کار و اشتغال در سیره پیامبر اعظم (ص )
در بينش توحيدي اسلام، كار و اشتغال يك ارزش شمرده مي شود و تلاش بيشتر در كارهاي دنيوي و اخروي، زمينه سعادت و رستگاري افراد را در دنيا و آخرت فراهم مي نمايد و آنان را تا درجه جهادگران در راه خداوند بالا...
سه شنبه 9 مرداد 1397    
بازدید: 216

کار و اشتغال در سیره پیامبر اعظم (ص )


1) زمينه رستگاري

در بينش توحيدي اسلام، كار و اشتغال يك ارزش شمرده مي شود و تلاش بيشتر در كارهاي دنيوي و اخروي، زمينه سعادت و رستگاري افراد را در دنيا و آخرت فراهم مي نمايد و آنان را تا درجه جهادگران در راه خداوند بالا مي برد. رسول اكرم(ص) مي فرمايد: «كسي كه براي تأمين معاش خانواده اش تلاش مي كند، همانند مجاهد در راه خداست»

2) تأمين مخارج زندگي

يك مسلمان با پيش گرفتن كسب حلال، مخارج زندگي خود را تأمين نموده و تا حدودي از فقر اقتصادي، اخلاقي و فرهنگي خود و جامعه مي كاهد.

3) وسيله ارتباط سالم

اشتغال به كار، افراد را در زندگي تحت يك برنامه منظم و منسجم قرار داده و آنان را در روابط اجتماعي و معاشرت با ديگران ياري مي نمايد.

4) آرامش روح و وجدان

تمام كساني كه به كارهاي مفيد اقتصادي اشتغال دارند و براساس احساس وظيفه به شغل مناسب و آبرومندانه خود مي پردازند، علاوه بر اين كه آرامش روح و روان و وجدان خود را فراهم مي كنند، به نوعي هم به تفريح مي پردازند؛ چنانكه افراد سست عنصر و بيكار معمولاً به اضطراب و افسردگي و عذاب وجدان دچار هستند.

5) بيدار نمودن روحيه خلاقيت

اشتغال به كسبهاي مورد علاقه، روحيه ابتكار و خلاقيت را در افراد زنده و استعدادهاي دروني آنان را شكوفا نموده و انسان را متوجه نيروهاي نهفته در اندرون خود مي سازد. بدين ترتيب، مفيد و مؤثر بودن خود را باور نموده و اعتماد به نفس در او تقويت مي شود. چنين فردي با روحيه سرشار از عشق به كار، از زندگي خود لذت برده و براي رسيدن به اهداف عالي تلاش مي كند.

6) تثبيت موقعيت اجتماعي

اشتغال به كار مفيد و مورد نياز جامعه، راه رسيدن به موقعيت اجتماعي يك فرد مسلمان مي باشد و شغل او هر قدر از نيازهاي جامعه بكاهد و موجب تقويت و استقلال و آزادي و عزت مسلمانان گردد، همان قدر موقعيت اجتماعي صاحب شغل در ميان افراد جامعه اسلامي، بيشتر و بالاتر خواهد بود.
خداوند مي فرمايد: «و ان ليس الانسان الا ما سعي»: و اين كه براي انسان بهره اي جز سعي و تلاش او نيست.

7) جلوگيري از مفاسد

بيكاري افراد، موجب ضررهاي جبران ناپذير و داراي مفاسد بي شمار براي اجتماع مسلمانان است؛ بدين معنا كه يك فرد با انتخاب يكي از مشاغل مورد نياز جامعه و اشتغال به آن، باري از دوش مردم و مسؤولان بر مي دارد و در مقابل، فرد بيكار نه تنها مشكلي را در جامعه حل نمي كند، بلكه خود، مشكل آفرين و سربار جامعه اسلامي نيز مي شود و علاوه بر اين كه نيرويي هدر رفته، نيروهاي ديگري را به خود مشغول خواهد كرد. با بيان اين مقدمات، در اين نوشتار، اشتغال و موضوعات مربوط به آن در سيره و سخن حضرت رسول اكرم(ص)، مورد بحث قرار مي گيرد.

اهميت كار در سيره پيامبر(ص)

در سيره پيامبر اكرم(ص) فعاليتهاي اقتصادي افراد، ارزش بالايي دارد، آن حضرت كارگران و توليدكنندگان در عرصه اقتصادي را چنان تشويق مي كند كه در طول تاريخ جوامع بشري، هيچ فرقه و مذهبي چنين جايگاهي براي اساسي ترين ركن جامعه، يعني تأمين كنندگان حياتي ترين كالاي اقتصادي، قايل نشده اند، انس بن مالك مي گويد: هنگامي كه پيامبر(ص) از جنگ تبوك بر مي گشت، سعدانصاري، يكي از كارگران مدينه به استقبال آن حضرت آمد. هنگامي كه رسول ا...(ص) با او دست داد، لمس دستهاي زبر و خشن مرد انصاري، رسول خدا(ص) را تحت تأثير قرار داد. براي همين، از او پرسيد چرا دستهاي تو چنين كوفته و خشن است؟ آيا ناراحتي خاصي به دستان تو رسيده است؟ عرضه داشت: يا رسول ا...! اين خشونت و زبري دستان من، بر اثر كار با بيل و طناب است كه به وسيله آنها زحمت مي كشم و مخارج خود و خانواده ام را تأمين مي نمايم.
نقل است كه پيامبر اكرم(ص) دست او را بوسيده و فرمود: «اين دستي است كه آتش جهنم آن را لمس نخواهد كرد.»

نكوهش افراد سست عنصر

رسول اكرم(ص) گاهي با جوانان سالم و نيرومندي مواجه مي شد. بازوهاي ستبر و اندام مناسب آنان، موجب شگفتي پيامبر(ص) مي گشت. آن حضرت با آنان احوال پرسي نموده و از وضعيت زندگي و شغلشان سؤال مي نمود، اگر در جواب گفته مي شد كه وي فردي بيكار است و هيچ گونه شغلي ندارد؛ آن بزرگوار ناراحت مي شد و مي فرمود: «سقط من عيني»؛ «از چشمم افتاد، فرد بيكار در نظر من ارزشي ندارد» اطرافيان مي پرسيدند: يا رسول ا...(ص)! چرا اين افراد را دوست نمي داريد؟ پيامبر(ص) مي فرمود: «براي اين كه اگر مؤمن شغلي نداشته باشد كه با آن امرار معاش كند، براي امرار معاش، از دين خود خرج خواهد نمود.»
آن حضرت در گفتاري حكيمانه، افراد سست و بي حال را كه تن به كار نمي دهند و مي كوشند كه از دسترنج ديگران بهره مند شوند، مورد نكوهش و سرزنش شديد قرار داده، مي فرمايد: «از رحمت خدا دور است، از رحمت خدا دور است كسي كه بار زندگي خود را به گردن مردم بيندازد. ملعون است كسي كه اعضاي خانواده اش را (در اثر ندادن نفقه) تباه كند.»
البته، سيره و سخن پيامبر اكرم(ص) در مورد افراد بيكار كه با بهانه هاي واهي، فرصتهاي شغلي را از دست مي دهند، حاوي نكته مهمي است و آن اين كه بيكاري ريشه بسياري از مشكلات و گرفتاريها در زندگي يك جوان فعال و پرانرژي است. زيرا اگر يك فرد مسلمان مخارج زندگي خود را با فعاليتهاي اقتصادي سالم و اشتغال به يك كسب پاكيزه و حلال تأمين نكند، به ناچار براي تأمين زندگي اش ارزشهاي ديني را زير پا گذاشته و به راههاي فريبنده كه به ظاهر سود سرسام آوري هم دارند، كشيده خواهد شد. و اين مصداقي از همان امرار معاش از راه دين و ايمان است كه در كلام پيامبر(ص) مورد نكوهش قرار گرفته بود.
گذشته از اين، بيكاري يك فرد نه تنها موجب از ميان رفتن استعدادهاي دروني وي مي شود و او را به فردي تن پرور و بي خاصيت مبدل مي سازد، بلكه به عنوان يك معضل و بيماري اجتماعي، يك جوان مسلمان و پاك و سالم را، دچار انواع مفاسد اخلاقي و اجتماعي و بيماريهاي روحي خواهد ساخت. در حقيقت يك عضو فعال و پرانرژي كه از سرمايه ها و ذخاير خدادادي جامعه اسلامي است و بايد به عنوان سرباز جامعه عمل كند، سربار جامعه خواهد شد. به همين دليل پيامبر(ص)، بيكاري را براي يك جوان خطرناك مي داند.

نقش انگيزه هاي مقدس در اشتغال از منظر پيامبر(ص)

تمام فعاليتهاي يك مسلمان مي تواند نوعي ارتباط با آفريدگار جهان به شمار آيد و علاوه بر ارزش اقتصادي و دنيوي، از پاداشهاي معنوي نيز در جهان آخرت برخوردار است، آري كار براي خدا، نقش مهمي در شكل دادن به رفتار اقتصادي انسان دارد. به علاوه، اين انگيزه مي تواند قواي جسمي و روحي وي را در فعاليتهاي اقتصادي چند برابر نمايد، بنابراين به خاطر هدف والاي وي، كار او نيز مقدس خواهد شد.
رسول اكرم(ص) بر اين باور بود كه: «عبادت خداوند هفتاد جزء است و بهترين آنها طلب روزي حلال است.»
آن حضرت اشتغال به كارهاي حلال را مانند ساير عبادات، بر زن و مرد مسلمان ضروري دانسته و مي فرمايد: «به سراغ درآمد حلال رفتن، بر هر مرد و زن مسلمان لازم است.»
بنابراين، انگيزه هاي مقدس مي تواند همه كارها و فعاليتهاي اقتصادي يك مسلمان را اعم از كارهاي تجاري، كشاورزي، صنعتي و خدماتي فرا گرفته و آنها را در شمار عبادات قرار دهد.
در روايتي آمده است كه روزي رسول خدا(ص) با جمعي از اصحاب در محلي حضور داشتند. در آن ميان چشمان آنان به جواني نيرومند و زيبا اندام افتاد كه در اول صبح به كار اشتغال داشت. ياران پيامبر(ص) گفتند: يا رسول ا...! اگر اين جوان نيرومند، نيرو و انرژي خود را در راه خدا مصرف مي كرد، چقدر شايسته مدح و تمجيد بود! حضرت فرمود: اين سخن را نگوييد، اگر اين جوان براي تأمين معاش مي كوشد و انگيزه او بي نيازي از ديگران است، او در راه خدا قدم برداشته، و اگر هدف او پذيرايي از پدر و مادر ناتوان خود باشد، باز هم در راه خدا كار مي كند و اگر مقصود او سر و سامان دادن به خانواده و فرزندانش باشد، او به راه خدا رفته و انگيزه مقدسي دارد.
در سيره پيامبر اكرم(ص)، هدف از رفتارهاي اقتصادي «جلب رضايت خداوند» است. و رضايت پروردگار، انگيزه مقدس و هدف والايي است كه يك انسان مسلمان را در سخت ترين شرايط به فعاليتهاي اقتصادي وادار مي كند و او حاصل زحمات خود را در راه رضاي الهي خرج مي كند، اما از نظر متفكران مادي و اقتصاددانان غربي، هدف نهايي از كار «دستيابي به لذتهاي فردي» است. به عبارت ديگر، انگيزه كار در مكاتب غربي دستيابي به حداكثر سود و درآمد است و تمام صفات اخلاقي و انساني تحت الشعاع سودجويي هاي مادي قرار گرفته و به همين دليل بتدريج انسان از ماهيت خود خارج شده و در عرصه هاي زندگي فقط به سودهاي سرشار مادي مي انديشد، گرچه در اين راه حقوق ديگران تضييع شده و اخلاق و انسانيت از ميان برود.

روشهاي ترويج اشتغال

رسول اكرم(ص) براي ايجاد انگيزه توليد و كسب درآمد در وجود مسلمانان، از روشهاي مختلفي بهره مي گرفت كه به برخي از آنان اشاره مي شود:

الف) زمينه سازي براي رشد استعدادها

آن حضرت با استفاده از فرصتهاي مناسب براي شكوفايي نيروهاي دروني و استعدادهاي نهفته افراد، زمينه سازي مي نمود و از اين طريق، در آنان انگيزه توليد و كسب درآمد را تقويت مي كرد. روايت زير، نشانگر اين روش رسول گرامي است.
مردي از اصحاب در تنگناي زندگي قرار مي گرفت. وي كه داراي شغل مناسبي نبود و بسياري اوقات از بيكاري رنج مي برد، خانه نشين شد. روزي همسرش به وي گفت: اي كاش به محضر پيامبر(ص) مي رفتي و از او درخواست كمك مي نمودي! مرد با پيشنهاد همسرش به حضور رسول ا...(ص) رفت، هنگامي كه چشم حضرت به او افتاد، فرمود: «هركس از ما كمك بخواهد، ما به او ياري مي كنيم؛ ولي اگر بي نيازي بورزد و دست حاجت پيش مخلوقي دراز نكند، خداوند او را بي نياز مي كند». او پيش خود فكر كرد كه مقصود پيامبر، من هستم و بدون اين كه سخني بگويد، به خانه برگشت و ماجرا را براي همسرش بازگو كرد.
زن گفت: رسول خدا(ص) هم بشر است. او را به وضع زندگي پرمشقت خود آگاه كن. مرد ناچار براي بار دوم به حضور پيامبر(ص) رفت، اما قبل از اين كه حرفي بزند، پيامبر(ص) همان سخن قبلي را تكرار كرد. باز هم بدون اظهار حاجت، به خانه برگشت، ولي چون خود را همچنان در چنگال فقر و بيكاري، ضعيف و ناتوان مي ديد؛ براي سومين بار با همان نيت و درخواست به مجلس رسول اكرم(ص) رفت. باز هم لبهاي رسول ا...(ص) به حركت درآمد و با همان آهنگ، كه به دل قوت، و به روح اطمينان مي بخشيد، همان جمله را تكرار كرد. اين بار اطمينان بيشتري در قلب خود احساس نمود؛ حس كرد كه كليد مشكل خويش را در همين جمله يافته است. وقتي كه خارج شد، با قدمهاي مطمئن تري راه مي رفت. با خود فكر مي كرد كه ديگر به دنبال كمك خواستن از بندگان نخواهم رفت. به خدا تكيه مي كنم و از نيرو و استعدادي كه در وجودم به وديعت نهاده شده است، بهره مي گيرم و از او مي خواهم كه مرا در كارهايم موفق گردانيده و از ديگران بي نياز سازد، با اين نيت، تيشه اي قرض كرد و به جانب صحرا رفت. آن روز مقداري هيزم جمع كرد و فروخت و لذت حاصل از دسترنج خويش را چشيد. روزهاي ديگر به اين كار ادامه داد تا بتدريج توانست از حاصل درآمد خويش، ابزار كار را فراهم نمايد. باز هم به كار خود ادامه داد تا صاحب سرمايه شد. وي در اثر تلاش و كوشش شبانه روزي يكي از افراد ثروتمند گرديد. روزي به محضر پيامبر(ص) آمده و وضعيت خود را به آن حضرت گزارش داد كه چگونه در آن روز فلاكت بار به محضر حضرت آمده و چگونه سخن پيامبر(ص) وي را به تحرك و كار واداشت. پيامبر(ص) فرمود: من كه به تو گفتم: هركس از ما كمك بخواهد، ما به او كمك مي كنيم، ولي اگر بي نيازي بورزد، خداوند او را كمك خواهد نمود.

ب) روشهاي رفتاري

گرچه رهنمودهاي گفتاري، در تربيت افراد تأثير دارد، اما اقدامهاي عملي، به مراتب بيشتر از شيوه هاي گفتاري مؤثر است. براي همين، پيامبر اكرم(ص) نه تنها با راهنمايي ها و زمينه سازيهاي خود موجب هدايت افراد به سوي ميدانهاي كاري شد، بلكه خود عملاً وارد صحنه گرديده و همدوش با ديگران كار مي كرد. رفتار رسول اكرم(ص) را مي توان تبلور اصول و ارزشهاي اسلامي قلمداد نمود. آن حضرت همچنان كه در صحنه سياست، حكومت اخلاق، معارف علوم و حكمت، خطابه و ساير صفات والاي انساني اسوه تمام عيار مسلمانان به شمار مي آيد، رفتار اقتصادي ايشان نيز مي تواند شيوه اي موفق و كارآمد براي چگونه زيستن باشد.

نمونه هايي از سيره عملي حضرت رسول خدا(ص)

1) خانه سازي: امام صادق(ع) به فردي كه در اثر جهل و غرور، تن به كار نمي داد و خود را نيازمند ديگران نموده بود، فرمود: برو كاركن! و در بالاي سرت بار حمل كن (و هر چه مي تواني تلاش كن) و از مردم بي نياز باش. سپس به وي فرمود: همانا رسول خدا(ص) سنگها را به دوش خود حمل مي كرد و ديوار خانه اش را مي ساخت.
2) باغداري: حضرت علي(ع) روزي به سلمان فرمود: اي اباعبدا... !باغي را كه پيامبر(ص) با دستان خويش آن را ساخته و درختهايش را كاشته است، براي فروش به مشتريان عرضه كن. سلمان باغ پيامبر(ص) را به معرض فروش گذاشت و به دوازده هزار درهم فروخت.
3) دامداري: روزي حضرت رسول اكرم(ص) فرمود: «تمام پيامبران الهي پيش از آن كه به مقام نبوت برسند، مدتي چوپاني كرده اند».
از پيامبر سؤال شد: آيا شما نيز چوپاني كرده ايد؟
فرمود: بله من مدتي گوسفندان اهل مكه را در سرزمين «قراريط» به چراگاه برده ام.»
4) بازرگاني: پيامبر(ص) قبل از ازدواج، با خديجه يك قرارداد تجاري بسته بود و طبق آن قرارداد مضاربه اي، پيامبر(ص) متعهد شده بود كه با سرمايه خديجه به يك سفر تجاري برود و در مقابل، آن حضرت در منافع كالاهاي بازرگاني خديجه شريك باشد. بعد از توافق طرفين، خديجه شتري راهوار و كالاهاي ارزشمند در اختيار حضرت محمد(ص) نهاد و به دو غلام خود سفارش كرد كه در سفر تجاري پيامبر(ص) به شام، تا حدودي وضعيت اقتصادي و مالي آن جناب را سر و سامان دهند. بعد از پايان سفر، كارداني و شايستگي اين جوان قريشي مورد تقدير و ستايش خديجه - ثروتمندترين و سرشناس ترين زن مكه - قرار گرفت و بدين منظور، مبلغي را علاوه بر قرارداد، به او پرداخت. اما نبي اكرم(ص) فقط مبلغ معين در قرارداد را دريافت كرده و از اخذ وجوه اضافي خودداري نمود. سپس وجوه حاصله از تجارت شام را به خانه ابوطالب(ع) برد و همه را در اختيار عموي گرامي اش گذاشت تا اين كه مقداري وضع زندگي حضرت ابوطالب(ع) سر و سامان يابد.
امام صادق(ع) در مورد فعاليتهاي تجاري پيامبر(ص) سخنان ارزنده اي دارد. آن حضرت به يكي از يارانش درباره عدم ترك تجارت فرمود: رسول خدا(ص) با كارواني كه از شام مي آمد معامله مي كرد و با بخشي از درآمد آن معامله، قرضهاي خود را ادا نموده و بخشي ديگر را در ميان نيازمندان فاميل تقسيم مي نمود. خداوند در مورد تاجران خداجو و باتقوا مي فرمايد: «مرداني كه تجارت و داد و ستد، آنان را از ياد خدا غافل نمي كند».

همكاري در فعاليتهاي اجتماعي و عمومي

1- ساختن مسجد
هنگامي كه مسجد قبا (اولين مسجد در تاريخ اسلام) ساخته مي شد، حضرت رسول(ص) همدوش ساير مسلمانان كار مي كرد. آن حضرت سنگهاي كوچك و بزرگ را بر مي داشت و آنها را بغل مي نمود و حمل مي كرد، به طوري كه سفيدي گرد و خاك سنگ ها كاملاً در بدن آن حضرت نمايان بوده و حكايت از سخت كوشي آن حضرت داشت. گاهي مردي از اصحاب به نزدش مي آمد و التماس مي كرد كه: يا رسول ا... !پدر و مادرم فداي تو باد! اجازه بده سنگ و خاك را من ببرم و به جاي شما كار كنم. رسول خدا(ص) مي فرمود: نه، تو هم سنگ ديگري بردار. بالاخره آن حضرت در اثر كوششهاي شبانه روزي ساختمان مسجد قبا را به پايان برد.
همچنين در ساختن مسجد النبي(ص) آن حضرت علاوه بر راهنمايي مسلمانان در طرح ريزي بناي مسجد، خود نيز در كنار آنان كار مي كرد و آن چنان از جان و دل كارهاي ساختماني را انجام مي داد كه مسلمانان تحت تأثير قرار مي گرفتند. يكي از ياران گفت: يا رسول ا...! اجازه بفرماييد تا من به جاي شما سنگهاي سنگين را حمل كنم. فرمود: نه، تو يكي ديگر ببر يكي از مسلمانان نيز اين شعر را قرائت مي كرد: «لئن قعدنا و النبي يعمل؛ فذاك منا العمل المضلل»، «اگر ما بنشينيم در حالي كه پيامبر كار مي كند، رفتار بسيار زشت و ناپسند انجام داده ايم»
2- راهسازي
امام صادق(ع) به نقل از پدر بزرگوارش حضرت باقر(ع) فرمود: پيامبر اكرم(ص) يكي از راههاي عمومي را كه آب خراب كرده بود با چيدن سنگ تعمير نمود. به خدا سوگند !انسانها و چهارپايان تا اين لحظه از آن استفاده مي كنند.
3- انجام كارهاي منزل
رسول خدا(ص) علاوه بر اداره حكومت اسلامي و حل و فصل مشكلات مسلمانان، به كارهاي منزل نيز رسيدگي مي كرد.

ج) ره توشه هاي پيشه وران

حضرت خاتم الانبياء(ص) با اين كه مسلمانان را به اشتغال در كارهاي توليدي، خدماتي، كشاورزي، و ساير مشاغل توصيه مي كرد. ولي به لحاظ موقعيت جغرافيايي و با توجه به آب و هواي مناطق مختلف، براي برخي از شغلها اهميت خاصي قايل بود. در اين جا به نقل چند مورد از گفتارهاي آن حضرت مي پردازيم:
«نه دهم درآمد در داد و ستد و باقي مانده آن در دامپروري (و كارهاي توليدي) است.»
«هر مسلماني كه نهال درختي بنشاند و آن درخت (بر اثر كوشش هاي باغبان) به ثمر بنشيند، خداوند متعال در مقابل آن درخت، درختي در بهشت قرار مي دهد.»
در سيره اقتصادي پيامبر اكرم(ص) باغداري، زراعت و كشاورزي چنان از اهميت برخوردار است كه آن حضرت در مورد تضييع حقوق آنان، به دولت مردان اسلامي هشدار داده و ضمن دستورالعملي درباره دهقانان به زمامداران اسلامي كاملاً سفارش نموده و به علي(ع) فرمود: «يا علي !مبادا در حكومت تو به دهقانان و كشاورزان ستم شود.»
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally