انتظار و تاثیر آن در آرامش روحي و امنيت رواني 3
در این مقاله به دنبال تبيين مفهومي و بيان حدود معنايي واژه انتظار و تأثير آن بر حالات روحي و رواني آدمي به ويژه « آرامش روحي و امنيت رواني » است. بعبارتی هدف اين نوشته بررسي تأثير انتظار به عنوان يک مفهوم...
پنج شنبه 23 خرداد 1398    
بازدید: 70
انتظار و تاثیر آن در آرامش روحي و امنيت رواني 3
 
نويسنده: علي زينتي
 
 
 
مفهوم شناسي امنيت

امنيت
از نظر لغوي براي امنيت معاني « تامين، آرامش، ايمني، اطمينان، مصونيت، در امان بودن، بي خطر و.. » (15) و يا « نداشتن ترس، در امان بودن از خطر » (16) بيان شده است و به عنوان يک اصطلاح در علوم متعدد همانند جامعه شناسي و علوم سياسي و فقه و علوم تربيتي و روان شناسي مورد توجه و بحث قرار گرفته است. از آن جا که در اين نوشته به امنيت روحي و رواني توجه داريم مفهوم اصطلاحي اين واژه را از ديدگاه روان شناسان بررسي مي کنيم:
برخي روان شناسان در تعريف امنيت مي گويند؛ امنيت عبارت است از: احساس اطمينان و پشت گرمي و عدم خطر و آزادي از ترس و رعب و وحشت و يا اضطراب همراه با توجه و تأمين نيازهاي شخصي ( اوليه ) حال و آينده. (17)

امنيت روحي و رواني (18)
امنيت روحي و رواني گاه به معناي « حالتي که در آن ارضاي احتياجات و خواسته هاي شخص انجام مي يابد » بيان مي شود و گاهي هم به « احساس ارزش شخصي، اطمينان خاطر، اعتماد به نفس و پذيرش از طرف گروه » معنا مي گردد. (19) به بيان ديگر، امنيت روحي و رواني همانا حالت اطمينان و عدم ترس و احساس اعتماد جهت تامين نيازهاي اساسي فردي است. امنيت روحي نياز و يا انگيزه اي اساسي از انگيزه هاي تمام موجودات زنده به شکل عام و انسان به شکل خاص مي باشد.
از ديدگاه روان شناختي ايمني به عنوان يک نياز اساسي اهميت به سزايي دارد. اين نياز مستلزم امنيت، ثبات، حمايت، ساختار، نظم و رهايي از ترس و اضطراب مي شود. ( 20) همه تا اندازه اي نياز داريم که امور ( زندگي )، جرياني عادي و قابل پيش بيني داشته باشند. تحمل عدم اطمينان دشواراست در نتيجه مي کوشيم تا سر حد توانايي به امنيت، حمايت و نظم دست يابيم... نبود امنيت و ثبات کامل ما را دچار ناراحتي مي کند. (21)

نشانه هاي امنيت روحي و رواني
روان شناسان از ديدگاه ها و زواياي متنوع و متفاوت به امنيت روحي و رواني نگاه مي کند: گروهي از انسان گرايان همانند مزلو (22) امنيت روحي و رواني را يک نياز اساسي تلقي و در چارچوبه يک نياز به بيان آثار و نتايج آن پرداخته اند. او از انسان رشد يافته به انسان « خواستار تحقق خود » ياد مي کند که به کمک نيازها توان و استعداد بالقوه خود را به فعليت مي رساند. به عقيده وي شرط اوليه تحقق خود و به فعليت رساندن خويش ارضاي نيازهاي اساسي از جمله « نيازهاي ايمني » است که شامل امنيت، ثبات، حمايت، نظم و رهايي از ترس و اضطراب مي شود. بعد از تأمين نيازهاي اساسي افراد کاملا سالم روي به نيازهاي عالي تر مي آورند. يعني خواستار متحقق ساختن استعدادهاي بالقوه خود و شناختن و فهميدن دنياي پيرامون خود هستند. افرادي که نيازهاي اساسي خود مانند ايمني را بر آورده اند از ويژگي هاي زير برخوردارند:
- روان پريش و روان نژند نيستند.
- به اختلال هاي آسيب شناختي مبتلا نيستند.
- از تمام توان و قابليت هاي خود استفاده مي کنند.
- مي دانند کيستند و کيستند و به کجا مي روند.
- از خود ويژگي هايي را نشان مي دهند که حاکي از سلامت روان و بلوغ آنها مي کند.
- درک صحيح از واقعيت دارند.
- خود و ديگران و طبيعت را آن گونه که هستند مي پذيرند.
- به امور بيرون از خود نيز توجه دارند.
- کنش مستقل دارند.
- نياز به خلوت و استقلال دارند.
- نوع دوست هستند.
- در برابر فرهنگ پذيري مقاومت دارند.
- خوي مردم گرايي دارند. (23)
از ديدگاه آلپورت (24) يکي از معيارهاي و يا ويژگي هاي شخصيت سالم برخورداري از امنيت عاطفي است. به عقيده وي اگر آدمي از احساس امنيت بي بهره باشد نمي تواند در برابر ناکامي ها بدين سان خود پذيرا و بر هيجان هاي و عواطف خويش مسلط باشد. از اين ديدگاه انسان با شخصيت سالم:
-ادراک واقع بينانه از جهان و خود دارد:
- درصد عينيت بخشيدن به خود هست.
- ارتباط صميمانه با خود و ديگران دارد.
- به گسترش مفهوم خود مي پردازد.
- مهارت لازم در انجام وظايف خود دارد.
- براي زندگي فلسفه واحد و اهداف درازمدت قايل است. (25)

مفهوم شناسي اضطراب

اضطراب
براي اضطراب تعاريف متعدد ارائه شده است که در اين جا به دو تعريف عام و فراگير و در عين حال متقن و مورد قبول همه روان شناسان اکتفا مي کنيم:
الف- در تعريف نخست اضطراب به صورت عمومي به يک انتظار به ستوه آورنده که موجب تنش گسترده و موحش مي شود، تعريف مي گردد. « اضطراب يک انتظار به ستوه آورنده است، به منزله چيزي است که ممکن است در تنشي گسترده و موحش و اغلب بي نام، اتفاق افتد. اين حالت به شکل احساس و تجربه کنوني مانند هر اغتشاش هيجاني در دو سطح همبسته رواني و بدني در فرد پديد مي آيد ». (26)
در تعريف ديگر، اضطراب به ترس ناشي از به خطر افتادن يکي از ارزش هاي اصولي تعريف مي شود. اين گروه مي گويند: اضطراب عبارت است از: « ترسي که در اثر به خطر افتادن کسي از ارزش هاي اصولي زندگي شخص ايجاد مي شود ». (27)
اضطراب مستلزم مفهوم ناايمني يا تهديدي است که فرد منبع آن را به وضوح درک نمي کند در حالي که اصطلاح ترس به احساسي پوشش مي دهد که در مقابل يک شيء معين خطرناک محسوب مي شود.

طبقه بندي انواع اضطراب
اضطراب در اولين تقسيم بندي به سه قسم اصلي تقسيم مي شود:

الف ) اضطراب مزمن
اضطراب مزمن عبارت است از يک ناراحتي کم و بيش دائم در سطح رواني، جسماني و ياارتباطي (28) از ديدگاه برخي روان شناسان اضطراب هم مي تواند حالتي از بودن باشد و هم صفتي براي شخصيت.
به بيان ديگر، اضطراب در نتيجه اوضاع و احوال تهديد کننده و يا فشار زا درجاتي از اضطراب را تجربه مي کنيم، اين حالت اضطراب است، اما افرادي هم هستند که اضطراب در آنها به صورت يک صفت يا يک عمال شخصيت در آمده است. اين نوع افراد اضطراب مزمن دارند. (29) براساس تعريف فوق که اضطراب مزمن را اضطراب در سطح شخصيت و به عنوان صفت فراگير و پايدار معرفي مي نمايد، مي توان به نام ديگر اين اضطراب در ديدگاه برخي از دانشمندان روان شناس پي برد. اين گروه از روان شناسان از اين اضطراب به « اضطراب اساسي » نام مي بردند و در توصيف آن مي گويند: اضطراب اساسي ( مزمن ) يک احساس فراگير مخفيانه و فزاينده تنهايي و درماندگي در يک جهان متخاصم است که نقش مهم در تمامي ارتباط هاي فرد دارد. با وجود تاثير فراگير فرد در برابر اين حالت تسليم نمي شود و با به کارگيري مکانيسم هاي متعدد دفاعي به محافظت از خود در برابر اين اضطراب برمي خيزد. هدف از به کارگيري اين مکانيزم هاي دفاعي به دست آوردن احساس ايمني و قوت قلب و به تعبير ديگر راهي براي کسب سعادت مندي و آرامش مي باشد. (30)

ب ) اضطراب حاد
اين نوع اضطراب، محدود و آغاز و پايانش ناگهاني است. اين حالت در برابر رويدادهاي ناگهاني يا موقعيتي خاص بروز مي کند. اين حالت به منزله علامت يک ترس کم و بيش هوشيار از رها شدن و از دست دادن محبت... و يا ( مواجه ) يا خطري جسماني ( معلوليت و مرگ ) و بحران آشکار مي شود. (31)

ج ) اضطراب موقت
اين نوع اضطراب، شبيه اضطراب حاد مي باشد با اين تفاوت که جنبه موقت دارد. تداوم آن به اضطراب اطرافيان وابسته است و در محدوده اي از ريخت هاي شخصيتي مشاهده مي شود. (32)

نشانه هاي اضطراب
نشانه ها را در دو سطح کلي و جزيي مي توان مورد توجه قرار داد و در اين جا با توجه به تقسيم بندي بالا ابتدا طبق تفکيک فوق به بيان برخي تفکيکي علائم و نشانگان اساسي در سطح رفتاري و ذهني و شناختي و انگيزشي اشاره مي کنيم و سپس به بيان ويژگي هاي کلي اضطراب مي پردازيم:

نشانگان طبقه بندي شده

اضطراب مزمن
اضطراب مزمن با نشانگان رفتاري و ذهني زير قابل شناخت است؛ شخصي که داراي اضطراب مزمن است، به آساني تحت تاثير احساس ها قرار مي گيرد، نسبت به ديگران مظنون است، خود شماتت گر و دلواپس است و خودپنداره ناقص دارد و نگران و تحريک پذير مي باشد. (33)

اضطراب حاد
اضطراب حاد با علائم زير قابل بازشناسي است؛ از دست دادن توانايي مهار و ناآرامي هاي کم و بيش مهار نشده و شديد، بهت زدگي و گاهي اوقات حرکات نامنظم و زايد و وحشت زدگي شديد و تعريق و لرزش و بالاخره درجست و جوي پايگاه ايمني بخش. (34)

اضطراب موقت
با توجه به تعريف ارائه شده از اضطراب موقت اين نوع اضطراب يا همان علائم اضطراب حاد قابل بازشناسي مي باشد با اين تفاوت که طبق تعريف مدت آن کوتاه است.

نشانگان کلي
نشانگان کلي اضطراب به قرار زير قابل گزارش است:
- خشم، آن هم به صورت مکرر.
- ناتواني در مهار خود و به تبع تخريب گري و ويران گري.
- فزون کنشي و ناتواني در تمرکز.
- اختلال هاي حرکتي مانند حرکات بي نظم و لرزش.
- تغييرات فيزيولوژيکي همانند تغيير ضربان قلب، افزايش فشار خون، بحران هاي تنفسي و...
- اختلال هاي جسماني مثل ادرار بي اختيار و خواب و بيداري بي موقع و وحشت زدگي در خواب و بيداري.
- خودبيماري پنداري و ترس از درمان ناپذيري و احساس وقوع خطرغيرقابل کنترل قريب الوقوع
- بازداري ارتباطي و رفتارهاي اجتنابي و وابستگي
- اختلال در سطح تمرکز و حافظه

عوامل مؤثر بر اضطراب
با توجه به اهداف نوشته به صورت کلي به برخي از عوامل مؤثر بر اضطراب اشاره مي کنيم:
4-1- خانواده؛
4-2- وراثت؛
4-3- محيط اجتماعي و تربيتي؛
4-4- آسيب هاي زيستي؛
4-5-ترس هاي آموخته شده؛
4-6- نظام فکري و اعتقادي. (35)

رابطه انتظار و سطح ايمني
همان گونه که در آغاز گفته شد هدف اصلي اين نوشته پاسخ به اين سوال است که: انتظار، سطح ايمني و امنيت روحي و رواني را افزايش مي دهد و يا موجب کاهش و افت سطح روحي و رواني مي گردد؟ و به بيان ديگر و براساس ارتباط امنيت رواني با بهداشت روان آيا انتظار به بهداشت روان آسيب مي رساند و يا موجب ارتقاي سطح بهداشت روان مي گردد؟
قبل از پرداختن به جواب لازم است به نقش و اهميت « امنيت روحي و رواني » اشاره کنيم؛ « امنيت » از مهم ترين نعمت هاي الهي به بشر و هر موجود داراي روح و روان و برخوردار از نيروي درک و شعور است. بدون ترديد فارغ از اين نعمت بزرگ بي بديل تمام نعمت هاي ديگر نقمت و زحمت است. انساني که از اين نعمت محروم و بي بهره باشد از تمام نعمت هاي ديگر نيز بي بهره است؛ گرچه در انبوه نعمت هاي ديگر غرق باشد. چون اين نعمت زمينه بهره مندي از ديگر نعمت ها را فراهم مي آورد. در کنار اين واقعيت بي ترديد نکته ديگر آن است که از بين انواع مختلف امنيت، همانند امنيت نظامي، امنيت اقتصادي، امنيت قضايي، امنيت اجتماعي و... بدون شک امنيت روحي و رواني از اهميت و جاي گاه بسيار بالايي برخوردار است. در سايه امنيت روحي و رواني است که ديگر انواع امنيت معنا و مفهوم پيدا مي کند. انسان محروم از امنيت روحي و رواني آن چنان خود و زندگي خويش را باخته است که، اگر از ديگر نعمت ها برخوردار هم باشد از آنها نمي تواند استفاده نماييد. او در تارهاي تو در توي يأس و نااميدي مستأصل کننده خود را گرفتار مي بيند، و لذا تمام نعمت ها برايش نقمت و مايه دردسر است. اما در برابر انسان برخوردار از اين نعمت- هر چند به صورت توهمي باشد- تنها يک نعمت ندارد، بلکه خود را منبع انواع انرژي حياتي و توان مندي هاي انساني مي بيند. امنيت رواني افزون بر اين که حيات او را تامين مي کند، نيروي تداوم حياط به وي مي بخشد تا آرمان ها و اهداف زندگي خود را با شادي و نشاط تعقيب نمايد و آرمان ها و آرزوهاي فردي و اجتماعي و ديني و دنيوي و... محقق سازد.
اينک بعد از بيان اجمالي نقش و تاثير امنيت روحي و رواني در زندگي فردي و اجتماعي به سراغ پاسخ به سوال اصلي تحقيق مي رويم:
جهت پاسخ به سوال اصلي نوشته دو مسير پيش روي ما قرار دارد:
- جست و جوي جواب در لابه لاي عوامل کلي مؤثر بر امنيت روحي و رواني؛
منظور از اين راه اين است که ببينيم آيا دانشمندان روان شناس در بين عوامل مؤثر بر امنيت روحي و رواني آيا به گونه اي عام و يا خاص به اعتقادات مذهبي و يا مثلا اعتقاد به مهدي موعود و يا مانند اين به عنوان عامل مؤثر در بهداشت روان و يا امنيت رواني اشاره نموده اند يا نه؟ و يا به تعبير عام و فراگير در بين يافته هاي دانشمندان سرنخي از ارتباط بين سطح ايمني و باورهاي مذهبي مانند موضوع انتظار و... مي توان يافت؟
- بررسي همبستگي تحليلي بين عامل امنيت روحي و رواني و عامل اعتقاد به ظهور منجي - انتظار-. (36)
بر اين اساس طي دو مرحله به جواب سوال خواهيم پرداخت:
- در گام نخست به عوامل شناخته شده مؤثر در امنيت روحي و رواني مي پردازيم تا ببينيم آيا در بين آنها به شکلي -مستقيم و غير مستقيم- به عامل اعتقادات ديني و مذهبي پي برده اند يا نه؟
- در گام دوم از طريق همبستگي مفهومي دو واژه امنيت روحي و رواني و انتظار در پي به دست آوردن ارتباط اين دو مفهوم با همديگر و تاثير و تأثر متقابل آن دو خواهيم بود.

مرحله اول:

عوامل مؤثر بر امنيت روحي و رواني
احساس ايمني احساسي است اکتسابي و در سال هاي اول زندگي توسط محيط خانواده و افرادي که در زندگي نقش مهمي دارند در کودک ايجاد و تکامل مي يابد و در ادامه در دوران هاي بعدي زندگي به کمک عوامل متعدد ديگر رشد و تکامل پيدا مي کند. در مجموع و بدون در نظر گرفتن مقاطع مختلف سني عوامل اساسي و کلي مؤثر بر احساس ايمني عبارتند از:
- خانواده
- انتظارات*
- اهداف زندگي*
- همانند سازي (37)*
- محيط خارج خانواده ( محيط اجتماعي ) (38)
- نظام ارزشي* (39) يا تحرک در نظام ارزشي (40) ارزش هاي هستي (41)
- شناخت و سطح شناختي
از بين عوامل فوق چهار عامل معين شده ( * ) به صورت مستقيم و يا غير مستقيم با موضوع نوشته ارتباط پيدا مي کند که به بررسي يکايک آنها مي پردازيم:

- انتظارات
منظور از انتظارات در اين جا همانا توقعاتي است که آدمي از ديگران آنها را فرا گرفته و به تدريج در وي رشد کرده و با درون فکني، او آنها را از خود مطالبه مي کند. ( 42) آدمي بعد از تعقيب اين انتظارات آنها را محقق مي سازد. تحقق اين انتظارات موجب احساس ايمني مي گردد. همان گونه که اگر نتواند اين انتظارات را برآورد احساس ناايمني مي نمايد.
حال در اين ميان انسان منتظر در نگاه به الگوهاي ارائه شده از رفتار و افکار و ارزش هاي شخص منتظر در احاديث و روايت براي خويش شاخصه هاي رفتاري و شناختي و انگيزشي را تعريف مي نمايد و با تکرار و تجليل ذهني خود آنها را براي خويش درون فکني مي کند و هميشه درصدد رعايت آن شاخصه ها و متخلق ساختن خود به آن رفتارها و اعمال است. وي هر اندازه که بيشتر بتواند استانداردهاي ارائه شده در آيات و روايات را رعايت و خود را به الگوي ارائه شده از حضرت بقيةالله الاعظم شبيه سازد و خود را به آن عزيز هستي نزديک تر نمايد و در تحقق انتظارات خويش موفق تر شمارد، به تبع بيشتر احساس ايمني مي کند. و برعکس اگر در برآورده ساختن اين انتظارات احساس شکست کند، احساس ناايمني وجود او را فرا خواهد گرفت.
به بيان ديگر او بر اين باور است که بين انسان منتظر با انسان هاي ديگري که به انتظار اعتقاد ندارند تفاوت وجود دارد. لذا او به عنوان انسان منتظر در برابر اعتقاد به مهدي موعود و امام منتظر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) براي خود دو گونه مسئوليت و تکليف را تعريف و خود را در برابر هر دو نوع تکليف، مکلف مي داند:
1- انجام وظايف و مسئوليت هاي متوجه منتظر؛
2- زمينه سازي براي ظهور امام منتظر.
پس منتظر بودن دو دسته انتظار و به بياني دو گروه مسئوليت متوجه شخص منتظر مي نمايد. او هم بايد انتظارات متوجه خودش را برآورد و هم انتظارات متوجه جامعه و اجتماع را با زمينه سازي محقق سازد.
بر پايه اين اعتقاد با مراجعه به آيات و رواياتي که بيانگر شرح وظايف و اوصاف انسان هاي منتظر است و وظايف آنها را بيان مي کند و يا با مشاهده افرادي که وي آنها را منتظران واقعي مي شمارد، الگوي عيني و تجسمي واقعي از شخص منتظر را در ذهن و دل خود درون فکني مي نمايد و لحظه لحظه عمر و زندگي خود را در آرزوي منتظر واقعي بودن سپري مي سازد و هميشه در پي تحقق اين اوصاف و ويژگي ها در رفتار و اعمال و ذهنيات و... خود است. آن گاه که اين اوصاف و ويژگي ها را در خود محقق مي بيند احساس خرسندي و امنيت مي کند. خرسند است از اين روي که به آرزوي خويش رسيده است و آن گونه که آن الگوي الهي و آسماني دوست مي دارد و امام و مقتداي او خواسته زندگي مي کند و به بياني همانند انساني زندگي مي کند که انتظارش برآورده شده است.
پر واضح است که اگر امنيت خاطري وجود دارد نصيب فردي مي شود که به انتظاراتش رسيده است و با خواسته هايش هم آغوش شده است والا انساني که از خواسته هايش دور افتاده در دغدغه انتظاراتش به سر مي برد و آرام و قرار ندارد.
جز شخص منتظر کسي نمي تواند احساس امنيت مي کند چون او به اوصاف و ويژگي هايي مطلوبش که براي او ارزش مي باشد و آينده او را تامين مي کند دست يافته است.
از سوي ديگر در پرتو انجام مسئوليت دوم و تلاش براي زمينه سازي ظهور به نعمت رضايت امام منتظر نايل مي گردد، اين احساس امنيت و خاطر آسوده داشتن مضاعف مي گردد. به خصوص که آن امام منتظر قدرت هستي را در کف دارد و رضايت او آينده اي درخشان و پرسعادت را براي شخص منتظر تامين و تضمين مي کند. آيا اين تضمين و تامين بي ترديد و مستحکم مي تواند امنيت آفرين نباشد!؟ همه در پي چنين تضمين و تاميني هستند که در آن تخلف راه نداشته باشد.
شخص منتظر هم به نداي دل و درون خود جواب داده و توقع دروني شده را برآوده است و خواسته خود را برآورده شده مي بيند. اين خواسته اگر بي بها باشد، تامين و تحقق آن براي صاحبش مايه خرسندي و موجب احساس امنيت مي گردد تا چه رسد به آن زمان که خواسته و آرزويي پربها و بي بديل باشد. از جانب ديگر انجام مسئوليت زمينه سازي ظهور که خود انتظار دروني شده ديگر است عامل مستقلي براي تحصيل رضايت محبوب و رسيدن به امنيت خاطر مي شود.
بنابراين اعتقاد به امام مهدي و ظهور حضرتش (عجل الله تعالي فرجه الشريف) به عنوان انتظار و عقيده دروني شده نه تنها موجب اضطراب نمي شود بلکه امنيت خاطر پايدار را براي افرادي که در مسير اين عقيده گام بردارند به ارمغان مي آورد.

- همانند سازي
آدمي آن گاه که در اجتماع و ارتباط با ديگران قرار مي گيرد به شکلي از اين ارتباط تاثير شناختي و فکري و عاطفي و رفتاري و... مي پذيرد و از لابه لاي اين تاثير و تاثر ساختار اوليه شخصيت او شکل مي گيرد و به تدريج خود پنداره و جهان بيني و نگرش وي نسبت به زندگي و ديگران تعيين مي شود.
مسلمان معتقد به انديشه مهدويت و به حکم اين که در انتظار به سر مي برد نمي تواند به هر رفتاري اقدام نمايد و خود را منتظر نيز بداند. منتظر بودن او را ملزم مي سازد ظاهر و باطن و درون و برون و خانه دل و فضاي زندگي خويش را طوري تنظيم نماييد که آن امام منتظر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) مي پسندد، او هر چه بيشتر خود را با آن امام منتظر (عليه السلام) همانند سازد و بيشتر خود را به آن امام همام نزديک مي سازد و در اين نزديکي وي، بيشتر احساس امنيت مي نمايد.
به بيان ديگر، التزام مسلمان به آيين مسلماني وظايفي را بر عهده وي مي گذارد. رکن و اساس اين احساس التزام و تعهد در اين انديشه نهفته است که اگر به تعهد و وظيفه خويش عمل ننماييد دين و آيين خود را از دست داده مي داند و بنيان مسلماني خويش را بر انجام اين نوع تعهدات مبتني مي داند. لذا در اولين اقدام براي جواب دادن به اين احساس دروني و تعهد ايماني، وي بايد خود را به الگوهاي ديني نزديک و همانند سازد. چون اين همانند سازي را زمينه ساز تحقق آن احساس ديني و تعهد دروني شده مي بيند، لذا به همانند سازي لحظه به لحظه با معيارهاي ديني و ايماني ارائه شده مي پردازد. به بيان ديگر او با اين همانند سازي خود را مسلمان مي شناسد و احساس مي کند که به هدف و نقطه مطلوب رسيده است. يک نمونه عالي و بدون ترديد براي تحقق اين هدف همانا همانند سازي با الگويي زنده و در دسترس يعني امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) مي باشد. براي همين منظور او رفتار و تفکر و حتي انگيزه خود را با الگوي در اختيار تطبيق مي دهد. با اين همانند سازي او به هدف خود مي رسد و تعهد ديني و ايماني خود را انجام شده احساس مي کند. بدون ترديد انجام مسئوليتي چنين خطير و سرنوشت ساز افزون بر اين که موجب شادي و نشاط مي گردد بلکه احساس امنيت و آسودگي خاطر عميق را به دل و جان اين فرد هديه مي دهد. بي ترديد شادي و نشاطي برتر از اين نمي توان در زندگي خود سراغ گرفت که يک انسان به واسطه تعهد ايماني با برترين الگوي اخلاقي و ايماني و رفتاري و انگيزشي خود را همانند ببيند و خود را به شکلي بيارايد که او مي پسندد.
تاثير اين همانند سازي با امام منتظر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) يک بعد احساس خرسندي بود که بيان شد اما به تقليد از امام (عليه السلام) درصدد تطبيق رفتاري و فکري و حتي انگيزشي با آن امام همام برآمدن خود تاثير مستقل ديگري در رسيدن به انسان به تکامل روحي و اخلاقي و از جمله آرامش روحي و رواني دارد که بايد مورد اهتمام قرار گيرد؛ چون در پرتو اين همانندسازي با آن مقتدا در اول وقت نماز به جا مي آورد، نماز با حضور قلب مي خواند و نيت خود را پاک و الهي مي سازد و ... به اعمال ديني و آداب و مناسک مذهبي مي پردازد که خود سبب مستقلي براي رسيدن به اطمينان خاطر و آرامش روحي و رواني که بايد تفصيل اين نوع اعمال را در تک تک آنها بررسي نمود که چسان نماز و روزه و حج و جهاد و...الهي و با نيت پاک موجب آرامش روح و روان مي گردد.
بنابر اين همانندسازي از دو طريق موجب آرامش مي گردد:
- نفس همانند شدن و شبيه شدن با الگو و مقتدا؛
- اعمالي که به کمک آنها همانند سازي رخ مي دهد.
خوب است به تفاوت « همانند سازي » و « انتظارات » به عنوان عنصر مستقل و مؤثر در انتظار و احساس ايمني اشاره کنيم تا مرز اين دو باز شناخته شود و يک عنصر تلقي نگردد. همان گونه که از تعريف اين دو عامل به دست مي آيد در « همانند سازي » توجه منتظر به شبيه سازي خود با شخص آن امام همام (عجل الله تعالي فرجه الشريف) است و درصدد است در رفتار و فکر و انگيزه به همان گونه باشد که آن امام (عليه السلام) مي پسندد در حالي که در عامل « انتظار » توجه به شخص منتظر است و الگويي که از انسان منتظر در ذهن خود دروني نموده است. به هر حال در يکي سخن از همانندي با امام منتظران است - « همانند سازي »- و در ديگري- « انتظارات » - سخن از همانندي با منتظران است و همانند امام بودن، غير از همانندي با منتظر امام است، نگاه به آسمان امامت غير از نگاه به الگوهاي زميني است.
 
 
 
ادامه دارد...
 
 
پی نوشت:
15- لغت نامه دهخدا، ص 1376.
16- انوري 1381، ص 571.
17- ربر 1995، ص 697.
18- Security.
19- شعاري نژاد، فرهنگ علوم رفتاري، ص 394 و 395.
20- دوان شولتز، روان شناسي کمال، ترجمه کريمي و همکاران، ص 364.
21- همان،ص 93.
22- Abraham H. Maslow.
23- همان، ص 90-112.
24- Gordan Allport.
25- همان، ص 12-23.
26- دادستان 1376، ص 60 و 61.
27- سعيد شاملو، بهداشت رواني، ص 174.
28- دادستان، 1371، ص 63.
29- دوان شولتز، نظريه هاي شخصيت، ترجمه کريمي و همکاران، ص 301.
30- همان، ص 177-179.
31- دادستان، 1371، ص 64 و 65.
32- همان، ص 65.
33- دوان شولتز، نظريه هاي شخصيت، ترجمه کريمي و همکاران، ص 301.
34- دادستان، 1371، ص 65.
35-شاملو، بهداشت رواني، ص 141 يا تلخيص و پور افکاري، 1382، ج2، ص 341.
36-منظور مفهوم انتظار طبق تعريف ارائه شده در همين تحقيق است.
37-Identification.
38- سعيد شاملو، بهداشت رواني، ص 145-151.
39- چاهن 1990.
40- حمزه گنجي، بهداشت رواني، ص 18 و 19.
41- مزلو، 1977، ص 98.
42- سعيد شاملو، بهداشت رواني، ص 147.
 
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally