آداب زيارت
اين مقاله بر آن است تا با برشمارى و تحليلى از آداب زيارت زنده‌ترين و مؤثرترين راه براى شناخت و ايجاد ارتباط قلبى و فكرى زاير با امام خود ايجاد نمايد.
پنج شنبه 3 خرداد 1397    
بازدید: 731

آداب زيارت

گلى حجت‌فر

چكيده

بى‌شك براى انجام هر كارى آدابى است كه با رعايت آن ارزش آن كار و ميزان تأثيرگذارى و ماندگارى آن بيشتر خواهد شد. براى حقايق دينى ضمن تبيين و تفسير آن، اسرار و احكامى ذكر مى‌كنند و آداب و آيينى خاصى بر مى‌شمارند؛ و زيارت نيز به عنوان امرى معنوى كه در حقيقت نوعى هجرت است و زاير در واقع مهاجر به سوى خدا و اولياى اوست از اين قاعده مستثنى نيست و آنان كه با رعايت حدود و آداب به زيارت مى‌روند، بهره‌اى بيشتر و لذتى افزون‌تر مى‌برند و عقل و قلب خود را متوجه حريم و ساحت امام نموده، ضمن اين‌كه در اين آداب لطايف و دقايقى نهفته است كه با توجه به آنها ابواب ديگرى از علوم و معارف براى زاير گشوده مى‌شود.

اين مقاله بر آن است تا با برشمارى و تحليلى از آداب زيارت زنده‌ترين و مؤثرترين راه براى شناخت و ايجاد ارتباط قلبى و فكرى زاير با امام خود ايجاد نمايد.

كليدواژه‌ها: آداب، زيارت، مزور، زاير، اسلام، قرآن.

مقدمه پيش ارباب خرد مايه ايمان ادب است

دامن عقل و ادب گير كه در راه يقين

«كمال انسان به ادب اوست»، «ادب بهترين خلق و خوى است»، «مردم بيش از آن كه نياز به طلا و نقره داشته باشند، به ادب صحيح نيازمندند»، «زينتى براى انسان همانند آداب نيست» 1 و... نخستين چيزى كه خداوند به بنده‌اش دستور داده رعايت حدود و جمع كردن ادب است. ادب جمع شدن و گرد آمدن تمامى خيرهاست.

خداوند سبحان در دنيا بنده‌اش را عامل جمع‌كننده‌اى قرار داده تا براى وى هر چه را كه به او فرمان داده جمع نمايد. ادب و رعايت آن در مقابل ديگران از اهميت به سزايى برخوردار است و در روايات و احاديث بسيارى به آن اشاره شده است. حال اگر اين مسأله در برابر انسان‌ها داراى چنان اهميتى است، پس بدون ترديد در برابر خدا، انبيا، اوليا و امامان معصوم از جايگاه برترى برخوردار است.

مفهوم زيارت و زاير

براى زيارت معانى مختلفى بيان شده كه فهرست‌وار بيان مى‌كنيم:

الف) زيارت در لغت عبارت است از تمايل و ميل كردن؛ خواه از دور باشد يا از نزديك و خواه با گرايش قلبى و قصد نيز همراه باشد يا نه و اعم از اين‌كه با اكرام و تعظيم مزور باشد يا نه؛ از اين‌رو در مورد ميل و گرايش عنصرى مادى همانند خورشيد كه هيچ يك از ويژگى‌هاى فوق در آن نيست نيز در قرآن كريم از واژۀ «زَوْر» كه به معناى ميل كردن مى‌باشد، استفاده شده است.

ب) در اصطلاح دينى زيارت تمايلى است كه افزون بر ميل و حركت حسى، قلب هم گرايش جدى پيدا كرده و به مزور نيز با تكريم و تعظيم قلبى و انس روحى همراه باشد 2 و اين معنا در مرتبۀ برين و كامل خود همانا اقبال و توجه قلبى، روحى، فكرى، اخلاقى و عملى به مزور 3 را با خود دارد.

ج) زيارت ارتباط ملكوتى و معنوى با كامل‌ترين انسان‌هاست كه عظمت و قدرتشان به اذن خداوند متعال تمام هستى را فرا گرفته است. 4

د) زيارت امام معصوم عليه السلام يعنى تجديد عهد و پيمانى كه شيعيان ائمه با خدا بسته‌اند. 5

ه‍) زيارت برقرارى ارتباط قلبى با حجت خداست. اظهار علاقۀ فطرى محب به محبوب الهى خويش، نشانۀ وفادارى صادقانۀ شيعه به امام خود، وصول به حقيقت و نوشيدن از سرچشمۀ زلال معرفت، حضور آگاهانه در محضر جلوه‌هاى الهى، ديدار مشتاقانۀ مأموم با امام معصوم است.

اما مفهوم زاير، زاير يعنى مشتاق ديدار، عاشق و دعوت‌شده به محفل دوست، مجاهد در راه خدا، مدافع حريم و ولايت، محب باوفاى اهل بيت عليهم السلام 6.

زاير كسى است كه قصد زيارت پيشواى معصوم عليه السلام را داشته باشد و عارفانه و خالصانه، ارتباط فكرى و قلبى با امام معصوم برقرار كند و بداند كه هرگز توان فهم معرفت كامل امام را پيدا نخواهد كرد و غايت معرفت وى اظهار عجز از اين معرفت است.

اهميت و ضرورت زيارت

زيارت موجب ارتباط و وابستگى وجودى به اهل بيت عليهم السلام است كه خود منشأ خيرات و بركات و نزول فيض و اجر و ثواب است، همچنين انصراف از آن و بى‌ميلى به آن موجب انصراف رحمت و بازگشت نعمت خواهد بود و كسى كه چنين علقه و علاقه‌اى را در جان نپروراند و تقويت نكند از رحمت و لطف خدا و رسولش بى‌بهره خواهد بود.

امام صادق عليه السلام در پاسخ كسى كه به ايشان عرض كرد: «فدايت گردم، به حضور شما رسيدم در حالى كه توفيق زيارت قبر اميرالمؤمنين را نداشتم، حضرت در پاسخ فرمود: بسيار كار ناپسندى انجام دادى اگر نبود كه تو از پيروان و شيعيان مايى هرگز به تو نگاه نمى‌كردم! چگونه زيارت نكردى شخصيتى را كه خداوند با فرشتگان آسمان و همۀ انبيا و مؤمنان او را زيارت مى‌كنند. آن شخص گفت: اين مطلب را من نمى‌دانستم. حضرت فرمود: بدان كه اميرالمؤمنين عليه السلام در نزد خداوند از همۀ ائمه برتر و افضل است و براى اوست پاداش تمامى اعمال و برترى هر كسى به ميزان اعمال و عملكرد آنهاست». 7

بنابراين زيارت به عنوان شاخصى روشن براى كسب فيض و دور نيفتادن از وادى رحمت ضرورى است. حديث مزبور موقعيت والا و عظيم و برترى اميرالمؤمنين نسبت به ساير ائمه و همچنين زيارت خداوند و انبيا و مؤمنان نسبت به آن حضرت را بيان مى‌كند؛ پس بر اساس آنچه گفته شد، انسان همواره بايد آرزوى زيارت اولياى الهى و اميد وصال و دوستى مشاهد آنان را در دل زنده دارد و از خداوند به طور جدى طلب كند: «اللّهم ... حبّب إلى ّ مشاهدهم و ألحقنى بهم و اجعلنى معهم فى الدنيا و الآخرة يا أرحم الراحمين ». 8

هدف زاير

هدف نهايى زاير در زيارت، خدا و تقرب به ساحت الوهى است. مراد از هدف بودن خداوند در زيارت و تقرب به سوى حضرت حق همانا تخلق به اخلاق الهى و تحصيل كمالات ربوبى است: «تخلّقوا بأخلاق الله » 9 مزور حقيقى خداوند متعال است و هدف زيارت زنده شدن فضايل و خصلت‌هاى والاى آن مزور در زاير و دورى جستن و برائت از بدها و بدى‌هاست؛ از اين‌رو تمامى فعاليت‌هاى عبادى كه به انسان جهت الهى مى‌دهد، خود زيارت اللّٰه است.

زيارت، حقيقتى دو سويه

«و لكل ّ زائر حق على من أتاه و أنا زائرك و مولاك و ضيفك النازل بك و ...» ؛ 10 براى هر زايرى حقى است بر عهدۀ كسى كه به ديدار او رفته است و من زاير، دوست و مهمان شما هستم كه بر شما وارد شده‌ام. بديهى است كه زيارت و ارادات در حد خود زمينۀ ارتباط و معيت اهل بيت با زايران و محبان را فراهم مى‌آورد كه با خود ولايت، شفاعت و مصاحبت در دنيا و برزخ و قيامت را همراه خواهد داشت و اين همان سعادتمندى است كه خداوند از آن با عنوان «عقبى الدار» ياد كرده است: «وَ الَّذِينَ يَصِلُونَ مٰا أَمَرَ اللّٰهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ يَخٰافُونَ سُوءَ الْحِسٰابِ* وَ الَّذِينَ صَبَرُوا ابْتِغٰاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَ أَقٰامُوا الصَّلاٰةَ وَ أَنْفَقُوا مِمّٰا رَزَقْنٰاهُمْ سِرًّا وَ عَلاٰنِيَةً وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ

اَلسَّيِّئَةَ أُولٰئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدّٰارِ». 11 بر اين اساس، هرگز زيارت يك سويه نبوده و نيست؛ به ويژه زيارت اولياى كريمى كه خير و كرامت آنها ابتدايى و بدون سابقه است؛ اهل بيت كه خاندان كرامت، جود و سخا هستند، قطعاً زاير خود را بدون جواب باز نمى‌گردانند، حتى طرح حاجت، سؤال و تقاضاى اجابت را خود به ما تعليم داده‌اند و اين حق كه بر مبناى تفضل الهى شكل گرفته است را تثبيت و اعلام مى‌كنند و برترين حق هم اين است كه دعاها و خواسته‌هاى زاير خود را بدون پاسخ نگذارند.

آداب زيارت

بى‌ترديد يكى از مهم‌ترين اركان زيارت، توجه به آداب و رعايت حدود آن است.

روشن است كه براى هر چيزى ادب و حدى است كه رعايت ادب و توجه به حد آن هم از جهت فراگيرى و دريافت بهتر آن حقيقت و هم از حيث عمل و انجام آن مؤثر بوده و موجب بهره‌برى فراوان‌ترى خواهد شد. اين قاعده در امور معنوى و حقايق فوق مادى مسلّم و روشن است.

زيارت از جمله حقايق ارزشمند و حياتى است كه توجه به حدود و رعايت آداب آن كاملاً در تحقق صحيح و ارتباط وثيق و مطمئن‌تر با مزور نقش اساسى و تأثير جدى دارد؛ از اين‌رو با توجه به اهداف و مقاصد عالى كه زاير در زيارت خود دارد و همچنين رعايت آداب آن، احساس حضور و حظّ تشرف در محضر مزور بيشتر نمايان و آشكار مى‌شود. در ذيل به بررسى آداب زيارت مى‌پردازيم.

آمادگى روحى

بندگان الهى هنگام توجه به پروردگار، پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمۀ معصومين عليهم السلام بايد شرايط روحى و جسمى مطلوبى را براى خود ايجاد كنند تا به سبب آن بتوانند با خداى خويش و اين بزرگواران بهتر به نيايش و راز و نياز بپردازند و عنايت و لطف ويژۀ آنان را بيشتر جلب نمايند و در نتيجه خواسته‌ها و حاجاتشان بر آورده شود. از اين‌رو زاير بايد پيش از پيرايش ظاهرى، روح خويش را براى ملاقات روحانى با معادن معنويت و روحانيت آماده كند تا طعم لذت‌بخش آن را بچشد. زيارت در حريم دوست بودن

نيّت خالصانه

اگر انسان نيت خالصانه براى زيارت داشته باشد، در اين هنگام نامش در ديوان شهدا ثبت مى‌شود. 12 رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله نيز فرموده است: من اتانى زائراً فى المدينه محتسبا كنت له شفيعا يوم القيامه». 13 كسى كه تنها به انگيزۀ زيارت من، مرا زيارت كند، خداوند او را وارد بهشت مى‌كند. امام صادق عليه السلام نيز دربارۀ زيارت حسين بن على عليه السلام مى‌فرمايد: «كسى كه حسين بن على عليه السلام را خالصانه و بدون شائبه زيارت كند و از انگيزه‌هاى تعدى و طغيان و يا ريا و سمعه منزه و مبرا باشد، گناهان او پاك مى‌شود؛ چنان‌كه لباس به وسيلۀ آب شستشو شده و پاك مى‌شود». 14

زيارت از آن جهت كه مقولۀ خاص و مهم است، بايد به آن نظر استقلالى افكند و از هرگونه نظر شرك‌آلود و مشوب خوددارى كرد؛ به عبارتى ديگر زيارت در حد خود هدف و مقصدى مستقل است كه بايد هيچ چيزى را در كنار آن نديد. زاير بايد زيارت را به تنهايى هدف مستقل و مقدس بداند، به گونه‌اى كه همراه كردن آن با امور ديگر از ارزش و بهاى آن كاسته و آن را بى‌محتوا و بى‌معنا مى‌سازد، اگر زاير بخواهد در زيارت خود موفق باشد، بايد سفر زيارتى خود را تصحيح و نيت خود را اصلاح كند. به سخن ديگر گرچه سفرهاى زيارتى با ديگر سفرها از نظر صورت و شكل ظاهرى يكسان است، اما از نظر سيرت و معنا متفاوت است. در سفرهاى تفريحى، انسان براى انبساط خاطر و آسايش روان و شادابى سفر مى‌كند و محصول آن هم در برخى موارد رفع خستگى و زدودن ملالت‌هاى تن و ايجاد طراوت و نشاط است و طبعاً در مقام عمل اين نشاط و شادابى خود را مى‌نماياند و انسان با وجد و طرب مجدداً كار را آغاز مى‌كند، اما در سفرهاى زيارتى همين فرح و نشاط و انبساط خاطر و طرب جان براى روح، معنا و حقيقت انسانى ذاتاً و بالاصاله و براى تن و روان بالتبع وجود دارد. اين‌گونه سفرها زمينۀ تقويت اركان ايمان و پايه‌هاى اعتقادات و رافع ملالت‌هاى جان و آرامش نفس و روان است. اين تجديد قوا براى آن است كه انسان در عرصۀ علم و مبارزه با شبهات و آفات فكرى و تحريفات ذهنى و همچنين انحرافات اخلاقى و عملى در دام وسوسه‌ها و هوس‌ها نيفتاده، بلكه بتواند آنها را شكست داده و اسوۀ ديگران باشد. از اين رهگذر بايد سفرهاى زيارتى را اندوخته‌سازى علم و ايمان و تقوا دانست و بر آن اصرار ورزيد. نيت خالصانه داشتن براى زاير بسيار اهميت دارد.

از امام صادق عليه السلام نقل شده است: «حسين عليه السلام از حضرت رسول صلى الله عليه و آله پرسيد: اجر كسى كه بعد از وفات شما به زيارت شما بيايد در حالى كه چيزى جز زيارت شما را قصد نكند چيست؟ حضرت فرمود: كسى كه بعد از وفات من به زيارت من بيايد، در حالى كه جز زيارت من قصدى ندارد و همچنين كسى كه به زيارت پدر تو بعد از وفات او بيايد و هدفى جز زيارت او نداشته باشد و نيز كسى كه به زيارت برادر تو - حسن بن على - بعد از وفاتش بيايد و انگيزه‌اى غير از زيارت نداشته باشد و نيز كسى كه به زيارت تو - حسين بن على - بيايد و قصد و اراده‌اى جز زيارت تو نداشته باشد، اجر هر يك از اين زيارت‌ها بهشت مقرر شده است». 15

معرفت زاير

به هر ميزان كه معرفت زاير به مقام مزور برتر باشد، درجۀ فزونى ثواب و قرابت بيشتر است؛ چراكه اولين شاخصه‌اى كه در اين نوع معرفت نهفته، الهى بودن امام و از ناحيۀ خدا بودن اوست. معرفت به حق امام، يعنى امام حجت خدا بر من است و هر فيض و رحمتى كه به من مى‌رسد از ناحيۀ وجود شريف آن حضرت است، و اطاعت از ايشان واجب است و اطاعت خدا حساب مى‌شود. امام رضا عليه السلام مى‌فرمايد:

«ألا فمن زارنى و هو يعرف ما أوجب الله عزوجل من حقّى و طاعتى فأنا و آبائى شفعاؤه يوم القيامة ...». 16

بديهى است كه رسيدن به اين معرفت و اعتقاد به لزوم تبعيت از امام عليه السلام زمانى ممكن است كه اوصاف والاى انسانى و الهى آنان دانسته و به شايستگى‌هاى وجودى آنان وقوف لازم و كافى حاصل شود؛ در شادى آنان شاد و در ناراحتى و حزن آنان محزون بوده و معتقد باشد كه حالات وى در هيچ زمان و مكانى از ديدۀ آنان پنهان نيست، پس با خود بينديشد كه در طول زندگى، براى امام و معرفت و محبتى كه به او داشته چه كارى انجام داده كه انتظار شفاعت، شفاى مريض، رفع گرفتارى و برآوردن حاجتش را از آن بزرگوار دارد. البته نبايد فراموش كرد كه آنان بسيار بزرگوارند و درخواست ما را اگر به صلاحمان باشد رد نمى‌كنند، ولى بر شيعه لازم است كه بداند حجت خدا كيست و چه مقامى دارد.

غسل

از مجموع رواياتى كه در اين زمينه نقل شده است اين نكته را مى‌توان استنباط كرد كه طهارت ظاهر در طهارت باطن تأثير دارد و طهارت ظاهر در حقيقت زمينه‌ساز طهارت باطن است و آب كه مايۀ طهارت ظاهرى و طهور است، مظهر ولايت كليه در اجسام است؛ زيرا قوام و حيات هر چيزى به آب است: «وَ جَعَلْنٰا مِنَ الْمٰاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ». 17

ادب زيارت اقتضا مى‌كند كه زيارت با داشتن غسل انجام گيرد؛ به گونه‌اى كه طبق بيان شيخ مفيد اگر غسل نقض و باطل شد، دوباره غسل كند. البته عده‌اى غسل روز را تا شام و غسل شب را تا صبح كافى مى‌دانند و در اين فاصله نياز به تجديد غسل نيست. 18

أنّ أبى عبداللّٰه عليه السلام أنّه قال: «غسل يومك يجزيك ليلتك و غسل ليلتك يجزيك ليومك». 19 ادب غسل كردن غير از آن‌كه شهرت فقهى و فتوايى دارد و از جمله آداب زيارت معصومين است كه به آن توصيه شده، به اين جهت است كه حرمت و احترام معصوم در حال ممات و غيبت مانند احترام و حرمت نهادن در حال حيات است: «وإنّ حرمته ميتا كحرمته حيّاً»، 20 «إنّ حرمتهم بعد موتهم كحرمتهم فى حيوتهم». 21 شرفيابى به محضرى كه به نص آيۀ تطهير از طهارت و قداست ويژه برخوردار است و باريابى به صحن و سرايى كه نشان از نزاهت و پاكى الهى دارد، ايجاب مى‌كند كه انسان بدون تحصيل طهارت برتر، يعنى غسل به آن حريم نزديك نشود و بدون آراستگى جان و پيراستگى تن به آن بيت رفيع قدم ننهد؛ زيرا غسل ظاهرى نمادى از شستشوى روان و پاكى جان است. پس همان‌طور كه شرط ورود به خانۀ خدا طهارت و پاكيزگى است، تشرف به حريم اهل بيت كه بيت مرفوع و بيت المعمور زمينيان است نيز متوقف بر طهارت است.

ترك كلام بيهوده و پرهيز از جدال

محمد بن مسلم از حضرت صادق عليه السلام دربارۀ چگونه رفتن به زيارت معصوم عليه السلام سؤال نمود؟ حضرت فرمود: «... سخن اندك گويى و حتى الامكان جز به خير تكلم نكنى». 22

زاير بايد از پرگويى و بيهوده‌گويى پرهيز نمايد و بداند كه از قبل از حركت تا پايان سفر، امام زمان(عج) مراقب اوست. چنان كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد: «اگر شما حرف بيهوده نمى‌زديد و قلبتان جايگاه شيطان نمى‌شد و به چرا نمى‌رفت، هر آنچه را من مى‌ديدم، شما هم مى‌ديديد و هر آنچه را من مى‌شنيدم، شما هم مى‌شنيديد». 23 و نيز زاير بايد از كينه‌ورزى، جدال و دشمنى نسبت به همسفران خويش پرهيز نمايد، 24 به خصوص آن كه در اين سفر روحانى حضور قلب را بر هم مى‌زند.

پوشيدن لباس پاكيزه و نو

يكى ديگر از آداب زيارت، پوشيدن لباس پاكيزه و نظيف و جديد براى زيارت است.

و در اين‌باره آمده است: «نيكوست سفيد بودن رنگ آن» 25 و نيز استفاده از عطر و بوى خوش هم توصيه شده است؛ گرچه اين عمل در خصوص زيارت قبر امام حسين عليه السلام متفاوت است و تصريح شده كه پوشيدن لباس نو و استعمال بوى خوش از آداب زيارت آن حضرت نيست؛ بلكه دو پوشش پاك و تميز و سفيد مانند لباس احرام بهتر است. 26 امام صادق عليه السلام در خصوص آداب زيارت امام حسين به ابى‌نصير چنين مى‌فرمايد: «هرگاه زيارت جدم حسين عليه السلام را اراده كردى، روزهاى چهارشنبه و پنج‌شنبه را روزه بگير... چون روز جمعه به زيارت بروى غسل كن و بوى خوش و روغن استعمال مكن و از سرمۀ چشم نيز استفاده نكن تا به نزد قبر برسى». 27 در تفسير حديث و همچنين از سخنان علما و بزرگان آشكار مى‌شود كه به كار بردن بوى خوش در زيارت امام حسين عليه السلام شايسته نيست، اما خوشبو كردن ضريح مقدس آن حضرت، اشكال و مانعى ندارد و بعضى به آن اشاره نموده‌اند. 28

اذن دخول

يكى از آداب زيارت اذن دخول است. چنان‌كه قرآن مى‌فرمايد: «يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلاّٰ أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ »؛ 29 اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، داخل اتاق‌هاى پيامبر مشويد مگر آن كه به شما اجازه داده شود. فقال عليه السلام : «

إذا سرت إلى إلباب فقف... ؛ هنگامى كه به درگاه مرقد رسيدى توقف كن». توقف كردن و اذن دخول گرفتن براى فهميدن آن جايگاه ويژه است، براى آن است كه زاير بداند اين‌جا نه خانه‌اى معمولى و نه قبرى معمولى است. و اين‌كه چه وادى مقدس‌تر از جايى كه پيكر معصوم را در خود جاى داده است.

جعبه‌اى كه چند ساعتى پيامبر خدا حضرت موسى عليه السلام را در خود جاى داده بود، آن چنان قداست يافت كه سمبل آرامش بنى اسرائيل شد. «وَ قٰالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ التّٰابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ ». 30 در روايتى از ابن عباس آمده است: «تابوت همان صندوقى بود كه مادر موسى او را در آن گذاشت و به دريا افكند و هنگامى كه به وسيلۀ عمال فرعون از دريا گرفته شد و موسى را از آن بيرون آوردند، همچنان در دستگاه فرعون نگاه‌دارى مى‌شد و سپس به دست بنى اسرائيل افتاد، بنى اسرائيل اين صندوق خاطره‌انگيز را محترم مى‌شمردند و به آن تبرك مى‌جستند». 31

وقتى كه يك صندوقى كه ساعاتى پيامبر خدا موسى عليه السلام را در خود جاى داده چنين جايگاهى مى‌يابد، بى‌ترديد مكانى كه معصوم عليه السلام را در خود جاى داده است نبايد از قداستى ويژه برخوردار باشد و حريم آن حفظ گردد؟ پس هنگامى كه زاير به در حرم رسيد بايد بايستد. اين توقف ادب ويژه است و در حال توقف با خواندن دعا و اذكار وارده سعى كند تا رقت قلب و خشوع دل تحصيل نمايد؛ «و إنّ الرقّة علامة الإذن فلا تغفل» 32 زيرا در چنين حالتى دعا اجابت و رحمت الهى نازل مى‌شود:

«إنّ الرقّة علامة لا ستجابة الدعاء» 33 و نيز در برخى روايات هست اگر هنگام ورود به حرم معصوم، قلب به طپش بيفتد، اشك جارى شود و عظمت معصوم به چشم آيد، اذن ورود داده شده است. 34

حفظ متانت و وقار

وقار نشانۀ ادب و احترام است، وقتى كسى به نزد بزرگى وارد مى‌شود، سعى مى‌نمايد حريمش را حفظ كرده و با وقار باشد و اين نشان از آن است كه زاير مى‌داند كه زيارت امام معصوم همان زيارت امام زنده است و همان رفتارى كه در زمان حيات امام عليه السلام انسان بايد داشته باشد، بايد همان را به هنگام زيارت آنها نيز داشته باشد. پس در هنگام ورود به حرم معصوم عليه السلام با متانت و با وقار است « ثم امش قليلا و عليك بالسكينة و الوقار... » يعنى با حالت آرامش و وقار راه مى‌رود. فرق بين سكينه و وقار را چنين نقل كرده‌اند كه سكينه آرامش و طمأنينه قلبى است و وقار آرامش بدنى. 35 در حرم معصوم عليه السلام هر دو يعنى هم آرامش قلبى و هم وقار لازم است. بر اين اساس رفتارهاى غير مؤدبانه در حرم معصوم عليه السلام در شأن آن برگزيدگان جهان هستى نيست.

ذكر تكبير و تحميد

« فإذا دخلت و رأيت القبر فقف و قل اللّٰه أكبر، اللّٰه أكبر ثلاثين مرّة ». 36 زاير بايد وقتى وارد حرم شد و چشمش به قبر معصوم افتاد، بايستد تا آمادگى بيشتر براى عرض ادب پيدا كند، سپس سى مرتبه ذكر اللّٰه اكبر را تكرار نمايد. سعد از امام باقر عليه السلام نقل مى‌كند: «... چون امام را ديد تكبير بگويد و... و هر كه پيش روى امام تكبير بگويد» و نيز بگويد: «لا إله إلّا الله وحده لا شريك له » ، خداى تعالى براى او خشنودى و رضوان اكبر خود را واجب خواهد كرد و بين او و حضرت ابراهيم عليه السلام و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و پيامبران الهى در قيامت در دار الجلال جمع خواهد كرد «... و من كبّر بين يدى الامام و قال : لا إله إلّاالله وحده لا شريك له كتب الله له رضوانه الأكبر و من يكتب الله له رضوانه الأكبر يجمع بينه و بين ابراهيم و محمّد و المرسلين فى دار الجلال ». 37

اما راز گفتن تكبير و تحميد پيش از زيارت آن است كه در اين زيارت مقامات بلندى براى ائمۀ معصومين ذكر شده است و چه بسا زاير به علت سطحى‌نگرى در وادى هولناك غلو بيفتد. غلو عبارت است از اعتقاد به ربوبيت پيامبر صلى الله عليه و آله يا ائمّه عليهم السلام و اعتقاد به اين‌كه آنان مستقلاً خالق و رازقند و يا اعتقاد به نبوت امامان. اين‌گونه اعتقاد در حقيقت نفى الوهيت رب يا شريك قائل شدن براى او و نفى نبوت و خاتميت نبى اكرم صلى الله عليه و آله است. البته اين نكته را نبايد ناديده پنداشت كه اين اعتقاد كه خالق هستى خداوند است و او اختيارات ويژه‌اى در اين جهان و آن جهان به پيامبر و امامان واگذار كرده است، اين نه تنها غلو و شرك نيست، بلكه عين توحيد است، ما خالق جهان هستى را ذات مقدس ربوبى مى‌دانيم و معتقديم كه خداوند آن چنان كه ملائكه را مدبرات امر قرار داده «فَالْمُدَبِّرٰاتِ أَمْراً» 38 به معصومين هم مرحله‌اى از اين تدبير را به اذن خودش تفويض كرده است. پس اعتقاد به مقامات فوق العاده براى امامان غلو نيست. اعتقاد به اين‌كه خداوند آنان را از هر گونه نقصى مبرا كرده است: اعتقاد به عصمت از اشتباه و خطا، گناه و عصيان، عين اعتدال در اعتقاد است نه غلو. «إِنَّمٰا يُرِيدُ اللّٰهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً»؛ 39 خداوند چنين مى‌خواهد كه هرگونه پليدى و زشتى را از شما خانوادۀ نبوت بيرون ببرد و شما را از هر عيب پاك و منزه گرداند.

بوسيدن عتبه و داخل شدن با پاى راست

بوسيدن عتبه و درگاه مقدس هنگام داخل شدن به حرم شريف ائمۀ معصومين از آداب مؤكد زيارت است. 40 بزرگان شيعه مانند شيخ مفيد، سيدبن طاووس و شهيد ثانى، همچنين علامه مجلسى و عده‌اى ديگر از علما نيز به امرى كه در روايت صفوان، در شيوۀ زيارت قبر اميرالمؤمنين عليه السلام آمده استناد كرده‌اند كه امام صادق به صفوان فرمود:

«ثم قبّل العتبة و قدّم رجلك اليمنى قبل اليسرى ؛ 41 سپس آستانه را ببوس و آن‌گاه پاى راست را قبل از پاى چپ حركت بده.»

بنابراين پس از آن كه زاير اذن دخول طلبيد و با خواندن اذكار مأثور در قلب خود احساس رقت كرد و پس از بوسيدن درگاه، ادب اقتضا مى‌كند پاى راست را جلو بگذارد و مستحب است در اين هنگام بگويد: «بسم الله و بالله و فى سبيل الله و على ملة رسول الله رب ّ اأدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق و اجعل لى من لدنك سلطانا نصيرا». 42

آهسته گام برداشتن

«و قارب بين خطاك...» و گام‌هايت را كوتاه بردار. يكى ديگر از آداب زيارت قبر معصوم پس از بوسيدن عتبه و مقدم داشتن پاى راست، آهسته قدم برداشتن است.

شايد راز آن اين باشد كه براى هر قدمى كه در اين مسير برداشته مى‌شود ثواب‌هاى فراوانى براى زاير نوشته خواهد شد. در شأن نزول اين آيه از قرآن «إِنّٰا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتىٰ وَ نَكْتُبُ مٰا قَدَّمُوا وَ آثٰارَهُمْ وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنٰاهُ فِي إِمٰامٍ مُبِينٍ »؛ 43 ما مردگان را زنده مى‌كنيم و آنچه را پيش فرستادند و تمام آثار آنها را مى‌نويسم و همه چيز را در كتاب مبين شماره كرده‌ايم، آمده است كه قبيله بنوسلمه در نقطۀ دور دستى از شهر مدينه قرار داشتند، تصميم گرفتند به نزديكى مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله نقل مكان كنند، آيۀ فوق نازل شد... پيامبر صلى الله عليه و آله به آنان فرمود:

«إن ّ آثاركم تكتب » آثار شما «گام‌هاى شما به مسجد» در نامۀ اعمالتان نوشته خواهد شد و پاداش خواهيد گرفت. هنگامى كه بنوسلمه اين سخن را شنيدند، صرف‌نظر كردند و در جاى خود ماندند. 44 پس گام‌هاى كوتاه سبب مى‌شود تا زاير از فيض و ثواب بيشترى بهره‌مند گردد و از لحاظ روانى نيز اين حركت - آهسته قدم برداشتن - بسيار مؤثر بوده و باعث تمركز حواس و توجه و دقت نظر بيشتر مى‌شود.

نزديك شدن به ضريح و بوسيدن آن

عن أبى جعفر عليه السلام :

«كان على بن الحسين صلوات الله عليهما يقف على قبر النبى صلى الله عليه و آله و يلتزق بالقبر و يسند ظهره إلى القبر و يستقبل القبلة و ...» 45 امام سجاد عليه السلام كنار قبر پيامبر صلى الله عليه و آله مى‌ايستاد و به قبر مى‌چسبيد و پشت خود را به قبر مبارك رسول صلى الله عليه و آله تكيه مى‌داد و به سمت قبله مى‌ايستاد و...» اين پندار باطلى است كه انسان دور بودن از ضريح را ادب بداند و بخواهد از دور زيارت كند، بلكه در روايت تصريح شده كه بدن را به ضريح بچسباند و بر آن تكيه كند و ضريح را ببوسد. در جايى آمده است: «شايد مراد از كسانى كه توصيه به دور بودن از ضريح مى‌كنند و آن را ادب زيارت مى‌شمارند، اهل سنت باشند؛ زيرا آنها دور ايستادن از قبر را از جملۀ آداب و چسبيدن به قبر و بوسيدن و لمس آن را مكروه مى‌دانند؛ چنان‌كه علماى آنان در آداب زيارت حضرت نبوى اين مطلب را ذكر كرده‌اند. 46

پس بدن را به قبر و ضريح نزديك كردن و بر آن تكيه زدن و نيز بوسيدن قبر و ضريح از آداب زيارت است و همچنين مناسب است كه اگر انسان عذرى مانند

ضعف جسمانى ندارد، دعا و زيارت را ايستاده بخواند. محدث قمى مى‌فرمايد:

«گرچه اين ادب صريحاً در جايى ذكر نشده وليكن خوبى آن از جهات بسيارى استفاده شده است» 47 نيز از جمله آدابى كه در اين‌باره وجود دارد، آن است كه زاير دوروى صورت خود را به روى قبر يا ضريح نهد و آن را به قبر بكشد و هرگز جايز نيست كه به قبر سجده كند و حتى براى نماز واجب يا مستحب و نماز زيارت پيشانى بر روى قبر بگذارد. روشن است كه اين‌گونه آداب، زمينه را فراهم مى‌كند تا زاير قلب خود را در صحن و سراى حقيقى امام ببيند و حضور امام را لمس كند.

در جاى ديگر نيز اين‌گونه آمده است: «بعد از خواندن زيارت سمت راست صورت را بر قبر يا ضريح بنهد و متضرعانه از خداوند مسئلت كند، سپس قسمت چپ صورت را بر قبر بنهد و با حال سؤال و نياز او را به حق خودش و به حق صاحب قبر سوگند دهد تا او را از اهل شفاعت و شفاعت‌شوندگان قرار دهد و در اين حال با اصرار و مبالغه در دعا و طلب حاجت از خداوند متعال با همۀ جديت و سعى مسئلت كند؛ زيرا تا طرح حاجت و سؤال با جديت تمام نباشد و احساس نياز و تشنگى در انسان نجوشد، فيض الهى طالع نمى‌گردد؛ البته بعد از رعايت اين ادب به سمت بالاى سر مزور حركت و رو به قبله در پيشگاه الهى دعا و نيايش كند». 48

آهسته سخن گفتن

«يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تَرْفَعُوا أَصْوٰاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَ لاٰ تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمٰالُكُمْ وَ أَنْتُمْ لاٰ تَشْعُرُونَ* إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوٰاتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللّٰهِ أُولٰئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللّٰهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوىٰ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظِيمٌ »؛ 49 اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، صدايتان را بلندتر از صداى پيامبر صلى الله عليه و آله نكنيد و همچنان‌كه بعضى از شما با بعضى ديگر بلند سخن مى‌گوييد با آن حضرت به صداى بلند سخن مگوييد، مبادا بى‌آن كه بدانيد اعمالتان تباه شود. كسانى كه پيش پيامبر خدا صدايشان را فرو مى‌كشند، همان كسانى‌اند كه خدا دل‌هايشان را براى پرهيزگارى امتحان كرده است؛ آنان را آمرزش و پاداشى بزرگ است».

يكى ديگر از آدابى كه رعايت آن موجب حرمت نهادن و تكريم مزور است، فرود آوردن صدا در ذكر و دعاست چراكه در حرم معصوم عليه السلام نبايد صدا را بلند كرد يا با زوار بلند سخن گفت. در محضر امام عليه السلام فرقى بين ديدن و نديدن آن حضرت نيست. 50

همچنين ادب حضور در محضر حجت الهى اقتضا مى‌كند كه نه تنها انسان از سخن و اذكار غير الهى كه انسان را از ياد خدا غافل مى‌كند بپرهيزد، بلكه هنگام عبادات، زيارات و اعمال مستحبى به آرامى و آهستگى و بدون بلند كردن صدا، مناسك و اعمال زيارت را انجام دهد.

من چه گويم كه تو را نازكى طبع لطيف
تا به حدى است كه آهسته دعا نتوان كرد 51

رو به قبر و پشت به قبله نمودن در هنگام زيارت

زاير بايد پشت به قبله و رو به سوى قبر شريف امام عليه السلام نمايد و اعمال خويش را انجام دهد. رو به قبر امام بودن و پشت نكردن به آن چه در نماز و چه در غير، از اعتقادات شيعۀ اثنى عشرى است. 52 و خلاف آن يعنى پشت به قبر مطهر به هر دليل هتك حرمتى عظيم محسوب مى‌شود. زاير هر جا كه خوابيد يا استراحت نمود، بايد سعى نمايد پاهايش به طرف حرم مطهر امام عليه السلام نباشد. رعايت اين ادب تنها براى معصوم است و براى غير معصوم چنين ادبى ذكر نشده، بلكه ادب در زيارت مؤمنان و اولياى خدا آن است كه زاير پشت سر، يا بالاى سر، رو به قبله به دعا و زيارت مشغول باشد؛ اين مسأله حاوى نكته‌اى مهم است.

خواندن زيارت مأثور و نماز زيارت

محدث قمى مى‌فرمايد: «...ترك شود خواندن زيارت‌هاى مخترعه كه بعضى بى‌خردان از عوام آنها را با بعضى از زيارت‌ها تلفيق كرده و در مجموعه‌اى جمع‌آورى كرده و نادانان خود را به آن مشغول ساخته و خود را از فيوضات بى‌نهايت زيارت‌هاى مأثوره معتبره و فوايد كتب علما محروم كرده‌اند». 53 علامه حلى نيز در تذكرة الفقهاء استحباب زيارت را تنها در زيارت به مأثور و منقول مى‌داند و در نوع زيارت‌هاى اهل بيت اين جمله را تكرار مى‌فرمايد:

«و يستحب ان يزوره بالمنقول » 54 و در جاى ديگر آمده است: «زيارت با نفس حضور و سلام دادن حاصل مى‌شود، ليكن اگر خواست زيارتش را بخواند زيارات مأثوره و صادر شده از ناحيه معصومين را بخواند» 55 بنابراين زاير بايد بداند كه زيارت از جانب معصوم صادر شده است. و هنگام خواندن زيارت با نهايت ادب به ضريح نگاه كند و همان‌طور كه گذشت، زيارت مأثور را در حال ايستاده بخواند مگر آن كه عذرى داشته باشد.

يكى ديگر از آداب زيارت، خواندن نماز زيارت است. قبل از پرداختن به موضوع بايد توجه داشت كه بينش اسلامى بر اين اساس استوار است، كه خالق تمام هستى تنها خداوند است و تمامى موجودات را او آفريده است و نماز نيز حقيقتى الهى و مخصوص پروردگار عالم است و انسان به عنوان جزيى از اين هستى خلق نشده مگر براى عبادت و پرستش و نيز به جاى آوردن نماز كه پاداش و ثواب فراوانى دارد، تمامى اركان و اجزاى آن، از قيام و قعود گرفته تا ركوع و سجود تنها به امر الهى و براى اوست. اين نكات در نماز زيارت قابل توجه است و زاير به آنها التفات مى‌كند و به خالق خويش عرض مى‌نمايد كه اين نماز كه از آن تو و براى توست، با نيت قربة الى اللّٰه انجام مى‌گيرد. همان‌طور كه بزرگان گفته‌اند ثواب آن را به روح مطهر نبى اكرم صلى الله عليه و آله يا فاطمۀ زهرا عليها السلام هديه نمايد پس شايسته است كه زاير پس از خواندن دو ركعت نماز زيارت اين دعا را بخواند كه تذكر به نكات فوق است: «اللهم أنى صلّيت هاتين الركعتين هدية منّى إلى سيّدى و مولاى (نام آن معصوم برده شود) اللهم فصلّ على محمّد و آل محمّد و تقبّلها منّى و اجزنى على ذلك جزاء المحسنين. اللّهم لك صلّيت و لك ركعت و لك سجدت وحدك لا شريك لك لانه لا تكون الصلاة و الركوع و السجود إلا لك أنت اللّٰه لا إله إلا أنت اللّهم صلّ على محمّد و آل محمّد و تقبّل منّى زيارتى و أعطنى سؤلى بمحمّد و آله طاهرين». 56

زاير براى به جاى آوردن دو ركعت نماز زيارت، اگر با كيفيت مخصوصى وارد شده، به همان كيفيت نمازش را مى‌خواند در غير اين صورت مستحب است در ركعت اول بعد از حمد سورۀ مباركه «يس» و در ركعت دوم بعد از حمد سورۀ «الرحمن» قرائت شود: «ثّم انحرف إلى عند الراس فصلّ ركعتين تقرأ فى الاولى منهما فاتحة الكتاب و سورة يس، و فى الثانية فاتحة الكتاب و سورة الرحمن». 57 همچنين زاير در موقع خواندن نماز زيارت خوب است به اين نكته توجه نمايد كه مكان اين دو ركعت در كنار قبر مزور باشد، چراكه عده‌اى از فقها در مورد نماز خواندن زاير به حالت پشت به قبر اشكال وارد نموده‌اند. و نيز آمده است: «مناسب و شايسته نيست كه قبر پشت سر باشد، مگر اين‌كه قبر بسيار دور باشد تا انتزاع بى‌حرمتى نشود». 58 و بايد توجه داشت كه چون هيچ چيز و هيچ كس نه با امام عليه السلام مساوى است و نه مقدم بر امام، نماز خواندن در قسمت جلو يا سمت راست و چپ امام جايز نيست. 59

استغفار و دعا

ادب زيارت اقتضا مى‌كند زاير از فرصت زيارت استفاده كرده، با شفيع قرار دادن آنها و همچنين به جهت توجه ربوبى به آن بيت و صاحبان بيت كه انسان‌هاى معمولى نيستند، از خداوند متعال بخواهد كه او را از بدى‌ها و تباهى‌ها جدا كرده و دور سازد و توفيق ترك گناهان 60 در بقيۀ عمر به وى ببخشد. اين عمل زاير نشان از آن است كه وى از گناهان خويش پشيمان شده و درصدد عزم بر رفع اعمال پيشين خود است، لذا با ادب خاصى كه در اين حالت انسان به نوعى سبك‌بال نيز شده است، ضمن درخواست قبولى زيارتش، آمرزش و غفران الهى را براى ريزش گناهان خويش مسئلت مى‌نمايد. خداوند بزرگ در قرآن كريم مى‌فرمايد: «يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللّٰهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسىٰ رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئٰاتِكُمْ ». 61

مى‌دانيم كه در تمام زيارتنامه‌ها بخشى به دعا اختصاص دارد و يكى از مكان‌هايى كه دعا مقرون به اجابت است كنار ضريح معصومين است.

«و أعلم أنّ الذى بيده خزائن السموات و الأرض قد أذن لك فى الدعاء... فالمال لا يبقى لك و لا تبقى له» دعا فراهم آوردن اسباب و عواملى است كه از دايرۀ قدرت انسان بيرون باشد؛ درخواست و تقاضا از كسى است كه قدرت و توانش بى‌پايان و فوق قدرت‌هاى عالم است و از طرفى نشان بندگى و توجه به مقام ربوبيت و عامل تقويت روح و روان است. «أتيتك يا ابن رسول اللّٰه مكروباً و أتيتك مغموماً و أتيتك مفتقراً إلى شفاعتك و لكل زائر حقّ على من أتاه و أنا زائرك و مولاك و ضيفك النازل بك و الحال بفنائك ولى حوايج من حوايج الدنيا و الآخرة بك أتوجّه إلى اللّٰه فى نجحها و قضائها»؛ 62 يا رسول اللّٰه در حال سختى و اندوه به سوى تو مشتاقانه آمدم و در حال احتياج و فاقه به شفاعت تو حركت كردم و از آن جا كه براى هر زايرى حقى نسبت به مزور است، من كه زاير و بنده و مهمان تو هستم و همواره در آستان و درگاه تو قرار دارم و حوايج فراوانى از امور دنيا و آخرت دارم، به وسيلۀ تو به سوى خدا روى مى‌آورم در بر آمدن آن حاجت‌ها.

و در جايى ديگر در بخشى از زيارت امير المؤمنين عليه السلام خداوند به عنوان كريم‌ترين و بهترين مزور در بر آوردن حاجت آمده است: «بار خدايا بندۀ تو و زاير درگاهت در پرتو قبر برادر رسول اللّٰه به سوى تو آمده و هر كسى كه مزور واقع شده حقى نسبت به زاير متعهد است و از آن‌جا كه شما بهترين و كريم‌ترين مزور هستيد، از درگاه شما اى خداوند و اى رحمن و اى رحيم مسئلت مى‌كنيم كه آن تحفه و هديه‌ات را به من همانا آزادى از آتش جهنم قرار دهى و مرا در زمرۀ كسانى قرار دهى كه در راه خير شتابان است و در هر حالى، چه حال رغبت و سرور، چه حال رهبت و غم، همواره به ياد توست». 63

پس زاير اگر در زيارت خويش با انگيزۀ خالصانه و با معرفت اعمال خود را انجام دهد، مى‌تواند براى امورات دينى و دنيوى خود دعا و حاجت خويش را از آن بزرگواران درخواست نمايد، چراكه قطعاً اهل بيت عليهم السلام خاندان كرامت و سخاوت هستند و حاجات زاير را از خداوند مسئلت مى‌نمايند. همان‌گونه كه در روايات متعدد آمده است كه هر كس آنان را بشناسد و به صاحب آن قبرهاى مطهر پناهنده شود، پناه داده مى‌شود و از سوى خداوند حاجت روا بر مى‌گردد، زيرا اين حقى است كه بر مبناى تفضل الهى به زاير داده مى‌شود تا حاجت خويش را مطرح نموده و اگر به خير و صلاح وى باشد مورد قبول و عنايت حق تعالى قرار گيرد. همچنين زاير مى‌تواند براى عموم دوستان و شيعيان على عليه السلام دعا نمايد و طبق روايات عديده اين دعا مقرون به اجابت است. 64 همان‌گونه كه آمده است: «إنّ اللّٰه عزوجل يحبّ معالى الامور و يكره سفلسافها». 65 پس شايسته است زاير هنگام دعا حاجات همۀ مؤمنان را در نظر داشته و از آنها غافل نباشد.

قرائت قرآن و صلوات

مستحب است زاير در كنار ضريح مقدارى قرآن قرائت نمايد و ثواب آن را به صاحب قبر مطهر هديه كند كه اين امر نوعى تعظيم و تكريم به مزور است، اما ثواب اصلى و نفع آن به خود زاير بر مى‌گردد. 66

برخى از محققان ذكر صلوات را هنگام مطرح شدن نام پيامبر اكرم از جمله آداب زيارت ذكر كرده‌اند. از آن‌جا كه صلوات و ثواب آن از بهترين و برترين خيرات و پاداش‌هاست؛ امام صادق عليه السلام مى‌فرمايد: «

إذا ذكر النبى صلى الله عليه و آله فأكثروا الصلاة عليه فإنّه من صلّى على النبى صلى الله عليه و آله صلاة واحدة صلى اللّٰه عليه ألف صلاة فى ألف من الملائكة و لم يبق شىء ممّا خلقه اللّٰه إلّاصلّى على العبد لصلاة اللّٰه عليه و صلاة ملائكته، فمن لم يرغب فى هذا فهو جاهل مغرور قد برئ اللّٰه منه و رسوله و أهل بيته »؛ 67 اگر نام رسول خدا صلى الله عليه و آله بر زبان جارى شد، زياد صلوات بفرستيد، زيرا كسى كه يك صلوات بر پيامبر بفرستد، هزار صف از ملائك براى او هزار صلوات مى‌فرستند و هر آنچه خداوند آفريده نيز بر او صلوات و درود مى‌فرستند و آن كسى كه صلوات بر پيامبر نفرستد، او جاهل و مغرور است و خداوند و رسولش و اهل بيت از او برائت مى‌جويند.

صدقه دادن

يكى ديگر از آداب زيارت، صدقه دادن به تهيدستان و نيازمندان است، چراكه در هنگام زيارت قواى نفسانى انسان براى تحصيل خير و مودت آماده‌تر است.

«و رابع عشرها الصدقة على المحاويج بتلك البقعة؛ فإنّ الصدقة مضاعفة هنا لك و خصوصاً على الذرية الطاهرة» 68 زاير همان‌گونه كه سفر خود را با صدقه دادن آغاز مى‌نمايد، انفاق، بخشش و كمك به نيازمندان را در ادامۀ سفر نيز نبايد ترك نمايد. توصيه شده است كه در صدقه فقراى شيعه را مقدم بدارد. 69 در برخى از اماكن زيارتى معمولاً افراد متكدى هستند كه از اين فرصت سوء استفاده كرده و زايرين را تحت تأثير خود قرار مى‌دهند. و زاير بايد سعى كند كه صدقۀ خويش را به محتاج واقعى بدهد.

تكريم خادمين حرم

زاير قدم به خانه‌اى نهاده كه بيت مقدس و حرم مطهر است و پروردگار عالم به آن بيت عظمت و مرتبه‌اى بلند بخشيده: «أَذِنَ اللّٰهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ». 70 زاير بايد با رفتار و كردار خويش در حفظ حرمت آن مكان بكوشد و قطعاً حرمت نهادن و تكريم بيت مقدس در بالا رفتن مقام زاير نزد خداوند بسيار مؤثر است. همچنين زاير بايد همان‌گونه كه به حرمت و تكريم آن مكان مى‌كوشد در كمك نمودن و تكريم خادمين حرم شريف نيز كوشا بوده و با آنان همكارى نموده، به گونه‌اى كه در نگهدارى و مراقب از آن مكان معنوى و نظافت و رعايت مسايلى كه در آداب زيارت به آن تأكيد شده دقت نمايد. «و عاشرها التصدّق على السدنة و الحفظة للمشهد و إكرامهم و إعظامهم؛ فإنّ فيه إكرام صاحب المشهد عليه الصلاة و السلام». 71

تكرار زيارت تا هنگام خروج از آن ديار

تكرار زيارت تا هنگام خروج از آن بلاد مستحب و از آداب زيارت است چراكه زاير با قصدى جدى و انگيزه‌اى راسخ به زيارت معصوم عليه السلام اقدام كرده، از اين‌رو شايسته است تا وقتى كه زاير در آن ديار مقيم و حاضر است، مكرر به زيارت مشرّف گردد.

البته بايد مواقعى را براى زيارت انتخاب كند كه از نشاط لازم برخوردار باشد و از اكراه بپرهيزد.

تغيير و تحول زاير پس از زيارت

«...ان يكون الزائر بعد الزيارة خيراً منه قبلها؛ فإنّه تحطّ الأوزار إذا صادفت القبول»؛ 72 زاير بايد پس از زيارت متفاوت باشد؛ زيرا زيارت مقبول، مايۀ ريزش گناهان و حطّ اوزار خواهد بود. ثواب روزه و حج قبول آن كس بُرد كه خاك ميكدۀ عشق را زيارت كرد 73

انسان حتى اگر داراى بالاترين قدرت مالى باشد، لحظاتى در زندگى او پيش خواهد آمد كه در جست‌وجوى پناهگاهى است تا بتواند خود را از اين نگرانى‌ها نجات دهد، چراكه زندگى دنيايى و مادى خواسته يا ناخواسته انسان را به سمت بسيارى از آلودگى‌ها و تباهى‌ها هدايت نموده، از طرفى خداوند جايگاهى را براى ارتباط و آرامش انسان‌ها در نظر گرفته و ايشان را به زيارت شريف اهل بيت دعوت مى‌نمايد و زيارت پل ارتباطى است براى انسان‌هايى كه مى‌خواهند اين خوف و اضطراب را از صفحۀ جان خود بزدايند و در نزد آن بزرگواران از گناهان خويش استغفار و توبه مى‌نمايند و قطعاً اهل بيت عليهم السلام نيز براى آنان طلب مغفرت مى‌نمايند و خداوند سبحان نسبت به گذشته توبه‌پذير و دربارۀ آيندۀ آنان رحيم مى‌باشد. حال كه بين انسان و حضرت حق به واسطۀ شفاعت معصوم انس و الفتى ايجاد شده، پس زاير از نظر خلق و خوى، رفتار، كردار، انديشه و اعتقاد تحول يافته است و در اين حالت بايد اعمال و كردارش با قبل از زيارت تفاوت داشته باشد و از اين پس بهتر زندگى نمايد.

ادب وداع

«تعجيل الخروج عند قضا الوتر من الزيارة؛ لتعظيم الحرمة و يشتدّ الشوق، و روى ان الخارج يمشى القهقرى حتّى يتوارى». 74 همان‌طور كه زاير در هنگام ورود به حرم مطهر به نكاتى توجه داشته است، در هنگام خروج نيز لازم است آدابى را رعايت نمايد، به گونه‌اى كه پشت به ضريح نكند چراكه ممكن است اين عمل نوعى بى‌حرمتى محسوب شود، بلكه زاير سعى كند از درى خارج شود كه پشت به مزور نكند، تا جايى كه قبر مطهر از نظر مخفى گردد. در جايى آمده است: «مثل الإمام مثل الكعبه اذ تؤتى و لا تأتى» 75 پس اين ادب ظاهرى نشان از تكريم و تعظيم مزور است و همانطور كه گذشت چون شأن امام همانند كعبه است، از اين‌رو همواره بايد به مقام حضرت توجه نمود. زاير بايد به اين امر دقت نمايد كه اين‌گونه مكان‌ها و بُقاع شريف از آن‌جا كه خداوند به آن بيوت رفعت داده، فرموده است: «فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللّٰهُ أَنْ تُرْفَعَ» 76 و ورود به آن بيوت را منوط به اجازه دانسته: «لاٰ تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلاّٰ أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ» 77 و آن سرزمين را طيب و طاهر قرار داده: «و طابت الأرض التى فيها دفنتم» 78 پس لازم است زاير تمامى معيارها و ضوابط ورود، حضور و خروج را با ملاك‌هاى تعريف و تعيين شده تطبيق كند تا ضمن حفظ آداب آن مكان، هم به حرمت مزور عمل نمايد و هم سبب ازدياد شوق و عشق به مزور گردد. همان‌گونه كه در برخى زيارتنامه‌ها آمده است، از خدا بخواهد اين زيارت را آخرين زيارت وى قرار ندهد.

مراعات ساير مسايل

علاوه بر آنچه گفته شد شايسته است زاير در حرم‌هاى شريف اهل بيت آداب ديگرى را رعايت نمايد چراكه وى به سرزمينى وارد شده كه گام‌هاى مبارك آن بزرگواران آن‌جا را متبرك ساخته است، پس به حالات جنب يا حيض يا نفاس داخل حرم مطهر ائمه نشود و در آن‌جا از دنيا و مسايل آن صحبت ننمايد و در آن هنگام كه فرصتى دست داده به امور با ارزش و معنوى بينديشد.

در هنگام وارد شدن به حرم حال كسانى را كه ضعيف‌تر هستند مراعات نمايد، به آنان احترام بگذارد و اجازه بدهد قبل از خويش وارد آن مكان مقدس شوند تا در ثواب زيارت آنان شريك باشد. بانوان محترم در وقت زيارت با حجاب كامل و پوشيده زيارت نمايند و دقت كنند كه به چه مكانى و در محضر چه بزرگى آمده‌اند.

چنان‌كه آمده است: «احترام به حقوق و شخصيت يكديگر استخفاف به زوار ائمۀ اطهار حتى در نگاه، از دستورات اكيد زيارت است». 79

در صورت ازدحام و كثرت زوار، اگر زاير در اطراف يا نزديك ضريح ايستاده است، زيارت خويش را كوتاه و مختصر نمايد و از ضريح فاصله بگيرد تا ديگران هم به اين فيض بزرگ نايل شوند. همچنين از مزاحمت و بى‌ادبى به زوار، چه با كلام و چه با عمل، پرهيز نمايد، چراكه تمام زايران آن‌جا، دعوت شده از جانب آن معصومند و امر به معروف و نهى از منكر را اگر ضرورى بود با آرامش و اخلاقى خوش بيان كند.

«زاير حرم اهل بيت عليهم السلام بايد از اخلاق ناشايست كه مانع حال معنوى وى و سايرين مى‌گردد دورى نمايد و از آنچه همراه دارد به همراهان خود بذل و بخشش نمايد و تنگ‌نظر و بخيل نباشد». 80

 
 
پی نوشت:
1) . فهرست موضوعى غرر الحكم و درر الكلم، كلمۀ ادب، ص ١٣.
2) . مجمع البحرين، ج ١، ص ٣٠۵.
3) . شخص يا چيزى كه ميل و علاقۀ انسان به سوى اوست يا كسى كه زيارت مى‌شود.
4) . المكاسب، ص ١۵٣.
5) . بحار الأنوار، ج ١٠٢، ص ١٩٧.
6) . همان، ج ١٠٠، ص ١١۶.
7) . تهذيب الاحكام، ج ۶، ص ٢٠.
8) . همان، ص ۵٨.
9) . بحار الأنوار، ج ۵٨، ص ١٢٩.
10) . تهذيب الاحكام، ج ۶، ص ۶٢.
11) . سورۀ رعد، آيات ٢١ و ٢٢.
12) . بحار الأنوار، ج ١٠٠، ص ١٢۴.
13) . كامل الزيارات، ص ۴۶.
14) . همان، ص ٢٧٣.
15) . تهذيب الاحكام، ج ۶، ص ٢١.
16) . من لا يحضره الفقيه، ج ٢، ص ۵٨۴ و ۵٨۵.
17) . سورۀ انبياء، آيۀ ٣٠.
18) . هداية الزائرين، ص ١٩.
19) . وسائل الشيعة، ج ١٢، ص ٣٢٨.
20) . بحار الأنوار، ج ١٧، ص ٣٣.
21) . همان، ج ٩٧، ص ١٢۵.
22) . فضايلى از زيارت امام حسين عليه السلام ، ص ۵٣، به نقل از سفينة النجاة.
23) . همان.
24) . بحار الأنوار، ج ١٠١، ص ١۴٢.
25) . هداية الزائرين، ص ٢٠.
26) . بحار الأنوار، ج ١٠١، ص ١۵٢.
27) . تهذيب الاحكام، ج ۶، ص ٧۶.
28) . هداية الزائرين، ص ٢٠.
29) . سورۀ احزاب، آيۀ ۵٣.
30) . سورۀ بقره، آيۀ ٢۴٨.
31) . تفسير نمونه، ج ٢، ص ١٧۴.
32) . بحار الأنوار، ج ٩٧، ص ١٣۴.
33) . هداية الزائرين، ص ٢٨.
34) . بحار الأنوار، ج ١٠٠، ص ١٣۴.
35) . همان، ج ١٠٢، ص ١٣۴.
36) . همان، ج ٢۴، ص ٣٩۶.
37) . همان.
38) . سورۀ نازعات، آيۀ ۵.
39) . سورۀ احزاب، آيۀ ٣٣.
40) . بحار الأنوار، ج ١٠٠، ص ١٣۶.
41) . همان، ج ٩٧، ص ٢٨۴.
42) . همان، ص ١۶١.
43) . سورۀ يس، آيۀ ١٢.
44) . تفسير نمونه، ج ١٨، ص ٣٣۵.
45) . وسائل الشيعة، ج ١۴، ص ٣۴٢ و ٣۴٣.
46) . هداية الزائرين، ص ٢٢.
47) . همان.
48) . الدروس، ج ٢، ص ٢٣.
49) . سورۀ حجرات، آيات ٢ و ٣.
50) . بحار الأنوار، ج ١٠٠، ص ١٢۴، ١٢۶، ١٢٧.
51) . ديوان حافظ شيرازى، ص ۴٠.
52) . بحار الأنوار، ج ٨٣، ص ٣١۶.
53) . الدروس، ج ٢، ص ٢٣.
54) . تذكرة الفقهاء، ص ۴۵٠.
55) . الدروس، ج ٢، ص ٢٣.
56) . بحار الأنوار، ج ٩٧، ص ٢٨٨.
57) . همان، ص ٢١۵.
58) . الدروس، ج ٢، ص ٢٣.
59) . الاحتجاج، ج ٢، ص ۵۴٨٣.
60) . ر.ك: بحار الأنوار، ج ١٠٢، ص ١۶٩.
61) . سورۀ تحريم، آيۀ ٨.
62) . بحار الأنوار، ج ٩٨، ص ٢١٣.
63) . همان، ج ٩٧، ص ٢٧١ و ٢٧٢.
64) . همان، ج ١٠٠، ص ١٣۵.
65) . همان، ج ۴٧، ص ٣٢٣.
66) . الغدير، ج ۵، ص ١٧٠.
67) . اصول كافى، ج ٢، ص ۴٩٢.
68) . الدروس، ج ٢، ص ٢۴.
69) . وسائل الشيعة، ج ۶، ص ٣٣٢.
70) . سورۀ نور، آيۀ ٢۶.
71) . الدروس، ج ٢، ص ٢۴.
72) . همان.
73) . ديوان حافظ شيرازى، ص ۵٠.
74) . الدروس، ج ٢، ص ٢۴.
75) . بحار الأنوار، ج ٣۶، ص ٣۵٣.
76) . سوره نور، آيه ٢۶.
77) . سورۀ احزاب، آيۀ ۵٣.
78) . بحار الأنوار، ج ٩٨، ص ٢٠١.
79) . وسائل الشيعة، ج ٨، ص ٣١٧.
80) . همان.
 

فهرست منابع

١. قرآن كريم.

٢. الاحتجاج، احمد بن على بن ابى‌طالب طبرسى، تحقيق: شيخ ابراهيم بهادرى و شيخ محمد هادى به، اسوه، قم، ١۴١٣ ق.

٣. بحار الأنوار، محمدباقر مجلسى، دار احياء التراث العربى، قم، ١۴١۴ق.

۴. تذكرة الفقهاء، جمال‌الدين، حسن بن يوسف (علامه حلى)، آل البيت، قم.

۵. تفسير نمونه، ناصر مكارم شيرازى، با همكارى جمعى از نويسندگان، دار الكتب الاسلاميه، تهران، بى‌تا.

۶. تهذيب الاحكام فى شرح المقنعه، محمد بن حسن طوسى، دار الصعب، بى‌جا، ١۴٠١ ق.

٧. الدروس الشرعيه، شمس الدين محمد مكى العاملى، مؤسسه نشر اسلامى، قم، ١۴١۴ق.

٨. راهنماى زايرين، احمد سامعى، اميركبير، تهران، ١٣٨٠ ش.

٩. الغدير فى الكتاب و السنة و الادب، عبدالحسين امينى، دار الكتب العربيه، بى‌جا، ١۴٠٣ق.

١٠. الكافى، محمد بن يعقوب كلينى، تصحيح: على اكبر غفارى، دار الكتب الاسلاميه، تهران، ١٣٨٨ق.

١١. كامل الزيارات، ابوالقاسم جعفر بن محمد قولويه قمى، مطبعة المباركة المرتضويه، بى‌جا، ١٣۵۶ ق.

١٢. كربلا منتظر ماست بيا تا برويم، زهرا صفاكار، فرهنگ مردم، اصفهان، ١٣٨٢.

١٣. مجمع البحرين، فخرالدين طريحى، تحقيق احمد حسينى، بنياد بعثت، قم، ١۴١۴ ق.

١۴. من لا يحضره الفقيه، ابوجعفر محمد بن على بن حسين بابويه قمى، - معروف به شيخ صدوق - تصحيح على اكبر غفارى، جامعه مدرسين، قم، ١٣٩٢ ق.

١۵. وسائل الشيعه الى تحصيل مسائل الشريعه، محمدبن حسن حر عاملى، مؤسسه آل البيت، بى‌جا، ١۴١۴ق.

١۶. هداية الزائرين و بهجة الناظرين، عباس قمى، علمى، تبريز، ١٣۴٣ ش.

 
 
 
 
 
 
mehrab motavally