اهـداف و مـعـیـارهـای اصـلاح طـلبـی اصـول گـرا 1
در این مقاله پس از مـفـهـوم شـنـاسـی ، اهـداف و مـعـیـارهـای اصـلاح طـلبـی اصـول گـرا را بـا بـهـره گـیـری از سـخـنـان مـصـبـاح هـدایـت ، پـیـشـوای اصول گرایان و اصلاح طلبان حقیقی ، امام حسین (ع ) به اختصار...
شنبه 5 آبان 1397    
بازدید: 60
اهـداف و مـعـیـارهـای اصـلاح طـلبـی اصـول گـرا 1



مقدمه

از مـفاهیم رایج امروز جامعه ما ((اصول گرایی )) و ((اصلاح طلبی )) است . دو جناح منتسب به جریان اسلامی که دیروز به غلط ((راست )) و ((چپ )) نام گرفته بودند، امروز به اصـول گـرایـان و اصـلاح طـلبـان مـشـهـور شـده انـد. مـدعـیـان اصـول گـرایـی و اصـلاح طـلبی برای فتح مظاهر قدرت در انتخابات گوناگون به رقـابـت مـی پـردازنـد و با توجه به اختلاف و یا تضاد بین خود، این دو مفهوم را نیز در مقابل هم قرار داده اند.

خلا مفهوم سازی در ادبیات سیاسی جامعه ما موجب شده است تا عده ای اصطلاحاتی از تبار ادبیات سیاسی سکولار همچون چپ و راست را وارد جامعه کنند، بدون اینکه مصادیق آنها به درسـتـی بـر عـیـن خـارجـی اش مـنطبق باشند. منظور این نیست که مفاهیم یاد شده در ادبیات سـیـاسـی اسـلام وجـود نـدارد، مـنـظور آن است که آنها تبار دینی نداشته اند و از ادبیات سـیـاسـی غـرب وارد جـامـعـه مـا شـده انـد. یـعـنی چپ و راستِ مطرح ، ریشه در قرآن و سنت نـداشـتـه انـد و از ((اصـحـاب الیـمـیـن )) و ((اصـحـاب الشِّمـال )) قـرآنـی سـرچـشـمـه نـگـرفـتـه انـد، حـال پـرسـش ایـن اسـت کـه آیـا اصـول گـرایی و اصلاح طلبی مطرح در جامعه امروز ریشه در گفتمان اسلامی دارند یا از گـفـتـمـان سکولار غرب به نظر می رسد این دو مفهوم نیز چون چپ و راست به صورت زیرکانه ای از گفتمان سکولار غربی به جامعه ما سرایت کرده است و بر این اساس است که می بینیم رهبر هشیار انقلاب اسلامی هشدار می دهند که :

((اصـول گـرایـی در مقابل نحله های سیاسی رایج کشور نیست . این غلط است که ما کشور یا فعالان سیاسی را به اصولگرا و اصلاح طلب تقسیم کنیم .))1

((اصـول گـرایـی )) در گـفـتـمـان سـکـولار غـرب هـمـان ((بـنـیـادگـرایـی )) یـا Fundamentalism است ، که در درون خود بازگشت به سنت (Tradition)، تحجّر، جزم گـرایـی و کـهـنـه گـرایـی را نـهفته دارد و ((اصلاح طلبی )) یادآور حرکت رفرمیستی و نـهضت رفرماسیون یا اصلاح دینی در اروپای رنسانس است . با توجه به تبار غربی ایـن مـفـاهـیـم بـه صـورت زیـرکـانـه ای القـاء مـی شـود کـه اصول گرایان کهنه پرست و قدیمی و اصلاح طلبان نوگرا و مدرن هستند.

وجـود ایـن مفاهیم ـ البته با معانی متفاوت از گفتمان غربی ـ در گفتمان اسلامی موجب شده است تا تضاد آنها با گفتمان اسلامی بر بسیاری مخفی بماند.

بـی گـمان رواج این مفاهیم با لایه زیرین غربی و لایه رویی اسلامی آثار منفی خود را بـر جـای خـواهـد گـذاشـت ، لذا بـرمـاسـت کـه بـا بـهره گیری از منابع غنی اسلامی این اصطلاحات را با معانی درست خود معرفی کنیم و روشن است معنای درست این مفاهیم را باید در قرآن و عترت رسول اعظم (ص ) جست .

مـتـنـاسـب بـا ایام عاشورای حسینی و با توجه به فلسفه نهضت حسینی ، این مقاله پس از مـفـهـوم شـنـاسـی ، اهـداف و مـعـیـارهـای اصـلاح طـلبـی اصـول گـرا را بـا بـهـره گـیـری از سـخـنـان مـصـبـاح هـدایـت ، پـیـشـوای اصول گرایان و اصلاح طلبان حقیقی ، امام حسین (ع ) به اختصار بیان می کند.
مفهوم شناسی

الف : اصـول گـرایـی : اصـول گـرایـی در فـرهـنـگ و گـفتمان سیاسی غرب به معنای بنیادگرایی است . در تعریف این عنوان آمده است : بنیادگرایی به جنبش محافظه کار در آمـریـکای پروتستان اطلاق می شود که از جنبش هزاره گرای (اعتقاد به سلطنت هزار ساله مـسـیـح ) قـرن 19 بـرخـاسـتـه اسـت و بـه صـورت بـنـیـادی بـر اصول مسیحیت تاکید دارد، دوم حضرت مسیح (ع ).2

گـفـتـنـی اسـت کـه بـنـیادگرایی تنها مخصوص مسیحیت نیست ، بلکه طبق گفتمان یاد شده سـایر ادیان را نیز در برمی گیرد. لذا درباره مشخصات بنیادگرایی به صورت کلی آمده است :

مـشـخصه اصلی بنیادگرایان یک شریعت آن است که بیش از دیگر پیروان شریعت که با دنـیـای پـیـرامـون همساز شده اند، پیگیر مفاهیم بنیادی نخستین می مانند. آنان به بنیادهای ایـدئولوژی یعنی متن های بنیادی مقدس باز می گردند و قاطعیت و جزمیّت آنها را جدّی می گـیرند. جزمیات مدارا ستیز در اصل باید مدام فتنه گر، خشونت پیشه و جنگجو باشند و هر تفکر جزمی به ناگزیر مدارا ستیز است .3

بـا تـاءمـل در ایـن تـعـریـف بـه وضـوح نـگـاه مـنـفـی نـسـبـت بـه بـنـیـادگـرایـی یـا اصـول گرایی در ادبیات سکولار غرب نمایان می شود. شاخص هایی چون ناهمسازی با دنیای پیرامون و جدید، جزمیّت گرایی ، فتنه گری ، خشونت پیشگی و جنگجویی .

بـنـابـرایـن هـنـگـامـی کـه در گـفـتـمـان لیـبـرال غـربـی از اصول گرایی درباره یک دین یا مکتب سخن گفته می شود، نگاه منفی و تنفّرآمیز نسبت به آن آشـکـار اسـت . مـرادشـان مـفـهـوم مـثـبـت پـایـبـنـدی بـه اصول و مبانی منطقی نیست بلکه تنگ نظری و کوته بینی را القاء می کنند.

مقام معظم رهبری در این باره می فرمایند:

در مـفـهـوم فـرهـنـگـی بـنـیـادگـرایـی ، تـعـصـب و تـحـجـر و جـمـود هـسـت . بعضی از ماها خـیـال مـی کـنـنـد بـنـیـادگـرایـی یـعـنـی پـایـبـنـدی بـه اصول ... او که می گوید بنیادگرا یعنی متحجر یعنی متعصب ، یعنی هیچی ندان ، که این کلمه و این واژه در فرهنگ متفاهم غرب معنایش این است .4

در جـای دیـگـر نـیـز تـذکـر مـی دهـنـد کـه مـقصود غربی ها از بنیادگرایی ، التزام به اصـول و پـایه های فکری و ارزش های اساسی نیست بلکه مرادشان واپس نگری ، کهنه پرستی و متحجر به مسائل نگاه کردن است . بنیادگرا در این فرهنگ یک دشنام است یعنی متحجر، عقب افتاده و دگم .5

بـنـابـرایـن فـرض اسـت کـه بـه تـبـیـیـن درسـت مـفـاهـیـم و عـنـاویـن از جـمـله اصـول گـرایـی بـر اسـاس فـرهـنـگ و گـفـتـمـان اسـلامـی بـپـردازیـم . اصول گرایی در جامعه امروز ما اگر به شکل درست ترویج شود با پایبندی به مبانی اسـلام ، ولایت محوری ، ارزش های جمهوری اسلامی ایران ، عدالت محوری ، خدمت گزاری ، مـردم گـرایـی و پـرهـیـز از رانـت مـبـانـی و شـاخـص هـای اصول گرایی در گفتمان امروز جمهوری اسلامی کاملا متفاوت از نگاه غربی آن است . بر پـایـه انـدیـشـه سـیـاسـی مـقـام مـعـظـم رهـبـری مـبـانـی اصول گرایی برگرفته از قوانین اسلام و نظریات اندیشمندانی همچون امام خمینی می باشد.

بـا تـوجـه بـه ایـن مـبـانـی رهـبـر مـعـظـم انـقـلاب اسـلامـی شـاخـص هـای مـهـم اصول گرایی را به قرار زیر برمی شمردند:

1. عدالت خواهی و عدالت گستری ؛

2. فساد ستیزی ؛

3. اعتزاز (افتخار) به اسلام ؛

4. ساده زیستی و مردم گرایی ؛

5 . خـرد گـرایـی و تـدبـیـر و حـکـمـت در تـصـمـیـم گـیـری و عمل ؛

6 . اهتمام به علم و پیشرفت علمی ، (جهاد علمی )؛

7. سعه صدر و تحمل مخالف ؛

8 . شایسته سالاری ؛

9. قانون گرایی ؛

10. انس با قرآن و استمداد دائمی از خدا؛6

11. ایمان و هویت اسلامی و انقلابی و پایبندی به آن ؛

12. حفظ استقلال سیاسی ؛

13. تقویت خودباوری و اعتماد به نفس ملی ؛

14. تثبیت و تامین آزادی و آزاد اندیشی ؛

15. اصلاح طلبی (اصلاح و تصحیح روش ها)؛

16. شکوفایی اقتصادی .7

روشن است که مبانی و شاخص های یاد شده ، ریشه در قرآن کریم و سیره ائمه اطهار(ع ) دارد. بـنـابـرایـن اصـول گـرایـی بـر اسـاس فـرهـنـگ اسـلامـی یعنی اعتقاد به مبانی ، اصول ، ارزش ها و احکام اسلام و تلاش جدّی برای اجرای آنها در جامعه .

ب : اصـلاح طلبی : به سامان آوردن امور، تغییر شرایط و تقاضا برای موقعیتی بهتر از آنـچـه هـسـت ، خـواسـت طـبـیـعی انسان هاست . بر این اساس اصلاح طلبی در فرهنگ های مـشـابـه وجـود دارد. مـدتی پس از روی کار آمدن سیدمحمدخاتمی رئیس جمهوری وقت ایران پس از دوم خرداد 1376 نیز این اصلاح در جامعه ما از سوی طرفداران ایشان رواج یافت . آنـان پـس از راهـبرد ((توسعه سیاسی )) به عنوان شعار خود، ((اصلاح طلبی )) را نیز بر آن افزودند و به جای ((جبهه دوم خرداد))، نام ((اصلاح طلبان )) را بر خود گذاشته ، در مـقـابـل اصـول گرایان صف کشیدند. پرسش این است که مراد آنان از مفهوم یاد شده ، برخاسته از کدام فرهنگ و گفتمان بود؟!

قـبـل از پاسخ به این پرسش به توضیح مفهوم اصلاح طلبی در گفتمان های مختلف می پردازیم .

در گفتمان لیبرال غربی ، مفهوم اصلاح با واژه رفرم (Reform) بیان می شود و منظور از آن اقدامات اصلاحی انجام یافته از سوی نظام سیاسی حاکم برای جلوگیری از وقوع انقلاب (Revolution) و تثبیت نظام سیاسی حاکم است .

در کـنـار مـفـهـوم یـاد شده ، اصطلاح رفرماسیون (Reformation) نیز وجود دارد که به انقلاب مذهبی در کلیسای کاتولیت غربی در قرن 16 میلادی اطلاق می شود. بزرگترین رهـبـران آن مـارتین لوتر و جان کالوین بودند. این انقلاب مذهبی اثرات وسیع سیاسی ، اقـتـصادی و اجتماعی از خود در اروپا بر جای گذاشت و مبنای تاءسیس یکی از سه شاخه بزرگ مذهب مسیحیت به نام ((پروتستان )) شد.8

ریـشـه های اولیه رفرماسیون در قرون وسطا و در نقد نگرش کلیسای کاتولیکی ظاهر شـد و در نـهـایـت در قـالب پـروتستانتیزم توانست گونه ای دیگر از کلیسای مسیحی در غـرب تـاءسـیـس کند. آنان بر این باور بودند که کلیسای کاتولیک با بهره گیری از اعـتـقادات نادرست مردم به سودجویی همت گماشته است و لذا هدف اولیه خود را ((اصلاح مذهبی )) و نیل به ((روح واقعی حاکم بر دین مسیحیت )) معرفی کردند.9

رفرماسیون بر بستر اومانیسم (اصالت انسان ) روئید، این حرکت ابتدا به عنوان یک مکتب فکری و سپس به یک جنبش (Movement) تبدیل شد.10

در گـفـتـمـان مـارکـسیستی ، امروزه پس از فروپاشی شوروی پیروان مارکسیسم در جوامع غـربـی عـمـدتـا از راهـبـرد اصـلاح طـلبـی یـا رفرمیستی پیروی می کنند و برنامه آنها شامل دو مرحله است .

دوم : بهره مندی از مزایای قانونی اکثریت و مبارزه با مظاهر ظالمانه سرمایه داری .11

بـا تـوجـه بـه مـفـهـوم رفـرم در گـفـتـمـان غـربـی اعـم از مـارکـسـیـسـتـی و لیـبـرال ، این سؤ ال مطرح می شود که اصلاح طلبی در جامعه اسلامی امروز ما دارای چه مـعـنـایـی است ؟! آیا به مفهوم انجام تغییرات برای جلوگیری از وقوع انقلابی دیگر در ایـران اسـت یـا مـنظور اصلاح و انقلاب مذهبی است ؟ آیا مفهوم نفی انقلاب و انقلابیگری و روی آوردن به روش های مسالمت آمیز مبارزه را در خود دارد یا مرادشان چیز دیگری است ؟

اصلاح طلبان واقعی اگر خود را منتسب به اسلام می کنند که چنین نیز هست ، می بایست از مـنـابـع اصیل اسلامی راه بجویند و آن نیز جز با تمسّک به ثقلین (قرآن و عترت ) میسر نیست .

اصـلاح طـلبـان واقـعـی جـز ایـن راهـی نـدارنـد و گـرنـه دچـار سـردرگـمـی التـقـاط و انـفـعـال خـواهـنـد شـد، هر اصلاح طلب مسلمانی می بایست معنای دقیق این عنوان را از منابع اسلامی بجوید و به آن ملتزم باشد.

به تعبیر شهید مطهری :

اصـلاح طـلبـی یک روحیه اسلامی است . هر مسلمانی به حکم اینکه مسلمان است خواه ناخواه اصـلاح طـلب و لااقـل طـرفـدار اصـلاح طـلبی است . زیرا اصلاح طلبی هم به عنوان یک شـاءن پـیـامـبری در قرآن مطرح است و هم مصداق امر به معروف و نهی از منکر است که از ارکان تعلیمات اجتماعی اسلام است .12

بر این اساس اصلاح طلبی جزء جوهر اسلام است و از درون دین سرچشمه می گیرد نه از بیرون آن ، یک ضرورت دینی است و یک فریضه مذهبی ، چنانکه رهبر فرزانه انقلاب می فرماید:

اصـلاحـات یـک حـقـیـقـت ضروری و لازم است و باید در کشور ما انجام بگیرد. اصلاحات در کشور ما از سر اضطرار نیست ، جزء ذات هویت انقلابی و دینی نظام ماست ... اصلاحات یک فریضه است .13

واژه اصـلاح در فـرهنگ اسلامی فراتر از رفورم غربی ، متفاوت و متغایر از آن در هر دو گـفـتـمان لیبرال و مارکسیستی است . کلمه ((اصلاح )) و مشتقات آن در قرآن کریم فراوان بـه کـار رفـتـه است . عمل صالح در این کتاب آسمانی هیچ گاه از ایمان جدا نیست . انسان هـایـی کـه در اصلاح یعنی به سامان آوردن امور فردی ، گروهی و اجتماعی کوشا هستند مورد ستایش خداوند قرار دارند.

مـعـنـای تـبـاه کـردن ، نـابود کردن ، از بین بردن و متلاشی کردن قرار دارد. در تعالیم قرآن انبیاء(ع ) سرآمد اصلاح طلبان محسوب می شوند. حضرت شعیب (ع ) خطاب به مردم زمانش ماهیت حرکت خود را اصلاح طلبی معرفی می کند و اعلام می دارد که با تمام توان و به توفیق الهی چنین خواهد کرد.14

خـدای بـزرگ وعـده داده اسـت کـه هـیـچ قـریـه ای را مـادامـی کـه اهل آن مصلح اند نابود نکند.15 همچنین اجر مصلحان را تباه نمی سازد:

... إِنَّا لاَ نُضِیعُ اءَجْرَ الْمُصلِحِینَ. (اعراف / 170)

در فـرهـنـگ قـرآنـی مـقـابـل صالحان و مصلحان ، افراد فاسد و مفسد؛ طاغوتیان و ظالمان قرار دارند و به شدت مورد نکوهش الهی قرار گرفته اند.

از رسول خدا(ص ) نیز بیان شده است که :

اصلح الناس ، اصلحهم للناس ؛16

صالح ترین انسان ها، اصلاح طلب ترین آنهاست .

بـا تـوجـه بـه آنـچـه آمـد، مـعلوم می گردد که اصلاح طلبی در گفتمان اسلامی جزء متن اسـلام اسـت و چنانکه از قول رهبر معظم انقلاب اسلامی قبلا بیان کردیم ، از شاخصه های اصـلی اصـول گـرایـی اسـلامـی اسـت . اصـلاحـات اصـولگـرایـانـه و اصول گرایی مصلحانه درهم تنیده اند.17

بنابراین اصلاح طلبی در گفتمان اسلامی تحول و دگرگونی در فرد، جامعه و دولت بـر اسـاس مبانی ، اصول و ارزشهای اسلامی است و در صدد است تا هر فسادی را ریشه کـن کند. با توجه به این تعریف اصلاح طلبی مختص به اقدام دولت حاکم نیست ، همچنین هـیـچ گـاه انـقـلاب در دیـن و مـذهـب را مـنـظـور نـدارد، البـته خرافات و افکار انحرافی ، التـقـاطـی و مـتـحـجـر را نـشـانـه مـی گـیـرد. اصـلاح طـلبـی اسـلامـی در مقابل انقلاب نیز قرار ندارد و منحصر در روش مسالمت آمیز نیست . بلکه هر اقدام ضد فساد و افساد به منظور به سامان کردن امور از سوی دولت و مردم با روش انقلابی یا مسالمت آمـیـز در چـارچـوب اسـلام صـورت گـیـرد، اصـلاح طـلبـی اسلامی نام دارد. آیا به واقع اصـول گـرایـی اسـلامـی غـیـر از ایـن اسـت ؟ آیـا مـی تـوان مـرزی بـیـن آن دو قائل شد؟ مسلما پاسخ منفی است .

پـس از انـبـیـاء(ص )، امـامـان بـزرگـوار شـیـعـه سـرآمـد جـریـان اصـول گـرایـی و اصـلاح طـلبی در تاریخ بوده اند و در این میان پرچم اصلاح طلبی اصـولگرایانه حسین بن علی (ع ) برای اصلاح طلبی اصولگرایانه را از دیدگاه آن حضرت بیان می کنیم ، تا هر که خود را اصلاح طلب و اصولگرای اسلامی می داند، با مـیـزان ولایـت حـسـیـن بـن عـلی (ع ) خـود را بـسـنـجـد و حـق را از باطل تشخیص دهد.
اهداف اصلاح طلبی اصولگرا از دیدگاه امام حسین (ع )

یـکـی از مـهمترین منابعی که به وسیله آن می توان اهداف اصلاح طلبی اصولگرایانه امـام حـسـیـن (ع ) را دریـافـت ، خـطـبـه تـاریـخـی آن حـضـرت در سـال 58 هـجـری قـمـری در مـنـا اسـت . در شـرایـطی که خفقان و استبداد معاویه بر جامعه اسـلامـی گـسـتـرده شـده و بـه قـیـام شـکـوهـمـنـد امـام (ع ) در کـربـلا سـه سـال بـاقـی اسـت . ایـن خـطـبـه مـفـصـل بـه نـقـل از مـرحـوم طـبـرسـی دو سال قبل از هلاکت معاویه در منا ایراد شده است و بیش از هزار نفر از علما و نخبگان جامعه آن روز حضور داشته 18 و بیانات آن حضرت را تصدیق کرده اند.

حـسـیـن بـن عـلی (ع )، ابـتـدا بـه جـایـگـاه والای پـدر بـزرگـوارش نـزد رسـول خـدا(ص ) اشـاره مـی کـنـد و فـضـایـل آن حـضرت را یک به یک بر می شمرد و از خـواص حاضر در صحنه اعتراف می گیرد. علمای حاضر پس از هر قسمت از سخنان امام در فضایل علی (ع ) بیانات امام حسین (ع ) را تصدیق می کنند.

در بخش دوم ، امام (ع ) خواستار پندگیری و عبرت آموزی ، از نکوهش خداوند درباره علمای یـهـود اسـت و عـلت لعـن و نفرین آنان را عدم اقدام آنان نسبت به نفی و نهی از ظلم و فساد عـصـر خـود اعـلام مـی کـند. آن حضرت انگیزه سکوت در برابر ظلم و فساد توسط علمای یهود را ((مال دوستی )) و ((ترس از آزار و تعقیب )) بیان می کند، سپس در وصف فریضه والای امر به معروف و نهی از منکر سخن می گوید و در تعریف آن می فرماید:

اَنَّ اَلاْ مـرَ بـِالْمـَعـروفِ و النَّهـیِ عـَنِ اَلْمـُنـکـَرِ دُعـاءٌ اِلی الاسلامِ مَعَ رَدِّ اَلْمَظ الِمِ وَ مُخ الَفَةِ الظّالِمِ وَ قِسْمَةِ الفَی ءِ وَ اَلْغَن ائِمِ وَ اَخْذِ اَلصَّدَقاتِ مِنْ مَواضِعُه ا وَ وَضْعِه ا فی حَقِّه 19

همانا امر به معروف و نهی از منکر عبارت است از: دعوت به اسلام به همراه بازگرداندن حـقـوق سـتـمـدیـدگـان و مـخالفت با ستمکار و توزیع عادلانه ثروت های عمومی و غنایم جـنـگـی و گـرفـتـن صـدقـات (مالیات اسلامی ) از مصادیق صحیح آن و مصرف در جایگاه حقیقی آن .

در بـخـش سـومِ خـطـبـه ، امـام حـسـین ، به اوصاف عالمان دینی و نفوذ و اقتدار آنان در می شمارد و سپس از کوتاه آمدن آنان در اجرای حق الهی ، استخفاف حق ائمه و ضایع کردن حق ضعفا، از بی تفاوتی در برابر نقض عهد الهی و بی توجهی به طبقات پایین اجتماع ، چاپلوسی و سازش با ستمکاران شکوه می کند.

امام (ع ) اعلام می کند که مجاری امور در نظام اسلامی باید به دست علما باشد و از اینکه ایـن جـایـگـاه در عـصـر مـعـاویـه از آنـان سـلب شده است ، مصیبت علما را از همه مردم بیشتر مـعرفی می کند: وَ اَنْتُمْ اَعْظَمُ النّاسِ مُصیبَةً. علت این وضعیت را نیز پراکندگی و اختلاف از حقّ و سنت برمی شمارند. سالار آزادگان علت تسلّط ظالمان بر علما را فرار از مرگ و دلبستگی به دنیا برمی شمارد و نتیجه آن را اسارت توده ها؛ استبداد و هوسبازی حاکمان ، پیروی از اشرار و گستاخی نسبت به خداوند جبّار اعلام می کند.

امام (ع ) در ادامه تحلیل خود از اوضاع عصرش به وضع سیاسی حاکم بر جامعه آن روز، از خـطـبـای دسـت نـشـانـده ، گـسـتـرش ظـلم در شـهـرهـا، بـنـدگـی مردم برای ستمکاران ، دیـکـتـاتـوری ، کـیـنـه ورزی حاکم و خدانشناسی حاکمان اموی سخن می گوید و در پایان خطبه از هدفش در نهضت اصلاحی خود چنین سخن می گوید:

اَللّهـُمَّ اِنـّکَ تـَعـْلَمُ اَنَّهُ لَمْ یـَکـُنْ م ا ک انَ مـِنـّا تـَنـافـُسـا فـی سُلط انٍ وَ لا اِلْتماسَا مِنْ فـُضـولِ اَلْحـُطـّامِ وَل کـِنْ لِنـُرِیَ اَلْمـَع الِمَ مِنْ دینکَ وَ نُظْهِرَ اَلاِْصلاحَ فی بَلا دِکَ وَ یَاءمَنَ اَلْمظْلُومُونَ مِنْ عِب ادِکَ وَ یُعْمَلُ بِفَرائِضِکَ و سُنَنِکَ وَ اَحْک امِکَ؛20

خـداوندا! به درستی آگاهی که اقدام ما [مبارزه علیه دستگاه اموی ] رقابت بر سر قدرت نـیـست و در پی افزایش ثروت نیستیم بلکه می خواهیم نشانه های دین تو را نشان دهیم و در سرزمین های تو اصلاح را آشکار کنیم و بندگان مظلوم ترا امنیت بخشیم و به واجبات ، مستحبّات و احکام تو عمل کنیم .

دقـت در ایـن قـسـمـت از سـخنان حسین بن علی (ع ) به وضوع ما را به اهداف خدائی اش ‍ در اصـلاح طـلبـیِ اصـول گـرایـانـه آن حـضـرت مـی رسـانـد کـه هـر اصول گرا و اصلاح طلب حقیقی باید در هدف گذاری خود در صحنه رقابت ها و مبارزات سـیـاسـی آن را نـصـب العـیـن قرار دهد. امام (ع ) از دو دسته اهداف به شرح زیر سخن می گوید:


ادامه دارد....


پی نوشت:
1. بیانات در دیدار کارگزاران فعلی و قبلی نظام جمهوری اسلامی 29/3/1385.

2. See:Britaniea Encyclopedia; Fundamentalism.

3. نـک : شـگردها، امکان ها و محدودیت های بحث با بنیادگرایان ، انتشارات طرح نو و یا به معرفی کتاب یاد شده در سایت آمده .

4. بیانات در دیدار اعضای جامعه مطبوعات کشور، 24/2/1373.

5. نـک : بـه بـیـانـات در دیدار کارگزاران و مسئولان نظام جمهوری اسلامی در روز عید سـعـیـد فطر 11/12/1373 و بیانات در جمع میهمانان خارجی سالگرد رحلت امام خمینی (ره )، 17/3/1374.

6. بیانات در دیدار با هیئت دولت ، 6/6/1385.

7. بیانات در جمع کارگزاران فعلی و سابق نظام ، 29/3/1385.

8.See: Britanica Encyclopedia; Reformatin

9. تـی . بـاتامور، ا.مراد، ح الگار، ع . احمد ((رفرم در گفتمان سیاسی غرب و اسلام )) تـرجـمه دکتر علی اصغر افتخاری ، فصلنامه کتاب نقد، (پاییز 1379)، ش 16، ص 243.

10. همان ، ص 244 ـ 245.

11. همان ، ص 246 ـ 247.

12. مرتضی ، مطهری ، نهضت های اسلامی در صد ساله اخیر، (قم : صدرا، بی تا)، ص 7 ـ 8.

13. بیانات مورخه 28/1/1379.

14. هود(11)، آیه 88.

15. هود(11)، آیه 117.

16. علامه مجلسی ، بحارالانوار، ج 77، ص 112.

17. نک : به بیانات مورخه 29/3/1385.

18. نک : احتجاج طبرسی ، ج 2، ص 17.

19. ایـن خـطـبـه در کـتـاب ((سـلیـم بـن قـیـس هـلالی )) (بـخـش اول خـطـبـه ) و ((تـحـف العـقـول )) حسن بن شعبه حرّانی و بحار الانوار علامه مجلسی ، ج 100، ص 79 (بخش های دوم و سوم خطبه ) نقل شده است . آقای محمدصادق نجمی در کتاب سـخـنـان حـسـیـن بن علی (ع ) (ویرایش دوم ) کل خطبه را با شرح بیان کرده است . نک به چاپ نهم ، از انتشارات بوستان کتاب قم ، 1381، ص 337، 340.

20. همان .

 
 
 
 
 
 
mehrab motavally