ویژگی های اهل‌بيت(ع) در زيارتنامه ها
مى‌كوشيم با واكاوى زيارتنامه‌ها، برخى از ويژگى‌هاى مهم اهل‌بيت(عليهم السلام) را كه در زيارتنامه‌ها به آنها پرداخته شده است، بررسى كنيم.
پنج شنبه 24 خرداد 1397    
بازدید: 62

ویژگی های اهل‌بيت(ع) در زيارتنامه ها

مقدمه

اهل‌بيت عصمت و طهارت(عليهم السلام) به عنوان برترين انسان‌هاى روى زمين از ابتدا تا انتهاى خلقت، نزد خداوند جايگاهى والا دارند؛ به طورى‌كه خداوند، امامت و سرپرستى جامعه انسانى را به ايشان سپرده است. مطابق نص صريح قرآن كريم 1 و فرمايشات امامان معصوم(عليهم السلام)، 2 دوست داشتن ايشان امرى واجب و شرط ايمان دانسته شده است. ازاين‌رو مى‌بينيم علاقه‌مندان به آن بزرگواران، همه ساله از دورترين نقاط بار سفر مى‌بندند تا خود را به جوار آستان ملكوتى آنان برسانند تا از سويى محبت خود را به ايشان نشان دهند و از سوى ديگر از خرمن معنويت و جايگاه والاى آنان نزد خداوند براى خود خوشه برچينند.

يكى از راه‌هاى شناخت عظمت اهل‌بيت(عليهم السلام) مطالعه زيارتنامه‌هاى ايشان است. زيارتنامه‌هاى اهل‌بيت(عليهم السلام) صرف سلام و ابراز علاقه به بزرگواران نيست. بلكه نكته مهم‌تر اين است كه در بسيارى از اين زيارتنامه‌ها، اهل‌بيت(عليهم السلام) به خوبى معرفى مى‌شوند و ويژگى‌هاى ممتاز آنان بيان مى‌گردد.

زائر مى‌تواند با دقت در متون زيارتنامه‌ها، با خصوصيات والاى اهل‌بيت(عليهم السلام) بيشتر آشنا گردد و اين خود مى‌تواند علاقه و محبت زائر را به ائمه معصوم(عليهم السلام) افزايش دهد. هرچند بحث از جايگاه اهل‌بيت(عليهم السلام) در زيارتنامه‌ها، بحثى اخلاقى - تربيتى شمرده نمى‌شود، ولى دور از انصاف است كه به جايگاه اهل‌بيت(عليهم السلام) در زيارتنامه‌ها نگاهى نيفكنيم. ازاين‌رو مى‌كوشيم با واكاوى زيارتنامه‌ها، برخى از ويژگى‌هاى مهم اهل‌بيت(عليهم السلام) را كه در زيارتنامه‌ها به آنها پرداخته شده است، بررسى كنيم:

١. برگزيدگان خداوند

اهل‌بيت(عليهم السلام) در طول حيات شريف خود، نهايت تلاش خود را در راه بندگى خداوند بجاى آوردند، ذره‌اى در انجام دادن وظايف خود كوتاهى نكردند و هرگز خطا و گناهى مرتكب نشدند. در مقابل، خداوند نيز آنان را از برگزيدگان درگاه خود انتخاب كرد. عنوان برگزيده خدا بودن، با تعابير مختلف و غالباً با تعبير «خيَرَة الله» در روايات آمده است.

پيامبر گرامى اسلام(ص) به على(ع) فرمود:

«أَنْتَ يَا عَلِيُّ وَ وَلَدَايَ خِيَرَةُ اللهِ مِنْ خَلْقِهِ» 3؛ «تو و دو فرزندم (امام حسن و امام حسين(عليهماالسلام)) برگزيدگان خدا از ميان بندگانش هستيد».

امام على(ع) نيز درباره آيه (ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتٰابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنٰا مِنْ عِبٰادِنٰا) 4 فرمود:

«نَحْنُ الَّذِينَ اصْطَفَانَا الله مِنْ عِبَادِهِ وَ نَحْنُ صَفْوَةُ اللهِ» 5؛ «ما آنهايى هستيم كه خدا از ميان بندگانش برگزيد و ما برگزيدگان خداونديم».

زيارتنامه‌هاى اهل‌بيت(عليهم السلام) نيز در موارد متعددى به اين مسئله پرداخته‌اند و زائران كوى اهل‌بيت(عليهم السلام) نيز ايشان را به عنوان برگزيده خدا مورد خطاب قرار مى‌دهند و به آنان سلام مى‌دهند. در اينجا به برخى از اين موارد اشاره مى‌كنيم.

در زيارت پيامبر اكرم(ص) چنين مى‌خوانيم: «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا خِيَرَةَ اللهِ» 6؛ «سلام بر تو اى برگزيده خدا». همچنين در زيارت آن حضرت مى‌گوييم: «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَفْوَةَ اللهِ» 7؛ «سلام بر تو اى برگزيده خدا». در زيارت امام على(ع) در روز هفده ربيع‌الاوّل چنين آمده است: «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَلِيَّ اللهِ وَ حُجَّتَهُ وَ خَالِصَةَ اللهِ وَ خَاصَّتَهُ» 8؛ «سلام بر تو اى ولى خدا و حجت خدا و بنده خالص و مخصوص خدا».

در زيارت امام حسين(ع) نيز در روز عاشورا مى‌خوانيم: «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا خِيَرَةَ اللهِ وَ ابْنَ خِيَرَتِهِ» 9؛ «سلام بر تو اى برگزيده خدا و پسر برگزيده خدا». همچنين در زيارت امام رضا(ع) آمده است:

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا الْحَسَنِ أَشْهَدُ يَا مَوْلَايَ أَنَّكَ حُجَّةُ اللهِ وَ أَمِينُهُ وَ صَفْوَةُ اللهِ وَ حَبِيبُهُ وَ خِيَرَةُ اللهِ مِنْ خَلْقِهِ. 10

سلام بر تو اى ابا الحسن! گواهى مى‌دهم اى مولاى من كه تو حجت خدا و امين او و برگزيده او و دوست او و بنده منتخب خدا از ميان آفريدگانش هستى.

در زيارت امام جواد(ع) نيز چنين مى‌گوييم: «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومِينَ أَشْهَدُ ... أَنَّكَ جَنْبُ اللهِ وَ خِيَرَةُ اللهِ» 11 ؛ «سلام بر تو اى پسر پيشوايان معصوم! گواهى مى‌دهم كه تو بنده مقرّب و برگزيده خداوند هستى».

در زيارت جامعه كبيره نيز مى‌خوانيم:

اصْطَفَاكُمْ بِعِلْمِهِ وَ ارْتَضَاكُمْ لِغَيْبِهِ وَ اخْتَارَكُمْ لِسِرِّهِ وَ اجْتَبَاكُمْ بِقُدْرَتِهِ ... وَ انْتَجَبَكُمْ بِنُورِهِ. 12

خداوند شما را با علم خود برگزيد و براى اسرار غيب خود، شما را پسنديد و براى راز خود، شما را انتخاب كرد و به قدرتش، شما را اختيار كرد ... و براى نور خود برگزيد.

اين تعابير و تعابير بسيار ديگر، نشان‌دهنده عظمت اهل‌بيت(عليهم السلام) و مقام قرب ايشان به درگاه خداوند مى‌باشد.

٢. ولايت تكوينى

يكى از ويژگى‌هاى اهل‌بيت(عليهم السلام) برخوردارى ايشان از ولايت تكوينى است. ولايت تكوينى، يعنى سلطه و قدرت تصرف و نفوذ اراده يك انسان در عالم تكوين و جهان آفرينش. انسان بر اثر پيمودن راه بندگى، به مقام قرب الهى راه مى‌يابد و در نتيجه مى‌تواند در جهان و انسان تصرف كند و آنچه را بخواهد، انجام دهد. ولايت هر فردى به مقدار قرب او به پروردگار است. روح انسان براى ارتباط با موجود لايتناهى (خدا) هرقدر هم كه پرواز كند و به مقام والا و ارجمندى برسد، همچنان راه باز و ادامه سير، ممكن است.

روايت شده است كه خداوند متعال خطاب به انسان مى‌فرمايد:

يَا ابْنَ آدَمَ أَنَا حَيٌّ لَا أَمُوتُ أَطِعْنِي فِيمَا أَمَرْتُكَ حَتَّى أَجْعَلَكَ حَيّاً لَا تَمُوتُ؛ يَا ابْنَ آدَمَ أَنَا أَقُولُ لِلشَّيْءِ كُنْ فَيَكُونُ أَطِعْنِي فِيمَا أَمَرْتُكَ أَجْعَلْكَ تَقُولُ لِلشَّيْءِ كُنْ فَيَكُونُ. 13

اى فرزند آدم! من زنده‌ام و نمى‌ميرم؛ در آنچه به تو دستور داده‌ام فرمانبرى كن تا تو را زندگى جاودانى بخشم كه نميرى. اى فرزند آدم! من به هر چيز بگويم «باش»، بى‌درنگ موجود مى‌شود. از من اطاعت كن تا تو را چنان كنم كه به هرچه بگويى «باش»، بى‌درنگ موجود شود.

به قول حافظ:

خيال روى تو بر كارگاه ديده كشيدم

معجزات و كرامات پيامبران الهى و اولياى حق نيز اين‌گونه است. خداوند متعال به آنان، قدرت و اراده‌اى بخشيده است كه مى‌توانند به اذن پروردگار در جهان هستى تصرف كنند؛ عصايى را اژدها، نابينايى را بينا يا مرده‌اى را زنده نمايند. اين قدرت در نتيجه فرمان بردن از خداوند و پيمودن صراط تقرب حق و نزديك شدن انسان به كانون قدرت در جهان هستى، يعنى خداى متعال، حاصل مى‌شود. 14

براساس عقيده شيعه، روى كره زمين، در هر زمانى يك انسان كامل كه نفوذ غيبى بر جهان و انسان دارد و ناظر بر ارواح و نفوس و قلوب است و داراى نوعى تسلط تكوينى بر جهان و انسان است، همواره وجود دارد كه او را «امام» مى‌خوانند. 15

ابعاد ولايت تكوينى

بررسى دقيق روايات اهل‌بيت(عليهم السلام) نشان مى‌دهد كه از ديدگاه اسلام، ولايت تكوينى از ابعاد گوناگونى برخوردار مى‌باشد و شامل موارد متعددى مى‌شود كه در ادامه به توضيح مختصر آنها مى‌پردازيم:

الف) هدايت باطنى انسان‌ها

نقش امام در هدايت انسان‌ها، تنها به نماياندن راه راست خلاصه نمى‌شود. بلكه امام، افزون بر هدايت عام، افراد مستعد و لايق را در سپردن طريق و رسيدن به مطلوب واقعى خود كه همان نيل به كمال مطلق است، يارى مى‌رساند؛ به سخن ديگر، نقش امام در تكامل انسان‌ها، تنها نشان دادن راه تكامل نيست. بلكه روح افراد مستعد، به طور تكوينى در پرتو انوار باطنى امام، پرورش مى‌يابد.

«ابوخالد كابلى» مى‌گويد كه از امام باقر(ع) درباره فرمايش خداى متعال در آيه ( فَآمِنُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنٰا) 16 سؤال كردم. آن حضرت فرمود:

مراد از نور در اين آيه، به خدا قسم! امامان از آل‌محمد(ص) تا روز قيامت مى‌باشد. به خدا قسم! آنان نورى هستند كه خداوند نازل كرد و به خدا قسم! آنان نور خدا در آسمان‌ها و در زمين‌اند. اى اباخالد! همانا نور امام در قلوب مؤمنان پرنورتر از خورشيد درخشان در روز است و ايشان به خدا قسم! قلوب مؤمنان را نورانى مى‌سازند و خداوند نور آنان را از هركسى كه بخواهد مانع مى‌شود. در نتيجه، چنين قلب‌هايى تاريك و ظلمانى مى‌شوند. به خدا اى اباخالد! هر بنده‌اى كه ما را دوست داشته باشد و ولايت ما را بپذيرد، خداوند قلب او را پاكيزه مى‌گرداند و هر قلبى را كه خدا پاكيزه سازد، در مقابل رأى ما تسليم و با ما در صلح و آشتى خواهد بود. پس هنگامى كه با ما در صلح باشد، خدا هم او را از حساب سخت قيامت حفظ مى‌كند و او را از فزع روز بزرگ قيامت، ايمن مى‌گرداند. 17

از منظر اين روايت، امام در موقعيت ولايت تكوينى همچون مهرى تابان است كه فروزنده‌تر از خورشيد محسوس، باطن نامحسوسِ جهان را نورافشانى مى‌كند و به ملكوت آسمان‌ها و زمين و به ضمير انسان‌هاى با ايمان، روشنايى مى‌بخشد. مؤمنان راستين، در پرتو اين نور، نه تنها راه رسيدن به مقصد اعلاى انسانيت را به تماشا مى‌نشينند، بلكه به چنين مقصد و مقصودى دست مى‌يابند. به سخن ديگر، چنان‌كه خورشيد محسوس در آسمان دنيا، افزون بر روشنى بخشيدن ظاهرى، به طور تكوينى نيز در تكامل مادى آدمى مؤثر است، خورشيد معنوى امام معصوم نيز افزون بر نشان دادن راه تكامل معنوى، به طور تكوينى در تكامل معنوى انسان نيز تأثير دارد. 18

بدين سبب است كه ما در قسمتى از زيارت برخى از امامان، از جمله در زيارت امام موسى بن جعفر(ع) 19، امام رضا(ع) 20 و يك زيارت جامعه، 21 مى‌خوانيم: «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا نُورَ اللهِ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ»، «سلام بر تو اى نور خداوند در تاريكى‌هاى زمين».

همچنين مى‌تواند مقصود از عبارت «وَ جَعَلَنِي مِمَّنْ ... يَهْتَدِي بِهُدَاكُمْ»؛ 22«و خداوند مرا از كسانى قرار دهد كه ... با هدايت شما، هدايت يافتند»، در زيارت جامعه كبيره، هدايت باطنى امامان معصوم(عليهم السلام) باشد.

ب) وساطت در روزى‌دهى به انسان‌ها

امامان معصوم(عليهم السلام) انسان‌هاى كاملى‌اند كه توانسته‌اند همه ظرفيت‌هاى معنوى خود را تكميل نمايند و به مرتبه‌اى برسند كه با خداى متعال، ارتباطى نزديك داشته باشند و آنچه را از صعود و رشد معنوى خويش نزد پروردگار به دست آورده‌اند، به انسان‌هاى ديگر عرضه نمايند.

در واقع شيعه معتقد است ائمه معصوم(عليهم السلام)، بندگان صالح و واسطه‌هاى فيض از مبدأ فياض الهى‌اند. اهل‌بيت(عليهم السلام)، مقربان درگاه الهى، هدف اصلى از خلقت جهان و واسطه نزول نعمت‌ها و بركات الهى مى‌باشند. هر نعمتى كه به صورت عام يا به شخص خاصى داده مى‌شود، از مجراى اين بزرگواران است.

امام صادق(ع) در اين‌باره فرمود:

بِنَا أَثْمَرَتِ الْأَشْجَارُ وَ أَيْنَعَتِ الثِّمَارُ وَ جَرَتِ الْأَنْهَارُ وَ بِنَا يَنْزِلُ غَيْثُ السَّمَاءِ وَ يَنْبُتُ عُشْبُ الْأَرْضِ وَ بِعِبَادَتِنَا عُبِدَ اللُه وَ لَوْ لَا نَحْنُ مَا عُبِدَ اللهُ. 23

به بركت ما، درختان بارور مى‌گردند و ميوه‌ها مى‌رسند و نهرها جارى مى‌شوند و باران از آسمان مى‌بارد و گياه از زمين مى‌رويد و به عبادت ما، خداوند پرستش مى‌شود و اگر ما نبوديم، خدا عبادت نمى‌شد.

اين مطلب در برخى از ادعيه و زيارتنامه‌ها نيز آمده است؛ از جمله در زيارت جامعه كبيره مى‌خوانيم:

بِكُمْ فَتَحَ الله وَ بِكُمْ يَخْتِمُ وَ بِكُمْ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَ بِكُمْ يُمْسِكُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلّا بِإِذْنِهِ وَ بِكُمْ يُنَفِّسُ الْهَمَّ وَ يَكْشِفُ الضُّرَّ. 24

خداوند [عالم وجود را] به شما آغاز كرد و به شما نيز ختم مى‌كند و به واسطه شما، باران را فرو مى‌ريزد و به واسطه شماست كه آسمان را از اينكه بر زمين افتد [جز به اذن او] نگه مى‌دارد و به واسطه شما، اندوه را مى‌زدايد و سختى را برطرف مى‌كند.

در يكى از زيارتنامه‌هاى امام حسين(ع) چنين آمده است:

بِكُمْ يُبَيِّنُ اللُه الْكَذِبَ وَ بِكُمْ يُبَاعِدُ اللهُ الزَّمَانَ الْكَلِبَ وَ بِكُمْ يَفْتَحُ اللهُ وَ بِكُمْ يَخْتِمُ اللهُ وَ بِكُمْ يَمْحُو اللهُ مَا يَشَاءُ وَ بِكُمْ يُثْبِتُ وَ بِكُمْ يَفُكُّ الذُّلَّ مِنْ رِقَابِنَا وَ بِكُمْ يُدْرِكُ اللهُ تِرَةَ كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ تُطْلَبُ وَ بِكُمْ تُنْبِتُ الْأَرْضُ أَشْجَارَهَا وَ بِكُمْ تُخْرِجُ الْأَشْجَارُ أَثْمَارَهَا وَ بِكُمْ تُنْزِلُ السَّمَاءُ قَطْرَهَا وَ بِكُمْ يَكْشِفُ اللهُ الْكَرْبَ وَ بِكُمْ يُنَزِّلُ اللهُ الْغَيْث. 25

خداوند به واسطه شما، دروغ را آشكار مى‌كند و دوران سخت را دور مى‌سازد و به واسطه شما، كارها را مى‌گشايد و به پايان مى‌برد و به واسطه شما، هر آنچه را بخواهد محو يا ثابت مى‌كند و به واسطه شما، ذلت را از گردن ما باز مى‌كند و به واسطه شما، از خون ريخته شده هر مرد و زن باايمان، خونخواهى مى‌كند و انتقام مى‌كشد و به واسطه شماست كه زمين، درختانش را مى‌روياند و به واسطه شماست كه درختان ميوه مى‌دهند. به واسطه شماست كه آسمان، قطره‌هاى بركتش را فرومى‌ريزد. با شما، خدا اندوه را مى‌زدايد و با شما خدا باران را مى‌باراند.

ج) وساطت در موجوديت و بقاى جهان مادى

از آنجا كه جهان و موجودات آن، قابليت گرفتن فيوضات الهى را ندارند، به واسطه‌اى نياز دارند كه از طريق آن، حيات يابند و به زندگى ادامه دهند. خداوند مهربان از اين ناتوانى، آگاه بود و به همين علت، نخستين مخلوق خود را شاگرد بى‌واسطه خود و مجراى فيض قرار داد. نخستين مخلوق خداوند، وجود مقدس پيامبر اكرم(ص) و سپس ارواح مقدس امامان معصوم(عليهم السلام) بودند كه پيش از خلقت حضرت آدم(ع) و حتى قبل از خلقت فرشتگان حضور داشتند؛ چنان‌كه پيامبر(ص) فرمود:

«كُنْتُ نَبِيّاً وَ آدَمُ بَيْنَ الْماءِ وَ الطّينِ»؛ 26 «من نبى بودم؛ درحالى‌كه آدم بين آب و گل بود».

همچنين حضرت على(ع) فرمود:

«كُنْتُ وَصِيّاً وَ آدَمُ بَيْنَ الْماءِ وَ الطّينِ»؛ 27 «من وصى پيامبر(ص) بودم؛ وقتى آدم هنوز بين آب و گل بود».

خداوند بزرگ بر آينه دل انسان كامل متجلى مى‌شود و تصوير اين تجلى از آينه قلب امام معصوم مى‌تابد و جهان و تمام موجودات هستى را به وجود مى‌آورد. بنابراين، نه تنها انسان و جامعه انسانى براى رشد و شكوفايى و رسيدن به كمال شايسته خويش، به هدايت و رهبرى باطنى انسان كامل و ارتباط تكوينى با او نيازمند است، بلكه بقاى نظام جهان مادى نيز در گرو حضور انسان كامل در همه زمان‌هاست.

«ابوحمزه ثمالى» مى‌گويد به امام صادق(ع) عرض كردم: «آيا زمين بدون امام باقى مى‌ماند؟» امام(ع) فرمود:

«لَوْ بَقِيَتِ الْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ لَسَاخَتْ» 28 ؛ «اگر زمين بدون امام بماند، اهل خود را فرو مى‌برد».

همان‌طور كه به ظاهر، كوه‌ها براى استقرار زمين هستند: (وَ الْجِبٰالَ أَوْتٰاداً) 29، خداى متعال، بقاى زمين و آسمان را به بقاى معصوم مقرر فرموده است؛ به گونه‌اى كه اگر لحظه‌اى امام روى زمين نباشد، زمين در هم فرو ريزد و اهل خود را فرو برد. اين مطلب، در احاديث متعددى مورد تأكيد قرار گرفته است؛ براى مثال، امام صادق(ع) فرمود:

«جَعَلَهُمُ اللُه أَرْكَانَ الْأَرْضِ أَنْ تَمِيدَ بِأَهْلِهَا» 30؛ «خداوند، ائمه اطهار را ستون‌هاى زمين قرار داد تا جلوى لرزش آن را بگيرد».

در زيارتنامه‌هاى آن بزرگواران نيز به اين نكته توجه شده است و زائران بر اركان زمين بودن و وساطت آنان در بقاى زمين و دنياى مادى، شهادت مى‌دهند؛ چنان‌كه در زيارت اميرمؤمنان(ع) مى‌خوانيم: «أَنْتُمْ اهلُ‌بَيْتِ الرَّحْمَةِ وَ دَعَائِمُ الدِّينِ وَ أَرْكَانُ الْأَرْضِ وَ الشَّجَرَةُ الطَّيِّبَة» 31؛ «شما خاندان رحمت و پايه‌هاى دين و ستون‌هاى زمين و درخت پاكيزه مى‌باشيد».

در زيارت ائمه بقيع(عليهم السلام) نيز چنين آمده است: «أَشْهَدُ... أَنَّكُمْ دَعَائِمُ الدِّينِ وَ أَرْكَانُ الْأَرْضِ»؛ 32 «شهادت مى‌دهم... كه شما پايه‌هاى دين و ستون‌هاى زمين هستيد». همچنين در زيارت امام حسين(ع) چنين مى‌گوييم: «وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ مِنْ دَعَائِمِ الدِّينِ وَ عَمُودُهُ وَ رُكْنُ الْأَرْضِ وَ عِمَادُهَا»؛ 33 «و شهادت مى‌دهم كه تو از پايه‌ها و ستون‌هاى دين و ركن و پايه زمين هستى».

٣. ولايت تشريعى

ولايت تشريعى، به معناى اختيار در قانون‌گذارى، برنامه‌ريزى و راهنمايى مردم در تمام شئون زندگى آنان است. قيام به تشريع، دعوت به سوى دين، تربيت مردم، حكومت ميان آنان و قضاوت در حل مشكلات، از شاخه‌هاى ولايت تشريعى است كه براى پيامبر(ص) و نيز اوصياى معصوم آن حضرت ثابت است. 34

آيات متعددى از قرآن كريم بر اين مطلب دلالت دارند؛ از جمله مى‌خوانيم: (أَطِيعُوا اللّٰهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ)؛ 35 «اطاعت كنيد خدا را! و اطاعت كنيد پيامبر [خدا] و پيشوايان [معصوم] خود را». همچنين خداوند مى‌فرمايد:

(إِنَّمٰا وَلِيُّكُمُ اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاٰةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكٰاةَ وَ هُمْ رٰاكِعُونَ) (مائده: ۵۵)

سرپرست و ولى شما، تنها خداست و پيامبر او و كسانى كه ايمان آورده‌اند؛ آنها كه نماز را برپا مى‌دارند و در حال ركوع، زكات مى‌دهند.

در آيه (أَطِيعُوا اللّٰهَ)، همان‌گونه كه اطاعت خداوند، بدون قيد و شرط واجب است، اطاعت پيامبر(ص) و اولوالامر نيز بدون شرط واجب است. در دو آيه اخير، بعد از ذكر نام خدا و رسول، كلمه (وَ الَّذِينَ)، به دو كلمه «الله» و «رسول» عطف شده است و مراد از (الَّذِينَ آمَنُوا) براساس رواياتى كه در منابع فريقين آمده، حضرت على(ع) است. لفظ «ولى» در اين آيات، به معناى صاحب اراده و تدبير است. 36

بنابراين، ولايت پيامبر(ص) و على(ع) همان ولايت خداست؛ با اين تفاوت كه ولايت براى خدا، بالاصاله و براى پيامبر(ص) و اميرمؤمنان(ع) به تبعيت و اذن خدا ثابت است.

روايات بسيارى بر ثبوت ولايت تشريعى براى اهل‌بيت(عليهم السلام) دلالت مى‌كند؛ براى مثال امام صادق(ع) فرمود:

إِنَّ اللَهَ عَزَّوَجَلَ‌ّ أَدَّبَ رَسُولَهُ حَتَّى قَوَّمَهُ عَلَى مَا أَرَادَ ثُمَّ فَوَّضَ إِلَيْهِ فَقَالَ عَزَّ ذِكْرُهُ: (مٰا آتٰاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مٰا نَهٰاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا) 37

فَمَا فَوَّضَ اللهُ إِلَى رَسُولِهِ(ص) فَقَدْ فَوَّضَهُ إِلَيْنَا. 38

خداى عزوجل رسولش را تربيت كرد تا همان‌گونه كه مى‌خواست او را استوار ساخت. سپس امور را به او واگذار كرد و فرمود: «آنچه را رسول خدا براى شما آورده، بگيريد [و اجرا كنيد] و از آنچه نهى كرده، خوددارى نماييد» و آنچه را خدا به پيغمبرش واگذار كرده، به ما واگذار فرموده است.

در فرازهاى بسيارى از زيارتنامه‌هاى اهل‌بيت(عليهم السلام) به ولايت تشريعى آن بزرگواران، به اذن پروردگار، اشاره شده است؛ براى مثال، در قسمت‌هاى متعددى از زيارت جامعه كبيره چنين مى‌خوانيم:

السَّلَامُ عَلَيْكُمْ يَا اهَلَ‌بَيتِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعَ الرِّسَالَةِ... وَ قَادَةَ الْأُمَمِ... وَ سَاسَةَ الْعِبَادِ... السَّلَامُ عَلَى أَئِمَّةِ الْهُدَى... السَّلَامُ عَلَى الدُّعَاةِ إِلَى اللهِ... وَ الْمُظْهِرِينَ لِأَمْرِ اللهِ وَ نَهْيِهِ... السَّلَامُ عَلَى الْأَئِمَّةِ الدُّعَاةِ وَ الْقَادَةِ الْهُدَاةِ وَ السَّادَةِ الْوُلَاةِ... وَ أُولِي الْأَمْرِ وَ بَقِيَّةِ اللهِ... وَ رَضِيَكُمْ خُلَفَاءَ فِي أَرْضِهِ وَ حُجَجاً عَلَى بَرِيَّتِهِ... حَتَّى أَعْلَنْتُمْ دَعْوَتَهُ وَ بَيَّنْتُمْ فَرَائِضَهُ وَ أَقَمْتُمْ حُدُودَهُ وَ نَشَرْتُمْ شَرَائِعَ أَحْكَامِهِ وَ سَنَنْتُمْ سُنَّتَهُ... وَ إِلَى سَبِيلِهِ تُرْشِدُونَ وَ بِقَوْلِهِ تَحْكُمُون... وَ أَنْتُمْ نُورُ الْأَخْيَارِ وَ هُدَاةُ الْأَبْرَارِ وَ حُجَجُ الجَبّار... . 39

سلام بر شما اى خاندان نبوت و جايگاه رسالت... و پيشوايان امت‌ها... زمامداران بندگان... سلام بر پيشوايان هدايت... سلام بر دعوت‌كنندگان به سوى خدا... و آشكاركنندگان امر و نهى خدا... سلام بر امامان دعوت‌كننده [به‌سوى حق] و پيشوايان راهنما و سروران سرپرست... و اولى الامر و نمايندگان خدا... و شما را براى جانشينى او در زمينش و حجت او بر مخلوقاتش پسنديد... تا اينكه دعوت حق را اعلام و واجبات او را بيان داشتيد و مقرراتش را برپا داشتيد و احكامش را منتشر ساختيد و سنت الهى را مقرر داشتيد... انسان‌ها را به راه او هدايت مى‌كنيد و به گفتار او حكم مى‌كنيد... و شما نور خوبان و راهنماى نيكان و حجت‌هاى خداوند جبّاريد.

۴. پيشوايان و جانشينان خدا و پيامبر(ص)

يكى از شاخه‌هاى ولايت تشريعى اهل‌بيت(عليهم السلام)، ولايت و سرپرستى ايشان بر مردم است. آن بزرگواران پس از پيامبر اكرم(ص)، پيشوايان دين و جانشينان رسول خدا(ص) هستند و مسئوليت مديريت جامعه اسلامى را برعهده دارند و بر همه مسلمانان واجب است اين وظيفه ايشان را به رسميت بشناسند و از ايشان اطاعت كنند.

خداوند اداره جامعه را پس از پيامبر اكرم(ص) برعهده ايشان نهاده است؛ هرچند كه مغرضان و بدخواهان، اجازه تحقق آن را ندهند. روايات ائمه معصوم(عليهم السلام) آكنده از سخنانى است كه به حق سرپرستى و مديريت آنان بر جامعه تصريح مى‌كند؛ براى نمونه، امام صادق(ع) فرمود:

«نَحْنُ وُلَاةُ أَمْرِ اللهِ» 40؛ «ما واليان امر خداييم». امام رضا(ع) نيز فرمود:

«الْأَئِمَّةُ خُلَفَاءُ اللهِ عَزَّوَجَلَّ فِي أَرْضِهِ» 41؛ «ائمه، جانشينان خداى عزوجل در زمينش مى‌باشند».

در زيارتنامه‌ها نيز به مسئله خلافت و جانشينى ائمه اطهار(عليهم السلام)، توجه شده است؛ به طورى‌كه در بسيارى از زيارتنامه‌ها، بر ايشان به عنوان جانشينان پيامبر(ص) و پيشوايان دين، سلام داده مى‌شود؛ براى نمونه، در زيارت امام على(ع) 42، امام حسين(ع) 43، امام موسى بن جعفر(ع) و امام جواد(ع) 44، زيارت امام رضا(ع) 45، و نيز در يكى از زيارات جامعه 46 مى‌خوانيم: «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَلِيَّ اللهِ».

همچنين در زيارتنامه امام على(ع) چنين آمده است: «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا سَيِّدَ الْوَصِيِّينَ، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا إِمَامَ الْمُتَّقِينَ». 47در زيارت حضرت على(ع) در روز غدير نيز مى‌خوانيم: «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا سَيِّدَ الْمُسْلِمِينَ وَ يَعْسُوبَ الْمُؤْمِنِينَ وَ إِمَامَ الْمُتَّقِينَ». 48در زيارت امام موسى بن جعفر(ع) آمده است: «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا إِمَامَ الْمُتَّقِينَ» 49 همچنين در زيارت امام زمان(عج) در سرداب مقدس مى‌خوانيم: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آل‌محمد، أَصْحَابِ الْحَقِ وَ قَادَةِ الْخَلْقِ»؛ 50 «خدايا بر محمد و آل‌محمد درود فرست؛ آن ملازمان حق و راهبران خلق».

۵. حجةالله

حجت در لغت، به معناى دليل و برهان و چيزى است كه بتوان با آن استدلال و استناد كرد. 51 اهل‌بيت(عليهم السلام) نيز حجت‌هاى خدايند و با بودن آنها، حجت بر مردم تمام است؛ يعنى خداوند در روز قيامت، با آنها بر مردم استدلال مى‌كند و با بودن آنها كسى نمى‌تواند اعتراض كند كه دليل گمراهى‌اش اين مى‌باشد كه خداوند او را بدون حجت رها كرده است. در روايات متعددى، به اين مطلب اشاره شده است؛ از جمله، امام صادق(ع) فرمود:

مَا زَالَتِ الْأَرْضُ إِلَّا وَ للهِ فِيهَا الْحُجَّةُ يُعَرِّفُ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامَ وَ يَدْعُو النَّاسَ إِلَى سَبِيلِ اللهِ. 52

همواره خداوند، روى زمين حجتى دارد كه حلال و حرام را مشخص مى‌كند و مردم را به سوى خدا فرامى‌خواند.

به دليل اهميت اين عنوان براى امامان معصوم(عليهم السلام)، مى‌بينيم كه در بسيارى از زيارت‌هاى آن بزرگواران، با تعابير مختلف، به عنوان حجت خداوند، به ايشان سلام داده مى‌شود؛ براى مثال در زيارت جامعه كبيره مى‌خوانيم: «السَّلَامُ عَلَى أَئِمَّةِ الْهُدَى... وَ حُجَجِ اللهِ عَلَى أَهْلِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ الْأُولَى» 53؛ «سلام بر پيشوايان هدايت... و حجت‌هاى خدا بر اهل دنيا و اهل آخرت و عالم پيش از آن».

در زيارت اميرمؤمنان، 54 امام حسين، 55 امام موسى بن جعفر، 56 امام رضا(عليهم السلام) 57 و همچنين در يكى از زيارات جامعه 58 مى‌خوانيم: «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللهِ»؛ «سلام بر تو اى حجت خدا». در زيارت امام على(ع) و امام حسين(ع)، به نقل از امام صادق(ع) آمده است كه چنين مى‌گوييم: «السَّلَامُ عَلَى حُجَجِ اللهِ وَ أَوْصِيَائِهِ»؛ 59«سلام بر حجت‌هاى خدا و اوصياى او».

گفتنى است به ويژه در زيارت امام حسين(ع)، با تعابير مختلفى، به اين مطلب اشاره شده است؛ براى نمونه، در زيارت حضرت مى‌خوانيم: «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللهِ وَ ابْنَ حُجَّتِهِ» 60؛ «سلام بر تو اى حجت خدا و پسر حجت خدا». همچنين در فراز ديگرى آمده است:

«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللهِ فِي أَرْضِهِ وَ شَاهِدَهُ عَلَى خَلْقِهِ»؛ 61«سلام بر تو اى حجت خدا در زمينش و شاهد او بر آفريدگانش». همچنين مى‌گوييم: «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللهِ عَلَى أَهْلِ الدُّنْيَا»؛ 62«سلام بر تو اى حجت خدا بر اهل دنيا».

در زيارت امام حسين(ع) در شب عيد فطر و قربان مى‌خوانيم: «سَيِّدِي وَ مَوْلَايَ أَنْتَ مَوْلَايَ حُجَّةُ اللهِ عَلَى الْخَلْقِ أَجْمَعِينَ» 63؛ «اى آقا و مولاى من، تو مولاى من، حجت خدا بر همه مردمى». در زيارت اربعين امام حسين(ع) بر حجت‌الله بودن ائمه اطهار(عليهم السلام)، اين‌گونه شهادت مى‌دهيم:

وَ أَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِكَ كَلِمَةُ التَّقْوَى وَ أَعْلَامُ الْهُدَى وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَى وَ الْحُجَّةُ عَلَى أَهْلِ الدُّنْيَا. 64

و شهادت مى‌دهم كه امامان از فرزندان تو، كلمه تقوا و پرچم‌هاى هدايت و ريسمان محكم الهى و حجت بر مردم دنيا مى‌باشند.

همچنين در زيارت امام زمان(عج) در سرداب مقدس مى‌خوانيم: «أَشْهَدُ أَنَّكَ الْحُجَّةُ عَلَى مَنْ مَضَى وَ مَنْ بَقِيَ»؛ 65 «شهادت مى‌دهم كه تو حجت بر كسانى هستى كه از دنيا رفته‌اند و كسانى كه باقى مانده‌اند».

۶. اركان دين و ايمان

ما شيعيان معتقديم امامت، يكى از اصول دين است كه ايمان، بدون اعتقاد به آن، تمام نخواهد بود. ضرورى است در هر عصرى، امامى باشد هدايتگر كه جانشين پيامبر(ص) گردد. بى‌ترديد هر وظيفه‌اى كه برعهده پيامبر(ص) است، از قبيل هدايت، ولايت عامه بر مردم در تدبير شئون و مصالح آنان و به پا داشتن عدل و رفع ظلم و عداوت از بين آنان، بر عهده امام است.

به همين دليل است كه مى‌گوييم ولايت اهل‌بيت(عليهم السلام) مهم‌ترين ركن دين و ايمان شناخته شده است؛ چنان‌كه آيات و روايات بسيارى بر اين نكته دلالت دارند؛ براى مثال خداوند متعال خطاب به رسولش مى‌فرمايد:

(يٰا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مٰا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمٰا بَلَّغْتَ رِسٰالَتَهُ...) (مائده: ۶٧)

اى پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، به طور كامل [به مردم] ابلاغ كن و اگر چنين نكنى، رسالت او را انجام نداده‌اى... .

اين آيه بنابر نقل شيعه و سنى، درباره ابلاغ ولايت و امامت اميرمؤمنان(ع) نازل شده است 66؛ خبرى كه در صورت ابلاغ نكردن آن، گويا پيامبر اكرم(ص) هيچ‌يك از وظايف رسالت و نبوتش را انجام نداده است. اين خود به وضوح دلالت دارد بر آنكه امامت از اصول و اركان دين است كه براى ابلاغ آن چنين تأكيدى به پيامبر(ص) شده است.

شاهد بر اين مطلب آن است كه مطابق روايات شيعه و سنى، پس از آنكه پيامبر اكرم(ص) ولايت و امامت اميرمؤمنان(ع) را ابلاغ كرد، اين آيه نازل شد: (الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلاٰمَ دِيناً) 67؛ «امروز دين شما را برايتان كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام كردم و اسلام را به عنوان آيين [جاودان] شما پذيرفتم». مفاد آيه آن است كه امامت، سبب كامل شدن دين و متمم نعمت خداوند است. 68 بى‌شك خداوند، اسلام را با امامت مى‌خواهد و اسلام بدون امامت، هرگز مورد رضايت خداوند نخواهد بود.

همچنين امام باقر(ع) فرمود:

بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ عَلَى الصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِ وَ الْوَلَايَةِ وَ لَمْ يُنَادَ بِشَيْءٍ كَمَا نُودِيَ بِالْوَلَايَةِ. 69

اسلام بر پنج پايه بنا شده است: نماز، زكات، روزه، حج و ولايت. هيچ‌كدام از چهار اصل قبلى، به اندازه ولايت، مورد سفارش قرار نگرفته است.

در زيارات امامان معصوم(عليهم السلام) نيز به اين ويژگى پرداخته شده است و در موارد متعدد آن بزرگواران به عنوان ستون‌هاى دين معرفى شده‌اند؛ براى مثال، در زيارت اميرمؤمنان(ع) 70 و نيز در زيارت امام جواد(ع)، 71 چنين مى‌گوييم: «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا عَمُودَ الدِّينِ»؛ «سلام بر تو اى ستون دين».

در زيارت ائمه بقيع(عليهم السلام) مى‌خوانيم: «وَ أَنَّكُمْ دَعَائِمُ الدِّينِ وَ أَرْكَانُ الْأَرْضِ»؛ 72«به درستى كه شما ستون‌هاى دين و پايه‌هاى زمين هستيد». در زيارت امام حسين(ع) مى‌خوانيم: «وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ مِنْ دَعَائِمِ الدِّينِ وَ عَمُودُهُ» 73؛ همچنين در زيارت وارث مى‌خوانيم: «وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ مِنْ دَعَائِمِ الدِّينِ وَ أَرْكَانِ الْمُؤْمِنِينَ». 74

٧. ناظر بر اعمال امت

اهل‌بيت(عليهم السلام) شاهد و ناظر بر اعمال ما مى‌باشند. از اعمال نيك ما خوشحال و از رفتارهاى ناشايست ما، اندوهگين مى‌شوند. آن بزرگواران، همه حركات و رفتارهاى ما را زير نظر دارند، در خوشحالى‌ها و غم و غصه‌هاى ما شريك‌اند و براى دوستان خود دعا مى‌كنند. به برخى از روايات در اين زمينه توجه مى‌كنيم:

امام صادق(ع) فرمود:

إِنَّ أَعْمَالَ الْعِبَادِ تُعْرَضُ عَلَى رَسُولِ اللهِ(ص) كُلَّ صَبَاحٍ أَبْرَارَهَا وَ فُجَّارَهَا فَاحْذَرُوا فَلْيَسْتَحْيِ أَحَدُكُمْ أَنْ يُعْرَضَ عَلَى نَبِيِّهِ الْعَمَلُ الْقَبِيحُ. 75

همانا اعمال بندگان، چه بندگان نيكوكار يا بدكردار، هر روز صبح بر رسول خدا(ص) عرضه مى‌شود. پس مراقب باشيد. انسان بايد حيا كند از اينكه عمل ناشايستى از او، بر پيامبرش عرضه شود.

«يعقوب بن شعيب» مى‌گويد از امام صادق(ع) درباره آيه (اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللّٰهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ) 76 پرسيدم. آن حضرت فرمود: «منظور [از «مؤمنون» در اين آيه] ائمه(عليهم السلام) هستند». 77

اين مطلب در برخى از زيارتنامه‌ها نيز مورد توجه قرار گرفته است؛ براى مثال، در زيارت جامعه كبيره مى‌خوانيم: «أَنْتُمُ الصِّرَاطُ الْأَقْوَمُ وَ شُهَدَاءُ دَارِ الْفَنَاءِ» 78؛ «شما راه درست و پايدار [به‌سوى خداوند] و شاهدان [بر اعمال بندگان] در اين دنياى فانى هستيد». همچنين در اذن ورود به حرم پيامبر اكرم(ص) و ائمه معصوم(عليهم السلام) مى‌خوانيم:

وَ أَعْلَمُ أَنَّ رَسُولَكَ وَ خُلَفَاءَكَ(عليهم السلام) أَحْيَاءٌ عِنْدَكَ يُرْزَقُونَ يَرَوْنَ مَكَانِي وَ يَسْمَعُونَ كَلَامِي وَ يَرُدُّونَ سَلامِي وَ أَنَّكَ حَجَبْتَ عَنْ سَمْعِي كَلَامَهُمْ وَ فَتَحْتَ بَابَ فَهْمِي بِلَذِيذِ مُنَاجَاتِهِمْ. 79

و مى‌دانم كه رسول و جانشينانت(عليهم السلام) زنده‌اند و نزد تو به آنها روزى داده مى‌شود. آنان مكان مرا مى‌بينند و سخن مرا مى‌شنوند و سلام مرا پاسخ مى‌دهند و تو مانع از آن شده‌اى كه من سخن ايشان را بشنوم و [در عوض]، باب فهم مرا به مناجات لذت‌بخش با ايشان گشوده‌اى.

در صلوات مخصوص امام عسكرى(ع) نيز مى‌خوانيم: «اللَّهُمَّ... وَ صَلِّ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْهَادِي إِلَى دِينِكَ... وَ الشَّهِيدِ عَلَى الْأُمَّةِ»؛ 80«خدايا... و بر امام حسن بن على(عليهماالسلام)، آن هدايت‌كننده به سوى دينت... و گواه بر امت، درود فرست».

٨. مرجعيت علمى

درباره علوم اهل‌بيت(عليهم السلام) تعابير مختلفى در روايات و نيز در زيارتنامه‌ها به كار رفته است. در اينجا به سه تعبير مهم اشاره مى‌كنيم:

الف) اهل‌بيت(عليهم السلام) مخزن علوم الهى

اهل‌بيت(عليهم السلام) مخزن علوم الهى و سرچشمه دانش و منبع اسرار الهى ميان انسان‌ها هستند. هركس به دنبال كسب دانش صحيح است، بايد از طريق اهل‌بيت(عليهم السلام) وارد شود؛ چنان‌كه پيامبر اكرم(ص) فرمود:

«أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِيٌ بَابُهَا فَمَنْ أَرَادَ الْمَدِينَةَ فَلْيَأْتِهَا مِنْ بَابِهَا»؛ 81«من شهر علم هستم و على در آن شهر است. پس هركس مى‌خواهد وارد اين شهر شود، بايد از درِ آن وارد شود».

امام باقر(ع) به دو نفر از اصحاب خود «سَلَمَةَ بْنِ كُهَيْل وَ حَكَمِ بْنِ عُتَيْبَة» فرمود:

شَرِّقَا وَ غَرِّبَا فَلَا تَجِدَانِ عِلْماً صَحِيحاً إِلَّا شَيْئاً خَرَجَ مِنْ عِنْدِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ. 82

به شرق برويد يا به غرب؛ بدانيد كه هيچ علم صحيحى نمى‌يابيد؛ مگر آنچه از ما اهل‌بيت تراوش كرده باشد.

در زيارتنامه‌ها هم به اين مطلب اشاره شده است؛ از جمله در زيارت جامعه كبيره آمده است:

السَّلَامُ عَلَيْكُمْ يَا اهلَ‌بَيتِ النُّبُوَّةِ... وَ خُزَّانَ الْعِلْمِ... السَّلَامُ عَلَى... مَعَادِنِ حِكْمَةِ اللهِ وَ حَفَظَةِ سِرِّ اللهِ... وَ رَضِيَكُمْ... حَفَظَةً لِسِرِّهِ وَ خَزَنَةً لِعِلْمِهِ. 83

سلام بر شما اى اهل‌بيت نبوت... و گنجينه‌هاى دانش... سلام بر... معدن‌هاى حكمت خدا و حافظان اسرار الهى... و پسنديد شما را به عنوان... حافظان اسرارش و گنجينه‌هاى دانشش.

در زيارت امام حسن عسكرى(ع) نيز مى‌خوانيم: «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا عَيْبَةَ الْعِلْمِ»؛ 84«سلام بر تو اى گنجينه دانش».

ب) اهل‌بيت(عليهم السلام) وارثان علوم پيامبران

در روايات نيز امامان معصوم(عليهم السلام) به عنوان وارثان و دارندگان علوم پيامبران پيشين معرفى شده‌اند كه بيانگر عظمت جايگاه و عظمت علمى ايشان مى‌باشد؛ چنان‌كه امام باقر(ع) فرمود:

إِنَّ الْعِلْمَ الَّذِي نَزَلَ مَعَ آدَمَ(ع) لَمْ يُرْفَعْ وَ الْعِلْمُ يُتَوَارَثُ وَ كَانَ عَلِيٌّ(ع) عَالِمَ هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ إِنَّهُ لَمْ يَهْلِكْ مِنَّا عَالِمٌ قَطُّ إِلَّا خَلَّفَهُ مِنْ أَهْلِهِ مَنْ عَلِمَ مِثْلَ عِلْمِهِ أَوْ مَا شَاءَ الله. 85

آن دانشى كه همراه با آدم(ع) نازل گرديد، بالا نرفت (بازنگشت) و على(ع) عالم اين امت بود و همانا كسى از ما (اهل‌بيت) از دنيا نمى‌رود؛ مگر اينكه كسى از اهل او جانشينش مى‌شود كه همانند او يا آن‌گونه كه خدا بخواهد از دانش برخوردار است.

در زيارتنامه‌هاى برخى از ائمه اطهار(عليهم السلام)، ايشان را وارثان علم پيامبران برمى‌شمارند؛ به طورى‌كه با تعبير «وارث علم النبيين»، به اين بزرگواران سلام داده مى‌شود. اين مسئله، به ويژه درباره امام على(ع)، مورد تأكيد قرار گرفته و در زيارت‌هاى متعدد و با تعابير مختلف، بيان گرديده است؛ چنان‌كه در زيارت امام على(ع) مى‌خوانيم: «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ سَيِّدَ الْوَصِيِّينَ وَ وَارِثَ عِلْمِ النَّبِيِّينَ»؛ 86 «سلام بر تو اى اميرمؤمنان و آقاى جانشينان و وارث دانش پيامبران».

همچنين مى‌خوانيم: «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا عَمُودَ الدِّينِ وَ وَارِثَ عِلْمِ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ»؛ 87 «سلام بر تو اى ستون دين و وارث دانش اولين و آخرين». يا در زيارتى ديگر مى‌گوييم: «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ عِلْمِ النَّبِيِّينَ وَ مُسْتَوْدَعَ عِلْمِ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ»؛ 88 «سلام بر تو اى وارث دانش پيامبران و محل به وديعه نهاده شدن دانش اولين و آخرين».

در صلوات بر امام سجاد(ع) نيز چنين آمده است:

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى الْإِمَامِ الْوَصِيِّ وَ السَّيِّدِ الرَّضِيِّ وَ الْعَابِدِ الْأَمِينِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ زَيْنِ‌الْعَابِدِينَ إِمَامِ الْمُؤْمِنِينَ وَ وَارِثِ عِلْمِ النَّبِيِّينَ. 89

خدايا بر امام و جانشين پيامبر(ص) و آقاى خشنود و عبادت‌كننده امين، امام على بن الحسين زين‌العابدين، پيشواى مؤمنان و وارث دانش پيامبران درود فرست.

در زيارت امام موسى كاظم(ع) مى‌خوانيم: «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا إِمَامَ الْمُتَّقِينَ وَ وَارِثَ عِلْمِ النَّبِيِّين»؛ 90 «سلام بر تو اى پيشواى پرهيزكاران و وارث دانش پيامبران».

همچنين در زيارت امام موسى كاظم(ع) مى‌خوانيم:

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا خَازِنَ عِلْمِ النَّبِيِّينَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا خَازِنَ عِلْمِ الْمُرْسَلِينَ... السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مَعْدِنَ الْوَحْيِ الْمُبِينِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْعِلْمِ الْيَقِينِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا عَيْبَةَ عِلْمِ الْمُرْسَلِين. 91       

سلام بر تو اى خزانه‌دار دانش پيامبران، سلام بر تو اى خزانه‌دار دانش رسولان... سلام بر تو اى معدن وحى آشكار، سلام بر تو اى دارنده دانش يقينى، سلام بر تو اى گنجينه دانش پيامبران مرسل.

در زيارت امام زمان(عج) آمده است: «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ عِلْمِ النَّبِيِّينَ وَ مُسْتَوْدَعِ حِكْمَةِ الْوَصِيِّينَ» 92 ؛ «سلام بر تو اى وارث علم و دانش پيامبران و محل به وديعه گذاشته شدن حكمت جانشينان».

ج) اهل‌بيت(عليهم السلام) عالمان و مفسران قرآن

يكى ديگر از دلايل مرجعيت علمى اهل‌بيت(عليهم السلام) علم ايشان به قرآن و تفسير آن است. اين توانمندى، همه مسلمانان را به امامان معصوم(عليهم السلام) محتاج مى‌كند؛ هرچند پيروان اهل‌سنت، به دليل عقايد اشتباهشان، در بهره‌گيرى از اين بزرگواران، محروم مانده‌اند.

امام باقر(ع) فرمود:

مَا ادَّعَى أَحَدٌ مِنَ النَّاسِ أَنَّهُ جَمَعَ الْقُرْآنَ كُلَّهُ كَمَا أُنْزِلَ إِلَّا كَذَّابٌ وَ مَا جَمَعَهُ وَ حَفِظَهُ كَمَا نَزَّلَهُ اللهُ تَعَالَى إِلَّا عَلِيُّ بْنُ أَبِي‌طَالِبٍ(ع) وَ الْأَئِمَّةُ مِنْ بَعْدِهِ(ع). 93

هيچ‌كس جز انسان دروغگو ادعا نكرد كه همه قرآن را درست همان‌گونه كه نازل شده است، جمع‌آورى كرده است و كسى به جز امام على بن ابى‌طالب و امامان پس از او، قرآن را درست همان‌گونه كه خداوند نازل فرموده، جمع‌آورى و حفظ نكرده است.

امام صادق(ع) درباره آيه (وَ مٰا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّٰهُ وَ الرّٰاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ) 94 فرمود:

«نَحْنُ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ وَ نَحْنُ نَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ» 95 ؛ «ما راسخان در علم هستيم و ما تفسير آيات قرآن را مى‌دانيم». در زيارتنامه‌هاى اهل‌بيت(عليهم السلام) به اين ويژگى ايشان اشاره شده است؛ به ويژه در موارد متعددى از زيارت جامعه كبيره، به اين مسئله اشاره شده است؛ از جمله مى‌گوييم:

السَّلَامُ عَلَى مَحَالِّ مَعْرِفَةِ اللهِ... وَ حَمَلَةِ كِتَابِ الله... وَ رَضِيَكُمْ خُلَفَاءَ فِي أَرْضِهِ... وَ تَرَاجِمَةً لِوَحْيِهِ... وَ فَصْلُ الْخِطَابِ عِنْدَكُمْ وَ آيَاتُ اللهِ لَدَيْكُمْ. 96

سلام بر جايگاه‌هاى شناخت خدا... و حاملان كتاب خدا... پسنديد شما را براى جانشينى او در زمينش... و مفسران وحيش... و سخنى كه حق و باطل را جدا كند، نزد شماست و آيات خدا پيش شماست.

د) اهل‌بيت(عليهم السلام) بيان‌كنندگان احكام الهى

يكى از مسئوليت‌هاى مهم اهل‌بيت عصمت و طهارت(عليهم السلام) اين است كه احكام خداوند را در زمينه همه فعاليت‌هاى فردى، خانوادگى، اجتماعى، عبادى، سياسى و...، براى انسان‌ها بيان كنند و از اين طريق، راه را براى علاقه‌مندان به دين و ديندارى و پويندگان راه صحيح هموار كنند.

هنگامى كه اهل‌بيت(عليهم السلام) خود را به عنوان عالمان احكام الهى معرفى مى‌كنند، مشتاقان راه هدايت نيز از هر سو به ايشان روى مى‌آورند. ازاين‌رو مى‌بينيم علاقه‌مندان به علوم اهل‌بيت(عليهم السلام) در زمان ائمه اطهار(عليهم السلام) به ويژه در زمان امام باقر و امام صادق(عليهماالسلام)، از هرجا به سوى ايشان مى‌شتافتند و از خرمن دانش بى‌انتهاى آنان خوشه برمى‌چيدند. اهل‌بيت(عليهم السلام) نيز در اين‌باره نهايت سعى و تلاش خود را به عمل آوردند و براى بيان حكم خداوند حتى جان خود را نيز به خطر انداختند و شهادت در اين راه را نيز پذيرا شدند.

امام باقر(ع) در توصيف اهل‌بيت(عليهم السلام) فرمود:

إنَّ اهلَ‌بَيتِ نَبِيِّكُمْ صَلَّى الله عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْ... جَعَلَهُمْ أعْلاماً في عِبادِهِ وَ مَناراً في بِلادِهِ وَ أدِلَّةَ إلى صِراطِهِ فَهُمْ الأئِمَّةُ الدُّعاةُ وَ الْقادَةُ الْهُداةُ. 97

همانا خاندان پيامبرتان... خداوند ايشان را پرچم‌هايى ميان بندگانش و نشانه‌هايى در سرزمين‌هايش و راهنمايانى براى نشان دادن راهش قرار داد. پس آنان پيشوايان دعوت‌كننده [به‌سوى حق] و رهبران هدايت مى‌باشند.

امام صادق(ع) نيز فرمود:

«نَحْنُ الْهُدَاةُ إِلَى الله»؛ 98 «ما هدايتگران به سوى خداييم». در زيارتنامه‌هاى مأثور نيز به جايگاه ويژه اهل‌بيت(عليهم السلام) توجه شده است؛ براى مثال، در زيارت جامعه كبيره مى‌خوانيم:

السَّلَامُ عَلَى الدُّعَاةِ إِلَى اللهِ... وَ المُظْهِرِينَ لِأَمْرِ اللهِ وَ نَهْيِهِ... وَ جَاهَدْتُمْ فِي اللهِ حَقَّ جِهادِهِ حَتَّى أَعْلَنْتُمْ دَعْوَتَهُ وَ بَيَّنْتُمْ فَرَائِضَهُ... وَ نَشَرْتُمْ شَرَائِعَ أَحْكَامِهِ وَ سَنَنْتُمْ سُنَّتَهُ. 99

سلام بر دعوت‌كنندگان به سوى خدا... و آشكاركنندگان امر و نهى خدا... و در راه خدا به گونه‌اى كه حق جهاد است جهاد كرديد تا اينكه دعوت او را آشكار ساختيد و واجبات او را تبيين كرديد... و احكام او را نشر داديد و سنت او را مقرر داشتيد.

در زيارت امام على(ع) در روز غدير آمده است: «تَهْتِكُ سُتُورَ الشُّبَهِ بِبَيَانِكَ وَ تَكْشِفُ لُبْسَ الْبَاطِلِ عَنْ صَرِيحِ الْحَقِّ»؛ 100 «پرده‌هاى شبهه‌ها را با بيان خود كنار مى‌زنى و لباس باطل را از حق صريح بيرون مى‌آورى». همچنين در زيارت امام حسن مجتبى(ع) مى‌خوانيم: «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَيَانَ حُكْمِ اللهِ»؛ 101 «سلام بر تو اى بيان‌كننده حكم خدا».

٩. مايه قبولى طاعات و آمرزش گناهان

امامت يكى از اصول اساسى دين اسلام، از چنان اهميتى برخوردار است كه قبولى اعمال بندگان، به اعتقاد به آن بستگى دارد و بدون اعتقاد به امامت ائمه اثناعشر(عليهم السلام) عبادات و اعمال صالح آنان هرقدر هم زياد باشد، ارزشى نخواهد داشت.

در واقع، همان‌طور كه پيش‌تر گفتيم، امامت جزء مكمل و متمم دين اسلام است و بدون آن، اسلام كامل نيست. همين‌طور اعتقاد به امامت، باعث كامل شدن دين افراد مى‌شود و بدون اعتقاد به امامت و ولايت اهل‌بيت(عليهم السلام)، دين افراد كامل نيست و در نتيجه، اعمال آنان نيز پذيرفته نخواهد شد. به برخى از روايات در اين زمينه توجه مى‌كنيم:

امام صادق(ع) فرمود:

إِنَّ أَوَّلَ مَا يُسْأَلُ عَنْهُ الْعَبْدُ إِذَا وَقَفَ بَيْنَ يَدَيِ اللهِ جَلَّ جَلَالُهُ عَنِ الصَّلَوَاتِ الْمَفْرُوضَاتِ وَ عَنِ الزَّكَاةِ الْمَفْرُوضَةِ وَ عَنِ الصِّيَامِ الْمَفْرُوضِ وَ عَنِ الْحَجِّ الْمَفْرُوضِ وَ عَنْ وَلَايَتِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ فَإِنْ أَقَرَّ بِوَلَايَتِنَا ثُمَّ مَاتَ عَلَيْهَا قُبِلَتْ مِنْهُ صَلَاتُهُ وَ صَوْمُهُ وَ زَكَاتُهُ وَ حَجُّهُ وَ إِنْ لَمْ يُقِرَّ بِوَلَايَتِنَا بَيْنَ يَدَيِ اللهِ جَلَّ جَلَالُهُ لَمْ يَقْبَلِ اللهُ عَزَّوَجَلَّ مِنْهُ شَيْئاً مِنْ أَعْمَالِهِ. 102

همانا نخستين چيزهايى كه از بنده هنگامى كه در پيشگاه خداوند متعال ايستاده است، پرسيده مى‌شود، عبارت‌اند از نمازهاى واجب، زكات واجب، روزه واجب، حج واجب و ولايت ما اهل‌بيت. پس اگر پيش از مرگ، به ولايت ما اقرار كند، نماز و روزه و زكات و حج او پذيرفته مى‌شود. اما اگر در پيشگاه خداوند متعال، به ولايت ما اقرار نكرده باشد، هيچ‌يك از اعمالش پذيرفته نمى‌شود.

در زيارت جامعه كبيره مى‌خوانيم:

وَ جَعَلَ صَلَوَاتِنَا عَلَيْكُمْ وَ مَا خَصَّنَا بِهِ مِنْ وَلَايَتِكُمْ طِيباً لِخَلْقِنَا وَ طَهَارَةً لِأَنْفُسِنَا وَ تَزْكِيَةً لَنَا وَ كَفَّارَةً لِذُنُوبِنَا. 103

و صلوات ما بر شما و نيز ولايت شما را كه به ما اختصاص داده است، باعث پاكى خلقت ما و طهارت جان ما و پاكيزگى ما و كفاره گناهان ما قرار داد.

همچنين مى‌خوانيم: «بِمُوَالاتِكُمْ تُقْبَلُ الطَّاعَةُ الْمُفْتَرَضَةُ»؛ 104 «به موالات شما، عبادات واجب پذيرفته مى‌شوند».

همچنين در زيارت امام زمان(عج) در سرداب مقدس مى‌خوانيم:

أَشْهَدُ أَنَّ بِوَلَايَتِكَ تُقْبَلُ الْأَعْمَالُ وَ تُزَكَّى الْأَفْعَالُ وَ تُضَاعَفُ الْحَسَنَاتُ وَ تُمْحَى السَّيِّئَاتُ فَمَنْ جَاءَ بِوَلَايَتِكَ وَ اعْتَرَفَ بِإِمَامَتِكَ قُبِلَتْ أَعْمَالُهُ وَ صُدِّقَتْ أَقْوَالُهُ وَ تُضَاعَفُ حَسَنَاتُهُ وَ مُحِيَتْ سَيِّئَاتُهُ وَ مَنْ عَدَلَ عَنْ وَلَايَتِكَ وَ جَهِلَ مَعْرِفَتَكَ وَ اسْتَبْدَلَ بِكَ غَيْرَكَ ... لَمْ يَقْبَلِ اللهُ مِنْهُ عَمَلًا وَ لَمْ يُقِمْ لَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَزْناً. 105

گواهى مى‌دهم كه اعمال بندگان به سبب پذيرش ولايت تو پذيرفته مى‌گردد و رفتارهاى آنها پاكيزه مى‌گردد و كارهاى نيك آنها مضاعف مى‌شود و گناهان آنها محو مى‌شود. پس هركه به ولايت تو اعتقاد داشت و به امامت تو اعتراف كرد، اعمال او قبول مى‌شود و گفتارش تصديق مى‌گردد و كارهاى نيكش، مضاعف مى‌شود و بدى‌هايش محو مى‌گردد و هركه از ولايت و دوستى تو روبرگرداند و تو را نشناسد و ديگران را به جاى تو برگزيند... خداوند هيچ عملى را از او نمى‌پذيرد و ميزانى براى آنها برپا نمى‌كند.

١٠. وسيله آزمايش افراد

خداى متعال، انسان‌ها را به روش‌هاى گوناگونى مى‌آزمايد تا اسباب رشد آنان را فراهم نمايد و خالص و ناخالص را از هم جدا كند. اصولاً هدف از خلقت آدمى، اين است كه در سايه امتحانات، روبه‌رو شدن با مواضعى كه در يك طرف آن، خواهش دل و در طرف ديگر، خواسته پروردگار قرار دارد، با انتخاب راه صحيح، به سوى كمال معنوى و افزودن بر ارزش وجودى خود حركت كند.

يكى از مواضعى كه خداوند، مسلمانان را با آنها مى‌آزمايد، چگونگى رفتار با عترت پيامبر خدا(ص) است. از يك سو خداوند در قرآن مى‌فرمايد: (قُلْ لاٰ أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ اَلْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبىٰ). 106 از سوى ديگر، پيامبر اكرم(ص) فرمود:

إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا كِتَابَ اللهِ وَ عِتْرَتِي اهلَ‌بَيْتي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ فَانْظُرُوا كَيْفَ تَخْلُفُونِي فِيهِمَا. 107

همانا من دو چيز گرانبها ميان شما باقى مى‌گذارم؛ مادامى كه به آنها تمسك جوييد گمراه نمى‌شويد: كتاب خدا و خاندان و اهل‌بيتم و همانا اين دو از هم جدا نمى‌شوند تا در حوض [كوثر] بر من وارد شوند. پس بنگريد كه با آن دو، چگونه رفتار مى‌كنيد.

دستورهاى خداوند و پيامبر اكرم(ص)، محل امتحان افراد مى‌باشد؛ افرادى كه به آنها عمل كنند، در امتحان موفق مى‌شوند و كسانى كه بر طبق دستور خدا و رسولش رفتار نكنند، از آزمايش الهى سربلند بيرون نمى‌آيند. در اينجا نيز خدا و رسولش همگان را به محبت و اطاعت از اهل‌بيت پيامبر(ص) سفارش مى‌كنند.

عمل به اين سفارش، نشانه موفقيت و سرپيچى از آن، نشان‌دهنده شكست در آزمايش است. بدين ترتيب، امامان معصوم(عليهم السلام) يكى از وسايل آزمايش الهى‌اند. در زيارتنامه‌ها نيز به اين مطلب، اشاره شده است؛ از جمله در زيارت جامعه كبيره مى‌خوانيم: «أَنْتُمُ الصِّرَاطُ الْأَقْوَمُ... وَ الْبَابُ الْمُبْتَلَى بِهِ النَّاسُ»؛ 108 «شما راه محكم الهى... و درى هستيد كه مردم به واسطه آن، آزمايش مى‌شوند».

 

پی نوشت:
١) . مانند: قُلْ لاٰ أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبىٰ (شورى: ٢٣).
٢) . براى مثال پيامبر اكرم(ص) فرمود: «أساسُ الْإسْلامِ حُبّى وَ حُبُّ أهْلِ بَيتى». ر.ك: دلائل الصدق لنهج الحق، ج۴، ص٢١۵.
3) . عيون أخبار الرضا(ع)، ج٢، ص۵٨.
4) . «سپس اين كتاب [آسمانى] را به گروهى از بندگان برگزيده خود به ميراث داديم». (فاطر: ٣٢)
5) . كتاب سليم‌بن قيس الهلالى، ج٢، ص٨۴٧.
6) . كامل الزيارات، ص٢٠.
7) . همان، ص١٨.
8) . المزار في كيفية زيارات النبي و الائمة(عليهم السلام)، ص٩۶.
9) . كامل الزيارات، ص١٧۶.
10) . بحارالانوار، ج٩٩، ص۵١.
11) . زاد المعاد - مفتاح الجنان، ص۵٣۶.
12) . من لا يحضره الفقيه، ج٢، ص۶١١.
13) . مستدرك‌الوسائل، ج١١، ص٢۵٨.
14) . رهبرى در اسلام، ص٧٠.
15) . ولايت در پرتو آيات، ص٢٣.
16) . «پس به خدا و پيامبرش و نورى كه نازل كرده‌ايم، ايمان بياوريد». (التغابن: ٨)
17) . «يا أَبَا خَالِدٍ النُّورُ وَ اللهِ الْأَئِمَّة مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ(ص) إِلَي يوْمِ الْقِيامَة وَ هُمْ وَ اللهِ نُورُ اللهِ الَّذِى أَنْزَلَ وَ هُمْ وَ اللهِ نُورُ اللهِ فِي السَّمَاوَاتِ وَ فِي الْأَرْضِ وَ اللهِ يا أَبَاخَالِدٍ لَنُورُ الْإِمَامِ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ أَنْوَرُ مِنَ الشَّمْسِ الْمُضِيئَة بِالنَّهَارِ وَ هُمْ وَ اللهِ ينَوِّرُونَ قُلُوبَ الْمُؤْمِنِينَ وَ يحْجُبُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ نُورَهُمْ عَمَّنْ يشَاءُ فَتُظْلِمُ قُلُوبُهُمْ وَ اللهِ يا أَبَاخَالِدٍ لَا يحِبُّنَا عَبْدٌ وَ يتَوَلَّانَا حَتَّي يطَهِّرَ اللهُ قَلْبَهُ وَ لَا يطَهِّرُ اللهُ قَلْبَ عَبْدٍ حَتَّي يسَلِّمَ لَنَا وَ يكُونَ سِلْماً لَنَا فَإِذَا كَانَ سِلْماً لَنَا سَلَّمَهُ اللهُ مِنْ شَدِيدِ الْحِسَابِ وَ آمَنَهُ مِنْ فَزَعِ يوْمِ الْقِيامَة الْأَكْبَرِ». الكافى، ج١، ص١٩۴.
18) . رهبرى در اسلام، صص ٧٣ و ٧۴.
19) . كامل الزيارات، ص٣٠١.
20) . همان، ص٣١٢.
21) . همان، ص٣١٨.
22) . من لايحضره الفقيه، ج٢، ص۶١۵.
23) . الكافى، ج١، ص١۴۴.
24) . من لا يحضره الفقيه، ج٢، ص۶١۵.
25) . همان، ص۵٩۶.
26) . بحارالانوار، ج١۶، ص۴٠٢.
27) . عوالى اللآلى، ج۴، ص١٢۴.
28) . الكافى، ج١، ص١٧٩.
29) . نبأ: ٧.
30) . الكافى، ج١، ص١٩۶.
31) . مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج٢، ص٧۴۴.
32) . المزار الكبير، ص٨٩.
33) . كتاب المزار - مناسك المزار، مفيد، ص١٠٩.
34) . ولايت در پرتو آيات، ص٢۶.
35) . نساء: ۵٩.
36) . شواهد التنزيل، ج١، صص ٢٢٩ - ٢٣۵؛ تفسير نورالثقلين، ج١، ص۶۴٧.
37) . حشر: ٧.
38) . الكافى، ج١، ص٢۶٨.
39) . من لايحضره الفقيه، ج٢، صص۶١٠ - ۶١۵.
40) . الكافى، ج١، ص١٩٢.
41) . همان، ص١٩٣.
42) . كامل الزيارات، ص۴١.
43) . همان، ص٢۵۴.
44) . كامل الزيارات، ص٣٠١.
45) . همان، ص٣١٢.
46) . همان، ص٣١٨.
47) . المزار الكبير، ص٢٠٩.
48) . المزار في كيفية زيارات النبي و الأئمة(عليهم السلام)، ص۶٧.
49) . من لا يحضره الفقيه، ج٢، ص۶٠١.
50) . المزار الكبير ابن مشهدى، ص۶۵٩.
51) . لسان العرب، ج٢، ص٢٢٨.
52) . الكافى، ج١، ص١٧٨.
53) . من لا يحضره الفقيه، ج٢، ص۶١٠.
54) . كامل الزيارات، ص۴٣.
55) . همان، صص١٩٨، ١٩٩ و ٢٣٢.
56) . همان، ص٣٠١.
57) . همان، ص٣١٢.
58) . همان، ص٣١٨.
59) . المزار الكبير، ابن مشهدى، ص٢١٨.
60) . كامل الزيارات، صص١٩٨، ١٩٩ و ٢٣٢.
61) . كامل الزيارات، ص٢١٠.
62) . همان، ص٢٣٢.
63) . المزار في كيفية زيارات النبي و الائمة(عليهم السلام)، ص١۵٨.
64) . تهذيب الاحكام، ج۶، ص١١۴.
65) . المصباح، كفعمى، ص۴٩۵.
66) . از منابع اهل سنت مى‌توان به موارد زير اشاره كرد: ما نزل من القرآن فى على، حافظ ابونعيم اصفهانى به نقل از خصائص، ص٢٩؛ اسباب النزول، ابوالحسن واحدى نيشابورى، ص١۵٠؛ الولايه، حافظ ابوسعيد سجستانى به نقل از كتاب طرائف؛ ابن‌عساكر شافعى به نقل از الدر المنثور، ج٢، ص٢٩٨؛ تفسير كبير، فخر رازى، ج٣، ص۶٣۶؛ فرائد السمطين، ابواسحاق حموينى؛ فصول المهمة، ابن‌صباغ مالكى، ص٢٧؛ در المنثور، جلال‌الدين سيوطى، ج٢، ص٢٩٨؛ فتح القدير، قاضى شوكانى، ج٣، ص۵٧؛ روح المعانى، شهاب‌الدين آلوسى شافعى، ج۶، ص١٧٢؛ ينابيع المودة، شيخ سليمان قندوزى حنفى، ص١٢٠؛ عمدة القارى فى شرح صحيح البخارى، بدرالدين حنفى، ج٨، ص۵٨۴؛ تفسير المنار، شيخ محمد عبده مصرى، ج۶، ص۴۶٣. (نقل از تفسير نمونه، ج۵، صص ۶ و ٧). و از منابع شيعه مى‌توان به تفسير نورالثقلين، ج١، ص۶۵٢ به بعد مراجعه كرد.
67) . مائده: ٣.
68) . به منابع ذكر شده درباره آيه ۶٧ سوره مائده مراجعه شود.
69) . الكافى، ج٢، ص١٨.
70) . كامل الزيارات، ص۴٣.
71) . زاد المعاد - مفتاح الجنان، ص۵٣۶.
72) . كامل الزيارات، ص۵۴.
73) . تهذيب الاحكام، ج۶، ص۵٩.
74) . المزار في كيفية زيارات النبي و الائمة(عليهم السلام)، ص١٢۴.
75) . بحارالانوار، ج١٧، ص١۴٩.
76) . «عمل كنيد، خداوند و فرستاده او و مؤمنان، اعمال شما را مى‌بينند». (توبه: ١٠۵)
77) . كافى، ج١، ص٢١٩.
78) . من لا يحضره الفقيه، ج٢، ص۶١٣.
79) . المصباح، كفعمى، ص۴٧٣.
80) . بحارالانوار، ج٩٩، ص۶٨.
81) . عيون اخبار الرضا(ع)، ج١، ص٢٣٣.
82) . الكافى، ج١، ص٣٩٩.
83) . من لا يحضره الفقيه، ج٢، صص۶١٠ و ۶١١.
84) . بحارالانوار، ج٩٩، ص۶٧.
85) . الكافى، ج١، ص٢٢٢.
86) . بحارالانوار، ج٩٧، ص٣۶٠.
87) . كامل الزيارات، ص۴٣؛ المزار في كيفية زيارات النبي و الأئمة(عليهم السلام)، ص١٠٠، زيارت على(ع) در شب و روز مبعث.
88) . المزار في كيفية زيارات النبي و الأئمة(عليهم السلام)، ص٩۴، زيارت على(ع) در روز غدير.
89) . بحارالانوار، ج٩٧، ص٢٠٩.
90) . من لا يحضره الفقيه، ج٢، ص۶٠١.
91) . بحارالانوار، ج٩٩، صص١۴ و ١۵.
92) . بحارالانوار، ج٩١، ص٣١.
93) . الكافى، ج١، ص٢٢٨.
94) . «تفسير آنها را جز خدا و راسخان در علم، نمى‌دانند». (آل‌عمران: ٧)
95) . الكافى، ج١، ص٢١٣.
96) . من لا يحضره الفقيه، ج٢، صص۶١٠ - ۶١٢.
97) . غرر الاخبار، ص٨۶.
98) . غرر الاخبار، ص٣٠٠.
99) . من لا يحضره الفقيه، ج٢، صص۶١٠ - ۶١٢.
100) . المزار، شهيد الاول، ص٨٧.
101) . جمال الأسبوع بكمال العمل المشروع، ص٣٣.
102) . بحارالانوار، ج٢٧، ص١۶٧.
103) . من لا يحضره الفقيه، ج٢، ص۶١٣.
104) . همان، ج٢، ص۶١۶.
105) . المزار، شهيد الاول، ص٢٠۵.
106) . «بگو: من هيچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى‌كنم؛ جز دوست‌داشتن نزديكانم [اهل‌بيتم]». (شورى: ٢٣)
107) . الإحتجاج على أهل اللجاج، طبرسى، ج١، ص٢۶٣.
108) . من لا يحضره الفقيه، ج٢، ص۶١٣.

 
 
 
 
 
 
mehrab motavally