جایگاه امیرمؤمنان(ع) در تحقق آرمان مهدوی 1
در این تحقیق نقش و جایگاه امیر مؤمنان (ع) به عنوان اولین وصی پیامبر اکرم(ص) در تحقق آرمان مهدوی، مورد بررسی قرار می‌گیرد.
چهارشنبه 21 آذر 1397    
بازدید: 182
جایگاه امیرمؤمنان(ع) در تحقق آرمان مهدوی 1


مقدمه
در آموزه‌های قرآن و اهل بیت - علیهم السلام- آرمان مهدوی با عنوان کلی «تحقق حق و عدالت» بیان شده است. این آرمان و مصادیق آن در طول تاریخ مورد توجه و نظر خوبان الهی از جمله رسولان - علیهم السلام - بوده است که برای تحقق آن، اقدامات مؤثری انجام داده‌اند. خداوند در این مورد می‌فرماید:
«لَقَد أرسَلنَا رُسُلَنَا بِالبَیِّنَاتِ وَ أنزَلنَا مَعَهُمُ الکِتَابَ وَ المِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالقِسط»؛ به راستی [ما] پیامبران خود را با دلایل آشکار فرستادیم و با آنها کتاب و میزان [حق و باطل] نازل نمودیم تا مردم به عدل و انصاف برخیزند. (حدید/25)
در حقیقت هر کدام از انبیاء و رسولان - علیهم السلام - در این راستا بسیار تلاش نموده و عزم زیادی از خود نشان دادند تا بشریت به جایی برسد که خود اقامه کننده‌ی این آرمان باشد، و هر رسولی در امّت خود آنها را به عبادت الله و اجتناب از طاغوت فرا خواند - نک: نحل/36، اما به خاطر وجود موانع زیاد، این آرمان به طور کامل محقق نگردید و اجرای کامل آن به آینده موکول شد، آینده‌ای که تمام انبیاء - علیهم السلام - نسبت به آن خبر داده و ظهور منجی موعود را جهت تحققِ کاملِ آن آرمان، بشارت داده‌اند. حال سوال اساسی آن است که آیا اوصیای پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله - در تحقق آرمان مهدوی نقشی داشته‌اند؟ به طور خاص امیرمؤمنان (علیه السلام)، چه نقش و جایگاهی در تحقق آرمان مهدوی داشته است؟ رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) در خطبه‌ی روز غدیر در جایگاه خود و امیر مؤمنان را اینگونه بیان کردند:
«نَبِیُّکُم خَیرُ نَبِیٍّ وَ وَصِیُّکُم خَیرُ وَصِیٍّ وَ بَنُوهُ خَیرُ الأوصِیَاء»؛ پیامبر شما برترین پیامبران و وصیّ - پیامبر - شما برترین وصیّ و فرزندانش برترین اوصیاء هستند. (طبرسی، 1403 هـ/ 61/1)
که در حقیقت، امیرمؤمنان (علیه السلام) به عنوان بهترین وصی برای رسول آخرالزمان معرفی می‌شود و در جای دیگر در همین خطبه، حضرت در معرفی امیرمؤمنان (علیه السلام) می‌فرماید:
«یَهدِی إِلَی الحَقِ وَ یَعمَلُ بِهِ وَ یُزهِقُ البَاطِلَ وَ یَنهَی عَنهُ وَ لَا تأخُذُهُ فِی اللهِ لَومَة لَائِم. پس او کسی است که به سوی حق راهنمایی می‌کند، و بدان عمل می‌نماید، او باطل را نابود می‌سازد و شما را از آن باز می‌دارد، و هرگز سرزنش ملامت کنندگان او را از کار باز ندارد.» (همان، 60/1)
در این عبارت، جایگاه امیرمؤمنان (علیه السلام) در رابطه با حق مشخص شده است که ایشان به سوی حق هدایت می‌کند و علاوه بر آن، بر اساس حق نیز عمل می‌نماید و باطل را نابود واز آن نهی می‌کند و در این راه هرگز نکوهش نکوهشگران او را از وظیفه اش در قبال خداوند باز نمی‌دارد. با توجه به اینکه یکی از مهمترین موضوعاتی که شامل حق می‌گردد موضوع مهدویت و آرمان مهدوی می‌باشد، لذا با توجه به حدیث پیامبر اکرم (ص)، می‌توان دو نقش و جایگاه اساسی در رابطه با تحقق آرمان مهدوی را برای امیرمؤمنان (علیه السلام) در نظر گرفت:
یکی تبیین علمی و نظری ایشان در مورد آرمان مهدوی و مبانی مهدویت که اشاره به «یَهدِی إِلَی الحَقِ» است.
دیگری تحقق آرمان مهدوی توسط امیرمؤمنان (علیه السلام) که به عبارت «یَعمَلُ بِهِ» اشاره داشته و در این راستا سیره، رفتار، اقدامات عملی امیرمؤمنان (علیه السلام) مورد نظر می‌باشد.
ما در این مقاله به تبیین موضوعِ جایگاه امیرمؤمنان (علیه السلام) در تحقق آرمان مهدوی خواهیم پرداخت.
 
آرمان مهدوی و آرمان انبیاء و اولیای الهی در یک راستا بوده و آرمان مهدوی تکمیل کننده‌ی آرمان خوبان الهی است. در واقع سهم هر یک از انبیاء و اولیای الهی در تحقق آرمان مهدوی مشخص بوده و با دقت در سیره‌ی هر کدام از ایشان، می‌توان این سهم را بررسی نمود. همه‌ی انبیاء و اولیای الهی آمدند تا توحید و عبادت خداوند را فراگیر کنند و قسط و عدل را در سطوح مختلف و نیز صحنه‌ی اجتماع برقرار کرده و شرک را که از بزرگترین مصادیق ظلم است نابود کنند. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در این راستا سهم وافری داشته و امیرمؤمنان (علیه السلام) نیز با برقراری حکومتی که گستره‌ی آن بر نیمی از جهان بوده، سهم بزرگی در برقراری آرمان مهدوی داشته‌اند. در بخش قبل به نقش و جایگاه ایشان در تبیین علمی و معرفتی آرمان مهدوی اشاره شد. در واقع، امیرمؤمنان (علیه السلام) علاوه بر آنکه برای تحقق آرمان مهدوی معارف عظیمی را در جامعه مطرح نموده و فراگیر ساختند، از نظر عملی نیز در دوران زندگی و به خصوص دوران حکومت خود، در جهت پیاده سازی آرمان مهدوی و نیز زمینه‌های مناسب جهت تحقق آن، عملاً رفتار و اقدامات مناسبی را انجام دادند. در حقیقت امیرمؤمنان (علیه السلام) با سیره‌ی خود نقش و جایگاه مهمی در تحقق آرمان مهدوی داشته‌اند، به طوریکه رفتار، حالات، اقدامات امیرمؤمنان (علیه السلام) از نظر عملی بهترین الگو برای تحقق آرمان مهدوی می‌باشد.


1- حاکمیت توحید و نفی شرک
از همان ابتدا که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نبوت و رسالت خویش را آشکار نمود، امیرمؤمنان (علیه السلام) برای گسترش اسلام و حاکمیت توحید تمام زندگی اش را وقف کرد. در جنگ‌های صدر اسلام نظیر بدر، احد و خندق، با شجاعت و فداکاری هایش که برگرفته از ایمان کامل او بود، اسلام را از خطرات جدی نجات داد. به طوریکه وقتی در جنگ خندق برای مبارزه با عمروبن عبدود به میدان می‌رود، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) این صحنه را رویارویی همه‌ی ایمان در برابر همه‌ی شرک معرفی می‌کنند (مجلسی، 1403 هـ، 215/20) و در صحنه‌های دیگر نیز علی (علیه السلام) برای حاکمیت توحید که در قالب دین اسلام عرضه شده بود، بسیار تلاش نمودند. بعد از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) علاوه بر آنکه انحراف بوجود آمده در مسیر امامت و ولایت را همواره به عوام و خواص یادآور می‌شدند، اما برای حفظ اسلام صبر پیشه کردند در حالیکه خار در چشم و استخوان در گلو بودند، (شریف رضی، 1414 هـ، خطبه 3- رفتار صابرانه، همراه تلخی و سختی در این مقطع از دوران زندگی حضرت الگوی رفتاری مناسبی برای چنین شرایطی می‌باشد.
زمانی که علی (علیه السلام) امارت و خلافت جامعه‌ی مسلمین را قبول کردند، یکی از برنامه‌های ایشان حاکمیت توحید و نفی شرک بود و از هر فرصتی برای این موضوع استفاده می‌کردند. به طوریکه نقل شده است در کشاکش جنگ جمل، عربی از او سؤال کرد: یا امیرمؤمنان آیا تو قائل به یکتایی خداوند هستی؟ در این هنگام مردم به او حمله کرده و اعتراض کردند که آیا نمی‌بینی امیرمؤمنان پریشان خاطر و در شرایط جنگی است. سپس حضرت (علیه السلام) فرمود:
«دَعُوهُ فَإِنَّ الَّذِی یُرِیدُهُ الأعرَابِیُّ هُوَ الَّذِی نُرِیدُهُ مِنَ القَوم؛ دست از او بردارید که خواسته‌ی این عرب همان است که ما بر سر آن با این مردم می‌جنگیم». (صدوق، التوحید، 1398 هـ، 83)
و بعد، رو به اعرابی کرده و پاسخ او را مفصل و با دقت بیان داشتند. هنگامیکه به مجموع بیانات امیرمؤمنان (علیه السلام) نگریسته می‌شود، متوجه خواهیم شد که بخش عمده‌ای از کلام حضرت، در مورد توحید ونفی شرک است و سید رضی که خود گردآورنده‌ی کتاب نهج البلاغه می‌باشد در مقدمه‌ی کتاب در این باره می‌گوید:
«و یمضی فی أثنائه من عجیبِ الکلام فی التوحید و العدل و تنزیهِ اللهِ سبحانه و تعالی عن شَبَهِ الخَلقِ ما هو بِلالُ کُلِّ غُلَّة و شفاءُ کل علة و جلاء کل شبهة؛ در اثنای این کتاب سخنان اعجاب انگیزی در توحید و عدل و تنزیه حق از شباهت به خلق مشاهده می‌شود و آن سخنان طوری است که تشنه را سیرآب می‌کند و برای هر بیماری شفا است، و شبهه‌ها را صفا است». (شریف رضی، 1414 هـ، مقدمه)
با توجه به آیات قرآن و روایات، حاکمیت توحید و نفی شرک به طور کامل، بعد از ظهور مهدی (علیه السلام) محقق خواهد شد. خداوند این حقیقت را در آیه 55 سوره‌ی نور وعده داده است که بدون هیچ گونه شرکی خداوند عبادت می‌شود: «یَعبُدُونَنی لا یُشرِکُونَ بی شَیئاً» و از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که این آیه در مورد امام مهدی (علیه السلام) و اصحابش نازل شده است: «قَالَ نَزَلَت فِی القَائِمِ وَ أصحَابِه» (نعمانی، 1397 هـ، 240)
پس امیرمؤمنان (علیه السلام) با مجموعه‌ی اقدامات خود، توحید و تفکر صحیح توحیدی را در جامعه بسط داده و در عمل اجرا نمودند که اگر این موضوع از منظر تحقق آرمان مهدوی بررسی شود، مشخص می‌گردد که امیرمؤمنان (علیه السلام) در تحقق این بخش از آرمان مهدوی نقش مؤثری داشته‌اند و به خوبی جامعه و بشریت را با تفکر توحیدی ناب و خالص آشنا کرده و بهترین زمینه سازی را جهت تحقق آرمان مهدوی که حاکمیت توحید و نفی شرک است، انجام داده‌اند.
 
2- اقامه‌ی قسط و عدل
امیرمؤمنان (علیه السلام) در اقامه‌ی قسط و عدل در تمامی سطوح و مراتب، جایگاه ویژه‌ای داشته و عدالت در نزد ایشان از اهمیت خاصی برخوردار بوده است که سیره‌ی عملی ایشان بر این نکته گواهی می‌دهد. ایشان هدف از پذیرش حکومت را اینگونه بیان می‌دارند:
«أمَا وَ الَّذِی فَلَقَ الحَبَّة وَ بَرَأ النَّسَمَة لَو لَا حُضُورُ الحاَضِرِ وَ قِیَامُ الحُجَّة بِوُجُودِ النَّاصِرِ وَ مَا أخَذَ اللهُ عَلَی العُلَماءِ ألَّا یُقَارُّوا عَلَی کِظَّة ظَالِمٍ وَ لَا سَغَبِ مَظلُومٍ لَألقِیتُ حَبلَهَا عَلَی غَارِبِهَا وَ لَسَقَیتُ آخِرَهَا بِکَأسِ أوَّلِهَا وَ لألفَیتُم دُنیَاکُم هِذِهِ أزهَدَ عِندِی مِن عَفطَة عَنز؛ بدانید سوگند به کسی که دانه را شکافت و جان را آفرید، که اگر انبوه آن جماعت نمی‌بود، یا گردآمدن یاران، حجت را بر من تمام نمی‌کرد و خدا از عالمان پیمان نگرفته بود که در برابر شکمبارگی ستمکاران و گرسنگی مظلومان سکوت نکنند، افسار شتر خلافت را بر گردنش می‌افکندم و رهایش می‌کردم و در پایان با آن همان می‌کردم که در آغاز کرده بودم. و می‌دیدید که دنیای شما در نزد من از عطسه‌ی ماده بزی هم بی ارزشتر است». (شریف رضی، 1414 هـ، خطبه 3)
مفهومی که در این عبارت نهفته است، از بین رفتن ظلم و ستم و برقراری عدل و عدالت در جامعه می‌باشد که امیرمؤمنان (علیه السلام) از همان ابتدا که حکومت را بدست گرفتند اقدامات خود را برای اقامه‌ی قسط و عدل شروع کردند و در حقیقت برای تحقق عدل در همه‌ی مراتب، که مهمترین موضوع در راستای تحقق آرمان مهدوی محسوب می‌گردد، اقدامات منحصر به فردی را انجام دادند. تأکید بر عدالت فردی و خانوادگی، تقسیم و توزیع عادلانه بیت المال، نهادینه کردن عدالت محوری در بین کارگزاران، از بین بردن قوانین ناعادلانه‌ی خلفای پیشین و عدالت در قضاوت از جمله اقدامات ایشان برای تحقق قسط و عدل محسوب می‌گردد.
از مهمترین مقولاتی که در مورد آرمان مهدوی، توسط اهل بیان شده است، فراگیر شدن قسط و عدل بر روی زمین توسط امام مهدی (علیه السلام) می‌باشد. امیرمؤمنان (علیه السلام) نیز در بسیاری از احادیث به این موضوع اشاره داشته‌اند که بعد از ظهور، زمین از قسط و عدل آکنده خواهد شد. در روایتی اصبغ بن نباته می‌گوید: بر علی (علیه السلام) وارد شدم و دیدم در ‌اندیشه فرو رفته و با انگشت بر زمین خطّ می‌کشند، گفتم یا امیرمؤمنان چرا شما را اندیشناک می‌بینم و چرا بر زمین خط می‌کشید؟ آیا به زمین و خلافت در آن رغبتی دارید؟ فرمود: لا والله، نه به آن و نه به دنیا هیچ روزی رغبتی نداشته ام و لیکن در مولودی اندیشه می‌کنم که از سلاله‌ی من و یازدهمین فرزند من است و در ادامه فرمودند:
«هُوَ المَهدِیُّ الَّذِی یَملَأ الأرضَ عَدلًا و قِسطاً کَمَا مِلِئَت جَوراً وَ ظُلما؛ او مهدیّ است و زمین را از عدل و داد آکنده می‌سازد همان گونه که از ظلم و جور آکنده شده باشد». (کلینی، 1407 هـ 338/1)
حال سؤال در این است که چه وجه اشتراکی بین امیرمؤمنان (علیه السلام) و امام مهدی (علیه السلام) وجود دارد که در هر دو، تاکید زیادی بر موضوع عدل شده است؟ با نگاهی به تاریخ صدر اسلام می‌توان گفت: رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) پس از سالها تلاش و زحمت، جامعه‌ی مسلمین را تا حدی که مورد رضای خداوند بود، رشد دادند و ارزش‌های الهی را در جامعه مسلمین پابرجا ساختند. طبق برنامه الهی قرار بود جامعه، در ادامه‌ی مسیر خود بعد از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) تحت امامت و ولایت علی (علیه السلام) قرار گیرد تا مراحل رشد و ارتقای خود را در درجات بالاتر طی نماید. اما با انحرافی که در جریان امامت و ولایت بوجود آوردند، مسیر جامعه منحرف شده و نه تنها در مسیر خود حرکت نکرد، بلکه فرسنگ‌ها در خلاف مسیر قدم برداشت به طوری که بعد از 25 سال، امیرمؤمنان (علیه السلام) با جامعه‌ای روبرو شد که به علت امارت غیرالهی و از خود ساخته‌ی خلفای پیشین، هیچ شباهتی با جامعه‌ی الهی نداشت و بسیاری از موضوعات از جایگاه حقیقی خود خارج شده و موانع زیادی در مسیر رشد انسان‌ها بوجود آمده بود. به همین دلیل علی (علیه السلام) دو کار اساسی را انجام دادند: یکی آنکه عقب افتادگی جامعه را به سرعت جبران نموده و موانع و حجاب‌های بوجود آمده برای رشد جامعه را از بین بردند و دیگر آنکه با امامت، ولایت و امارت الهی، هر چیز را در جای خود بر صراط مستقیم قرار دادند تا از این طریق جامعه‌ی مسلمین را به درجات بالاتر رشد دهند. همان مفهومی را که خود در مورد عدل فرمودند: «العَدلُ یَضَعُ الأمُورَ مَوَاضِعَهَا؛ عدل امور را در جایگاه خودش قرار می‌دهد». (شریف رضی، 1414 هـ (حکمت 437) در صحنه‌ی عمل نیز به اجرا گذاشتند. همین موضوع نیز برای بشریت تا قبل از ظهور امام مهدی (علیه السلام) اتفاق خواهد افتاد که به خاطر دوری از هدایت الهی، زمین از ظلم و ستم آکنده خواهد شد و به همین دلیل یکی از اهداف مهم امام مهدی برپا کردن قسط و عدل می‌باشد که اولاً موانع و حجاب‌ها از بین رفته و ثانیاً هر چیز در جایگاه حقیقی خود بر صراط مستقیم قرار بگیرد تا بعد از آن با ایجاد این زمینه‌های مساعد، انسانیت انسان و جایگاه حقیقی بشر به کاملترین وجه متجلی گردد.
 

ادامه دارد...
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally