات و آداب و رسوم، کلیت پیچیده‏اى را تشکیل مى‏دهند که به جامعه‏اى خاص اختصاص داشته و آن را از جوامعى که در مکانها و زمانهاى دیگر وجود دارند، متمایز مى‏سازد. در دائره المعارف لاروس در معنای فرهنگ آمده است که: «فرهنگ عبارت است از مجموعه اموری که به تمدن خاص یک گروه اجتماعی مربوط می‌شود؛ به زبان دیگر، فرهنگ به مجموعه‌ای اطلاق می‌شود که شامل معارف، اعتقادات، هنر، اخلاق، قوانین، آداب و رسوم و هرنوع مقررات و عادات دیگری باشد که انسان به عنوان عضوی از جامعه آن را کسب کرده است( تامپسون، ص10). تعاريف مختلف و متفاوت از فرهنگ بيانگر اين مطلب است كه تمام دستاوردهاي مادي و معنوي بشر در طول تاريخ در قالب اصطلاح فرهنگ قابل تعبير است. بر این مبنا می‌توان فرهنگ را در دو بعد مادی و معنوی هم مورد مطالعه قرار داد. فرهنگ مادي عبارت است از تمامي آنچه كه عيني و ملموس است؛ مانند آثار هنري، دستاوردهاي صنعتي، بناهاي تاريخي، خط، موسيقي و. . . . فرهنگ معنوي يا غيرمادي نيز عبارت است از عقايد و رسوم، علوم و معارف، ارزش‏ها و‌انديشه‏ها، اخلاقيات، دانستني‏ها و. . . (رفیع ،1373: ص266). نکتة قابل توجه و تعمّق این است که فرهنگ مادي معمولاً تحت تأثير فرهنگ معنوي رشد مي‏كند؛ زيرا نوع نگرش به هستي و جهان، و ارزش‏هاي حاكم بر جوامع، در ساخت ابزار جديد براي امور زندگي و رفاه اجتماعي به انسان جهت مي‏دهد؛ براي مثال، طرز نگرش، نوع ارتباطات و معاشرتِ انسان‌ها، آنان را به ساختاري خاص در معماري سوق مي‏دهد، و يا نوع نگرش زنان به حقوقشان، آنان را در انتخاب نوع لباس يا رفتار رهنمون مي‏سازد. از طرف ديگر فرهنگ مادي نيز در فرهنگ معنوي تأثير مي‏گذارد؛ براي مثال، وارد شدن و جاي گرفتن يك تكنولوژي جديد كه در شمار فرهنگ مادي است، بالطبع ارزش‏هاي جديدي را با خود خواهد آورد و ارزش‏هايي را نيز متزلزل خواهد ساخت (روسك، 1369: ص 10). از سوی دیگر فرهنگ، دارای خصوصیات و مختصاتی است که شناخت آنها می‌تواند در فهم معنی فرهنگ بسیار مفید و مأثر باشد که در ذیل به پاره‌ای از آنها اشاره می‌کنیم:

1-2- آموختني و اكتسابي است بدین صورت که افرادِ هر نسل، ميراث فرهنگي را از نسل گذشته دريافت مي‏كنند و به نسل بعدي مي‏سپارند؛ به عبارت دیگر می‌توان گفت که فرهنگ، غریزی نیست و از راه توارث نیز به فرد منتقل نمی شود؛ به معنایی دیگر، فرهنگ از عادت‌ها و تجربیاتی تشکیل یافته است که افراد در طول حیات خویش می‌آموزند.

2-2- زنده است. می‌توان گفت که جنبة پذيرندگي فرهنگ مربوط به زنده بودن آن است و توقف فرهنگ مساوي با مرگ آن است.

3-2- فطرت ثانوي انسان است؛ يعني به خودي خود عمل مي‏كند. بر اين اساس است كه ارزش‏ها، بايدها و نبايدها و اهداف و عادات، پايه‏هاي فرهنگ را مي‏سازند.

4-2- فراتر از سواد و تحصيلات است؛ زيرا با فطرت و سرشت انسان‌ها مرتبط است.

5-2- هويّت‏دهنده است؛ يعني تنظيم‏كنندة روابط اجتماعي و تضمين‏كنندة نوع بينش و نگرش فرهنگ‏پذير است.

6-2- نسبي است؛ متنوع است، تدابير و روش‏ها از يك گروه به گروه ديگر فرق مي‏كند و هر قومي طرز تفكر و عادات ويژه‏اي دارد.

7-2- منتقل شدني است؛ هر گروه انساني ميراث اجتماعي )فرهنگ( خود را به ديگران انتقال مي‏دهد؛ بدین مفهوم که امور فرهنگی بر اثر تلاش و علاقة انسان‌ها از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود.

8-2- خاص انسان است. فرهنگ شامل گذر از مرحلة غريزي به رفتار آموخته است كه الگوهاي آن مي‏تواند از يك شخص يا نسل به شخص يا نسل ديگر منتقل شود؛ در واقع مفهومي تجريدي از مشاهدة رفتار انسان‌هاست (فياض، 1372 : ص31ـ39).

9-2- اجتماعی است؛ یعنی عادت‌ها و تجربیاتی که فرهنگ را تشکیل می‌دهند جنبة انفرادی ندارند.
شرایط اجتماعی مانند جنگها، حوادث بزرگ طبیعی و تحولات سیاسی در تحول فرهنگی مؤثر واقع می‌شوند.
10-2- پاسخگوی نیازمندی‌های اساسی حیات است؛ بدین صورت که فرهنگ، چگونگی مقابله با حوادث و تحولات طبیعی و یا تغییر شکل طبیعت را برای انطباق آن با خواسته‌های انسان به وی می‌آموزد.
11-2- پایدار است؛ یعنی اگرچه یکی از ویژگی‌های فرهنگ، تحول‌پذیری است ولی این تحول به‌اندازه‌ای آرام و غیرمحسوس صورت می‌گیرد که به نظر می‌رسد جنبة پایدار و دیرپابودن آن قوی‌‌تر است.
12-2- مشخص کنندة معیارها و ارزش‌هاست . بدین صورت که هر فرهنگ با توجه به مجموعه خصوصیات و موقعیت خود نسبت به مسائل و موضوعات مختلف، موضع گیری، مرزبندی و درنتیجه ارزش‌گذاری می‌کند. هر فرهنگ حاوی تعاریفی از مفاهیم اساسی موجود است و بر اساس آن نظام رفتاری، وضعیت زندگی فردی و اجتماعی را شکل می‌دهد ( منصورى،1374: ص710 ) . دریک تقسیم بندی کلی‌تر، فرهنگ در دو وجه غربی و شرقی نیز قابل انفکاک است. بر مبنای اين تقسيم‏بندي که در خود رهیافت‌های تاريخي و سياسي را دارند، منظور از فرهنگ غربي همان بينش يونان و روم بعد از ميلاد مسيح و اروپاي بعد از رنسانس است كه برخي از ويژگي‏هاي آن عبارتند از اصالت قدرت، اصالت ماده، اصالت زندگي، نظم فكري و عملي، اصالت مصرف، ميل به تحليل عقلاني، خودمداري و اومانيسم.

در مقابل آن، فرهنگ شرقی با مختصاتی از قبیل طالب و تابع خداوند (اصالت وحدانيت)، در جست‏وجوي روح و يافتن راز خلقت (اصالت روح)، ميل به تحليل عاطفي، قوم‏گرایی و ناسيوناليستی و. . . دارد ( داوري اردكاني، 1379: ص12) . در یک فرایند کلی می‌توان مفهوم فرهنگ را مجموعه افکار و اعمال، بایدها و نبایدها، هنجارها، ارزش‏ها و نظام اعتقادات یک جامعه که مشتمل است بر سنت‏ها، آداب و رسوم، مذاهب، ایدئولوژی تشریفات مذهبی، میراث، زبان و کلیه عبادت‏ها یا دیدگاه‌های مشترک دیگر دانست که ممکن است از این نوع مفاهیم مستثنا شده باشد. بدین‏سان، انسان‏شناسان بر مفهوم فرهنگ به مثابة عامل اصلی تعیین‌کنندة رفتار انسان تأکید کرده‏اند. این تعریف با تعریف یونسکو که فرهنگ را ارتباط نظام یافته در تمام جنبه‏های زندگی می‏داند؛ همخوانی دارد (مونتی پالمر، 1367: ص 14) . از دیدگاه توسعه نیز فرهنگ، مجموعة سازگار افکار و‌اندیشه‌ها نیست، بلکه در بطن هویت فرهنگی نظام سیاسی، مجموعه متضادی از باورها وجود دارند که باعث متناقض‌نما کردن فرهنگ می‌شوند. این باورها ناشی از آبشخورهای متفاوتی است و باتوجه به اینکه در هر دورة تاریخی باورهای فرهنگی، حالتی محوری دارند، نظام‌های سیاسی گوناگونی شکل می‌گیرد. در واقع یکی از مهم‌ترین و اصلی‌ترین وسایل حفظ نظام‌ها، فرهنگ است؛ چراکه عناصر متفاوت هر اجتماع و نظام سیاسی از طریق بستر فرهنگ به یکدیگر پیوند می‌خورند) عظیمی ، 1370: ص131).

3-مفهوم توسعة فرهنگی

توسعة فرهنگى از دو واژة توسعه و فرهنگ تشكيل شده است كه این دو با همراهى يكديگر، ابعاد مختلفى را در جامعه تحت پوشش قرار مى‏دهند. اهمیت آن تا حدّی است که عدم توجه به توسعة فرهنگى مى‏تواند يكى از مشكلات اساسى در امر توسعه را فراهم آورد. تجربة تاريخى جامعة ايران بیانگر این امر است که جامعه قبل از هر چيز، نيازمند آمادگي‌هاى فكرى، پى بردن به ضرورت توسعه و تصميم‏گيرى قاطع پيرامون آن است. اين امر، خود به تنهایی مستلزم توسعة فرهنگى و همراهى آن با ابعاد ديگر توسعه است. در تعریف توسعة فرهنگى می‌توان گفت که فرایندی به معناى ايجاد تحول و خلق ارزش‌ها، روابط اخلاقى و هنجارهاى مناسب است كه براى ارضاى نيازهاى آدمى، زمينه‏هاى لازم را در قالب اجتماع فراهم مى‏كند. لذا از اين منظر می‌توان از توسعة فرهنگى، به معناى پويايى و رشد فرهنگى نیز یاد کرد. هدف كلان توسعة فرهنگى را می‌توان در مواردی مثل انبساط فكرى جامعه در جهت جانشين كردن مراتب عقل به جاى مراتب پيش فرض در قواعد تصميم‏گيرى، تضمين تربيت و تعليم و پرورش صحيح و ارتقای سطح كارآمدى مردم، براى تحقق جامعه‏اى سالم و بهره‏مند از امكانات مفيد دانست. از سوی دیگر توسعة فرهنگی، خود در برگیرندة ارکانی از قبیل همگانى‌ساختن فرهنگ و ضرورت سياست‌گذارى فرهنگ و. . . است که اين اهداف و ارکان توسعة فرهنگى جامعه را در كسب رشد خلاقيت‌ها و فضيلت‌هاى اجتماعى به مدد بازشناسى و بازآفرينى فرهنگ متعدد و مساعد خودى، يارى مى‏رساند. همچنين از کارکردهای دیگر توسعة فرهنگی در جامعه این است که در مواجهه با دگرگونيهاى سريع اجتماعى، اقتصادى، كيفيت زندگى را ارتقا مى‏بخشد و جامعه را از بهره‏مندى توسعة مادى اقناع مى‏نمايد. توسعة فرهنگی قادر است که در یک فرایند کلی از سويى با مشاركت‌دادن تمامى افراد جامعه و گروه‌هاى اجتماعى در راستای مقولة فرهنگ‏آفرينى و تقويت گسترش رقابت‌هاى سازنده گام‌های مفیدی بردارد. بی‌تردید توسعه به عنوان یک مفهوم متعالی، دستاورد بشری و پدیده‏ای چند‌بعدی است و فی نفسه یک مسلک به حساب می‏آید. توسعه به دلیل اینکه دستاورد انسان محسوب می‏گردد، در محتوا و نمود دارای مختصات فرهنگی است و بر تحول ارگانیک دلالت دارد. هدف از توسعه، ایجاد زندگی پرثمری است که توسط فرهنگ تعریف می‏شود. بنابراین، توسعه، دستیابی فزایندة انسان به ارزش‌های فرهنگی خود است) سازمان برنامه و بودجه: ص 6)و این بُعد شاید بتواند بهتر و بیشتر ارزش و اهمیت توسعة فرهنگی را در مقولة توسعه تبیین کند. در اسلام نيز مجموعه پتانسيل‏هاى فرهنگى براى بشريت وجود دارد كه در تحولات اساسى جوامع تأثيرگذار است چنانکه اميل دوركهام و ديگر‌ انديشمندان غربى باورها و ارزش‌هاى مذهبى را در شكل‏گيرى انسجام اجتماعى و توسعة فرهنگى تأثيرگذار مى‏دانند.

فرهنگ دینی، عامل همبستگی و جلوگیری از گسست اجتماعی

4-مبانی نظری گسستگی اجتماعی

مقولة گسست‏های اجتماعی (Social Cleavages) و نحوه تأثیرگذاری آنها بر جوامع مختلف را باید موضوع اصلی جامعه‏شناسی سیاسی قلمداد کرد؛ چرا که قاعدة کلی جامعه‏شناسی سیاسی این است که زندگی سیاسی در هر کشوری به شیوه‏های گوناگون، تحت تأثیر شکاف‌های اجتماعی خاص آن کشور و نحوة صورت‌بندی آن شکاف‏ها قرار می‏گیرد. در واقع می‌توان گفت که تنوّع جامعه‏شناسی سیاسی کشورهای گوناگون ناشی از نوع و شمار این شکاف‏ها و نحوة صورت‌بندی یا ترکیب آنهاست(بشیریه ، 1374: ص 99). اصولاً باید توجه داشت که اختلاف در علایق، نقطة آغازین بروز شکاف‌های اجتماعی است. البته برای اینکه گسست‏ها -که به طور طبیعی در جامعه وجود دارند- منشأ اثر قرار گیرند و به جنبش تبدیل شوند، لازم است شرایط دیگری نیز فراهم آید که رسالت جامعه‏شناسی سیاسی در عصر حاضر، شناخت و معرفی آنهاست. توجه به این نکته لازم و ضروری است که گسست‏های طبیعی طی فرآیندی پیچیده موسوم به بسیج اجتماعی از حالت غیرفعال خارج شده، به شکل جنبش در جامعه رخ می‏نمایند که خواهان ایجاد تغییر و تحول در ساختار اعمال قدرت و یا روابط اجتماعی، هستند. بنابراین، نفس وجود گسست در جامعه، دالّ بر خطری برای حکومت نیست بلکه مهم، فرآیند بسیج اجتماعی است و اینکه گسست مزبور تا چه میزان فعال شده است. تردیدی نیست که جوامع در روند تاریخی خود، هیچ‏گاه به مرحلة فروپاشی کامل نمی‏رسند؛ هم‏چنان‏که هیچ‏گاه جامعه‏ای را نمی‏توان یافت که از همبستگی مطلق برخوردار باشد و هیچ نشانه‌ای از بروز حالت‏های عدم تعادل را در آن مشاهده کرد. لذا می‌توان گفت که جوامع به صورت عینی در طیفی دوسویه، از همبستگی اجتماعی نسبی تا مرز گسستگی نسبی پیش می‏روند؛ اما به همبستگی مطلق یا گسستگی مطلق نمی‏رسند. مهم‌ترین حالت‏های گسست اجتماعی در موقعیت شورش، کودتا و انقلاب ظهور می‏کند. نکتة قابل توجه و تعمق اینجاست که اگر انقلاب‏های عمیق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را بارزترین مصداق گسستگی اجتماعی بدانیم، باز هم ارزش‏ها و هنجارهای فراگیری در جامعه وجود دارد که مردم با رعایت آنها در تعاملات خود، از فرو رفتن جامعه در ورطة نیستی جلوگیری می‏کنند. تهدید همبستگی اجتماعی، احتمالاً قادر است که در درون خود، همة صورت‏های گسستگی اجتماعی و بروز حالت‏های عدم تعادل را جای دهد.

5- گسست‌های فرهنگی در ایران

-ترویج فرهنگ سکولار و تقدس‌زدایی از فرهنگ دینی؛

-ترویج فرهنگ پلورالیسم و تکثّر‌‌زدایی به منظور تنزل دادن مکتب اسلام در ردیف مکاتب منحرف آسمانی و مکاتب بشری؛

-ترویج معنویت‌های سکولار و شبه عرفان‌های طولانی نظیر اوشو، النکار با هدف به حاشیه‌راندن معنویت و عرفان اصیل اسلامی؛

-ترویج گرایش به موسیقی‌های غربی نظیر پاپ، راک، متال، رپ و. . . ؛

-ترویج فرهنگ فمنیستی به عنوان یک جریان اجتماعی، با پشتوانة اومانیستی بویژه در میان زنان؛

-تبلیغ و ترویج مرام شیطان‌پرستی، با همة ملحقات و علائم و آداب و اخلاق ویژة خود از جمله شهوت‌رانی مدرن، وابستگی به مواد مخدر و مشروبات الکلی، اخلاق ستیزی و . . . ؛

-بهائیت با سه تاکتیک ایجاد فساد اخلاقی و استفاده ابزاری از شهوت جنسی با طرح دوستی‌یابی، نفود سیاسی در حکومت از طریق جاسوسی و نفوذ در مطبوعات و رسانه‌های تبلیغی و سایت‌ها، وبلاگها و شبکه‌های ماهواره­ای با یارگیری و جذب جوانان؛

-حمله‌کردن به اهل بیت علیهم السلام و خاندان عصمت و طهارت در رسانه‌های مجازی؛

-شخصیت‌سازی کاذب؛

-گسترش بدعت‌ها در مراسم عزاداری؛

-گسترش خرافات؛

-ابداع و نشر شبهات در مبانی دینی؛

-جوّ و شایعه‌سازی و به راه‌انداختن جنگ روانی بین مردم.

6- گسست‌های بین نسلی در ایران

مسألة شکاف نسلی نیز می‌بایدمورد توجه و اهتمام قرار گیرد، اگر چه موضوعات نسل و جوانان در بحث‏های تاریخی تفکرات اجتماعی و جامعه‏شناسی، موضوع جدید و بدیعی نیست اما طرح مسألة شکاف نسلی به صورت رایج و متداول آن سابقة طولانی ندارد. این مسأله عمدتاً پس از جنگ دوم جهانی و بویژه در دهة شصت، در جامعة اروپایی مطرح شده و در میان متفکران اجتماعی و جامعه‏شناسان چالش‏هایی بر سر آن به وجود آمده است. به نظر بنگستون، سه دیدگاه عمده دربارة شکاف یا گسست نسلی وجود دارد(Harald ،1952)):

1-6-دیدگاهی که از وجود شکاف بزرگ حمایت می‏کند( Genertion difference)، پیروان این دیدگاه معتقدند که این شکاف، نسبتاً میان جوانان و بزرگسالان گسترش یافته است. در دیدگاه این افراد، فرهنگ جوانی از فرهنگ مسلط بزرگسالان که بر مبنای قبول ارزش‏های رایج است، جدا شده و در مخالفت با آن قرار گرفته است. از این نظر آنان معتقدند که فرهنگ جدیدی در این جوامع رایج شده که بر اساس آن جوانان ، الگوهای نقشی خود را از میان معاصران برمی‏گزینند. از نقدهایی که به این دیدگاه وارد شده است این است که اولاً این دیدگاه به طورکلی، ذهنی و فاقد داده‏های تجربی است، ثانیاً نمی‏تواند توضیح دهد که چرا ارزش‏ها و هنجارهای جوانان از ارزش‏ها و هنجارهای بزرگسالان تمایز یافته است؛ اگرچه استدلال اساسی آنان مبتنی بر ستیز رفتاری جوانان در برابر بزرگسالان است و بر اساس این تفاوت رفتاری، به ارزش‏های متفاوت حکم می‏کنند، لیکن مسلّم است که این جواب قانع‌کننده‌ای نیستBengston 1970)).

2-6-دیدگاهی که شکاف بزرگ را توهّم دانسته و آن را ناشی از فریب افکار عمومی از سوی رسانه‏های عمومی می‏داند (Generation discontinuity). این دیدگاه، نقطة مقابل دیدگاه اول است . موافقان این دیدگاه معتقدند که ارزش‏های جوانان با ارزش‏های بزرگسالان بی‌شباهت نیست. اگرچه به نظر می‏رسد جوانان در مقایسه با بزرگسالان، ارزش‏های اجتماعی دیگری دارند، اما این شکاف ربطی به پذیرش ارزش‏های متفاوت در میان جوانان ندارد. آنان معتقدند که این جدایی مربوط به کاربرد وضعیتی مجوزهای هنجاری برای واقعیت ارزشی است؛ به عبارت دیگر، از دید این افراد، ستیز بین نسلی، از وسایل به کار گرفته شده برای تحقق ارزش‏های پذیرفته شده و مشابه با ارزش‏های بزرگسالان ناشی شده است و این امر به معنای پذیرش ارزش‏های متفاوت با آنان نیست (Slater, P. E. (1970). اگر چه یافته‏های تجربی فراوانی در تأیید این دیدگاه وجود دارد اما برخی از صاحب‌نظران آن را کاملاً قانع کننده نمی‌دانند.

3-6-دیدگاه سوم، دیدگاهی است بین دو دیدگاه قبلی که قائل به وجود گسست و تفاوت انتخابی میان نسل‏ها استGeneration gap) ). این دیدگاه، ستیز کم بین ارزش‏های نسل‏ها را می‏پذیرد. در عین حال مدافعان این دیدگاه با فرضیة توهّم شکاف و القایی بودن شکاف نسلی نیز موافقند. مشکل این دیدگاه از نظر بنگستون این است که دقیقاً مشخص نمی‏کند این اختلاف‏ها چیست، چه طور ایجاد می‏شود و در آینده چه پیامدهایی دارد.

در بررسی شکاف نسلی در ایران نیز سه دیدگاه مطرح شده است که در ادامه به بررسی آنها می‌پردازیم:

1-دیدگاه اول: دیدگاه کسانی است که از وجود شکاف نسلی در ایران دفاع می‏کنند. اینها معتقدند که در ایران، شکاف نسلی وجود دارد و به تدریج شدیدتر هم می‏شود(سریع القلم، 1382: ص121). از دیدگاه مدافعان این فرضیه، مدرنیته و تحولات سریع اقتصادی، اجتماعی، فرایند جهانی شدن، تغییرات جمعیتی، تأثیر نخبگان و انقلاب اسلامی را از یک سو و عدم پاسخگویی مناسب نظام سیاسی، اجتماعی کشور به این تحولات را از طرف دیگر، از جمله عوامل به وجود آورندة این مسأله در ایران بوده است (قادری، 1382: صص 178-182). در یک تقسیم بندی کلی می‌توان معتقدان به وجود شکاف نسلی را به دو دسته تقسیم کرد که دستة اول را می‌توان بدبین به شکاف نسلی به شمار آورد. افراد این دسته را می‌توان افرادی متأثر از ارزش‌های انقلاب دانست که این شکاف را موجب بحران هویت‏ گسست جوانان از تاریخ و فرهنگ دینی و ملی خودی ارزیابی می‏کنند. دستة دوم، افراد خوش‏بین به شکاف نسلی‌اند. این افراد شکاف را تحول اساسی و لازم برای جامعة رو به سوی آینده می‏دانند(سریع القلم، 1382: ص 162). این افراد معتقدند که تفاوت نسل‏ها، پدیده‏ای بیولوژیک و روان‏شناختی است.

از سوی دیگر افرادی نیز هستند که قائل به نظریاتی غیر از موارد گفته شده هستند که شاید بتوان برای آنان دیدگاه چهارم قائل شد. این افراد اعتقاد دارند که شرایط فعلی، ظرفیت گسترش تفاوت نسلی را تا سرحد شکاف نسلی دارد، منوط به اینکه مدیریت صحیح نشود. این افراد در توجیه نظریات خود اذعان دارند که اگر با توجه به شرایط انقلاب در ایران و مشکل نسل انقلابی در پافشاری بر ارزش‏ها و نیز انعطاف‏ناپذیری آنان نسبت به تحولات جدید، انعطاف‏ناپذیری تدوام یابد، پدیدة گسست نسلی اتفاق خواهد افتاد. از نظر آنان‌ نمی‏توان به وجود یا عدم قطعی شکاف یا گسست نسلی رأی داد، اما با تناظر شرایط ایران و انقلاب‏های اجتماعی دیگر، وقوع شکاف نسلی در شرایط تداوم انعطاف‏ناپذیری حاکمان و نسل انقلاب را می‌توان احتمال داد (جلالی، 1382: ص 91).

7- دین و فرهنگ دینی؛ عامل همبستگی و جلوگیری از گسستگی

برای بیان منابع ارزشی، تغییرات درونی و بیرونی و مکانیسم تأثیر این ارزش‏ها بر تهدید همبستگی اجتماعی، بیان ارزش‏ها و عقاید موجود و حاکم بر تعاملات و روابط اجتماعی مردم ایران یک ضرورت است؛ به عبارت دیگر، بحث از این سؤال که گسستگی اجتماعی مردم ایران از چه طریقی اعمال می‌شد، متوقف بر پاسخ‏گویی به این سؤال است که همبستگی اجتماعی موجود، خود با چه ارزش‏ها، اعتقادات و هنجارهایی تأمین می‏شده است و چه ارزش‏هایی همبستگی لازم را برای اجتماع ایرانی فراهم می‏ساخته است؟ تنها پس از پاسخ‏گویی به این سؤال است که بحث و بررسی از عوامل گسستگی اجتماعی مردم ایران، توجیه‏پذیر خواهد بود. برای پاسخ‏گویی به این سؤال، باید به عناصر تشکیل‏دهندة هویت تاریخی ایرانی رجوع کنیم. بدون تردید تاریخ ایران قبل از اسلام و همچنین تاریخ ایران بعد از اسلام، گواه آن است که ایرانی هیچ‏گاه از دینداری و مذهب، جدا نیفتاده است؛ با این تفاوت که با طلوع اسلام در ایران، اسلام جای زرتشت را گرفت و سرچشمه‏های اصلی اعتقادات را تغذیه کرد و به منزلة مهم‌ترین عامل در تقویت حس همبستگی اجتماعی مردم ایران عمل نمود. در این میان، مذهب تشیع به عنوان اصیل‏ترین و عمیق‏ترین چهرة ناب و خالص اسلامی در طول تاریخ ایران و ـ بویژه از عصر صفوی به بعد ـ عنصر اولیه در ذات و هویت ایرانی شد و در کنار احساسات ایران‏دوستی و فرهنگ ملی غیر متعارض با اسلام، فصل مشترک ایرانیان و حس همبستگی اجتماعی مردم ایران را رقم زد. مناسک و ارزش‏های اسلامی، عشق و ارادت به خاندان امامت و ولایت، جشن‏های مربوط به ولادت‏ها و مراسم شهادت‏های معصومان علیهم‏السلام ، رسوم شیعی و . . . مهم‌ترین فصول مشترک ایرانیان را تشکیل می‏دهد. تا جایی که با همین اشتراکات مذهبی و ملی است که می‌توان ایرانی را شناخت. در این میان، روحانیت شیعه به عنوان مروّجان این مذهب ناب، همواره در جامعة ایرانی از اعتبار و اهمیت شایسته و بایسته‌ای بر خوردار بوده‌اند. لذا اگر اسلام را عامل اصلی هویت ایرانیان بدانیم، به تبع آن، روحانیت نیز درخور این توجه و اعتبار قرار می‌گیرد.

مبانی و بایسته‌های توسعة فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س)

8- توسعة فرهنگی و فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س)

با توجه به ابعاد غنی فرهنگ اسلامی و با عنایت به ويژگي‌هاى فرهنگى پويا، فرصت‌هاى بى‏شمارى در روند توسعة فرهنگی در حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) فراهم است که می‌توان با توجه به مأنوس بودن مردم با مؤلفه‏هاى فرهنگ دينى و احياى آنها، گام‌های مفید و مؤثری به منظور بهره گیری از این مؤلفه‌ها برداشت. برخى از این مؤلفه‌ها که از آنها می‌توان با نام مؤلفه‌های توسعة فرهنگی مطلوب در حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) یاد کرد به شرح ذیل هستند:

1-8- توسعة فرهنگی بر مبنای نفی پلوراليسم فرهنگی و جایگزینی فرهنگ اسلامی ناب به جای آن

بُعد دیگری که در فرایند توسعة فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) باید مورد توجه قرار گیرد، نفی پلورالیسیم فرهنگی و توجه به فرهنگ اسلامی ناب است. پلوراليسم فرهنگى يكى از چالش‌هاى اصلى در مسير تحقق توسعة فرهنگى است. تنوع قومى كه در منطقة جنوب کشور وجود دارد، حكايت از تنوع زيستى- فرهنگی مى‏كند كه همجوارى مسالمت‏آميز ميان آنها، در قالب دولت ـ ملت است. رمز توسعة فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س)، پذيرش آزادي‌هاى مشروع و نيز ميدان دادن به رشد و توسعة فرهنگی بر مبنای نفی پلوراليسم فرهنگی و جایگزینی فرهنگ اسلامی ناب به جای آن است كه بيانگر ارائة نوعى تجربة فرهنگى در این خصوص است.

2-8-توسعة فرهنگی بر مبنای نفی جزمیت‌گرایی

بعد دیگری که در فرایند فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) باید مورد توجه قرار گیرد، نفی جزمیت‌گرایی است . این عامل، مانع بروز خلاقیت و پرورش ذهن مبتکر است. هر عقیدة جازمی موجب می‌شود که مردم آگاهی‌ها و توانایی‌های خود را نادیده بگیرند و آرام‌آرام از رفتار انسانی دوری گزینند؛ در حالی که مردم باید باطناً خود را در‌اندیشه‌ها و اعتقاداتشان کاملاً آزاد احساس کنند و بر این باور باشند که هرگونه آموزش یا تأثیر خارجی، ساز و برگی برای کمک به آنها در جهت بررسی اعتقاداتشان است و تنها به منزلة ابزاری است که جامعه برای اصلاح افراد در اختیار دارد. آگاهی تکامل‌یافته‌ای که در خلال این امر حاصل می‌شود، به منزلة قطب‌نمایی است که واقعیات جامعه را به روشنی و به گونه‌ای دقیق تبیین می‌نماید و بدین سبب توانایی تأثیر در طریق توسعه و علی الخصوص توسعة فرهنگی را دارد.

3-8-توسعة فرهنگی بر مبنای ارزشهای اسلامی

بُعد دیگری که در فرایند توسعة فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) می‌باید مورد توجه قرار گیرد، توسعة فرهنگی بر مبنای ارزش‌های اسلامی است. شاید برخی گمان کنند که برای دستیابی به توسعه، باید ارزشها را دستکاری کرد و به اصطلاح در آنها تحول به وجود آورد در حالی که این کار در عمل امکان‌ناپذیر است و تجربة کشورهای مختلف این مسأله را ثابت می‌کند. در یک نگاه عمیق می‌توان فهمید که ارزش‌ها، یک وجود ماهیتی دارند و یک وجود اعتباری. هرچند که در وجود اعتباری آنها می‏شود تحول ایجاد کنیم ولی این بدان مفهوم نیست که در وجود ماهیتی آنها نیز می‌شود تحول و دگرگونی ایجاد کرد.

نظام اخلاقی حاکم بر جامعة ما ، که برگرفته از تعالیم ناب اسلامی – ایرانی است و در سرشت ما از روزگارانی بس دور ریشه دوانیده است و روح ما را شکلی بدیع بخشیده، صبغة ایرانی بودن را مرادف با صبغة انسان الهی ساخته است. از این رو، ماهیت ارزش‌های فرهنگی ما را آموزه‏های الهی ثابتی تشکیل داده است که هرگونه توسعة و تحولی می‌بایست بر این محور و مبنا باشد و هرگونه چون و چرا در آنها مساوی با مسخ فرهنگی ما و انسانی‌دیگرشدن است.

4-8-توسعة فرهنگی بر مبنای نفی مادّی‌گری و توجّه به معنویت

بُعد دیگری که در فرایند توسعة فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) باید مورد توجه قرار گیرد، توسعة فرهنگی بر مبنای نفی مادّی‌گری و توجه به معنویت است. جامعة اسلامی خواهان ايمان و معنويت و همواره نگران سستى ايمان و رنگ‌باختن معنويت است. نبايد تصور كرد كه مادّى‏گرايى فقط در تبلیغ ارزش‌های بیرونی توسط دشمنان انجام می‌گیرد؛ زيرا احاديث و سيرة معصومين به ما آموخته است كه دشمن بزرگتر در درون ماست نه بيرون از ما. هميشه سقوط آسان‌تر از صعود است و عملكردهاى يك جامعة دينى ـ اگر از يك حد مطلوبى پايين‏تر بيايد ـ هويت دينى و ظرفيت نظام متّكى بر آن براى جهت‏گيرى و برنامه‏ريزى در راستاى هدايت‌هاى دين (اسلام) را خدشه‏دار خواهد نمود. شهيد مطهرى در بررسى علل گرايش به مادى‏گرى، به عللى نظير نارسايى مفاهيم اجتماعى و سياسى، نقض روش‌هاى تبليغى و نامساعد بودن جوّ اخلاقى و اجتماعى اشاره مى‏كند و معتقد است كه جلوگيرى از لغزش فكرى، تنها زمانى ميسر است كه انسان به يك مكتب استدلالى سيستماتيك الهى كه پاسخگوى اين نياز باشد بپيوندد(مطهرى، 1375: ص 178).

5-8-توسعة فرهنگی بر مبنای نفی اسطوره‌گرایی

بُعد دیگری که در فرایند فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س)باید مورد توجه قرار گیرد، توسعة فرهنگی بر مبنای نفی اسطوره‌گرایی است . اسطوره‌ها در واقع نوعی آفرینش ذهنی ابتدایی است و به عبارت دقیق‌تر تعبیر و تأویلی از روند طبیعی است که بیش از آن که علمی باشد جادویی و آیینی است. درواقع عدم تکامل دانش بشری و ناشناختگی پدیده‌ها و اشیای پیرامون، سبب می‌شود که سهم آدمی در زندگی کم انگاشته شود و عمل اجتماعی و طبیعی نسبت به عمل انسان وجه برتر یابد و آن را تابع خویش کند. از این رو، کاری را که آدمی در دوره‌های آگاهی، بر عهدة خود می‌بیند، در دوره‌های ناآگاهی بر عهدة دیگران می‌نهد(مختاری، 1369: ص33). این امر نه تنها از دید اسلام مذموم است بلکه از منظر ‌اندیشمندان غربی نیز امری مطرود به حساب می‌آید . به نظر‌‌ هابرماس در جامعة توسع‌ نیافته هراس‌های ناشی از رویدادهای طبیعی سهمگین بر زندگی فردی و اجتماعی غلبه دارد، تفسیر این پدیده‌ها به یاری اسطوره صورت می‌گیرد که دنیای طبیعت و فرهنگ را درهم می‌آمیزد و به نیروهای طبیعی، قدرتی برتر از قدرت انسان‌ها نسبت می‌دهد. بنابراین، شناخت علمی پایگاه و منزلت استواری در تبین امور پیچیدة جهان ندارد و جهان‌بینی‌ها اغلب بر اسطوره، جادو و برداشت متافیزیکی تکیه دارد و همین امر خود ضرورت تکوین اسطوره را قوی‌تر و محسوس‌تر می‌کند. (عظیمی ، 1371: صص19-20). درواقع، اسطوره، زادة آرزوهای پنهانی و آرمان‌های سرکوب شدة اجتماعی است که در شرایط اختناق جان می‌گیرد و در درون ذهن‌ها رشد می‌کند، اوج این مرحله را باید در افول پیشرفت و ترقّی جامعه جست وجو کرد.

6-8-توسعة فرهنگی بر مبنای عدالت اجتماعی

بعد دیگری که در فرایند توسعة فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س)می باید مورد توجه قرار گیرد، توسعة فرهنگی بر مبنای عدالت اجتماعی است .

عنوان عدالت، آرمان انسانی است و سابقه‏ای به قدمت عمر بشر دارد. از سپیده‏دم آفرینش، بشر آن را به عنوان یک گرایش باطنی شناخته و به آن روی آورده و مبنای قوانین و قضاوت قرار داده است. هیچ چیز برای فطرت بشر به ‌اندازة پایمال شدن حق ضعیف و مظلوم، زجرآور و نفرت‏انگیز نیست و هیچ چیز به‌اندازة بی‏عدالتی، کینه و دشمنی را در قلب‌ها پدید نمی‏آورد. علت بسیاری از انقلاب‌ها، فقدان عدالت اجتماعی در جامعه بوده است و به همین دلیل تمام مصلحان بشری و انسان‌های آزادة تاریخ با‌ اندیشة عدالت، حرکت‌های اصلاحی را آغاز نموده و یکی از اهداف اصلی انقلاب و تحرکات اجتماعی خود را رفع تبعیض و برقراری عدالت اجتماعی قرار داده‏اند. انسان‌هایی که مخاطب این حکیمان و مصلحان واقع شده‏اند، تشنة عدالت و سراپا گوش به فرمان و چشم به راه تحقق این بالاترین فضیلت انسانی و گمشدة فطرت خود بوده‏اند.

7-8-توسعة فرهنگی بر مبنای انسجام و وحدت رویّه

بُعد دیگری که در فرایند توسعة فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س)مدّ نظر است، توسعة فرهنگی بر مبنای وحدت است. انسجام درونی، از توجه کردن، اهمیت و اولویت‌دادن به عوامل داخلی توسعة فرهنگی نشأت می‏گیرد. چنین انسجامی علاوه بر فرایند توسعة فرهنگی باید در همة ساختارهای یک واحد سیاسی، اعم از فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، نظامی، اجتماعی و علمی ایجاد شود؛ چرا که عدم سنخیت عناصر این ساختارها، زمینة توسعه‏نیافتگی را فراهم می‏کند. انسجامی که در جهت قوام بخشیدن به درون باشد، آماده‏سازی داخلی و افزایش قوای درونی در مقابل هجوم خارجی را موجب می‏شود. از این دیدگاه، کشوری که علاقه‏مند به توسعه است، باید در حوزة ‌اندیشة خود به نوعی انسجام درونی دست یابد؛ زیرا این انسجام، نتیجة انسجامی فرهنگی است. مرکز ثقل انسجام فکری، نخبگانند که باید میان خود به اشتراک استنباطی دست یابند. زوال انسان‌ها، مجموعه‏ها و تمدن‏ها، ابتدا از درون آغاز می‏گردد. به همین نسبت، شکوفایی و شوکت انسآنها، مجموعه‏ها و تمدن‏ها نیز از درون شروع می‏شود. آنچه در جوهر و ذات پدیده‏ها می‏گذرد، مهم‌تر از نیروی خارجی است که قصد اثرگذاری و نفوذ دارد. لذا چه در توسعه‏یافتگی و چه در توسعه‏نیافتگی، چه در پیشرفت و بالندگی و تمدن‏سازی و چه در عقب‏ماندگی، سقوط، اضمحلال و زوال، درون مهم‌تر از بیرون است (سریع القلم، 1373: ص 103-104).

8-8-توسعة فرهنگی بر مبنای هماهنگی در عمل به منظور جلوگیری از شکاف ساختاری

بُعد دیگری که در فرایند توسعة فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) ‌باید مورد توجه قرار گیرد، توسعة فرهنگی بر مبنای هماهنگی در عمل به منظور جلوگیری از شکاف ساختاری است. ماکس وبر و تالکوت پارسونز از جمله ‌اندیشمندانی هستند که با مفهوم‌سازی و نگرش ساختاری، در استحکام بخشیدن به آفات و زمینه‏های تشکل اجتماعی، نقش بسزایی ایفا کرده‏اند. با توجه به اینکه تشکل اجتماعی به معنای ساختارگرایانه و جهت‌گیری واضح یا روشن کل سیستم، عموماً در جهان سوم وجود ندارد. اعجاز کشورهای در حال توسعة خاور دور در این نهفته است که آنها از یک سو از طریق تقلید و کپی‌برداری، و از سوی دیگر از طریق ملایمت فرهنگی، تساهل سیاسی و برخورد ابزاری با حیات، به تشکل قابل قبول اجتماعی دست یافته‏اند(همان، ص 107). ماکس وبر معتقد است که اگر ما بتوانیم جنبه‏های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی را با یکدیگر هماهنگ کنیم، به سوی توسعه‌یافتگی سیر خواهیم کرد. به اعتقاد وی، باید به عناصر مهم و در هم تنیدة میان فرهنگ‏های مختلف توجه کنیم تا بتوانیم از عناصری که در همة فرهنگ‏ها اثری پویا از خود به جای گذاشته‏اند، استفاده کنیم. درست است که همة عناصر فرهنگ غرب برای توسعه مناسب نیست ولی نباید از همه عناصر آن در گذریم؛ پس بهترین اقدام، اخذ عناصر پویای فرهنگ غرب است.(همان)

بر اساس این دیدگاه، علت توسعه‌نیافتگی فرهنگی در عوامل ساختاری نهفته است. بنابراین، برقرار نشدن ارتباط صحیح میان ساختارهای مختلف یک نظام، و ناهماهنگی ساختاری در آن، مهم‌ترین مانع توسعه نیافتگی بویژه توسعه‌نیافتگی فرهنگی محسوب می‏شود. نخستین اقدام برای برطرف کردن این مانع، ایجاد هماهنگی میان ساختارها و جنبه‏های مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است؛ زیرا اگر این ساختارها به طور متوازن و منطقی در کنار یکدیگر رشد نکنند، ناهماهنگی فراهم خواهد شد و اگر این ناهماهنگی برطرف نگردد، فاصلة بین ساختارهای مختلف بیشتر و عمیق‏تر می‌شود.

9- کلیّت فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) در راستای تبدیل شدن به قطب فرهنگی

براین اساس، فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) باید بتواند درجة اعتماد به عملکردها را افزایش داده و پیش‌بینی‌پذیری مثبت از کارکردهای فرهنگی این حرم مطهر را ارتقا بخشد و در عین حال از اهمیت و ضرورتی بسزا برخوردار ‌باشد.

این کلیت را می‌توان در موارد ذیل بیان و خلاصه کرد:

1-9-تبیین‌اندیشة تابناک اسلام و تبلیغ حکمیانة این آیین نجات‌بخش در همة زمینه‌های مورد نیاز؛

2-9-تلاش برای حفظ جایگاه نبی مکرم اسلام (ص) و قرآن کریم، به عنوان محور اتحاد و انسجام امت اسلامی؛

3-9-استفاده از الگوی اهل بیت و علی الخصوص بی‌بی حکیمه(س) و پیروی از نمونة عینی آموزه­های نظری و سیرة عملی ایشان؛

4-9-احترام به کرامت ذاتی انسان و حفظ و گسترش فرهنگ رحمت و عفو و سماحت در جامعه؛

5-9-توجه هوشمندانه به دشمنی­های اردوگاه استکبار جهانی با اسلام ناب، و ترفندهای آنان برای تحریف حقایق و زشت نشان دادن چهرة تابناک این آیین؛

6-9-پایبندی اصولی به اصل مترقی «النصحیه لائمه المسلمین» و امر به معروف و نهی از منکر در برابر صاحبان قدرت و سازمان‌ها و نهادهای حکومتی.

7-9-تلاش برای کسب آگاهی­های ضروری و مجهز شدن به دانش دینی، برای تبلیغ دین اسلام و دعوت دیگران به انجام خیر در بین ارادتمندان حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س)؛

8-9-اهتمام به ارتقای بینش و بصیرت دینی در کنار دانش دینی در بین ارادتمندان حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س)؛

3-9-جلوگیری از جابه‌جا شدن مسائل اصلی و فرعی و وارونه‌سازی آموزه­های دینی در تبلیغات و حرکت‌های فرهنگ ساز؛

4-9-نگاه همه‌جانبه و نظامند به آموزه­های دین، و پرهیز از یک­ سونگری و جزیی‌اندیشی در تبیین ‌اندیشه‌های ناب بی‌بی حکیمه(س)؛

5-9-حفظ اصالت ‌اندیشه دینی و در نیامیختن آموزه­های آن بزرگوار با مکاتب بشری از قبیل اومانیسم، لیبرالیسم، کاپیتالیسم، سوسیالیسم و . . . ؛

6-9-روشنگری و بهره‌گیری از ‌اندیشه‌های آن بزرگوار در برابر انحرافات فکری و مکاتب انحرافی و عرفان‌های نوظهور؛

7-9-آشنایی با معارف بی‌بی حکیمه(س)و استفاده از دستاوردهای این معارف در جهت نشر ‌اندیشة دینی؛

8-9-صلابت و استواری در تبلیغ ‌اندیشه‌های ناب بی‌بی حکیمه(س)و دفاع از آن بزرگوار در برابر دشمنی‌ها و تحریفات و بدعت­ها در چارچوب نظامند و سازمان یافته؛

10-9-دفاع هوشمندانه و خردورزانه از دین و پرهیز از سوء تبلیغ و رفتارهای نابخردانه و تعصب‌آمیز از بی‌بی حکیمه(س)؛

11-9-عدم استفادة ابزاری از دین، پرهیز از دین‌فروشی و سوء استفاده از مقدّسات و تقدس‌بخشیدن به امور غیر مقدس در فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س)؛

12-9-پرهیز از عوام زدگی، جوّزدگی، سیاست‌زدگی و فامیل‌زدگی در معرفی بی‌بی حکیمه(س)؛

13-9-حفظ استقلال فکری و پرهیز از گرایش به باندها، احزاب و جریان‌های سیاسی در فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س)؛

14-9-توجه به اختلاف مراتب دینداری مردم و پرهیز از اهانت و تحقیر افراد ضعیف‌الایمان در بین ارادتمندان حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س)؛

15-9-جلوگیری از تحریف لفظی و معنوی آموزه­های بی‌بی حکیمه(س) و تکیه بر مشترکات دینی و پرهیز از دامن زدن به اختلافات مذهبی و اهانت به مقدسات پیروان سایر مذاهب اسلامی؛

16-9-پرهیز از غلوّ و خرافه­گرایی دربارة بی‌بی حکیمه(س) و بیان فضایل ایشان؛

17-9-پایبندی به اصل اعتدال و میانه‌روی و پرهیز از افراطی‌گری؛

18-9-تلاش برای تقویت انسجام و وحدت درون‌شیعی؛

20-9-تلاش در جهت تحکیم و توسعة روابط برادرانه با علمای اهل سنت و جماعت؛.

21-9-تلاش برای بسط و گسترش فرهنگ گفت و گو و تبادل آرا میان پیروان مذاهب اسلامی؛

12-9- پایبندی عملی به دین و آموزه­های رفتاری آن بزرگوار، نه فقط در گفتار.

چارچوب نظری فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) در راستای تبدیل شدن به قطب فرهنگی

10-رسالت فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) در راستای تبدیل شدن به قطب فرهنگی

اولین گام، تبیین و بیان نقش والای بی‌بی حکیمه(س) و حرم مطهر آن بزرگوار است. برای دستیابی به این امر می‌توان به جایگاه برجستة ایشان در مکتب اهل بیت(ع) اشاره داشت. حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) نیز در طول تاریخ دارای رسالت و نقش­های زیر بوده و هست:

1-10-تعلیم و ترویج معارف اهل بیت (علیهم السلام)؛

2-1-گسترش و تعمیق اخلاق و معنویت در جامعه؛

3-10-تبیین احکام و معارف و علوم اهل بیت (علیهم السلام) و آموزه­های اسلامی و تولید دانش­های دینی و صیانت از آنها؛

4-10-تبلیغ و ترویج آموزه­های اسلامی و مبارزه با شرک و الحاد؛

5-10-زمینه سازی و تلاش برای استقرار کامل نظام اسلامی و صیانت از آن تا ظهور؛

6-10-ایفای نقش محوری در احیای فرهنگ و تمدن اسلامی.

11-آرمان‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) در راستای تبدیل شدن به قطب فرهنگی

حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) در محدودة رسالت تعیین شده دارای خواسته­ها و آرمانی است که برگرفته از آرزوی آحاد ارادتمندان ایشان است. خواستة قلبی آنان برای صیانت و گسترش اسلام ناب در جهان است که بدون در نظر گرفتن محدودیت­ها، مبیّن عملکرد آرمانی است.

بنابراین در شرایط آرمانی، حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) نهادی خواهد بود که در استمرار حرکت نبیّ مکرّم اسلام (ص) و اهل بیت طاهرین (علیهم السلام)، معلّم، مروّج و حافظ اسلام باشد و به صورت فعال، الهام بخش، تأثیرگذار، روزآمد و سامان یافته، نقش خود را در گسترة جهان ایفاء کند.

در این شرایط آرمانی، حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) به مثابة خورشید پایدار اسلام، با ابزارها و زبان روز، به شرح زیر ایفای نقش خواهد کرد:

1-11-الگو و نقش‌آفرین در رشد معنوی و اخلاقی؛

2-11-پیشگام در ترویج تفقّه در دین و عرضه‌کنندة معارف اهل بیت (علیهم السلام)؛

3-11-بهره­مند از قابلیت و توان هدایت مردم؛

4-11-پرچمدار ترویج اسلام ناب محمدی (ص).

12-اهداف فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) در راستای تبدیل شدن به قطب فرهنگی

آرمان‌های یاد شده، محدودیت زمانی ندارد؛ بنابراین برای تحقق آن، به اهداف زمانبندی شدة [کوتاه مدت، میان مدت، بلند مدت] سنجش‌پذیر و مشخص نیاز است. اهداف فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س)به شرح زیر است:

1-12- مکانی برای تربیت و تهذیب عاشقان اهل بیت(ع)؛

2-12- مکانی برای ارائه آموزش­های دینی به علاقه­مندان و مخاطبان؛

3-12- مکانی برای افزایش فضایل و کاهش رذایل؛

4-12- مکانی برای تبیین آموزه­های دینی و تولید و عرضة دانش روز؛

5-12- مکانی برای حضور و ایفای نقش موثر پیام دین و مقابله با ‌اندیشه­های الحادی و انحرافی؛

6-12- مکانی برای زمینه‌سازی برای احیای فرهنگ و تمدن اسلامی.

13-هدف‌گذاری‌های کلان فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) در راستای تبدیل شدن به قطب فرهنگی

1-13- هدف بنیادین

توسعه و تداوم راه و رسم عزّت و دینداری بر اساس فرهنگ اهل بیت (علیهم السلام) در بین ملت و امت اسلامی.

2-13-اهداف کیفی

اعتلیا معرفت و توانمندی دینی بر اساس فرهنگ اهل بیت (علیهم السلام) و ارتقای احساس عزت، منزلت، خودباوری، تعهد دینداران نسبت به ارزش­ها، شأن‌ها و قابلیت­های خویش به نحوی که قادر باشند، ارزش‌ها و آرمان‌های فرهنگی را در منش و رفتار خود، اظهار نمایند و در محیط پیرامون خود بسط دهند و بتوانند آن را در فرزندان و خانواده­های مناطق محل مأموریت، درونی‌سازی نموده و انتقال نسلی دهند تا در بین عموم ملت مورد توجه و عنایت جدی قرار گیرد و در بین امت اسلامی مورد تمسک و الهام بخشی واقع شود.

14-نقاط قوّت حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) در راستای تبدیل شدن به قطب فرهنگی

قوّت، منبع مهارت ديگري نسبت به رقبا و نيازهاي بازارهايي است كه مؤسسه در آنها كار مي‌كند يا خواهد كرد. قوّت يك شايستگي متمايز است كه موجب مزيّت مقايسه‌اي مؤسسه در بازار مي‌شود. منابع مالي، تصوير ذهني، رهبري بازار و روابط با خريداران و تأمين‌كنندگان نمونه‌هايي از اين دست است.

نقاط قوؤت فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س)عبارتند از:

1-14- قابليت‌هاي فرهنگ شيعي در رويكردهاي ارزشي و تاريخي؛

2-14- قابليت‌هاي بازتوليد هويت فرهنگي؛

3-14- امكان بهره‌مندي از رسانه‌هاي مكتوب و غيرمكتوب در جهت جذب مخاطبان و اطلاع‌رساني فرهنگي با ابزارهاي مدرن.

15-فرصت­های فراروی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) در راستای تبدیل شدن به قطب فرهنگی

1-15-توجه شیعیان جهان به اماکن مقدسه منسوب به اهل بیت(ع)؛

2-15-وجود قوانین و مقررات لازم جهت حمایت از فعالیت‌های دینی و فرهنگی بقاع متبرکه در سطح ملی و وجود فرصت­های محیطی جهت انجام فعالیت‌های علمی ـ دینی در شهرها؛

3-15-افزایش گرایش به معنویت؛

4-15-وجود امکانات و تجهیزات نسبی و فراگیر بودن خدمات و پشتیبانی از ابعاد کارکردی؛

5-15-وجود نیروی انسانی پایدار، با انگیزة مقدس، باتقوا و دانش‌محور و دارای غنای علمی و قانع.

16-نقاط ضعف حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) در راستای تبدیل شدن به قطب فرهنگی

ضعف يك محدوديت يا كمبود در منابع، مهارت‌ها و توانايي‌هايي است كه مانع عملكرد اثربخش مي‌شود. اين ضعف ممكن است در تجهيزات، منابع مالي، توانايي‌هاي مديريتي، مهارت‌هاي بازاريابي و تصوير ذهني، نمود پيدا مي‌كند.

1-16- كاهش تعلّق به هويّت ديني – ملي؛

2-16- فقدان تعامل پويا ميان نظام برنامه‌ريزي و نيازهاي فرهنگي؛

3-16- ضعف يكپارچگي و انسجام مشترك در پيگيري؛

4-16- وجود مراجع متعدد و ناهماهنگ در سياست‌گذاري‌ها؛

5-16- فقدان توانايي در معرفي و تبليغ الگوهاي مناسب و شايسته فرهنگي براي نسل نو؛

6-16- عدم انطباق تقاضاهاي فرهنگي با امكانات و تمهيدات فرهنگي؛

7-16- عدم شفافيت اهداف در برنامه‌ها و سياست‌هاي كلان فرهنگي؛

8-16- فقدان تعريف منطقي، اصولي و قابل اجماع از بایسته‌های فرهنگی؛

9-16- ضعف توجه به شيوه‌ها و ابزارهاي نوين تبليغ فرهنگي؛

10-16- بي‌توجهي به ضرورت بررسي امكان اختلاط و يا تفكيك حوزه‌ها در حدود سه جغرافياي

1-10-16- فرهنگي اسلامي

2-10-16- فرهنگ ملي

3-10-16- فرهنگ غربي.

17-تهدیدهای پیش روی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) در راستای تبدیل شدن به قطب فرهنگی

1-17-وجود فرق انحرافی و برنامه­های غیر همسو و معاند با تشیع در سطح ملی و فرا ملی همانند وهابیت، بهائیت، نو گرایان، روشن‌فکرهای افراطی و . . . ؛

2-17-وجود خلأ قوانین و مقررات در زمینة برخورد قاطع با تخلفات دینی و فرهنگی در سطح ملی و فراملی؛

3-17-تلاش معاندین برای بی­انگیزه کردن جوانان در جهت روی‌آوری به معارف شیعی؛

4-17-تولید متون و محتوای ضد شیعی و توزیع گسترة آن در سطح ملی و بین المللی؛

5-17-استفاده گستردة دشمنان از مهارت­ها و فناوری اطلاعات و ارتباطات علیه مقدسات و باورهای دینی؛

6-17-هم پیمانی و هم‌آرایی میان نهادها و مراکز معاند علیه جهان اسلام و تشیع در مقابل نبود هماهنگی و ارتباط نظام­مند میان نهادها و مراکز اسلامی و شیعی در سطح ملی و فراملی؛

7-17-افزایش درگیری­ها و تعصبات مذهبی و قومی میان مسلمانان و اقوام مختلف در سطح ملی و فراملی و بهره‌برداری معاندین از اختلافات؛

8-17-طراحی و برنامه­های بلند‌مدت معاندین جهت ایجاد شک در اعتقادات و نیز وارد کردن خرافات در آنها از طریق افراد غافل و یا عوامل وابسته؛

9-17-اشباع بازار مصرف فرهنگي جامعه با كالاهاي جذاب غيرخودي؛

10-17-تلاش منسجم در سمت‌دهي نيازها و دسته‌بندي مخاطبان فرهنگي داخل توسط برنامه‌هاي فرهنگي بيگانه؛

11-17-تبليغات ضد هنجاري حاكم در امواج رسانه‌اي و كالاهاي فرهنگي مصرفي و انتقالي بيگانه به كشور؛

12-17-تلاش در نهادينه كردن بخشي از الگوهاي رفتاري و فرهنگي در نسل نو؛

13-17-افزايش قدرت رسانه‌اي بيگانه و برتري بخشيدن در دسترسي، كيفيت و تنوع‌پسندي براي مخاطبان در داخل‌

14-17-جايگزيني آرمانها و ارزش‌هاي گسست‌ناپذير فرهنگي بين نسلي (پس از تبليغ و نهادينه‌سازي هنجاري)؛

15-17-برگزيدن استراتژي تبليغ مليّت بدون مذهب و شعار جدايي دين از حكومت به جاي شعار دين از سياست؛

16-17-ممانعت از تبليغ حوزه‌هاي پويايي و نشاط ملي در رسانه‌هاي كشور توسط غيرخودي‌ها؛

17-17-فراهم‌سازي شرايط و فضاي حضور و بروز موضوعات چالش‌زا و تنش‌برانگيز در خرده‌فرهنگ‌ها و قوميت‌ها؛

چارچوب تشکیلاتی فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) در راستای تبدیل شدن به قطب فرهنگی

18-وظایف و فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) ) در راستای تبدیل شدن به قطب فرهنگی

فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) باید بر مبنای این موارد باشد:

1-18-اندیشة توحیدی و بسط و گسترش توحید [توحید محوری و توحید گستری]؛

2-18- برگرفته از قرآن کریم و سنّت؛

3-18- برخاسته از شهود؛

4-18-بر مبنای حکمت و آینده نگری؛

5-18- ترویج عبودیت؛

6-18-دارای رویکرد تربیتی؛

7-18-رشد دهنده و رشد آفرین؛

8-18-توجه دادن دایم به بدایات و نهایات و پیوند دادن مبدأ به معاد و برعکس؛

9-18-رسالت گرایی [در خدمت گسترش و تثبیت اهداف و رسالت‌های اسلامی]؛

10-18-زندگی‌گرا، زندگی ساز وتمدن ساز ؛

11-18-دارای جاذبه و دافعه [هم مبشّر هم منذر]؛

12-18-جهت‌دار و جهت دهنده؛

13-18- دارای اندیشةسوق دهندة مخاطب از ظاهر عالم به باطن هستی؛

14-18-سوق دادن به تفکر و پرورش قوّه عاقله؛

15-18- دارای متانت صورت، غنای محتوایی و غایتمندی در خطابه­ها ؛

16-18-ابداع، نوآوری و نوشوندگی؛

17-18-متعهد و مسؤول و دمنده در روح تعهد؛

18-18-جامعه‌گرا بودن؛

19-18-شمول به لحاظ مخاطبان؛

20-18-طاغوت ستیزی و شرک ستیزی مطلق؛

21-18- شکوفا ساختن استعدادهای مخاطبان؛

22-18-آرامش بخشی؛

23-18-اخلاص محوری؛

24-18-تذکر‌دهندگی؛

25-18-بهجت آفرینی؛

26-18-هدایت گر و ‌هادی‌بودن؛

27-18- عروج دهنده‌بودن؛

28-18-تحویل دهنده و تبدیل‌کننده به معارف اسلامی؛

29-18-اصلاح جویی، اصلاح گر و مبارز دایم با فساد؛

30-18-پیشرو‌بودن؛

31-18-معنوی و معنویت ساز؛

31-18- میزان تطابق با آموزه­های دینی ،معیار و سنجش ارزش و اصالت در آن؛

32-18-پویا و سیّال در عین پایبندی به تعالیم تشیّع؛

33-18-عدالت‌خواه و عدالت‌گستر؛

34-18-مروّج سبک زندگی اسلامی.

19-مبانی فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) ) در راستای تبدیل شدن به قطب فرهنگی

1-19-فرصت دهنده : فرصت سازی معنوی ـ فرهنگی؛

2-19-فرصت سازی:آفرینش فرصت در موقعیت آسیب­های فرهنگی؛

3-19-فرصت‌بانی: پیمایش فرصت در حوزة وجود قوّت­های فرهنگی؛

4-19- فرصت‌یابی: پیدایش فرصت در عرصة وجود بستر­های مهیای فرهنگی.

20-معیارهای فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) ) در راستای تبدیل شدن به قطب فرهنگی

1-20- تبیین مفهوم و فلسفة وجودی زیارت بی‌بی حکیمه(س) و حفظ و ترویج و اعتلای آن به عنوان ارزش الهی در جامعه؛

2-20- آراستن جامعه به سجایای اخلاقی بی‌بی حکیمه(س)؛

3-20- پاسداشت قداست بی‌بی حکیمه(س)؛

4-20- شناخت نیازهای واقعی و برآورده ساختن آنان به طور مستمر؛

5-20- تحقیق و شناسایی عوامل و موجبات تقویت کنندة فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) و برنامه‌ریزی در جهت ترویج آنها و کشف موانع و عوامل بازدارنده و تضعیف‌کننده و تلاش برای افشا و ازالة آنها؛

6-20- جمع آوری، حفظ و نگهداری و معرفی آثار فرهنگی، ادبی ، معنوی و سیرة معنوی و فضایل پسندیدة بی‌بی حکیمه(س)؛

7-20- تشویق و ترغیب و حمایت از جامعة فرهنگی، آموزشی، هنری و ‌اندیشمندان، ادبا و نویسندگان دربارة بی‌بی حکیمه(س)؛

8-20- توجه به کسب معنویت اسلامی و ارتقای معرفت دینی جامعه و بهره­وری از آن بر مبنای‌اندیشه‌های بی‌بی حکیمه(س) .

21-اصول حاکم بر فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) ) در راستای تبدیل شدن به قطب فرهنگی

1-21-عزت و منزلت:احساس ارزشمندی و سربلندی ، برخورداری از جایگاه اجتماعی شایسته و بایسته ؛

2-21-مطلوبیت سنجی و بهبود مستمر: سنجش کلیة اقدامات بر اساس معیارهای اساسی مطلوبیت و کاهش فاصلة آنها با الگو یا سطح مطلوب، به طور مستمر؛

3-21-خودباوری و بالندگی:باور به قابلیت و استعدادهای خود و بارورسازی و رشد مستمر آنها؛

4-21-تعادل و تناسب:رعایت اعتدال، شایستگی، استحقاق و سنخیت و دوری از افراط و تفریط و تبعیض؛

5-21-اعتماد و مشارکت فزاینده:حسن ظن به همکاری و اطمینان متقابل و گسترش ظرفیت تعامل به طور مستقیم، با ذینفعان و با دیگر سازمان‌ها؛

6-21-پیام گستری و الهام بخشی عمیق و مؤثر فرهنگی نسبت به ملت، امت و نسل­های آتی: گسترش ‌اندیشه‌های بی‌بی حکیمه(س)و قرار دادن ایشان به عنوان اسوة بیداری و عزّت و رستگاری در برابر دل و دیدة حقیقت‌جویان و ره‌پویان سربلندی و عظمت دین و ملت.

22-سیاست‌ها و خط مشی‌های فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) ) در راستای تبدیل‌شدن به قطب فرهنگی

1-22- حفظ و تقویت هویّت حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س)؛

2-22- استفاده از منابع انسانی شایسته در راستای فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س)؛

3-22- تقویت و توسعة یکپارچگی فرهنگی در راستای فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س)؛

4-22- کاهش تصدّی‌گری در حوزة فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س).

5-22- ساده سازی و روان‌سازی فعالیت‌ها و پرهیز از پیچیدگی سازمانی فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س)؛

6-22- متناسب سازی نهاد سیاست‌گذاری (کیفی‌سازی و چالاکی) در راستای فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س)؛

7-22- استفاده از فناوری پیشرفته در راستای فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س)؛

8-22- مدیریت اخلاق و رعایت منشور اخلاقی در راستای فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س)؛

9-22- تشویق خلاقیت و نوآوری در راستای فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س)؛

10-22- شایسته سالاری، شایسته گزینی، شایسته پروری، شایسته گماری، شایسته داری در راستای فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س).

11-22- خودپایی ، خودپالایی و خودپیرایی، ارزیابی، خود انتقادی و بهبود مستمر در راستای فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س)؛

12-22- دانش افزایی و ارتقا در راستای فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س)؛

13-22- پاسخگویی شفاف و متعهدانه به مطالبات خادمان فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س)؛

14-22- تنوع ایجابی و انعطاف‌پذیری در راستای فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س)؛

15-22- بهره‌گیری از توانایی‌ها و امکانات آستان مقدس بی‌بی حکیمه(س) در تحقق رسالت و اهداف فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر ایشان.

23-راهبردهای محتوایی فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) ) در راستای تبدیل شدن به قطب فرهنگی

فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) باید با راهبردهای محتوایی و اصولی مشخص، تعریف شود و در سرلوحة امور قرار گیرد. این راهبردها همانند چراغ راه است که با روشن کردن جاده­های پر پیچ و خم فرهنگ، رهپویان این طریقت را برای ارتقای جایگاه فرهنگی هنری راهنمایی می‌کند. در این راهبردها علاوه بر تعمیق و نشر ارزش‌های انقلاب اسلامی، به موارد مهمی از جمله مؤلفه‌های هویت ایرانی- اسلامی بر پایة میراث تاریخ تمدن، ترویج فرهنگ ظلم ستیزی و استکبار ستیزی، اصلاح فرهنگ نظام مدیریتی بر پایة عدالت‌خواهی، ارتقای آگاهی عمومی و فرهنگ عمومی بر اساس تمدن فرهنگ ایرانی ـ اسلامی و اهتمام به فرهنگ اهل بیت علیهم السلام تأکید دارد.

راهبردهای محتوایی فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) در این زمینه عبارتند از :

1-23-تعمیق و نشر ارزش‌های اسلامی بر پایة مکتب اسلام؛

2-23- ترویج و اقامة احکام الهی ،‌ نشر و تقویت اخلاق اسلامی و فضایل انسانی بر پایه دین‌مداری و فرهنگ دینی؛

3-23- نقد و مبارزه با مکاتب الحادی در عرصة فرهنگی و عرصه­های فرهنگی اجتماعی و مبارزة جدّی با خرافات و موهومات؛

4-23- تبیین و تقویت فرهنگ مهدویت و نهضت انتظار و ترویج روح بیداری اسلامی؛

5-23- تبیین و تأکید بر مؤلفه‌های هویت شیعی بر پایة میراث تاریخی تمدن مشاهیر و مفاخر اسلامی؛

6-23- نشر و اشاعة روح عزّت،‌ افتخار،‌ خودباوری ملّی، امیدواری و نشاط فردی واجتماعی؛

7-23- تولی و تبری ، تعمیق روحیه دشمن شناسی ، ترویج فرهنگ ظلم ستیزی

8-23-تبیین و ارائه الگوهای مطلوب حیات طیبه فردی - اجتماعی بر پایه معارف و آموزه­های قرآن و اهل بیت ( علیهم السلام) با محوریت‌اندیشه‌های بی‌بی حکیمه(س)

9-23- توجه و تأکید بر نقش بنیان خانواده و خانواده محوری در حیات فرهنگی جامعه و ممانعت از گسست نسل‌ها؛

10-23- ترویج روحیة سلحشوری، فرهنگ ایثار، جهاد و شهادت طلبی و ذلت ناپذیری؛

11-23- مبارزه با فساد و تبیض و اصلاح فرهنگ نظام مدیریتی بر پایة عدالت‌خواهی و اهتمام به امر به معروف و نهی از منکر؛

12-23- افزایش و ارتقای آگاهی­های عمومی و فرهنگ عمومی بر اساس تمدن فرهنگ ایرانی - اسلامی و اهتمام جدی به فرهنگ اهل بیت (علیهم السلام) با محوریت ‌اندیشه‌های بی‌بی حکیمه(س)؛

13-23- بازشناسی و بازتولید میراث ، سنن و آداب و رسوم ایرانی- اسلامی در مناطق تحت پوشش؛

14-23- ترویج و اشاعة روحیة کار و خلاقیت در راستای فرهنگ مطلوب تلاش و پایداری؛

24-ابعاد مدیریتی فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) ) در راستای تبدیل شدن به قطب فرهنگی

1-24- بعد ساختاری

1-1-24- سازماندهی با رویکرد فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) ،در برگیرنده نوآوری و شکوفایی؛

2-1-24- برنامه­ریزی با رویکرد برنامه­های فرهنگی و تبلیغی، علمی و هنری؛

3-1-24- نظارتی با رویکرد برمبنای نظارت دقیق آستان مقدسه بر برنامه­ها؛

4-1-24-بسیج منابع با رویکرد بکارگیری نیروهای کارآمد و جوان.

2-24- بعد زمینه­ای

1-2-24- اهداف و استراتژی‌ها با رویکرد جذب جوانان به فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س)؛

2-2-24- آموزش فرهنگ اسلام ناب محمدی (ص) با رویکرد جایگاه والایحرم مطهر بی‌بی حکیمه(س).

3-24- بعد محتوایی

1-3-24-فرایندهای کاری با رویکرد تبیین نقش برجسته بی‌بی حکیمه(س) در طول تاریخ تشیع؛

2-3-24-نقش تاریخی با رویکرد نقش حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) به عنوان پرچمدار فعالیت‌های فرهنگی در منطقه.

25- توانمند سازی مدیریت فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) ) در راستای تبدیل شدن به قطب فرهنگی

توجه به مؤلفه­های مدیریت فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) با رویکرد:

1-25-مطالعة مبانی نظری جهانی.

2-25-مطالعة مبانی نظری و دینی.

3-25-مطالعة میدانی.

فصل هشتم :چارچوب عملیاتی فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) در راستای تبدیل شدن به قطب فرهنگی

26- حمایت از عرصه‌های هنری(هنرهای تجسمی و نمایشی، سینما، ادبیات و موسیقی)در راستای تبدیل شدن به قطب فرهنگی

این موارد را می‌توان با توجه به رویکردهای ذیل مورد توجه قرار داد:

1-26-تعهد به شناخت و شناساندن هنر دینی در جامعة اسلامی به مثابة ابزاری کارآمد در آگاهی بخشی، هدایت و بستر‌سازی برای دمیدن روح تعهد به جامعه؛

2-26-اهتمام در بهره­گیری از شیوه­های هنری مورد استفاده در قرآن کریم و روایات معصومین (علیهم السلام) برای انتقال آموزه­های دینی و نهادینه ساختن آن در جامعه؛

3-26-تعهد به پیگیری و اجرای ‌اندیشه‌های بی‌بی حکیمه(س) ، سیاست­ها و تصمیمات نهادهای بالادستی در زمینة ترویج هنر دینی؛

4-26-اهتمام به استفادة حداکثری از هنر در انتقال و نهادینه‌سازی ارزش‌های دینی منطبق با ‌اندیشه‌های بی‌بی حکیمه(س) و ملی در جامعه؛

5-26-پرهیز از رویکرد هنر برای هنر و دوری از به کارگیری هنرمندان غیر متعهد در فعالیت‌های هنری؛

6-26-اهتمام به بهره­گیری از مکاتب و سبک­های مختلف هنری مقبول دنیا، در جهت انتقال مفاهیم اخلاقی ـ انسانی بی‌بی حکیمه(س)؛

7-26-بهادادن به عنصر تخصص و دانش حرفه­ای و تعهد دینی به صورت توأمان در حوزة هنر و فعالیت‌های هنری؛

8-26-اهتمام به کشف و شناسایی استعدادهای درخشان هنری و تربیت هنرمندان متعهد و کارآمد و عرضة آن به جامعة هنری؛

9-26-اهتمام به حمایت، حفظ و گسترش هنرهای برخاسته از متن‌اندیشه‌های بی‌بی حکیمه(س)؛

10-26-تعهد به نیامیختن پیرایه­های نامعقول و نامشروع به دامن هنر و پرهیز از هنرنمایی‌های کاذب و نامتجانس با روح هنر متعالی بر مبنای ‌اندیشه‌های بی‌بی حکیمه(س)؛

11-26-اهتمام به رصد، شناسایی و مقابلة دائمی با جریآن‌ها و شیوه­های هنری معارض (داخلی و خارجی) و فعّال در مسیر قلب حقایق دینی و وارونه‌سازی ارزش‌های مورد قبول اسلامی؛

12-26-اهتمام به تکریم هنر متعالی و هنرمندان متعهد فعّال در این عرصه و حمایت از حقوق مادی و معنوی آنان، به عنوان تأثیرگذارترین قشر در عرصة ژرفا بخشی و گسترش‌اندیشه‌های بی‌بی حکیمه(س) در جامعه؛

13-26-اهتمام به بررسی و ارزشیابی کلیة آثار هنری هنرمندان از نظر سنجش انطباق با استانداردهای مورد قبول حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س)؛

14-26-برخورداری از سعة صدر و همه‌جانبه‌نگری در ارزیابی و ارج نهادن به آثار هنری؛

15-26-جلوگیری از هرگونه رقابت ناسالم و اقدامات تکراری و موازی با دیگر نهادها در عرصه­های فعالیت‌های هنری.

16-26-هدایت و جهت دهی فعالیت‌های هنری سازمان به سمت رفع کاستی­ها و خلأ­های موجود و ابتکار و آفرینش 17-26- آثار فاخر، تأثیرگذار، راهگشا و الگو با محوریت ‌اندیشه‌های بی‌بی حکیمه(س)؛

18-26- اهتمام به تدوین و تصویب و نهادینه‌سازی منشور اخلاقی- حرفه­ای هنر و هنرمندان با محوریت‌ اندیشه‌های بی‌بی حکیمه(س).

27-پژوهش‌محوری و ارتباط مستمر با نهاد‌های پژوهشی، پژوهشگاه­ها و مراکز مطالعات دینی در راستای تبدیل شدن به قطب فرهنگی

1-27-پژوهش‌محوری و بنای کلیه سیاست­ها، برنامه­ها و رفتارهای فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) بر مطالعات و تحقیقات علمی؛

2-27-اهتمام مستمر به پژوهش و تحقیق، با اعتقاد به لاینتاهی بودن معارف دینی در پاسخ­گویی به نیازهای ثابت و متغیر جامعه انسانی؛

3-27-پرهیز از اظهار نظر، پیشداوری و قضاوت بدون تحقیق و بررسی علمی دربارة موضوعات پیرامون بی‌بی حکیمه(س)؛

4-27-تعهد به حفظ جایگاه پژوهش و تلاش برای اعتبارافزایی آن در امر مدیریت فرهنگ حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س)؛

5-27-شناسایی مستمر نیازهای پژوهشی فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) ، طبقه بندی و تعیین اولویت­ها، و برنامه ریزی و تلاش برای دسترسی و تأمین آنها؛

6-27-ترجیح و تقدّم نیازهای دینی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) بر پسندها و خوشایندها، در انتخاب موضوعات پژوهشی و نظریه پردازی؛

7-27-توجه به تفاوت نیازهای اقشار مختلف ارادتمندان آستان مقدس بی‌بی حکیمه(س)، همچون کودکان، نوجوانان، جوانان، برزگسالان، بانوان، فرهیختگان، قومیت­ها، اقلیت­ها، مسؤولان ، گروه­های دگر‌اندیش و مخالف، در امر پژوهش و پاسخ به نیازهای هر کدام؛

8-27-تعهد به حمایت از طرح­ها و پروژه­های تحقیقاتی در حوزه فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) و اهتمام به ارتقای جایگاه پژوهشگران دینی در چهارچوب نیازها و ماموریت­های سازمان؛

9-27-ارج‌گذاری به پژوهش و پژوهشگران و تکریم و حمایت از حقوق مادی و معنوی محققان و مراکز تحقیقاتی؛

10-27-پرهیز از شتابزدگی، مطلق‌بینی، عوام‌زدگی و داوری بر پایة حبّ و بغض، دربارة پژوهشگران و داده­های پژوهشی؛

11-27-ترجیح حقیت در یافته­های پژوهشی، بر مصلحت‌اندیشی­های سازمانی و بی­ضابطه؛

12-27-ترجیح قوّت برهان بر حسن بیان، کیفیت بر کمیت، و حقیقت بر مصلحت، در فرآیند پژوهش و ارائة نتیجه؛

13-27-توجه به اتقان تحقیق و قوّت استدلال، به جای تکیه بر اعتبار و شخصیت محقق؛

14-27-اولویت دادن به شناسایی و بهره­گیری از پژوهش­های انجام شده، به جای انجام پژوهش‌های جدید؛

15-27-محدود ساختن پژوهش‌های انجام شده و در حال انجام به خلاهای موجود و موضوعاتی که امکان تأمین آن از بیرون وجود ندارد؛

16-27-تعهد به بهره­گیری از روش­های علمی و کاربردی در پژوهش­های دینی؛

17-27-رعایت اصل امانت، انصاف، ادب، احترام و صداقت در گزارش بررسی دیدگاه­ها و نقد آن، در فرآیند تحقیق و ارائة نتیجه؛

18-27-تعهد عملی نسبت به اصل امانت، صداقت، صراحت، متانت، حق طلبی، سخت کوشی و همه جانبه‌گری در انجام پژوهش­های دینی با محوریت‌ اندیشه‌های بی‌بی حکیمه(س) و اظهار شجاعت علمی در ردّ نظرات نادرست رایج؛

19-27-ارتباط نظامند، سازنده، هم افزا و مبتنی بر اصل اعتماد‌سازی، پیش‌بینی پذیری، انصاف، صداقت، صمیمت، خیرخواهی، تواضع و همدلی در همکاری با مراکز تحقیقاتی و مطالعات دینی؛

20-27-پذیرش اصل آزادی ‌اندیشه و بیان، احترام به افکار متفاوت‌ اندیشمندان و بهره­گیری از همة دیدگاه­ها و پژوهش‌های روشمند و مبتنی بر اصول صحیح تحقیق و استنباط.

28-حمایت از تشکل‌های مردم‌نهادNGO) ) فعالیت‌های فرهنگی ارادتمندان بی‌بی حکیمه(س) در راستای تبدیل شدن به قطب فرهنگی

1-28- پذیرش اصل ضرورت واگذاری امر تبلیغ و ترویج ابعاد شخصیتی بی‌بی حکیمه(س)به مردم و پرهیز از تصدی‌گری؛

2-28- بسترسازی و حمایت از مشارکت و حضور مردم در فعالیت‌های فرهنگی مرتبط، نظیر تبلیغات دینی، برگزاری مراسم و آیین­­های مذهبی، پژوهش‌های دینی، انتشارات مرتبط با معارف قرآن و اهل بیت (علیهم السلام)؛

3-28- ارتباط فعال و تعامل موثر با انجمن‌های اسلامی ادارات، سازمان‌ها و اصناف ، هیئات مذهبی و کانون‌های فرهنگی ـ دینی؛

4-28- شناسایی و ساماندهی هیئتهای مذهبی با هدف تأثیر‌گذاری بر برنامه­ها و فعالیت‌های آنان در تبلیغ و ترویج ابعاد شخصیتی بی‌بی حکیمه(س)؛

5-28- پایبندی به اصل خیرخواهی، صداقت، شفافیت، امانتداری، پیش­بینی­پذیری، اعتماد‌سازی و عدم تبعیض در تعامل با جمعیت­ها و نهادهای مردم نهاد و در کل، ارادتمندان به آستان مقدسه بی‌بی حکیمه(س)؛

6-28- تلاش سازمان‌یافته برای ایجاد و تقویت همدلی، صمیمت، خیرخواهی، اخلاق و محبت، بین هیئتها و نهادهای مردم‌نهاد دینی با یکدیگر، و کمک به حل منازعات و اختلافات آنها با محوریت ‌اندیشه‌های بی‌بی حکیمه(س)؛

7-28- حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س)، دفاع از آزادی عمل جمعیت­ها و نهادهای مردم‌نهاد و در کل، ارادتمندان به آستان مقدس و پرهیز از دخالت­های غیر قانونی، سلیقه­ای و محدوده‌کننده در امور آنها؛

8-28- حمایت همه جانبه از ایجاد و توسعة تشکل‌های مردم نهاد و فعالیت‌های فرهنگی ارادتمندان به آستان مقدس، از سوی مردم و بخش‌های غیر دولتی؛

9-28- تبیین نظام‌مند دیدگاه­های کلان بی‌بی حکیمه(س) دربارة مسایل دینی و مبانی اعتقادی برای تشکّل­های دینی مردم نهاد؛

10-28- کمک به تأسیس و غنای کتابخانه­ها و قرائت­خانه­های عمومی در مراکز آموزشی، مساجد و کانون­های فرهنگی و کمک به توسعة فرهنگ مطالعات دینی؛

11-28- حمایت و کمک به شکل گیری محافل قرآنی و مراکز انس با قرآن و ترویج آن، و هدایت امکانات مادی و معنوی به سوی این محافل، بر اساس مطالعات علمی و نیازسنجی کارشناسی؛

12-28- احساس تعهد و تلاش برای پالایش، پیرایش و پایش متون غیر مستند، مخدوش، خرافی و ضعیف در باره بی‌بی حکیمه(س)؛

13-28- مسؤولیت­پذیری و روشنگری در برابر ترویج خرافات، تحریف حقایق، افراطی‌گری و غلو، و انتساب مطالب موهن و سست به بی‌بی حکیمه(س)؛

14-28- تشویق و ترغیب افراد خیر و جذب کمک­های مردمی در جهت تاسیس اماکن دینی و انجام فعالیت‌های فرهنگی مرتبط در حرم؛

15-28-به کارگیری مساعی لازم در بارور‌سازی برنامه­های فرهنگی ـ دینی مساجد، با محوریت ابعاد شخصیتی بی‌بی حکیمه(س)؛

16-28- همیاری و اهتمام به ارائة کمک فکری به نهادهای گوناگون مستقر در مساجد (هیئت امنا، بسیج، دارالقرآن، دفاتر هماهنگی، صندوق­های قرض الحسنه، مراکز خدمات درمانی، کتابخانه، و دیگر بخش­های وابسته و تحت پوشش) با اصالت دادن به کارکرد اصلی و فلسفه وجودی آنها؛

17-28- همکاری، همدلی و هماهنگی با سازمان‌های مسؤول و مرتبط دولتی و یا مردم‌نهاد دینی؛ نظیر سازمان اوقاف و امور خیریه، مرکز رسیدگی به امور مساجد، حوزه­های علمیه، واحدهای فرهنگی بسیج، جامعة وعاظ، جامعة مداحان و . . . ، در جهت توسعه و ارتقای کمّی و کیفی فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س).


29-) تقویت و ترویج کتابخوانی و گسترش فرهنگ کتابخوانی در راستای تبدیل شدن حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) به قطب فرهنگی

به منظور ترویج هر چه بیشتر ابعاد شخصیتی بی‌بی حکیمه(س) متناسب با ارزش‌ها و باورهای جامعه و ارتقای سطح آگاهی اقشار مختلف جامعه نسبت به این بزرگوار و در کل، گسترش فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) در راستای تبدیل شدن به قطب فرهنگی ، توجه به گسترش فرهنگ کتابخوانی الزامی و در راستای اجرای قانون برنامة توسعة فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی کشور و پیگیری سند چشم‌انداز بیست‌سالة نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران است. رسیدن به این مقصود در گرو حمایت و توسعة گسترش فرهنگ کتابخوانی، تجهیز کتابخانه‌ها، توجه به عادت به کتابخوانی از دوران کودکی، نوجوانی، ترویج کتابخوانی در مدارس، حمایت معنوی از انتشارکتاب‌های دینی با محوریت ‌اندیشه‌های بی‌بی حکیمه(س)، تقویت نمایشگاه‌ها و جشنواره‌های مرتبط، توصیه به اطلاع‌رسانی و حمایت از مراسم و مسابقات جشنواره‌ها، بزرگداشت، انتخاب کتاب سال بی‌بی حکیمه(س)، و توجه به ادبیات وخلق رمان‌ها و داستان‌های مرتبط با این شخصیت گرانقدر است .



30- انتشارات و حوزة اطلاع رسانی دینی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) در راستای تبدیل شدن به قطب فرهنگی

1-30- بازشناسی مستمر نیاز مخاطبان به اطلاعات پیرامون ابعاد شخصیتی بی‌بی حکیمه(س)و به کارگیری روزآمدترین فناوری‌ها برای اطلاع رسانی و تأمین نیازها؛

2-30- التزام به بهره­گیری از همه فناوری‌های نوین، روزآمد، اثر بخش، جذّاب و سهل الوصول، در حوزة اطلاع‌رسانی و انتقال پیام دینی با محوریت ‌اندیشه‌های بی‌بی حکیمه(س) به گروه­های مختلف مخاطبان؛

3-30- اهتمام به دفاع صحیح و اصولی از آموزه­های بی‌بی حکیمه(س)، با استفاده از ابزار نشر و فناوری­های نوین ارتباطی؛

4-30- التزام به استفاده از آثار فاخر و نویسندگان واجد تخصص­های لازم و صلاحیت­های اخلاقی، دینی و بینشی، برای اظهار نظر و قلم زدن درباره ابعاد شخصیتی بی‌بی حکیمه(س)؛

5-30- اهتمام به فراهم آوردن فرصت­های برابر جهت دسترسی به اطلاعات دینی ابعاد شخصیتی بی‌بی حکیمه(س) برای آحاد جامعه؛

6-30- پرهیز از تصدی‌گری و رقابت با بخش خصوصی و انجام کارهای موازی در حوزة اطلاع رسانی و انتشارات با محوریت ‌اندیشه‌های بی‌بی حکیمه(س)؛

7-30- پرهیز از سرمایه‌گذاری و نشر و عرضة آثار ضعیت، موهن، غیر مستند، خرافی، شبه علمی و عوام پسند، دربارة بی‌بی حکیمه(س)؛

8-30- التزام به رعایت آداب نگارش و اخلاق نویسندگی (نثر صحیح، روان، وزین و جذاب، محتوای غنی و مستند و گویای حقیقت) در همة آثار تولیدی دربارة بی‌بی حکیمه(س)؛

9-30- التزام به حروف‌نگاری و صحفه‌آرایی چشم نواز، چاپ زیبا، کاغذ مرغوب، جلد مناسب، صحافی خوب، طرح مناسب و گویا برای پشت و روی جلد و نام زیبا و کوتاه برای محصولات، در همة آثار تولیدی و انتشارات دربارة بی‌بی حکیمه(س)؛

10-30-التزام به تشویق و حمایت از پژوهشگران، نویسندگان، ویراستاران، طراحان، ناشران و تولید‌کنندگان آثار فاخر دربارة بی‌بی حکیمه(س)؛

11-30-تعهد به بزرگداشت کتاب و کتابخوانی و حمایت از حقوق مادی و معنوی نویسندگان و ناشران دربارة بی‌بی حکیمه(س)؛

12-30-اهتمام به تدوین منشور استاندارد کتاب در باره بی‌بی حکیمه(س)، (معطوف به پژوهش، نگارش، ویرایش و شکل کتاب) و ارائة نشان استاندارد به کتاب‌های واجد شرایط، در راستای رعایت حقوق خواننده و صیانت از ابعاد والای شخصیتی ایشان در برابر شبه عالمان، سودجویان و سوداگران این عرصه، با کمک نویسندگان و ناشران متعهد.

31-حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س)، افکار عمومی و رسانه­ها در راستای تبدیل شدن به قطب فرهنگی

1-31-تعهد به شناخت و احساس مسؤولیت نسبت به افکار عمومی و قضاوت جمعی دربارة کارکردهای ‌اندیشه‌های بی‌بی حکیمه(س) در حوزة زندگی فردی و اجتماعی؛

2-31-بررسی و دریافت دیدگاه‌های مردم دربارة آن بزرگوار و امور مرتبط با ایشان در جامعه و اثرات آن؛

3-31-رصد دائمی انتظارات و مطالبات دینی مردم از آستان مقدس بی‌بی حکیمه(س)، جمع‌بندی و انتقال آن به نهادهای مربوط و روشنگری و ارائة توضیحات لازم به افکار عمومی؛

4-31-اهتمام به شناخت و تحلیل مستمر نگرش عمومی، دربارة ‌اندیشه‌های بی‌بی حکیمه(س) حیات و ممات ایشان؛

5-31-تعهد به برنامه‌ریزی و تبلیغات ابعاد شخصیتی بی‌بی حکیمه(س) از طریق رسانه‌ها با ملاحضات جامعه‌شناختی مربوط به اقوام و نژادهای مختلف؛

6-31-باور به نقش رسانه­های جمعی در شکل‌دهی و ایجاد تغییر در نگرش­های دینی و اعتقادی جامعه و استفاده حداکثری از ظرفیت‌های موجود در این بخش، در راستای فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س)؛

7-31-رسانه­شناسی به موازات مخاطب شناسی، با هدف انتخاب رسانه مناسب، اثر بخش و کارآمد در بخش‌های گوناگون در انعکاس فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س)؛

8-31-تعهد به حمایت از اصحاب رسانه به طور عام، در جهت ارتقای کیفیت و اتقان محتوای رسانه­ها با محوریت فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س)؛

9-31-اهتمام به همکاری نزدیک با صدا و سیمای جمهوری اسلامی و تعامل سازنده و تعالی بخش با مدیران، برنامه­ریزان، تهیه کنندگان و سایر دست‌اندرکاران تولیدات مذهبی در این رسانه فراگیر و اثر گذار؛

10-31-تلاش مستمر برای شناخت و بررسی شیوه­های رسانه­های جهانی، به منظور بهره­گیری از روش‌های نوین و قابل قبول و برنامه­ریزی برای مقابله با شیوه­های مخرب، متناسب با فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س)؛

11-31-رعایت اصل ادب، احترام، صداقت، صراحت، شفافیت، عدالت، روشنگری، فروتنی و اعتماد سازی در تعامل با رسانه؛

12-31-ابراز حساسیت و انجام تکلیف امر به معروف و نهی از منکر در برابر بدعت­ها، ترویج خرافات و موهومات، مسایل تفرقه انگیز و حساسیت آفرین به نام بی‌بی حکیمه(س)، از سوی رسانه­های جمعی؛

13-31-تعامل عادلانه، به دور از تبعیض و برخوردهای سیاسی و جناحی، در پذیرش و ارائه اطلاعات و همکاری با مطبوعات و رسانه­های جمعی؛

14-31-نقدپذیری و پاسخگویی به انتقاد رسانه‌های جمعی از فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س).

32-حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س)، فضای مجازی (سایبر) در راستای تبدیل شدن به قطب فرهنگی

1-32-اهتمام به بهره­گیری از فضای مجازی برای تبلیغ و نشر ابعاد شخصیتی بی‌بی حکیمه(س)؛

2-32-پرهیز از اشاعة هر گونه مطلب سخیف، غیر صحیح، شهبه‌انگیز و شبه علمی، به نام بی‌بی حکیمه(س)در فضای مجازی؛

3-32-تعهد نسبت به رعایت حقوق معنوی و مادی کلیة دارندگان پایگاه­های اینترنتی در فضای مجازی اطلاعات دربارة بی‌بی حکیمه(س)؛

4-32-رعایت اصول شرعی و اخلاقی در بهره­گیری از مطالب موجود در شبکة جهانی اطلاعات؛همچون ذکر منبع، صداقت در نقل قول؛

5-32-رصد دائمی فضای مجازی به قصد اطلاع از هرگونه اقدام علیه بی‌بی حکیمه(س)و مکتب اهل بیت (علیهم السلام) و پاسخگویی و مقابله با آن؛

6-32-احترام به حقوق کاربران پایگاه­های اینترنتی سازمان در جهت تسهیل دسترسی آنان به مطالب صحیح، مستند و روزآمد مرتبط با ابعاد شخصیتی بی‌بی حکیمه(س)؛

7-32-اهتمام به دریافت نظرات و دیدگاه­های کاربران سایت‌های مرتبط با بی‌بی حکیمه(س) و برقراری امکان گفت و شنود و تبادل نظر با آنان، در راستای ارتقای کمّی و کیفی مطالب و جلب رضایت مشتری.

33-تأسیس پژوهشکدة بی‌بی حکیمه(س) در راستای تبدیل شدن به قطب فرهنگی

پژوهشکدة بی‌بی حکیمه(س) با اهتمام به تعمیق و توسعة دانش­های اسلامی و تبیین باور، بینش و ارزش‌های اسلامی به منظور افق‌گشایی­های علمی، نواندیشی و رویکرد روشمند و نظام‌یافته به حوزة معرفت دینی پیرامون ابعاد شخصیتی و ‌اندیشه‌های بی‌بی حکیمه(س) تشکیل می­شود.

پژوهشکده بی‌بی حکیمه(س)جهت بررسی روشمند حوزه­های مرتبط با این بزرگوار است. تمرکز بر جوانب گوناگون تاریخ و سیرة ایشان و ساز و کارهای منطقی و اصولی دستیابی به حقایق تاریخی دربارة این بزرگوار و نقش آن در فرهنگ و تمدن شیعی به عنوان اساسی­ترین رویکرد، مدّ نظر قرار می­گیرد.

ارکان

ارکان سازمانی پژوهشکدة بی‌بی حکیمه(س)به شرح زیر است:

مدیر پژوهشی

شورای پژوهشی

گروه­های پژوهشی

دفتر پژوهشی

پژوهشکده، مأموریت خویش را بر اساس اهداف و وظایف زیر به انجام می­رساند:

1-33-اهداف

1-1-33-تبیین و تنقیح مبانی و توسعة چارچوب­های نظری دانش تاریخ اسلام و سیرة بی‌بی حکیمه(س) به منظور توانمند‌سازی و توسعة آنها جهت پاسخگویی به نیازهای گوناگون فردی و اجتماعی؛

2-1-33-معرفی علمی الگوهای شخصیتی و رفتاری بی‌بی حکیمه(س) در ابعاد گوناگون حیات فردی و اجتماعی و متناسب با سطح سطوح مخاطبان؛

3-1-33-هویت شناسی بی‌بی حکیمه(س)و بررسی سیر تحول و تطوّر مؤلفه­های آن از آغاز تا کنون؛

4-1-33-پاسخگویی روشمند به پرسش­ها و شبهات پیرامون ایشان اعم از حیات، ممات و مزار مطهر.

2-33-سیاست­ها

1-2-33-نظریه‌پردازی در حوزة تاریخ و پژوهش­های تاریخی، بالاخص دربارة بی‌بی حکیمه(س)بر مبانی اسلامی و دوری جستن از جزم‌اندیشی و التقاط؛

2-2-33-توجه به کاربردی بودن فعالیت‌ها با در نظر داشتن نیازهای بالفعل و بالقوة جامعه؛

3-2-33-حرکت در جهت تخصصی‌کردن گروه­ها و حوزه­های پژوهشی؛

4-2-33-اهتمام به ارتباط و تعامل با ‌اندیشمندان و فرهیختگان و استفاده از توان و دستاوردهای آنان در زمینة تاریخ و سیره با توجه به ابعاد شخصیتی بی‌بی حکیمه(س)جهت انجام وظایف و فعالیت‌های پژوهشی؛

5-2-33-رعایت معیار و استاندارهای علمی و بهره­گیری از روشهای نوین و دانش­های دیگر مؤثر در مطالعات تاریخی پیرامون بی‌بی حکیمه(س)؛

6-2-33-اولویت دادن به فعالیت‌های گروهی و هم‌اندیشی در زمینة سیرة بی‌بی حکیمه(س)؛

7-2-33-همکاری پژوهشی و ارتباط فعال با مراکز مختلف علمی حوزوی و دانشگاهی؛

8-2-33-محور قرار دادن مخاطبان فرهیخته و کارشناسان در این عرصه و عرضة تحقیقات و پژوهش‌های در دست انجام و توجه به عموم دانش‌پژوهان و نسل جوان در درجة دوم؛

9-2-33-نگاه جامع و عمیق به موضوعات و مسائل و پرهیز از سطحی و جزئی‌نگری و توجه به ارتباط پژوهش­ها با یکدیگر؛

10-2-33-طبقه بندی و اولویت‌گذاری در موضوعات پژوهشی با توجه به امکانات و توانایی­ها؛

11-2-33-استفاده از دستاوردهای علوم و معارف بشری همراه با نگرش انتقادی نسبت به کاستی­ها و ناهماهنگی‌های آن با‌اندیشه اسلامی.

3-33-وظایف

1-3-33-مطالعه، تحقیق و اجرای طرح­های پژوهشی در مورد بی‌بی حکیمه(س)؛

2-3-33-شناسایی سؤال­ها و معضلات مربوط به تاریخ و سیره و موضوع­یابی و مسأله‌یابی تاریخی بی‌بی حکیمه(س)؛

3-3-33-مطالعه، تحقیق و اجرای طرح­های پژوهشی در زمینة تعارضات و معضلات مربوط به مسائل تاریخی و سیره­ای بی‌بی حکیمه(س)؛

4-3-33-ایجاد گروه­های تخصصی جهت اجرای برنامه­ها و فعالیت‌های پژوهشی پیرامون بی‌بی حکیمه(س)؛

5-3-33-فراهم کردن منابع مطالعاتی و زمینه سازی برای تسهیل پژوهش و فعالیت‌های پژوهشی دربارة بی‌بی حکیمه(س)؛

6-3-33-شناسایی و جذب محققان کارآمد و حمایت از پژوهشگران حوزه­های علمیه در زمینة بی‌بی حکیمه(س)؛

7-3-33-ایجاد زمینة گفت و گو میان صاحب‌نظران با برگزاری نشست­ها و همایش­های تاریخی و سیره­ای؛

8-3-33-فراهم کردن زمینة رشد و ارتقای دانش و پژوهشگران با تأکید بر نقش والای بی‌بی حکیمه(س) در تاریخ تشیّع از طریق تشکیل کلاس­ها و کارگاه­های آموزشی، برگزاری نشست­ها و گفت و گوی علمی و ایجاد فرصت­های مطالعاتی و . . .؛

9-3-33-ارتباط و همکاری با سازمان‌ها، نهادها، شخصیت­ها، نخبگان، مؤسسات فرهنگی و مراکز علمی-پژوهشی و اجرایی به منظور پیشبرد اهداف پژوهشکده، اجرای طرح‌های مشترک و جلوگیری از انجام کارهای موازی و تکراری.

نتیجه‏گیری

برای دستیابی به توسعة فرهنگی می‌بایست توجه داشت که در رشد عناصر توسعه باید تناسب را رعایت کرد؛ یعنی همة عناصری که متعلّق توسعه هستند پا به پای هم و به فراخور استعداد، نیاز، توقع و در سطحی عادلانه رشد یابند تا بتوانند با هم هم‌خوانی داشته و به یکدیگر کمک کنند. این شرط، هم در مجموعه مؤلفه‏های هر عنصر و هم در زیرمجموعه‌های آن باید لحاظ گردد؛ مثلاً اگر توسعة فرهنگی مورد نظر است همة موارد آن می‌بایست متناسب با سایر ابعاد توسعه، اعم از اقتصادی، سیاسی و حتی اجتماعی انجام گیرد. توسعة فرهنگی مطلوب اسلام می‌بایست در چارچوب تعالیم اسلامی و برپایة مقتضیات آن انجام گیرد. از همه مهم‌تر اینکه توسعة فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) باید برمبنای برنامة جامع در یک نظام اجتماعی کارشناسی‌شده و حساب‌شده قرار داشته باشد؛ یعنی ابتدا نظام‌های آموزشی و فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و. . . با هم یک نظام دقیق و جامع اجتماعی را بسازند و آن‌گاه بر اساس آن استواری، رشد یابند که این همان مفهومی است که در راستای تبدیل شدن به قطب فرهنگی باید به آن توجه داشت. توسعة فعالیت‌های فرهنگی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) علاوه بر اینکه باید پا به پای سایر ابعاد توسعة حرم مطهر انجام گیرد به علّت نقش مهم و بااهمیتی که می‌تواند ایفا کند می‌باید بیش از سایر ابعاد توسعه، مورد توجه و اهتمام قرار گیرد؛ چرا که بار معنایی حرم مطهر بی‌بی حکیمه(س) بر بستر توسعة فرهنگی بنا شده است.

منابع

1- ازکیا مصطفی(1369)،جامعه شناسی توسعه و توسعه یافتگی روستایی ایران، تهران: انتشارات اطلاعات.

2- اسدى، على (1369ش)، توسعه بر جاده تكنولوژى مى‏تازد، ماهنامه تدبیر، شماره 2مرداد

3- بشیریه ،حسین (1374)، جامعه‏شناسی سیاسی، تهران: نشر نی.

4- جلالی، محمد رضا(1382)، مجموعه مقالات گسست نسل‏ها، پژوهشکدة علوم انسانی و اجتماعی جهاد دانشگاهی.

5- خ‍وئ‍ی‌، اب‍وال‍ق‍اس‍م‌(1369ش)، م‍ع‍ج‍م‌ رج‍ال‌‌ال‍ح‍دی‍ث‌ و ت‍ف‍ص‍ی‍ل‌ طب‍ق‍ات‌‌ال‍رواه‌، ق‍م‌: م‍رک‍ز ن‍ش‍ر آث‍ار ش‍ی‍ع‍ه‌.

6- داوري اردكاني، رضا( 1379)، تبادل فرهنگي و فرهنگ جهاني غربي»، درباره غرب، چاپ اول، تهران: هرمس.

7- رفیع جلال(1373)، فرهنگ مهاجم, فرهنگ مولد،تهران: انتشارات اطلاعات.

8- روح‏الاميني، محمود( 1372)، زمينه فرهنگ‏شناسي، پويايي و پذيرش، چاپ سوم، تهران: انتشارات عطار.

9- روسك، جوزف، و رولندوارن( 1369)، مقدمه جامعه‏شناسي، ترجمه بهروز نبوي و احمد كريمي، چاپ سوم، تهران: انتشارات كتابخانه فروردين.

10- سازمان برنامه و بودجه؛برداشتی نو از مسائل توسعه، مترجم: حمید فراهانی راد، سازمان برنامه و بودجه گزیده مسائل اقتصادی اجتماعی ، ش .46

11- سریع القلم، محمد(1373)، نظریه انسجام درونی، نامه فرهنگ، ش 13.

12- سریع القلم، محمود(1382)، مجموعه مقالات گسست نسل‏ها، پژوهشکده علوم انسانی و اجتماعی جهاد دانشگاهی، ص121.

13- شرفی، محمد رضا(1382)، مجموعه مقالات گسست نسل‏ها، پژوهشکده علوم انسانی و اجتماعی جهاد دانشگاهی.

14- عظیمی حسین (1370)، توسعه و فرهنگ، نشریة نامة فرهنگ، سال دوم، شمارة یک و دو، پاییز و زمستان.

15- عظیمی، فخرالدین( 1371)، عالمی و آدمی از نو، مجله نگاه نو، شماره9 ، مرداد و شهریور.

16- فياض، محمدسعيد( 1372)، درآمدي بر تهاجم فرهنگي غرب، مركز مطالعات اسلامي، تهران: معاونت پژوهشي وزارتفرهنگ و ارشاد اسلامي.

17- قادری، حاتم(1382)، مجموعه مقالات گسست نسل‏ها، پژوهشکدة علوم انسانی و اجتماعی جهاد دانشگاهی.

18- 2- قاضيان حسين (1371)، درباره تعريف توسعه ماهنامه اطلاعات سياسى ـ اقتصادى، سال هفتم، ش 4 ـ 3، مسلسل 64 ـ 63.

19- ق‍م‍ی‌، ع‍ب‍اس‌(1363)، س‍ف‍ی‍ن‍ه‌ ال‍ب‍ح‍ار و م‍دی‍ن‍ه‌ ال‍ح‍ک‍م‌ و الاث‍ار،تهران: فراهانی

20- کلینی، ابی جعفر محمد بن یعقوب بن اسحاق ؛ الکافی؛ به تحقیق علی اکبر غفاری، تهران : دار الکتب الاسلامیه.

21- م‍ام‍ق‍ان‍ی‌، ع‍ب‍دال‍ل‍ه‌(1425ق)، ت‍ن‍ق‍ی‍ح‌‌ال‍م‍ق‍ال‌ ف‍ی‌ ع‍ل‍م‌‌ال‍رج‍ال‌‏ ق‍م‌: م‍وس‍س‍ة‌ آل‌ال‍ب‍ی‍ت‌ (ع‍ل‍ی‍هم‌ال‍س‍لام‌) لاح‍ی‍اءال‍ت‍راث‌.

22- مختاری، محمد(1369)، اسطوره زال ،تهران: آگه.

23- مددپور، محمد(1382)، مجموعه مقالات گسست نسل‏ها، پژوهشکدة علوم انسانی و اجتماعی جهاد دانشگاهی.

24- مطهرى مرتضى (1375)، علل گرايش به مادى‏گرى،تهران: انتشارات صدرا، چاپ هفدهم.

25- مفهوم فرهنگ، جان تامپسون.

26- منصورى جواد) 1374ش)، فرهنگ،استقلال و توسعه‏ ، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه.

27- م‍وس‍وی‌ن‍ژاد س‍وق‌، علی‌قنبر (1387)، اجمالی از زندگی حضرت بی‌بی حکیمه (ع)، قم: انتشارات وثوق.

28- مونتی پالمر و دیگران(1367)، نگرش جدید به علم سیاست، ترجمه:منوچهر شجاعی، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی

29- Harald Lasweu S A. Keplan Povwers(1952) Society, hondon, Ruotledge S. Kegan Paul,.

30- Bengston, V. L. (1970). The goneration gap:A review and typology of social psychological perspective. Youth and Society p; 7-32

31-Slater, P. E. (1970). The pursuit of loneliness:American culture at the breaking point. Boston:Beacon -

32-Adelson, j. (0791,january). What generation gap?New YorK Times Magazin -

---
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally