مراحل آفرینش جهان در آیات و روایات 2
در این مقاله سعی شده چگونگی و مراحل خلقت جهان از زبان قرآن و نیز در کلمات حضرت امیر(علیه‌السلام) در نهج البلاغه بررسی شود.
جمعه 21 دی 1397    
بازدید: 87
مراحل آفرینش جهان در آیات و روایات 2
 
 
 

آفرینش جهان در نهج البلاغه
در نهج البلاغه حضرت على (علیه‌السلام) در قسمتى از خطبه اول، درباره چگونگى خلقت جهان سخن گفته است. البته در خطبه‏ 90 و 202 نيز اشارۀ كوتاه به جريان خلقت نموده است. اما در خطبه اول مشروح­تر بيان شده است. بعد از اينكه به اجمال در مورد شناخت و نحوه خلقت خداوند سخن گفته است، در ادامه بطور تفصيل به خلقت جهان هستى توسط خداوند پرداخته و فرموده است:
« أنشأَ سبحانهَ فَتْقَ الأجواءِِ و شَقَّ الأرجاءِ و سَکائک الهوا.» [38] (سپس خدا طبقات فضا را شکافت و اطراف آن را باز کرد و هوای به آسمان و زمین راه یافته را آفرید.»
از این کلام برخی مفسرین نتیجه گرفته­اند که نخستین آفرینش در جهان ماده، آفرینش فضای جهان باید بوده باشد؛ فضایی که کرات آسمانی و منظومه­ها و کهکشان­ها را در بر می­گیرد.[39]
همچنین برخی دیگر با نظر به معنای لغوی «فتق» که عبارت از«فاصله میان دو چیز و شکافتن» [40] می­باشد، بیان کرده­اند کلام حضرت در حقیقت اشاره به آفرینش جدید دارد و منظور از «فتق الاجواء»، فعل و انفعالاتی است که در اجزاء و مواد واقع در فضا صورت گرفته است نه در خود فضا، تا آفرینش جدیدی صورت گیرد. از طرف دیگر، «فتق الاجواء» نشان مى دهد كه جهان يكپارچه ودر يك جا جمع شده بود چون در اين صورت است كه شكافتن و گسترش دادن معنى پيدا مى كند. تا چيزى در يك جا جمع نباشد نيازى به سخن گفتن، از شكافتن وگشودن نيست و چیزی که از وضع سابق به وضع جدید در می آید، آن وضع دومی را أنشا و ایجاد گویند، به عبارت دیگر، مواد و اجزاء پراکنده در فضا که با فاصله های زیاد جاهای وسیعی را اشغال کرده بود، از آن جای وسیع به جا و مکان کوچکتر منتقل شدند و این مواد که بر اثر فشار، از مرکز متراکم شدند، شکاف برداشتند و فاصله­هایی در آنها ایجاد گردید که از آن به ( شق الارجاء) تعبیر شده است و بر اثر این فشار و شکاف، در جاها ی دور و کرانه های نهایی آن بزرگراه­ها بوجود آمدند (سکائک الهواء ). [41]
(ِ فأجری فیها ماءً متلاطماً تیّارُهُ متراکماً زخّارُه حَمَله علی الریح العاصفةِ والزَّعزع القاصفة فأمرها بردِّهِ وسلَّطها علی شَدّهِ وقَرَنها إلی حَدِّه الهواءُ من تحتِها فَتِیقٌ والماءُ من فوقها رفیقٌ. )[42]
در مرحله دوم آفرینش، آب را در این مجموعه که دارای شکاف­هایی بود جاری ساخت، آبی پرموج و پرتلاطم (اين نشان ميدهد كه انرژى جنبشى اين آب بسيار بالا بوده است. دليل حتمى آن هم بايد اين باشد كه اين آب بسيار داغ بوده و دماى آن به ميلياردها درجه مى رسيده است.) وچون آب دارای سنگینی و فشار است و اگر در فضای باز رها شود سرازیر می گردد، خدا ظرفی از طوفان­ها و تندبادها را در زیر آن آبها قرار داد تا نگذارد آبها از آن شکاف­ها سرازیر شود[43] و از (الهواء من تحتها فتیق والماء من فوقها دفیق) فهمیده می شود که مکان­ها و جایگاهایی در زیر آن آب وجود دارد، وباد را فرمان داده است آب را حفظ کند تا به آن مکانها برسد. [44] بعید نیست الفاظی مثل آب و باد وطوفان کنایه از موجوداتی شبیه آب و باد و هوایی که امروز ما می­بینیم می باشد.
(ثم انشا سبحانه ریحا اعتقم مهبها، و ادام مربها، و اعصف مجراها، وابعد منشاها، فامرها بتصفیق الماء الزخار، و اثاره موج البحار، فمخضته مخض السقاء، و عصفت به عصفها بالفضاء، ترد اوله علی اخره، و ساجیه علی مائره، حتی عب عبابه، و رمی بالزبد رکامه، فرفعه فی هواء منفتق ،و جو منفهق، فسوی منه سبع سموات. )[45]
خداوند پس از تندباد اول، طوفانی دیگر ایجاد فرمود که دارای چهار ویژگی بود :
1.اعتقم مهبها : بادی که عقیم و نازا بود. نه ابری بود که به هم پیوندش دهد و باران ببارد و نه گلی که آن را بارور سازد. بلکه تنها ماموریتش به هم آمیختن آبهای متراکم بود.
2.و ادام مربها : بادی که همراه و ملازم آب بود و از آن جدا نمی شد. وزش این بادها مداوم بود و لحظه ای قطع نمی­شد.
3.و اعصف مجراها : بادی که جریانش بسیار قوی و پر قدرت بود و از نظر شدت باید در یک حالت مساوی و یکسان می بود.
4.و ابعد منشاها : بادی که از دوردستها می­وزید. زیرا درازی مسافت بر قدرت و سرعت آن می افزود.[46]
در ادامه حضرت به ماموریت این بادها اشاره می­کنند:
1.فامرها تصفیق الماء الزخاره : دستور داد که آب عمیق و پرفشار فراوان را پیوسته بر هم بکوبد.
2.و اثاره موج البحار : و امواج آن اقیانوس ها را به هر سو به حرکت درآورد. یعنی همانطور که امواج دریاها بالا و پایین می روند و اجزاء و قطرات از آنها به این طرف و آن طرف پراکنده و پاشیده می شود.
3.فمخضته مخض السقاء: این تندباد، آن آب را همچون مشک به هم زد. مانند مشک شیر که برای گرفتن کره به حرکت در می آید و شیرها بر اثر آن حرکت به یکدیگر برخورد می کنند.
4.وعصفت به عصفها بالفضاء : تندباد آن آب را به شدت به سوی فضا بالا برد. این کنایه از نهایت حرکت و سرعت آن آب و مقدمه جهش جدید است.
5.و ترد اوله الی اخره و ساجیه الی مائره : این تندباد قسمتهای نخست این آب را بر آخرش می ریخت و بخش های ساکن را به سوی متحرک می برد. یعنی ممزوج شدن اجزاء آن آب.
6.حتی عب عبابه : تا آنجا که آبها بر روی هم متراکم شدند و بالا آمدند. پس حالت ارتفاع و بالا آمدن پیدا کرد، که در مراحل قبل نبود.
7.و رمی بالزبد رکامه : و این آب متراکم بالا آمده، کف­های خود را بیرون پرتاب کردند.
8.فرفعه فی هواء منفتق و جو منفهق: سپس خدا آن کفها را در هوایی گشاد و فضایی گسترده بالا برد. به نظر می رسد منظور از بالا بردن کف در فضا و هوا، همان بخار باشد همانطور که در قرآن اشاره شده : (ثم استوی الی السماء و هی دخان ) که دخان می تواند همان گاز یا بخار و یا زبد باشد ـ زبد بخاری است که از حرکت آب پدید می آید، منتها تا وقتی که ثقل و غلظت آن بیشتر باشد روی آب می ماند و آن را کف گویند، وقتی که اجزاء هوا در آن غلبه کند و از آب جدا شود آن را بخار نامند ـ بنابراین بیان امام با قرآن درباره آفرینش آسمان هماهنگ است، یعنی بخاری که از آن آب (کف روی آب )، جدا می شود، منشا خلقت آسمانها گردیده و از باقیمانده کف، زمین آفریده شده است.
9.فسوی منه سبع سماوات: و از آن آسمانهای هفتگانه را آفرید و منظم ساخت. [47]
منشور جاودانه وجه شباهت بین دخان و بخار که به جای یکدیگر به کار رفته را در دو چیز می داند:
الف) هردو محسوسند و از نظر حس و مشاهده یکسانند.
ب) در هر دو اجزاء آب وجود دارد اما در بخار، به سبب حرارتی که از حرکت آب پدید می آید، اجزاء آب با هوا مخلوط و متصاعد می گردد. در حالی که در دخان (دود) اجزاء آب به خاطر لطافت آن، از جسم سوخته شده وحرارت جدا می شود و به شکل دود ظاهر می گردد.[48]
همچنین حدیثی از امام علی(علیه‌السلام) نقل شده، که مقصود از دخان را بخار آب معرفی می کند.[49]
(جعل سفلاهن موجا مکفوفا و علیاهن سقفا محفوظا و سمکا مرفوعا بغیر عمد یدعمها ولا دسار ینتظمها ثم زینها بزینه الکواکب و ضیاء الثواقب و اجری فیها سراجا مستطیرا و قمرا منیرا فی فلک دائر و سقف سائر و رقیم مائر. )[50]
در این قسمت چند نکته وجود دارد :
الف) آسمان را به سقف محفوظ تشبیه کرده است، زیرا آسمان از نفوذ و تصرف شیطان جلوگیری می کند.[51]
ب) در معنای «بغیر عمد ترونها»، فخر رازی می گوید، «عماد» آن چیزی است که بر آن تکیه داده می شود و تکیه گاه آسمان هم، قدرت خداست. [52]
ج) علت اینکه به ستارگان ثواقب (سوراخ کننده) گویند این است که با روشنایی خود هوا را سوراخ می کنند و در تاریکی نفوذ می­کنند یا منظور شهاب­هایی است که شیاطین را هدف قرار می­دهند و می رانند و هوا را می­شکافند. [53]
در این کلام مراد از «سراجا مستطیرا» را نیز همان خورشید می­باشد.
بطور کلی می­توان گفت حضرت در این بیان خویش، عالم را به یک خانه تشبیه کرده است که آسمان سقف محکم آن است تا شیطان­ها به آن راه پیدا نکند، و ستارگانی در آسمان وجود دارد که بزرگترین آنها خورشید و ماه است که بترتیب روشنایی روز و شب را فراهم می کنند.
آیات و کلام امام قابل انطباق بر فرضیه های آفرینش جهان است، همانطور که گذشت، جهان در آغاز توده فشرده­ای از گازهای متراکم بود که به علت شباهتش به مایعات، به ماء و دخان هم تعبیر شده است و خدا دو نیروی عظیم را بر آن مسلط ساخت که در نهج­البلاغه به دو باد تعبیر شده است و در علوم جدید به نیروی جاذبه، که از متلاشی شدن توده های گازی جلوگیری می کند و نیروی دافعه، که بر اثر گردش دورانی به دور خود و بوجود آمدن نیروی گریز از مرکز، آنها را بسوی خارج می کشاند که همان تندباد دوم بود، نام برده می شود. و بر اثر گردش دورانی، امواج بزرگی، در آن توده گازی بوجود می آمده، که این امواج به روی هم متراکم و سپس فرو ریخته است، سپس قسمتهای سبکتر ـ که تعبیر به کف شده است ـ به فضای بیرون پرتاب شدند. آنهایی که با شدت بیشتری پرتاب شدند به نقاط بالاتر رفتند که به خاطر نیروی جاذبه نتوانستند به کلی فرار کنند و به صورت سقف محفوظی در آمدند، و آنهایی که شدت کمتری داشتند در نقاط پایین تر قرار گرفتند که امواج کم فشارتری بودند و به موج مکفوف تعبیر شده است. سپس آسمانهای هفتگانه در آن فضا بدون هیچ ستونی، شکل گرفتند. و وجود نیروی جاذبه و دافعه باعث شد که هرکدام از کرات در مکانهایشان قرار بگیرند و قطعات کوچکتر به سمت کرات بزرگتر کشیده شوند و در مدارشان به حرکت در آیند. و ستارگان و ماه و خورشید شروع به تابندگی کنند.[54]
در ادامه امام در خطبه 91 ، به مرحله دیگری از مراحل آفرینش جهان اشاره کرده، می فرماید:
«پس، قسمت‏هاى سركش آب از سنگينى زمين فرو نشست و هيجان آنها بر اثر تماس با سينه زمين آرام گرفت. زيرا زمين با پشت بر آن مى‏غلطيد و آن همه سر و صداى امواج ساكن و آرام شده، چون اسب افسار شده رام گردید.»[55]
سپس می فرمایند :
«خشكى‏هاى زمين در دل امواج گسترده شد و آب را از كبر و غرور و سركشى و خروش باز داشت، و از شدّت حركتش كاسته شد، و بعد از آن همه حركت‏هاى تند ساكت شد، و پس از آن همه خروش و سركشى متكبّرانه به جاى خويش ايستاد.»[56] و بدین ترتیب زمین آماده پذیرش حیات شد.
بخش دیگر این خطبه به موضوع پیدایش کوهها و چشمه­ها می پردازد:
«هنگاى كه هيجان آب در اطراف زمين فرو نشست و كوه‏هاى سخت و مرتفع را بر دوش خود حمل كرد، چشمه‏هاى آب از فراز كوه‏ها بيرون آورد و آب‏ها را در شكاف بيابان‏ها و زمين‏هاى هموار روان کرد.»[57]
بنابر گفته امام ابتدا کوهها بر روی زمین قرار گرفت و سپس چشمه ها، که با فرضیه های زمین شناسان هم همامنگ است، طبق گفته آنان اول پوسته زمین بر اثر سرد شدن، چین خوردگی هایی پیدا کرد و در این چین خوردگی ها حفره های بزرگی بود برای نگهداری آب باران، و از گوشه ای به صورت چشمه جاری می شد. در خطبه، قله های کوه به «عرانین أنوفها» (قسمتهای بالای بینی) تشبیه شده است و این نشان می دهد که در درون کوه قسمتهای خالی وجود دارد که به صورت غارهایی نمایان می شود ومحل ذخیره آبهاست. [58]
سپس به نظم حرکت زمین و آرامش آن به واسطه کوه­ها اشاره می کند:
«و حركت زمين را با صخره‏هاى عظيم و قلّه كوه‏هاى بلند نظم داد، و زمين به جهت نفوذ كوه‏ها در سطح آن، فرو رفتن ريشه كوه‏ها در شكاف‏هاى آن و سوار شدن بر پشت دشت‏ها و صحراها، از لرزش و اضطراب باز ايستاد.»[59]
در این بخش به بیان فایده وجود کوهها می پردازد اینکه بدلیل فرو رفتن ریشه های کوهها در زمین، از زلزله های ناشی از فشارهای درونی زمین، جلوگیری می کند.
«و بين زمين و جو فاصله افكند، و وزش بادها را براى ساكنان آن آماده ساخت، تمام نيازمنديها و وسائل زندگى را براى اهل زمين استخراج و مهيّا فرمود.»[60]
در این مرحله خدا زمین را به هوا یا اکسیژن که برای حیات موجودات ضروری است و همچنین تمام چیزهایی که برای زندگی روی زمین لازم است را آماده کرده است.
اینکه جو به چه معنایی است دو نظریه وجود دارد:
بعضی معتقدند که منظور فضاست، که بنابر گفته استاد مکارم شیرازی صحیح نیست، زیرا فضا، جسم یا ماده نیست تا ایجاد فاصله میان آن و زمین مناسب به نظر برسد؛ نظر دوم اینست که، جو طبقات ما فوق هوا است، مانند لایه ازن، که اگر این لایه نزدیک زمین می بود، نیازهای تنفسی انسان دچار مشکل می شد.[61]
«آنگاه هيچ بلندى از بلندى‏هاى زمين را كه آب چشمه‏ها و نهرها به آن راه ندارد وانگذاشت، بلكه ابرهايى را آفريد تا قسمت‏هاى مرده آن احيا شود، و گياهان رنگارنگ برويند. قطعات بزرگ و پراكنده ابرها را به هم پيوست تا سخت به حركت در آمدند، و با به هم خوردن ابرها، برق‏ها درخشيدن گرفت، و از درخشندگى ابرهاى سفيد كوه پيكر و متراكم، چيزى كاسته نشد. ابرها را پى در پى فرستاد تا زمين را احاطه كردند، و بادها شير باران را از ابرها دوشيدند، و به شدّت به زمين فرو ريختند، ابرها پايين آمده سينه بر زمين ساييدند، و آنچه بر پشت داشتند فرو ريختند كه در بخش‏هاى بى گياه زمين انواع گياهان روييدن گرفت و در دامن کوهها، سبزه ها پدید آمد.»[62]
امام به سه نوع آبیاری اشاره کرده­اند، آبیاری طبیعی که بوسیله چشمه­ها صورت می گیرد، آبیاری که از طریق کشیدن جدول، برای هدایت آب نهرها برای مناطق دور دست، صورت می­گیرد و آبیاری که بوسیله باران صورت می گیرد.
در ادامه به نقش بادها می پردازد، اینکه بادها باعث می شود تا ابرهای پراکنده به هم بپیوندد، سپس ابرها را بر یکدیگر متراکم و فشرده کرده، و در نهایت جرقه های برق، ابرها را در ریزش باران کمک می کند ـ برقها که بر اثر الکتریسیته مثبت و منفی ابرها به وجود می آید و مقدار زیادی از هوای اطراف را جذب می کند که باعث کاهش فشار هوا می شود و در نتیجه ابر آماده بارش می شود ـ و باد، باران را از ابر جدا می سازد ـ به تعبیر امام علی (علیه‌السلام)، بادها شير باران را از ابرها می دوشد ـ و در همه جا پخش می کند. و به این شکل خدا تمام مقدمات را برای آبیاری زمین های خشک فراهم نمود. و به برکت باران، گیاهان و درختان فراوانی می روید و منبع منافع مختلفی برای انسانها می­شود.[63]
«پس زمين به وسيله باغ‏هاى زيبا، همگان را به سرور و شادى دعوت كرده، با لباس نازك گل برگ‏ها كه بر خود پوشيد، هر بيننده‏اى را به شگفتى واداشت. و با زينت و زيورى كه از گلوبند گل‏هاى گوناگون، فخر كنان خود را آراست، هر بيننده‏اى را به وجد آورد، كه فرآورده‏هاى نباتى را، توشه و غذاى انسان، و روزى حيوانات قرار داد. در گوشه و كنار آن درّه‏هاى عميق آفريد، و راه‏ها و نشانه‏ها براى آنان كه بخواهند از جادّه‏هاى وسيع آن عبور كنند، تعيين كرد.»[64]
در ادامه به زیبایی­های طبیعت که ثمره بارش باران است، اشاره می­کند و اینکه بر طرف کننده نیازهای انسان می باشد. یعنی علاوه بر اینکه از گیاهان و میوه ها تغذیه می کنند، از الیاف برای تهیه لباس و فرش، از چوبها برای خانه سازی و از حیوانات برای تأمین انواع نیازهای زندگی، استفاده می­کنند.
و در پایان اشاره دارد به راهها و جاده هایی که برای عبور و مرور انسانها و حیوانات در نظر گرفته شده، و وجود نشانه ها و علامتها، برای راهنمایی انسانها در پیدا کردن راه، مانند رنگ و اشکال مختلف کوهها. [65]
بدین ترتیب خداوند حکیم قبل از آفرینش انسانها همه وسایل زندگی او را فراهم ساخت، از پیدایش آسمان­ها گرفته تا آرام کردن سطح زمین به وسیله کوه­ها، قرار دادن جاده ها در وسط کوهها برای ارتباط دادن انسان­ها در مناطق مختلف و به وجود آوردن چشمه­ها، نهرها و باران برای آبیاری زمین که نتیجه آن روییدن انواع گیاهان برای تغذیه انسانها و حیوانات می باشد. همه اینها از یک سو انسان را متوجه علم و قدرت و حکمت خداوند می کند و از سوی دیگر حس شکرگذاری را در بنده ایجاد می کند.
نتیجه
از مجموع آیات قرآنی و نیز کلمات حضرت امیر(عليه السلام) در نهج البلاغه، دوران­های شش­گانه آفرینش جهان را می­توان به ترتیب زیر دانست:
1- خلق جرمى آب‏گونه همراه هوا که از ميان آن گاز و كفى پديد می­آید و آنگاه از آن زمين آفريده شده است و از دود و گاز آن، آسمان و سیارات پديد آمده­اند؛
2- آرام گرفتن آبهای مواج بر روی زمین و نمایان شدن تدریجی خشکی­ها بر روی آن و پیدایش کو­ها؛
3- جوشیدن چشمه­ها و جاری شدن نهرها بر روی زمین به وسیله بارش باران؛
4- روییدن درختان، گیاهان و پیدایش جنگل­ها؛
5- خلقت موجودات آبزی و خاکی با پیدایش آب و آماده شدن خاک.
 
 
 
پی نوشت:
[38] ترجمه: دشتی، محمد ،نهج البلاغه، موسسه تحقیقاتی امیرالمؤمنین، قم، 1383، ص / 21
[39] مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام، دار الکتب الاسلامیه، چاپ ششم، تهران، 1390، ج / 1، ص / 126
[40] راغب اصفهانی، همان، ص / 623
[41] دین پرور، سید جمال الدین، منشور جاویدانه، بنیاد نهج البلاغه، چاپ اول، تهران، 1390، ج / 1، ص / 71 ـ 70
[42] (ودر آن ابی روان ساخت، ابی که امواج متلاطم آن شکننده بود، که یکی بردیگری می نشست، آب را بربادی طوفانی و شکننده نهاد و باد را به باز گرداندن آن فرمان داد و به نگهداری آب مسلط ساخت و حد و مرز انرا به خوبی تعیین فرمود، فضا در زیر تندباد و آب بر بالای آن درحرکت بود. ) دشتی، همان
[43] دین پرور، همان، ص / 73
[44] ابن میثم بحرانی ،میثم بن علی ،شرح نهج البلاغه ابن میثم، مترجم :محمدی مقدم، قربانعلی، بنیاد پژوهش های اسلامی، چاپ سوم، مشهد ،1385، ج / 1، ص / 298
[45] (سپس خدا طوفانی برانگیخت که آب را متلاطم ساخت و امواج آب را پی در پی درهم کوبید. طوفان بشدت وزید و از نقطه ای دور دوباره اغاز شد. سپس به طوفان امر کرد تا امواج دریاها رابه هر سو روان کند وبر هم کوبد و با همان شدت که در فضا وزیدن داشت بر امواج آب ها حمله ور گردد از اول آن بر می داشت و اخرش می ریخت و آبهای ساکن را به امواج سرکش برگرداند. تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا امدند. امواج تند کف های برامده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا برد، که از آن هفت آسمان را پدید اورد. ) دشتی، همان
[46] دین پرور، همان، ص / 74 و مکارم شیرازی، همان، ص / 138- 139
[47] دین پرور، همان، ص / 76 – 75 و مکارم شیرازی، همان، ص / 140 - 139
[48] دین پرور، همان، ص / 76
[49] علامه مجلسی، بحارالانوار، موسسه الوفا، بیروت، ج / 55، ص / 63، باب / 8
[50] (آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان های بالا را مانند سقفی استوار و بلند قرار داد بی انکه نیازمند به ستونی باشد یا میخ هایی که آنها را استوار کند انگاه فضای آسمان پایین رابه وسیله نور ستارگان درخشنده زینت بخشید و در آن چراغی روشنایی بخش، و ماهی درخشان ،به حرکت در اورد که همواره در مدار فلکی گردنده و برقرار و سقفی متحرک و صفحه ای بی قرار، به گردش خود ادامه دهند. ) دشتی، همان، ص / 23
[51] دین پرور، همان، ص / 78
[52] ابن میثم بحرانی، همان، ص / 316
[53] دین پرور، همان، ص / 80
[54] مکارم شیرازی، همان، ص / 145 ـ 142
[55] دشتی، همان، ص / 117
[56] همان
[57] همان
[58] مکارم شیرازی، همان، ج / 4، ص / 147 ـ 146
[59] دشتی، همان
[60] همان
[61] مکارم شیرازی، همان، ص / 149
[62] دشتی، همان، ص / 119
[63] مکارم شیرازی، همان، ص / 158 ـ 154
[64] دشتی، همان
[65] مکارم شیرازی، همان، ص / 160 ـ 159


فهرست منابع
قرآن کریم
نهج البلاغه
ابن میثم بحرانی ،میثم بن علی ،شرح نهج البلاغه ابن میثم، مترجم :محمدی مقدم، قربانعلی، بنیاد پژوهش های اسلامی، چاپ سوم، مشهد ،1380.
ترجمه: دشتی، محمد ،نهج البلاغه، موسسه تحقیقاتی امیرالمؤمنین، قم، 1383،
حسینی شاه عبدالعظیمی، حسین بن احمد، تفسیر اثنا عشری ،انتشارات میقات ،چاپ اول ،1363، تهران،
دین پرور، سید جمال الدین، منشور جاویدانه، بنیاد نهج البلاغه، چاپ اول، تهران، 1390.
راغب اصفهانی ،مفردات الفاظ القرآن، طلیعه النور، چاپ اول، 1426، قم.
طیب،سیدعبدالحسین،اطیب البیان فی تفسیرقرآن،انتشارات اسلام،چاپ دوم،1378، تهران،
علامه مجلسی، بحارالانوار، موسسه الوفا، بیروت.
قرائتی، محسن، تفسیر نور، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ یازدهم، 1383 ،تهران،
بانوی اصفهانی، سیده نصرت امین، مخزن العرفان در تفسیر قران، نهضت زنان مسلمان، 1361 ، تهران.
مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام، دار الکتب الاسلامیه، چاپ ششم، تهران، 1390.
مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، دار الکتب اسلامیه، چاپ اول، 1374، تهران،
موسوی همدانی، سید محمد باقر، ترجمه تفسیر المیزان، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه، چاپ پنجم، 1374، قم، 
 
 
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally