درس ها و پیام هایی از کلام امام حسین علیه السلام
در این مجال برخی از سخنان ارزشمند امام حسین علیه السلام را که حاوی پندهای اخلاقی است مطرح می کنیم.
پنج شنبه 17 آبان 1397    
بازدید: 20
درس ها و پیام هایی از کلام امام حسین علیه السلام


 
بسیاری از کتاب ها و گفتارها کهنه می شوند و فراموش می گردند، اما آن سخن که از زلال حقیقت بجوشد و از دل برخیزد، بر دل ها جاودانه خواهد ماند.

سخنان ارزشمند امام حسین علیه السلام، وحی گونه، جاودانه و همیشه نورانی است.

در این مجال برخی از سخنان ارزشمند امام حسین علیه السلام را که حاوی پندهای اخلاقی است مطرح می کنیم.

1- روش پند دادن گناهکاران

جوانی خدمت امام حسین علیه السلام رسید و گفت، من مردی گناهکارم و نمی توانم خود را در انجام گناهان باز دارم، مرا نصیحتی فرما.

قال الامام الحسین علیه السلام:

«افعل خمسة اشیاء و اذنب ما شئت، فاول ذلک: لا تاکل رزق الله و اذنب ما شئت، و الثانی: اخرج من ولایة الله و اذنب ما شئت، و الثالث: اطلب موضعا لا یراک الله و اذنب ما شئت، و الرابع: اذا جاء ملک الموت لیقبض روحک فادفعه عن نفسک و اذنب ما شئت، و الخامس: اذا ادخلک مالک فی النار فلا تدخل فی النار و اذنب ما شئت.»

امام حسین علیه السلام فرمود:

«پنج کار را انجام بده و آنگاه هر چه می خواهی گناه کن.

اول: روزی خدا را مخور و هر چه می خواهی گناه کن.

دوم: از حکومت خدا بیرون برو و هر چه می خواهی گناه کن.

سوم: جایی را انتخاب کن تا خداوند تو را نبیند و هر چه می خواهی گناه کن.

چهارم: وقتی عزرائیل برای گرفتن جان تو آمد او را از خود بران و هر چه می خواهی گناه کن.

پنجم: زمانی که مالک دوزخ تو را به سوی آتش می برد در آتش وارد مشو و هر چه می خواهی گناه کن.»

جوان اندکی فکر کرد و شرمنده شد و در برابر واقعیت های طرح شده چاره ای جز توبه نداشت.
2- اقسام جهاد

جهاد در راه خدا یکی از ارزشمندترین عمل ها نزد پروردگار است که شرافت مسلمانان و تداوم اسلام به آن بستگی دارد اما این حقیقت را هم باید دانست که جهاد دارای اقسام گوناگون است.

قال الامام الحسین علیه السلام:

«الجهاد علی اربعة اوجه: فجهادان فرض، و جهاد سنة لایقام الا مع فرض، و جهاد سنة.

فاما احد الفرضین فجهاد الرجل نفسه عن معاصی الله، و هو من اعظم الجهاد و مجاهدة الذین یلونکم من الکفار فرض.

و اما الجهاد الذی هو سنة لایقام الا مع فرض، فان مجاهدة العدو فرض علی جمیع الامة. لو ترکوا الجهاد لاتاهم العذاب، و هذا هو من عذاب الامة و هو سنة علی الامام، ان یاتی العدو مع الامة فیجاهدهم.

و اما الجهاد الذی هو سنة فکل سنة اقامها الرجل و جاهد فی اقامتها و بلوغها و احیائها، فالعمل و السعی فیها من افضل الاعمال; لانها احیاء سنة و قد قال رسول الله صلی الله علیه و آله: من سن سنة حسنة فله اجرها و اجر من عمل بها الی یوم القیامة من غیر ان ینقص من اجورهم شیئا.»

امام حسین علیه السلام فرمود:

«جهاد بر چهار قسم می باشد، دو قسم آن واجب و [دو قسم دیگر] یکی مستحب است که بدون واجب قوام نمی یابد و دیگری مستحب است:

1- یکی از دو جهاد واجب، مبارزه انسان با نفس خویش در ترک گناهان است که از بزرگترین نوع جهاد خواهد بود.

2- و جهاد با کافرانی که بر ضد شما برخواستند.

3- جهادی که مستحب است و برپا نمی شود جز با جهاد واجب، آن جهاد با دشمنان است که بر جمیع مسلمانان واجب است، اگر آن را ترک کنند عذاب الهی آنان را فرا خواهد گرفت، این همان عذابی است که دامن گیر امت اسلام می شود. و این جهاد بر امام مستحب است و آن زمانی است که [دشمن تهاجم کند پس] در کنار مردم با دشمن بجنگد.

4- و آن جهادی که مستحب است، هر گاه مسلمان سنتی [از سول خدا صلی الله علیه و آله یا اسلام] را بر پا دارد و تلاش کند و زحمت بکشد در همگانی شدن و زنده ماندن آن، پس عمل او، و تلاش او از بهترین اعمال است; زیرا زنده کردن سنت اسلامی است. که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:

هر کس سنت نیکوئی را پایه ریزی کند پاداش آن و پاداش هر کس به آن عمل کند تا روز قیامت به این شخص داده خواهد شد. بدون این که از اجر کسانی که آن را انجام می دهند چیزی کاسته شود.
3- اقسام عبادت

می دانیم همه آنان که به سوی خدا می روند و به پرستش و عبادت روی می آورند دارای انگیزه یکسانی نیستند، باید دید برترین آن ها کدامند؟

قال الامام الحسین علیه السلام:

«ان قوما عبدوا الله رغبة فتلک عبادة التجار و ان قوما عبدوا الله رهبة فتلک عبادة العبید، و ان قوما عبدوا الله شکرا فتلک عبادة الاحرار، و هی افضل العبادة.»

امام حسین علیه السلام فرمود:

«همانا مردمی خدا را برای شوق بهشت پرستش می کنند که این پرستش تجار است.

و همانا مردم دیگری خدا را از روی ترس می پرستند که این پرستش بردگان است.

و همانا مردمی خدا را از روی شکر و سپاس عبادت می کنند که این عبادت آزادگان است و این نوع پرستش والاترین نوع عبادت است.»

6- بیدار کردن غافلان

قال الامام الحسین علیه السلام:

«وجد لوح تحت حائط مدینة من المدائن مکتوب فیه: انا الله لا اله الا انا، و محمد نبیی، عجبت لمن ایقن بالموت کیف یفرح؟ و عجبت لمن ایقن بالقدر کیف یحزن؟ و عجبت لمن اختبر الدنیا کیف یطمئن الیها؟ و عجبت لمن ایقن بالحساب کیف یذنب; تخته ای زیر دیوار یکی از شهرها یافته شد که در آن نوشته شده بود: من خدا هستم که خدائی درس هایی از امام حسین علیه السلام

جز من نیست و محمد صلی الله علیه و آله پیامبر من است، در شگفتم از کسی که به مرگ یقین دارد پس چگونه شادمانی می کند؟ در شگفتم از کسی که یقین به قضا و قدر دارد پس چگونه اندوهناک می شود؟

در شگفتم از کسی که دنیا را آزموده است پس چگونه به دنیا اطمینان پیدا می کند؟ و در شگفتم از کسی که یقین به حساب روز قیامت دارد پس چگونه گناه می کند؟»
7- ارزش های اخلاقی پسندیده

قال الامام الحسین علیه السلام:

«العلم لقاح المعرفة، و طول التجارب زیادة فی العقل، والشرف التقوی، و القنوع راحة الابدان، و من احبک نهاک، و من ابغضک اغراک; علم ریشه شناخت و آگاهی است، و تداوم تجربه ها عامل فراوانی عقل است، و شرافت و بزرگواری در تقوای الهی است، و قناعت عامل آسایش تن هاست، و کسی که تو را دوست دارد [از زشتی ها] تو را باز می دارد، و کسی که دشمن تو است، تو را مغرور می سازد.»
8- عوامل بهره مندی

قال الامام الحسین علیه السلام:

«خمس من لم تکن فیه لم یکن فیه کثیر مستمتع: العقل، والدین، والادب، والحیاء، و حسن الخلق ; پنج چیز است که هرکس [این پنج چیز] در او نباشد، بهره مندی فراوانی در او نیست: عقل و دین و ادب و حیاء و اخلاق خوش.»
9- تعریف مؤمن

قال الامام الحسین علیه السلام:

«ان المؤمن اتخذ الله عصمته، و قوله مرآته، فمرة ینظر فی نعت المؤمنین، و تارة ینظر فی وصف المتجبرین، فهو منه فی لطائف، و من نفسه فی تعارف، و من فطنته فی یقین، و من قدسه علی تمکین; همانا مؤمن خدا را [موجب] مصونیت خود قرار داده، و سخن خدا را آینه خود قرار داده است، زمانی در صفات مؤمنان نظر می کند، و زمانی در صفات زورگویان می نگرد و از این گونه توجه، نکته های زیبا می آموزد و نفس خویش را می شناسد، و به زیرکی نفس خود یقین دارد، و بر طهارت نفس خود قدرت دارد.»
10- ارزش کار فکری، عقیدتی برای شیعیان

امام حسین علیه السلام، از کسی پرسید:

«ایهما احب الیک: رجل یروم قتل مسکین قد ضعف، تنقذه من یده؟ او ناصب یرید اضلال مسکین مؤمن من ضعفاء شیعتنا تفتح علیه ما یمتنع المسکین به منه و یفحمه و یکسره بحجج الله تعالی؟ ; کدامیک از این دو کار نزد تو محبوب تر است: مردی می خواهد بیچاره ناتوانی را بکشد، تو او را از دستش نجات می دهی، یا فردی ناصبی می خواهد مؤمن درمانده ضعیفی از شیعیان ما را به گمراهی بکشاند، تو راهی را بر او می گشایی که این مسکین با آن [راه] از او (ناصبی) دوری کرده و او را با براهین الهی خاموش کرده و شکست دهد؟»

سپس خود حضرت فرمودند: آری، اگر این فرد را از دست آن دشمن ناصبی نجات دهی ارزشمندتر است که خدای بزرگ می فرماید: «و من احیاها فکانما احیا الناس جمیعا» ; «ای و من احیاها و ارشدهامن کفر الی ایمان فکانما احیاالناس جمیعا من قبل ان یقتلهم بسیوف الحدید; یعنی و هرکه آن [نفس] را زنده نماید و از کفر به ایمان ارشاد کند، گویی همه مردم را از کشتار با شمشیرهای آهنین زنده نگهداشته است.»

و در ادامه همین مطلب فرمود:

«فضل کافل یتیم ال محمد - المنقطع عن موالیه، الناشب فی رتبة الجهل، یخرجه من جهله، و یوضح له ما اشتبه علیه - علی فضل کافل یتیم یطعمه و یسقیه، کفضل الشمس علی السهاء; برتری کسی که یتیم خاندان محمد صلی الله علیه و آله را - که از رهبران خود جدا شده و در جهل و نادانی سقوط کرده است - از نظر فکری اداره می کند و او را از نادانی می رهاند، و آنچه را که برای او مشتبه شده برایش توضیح می دهد بر کسی که به یتیمی غذا و آشامیدنی می خوراند، همانند برتری خورشید نسبت به [ستاره کم رنگ] سهاء است.»


پیام هایی از سخنان امام حسین علیه السلام:

فرق بین شیعه و دوستدار بودن

شخصی به امام حسین علیه السلام عرض کرد: یا ابن رسول الله من از شیعیان مخصوص شمایم. حضرت به او فرمودند: ای بنده خدا، طبق ادعایی که هم اکنون کردی، باید همانند ابراهیم خلیل علیه السلام از قلب سلیم برخوردار باشی؛ چون خداوند متعال درباره ایشان می فرماید: «و از شیعیان او حضرت ابراهیم است؛ زیرا با قلبی سلیم به درگاه خداوند آمد». پس در حال خود بنگر و ببین اگر قلب تو نیز مانند قلب ابراهیم علیه السلام است بدان که از شیعیان مایی؛ اما اگر به آن مرتبه از اطمینان و سلامت دل نرسیده ای، فقط از دوستداران ما محسوب می شوی».
منزلت معلم معارف دینی

در فرهنگ اسلامی به علم و علم آموزی اهمیت فوق العاده ای داده شده است؛ به گونه ای که علی علیه السلام تصریح می کنند: «هرکس به من حرفی بیاموزد مرا بنده خود ساخته است». و نقل می کنند وقتی عبدالرحمن سلمی، معلم یکی از فرزندان امام حسین علیه السلام ، به او سوره حمد را آموخت امام حسین علیه السلام هدایای به او دادند که چنین عملی در مقابل چنان کاری تا به آن روز از کسی دیده نشده بود. بعضی از افرادی که چنین بخششی را از آن حضرت دیدند. به او اعتراض کردند که پاداش مورد استحقاق این معلم بسیار کم تر از آن مبلغی بود که شما به او عطا فرمودید. امام حسین علیه السلام در پاسخ فرمودند: «این مقدار پاداش در برابر آنچه او به فرزند من آموخته بود، بسیار ناچیز است. ارزش کار معلم بسیار بیشتر از این مقدار هدایاست».
ضرورت تفکر در امر دنیا و مرگ

امام حسین علیه السلام به پیروان خود توصیه می کنند در سرگذشت دیگران که پیش از این در دنیا بودند و در رفاه و آسایش زندگی می کردند تأمل کنند و همواره به یاد مرگ باشند چرا که این کار انسان را از گناه باز می دارد. آن حضرت می فرمایند: «ای فرزند آدم، کمی اندیشه کن و به خطاب به نفس خود بگو: پادشاهان و صاحبان دنیا و جهان داران گذشته کجایند؟ آنهایی که شهرها بنا کردند و نهرها را جاری کردند و... و سرانجام با بی میلی از همه آنها جدا شده، از دنیا رفتند و همه را برای دیگران به ارث گذاشتند. ما هم روزی مثل آنها همه چیز را به دیگران وا گذاشته، به آنها خواهیم پیوست. ای فرزند آدم، هنگامی را به یاد آور که با مرگ دست و پنجه نرم می کنی و در قبر پهلو به زمین می گذاری و در پیشگاه خدا تمام اعضای بدنت علیه تو گواهی خواهند داد و رازهای پنهان آشکار شده، ترازوهای عدالت برقرار می شود».
سفارش هایی به گناه کاران

روزی شخصی خدمت امام حسین علیه السلام آمد و عرض کرد: ای پسر رسول خدا، من فرد گناه کاری هستم و توانایی دست برداشتن از گناه را ندارم. با این حال از شما درخواست دارم که مرا موعظه کنید. امام حسین علیه السلام فرمودند: «ای مرد، هرچه می خواهی بکن اما قبل از انجام دادن گناه چند چیز را رعایت کن: اول این که از رزق و روزی خداوند نخور، آن گاه هرکاری می خواهی انجام بده؛ دوم آن که از ملک خدا بیرون برو بعد هرچه دوست داری گناه کن؛ سوم آن که در جایی برو که خداوند تو را نبیند؛ چهارم، هرگاه ملک الموت خواست روح از بدنت جدا کند و جانت را بگیرد او را از خود دور کن؛ پنجم این که وقتی مالک دوزخ تو را به سوی آتش می برد اگر می توانی از کار او جلوگیری کن و وارد آتش جهنم نشو. در آن صورت هرچه می خواهی گناه کن».
اقسام عبادت کنندگان

همانند سایر اصناف مردم، عبادت کنندگان نیز با هم دیگر فرق می کنند. امام حسین علیه السلام در روایتی اقسام عبادت کنندگان را به سه گروه تقسیم می کنند و می فرمایند: «گروهی از مردم به امید پاداش و رسیدن به نعمت های بیشتر، از جمله وارد شدن به بهشت، خدا را عبادت می کنند. این از نوع عبادت سوداگران است. گروهی دیگر از ترس عذاب الهی به بندگی و عبادت مشغول می شوند. این، عبادتِ بردگان است. اما گروهی به جهت شکرگزاری و قدردانی از نعمت های الهی و تسلیم در برابر عظمت خداوند او را عبادت می کنند. این، عبادتِ آزادگان است و بهترین نوعِ عبادات همین نوع بندگی و عبادت است».
اقسام برادران دینی

امام حسین علیه السلام درباره اقسام برادران دینی می فرمایند: «برادران دینی چهار گونه اند: برادری که هم در فکر توست و هم در فکر خویش. این گونه برادران طوری عمل می کنند که همیشه بین شما دوستی برقرار باشد و رشته برادری بریده نشود. برادری هم هست که در دوستی فقط به فکر توست؛ یعنی در محبت کردن به تو به مرتبه ای رسیده است که از طمع دنیوی نسبت به تو و آنچه در دست داری گذشته است و هیچ چیزش را از تو دریغ نمی دارد. اما برادری هم هست که همیشه به فکر خودش است. چنین فردی دشمنی است در لباس دوست، همیشه در انتظار فرصتی است تا بتواند از تو و امکاناتی که در دست توست به نفع خود استفاده کند و حتی از بغض و حسادت نسبت به تو دریغ ندارد. برادری هم هست که نه برای تو سودمند است و نه برای خودش. پس تا می توانی از چنین دوست بی خردی فاصله بگیر».
ارزش دنیا و زرق وبرق آن

امام حسین علیه السلام درباره دنیا و فناپذیری آن می فرمایند: «ای بندگان خدا، از دنیا برحذر باشید. اگر بنا بود دنیا به کسی پایدار بماند یا کسی در دنیا حیات جاوید داشته باشد، پیامبران الهی برای بقا سزاوارتر از همه کس بودند؛ ولی خداوند دنیا را به منظور آزمایش آفریده است و ساکنان آن را برای فنا شدن خلق فرموده که تازه گی های آن رو به کهنگی دارد. نعمت هایش از بین رفتنی و شادی هایش به اندوه تبدیل شدنی اند. دنیا منزلگاهی است موقت که جای سکونت دائم نیست. پس از این دنیا توشه گیرید که بهترین زادوتوشه تقواست... بیچاره کسی است که فریب زرق وبرق این دنیا را خورده، دل به این زندگی فانی و زوال پذیر ببندد. دنیا همیشه کسانی را که با آرزوهای دراز دل به او بسته اند، ناامید کرده کاخ آرزوهایشان را واژگون می سازد».
نکوهش اسراف

نقل می کنند شخصی خانه بسیار مجللی برای خود بنا کرد و امام حسین علیه السلام را برای دیدن خانه اش دعوت کرد تا حضرت پس از بازدید از آن جا در حق صاحب خانه دعای خیری بکنند. حضرت وقتی وارد خانه شدند با تعجب و تأسف نگاهی به اطراف خانه انداختند. آن گاه فرمودند خانه آخرتت را (به سبب اسراف و زیادروی در هزینه ساختمان سازی) ویران ساخته ای؛ در مقابل به آبادسازی خانه دیگری که فناپذیر است پرداخته ای. اگرچه با این کار خودت را در نزد مردم عزیز و بزرگ داشته ای تا مردم به چشم بزرگی به تو نگاه کنند، اما بدان که در نزد اهل آسمان فردی بسیار پست و حقیر محسوب می شوی و همه آنها تو را دشمن می دارند».
سفارش به تقوا

امام حسین علیه السلام در سفارش به تقوا و بیان آثار آن می فرمایند: شما را به رعایت تقوای الهی سفارش می کنم؛ زیرا خداوند برای کسی که تقوای الهی را پیشه خود سازد ضمانت کرده است که احوالش را از آنچه ناخوش می دارد به آنچه دوست می دارد، دگرگون سازد و از آن راهی که هرگز گمان نمی کرد روزی اش را مقرر فرماید. پس بپرهیزید از این که در زمره کسانی باشید که از مردم بر گناهانشان بیمناکند ولی از کیفر گناه و کوتاهی های خود آسوده خاطر یا غافلند. هرگز کسی با فریب و حیله داخل بهشت نمی شود و کسی جز از طریق اطاعت از احکام الهی به کمالاتی که خداوند برای انسان مقدّر کرده است دست رسی پیدا نمی کند».
مرد آزاده کیست؟

امام حسین علیه السلام می فرمایند: «هرآنچه در شرق و غرب آفتاب بر آن می تابد، از قبیل دریا، خشکی، کوه و دشت، همه نزد خداشناسان و اولیای خدا ناچیز و مانند برگشتن سایه است... مرد آزاده این چیزهای پست (زخارف دنیوی را) را به مردم دنیا وا می گذارد؛ زیرا بهای آزادمرد هیچ چیز جز بهشت نیست. پس شما خود را به غیر بهشت نفروشید و کسی که با به دست آوردن مال و مقام ناچیز دنیا خشنود شود، بی شک به پست ترین چیز راضی شده است».
پایبندی به سلام کردن

نقل می کنند مردی به حضور امام حسین علیه السلام رسید و بدون مقدمه و سلام به آن حضرت عرض کرد: «حالتان چطور است؟ خدا عافیتتان دهد!». امام حسین علیه السلام به او فرمودند: «قبل از سخن گفتن سلام کن، بعد سخن بگو. خداوند عافیتت دهد!» آن گاه اضافه کردند: «تا کسی سلام نکرده است به او اجازه سخن گفتن ندهید؛ چرا که سلام کردن هفتاد پاداش دارد که 69 قسمت آن پاداش برای سلام کننده است و تنها یک قسمت برای جواب دهنده است».
میانه روی در دوستی

یکی از رفتارهای زیان بخش عدم رعایت اعتدال در دوستی هاست. چه بسا انسان در نتیجه افراط و تفریط در دوستی موجب رنجش خاطر دوستان خود شود و در نتیجه از آثار و برکات نعمت دوستی محروم گردد. ائمه اطهار علیه السلام در همه امور بر رعایت اعتدال تأکید می فرمودند. حتی در دوستی اهل بیت علیه السلام . امام حسین علیه السلام در روایتی پس از سفارش به دوستی خاندان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم ، تأکید می فرمایند که در این کار از حدود تجاوز نکنید. آن حضرت می فرمایند: «ما خاندان پیامبر را به شیوه ای که مورد نظر اسلام است دوست بدارید؛ چرا که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: مرا بیش از آنچه سزاوارم ستایش نکنید. خداوند مرا پیش از آن که به پیامبری برگزیند، به بندگی خود برگزید».
گرفتاری دوستان اهل بیت علیه السلام

بسیاری از افراد بر این گمانند که هرکس بیشتر پایبند ارزش های الهی باشد و رفتارهای خود را با احکام دینی تطبیق دهد و همین طور رابطه قوی تری با اهل بیت علیه السلام داشته باشد، حتما باید در رفاه و آسایش و امنیت باشد. در حالی که از مجموعه رهنمودهای اولیای الهی چنین بر می آید که چون انتخاب این مسیر زمینه ساز کمال انسان است و معمولاً کمالات با خواست های نفسانی خود انسان و منافع دیگران در تعارض است، لذا برای انسان مشکلاتی را در پی دارد. بر این اساس همواره ائمه اطهار علیه السلام به پیروان خود یادآوری می کردند که پیروی از اوامر الهی و سیره معصومین علیه السلام خالی از سختی نیست. امام حسین علیه السلام در این باره می فرمایند: «سوگند به خدا بلا و تهیدستی و قتل، بسیار زود دامن گیر دوستان ما می شود. بلاها همانند اسبان تیزتک مسابقات و سیلاب ها آنها را به طور ناگهانی فرا می گیرند». البته این پیشامدها چون قدرت مقاومت و میزان اخلاص و ایمان افراد را افزایش می دهد، در نهایت به سود آنها تمام می شود و میزان محبت آنان را به خدا و اولیای او مشخص می سازد.
شرط سخن گفتن

برای مؤثر واقع شدن سخن شرایط و زمینه هایی لازم است که رعایت آنها موجب نتیجه گیری بهتر و عدم توجه به آنها چه بسا موجب بی تأثیر شدن سخن انسان می شود. امام حسین علیه السلام در این باره می فرمایند: «در آنچه به تو ارتباطی ندارد سخنی بر زبان جاری مکن؛ چرا که ممکن است به سبب آن در روز قیامت باز خواست شوی و حتی در آنچه مربوط به توست سخن مگو، مگر این که جا و موقعیت مناسبی پیدا کنی؛ زیرا چه بسیار سخن گویانی که گرچه به حق سخن گفته اند، اما چون محل و موقعیت آن را در نظر نگرفته اند مورد تمسخر دیگران واقع شده اند».
نکوهش پوشیدن لباس شهرت

گرچه لباس وسیله ای است برای پوشاندن بدن، اما نوع و رنگ و دوخت آن باید متناسب با شخصیت انسان و هماهنگ با آداب و رسوم اجتماعی باشد. بنابراین پوشیدن لباس مندرس و کثیف و همین طور لباس تنگ و نامناسب در فرهنگ اسلامی مذموم است. از جمله اموری که در روایات اهل بیت علیه السلام از آن منع شده لباس شهرت است؛ یعنی لباسی که انسان به واسطه پوشیدن آن انگشت نمای دیگران یا مورد تمسخر آنها واقع می شود. امام حسین علیه السلام در این باره می فرمایند: «کسی که لباس شهرت بپوشد خداوند متعادل در روز واپسین به او بی اعتنایی می کند و از او روی بر می گرداند».
دو نشانه شریف ترین انسان

برخلاف سایر جهان بینی ها ملاک سنجش کمالات آدمی در اسلام، فضیلت های اخلاقی و ارزش های متعالی انسانی است. اموری چون برخورداری از مال و منال و داشتن قدرت اجتماعی و موقعیتِ شغلیِ بهتر و جز آن معیار کمال و میزان تشخیص ارزش واقعی انسان محسوب نمی شود. وقتی از امام حسین علیه السلام سؤال می کنند «شریف ترین مردم کیست؟»، آن حضرت می فرمایند: «کسی که پیش از آن که او را پند دهند از پیشامدها پند گیرد و قبل از آن که دیگران او را نسبت به امور آگاه سازند، در نتیجه تیزهوشی و خودسازی خود بیدار شود و به امور اطلاع پیدا کند».



 
 
 
 
 
 
mehrab motavally