آداب ظاهرى و باطنی زیارت
زيارت آدابى دارد. مراعات آنها هم ثواب بيشتر دارد، هم زائر را در دستاوردهاى معنوى زيارت كامياب‌تر مى‌سازد و تربيت كننده است و مايۀ ارتباط روحى بهتر.
چهارشنبه 16 خرداد 1397    
بازدید: 680

آداب ظاهرى و باطنی زیارت

رعايت ادب و آداب در هر امرى، سبب دست يافتن بهتر به اهداف آن كار است. هرچيزى هم براى خود آدابى دارد، مثل آداب تجارت، آداب معاشرت، آداب كسب علم، آداب جنگ و مبارزه، آدابِ نماز و قرائت و... كه شناخت و مراعات آنها، آن عمل را موفقيت‌آميزتر مى‌سازد و عامل را به هدف نزديك‌تر مى‌سازد.

از جمله براى زيارت هم آدابى ذكر شده است. مراعات آنها هم ثواب بيشتر دارد، هم زائر را در دستاوردهاى معنوى زيارت كامياب‌تر مى‌سازد و تربيت كننده است و مايۀ ارتباط روحى بهتر.

اين آداب، برخى ظاهرى است و برخى باطنى. در كتب حديث هم عنوانِ «ادب ظاهرى» و «ادب باطنى» براى برخى از اعمال و سنن مطرح شده است. بى‌شك همان آداب ظاهرى هم به حصول توجّه قلبى و ادب باطنى كمك مى‌كند.

كيفيت زيارت كردن و جزئيات زيارت خواندن و كمّ و كيف اين تشرّف و ديدار معنوى را نيز بايد از اولياى دين آموخت. امام‌صادق(ع) به محمد بن مسلم - كه از اصحاب بزرگ اوست - چنين دستورالعمل مى‌دهد:

«هرگاه به زيارت مرقد اميرالمؤمنين(ع) رفتى، غسل زيارت كن، پاكيزه‌ترين جامه‌هايت را بپوش، بوى خوش و عطريات استعمال كن، با آرامش و وقار و آرام‌آرام حركت كن، وقتى به «باب‌السّلام» رسيدى رو به قبله بايست و سه بار تكبير بگو، آنگاه زيارت را بخوان...». 1

اين نكات، از جمله آداب ظاهرى زيارت است و آنگاه متن زيارت، در كتب روايى نقل شده كه فعلاً مورد بحث ما نيست.

در مورد «آداب باطنى» و توجه پيدا كردن در زيارت، مرحوم نراقى توصيه مى‌كند كه:

«...در نجف، به‌خاطر آور كه اينجا «وادى‌السلام» و مجمع ارواح مؤمنان است و خداوند اينجا را جزء شريف‌ترين مكان‌ها قرار داده است و مدفن وصىّ پيامبر در اينجاست. همچنين مدفن آدم و نوح، در همين محلّ است...». 2

خلاصه اينكه هنگام زيارت نجف، بايد توجه داشت كه اينجا تربت ابوتراب است و على(ع)، آن جاودانه مرد در اينجا آرميده است. در اين‌صورت، دلى از سنگ مى‌بايد كه نلرزد و خاشع نشود و ديده‌اى بى‌فيض بايد باشد تا اشكى از شوق نريزد، يا آهى از درد نكشد و داغ مظلوميت على، او را غمگين نسازد.

آن كس كه به زيارت على(ع) مى‌آيد، بايد پاى پر آبله‌اش، هرگز خسته نگردد و در راه طلب، شب از روز باز نشناسد و رنج را بر راحت برگزيند و به اين ديار، با پاى سر بدود و با رهتوشۀ عشق سفر كند و در جوار اين تجلّيگاه فروغ ايزدى، رحل اقامت افكند. در ساير زيارتگاه‌ها و تشرف به حرم‌هاى اوليا نيز چنين است.

مرحوم شيخ بهايى نيز بيان جالب و دستورالعمل خوبى دارد. وى، در يكى از سروده‌هاى مفصّل خويش كه به عربى است، در مورد زائر امام‌على(ع) و حضور قلبش و آگاهى به موقعيت زيارت، مى‌گويد:

«...خوشا آنكس كه او را يك بار زيارت كند.

اى سواره‌اى كه راه‌هاى پر سنگلاخ و سوزان را مى‌پيمايى و دشت‌ها و بيابان‌ها را طى مى‌كنى، اگر خواستى كه خداى آسمان را خشنود كرده و پس از كوردلى، به رشد برسى و در روز تشنگى قيامت، از كوثر سيراب شوى،

هرگاه در سير و سفر طولانى و دور و دراز خود، به آن ديار رسيدى و بر تربت على(ع) ايستادى و اظهار محبت نسبت به او كردى و ريسمان استوار الهى را ديدى و پس از سير شبانه‌ات، روياروى نجف قرار گرفتى،

پس مخواب، مگر اندكى.

ره‌توشه و بارت را همانجا بر زمين بگذار و از آن خاك مگذر.

بر آستان او بمان و همچون گرفتارى دردمند و فروتن بايست و با انبوه مردم سير كن و غبار آن ديار را ببوى.

اگر مطيع فرمان خدايى او را خشنود كن كه محبت ائمه، فرضى است خدايى. از اين فريضه، پاداش خود را مضاعف گردان، در اين سرزمين چهره بر خاك بگذار...

وقتى به آن تربت رسيدى سلام كن و شيفته و شيداى آن آستان باش.

قبر كسى را آنجا زيارت كن كه با والايى‌ها نمايان است. در آنجا نور را مى‌بينى كه فضا را آكنده است و شعاعش همه‌جا را فرا گرفته است.

اگر در زمانش حضور نداشتى، با گريه‌ات ياريش كن.

در حضور او بايست، فرمانش را اطاعت كن و از صاحب قبر بپرس كه: چگونه زمان را درنَوَرديدى و افتخار را به‌دست آوردى!

عاشقانه بايست و از دشمنانش بيزارى بجوى و محبت خويش را به سويش بپراكن و آشكار كن و از درگاهش مرو و به او سلام مرا برسان، سلام شيفته‌اى از ديارى دور!

او را زيارت كن و در قرب او بهره‌ور باش تا پاداش به‌دست آورى و نجات يابى.

برخيز... و خاكِ آن آستان را ببوس و توجّهت را به درگاه او ابراز كن و از روى كوچكى، چهره بر خاك بگذار...

در آن مكان، بسيار گريه كن و بگو: اى قسيم بهشت و دوزخ! غلامت از تو اميد امان دارد، بلا او را به اينجا كشانده است و زمانه جفايش كرده و از حوادث به تو پناه آورده است. اى كشتى نجات، به تو روى آورده و در زندگى سرمايه‌اى جز محبت شما را ندارد.

پس در سختى قبر، هنگام مرگ، او را نگهدار، كه تو پناه خستگانِ روزگارانى...». 3

غرض، بيان فضائل على(ع) نيست، كه آن مقوله‌اى جدا، كه نه در اين مقاله مى‌گنجد و نه اين بحث، درصدد پرداختن به ارزش‌هاى والاى اميرالمؤمنين(ع) است. صرفاً اشاره‌اى است به برخى احساس‌ها و حالت‌ها كه بزرگان و حق‌شناسان و عارفان به مقام على(ع) در سخن و سرودۀ خويش بيان كرده‌اند و زيارت را با كيمياى «معرفت» گوهرى گران‌بها كرده‌اند.

وگرنه...:

اوصاف على به گفتگو ممكن نيست

در آغاز، از آداب ظاهرى و باطنى زيارت پيامبر و ائمه، فقط به نقل سخن شهيد اول در «دروس» اكتفا مى‌كنيم كه مرحوم علامۀ مجلسى نقل كرده است كه خلاصۀ آن چنين است: - قبل از ورود به زيارتگاه، غسل كردن و با طهارت بودن

- با لباس‌هاى پاكيزه و بوى خوش زيارت كردن،

- آرام قدم برداشتن و با خضوع و خشوع آمدن،

- بر درگاه حرم ايستادن و دعا خواندن و اجازۀ ورود خواستن و اگر رقّت قلب حاصل شد آنگاه وارد شدن،

- در برابر ضريح ايستادن و زيارتنامه خواندن،

- گونۀ راست و چپ صورت را بر ضريح نهادن و با تضرّع، از خدا حاجت خواستن،

- صاحب قبر را براى برآمدن حاجت و رفع نياز، شفيع قرار دادن،

- دو ركعت نماز زيارت خواندن و دعاهاى منقول را خواندن و تلاوت قرآن،

- حضور قلب داشتن در تمام مراحل زيارت، و نيز توبه و استغفار و صدقه دادن به نيازمندان و تكريم خادمين مزار... . 4

آنچه از مرحوم شهيد اول نقل شده است، «١٣» آداب است كه خلاصه‌اش گذشت. آنچه مرحوم شيخ عباس قمى در مفاتيح‌الجنان آورده، تا «٢٨» آداب مى‌رسد. 5 اين دو بزرگوار، آنچه را گفته‌اند، فهرست‌وار، فشرده و گذراست. گزيده‌اى از آن آداب را با شرح و تبيين بيشترى در اينجا مى‌آوريم:

١. غسل زيارت

براى حضور در حرم‌ها، زائر بايد پاك باشد، هم پاكى ظاهرى، هم درونى. «غسل زيارت» از آنجا كه به عنوان يك عمل عبادى انجام مى‌گيرد، علاوه بر تميزى جسم و لباس، طهارت روح و روان را هم در پى دارد. هم قبل از آغاز سفر زيارتى و هنگام بيرون رفتن از خانه و شهر و پيش از شروع مسافرت مستحب است، هم قبل از تشرّف به حرم‌هاى مطهّر معصومين:.

غسل، يك طهارت جسمى است، ولى صفاى روحى و معنوى هم دارد، چون همراه با نيت، ذكر خدا و دعاست و تنها دوش گرفتن و شستن بدن نيست، مثل وضو كه صِرف شستن صورت و دست‌ها نيست. نورانيت و آثار معنوى و روحى آن در سايۀ توجه و قصد قربت و عبادت فراهم مى‌شود. وضو به عنوان مقدمۀ نماز، غسل به عنوان مقدمۀ زيارت.

در زيارت هفتم امام‌حسين(ع) كه از حضرت‌صادق(ع) به صفوان جمّال آموخته شده، حضرت مى‌فرمايد: وقتى خواستى به زيارت بروى، از آب فرات غسل كن و هنگام غسل بگو:

«بِسْمِ اللهِ وَبِاللهِ، اللّ‍-هُمَّ اجْعَلْهُ نُوراً وَطَهُوراً وَحِرْزاً وَشِفاءً مِنْ‌كُلِّ‌داء وَسُقْم وَآفَة وَعاهَة، اللّ‍-هُمَّ طَهِّرْ بِهِ قَلْبى وَاشْرَحْ بِهِ صَدْرى وَسَهِّلْ لى بِهِ امْرى».

با اين دعا و امثال آن، هم كار با نام و ياد خدا آغاز مى‌شود، هم طلب نورانيت و پاكى و شفا و ايمنى است، و هم دعا براى طهارت قلب و شرح صدر و آسانى كار.

غسل زيارت، يك معناى نمادين هم دارد، يعنى شستشوى جسم و تميزى بدن، نمادى از طهارت روح است «شستشويى كن و آنگه به خرابات خرام». كسى كه براى تشرف به حرم آلايش جسمى را مى‌زدايد، آلايش روح را هم بايد بشويد، هم با جسم پاك، هم با روح پاك، هم با لباس نو، هم با روحيۀ نو، چرا كه توبه و خشوع، لباس روح است. در احاديث توصيه شده وقتى زائر از غسل فارغ شد، جامۀ پاك و تميز بپوشد و دو ركعت نماز بخواند، و با ذكر خدا و «الله اكبر» و «لا اله الا الله» و با قدم‌هاى كوچك به طرف مزار برود، همۀ اين‌ها در تأمين حال معنوى مؤثر است. براى غسل زيارت، دعاهاى ديگرى نيز جز آنچه ذكر شد، وارد شده است.

طهارت روحى شرط ارتباط با پاكدلان و پاك‌جانان و حضور در اماكن مقدس است. رعايت اين ادب در حال حيات امامان هم مورد تأكيد است. چند نفر در مدينه قصد تشرف به حضور امام‌صادق(ع) داشتند. در راه يكى از اصحاب از كوچه‌اى بيرون آمد و به اين جمع پيوست، درحالى كه جُنب بود و اينان نمى‌دانستند. وقتى خدمت امام رسيدند و سلام دادند، حضرت خطاب به آن شخص فرمود: آيا نمى‌دانى كه سزاوار نيست شخص جنب به خانۀ انبيا وارد شود؟ او برگشت و بقيه به خدمت امام شرفياب شدند. 6

امام‌صادق(ع) توصيه فرموده است: هرگاه به قصد زيارت قبر اميرمؤمنان٧ رفتى، وضو بگير، غسل كن و با آرامش راه برو. امام‌هادى(ع) نيز به موسى بن عبدالله نخعى كه از آن حضرت، زيارتى كامل و جامع براى هريك از ائمه درخواست كرد و حضرت هم «زيارت جامعه» را به او آموخت، قبل از بيان متن زيارت، فرمود: هرگاه به آستانۀ مرقد آن حضرت رسيدى، بايست و درحالى كه با غسل هستى شهادتين را بگو و اذن دخول بخوان و آداب ديگر. در حديثى هم كه صفوان جمال از حضرت صادق(ع) مى‌پرسد: اميرالمؤمنين را چگونه زيارت كنم؟ مى‌فرمايد: هرگاه ارادۀ زيارت كردى، غسل كن، دو جامۀ تميز و شسته شده‌ات را بپوش، عطر بزن و با بوى خوش به زيارت برو. 7 خوشبويى و تميزى از اخلاق انبياست و براى زيارت اولياى الهى تأكيد بيشترى بر آن شده است.

جنبۀ ديگر «غسل زيارت» به بعد اجتماعى آن مربوط مى‌شود. معمولاً در تجمع‌ها و مسافرت‌ها، ممكن است بدن عرق كند، فضا از نظر بوى بدن و عرق پاها و غبارآلودگى زائران و... ناهنجارى‌هايى داشته باشد كه تحمل آن براى ديگران خوب و خوشايند نباشد. غسل زيارت، گامى براى ايجاد فضاى مطلوب‌تر در اماكن زيارتى و در مجموعه‌هاى زائران است. ادب تشرف به محضر يك شخصيت والا ايجاب مى‌كند كه ديدار كننده با بهترين لباس و نيكوترين وضع و هيأت و با آراستگى كامل برود، تا اداى احترام كرده باشد. غسل پيش از زيارت، تا حدى تأمين كنندۀ اين هدف است و بدون آن نوعى بى‌احترامى مى‌شود.

از امام‌صادق(ع) دربارۀ آيۀ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ 8 پرسيدند، فرمود:

«الغُسْلُ عِندَ لِقاءِ كُلِّ إِمامٍ». 9 غسل هنگام ديدار هر امام را مصداقى از آراستگى هنگام عبادت يا حضور در عبادتگاه به شمار آورده است و اين براى زائران درس تميزى و خوشبويى و ادب ظاهرى مى‌دهد.

٢. لباس تميز و آراستگى و خوشبويى

پوشيدن جامۀ نو و لباس تميز و استفاده از عطر، از آداب ديگر تشرف به حرم‌هاى مطهر است. در روايات، هم بر «ثوب جديد» تأكيد شده، هم بر «ثوب نظيف» كه مى‌رساند تميزى و تازگى هردو مورد عنايت است. مرحوم فيض كاشانى به نقل از شيخ صدوق، يكى از آداب زيارت قبور ائمه در عراق و خراسان را همين نكته مى‌داند. مثلاً در زيارت سيدالشهداء(ع) مى‌گويد: هرگاه به زيارت آن حضرت رفتى، از كنار فرات غسل كن، لباس‌هاى پاكيزه بپوش و پابرهنه به سوى حرم عزيمت كن. در مورد زيارت حضرت‌كاظم در بغداد و زيارت امام‌رضا(ع) در طوس هم غسل و تميزى و پوشيدن لباس نو را بيان مى‌كند و نيز در زيارت قبر عسكريين در سامرا هم همين توصيه را دارد: «...فاغْتَسِل وَتَنَظَّفْ وَأَلْبَس ثَوْبَيكَ الطاهِرَيْنِ». 10

از آنجا كه حالت روحى و جسمى و ظاهر و باطن در يكدگير تأثير متقابل دارند، نوع لباس و وضع ظاهر زائر در پديد آمدن حال مناسب روحى و ايجاد نشاط معنوى مؤثر است. لباس تميز و نو هم همين اثر روحى را دارد. به علاوه، حرمت گذارى به شخصيتى كه به ديدارش مى‌رويم، بخشى هم در آراستگى ظاهر و مرتب و معطر بودن لباس و سر و وضع جلوه مى‌كند.

٣. وقار و طمأنينه

آرامش و وقار ظاهرى، نشانۀ طمأنينۀ درونى است. رفتار شتابزده هم گوياى باطن آشفته و نابسامان است. در توصيه‌هاى مربوط به زيارت آمده است كه: با وقار و آرامش راه برويد، قدم‌ها را كوچك برداريد، حالت طمأنينه داشته باشيد، با حالتِ ذكر و تسبيح و تكبير، وارد حرم و مزار شويد. اين‌ها جهات شكلى و آداب ظاهرى است كه در باطن و درون زائر هم اثر مى‌گذارد.

پياده رفتن بعضى از ائمه به سفر حج را شنيده‌ايد (مثل امام‌مجتبى و امام‌كاظم). پياده‌روى هم اثرگذار بر روح و روان است. صفوان جمّال نقل مى‌كند كه با حضرت‌صادق(ع) همسفر بود، به كوفه كه رسيدند، امام دستور داد تا مركب را بخواباند و فرمود: اينجا قبر جدم اميرمؤمنان٧ است. سپس حضرت غسل كرد، لباس ديگرى پوشيد، به طرف تپه‌اى كه قبر على(ع) آنجا بود راه افتاد و به صفوان فرمود: تو هم مثل من كن، گام‌هايت را كوچك بردار، نگاهت را به طرف پايين بگير، متواضعانه راه برو... سپس خودش با صفوان به طرف قبر حركت كردند، درحالى كه سكينه و وقار بر آن دو حاكم بود و تسبيح و تقديس و تهليل مى‌گفتند تا به قبر شريف رسيدند. 11

در حديث ديگرى است كه امام هادى كه زيارت جامعۀ‌كبيره را به موسى بن عبد الله نخعى آموخته،پيش از بيان متن زيارتنامه به وى فرمود: هرگاه وارد حرم شدى و قبر را ديدى، بايست و ٣٠ بار، الله اكبر بگو، سپس كمى جلو برو، در حالى كه همراه با آرامش و وقار باشى، فاصلۀ گامهايت را كوتاه كن، بايست، باز هم ٣٠ بار تكبير بگو،سپس نزديك قبر برو، باز هم ۴٠ بار تكبير بگو، سپس بگو:

«اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ يا اهْلَ بَيْتِ النُّبُوَّةِ...». 12

۴. خضوع و خشوع

از جمله آداب زيارت، داشتن خضوع و خشوع هنگام زيارت است. «خشوع»، حالتى قلبى و روانى است كه از معرفت و محبت نسبت به يك مقام و شخصيت در دل ايجاد مى‌شود. تأثير عظمت او در قلب، حالتى را پديد مى‌آورد كه رعايت احترام در ظاهر را در پى دارد. حتى نوع ايستادن، نشستن، نگاه كردن، سخن گفتن، وارد و خارج شدن، همه تحت تأثير آن حالت درونى است. پس خشوع قلبى خضوع اعضا و جوارح را پديد مى‌آورد. اين هم از نمونه‌هاى ديگر «تأثير درون در برون» است كه اشاره شد.

هرچه معرفت نسبت به مقام پيشوا زيادتر باشد، خشوع دل هم عميق‌تر و بيشتر است و رعايت ادب و خضوع ظاهرى هم افزون‌تر خواهد شد. اينكه بعضى هنگام خروج از حرم، عقب‌عقب مى‌روند و حاضر نيستند پشت به ضريح كنند و بيرون روند، جلوه‌اى از همين خضوع و ادب ظاهرى است كه ريشه در درون دارد. همچنان كه در نماز، اگر حضور قلب باشد، رعايت و وقار ظاهرى را در پى خواهد داشت، در زيارت هم چنين است. در زيارتگاه‌ها تنها با جسم و بدن به يك امام معصوم نزديك نمى‌شويم، بلكه قرب روحى هم بايد پيدا كنيم. زائر بايد خود را در محضر امام حس كند و امام را ناظر و مراقب رفتارش ببيند و چنين تصور كند كه از راه دور آمده و اجازه يافته به حضور معصوم برسد. چ‍-ه حالتى خواهد داشت؟

به علاوه، وقتى تربت پاك و مطهر ولىّ خدا مقدس است، به تناسب قداستِ مكان و جايگاه، زائر بايد شؤون آنجا را رعايت كند. خداوند به حضرت موسى فرمان مى‌دهد كه: اى موسى! تو در وادى مقدس طورى، كفش‌هايت را درآور. 13 همين نكته سبب شده كه بزرگان در توصيه‌هاى خود به بيرون آوردن كفش در حريم قدس زيارتگاه‌ها تأكيد كنند. هم خودشان در عمل، پابرهنه به حرم‌ها مشرف شوند. شيخ بهايى در شعرى كه به مناسبت تشرف به حرم علوى دارد، مى‌گويد: اين افق روشن كه بر تو آشكار گشته، در حريمش خضوع كن و اين طور سيناست، كفش‌از پاى درآور:

«...هذا حَرَمُ الْعِزّةِ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ». 14

۵. ذكر و تكبير و تسبيح

از آدابى كه براى زيارت مرقدهاى مطهر بيان شده، گفتن تكبير و تهليل هنگام تشرف است. ياد خدا و حمد و ستايش او و ذكر توحيد و تسبيح و تنزيه، هم توجه دادن به عظمت خداوند است كه چنين شخصيت‌هاى عظيمى آفريده كه عظمتشان در عبوديت و تواضع در پيشگاه خداست، هم نوعى تعديل نگاه و توجه انسان زائر است، تا دربارۀ اين پيشوايان الهى، دچار غلوّ نشود و نسبت‌هاى غلوّآميز ندهد و محوريت توحيد در همۀ مسائل حفظ شود. مثلاً در زيارت امام‌حسين(ع) روايت شده كه قبل از زيارت و در بدو ورود، حتى وقتى به فرات مى‌رسد تا غسل زيارت كند، صد مرتبه الله اكبر، صد مرتبه لا إِله إلاّ الله و صد مرتبه صلوات بگويد. نيز در روايت است: هنگام زيارت، وقتى مقابل قبر امام معصوم قرار گرفت، اگر بگويد: «لا إِلَه إِّلا اللهُ وَحْدَهُ لاشَرِيكَ لَهُ» ثواب بسيارى براى او نوشته مى‌شود. 15

ذكرگفتن‌وخدا را به‌يكتايى ستودن و او را بزرگ‌شمردن، در همه‌حال‌خوب است و در حرم‌هاى مطهر اوليايى كه مظهر اخلاص و توحيد و ذكر و تسبيح‌اند، خوب‌تر.

۶. اذن دخول

خواندن «اذن دخول» هنگام زيارت، يكى ديگر از آداب است. اين اقتضاى ادب است كه بى‌اجازه وارد حريم حرم نشويم و با خواندن اذن ورود، هم اداى احترام كنيم، هم دل را آماده‌تر سازيم. اينكه در آغاز اين بخش، از قول شهيد اول نقل شد كه زائر، بر درگاه حرم بايستد، دعا كند و اذن بطلبد و اگر در دل خود خشوعى احساس كرد و رقت قلب حاصل شد، وارد شود و گرنه، بهتر است كه براى ورود، زمان ديگرى را انتخاب كند كه رقت قلب و خشوع حاصل شود، 16 براى اين است كه غرضِ مهم‌تر از ورود به حرم، حضور قلب است، تا انسان از رحمتِ نازله از سوى خدا برخوردار شود.

دقت در متنِ «اذن دخول»هاى روايت شده، آموزندۀ نكاتى است كه در افزايش ايمان و معرفت و توجه زائر نسبت به موقعيتى كه در آن قرار دارد و كسى كه به زيارتش آمده، مؤثر است. حضور در اعتاب مقدسه با توجه به اين حقايق و معارف و فضايل، زمينه‌ساز فيض بيشتر در زيارت است.

در روايت است، هنگام زيارت حضرت‌رسول٩ و هريك از معصومين: اينگونه اذن دخول بخوان:

«اَللّ‍-هُمَّ انّى وَقَفْتُ عَلى باب مِنْ ابْوابِ بُيُوتِ نَبِيِّكَ وَآلِ نَبِيّكَ...».

خداوندا، بر درگاه يكى از خانه‌هاى پيامبر و دودمان پيامبر ايستاده‌ام، خدايا، مردم را از اينكه بى‌اجازه وارد خانۀ پيامبر شوند منع كرده‌اى. من به حرمتِ پيامبرت در حال غيبتش مثل حال حضور و حياتش عقيده‌مندم و مى‌دانم كه فرستادگان تو زنده‌اند و نزد تو روزى مى‌برند، جايگاه مرا در اينجا و اين لحظه مى‌بينند و سخنم را مى‌شنوند. پروردگارا، ابتدا از تو اذن مى‌طلبم، سپس از پيامبرت، و از جانشين تو كه اطاعتش بر من واجب است، اجازه مى‌خواهم كه در اين لحظه وارد خانه‌اش شوم، از فرشتگان گماشته به اين بارگاه مقدس هم اذن مى‌طلبم، به اذن خدا و رسول و خلفاى او و اذن همۀ شما وارد اين خانه مى‌شوم و جوياى تقرّب در پيشگاه خدايم... . 17

در زيارت حضرت‌على(ع) هم، دعاها و اذن ورودهايى نقل شده، چه در هنگام ورود به نجف، چه وقت ورود به حرم، چه هنگام ايستادن به صحن و آستانه، چه وقت ورود به رواق، كه مضمون اين دعاها و اجازه‌خواهى‌ها، اظهار ادب و درخواست اذن براى ورود به اين مكان مقدس و حريم نورانى است و از آن امام به عنوان مولا، اميرمؤمنان، حجت خدا، امين پروردگار و... ياد شده است، تا زائر، قبل از زيارت بداند كه در كجاست و به ديدار چه انسان كامل و حجّت عظيمى آمده است. اغلب، مستند اين اذن طلبى براى ورود به حرم را آيۀ يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلاّٰ أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ 18 دانسته‌اند، كه نهى از ورود بى‌اذن به خانۀ پيامبر است و در متنِ «اذن دخول» هم به اين آيه اشاره شده است.

٧. عتبه بوسى

احترام و ارج نهادن به جايگاه والاى حرم‌هاى مطهر، گاهى هم به بوسيدن در و درگاه در هنگام ورود است. در برخى سروده‌هاى عالمانِ عارف دربارۀ زيارت نيز به اين عتبه بوسى و ابراز تواضع و ادب و محبت اشاره شده است.

علامۀ مجلسى سخن شهيد اول را در اين مورد به عنوان يكى از آداب زيارت نقل مى‌كند، سپس مى‌افزايد كه دليل مستندى براى استحباب بوسيدن آستان و درگاه نداريم، ولى سجود براى خدا به عنوان شكر الهى بر اين توفيق، مانعى ندارد. 19

البته بايد توجه داشت كه بوسيدن زمين و درگاه به عنوان احترام و شكر، نبايد به عنوان سجده بر امام تلقّى شود و بهانه‌اى به دستِ‌مخالفان افتد تا چنين وانمود كنند كه شيعيان در پيشگاه امامان خود سجده مى‌كنند، درحالى كه سجده بر غير خدا جايز نيست!! بوسيدن زمين به شكرانۀ توفيق الهى و بر نعمت زيارت، غير از سجده به يك انسان است. صورت بر زمين نهادن يا بوسه بر آستان زدن، نهايت ادب و ارادت و محبت نسبت به يكى از اولياى مقرّب درگاه خداست و هيچ ربطى به شرك و پرستش غيرخدا ندارد.

٨. حضور در كنار قبر و بوسيدن ضريح

ادب ديگر در زيارت، كه نشانۀ محبت و ارادت بيشتر است، نزديك شدن به قبر، دست نهادن به آن، بوسيدن و ابراز اشتياق است. داستان زيارت اربعين جابر بن عبدالله انصارى و عطيۀ عوفى گواه اين زيارت عاشقانه است كه دست روى قبر سيدالشهدا نهاد و بر او درود و سلام داد.

در حديث امام‌صادق(ع) آمده است:


«صَلّوا إِلى جَانِبِ‌ِ قَبْرِ النَّبِى، وَاِنْ كانَتْ صَلاةُ المؤمِنِينَ تَبْلُغُهُ اينَما كانُوا». 20

كنار قبر پيامبر بر او صلوات و درود بفرستيد، هرچند درود مؤمنان هرجا كه باشند به او مى‌رسد.

مرحوم شيخ عباس قمى در مفاتيح الجنان، ضمن بحث از آداب زيارت به اين نكته اشاره مى‌كند كه برخى مى‌پندارند رعايت ادب نسبت به حريم امامت به آن است كه زائر هرچه دورتر بايستد و به قبر و ضريح نزديك نشود، آنگاه اين را وهم و اشتباه مى‌داند و تأكيد مى‌كند كه نزديك شدن به قبر و ضريح و بوسيدن آن يكى از آداب است.

البته رعايت اين ادب و استحباب، وقتى است كه ازدحام جمعيت نباشد و عمل به آن مزاحمتى بر ديگران نداشته باشد و فشار نياورد، يا حال معنوى زائر را به‌هم نزند. چه‌بسا يك كار مستحب، در شرايطى تبديل به امر غير مطلوب مى‌گردد. مثل بوسيدن حجرالأسود كه در شرايط خلوت و عادى بسيار پسنديده است، ولى در ازدحام جمعيت بوسيدن يا لمس آن، به قيمت له كردن ديگران يا اذيت و آزار، روا نيست. در شرايط ازدحام در حرم‌ها بهتر آن است كه انسان كنارى بايستد و با فاصله و حالت آرامش خود و راحتى ديگران زيارتنامه بخواند و اين تصور عوامانه را كه اگر دست به ضريح نرسد زيارت قبول نيست، از ذهن خود بيرون كند.

كسى هم كه كنار ضريح مى‌رود و لمس مى‌كند يا بوسه بر آن مى‌زند، خوب است كه توقف نكند و فرصت و امكانى براى ديگران هم بدهد كه به اين فيض برسند و استفاده از ضريح را حق اختصاصى خويش نشمارد.

بوسيدن ضريح، نوعى ابراز عشق و علاقه به صاحب قبر است. بوسه بر درگاه و درها و ديوارها و ضريح و سنگ قبر، به خاطر انتسابِ اين‌ها به آن چهره‌هاى محبوب است، وگرنه سنگ و چوب و آهن خود به خود قداستى ندارند.

ببوس اى خواهرم قبر برادر

شهادت، سنگ را بوسيدنى كردآنان كه به رمز و راز اين قضيه توجه ندارند، شيعه را بر اين ابراز ارادت مورد انتقاد قرار مى‌دهند، درحالى كه شوقِ به محبوب است كه هرچه را به آنها منسوب است، در نظر مُحبّ، عزيز و دوست‌داشتنى مى‌سازد.

٩. ادب نسبت به قبر مطهر

زائرى كه توفيق تشرف به حرم‌ها مى‌يابد، بايد خود را در حريم خانۀ امام يا امامزاده احساس كند و هر نوع ادب لازم را رعايت كند.

سيد بن طاووس توصيه مى‌كند زائر، مثلاً در حرم حضرت رسول٩، در بدو ورود، دو ركعت نماز تحيت مسجد بخواند، سپس رو به طرف روضۀ نبوى و حجرۀ شريف پيامبر كند، سلام دهد، دست به آن بكشد و استلام كند، ببوسد... 21 سپس مى‌افزايد: دست‌ها را بر ديوار حجرۀ مطهر حضرت بگذارد و بگويد:

«أَتيتُكَ يا رَسُولُ اللهِ مُهاجِراً إِلَيكَ...» و خود را مهاجرى معرفى كند كه به حضور پيامبر خدا ره سپرده و براى اداى اين وظيفه به زيارت آمده و اگر در حال حيات توفيق ديدار نداشته، پس از وفات آمده و مى‌داند كه احترام آن حضرت در حال ممات، مثل حرمت او در حال حيات است و از آن حضرت بخواهد كه نزد خدا شاهد اين زيارت باشد، دست‌ها را به صورت خود كشد و اين زيارت را نوعى بيعت به حساب آورد و دعا كند كه تا آخر عمر بر همين عهد و پيمان استوار بماند. 22

سپس رو به قبر پيامبر زيارت بخواند (متن زيارت را نقل كرده‌اند:

السَّلامُ عَلَيْكَ يَا نَبِىّ الله وَرَسُولَه...) . بعد از آن، رو به قبله دعاهايى بخواند كه نقل شده، سپس سراغ منبر پيامبر برود، آن را لمس كند، تبرك بجويد و دست‌هايش را به صورت و چشمانش بكشد. اين آداب، نشان دلدادگى و محبت است، زيارت هم قلمرو عشق و وادى دل است و زائر، اينگونه جذبۀ درونى خود را ابراز مى‌كند.

شهيد ثانى مى‌گويد: زائر در حال زيارت، رو به مَزور بايستد، با حالت دعا تضرّع كند، سمت راست و سپس سمت چپ صورت را بر قبر بگذارد، دعا كند و از خدا حاجت بطلبد و به صاحب قبر توسل جويد تا خدا حاجتش را برآورد و او را مشمول شفاعت گرداند و در دعا اصرار و مبالغه كند، آنگاه به طرف بالاى سر برود و رو به قبله دعا بخواند. 23

كيفيت ايستادن كنار قبر و نحوۀ زيارت، بايد گوياى ادب زائر باشد. در حالات حضرت‌رضا(ع) آمده است كه وقتى مى‌خواست از قبر حضرت‌رسول وداع كند، و براى اعمال عمره به مكه رود، كنار قبر پيامبر آمد، در طرف بالاى سر ايستاد، مشغول نماز شد، سپس شانۀ چپ را به قبر چسباند و نزديك يكى از ستون‌ها چند ركعت نماز خواند. 24 شبيه اين رفتار، در حديثى از امام‌صادق(ع) نقل شده كه چنين توصيه فرمود. 25 علامۀ مجلسى در مورد برخى از اين نقل‌ها مى‌افزايد: گرچه پشت به پيامبر كردن هنگام دعا، به ظاهر نوعى خلاف ادب به شمار مى‌رود، ولى وقتى توجه به خدا باشد و قصد زائر، پشت گرمى به حضرت‌رسول٩ باشد، اشكالى ندارد. كنار قبر ايستادن و تكيه بر قبر كردن و دعاى رو به قبله، از امام‌سجاد(ع) و سيرۀ او هم نقل شده است. 26

١٠. پرهيز از حرف‌هاى بيهوده و كارهاى لغو

ادب ديگر در تشرف به حرم‌هاى مطهر، پرهيز از هر كارى است كه مغاير با «ادب حضور» است، از جمله كلمات لغو و حرف‌هاى بيهوده و حركات سبك و ناپسند و دور از شأن زيارتگاه. محدث قمى در مفاتيح‌الجنان (ادب بيست و يكم) مى‌گويد:

«ترك نمودن سخنان ناشايسته و كلمات لغو و اشتغال به صحبت‌هاى دنيويه كه هميشه در هرجا مذموم است و قبيح و مانع رزق و جالبِ قساوت قلب است، خصوصاً در اين بقاع مطهره...».

هدف از زيارت، بهره‌ورى از فيض‌هاى معنوى است، پرداختن به سخنان و كارهاى لغو، مانع آن فيض‌ها مى‌شود و چه بسا اوقات كسى در داخل حرم‌ها به چنين حرف‌ها و كارهايى سپرى شود و از مائدۀ معنوى گشوده در آن ضيافت خانه‌هاى آسمانى بى‌بهره بماند. به علاوه اينگونه حرف‌ها و حركات و رفتارها، توجه و حضور قلب زائران ديگر را هم بر هم مى‌زند و بيهوده‌گوى غافل، هم خودش محروم مى‌ماند، هم مانع بهره‌ورى روحى ديگران مى‌شود.

صحبت‌هاى بلندبلند هم، علاوه بر اينكه خلاف ادب در محضر ولىّ خداست، براى ديگران هم مزاحمت و حواس‌پرتى مى‌آورد. مستند اين نكته، به گفتۀ بعضى از علما آيۀ شريفۀ لاٰ تَرْفَعُوا أَصْوٰاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ 27 است، يعنى صداهايتان را از صداى پيامبر بلندتر نكنيد. رعايت اين نكته يك ادب اجتماعى و معاشرتى است، حتى نه حرف‌هاى عادى، بلكه زيارتنامه را هم بلندبلند خواندن، به نحوى كه تمركز روحى و حضور قلبى ديگران را به‌هم بزند، مناسب نيست.

آنچه در اين اماكن مطلوب است، آرامش و فضاى آرام است تا براى پيدايش حضور قلب و روح عبادت و زيارت مؤثر باشد. سر و صداهاى بسيار يا صلوات و زيارت بلندبلند، مخلّ اين حالت است و رشتۀ پيوند و اتصال زائران ديگر را از هم مى‌گسلد.

١١. خواندن زيارت مأثور

تأكيد بر آن است كه در زيارت‌ها، بيشتر از متون زيارتى نقل شده از ائمۀ معصومين(عليهم السلام) استفاده شود كه به آنگونه دعاها و زيارت‌هاى مستند «مأثوره» گفته مى‌شود. زيارت عاشورا، زيارت اربعين، زيارت جامعۀ كبيره، زيارت امين‌الله، زيارت حضرت‌معصومه(عليها السلام) و بسيارى از زيارتنامه‌ها از ائمۀ اطهار نقل شده است و كلام امام است. خواندن اينها بهتر از متون زيارتى ديگر است، مضامينى هم كه در اينگونه زيارتنامه‌هاست، متعالى‌تر است و از زبان اولياى الهى تراويده است.

امامان ما، همچنان كه كيفيتِ انجام زيارت را با همۀ جزئيات و آدابش بيان فرموده‌اند، متن‌هاى منقول از آنان هم فراوان است و محتواى آنها در خورِ توجه. 28 گاهى اين آموزه‌ها بسيار كوتاه است، ولى رجحان آن به اين است كه از امام نقل شده است. مثلاً يونس بن ظبيان از حضرت‌صادق(ع) مى‌پرسد: يابن رسول الله، من بسيار به ياد حسين بن على(ع) مى‌افتم. در آن لحظه چه بگويم؟ فرمود: هنگام ياد از او سه بار بگو: «صَلّى الله عليكَ يا أَباعَبْدِالله»، 29 كه سلام تو از دور يا نزديك به او مى‌رسد.

در نقل ديگرى امام‌صادق(ع) به سدير مى‌آموزد كه هرگاه خواستى سيدالشهدا را زيارت كنى، بالاى بام خانه‌ات برو و نگاهى به چپ و راست كن، آنگاه رو به قبر آن حضرت بكن و بگو:

«السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أباعَبْدِالله، السَّلامُ عَلَيْكَ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ» تا خداوند ثواب يك زيارت شايسته به تو عطا كند. 30

اينگونه توصيه‌ها و متن‌آموزى‌ها نسبت به زيارت حضرت‌رسول و ائمۀ ديگر هم نقل شده است.

١٢. دعا و تلاوت و عبادت، كنار قبر

نماز در برخى مكان‌ها فضيلت و ثواب بيشترى دارد، يكى هم در حرم‌هاى مطهر معصومين:. غير از اصل نماز خواندن كه مطلوب است، خواندن نماز و اهداى آن به روح امام يا شخصيتى كه مورد زيارت است، فضيلت دارد و به آن «نماز زيارت» گفته مى‌شود، كه دو ركعت، گاهى هم چهار ركعت يا شش ركعت (دو ركعت، دو ركعت) است، كه اغلب توصيه شده پس از زيارت خوانده شود و بعد از آن نماز، حاجت‌ها از خدا طلبيده شود.

نماز زيارت، پس از زيارت عاشورا، و پس از زيارت شهداى كربلا، پس از زيارت عاشوراى غير معروفه و موارد ديگر نقل شده است. محدث قمى نقل مى‌كند امام‌صادق(ع) به زيارت قبر جدش اميرالمؤمنين(ع) رفت، پس از فراغت از زيارت، در بالاى سر آن حضرت خطاب به امام‌حسين(ع) سلام داد و زيارت خواند، آنگاه دو ركعت نماز خواند و پس از فراغت از آن دعايى خواند، با اين آغاز (ياالله ياالله ياالله، يا مجيبَ دعوةِ المضطرّين...).

به هر حال، خواندن نماز و دعا در حرم‌هاى مطهّر و پس از زيارتنامه مطلوب است. در روايات متعددى آمده است كه پس از زيارت و نماز، دست به دعا بردار و هرچه مى‌خواهى از خداوند بطلب. امام‌هادى(ع) فرمود:

«مَنْ كانَتْ لَهُ الَى اللهِ حَاجَةٌ فَلْيَزُرْ قَبرَ جَدّىَ الرّضا بِِطُوسٍ وَهُوَ عَلى غُسْلٍ وَلْيُصَلِّ عِندَ رأسهِ رَكْعَتَينِ وَلْيَسأَلِ الله حاجَتَه فى قُنوتِهِ، فاِنّهُ يَسْتَجيبُ ما لم يَسْئَلْ مَأثماً أو قطعةَ رَحمٍ...». 31

هر كس به درگاه خدا حاجتى دارد، قبر جدم حضرت‌رضا(ع) را در طوس زيارت كند، در حالى كه غسل كرده باشد، بالاى سر آن حضرت دو ركعت نماز بخواند و در قنوت نمازش حاجتش را از خدا بخواهد، خداوند اجابت مى‌كند، تا وقتى كه خواسته‌اش گناه يا قطع رحم (نفرين به خويشاوندان) نباشد.

امام‌باقر(ع) هم دربارۀ زيارت اباعبدالله الحسين و دعا در حرم او مى‌فرمايد:

«ما مِنْ آتٍ أَتاهُ يُصلّى عِنْدَهُ رُكْعَتَيْنِ‌ِ أوْ أَربعاً ثُمَّ سَئَلَ الله حاجَتَهُ إِلاّ قَضاها». 32

هيچ‌كس نيست كه كنار قبر آن حضرت برود و دو ركعت يا چهار ركعت نماز بخواند و از خداوند حاجتش را بطلبد، مگر آنكه خداوند آن را برآورد.

دعا كنار قبور مطهر ائمۀ اطهار، مقبوليت و ثواب بيشترى دارد. نماز فريضه و مستحب هم در حرم‌ها فضيلت بسيار دارد. امام‌باقر(ع) به شخصى فرمود: چه مانع دارد كه هر وقت حاجتى داشتى نزد قبر حسين بن على(ع) بروى و چهار ركعت نماز بخوانى و حاجت خود را از خدا بخواهى؟ سپس اضافه فرمود: نماز فريضه در كنار قبر او معادل است با حجّ، و نماز نافله معادل با عمره است. و ثواب‌هاى ديگر. سيد بن طاووس هم توصيه مى‌كند اگر به زيارت امام‌حسين(ع) مشرف شدى، جدّ و جهد كن كه از تو فوت نشود فريضه و نافله در حائر شريف حسينى كه ثواب بسيار دارد. 33

بسيارى از اهل دل و مجاوران اعتاب مقدسه، مقيد بوده‌اند كه هر سه وعده نماز خويش را در حرم‌هاى مطهر بخوانند. به‌خصوص در حرم سيدالشهدا، كه هم نماز ثواب بيشترى دارد و هم دعا در زير قبۀ حرم آن شهيد، مستجاب است. محدث قمى مى‌نويسد:

«بدان كه عمدۀ اعمال در روضۀ مطهرۀ امام‌حسين(ع) دعاست، زيرا اجابت دعا تحت آن قبۀ ساميه، يكى از چيزهايى است كه در عوض شهادت، حق‌تعالى به آن حضرت لطف فرموده و زائر بايد آن را غنيمت دانسته، در تضرّع و انابه و توبه و عرض حاجات كوتاهى نكند و در طىّ زيارات آن حضرت، ادعيۀ بسيارى با مضامين عاليه وارد شده است. بهتر آن است كه از دعاهاى صحيفۀ كامله آنچه تواند بخواند، كه بهترين دعاهاست». 34

متن دعاهايى كه از ائمه پس از زيارت نقل شده بسيار است. كافى است كتاب‌هاى دعا و زيارت را مطالعه كند، با اين دعاهاى گوناگون و ژرف و زيبا كه توصيه شده پس از زيارت پيامبر، ائمۀ بقيع، امام‌حسين، روز غدير، زيارت امام‌رضا و... خوانده شود آشنا گردد.

تلاوت قرآن در حرم‌هاى مطهر نيز از جمله كارهاى بافضيلت است. در زيارت حج نيز از بهترين اعمال در مسجدالحرام، تلاوت قرآن است. خواندن قرآن، هم براى بهره‌بردن خود انسان مى‌تواند باشد، هم براى اهداى ثواب آن به روح پيامبر يا امام مورد زيارت، يا هديه به ارواح مؤمنان و درگذشتگان. و چه خوب كه تلاوت قرآن هم همراه با تدبّر و تأمّل باشد كه انس با كلام الهى در اماكن مقدس، تأثير معنوى بيشترى داشته باشد.

رعايت اين آداب و مستحبات، براى زائر حالت تنبّه و بيداردلى پديد مى‌آورد و اگر هم آلوده به برخى لغزش‌هاست، زمينۀ اصلاح و جبران و توبه و استغفار پديد مى‌آورد. و چه عملى شايسته‌تر از توبه در كنار حرم‌هاى امامان و تعهد بر پاك زيستن و رهايى از سلطۀ شيطان و نفس امّاره؟

١٣. تكريم خادمان و كمك به فقيران

خادمان حرم‌ها، با سرمايۀ عشق و محبت در آستان اهل‌بيت خدمت مى‌كنند و انتظار مى‌رود كه برخوردشان با زوار، براساس محبت و دلسوزى و راهنمايى باشد. زائران نيز بايد جايگاه آنان را بشناسند و قدر بدانند و مورد تكريم قرار دهند.

شهيد اول مى‌نويسد: سزاوار است خدام حرم‌ها از اهل‌خير و صلاح و متديّن و صاحب مروّت و تحمّل و صبورى باشند، عصبانى نشوند، برخورد خشن نداشته باشند، حالت كمك‌رسانى، خدمتگزارى، تكريم زوار، ارشاد گمشده‌ها، كمك به ضعيفان و برخورد محبت‌آميز با واردين داشته باشند، اگر از كسى حركت نامناسب و قصور و سهل‌انگارى ديدند، هشدار و تذكر دهند و موعظه كنند و اگر كار خلاف و گناه ديدند نهى از منكر كنند. 35

در مقابل اين خدمات و حسن‌خلق، زائران نيز برخورد كرامت‌آميز و همراه با احترام و ادب و همكارى با خدمتگزاران آستان اولياى خدا داشته باشند و با مسؤولان، مأموران نظافت و شستشو و انتظامات، پذيرايى كنندگان، نگهبانان كفشدارى‌ها، امانت داران، راهنمايى كنندگان و خدّام رسمى و افتخارى و هركس كه به نوعى افتخار خدمت دارد مورد تكريم قرار دهند و از احسان و نيكى متناسب با شأن آنان دريغ نورزند.

از سوى ديگر، در اماكن زيارتى و شهرهاى زيارتگاهى، نيازمندان آبرومندى هستند كه چشم اميدشان به مساعدت زائران و خيرى است كه از سوى آنان به ايشان برسد. زائران، مستمندان را شناسايى و كمك‌رسانى كنند، با حفظ آبرو و حيثيّتِ آنان، بدون آنكه تحقيرى نسبت به ايشان صورت بگيرد و به سادات فقير و بينوايان غريب رسيدگى كنند.

چنين خرج‌ها و كمك‌هايى گاهى از روى عشق به صاحب مرقد و مزار انجام مى‌گيرد و همانجا شوق يارى‌رسانى شكوفا مى‌شود، گاهى هم بر اساس نذر قبلى، كمك‌هاى مالى مى‌كنند. طبعاً اينگونه نذرها و كمك‌ها، صرف تعمير و بازسازى حرم‌ها و تأمين نيازها و برگزارى مراسم و اطعام‌ها و احسان‌هايى مى‌شود كه از سوى يك حرم برپا مى‌شود. زائر، خوب است كه در اينگونه سفرهاى زيارتى و كلاً هر مسافرتى دست و دل باز باشد و خيرش به ديگران برسد.

١۴. زيارت وداع و خداحافظى

از آداب زيارت، وداع در آخرين روز يا آخرين لحظات است. براى زائرى كه ايامى در جوار يك مرقد مقدس به سر برده و بارها به زيارت مشرف شده است، دل كندن از شهر محبوب دشوار است.

بگذار تا بگرييم چون ابر در بهاران كز سنگ ناله خيزد، وقت وداع ياران

حسّ و حال زائر هنگام وداع، بايد به گونه‌اى باشد كه دستاوردهاى نفيسى از اين زيارت برداشته باشد و حال او بهتر از گذشته شده باشد و با انسى كه به حرم و صاحب حرم پيدا كرده، وداع برايش مشكل باشد، ولى به هر حال خداحافظى هنگام برگشت، جزو آداب مسافرت و زيارت است و نشانۀ احترام به صاحب خانه و صاحب مرقد.

زائر وقتى زيارت خود را انجام داد و از نظر روحى اشباع شد، چه در مكه و مدينه باشد، چه در نجف و كربلا يا هر شهر زيارتى ديگر، خوب است كه زود خداحافظى كند و برگردد، تا شوق و علاقه همچنان در دل بماند و زدگى و خستگى ايجاد نشود. اين همان گسستن براى پيوستن دوباره است.

من رشتۀ محبت خود از تو مى‌بُرم

شايد گِره خورد، به تو نزديك‌تر شوم

امام‌صادق(ع) نسبت به زيارت خانۀ خدا فرموده است:

«إِذا فَرغْتَ مِنْ نُسُكِكَ فارْجِعْ، فَإِنَّهُ اشْوَقُ لَكَ الى الرُّجُوعِ». 36

وقتى از اعمال و عبادت‌هايت فارغ شدى، برگرد، تا شوق دوباره آمدن را در تو بيشتر كند.

دو دوست قدر شناسند حقّ صحبت را كه مدتى ببريدند و باز پيوستند

ادب، اقتضا دارد كه زائر پس از اتمام ايام زيارت، براى خداحافظى به حرم مشرف شود و ضمن سپاس، آرزوى خود را براى بازگشت دوباره اعلام كند و از خدا بخواهد. هم در سفر حج، مستحب است «طواف وداع» انجام دهد، هم در زيارت حرم پيامبر و ائمۀ بقيع، زيارت وداع مستحب است، هم در حرم‌هاى ديگر. آداب خاصّى براى طواف وداع نقل شده است و در سيرۀ معصومين هم نمونه‌هايى از عمل آنان نقل شده است. در وداع حضرت صادق، حضرت‌كاظم، حضرت‌هادى: نمونه‌هايى از حالت خاشعانۀ هنگام وداع و سر به سجده گذاشتن و سجده‌هاى طولانى و نماز و دعاى ويژه نقل شده است. 37 از خواسته‌هاى زائر هنگام وداع، اين است كه آخرين زيارت نباشد و دوباره برگردد. مثلاً در زيارت وداع قبر حضرت‌رسول و ائمۀ ديگر آمده است:

«اللّهُمَّ لاتَجْعَلْهُ آخِرَ العَهْدِ مِنّى لِزِيارةِ قَبْرِ نَبِيِّكَ...»، يا «استَودِعُكَ الله» ، يا «لا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ تَسْلِيمِى عَلَيْكَ»، يا «لا جَعَلهُ اللهُ آخِرَ العَهْدِ مِنْ زِيارَةِ قُبُورِكُمْ وإِتيانِ مَشَاهِدِكُم»،

يا «رَزَقَنِى العَوْدَ ثُمَّ العَوْدَ ثُمّ العَوْدَ مَا ابْقانِى رَبِّى» و... كه همه حاكى از اين درخواست است كه آخرين نوبت زيارت نباشد، باز هم قسمت شود، آخرين سلام نباشد، برگشت همراه با سلامتى و بهره و فضل و كاميابى و رضامندى باشد. 38

زائرى كه با چشم اشكبار و قلبى لرزان، از جوار حرم محبوب‌هاى خود به شهر و وطن خويش بر مى‌گردد، تنِ خود را باز مى‌گرداند، ولى دلش آنجا جا مى‌ماند، تا بار ديگر توفيق تشرف حاصل شود. «من رفتم و هواى تو از دل نمى‌رود».

ديده از ديدار خوبان برگرفتن مشكل است

اميد است آشنايى با ادب و آداب زيارت، چه ظاهرى و چه باطنى، چه قلبى و چه قالبى، ما را در بهره‌ورى بيشتر از چشمه‌سار زلال زيارت موفق‌تر و كامياب‌تر سازد.

 
پی نوشت:
1) . وسائل الشيعه، ج١٠، ص ٣٠۵.
2) . جامع السعادات، محمدمهدى نراقى، ج ٣، ص ۴٠٣.
3) . بحارالأنوار، ج ٩٧، ص ١٣۴.
4) . همان.
5) . مفاتيح‌الجنان، فصل اول از آداب سفر، با عنوان «آداب زيارت».
6) . بحارالأنوار، ج ٩٧، ص ١٢۶.
7) . وسائل الشيعه، ج ١٠، ص ٣٠۴.
8) . اعراف، ٣١.
9) . وسائل الشيعه، ج ١٠، ص ٣٠٣.
10) . محجّة البيضاء، ج ۴، ص ٩١.
11) . وسائل الشيعه، ج ١٠، ص ٣٠۵.
12) . وسايل الشيعه،ج١٠، ص٣٠۴.
13) . فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوٰادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً (طه، آيه ١١).
14) . منتخب التواريخ، ص ۶٨٣.
15) . مفاتيح الجنان، ادب پنجم از آداب زيارت.
16) . بحارالأنوار، ج ٩٧، ص ١٢۶.
17) . همان، ص ١۶٠.
18) . احزاب، آيۀ ۵٣.
19) . بحارالأنوار، ج ٩٧، ص ١٣۴ و ١٣۶.
20) . بحار الأنوار، ج ٩٧، ص ١۵۶.
21) . بحار الانوار، ج٩٧، ص ١۶١.
22) . بحار الانوار، ج٩٧، ص ١۶٢.
23) . همان، ص ١٣۴.
24) . همان، ص ١۴٩.
25) . همان، ص ١۵٠.
26) . همان، ص ١۵٣.
27) . حجرات، ٢.
28) . در فصل «تحليل محتوايى زيارتنامه‌ها» به اين موضوع پرداختيم.
29) . وسائل الشيعه، ج ١٠، ص ٣٨۵.
30) . همان، ص ٣٨۶.
31) . وسائل الشيعه، ج ١٠، ص ۴۴٧.
32) . همان، ص ۴٠٧.
33) . مفاتيح الجنان، آداب زيارت امام‌حسين(ع).
34) . همان، ادب سيزدهم از آداب زيارت امام‌حسين(ع).
35) . بحارالأنوار، ج ٩٧، ص ١٣۵، به نقل از دروس.
36) . الحج والعمره فى الكتاب والسنه، محمدى رى‌شهرى، ص ٢۴٨.
37) . همان، ص ٢۶۵.
38) . ر.ك: مفاتيح الجنان، اواخر مفاتيح زيارت وداع، نيز در وداع ائمه بقيع، وداع حضرت رسول.
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally