اثبات عقیده مهدویت از منظر اهل سنت و جماعت 3
در این مقاله پس از آشنایی با اسامی منکرین احادیث مهدی، به آراء و نظرات­شان پرداخته شده و به شبهات اساسی که این منکرین به آنها متمسک شده و با استناد به آنها، این عقیده اصیل را منکر گشته­ اند، جواب علمی...
چهارشنبه 19 تیر 1398    
بازدید: 71
اثبات عقیده مهدویت از منظر اهل سنت و جماعت 3

سید محمد فیاض صادقیان تالشی




مهدویت در ادیان سابق

از جمله مسایلی که در این رابطه مطرح می­شود، این است که بدانیم این عقیده فقط مخصوص دین اسلام نیست. نباید این طور تلقی گردد که اسلام در تشریع این عقیده دست به یک نوع نوآوری و بدعت در بین ادیان آسمانی زده که نسبت به دیگر ادیان بی نظیر و بی مانند است. همۀ افراد طبق فطرت ذاتی خود امیدوارند روزی فرا رسد که جهان بشریت در پرتو ظهور رهبری الهی و آسمانی و با تأیید و عنایت الهی از ظلم ظالمان و ستم ستمگران نجات یافته و شور و بلوا در جهان پایان پذیرد و انسان‌ها از وضع فلاکت­بار موجود دنیا نجات یافته و از نابسامانی، ناامنی و تیره‌روزی خلاص یابند و سرانجام به کمال مطلوب و زندگی شرافتمندانه‏ای که شایستۀ مقام انسانی است، نایل آیند. به همین دلیل است که در تمام ادیان و مذاهب مختلف جهان، سخن از مصلحی است که در آخرالزمان ظهور خواهد نمود و به جنایت‌ها وخیانت‌های انسان‌ها خاتمه خواهد داد و شالوده حکومت واحد جهانی را بر اساس عدالت و آزادی واقعی بنیان خواهد نهاد و تمام پیامبران و سفیران الهی در این زمینه به مردم با ایمان جهان، نویدهایی را داده‏اند.

 ایمان داشتن به ظهور مصلح دینی جهانی و برپا شدن دولت عدل الهی در سراسر زمین، از نقاط بارز و روشن تمامی ادیان و ملت‌هاست و آنچه از اختلافات وجود داشته و دارد، همان اختلاف در هویت ظاهری این مصلح دینی جهانی است که هدف‌های تمامی ‏پیامبران را تحقق خواهد نمود.

دکتور محمد مهدی خان (از رجال بزرگ دولتی و رئیس الحکمای ایرانی آذربایجانی تبریزی بود که در قاهره ساکن بود) آراء و نظریات شش دین از ادیان معروف را در مورد ظهور پیامبر خاتم، و سپس ظهور مصلح جهانی، در باب‌های شش گانه اول از کتاب خود به نام «مفتاح باب الأبواب» جمع کرده و بیان نموده است که هر یک از این ادیان، آمدن مصلح الهی را در آینده یا در آخرالزمان بشارت داده­اند. او می­آید تا جهان را اصلاح نموده و ظلم و ستم و بدی را از بین ببرد و خوشبختی منتشره را برای جوامع بشری تحقق بخشد.

این حقیقت از حقایق واضح و آشکاری است که هر کسی که عقیده به مصلح جهانی را خوانده و یا تحقیق نموده باشد، بدان اقرار دارد؛ حتی کسانی که صحت این عقیده را به کلی منکر شده و یا در صحت آن مشکوک بوده‏اند؛ همانند برخی از مستشرقین چون گلد زیهر در کتابش با نام «العقیدة و الشریعة فی الإسلام». وی معترف بود که این عقیده، عقیده‏ای بسیار ریشه‌دار و کهن در تاریخ دینی است که حتی در قدیم از کتب ادیان مصر، چین، مغول، بوداییان، آتش­پرستان، هندی‏ها، حبشی‏ها به غیر از سه دین بزرگ جهانی اسلام، مسیحیت و یهودیت، وجود داشته است. اگر ملاحظه‏ای به عقاید این ادیان در مورد مصلح جهانی بیندازیم، می‏بینیم که این عقیده به نصوص واضح در کتب مقدس قدیمی‏استناد داده شده است و نه آنچه که علماء به تغییراتی اشاره می‌کنند.

این ملاحظه و توجه، ریشه‌دار بودن این عقیده و نیز نمونه واضح و مشترک را در دعوت‌های پیامبران ظاهر می‏نماید، به طوری که دعوت هر پیامبر و تمامی دعوت‏های دینی بزرگ، گامی‏ برای زمینه‌سازی ظهور مصلح دینی جهانی است که اهداف این دعوت‌ها را به کلی تحقق خواهد بخشید. دادن بشارات به ظهور این مصلح جهانی، دارای تأثیرات بسزایی در شکل‌گیری این دعوت‌ها بوده و نیز عاملی مهم بر وادار نمودن پیروان پیامبران برای تحریک در مقابل تحقق بخشیدن به اهداف رسالت­شان و نیز تلاش در به وجود آوردن جوامع بشری برای رسیدن به هدف‌های تمامی دعوت‌های پیامبران در عصر نجات دهنده دینی-جهانی بوده است. بر این اساس بشارت دادن به این عقیده، جزء عنصر مهم و اساسی در نصوص مختلف دینی و دعوت‌های الهی بوده است. از این رو است که هر پیامبر و رسولی از جانب خداوند، بشارت به ایشان ‏داده است و بنابراین پیروان تمامی‏ادیان آسمانی از دیر باز منتظر ظهورش بوده­اند.

ایمان داشتن به ظهور مصلح در نزد یهودیان ثابت بوده و در تورات و دیگر مصادر دینی معتبرشان مدون است. همچنین بسیاری از محققین معاصر خصوصاً در جهان غرب مثل سناتور امریکایی، بول فنرلی در کتاب معروفش با عنوان «من یجرء علی الکلام» و نیز گریس‏هالسیل، نویسنده و روزنامه‌نگار و محقق امریکاییدر کتابش با نام عربی «النبوءة و السیاسیة»، به طور مفصل در مورد این عقیده در نزد یهودیان سخنانی رانده‌‏اند. همچنین قسیس آلمانی، کارل فندرز (از علمای بارز پروتستان که در قرن هجدهم برای دعوت و تبشیر به شرق اسلامی آمد) در کتابش با نام «سنجش حقیقت»، که به زبان فارسی است، می‌گوید: «ایشان برای برپا داشتن دولت عادل جهانی به قدرت و شمشیر پناه خواهند برد.» (فندر، 1934: 145) این همان اعتقاد جاری در نزد گروه‌های مختلف مسیحی است.

نویدهای آمدن این مصلح بزرگ جهانی و بشارت بر قدومش، در تمام کتب مذهبی اهل ادیان مانند کتاب زند، کتاب جاماسب، کتاب شاکونی، کتاب جوک، کتاب دید براهمه، کتاب باسک، کتاب حکی نبی، کتاب مکاشفات یوحنای لاهوتی، کتاب دادنگ، کتاب ضفیانی نبی، کتاب وحی کودک، کتاب اشعیاء، کتاب پاتکیل، کتاب دانیال نبی، انجیل متی، انجیل لوقا، انجیل مرقس و سایر کتاب‌ها و الواح ذکر شده است. در همۀ این کتاب‌ها، نویدها و بشارت‌های ظهور مهدی به عبارات و مضامینی که همه اصالت و حقیقت مهدویت را تأیید می‌کنند و آن ‌را یک عقیده عمومی مشترک بین همۀ امت‌ها و ملت‌ها می‏دانند، به روشنی بیان شده است.

اگر چه غیر از قرآن کریم، همه کتاب‌های دیگر آسمانی مورد دستبرد و تحریف قرار گرفته است، ولی باز هم مطالبی در آن‌ها دیده می‌شود که از دستبرد دیگران مصون مانده و در آن‌ها عبارات و جملاتی از آمدن مصلح جهانی به چشم می‏خورد. البته به علت خوف از اطاله بحث، از آوردن تمام آن مطالب معذور مانده و خوانندگان گرامی را برای تحقیق بیشتر و اطمینانی افزون به مطالعه متن این بشارات در کتب مقدس اهل ادیان و ملل، به کتاب «ظهور حضرت مهدی از دیدگاه اسلام، مذاهب و ملل جهان» و دیگر کتاب‌های به چاپ رسیده دعوت می‏نمایم (هاشمی، 1380: 273- 356).

در این کتب از این مصلح بزرگ و نهایی جهانی با نام های مختلف نام برده می­شود، اما نکته قابل توجه‌ای که در خلال مطالعه این ‌نام وجود دارد این است که تنها وجه اختلاف این اسامی و نام­ها فقط در ظاهر اسامی‏آن‌هاست که به الفاظ مختلف در این کتاب‌ها وارد شده است؛ والا هر چند تعبیرات مختلف است، ولی هر یک از این نام­ها بر معانی اطلاق می­شود که دلالت بر منجی و موجود آخرالزمان دارد.

چرا مهدی می‏آید ...؟!

نگاهی گذرا به تاریخ تمدن کنونی، این حقیقت را به خوبی روشن و مسلم می‏سازد که بشر امروز، نه تنها با پیشرفت سریع و روزافزون علم و دانش، خود را خوشبخت و کامیاب نمی‏بیند؛ بلکه بالعکس با تمام وجود، درماندگی و سرخوردگی و سرگردانی خود را درک می‌کند و خود را بی‌پناه دیده و بر زندگی ماشینی و تمدن صنعتی لعنت می‏فرستند؛ چرا که همۀ گرفتاری‌ها، نگرانی‌ها، درگیری‌ها و ستم‏ها را معلول همین تمدن صنعتی و زندگی ماشینی می‏داند. به علاوه مگر نه این است که بسیاری از مشکلات اجتماعی کنونی، زاییده همین تمدن صنعتی و زندگی ماشینی است؟! مگر نه این است که پایه‏های کاخ‌های پوشالی زورمداران بر اساس توسل به همین اختراعات استوار گشته و آن‌ها هر روز کاخ‌هایی بلندتر بنا می‌کنند تا انسان را از خود و خدا بیگانه سازند و ثروت و ذخایر ملت‌ها را به یغما برند؟! مگر نه این است که ریشه همه قتل و غارت‌ها، تخریب شهرها و روستاها، در به در نمودن انسان‌ها و آواره ساختن هزاران هزار انسان بی‌پناه از زن و مرد و کودک، پیر و جوان، همه و همه بر اثر پیشرفت سریع همین صنعت و تکنیک و تکنولوژی جدید است که آرامش و آسایش و امنیت را از مردم جهان سلب نموده است؟! و می‌رود تا آتش جنگ جهانی سوم را علیه بشر بر افروخته، و جهانیان را در کام زوال و نابودی کامل قرار دهد؟! مگر نه این است که در تمدن کنونی، ترس و وحشت، دلهره و اضطراب، سرگشتگی و حیرت در همه جا دامن گسترده و همگان از مسابقات تسلیحاتی و رقابت خطرناک قدرت‌های جهانی انگشت حیرت به دندان گرفته‏اند که مبادا با جرقۀ کوچکی، آتش جنگ جهانی سوم روشن شده و بشریت را در کام خود فرو ببرد؟!

امروزه، برای همه، حتی سردمداران سیاست و زمامداران بزرگ جهان، روشن گردیده که موج عظیمی‏از فساد اخلاق، گسترش جرایم و جنایات، قانون شکنی و تجاوز از مرز مقررات در سراسر دنیا پدید آمده و یک نوع دلهره و نگرانی عمومی را به وجود آورده است. اکنون برای همه مردمان جهان روشن شده است که ظلم و فساد و تباهی، تعدی و تجاوز، جنایت و خیانت، نابسامانی و بیدادگری، قتل و کشتار، جنگ‌های طولانی و خسته کننده، سراسر عالم را فرا گرفته و جهانیان را حتی از اصلاحات عادی و معمولی خسته و ناامید ساخته، به طوری که از دست مجامع بین المللی نیز کاری ساخته نیست.

آری! انسان امروز، با وجود پیشرفت‌های سریع و روز افزون علوم صنایع و با وجود دانش و بینش وسیعش که توانسته است از کره خاکی گامی فراتر نهاده و بر فراز کره ماه پیاده شود، نتوانسته است سعادت و خوشبختی بشر را فراهم کند و دردهای درونیش را تسکین بخشد و حتی از حل ساده‌ترین مشکلات سیاسی جامعه بشری عاجز و ناتوان مانده است.

آری مهدی می‏آید! می‏آید، چراکه دعوت به سوی خداوند قبل از انقلاب جهانی آخر بر روی زمینی می‌باشد که مسیح دجال بر آن وجود دارد! و خروج مسیح دجال یعنی بسته شدن در توبه، که در این صورت ایمان آوردن هیچ شخصی به او سودی نخواهد رسانید، اگر قبل از آن مؤمن نشده باشد!

«هَلْ یَنظُرُونَ إِلاَّ أَن تَأْتِیهُمُ الْمَلآئِکَةُ أَوْ یَأْتِیَ رَبُّکَ أَوْ یَأْتِیَ بَعْضُ آیَاتِ رَبِّکَ یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیَاتِ رَبِّکَ لاَ یَنفَعُ نَفْساً إِیمَانُهَا لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِن قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمَانِهَا خَیْراً قُلِ انتَظِرُواْ إِنَّا مُنتَظِرُونَ: آیا جز این انتظار دارند که فرشتگان به سراغ­شان آیند یا خداوند خودش به سوى آن‌ها بیاید یا بعضى از آیات پروردگارت به سراغشان آیند؟ اما آن روز که بعضى از آیات پروردگارت تحقق پذیرد، ایمان آوردن افرادى که قبلاً ایمان نیاورده‌اند یا در ایمان­شان عمل نیکى انجام نداده‌اند، سودى به حال­شان نخواهد داشت!  بگو «انتظار بکشید، ما هم انتظار مى‌کشیم!» (أنعام، 158)

خداوند متعال به مؤمنانش قبل از بسته شدن در توبه، داناتر است و خداوند به کسانی که آن‌ها را راهنمایی و دعوت می‌کند، آگاه‌تر است، در زمینی که در آن به ظلم و کفر و سرگردانی دعوت می‌شود. لذا پذیرفتن این دعوت قبل از بسته شدن در توبه به ناچار نیازمند مهدی است، و چه خوب است که در این زمینه به سخن خداوند متعال فکر نموده که می‏فرمایند:

«وَیَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْفَتْحُ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ، قُلْ یَوْمَ الْفَتْحِ لَا یَنفَعُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِیمَانُهُمْ وَلَا هُمْ یُنظَرُونَ، فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَانتَظِرْ إِنَّهُم مُّنتَظِرُونَ: می‌گویند: اگر راست می‌گویید، این روز فتح کی خواهد بود؟ بگو: در روز فتح ایمان آوردن کسی که در دنیا کافر بوده به دردش نمی‌خورد. مهلتی هم برای جبران گذشته به آن‌ها نمی‌دهند. از آنان روی بگردان و منتظر باش که آنان نیز منتظرند» (سجده، 28-30)

این آیات از روز فتح سخن می‌گویند! روزی که ایمان هیچ کافری به او نفعی نخواهد رسانید! این آیات مبارکه، رابطه‏های آن ‌را ذکر می‌کند که آن روز، روز فتح است! شخص عاقل هیچ وقت نمی‌گوید که منظور آیه در زمان گذشته بوده است؛ چرا که اگر کسی قائل به چنین حرفی باشد، پس باید کسانی که بعد از آن ایمان آورده باشند، ایمان­شان هیچ سودی به آن‌ها نرسانده و مسلمان بودنشان مورد قبول نخواهد بود! ابن‌کثیر نیز در تفسیرش بر این آیه چنین می‌گوید: «هر کسی که گمان نماید منظور از فتح در آیه شریفه، فتح مکه می‌باشد پس براستی که اشتباه واضحی را مرتکب شده است... چرا که آن، روز داوری و جدایی است.»

خداوند متعال به رسولش دستور داده که منتظرشان بنشیند و از آنان روی گردانید، چرا آن‌ها مهلت داده شده‏اند!  و هرگاه امر خداوند نازل شود و فتح نیز با نزول پیامبر خدا عیسی(ع) و به رهبری مهدی امت و با عنایت یزدان به پایان خواهد رسد. خانه صلیبی از اساسش نابود گشته و بساط ظلم و جور، شرک و گمراهی برچیده خواهد شد. در آن هنگام، ایمان هیچ مشرکی به او سودی نخواهد رسانید؛ چرا که مسیح دجال بر دل‌های­شان اثرات بزرگی خواهد گذاشت که هیچ شخصی از آنان نجات پیدا نخواهد کرد، مگر کسی که در ایمانش خیری را به دست آورده باشد.

مهدی حق بوده و حقیقت است و خداوند داناتر به زمان‌هایی است که هنوز واقع نشده‏ و بر همگان پوشیده است! همان خداوند پاک و منزهی که در کتابش قرآن، هیچ چیزی کم نگذاشته است. و ما در قرآن کریم  بعضی از سوره‌هایی را می‏خوانیم که با این حروف مثلاً شروع می‌شوند: ن، ص، حم، یس، الم، ق. حال سؤال این است که آیا کسی از علما تا به حال منظور و هدف دقیق و قطعی این حروف را در خلال این عصور درک نموده است؟ جواب: خیر. و آیا امکان دارد که دنیا به اتمام برسد، ولی کسی از مسلمان‌ها معنای یقینی این حروف را نداند؟ و باز جواب باید داد: خیر. و این جواب مصداق سخن خداوند متعال است که خود روشن نمودن آیاتش را تکفل نموده است: « ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنَا بَیَانَهُ:  سپس توضیح آن برعهده ماست»(قیامه، 19) پس این حروف را که بر خداوند بیان آن واگذار شده، چه کسی بیان خواهد نمود؟ جواب: قطعاً او همان مهدی موعود این امت خواهد بود (ایوب، 1989: 36).

نتیجه­ گیری

بعد از مطالعه این مقاله به مجموعه­ای از دستاوردها و نتایج رسیدیم که خلاصه آنها را در موارد ذیل بیان می­کنیم:

- اولین و بزرگ­ترین دلیل بر اثبات مهدویت در دین مبین اسلام، وجود احادیث و روایات و آثاری است که تعداد آنها به ده­ها عدد می­رسد که همگی آنها، منهای احادیث ضعیف و موضوعی که وارد شده­اند، صحیح و متقنند.

- وجود بزرگانی از اهل سنت از دیرباز تا به امروز که منکر وجود صحت این عقیده در اعتقادات اهل سنت هستند.

- آرا و نظرات منکرین مهدویت فقط در حد شبهات باقی مانده و هرگز به اثبات نرسیده است.

- وجود افراد بی شمار از مدعیان مهدویت از اهل سنت و شیعه و دیگر مذاهب در طول تاریخ اسلام، می­تواند دلیل بر وجود اصالت این اعتقاد از دیرباز تا به امروز در اعتقادات ما مسلمانان باشد.

- وجود ده­ها کتاب و نوشته در تأیید این اعتقاد از علماء سلف و خلف این امت، دلیل قاطعی بر وجود اعتقاد مهدویت در بین اهل سنت است.

- وجود ریشه ­های این اعتقاد در بین ادیان آسمانی پیش از اسلام و حتی ادیان غیرآسمانی، می­تواند دلیلی قاطعی بر اصالت این عقیده در بین ما مسلمانان و دیگر ادیان و ملت های دنیا باشد.




منابع:

1. قرآن کریم.

2. ابن تیمیه، احمد، «منهاج السنة النبویة»، بی­نا، 1406 هـ.ق.

3. ابن حجر العسقلانی، شهاب­الدین أبوالفضل أحمد بن علی، «هدی الساری مقدمة فتح الباری»، القاهرة، المطبعة السلفیة،1380ه.ق.

4. ابن حجر الهیتمی، أحمد بن محمد، «القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر»، تحقیق محمد زینهم عزب، القاهرة، دارالصحوة،  1407ه.ق.

5. ابن‌صلاح، عثمان بن عبدالرحمن، «علوم الحدیث»، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1416هـ.ق.

6. احمد امین، «ضحی الإسلام»، قاهره، مجلس تألیف و ترجمه و نشر، 1371 هـ.ق.

7. ایوب، سعید، المسیح الدجال قرائة سیاسیة فی أصول الدیانات الکبرى، قاهره، دارالإعتصام، 1989م.

8. آلبانی، محمد ناصرالدین، «سلسلة الأحادیث الصحیحة»، ریاض، مکتبه المعارف للنشر والتوزیع، 1415هـ.ق.

9. بستوی، عبدالعلیم، «المهدی المنتظر فی ضوء الأحادیث و الآثار الصحیحة»، بیروت، دار ابن‌حزم،1420هـ.ق.

10. خان، صدیق حسن، «الإذاعة لما کان وما یکون بین یدی الساعة»، جده، دار المدنی،  1406ه ـ ق.

11. رشید رضا، سید محمد، «تفسیر المنار»، بیروت، المنار 1342 هـ.ق.

12. عباد، عبدالمحسن بن حمد، «الرد علی من کذب بالأحادیث الصحیحة الواردة فی المهدی»، مدینه، الرشید، 1402 هـ.ق.

13. عظیم­آبادی، محمد شمس الحق، «عون المعبود شرح سنن أبی داود»، به همراه شرح حافظ ابن‌قیم جوزی، مدینیه، کتابخانه سلفیه، 1415 ه ـ ق.

14. فندر، کارل، «سنجش حقیقت»، بی­نا، 1934 م.

15. سعد، محمدحسن، «المهدیة فی الإسلام»، مصر، دارالکتاب العربی، 1373 هـ.ق.

16. المقدم، محمد أحمد إسماعیل، «المهدی وفقه أشراط الساعة»، الإسکندریة، الدار العالمیة، 1423 هـ.ق.

17. المقدم، محمد أحمد إسماعیل ، «المهدی حقیقة لا خُرافة» ریاض، الدار العالمیة بالإسکندریة، بی­تا.

18. وابل، یوسف بن عبدالله، «أشراط الساعة»، عربستان، دار ابن جوزیه، 1422 هـ.ق.

19. هاشمی، سید اسدالله، «ظهور حضرت مهدی از دیدگاه اسلام و مذاهب»، قم، بی­نا، 1380هـ.ش.
 
 
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally