رابطه قدرت سياسي، مشروعيت و عدالت مهدوي 2
پرسش اصلي در اين مقاله آن است که رابطه حقيقي ميان قدرت سياسي، مشروعيت و عدالت مهدوي چيست؟
پنج شنبه 20 تیر 1398    
بازدید: 19
رابطه قدرت سياسي، مشروعيت و عدالت مهدوي 2
 
نويسنده: دکتر محمد اسماعيل خدادادي




 

د) رابطه قدرت سياسي، عدالت و مشروعيت

بي ترديد روابط و مناسبات افراد و گروه ها، قوانين و مقررات جامعه، و هم چنين نهادهاي اجتماعي بايد عادلانه باشند. مقررات و الزامات اجتماعي آن گاه از مشروعيت برخوردارند که يا بايد با عدالت اجتماعي انطباق داشته باشند و يا بر اساس آن به وجود آيند و بر مبناي آن نيز اجرا شوند.
مسئله قسط و عدل همواره از اساسي ترين و مهم ترين آرمان هاي انسان ها در طول تاريخ بوده و از موضوعاتي است که اديان الهي و انديشمندان علوم انساني، آن را مورد توجه خاص قرار داده اند. گرايش به عدل و عدالت خواهي نه صرفاً به عنوان يک خواسته و نياز آدمي که شأني از شئون فطري و عقلي اوست که انسانيتش بدون آن معنا نمي يابد. قدرت سياسي آن گاه تداوم و مشروعيت مي يابد که بر محور عدالت باشد.
هيچ چيزي مانند عدالت از دولت ها محافظت نمي کند و عدل چنان سپر محکمي است که رعايت آن موجب تداوم قدرت و اقتدار نظام سياسي مي گردد و مهم ترين و فراگير ترين اثر عدالت در سازندگي و اصلاح جامعه متبلور مي شود، چرا که عدل سبب انتظام امور مردم و جامعه است و هيچ چيز به اندازه عدالت نمي تواند مردم را اصلاح کند. اجراي عدالت مخالفت ها را از بين مي برد و دوستي و محبت را زياد مي کند. با افزايش محبت و وفاداري مردم به نظام، تفرقه و ناامني و بي ثباتي به سمت وحدت عمومي و امنيت و ثبات واقعي تغيير خواهد يافت.(1)
واقعيت آن است که سخن از عدالت بدون بحث از قدرت سياسي و مشروعيت بي معنا و يا کم معناست، زيرا پرداختن به عدالت در مقام بنياد يا جزء تجزيه ناپذير قدرت است. هر قدرتي که دست به تشکيل نظام سياسي مي زند از آن هنگام که پا مي گيرد، با پرسش عدالت رو به رو است. از اين رو ناچار است نسبت خود را با عدالت و نسبت عدالت را با خود تنظيم کند. اگر عدالت در جامعه اجرا نشود ظلم و ستم جاي آن را خواهد گرفت و جز آوارگي و بدبختي و خشونت چيزي به دنبال نخواهد داشت. علي (عليه السلام) در همين باره در نصيحتي به يکي از واليان خود مي فرمايد:
«کار به عدالت کن و از ستم و بيداد بپرهيز که ستم، رعيت را به آوارگي وادارد و بيدادگري شمشير در ميان آورد.»(2)
ميان قدرت سياسي و عدالت پيوند ناگسستني وجود دارد؛ زيرا اگر قدرت سياسي از عدالت دور بماند، ديگر بر حق نيست و مشروعيت خود را از دست خواهد داد. از تفاوت هاي اساسي قدرت مشروع و ظلم اين است که قدرت مشروع تنها با عدالت ايجاد مي شود و اين در حالي است که ظلم و ستم بر پايه عدالت نيست و به حسب مقتضاي عدل عمل نمي کند. بنابراين عدالت براي قدرت و قدرت براي عدالت لازم است. عدالت از آن رو که بنياد و ارزش در يک جامعه است، فوق قدرت مي ايستد و از آن رو که براي اجرا نياز به قدرت دارد، با آن همراه است.(3)
سعادت در انديشه سياسي اسلام، آرمان آدمي است، لذا قدرت سياسي بايد در خدمت اين آرمان باشد. چنين قدرتي براي دست يابي به سعادت نمي تواند روابطي ناعادلانه در جامعه برقرار سازد، زيرا در اين صورت، قدرت مشروع به غلبه و سلطه و در جهت خلاف مصلحت انسان تبديل مي شود و مشروعيت خود را از دست مي دهد.(4)
ظلم و ستم در واقع همان قدرت برهنه و فاقد حقانيت و مشروعيت و صفات قانوني است که تنها راه خويش را در اعمال قهر و غلبه و خشونت صرف در برابر ديگران مي بيند. قدرت سياسي در صورتي استمرار پيدا مي کند که با مشروعيت همراه باشد. مشروعيتي که در بردارنده ي مفاهيم حقانيت، قانوني بودن و مقبوليت عمومي است و همگان از آن راضي هستند. دولت ها همواره در پي مشروع سازي قدرت سياسي بوده اند، در چنين صورتي نگاه ويژه به عدالت و اجراي آن توسط قدرت سياسي مي تواند، تداوم حکمراني را امکان پذير نمايد. بنابراين قدرت و اقتدار قدرت سياسي به همه وابسته و در ارتباط هستند، نمودار زير گوياي اين وابستگي است:
قدرت سياسي - عدالت- مشروعيت

د) عدالت مهدوي

به اعتقاد شيعه اثني عشري، نخستين امام معصوم علي (عليه السلام) و آخرين آن امام منتظر مهدي (عج) مي باشد که در سال 225 هجري قمري در شهر سامرا ديده به جهان گشود. آن گاه خداوند عمر او را طولاني گردانيد و وي را از ديده ها پنهان نگاه داشت تا روزي که وعده خود را قطعي نمود، آن بزرگوار را ظاهر گرداند و به واسطه ي آن امام صالحان، آيين اسلام بر تمام اديان غالب و پيروز گردد و جهان را پر از عدل و داد سازد.(5) با ظهور او اسلام جهانگير و حق و عدالت بر پهنه ي گيتي گسترانيده خواهد شد و بشر از قيد و بندهاي اسارت و بندگي غير خدا رهانيده خواهد شد. در آن زمان، اصل توحيد و مساوات و آزادي و برادري اسلامي رايج خواهد شد.(6)
همه انسان هاي تحت ظلم و ستم در انتظار چنان روزي هستند؛ روزي که پايان همه دردها، نابساماني ها، انحرافات و گشودن هر عقده اي به دست منجي بشريت صورت خواهد گرفت، روزگاري که همه در پيشگاه قانون برابر مي باشند و قانون حاکم است، آن هم قانون انساني و حق گرا، روزگار گرسنگي سپري خواهد شد و انسان گرسنه و ستم کشيده فرصتي خواهد يافت تا فارغ از فکر معاش، به تکامل روح و کسب مفاهيم پر از عدل و داد بپردازد و مستضعفين در عصر او از قيد و زنجير اسارت آزاد مي شوند، جنگ ها برچيده و صلح و آرامش و عمران و آبادي جاي آن را مي گيرد.(7)
به راستي در روزگاري که استکبار جهاني به ويژه آمريکا در صدد هستند تا با غارت ثروت مردم دنيا، حريفان خود را از پاي درآورند و بر آنها ظلم و ستم روا دارند. مسلمانان و همه ملل ستم ديده در انتظار روزي به سر مي برند که فقر و بدبختي، جهل و ناداني از سراسر جهان ريشه کن شود و بينش و بصيرت جامعه کامل گردد و افراد صالح و رشيد و دادگر زمامدار امور باشند. اختلافات جغرافيايي، نژادي و سياسي و ديني از بين برود. اين بينش تمام مسلمانان است که ظهور حضرت صاحب (عج) خير و سعادت، آزادي و برابري، رفاه و ترقي، عدالت و نيک بختي را براي تمام افراد بشر به ارمغان خواهد آورد.
خورشيد عدلش چون دهد نيرو به عالم در ظهور*** عالم سراسر زنده همچون روضه ي رضوان شود.
دنيا گلستان مي شود، لطفش به عالم مي رسد*** سرتاسر عالم همه گر بي سر و سامان شود
در سايه عدلش همه آسوده و بي واهمه*** افعّي و مار و اژدها همبازي طفلان شود
عدلي چنان گستردگي، ديگر نشايد مرغکي*** در لانه ي خود ناگهان خوراک صيّادان شود
عالم نديدست اين چنين عدلي به عمرش، گرگ و ميش*** با هم بنوشند و خورند و وارد بستان شود (8)
«اُبَشَّرکُم بالمَهدي، رَجُلٍ مِن قُرِيشٍ (مِن عِترتي) يُبعَثُ في اُمَّتي عَلي اِختِلافٍ مِنَ النّاسِ وَ زَلازِلَ فَيَملا الاَرضَ قِسطاَکَما ملِئت جُوراً وَ ظُلماً و يَرضي عَنهُ السّماءِ وَ ساکِنُ الارضِ وَ يُقَسمُ المالَ صِحاحا فَقالَ لَهُ رَجُلُ ما صِحاحا قالَ بالسَّوِيَّةُ بَينَ النّاسِ وَ يَملأُ قُلُوبَ اُمَّةٍ مُحَمَّدٍ غَنيٍّ وَ يَسعَهُم عَدلَهُ حَتّي اِنَّهُ يَأمُرُ مَنادِياً فَيُنادي مَن لَهُ حاجَة اِليَّ فَما يَأتِيِه اَحَدُ اِلاّ رَجُلُ واحِدُ يَأتيهِ فَيَسألَهُ فَيَقُولُ اِئتِ السّادِن حَتّي يُعطيکَ»؛(9)
بشارت دهم به شما به مردي از خاندانم که نام او«مهدي» است. در ميان امت من برانگيخته مي شود در حالي که اختلاف فوق العاده اي در ميان مردم به وجود آمده و ارکان اجتماع متزلزل است. او (مهدي من) جهان را پر از عدل و داد مي کند بعد از اين که پر از ظلم و جور شده باشد. در سايه حکومت عدل پرورش اهل آسمانها و ساکنان زميني راضي و خوشحال هستند، اموال بيت المال را بالسويه تقسيم مي کند. قلبهاي امت من پر از بي نيازي خواهد بود و عدل حکومتش سرتاسر دنيا را خواهد گرفت و عدالت، چندان گسترش مي يابد که منادي از طرف آن حضرت ندا مي دهد که هر کس نيازي دارد به سوي ما بيايد تا احتياج او تأمين شود. فقط يک نفر مراجعه مي کند، پس از او درخواست مي کند مي فرمايد، پيش خادم و پرده دار برو تا به تو بدهد.
آن چه که از اين روايت بر مي آيد، اين است که زماني حضرت صاحب ظهور مي کند که کره ي زمين پر از جور و ظلم شود. ستم در دنيا گسترش يابد. اگر دنيا بخواهد عدل جهاني پيدا کند، بايد ظلم، جهاني شده باشد، اصلاً مردم بايد تمناي عدل داشته باشند. مردمي که ستم نديده اند تمناي عدل نمي کنند.(10)
در دوران ظهور حضرت مهدي (عج) است که آتش سوزان برخاسته از لهيب در جهان- ويژگي قبل از ظهور- به آب آرام بخش حکومت عدل - ويژگي پس از ظهور- فرو مي نشيند.(11) حضرت هنگامي زمام امور را به دست مي گيرد که دنيا وارث انبوهي از نابساماني هاست، ميليون ها معلول و بيمار جسمي و رواني وجود دارد. هاله اي از ويراني ها بر دنيا سايه افکنده است و ناامني همه جا را فرا گرفته است. شهرها در اثر جنگ و نبرد به ويرانه اي تبديل گشته است و نابودي در همه جا چهره ي خشن خود را نمايان مي سازد. در اين جاست که وعده ي الهي بايد تحقق پيدا کند، زيرا:
(وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً...)؛(12) خداوند به کساني از شما که ايمان آورده و کارهاي شايسته انجام داده اند وعده مي دهد که قطعاً آنان را حکمران روي زمين خواهد کرد، همان گونه که پيشينيان آنها خلافت روي زمين را بخشيد و دين و آييني را که براي آنان پسنديده، پا بر جا و ريشه دار خواهد ساخت و ترسشان را به امنيت و آرامش مبدل مي کند.
اداره سرزميني به بزرگي دنيا، کاري بس دشوار است که تنها با برخورداري از رهبري الهي و کارگزاراني دل سوز و معتقد به نظام الهي و حاکميت اسلام امکان پذير است. براي اداره دنيا، کساني را مي گمارد که پيشينه مبارزاتي داشته و در تجربه و عمل، پايداري و قاطعيت از خود نشان داده اند. مسئولاني که با تقواي الهي امور جامعه را بر عهده مي گيرند که به جز مصالح کشور اسلامي و خشنودي خداوند به چيز ديگري فکر نمي کنند. جهاني که کارگزاران آن داراي اين ويژگي ها باشند بر دشواري ها پيروز مي شوند و ويراني هاي حکومت هاي قبلي با موفقيت به آباداني تبديل مي گردد، وضع به گونه اي مي شود که زندگان آرزوي زندگي دوباره ي مردگان را مي کنند.(13)
حکومت حضرت مهدي (عج) همواره عدالت خواهي را در سرلوحه ي اعمال خود قرار مي دهد و به شدّت روابط ظالمانه ي با مردم را نهي و نفي مي کند. حضرت صاحب (عج) براي استمرار حکومت خود از قدرت و اقتدار مشروع خويش سود مي جويد و با عوامل بي ثباتي و ناامني به مبارزه ي آشکار بر مي خيزد و از صدور حکم جهاد و قيام دريغ نخواهد کرد.
اعمال صالح و عادلانه نظام سياسي مهدوي به طور مستقيم به واگرايي مردم نسبت به حکومت ها خاتمه مي دهد و زمينه ي هم گرايي و همراهي مردم را با نظام سياسي فراهم مي سازد. در نتيجه، مهم ترين عامل تأمين ثبات سياسي که تعامل مثبت بين حکومت و مردم است، فراهم مي گردد. از سوي ديگر اجراي عدالت باعث تعادل جامعه مي شود و اين، به ثبات و امنيت جامعه کمک شايان مي کند، زيرا وقتي هر چيزي در جاي واقعي و مستحق خود قرار گرفت، تعادل و انتظام به آن جامعه بر مي گردد و چنين جامعه اي خواست همه مردم خواهد بود.
از آن چه در بحث ارتباط بين عدالت، قدرت سياسي و مشروعيت آمد، مي توان اذعان کرد که حکومت مهدي (عج) از نوع قدرت مشروع است و با زور و خشونت بي منطبق بيگانه است. از اين رو عدالت در پرتو حکومت جهاني حضرت صاحب (عج) قابل تحقق است. بنابراين از ويژگي هاي حکومت امام دوازدهم شيعيان است که:
1. عدالت اجتماعي همه جهان را در برمي گيرد.
2. ستم ريشه کن مي گردد و به عمر آن خاتمه داده مي شود.
3. فقر و تهيدستي - که بزرگ ترين عامل گناه است - در حکومت امام صالحان رخت بر مي بندد و همه مردم در بي نيازي مالي به سر مي برند.
4. امنيت سراسر جهان را فرا مي گيرد.
5. حکومت و هيئت حاکم واقعاً عدالت را به طور کامل اجرا مي کنند.(14)
6. حکومت بر دل ها خواهد داشت. بديهي است، حکومتي که در مدت زمان کوتاه بر دشواري ها چيره گردد و نابساماني ها را از بين ببرد و با بر چيدن نااميدي از دل ها، بذر اميد در آنها بکارد، از پشتيباني مردم برخوردار خواهد شد. نظامي که آتش جنگ ها را خاموش کند و امنيت و آسايش را چنان به جامعه برگرداند که حتي حيوانات هم از آن بهره مند شوند، اين چنين حکومتي، بر دل ها فرمان مي برد و آرزوي هر انساني اين است که در چنين حکومتي زندگي کند.

مراحل پياده شدن عدالت مهدوي

مرحله ي اول

قانون گذاري: در اين مرحله خداوند متعال با ارسال پيامبران به ويژه حضرت محمد (صلي الله عليه و آله) قوانيني را براي هدايت بشر و تنظيم زندگي فردي و اجتماعي فرستاده است.

مرحله ي دوم

اجرا: در اين مرحله هرگاه بشر به مرحله اي از رشد فکري رسيده باشد که قوانين الهي را درک کرده و آن را بپذيرد بايد مجري توان مند، دانا و دور از خطا در ميان مردم وجود داشته باشد تا بتواند قوانين الهي را با کمال اقتدار در سراسر جهان به مرحله اجرا در آورد. ويژگي مهم حضرت صاحب اين است که از قانون خوب و عالي اسلام، تفسير خوبي خواهد کرد و آن را به خوبي اجرا مي کند، زيرا يک قانون خوب و عالي در درجه اول بايد خوب تفسير شود و در درجه دوم بايد خوب اجرا و تنفيذ گردد.(15)

ويژگي حضرت مهدي (عج)

امامي که مي خواهد حکومت جهاني را شکل بدهد و عدالت را فراگير کند، خود بايد از شرايط زير برخوردار باشد که حضرت مهدي (عج) از آنها بهره مند است. اين شرايط عبارتند از:
1. عالم به کليه قوانين و احکام مورد نياز بشر: کسي که مي خواهد عدالت را در سراسر جهان جاري کند بايد به قوانين خداوند متعال آشنا باشد و از اوضاع و احوال همه آحاد مردم در سراسر گيتي اطلاع داشته باشد. اسلام چنين فردي را مهدي (عج) معرفي کرده است.
2.داشتن قدرت فوق العاده: دادگر جهاني بايد از قدرت روحي و تکنيکي و سياست زمامداري برخوردار باشد تا بتواند جلوي نزاع ها و جنگ ها و بي عدالتي هاي جهاني را بگيرد و قدرت مندترين جنايت کاران را سرکوب کند و مساوات را در ميان همه مردم به وجود آورد. اين جاست که شيعه قدرت فوق العاده امام دوازدهم را ناشي از قدرت لايزال و بي منتهي حضرت باري تعالي دانسته و آن حضرت را متصل به قدرت خداي قادر متعال مي داند.
3. دوري از هر گونه خطا و اشتباه: کسي که مي خواهد قوانين الهي را اجرا کند بايد خود از هوا و هوس هاي نفساني به دور باشد و دامني پاک و اعمال صالح و معصوم از گناه داشته باشد. بنابراين منجي بشريت در آخرالزمان يقيناً از گناه و خطا و اشتباه به دور است.
با حضور چنين امامي است که عدالت در سراسر جهان گسترش خواهد يافت؛ به طوري که از ظلم فقط اسمي باقي خواهد ماند و در نتيجه يک صلح و اتحاد عمومي در ميان جميع افراد بشر پديد خواهد آمد. به طوري که همه افراد انسان به يکديگر با نظر محبت و برادري نگاه مي کنند. تمام ممالک روي زمين يک حکم پيدا مي کند و نوع انسان، حکم يک خاندان و يک دودمان خواهد يافت، نور محبت و صفا از در و ديوار جهان خواهد درخشيد. دامنه ي اين صلح و اتحاد عمومي حتي به عالم حيوانات نيز کشيده مي شود؛ به گونه اي که گرگ و ميش، شير و گاو در يک چراگاه مي چرند و از يک چشمه آب مي نوشند، کبک و شاهين و باز در يک فضا به پرواز در مي آيند.(16)
بديهي است تحقق چنين آرزويي بستگي به وجود جامعه اي مطيع و فرمانبردار و آماده پذيرش حق و عدالت درباره ي خود و ديگران و وجود برنامه اي صحيح و الهي و رهبري معصوم دارد. چه آن که با نبود هر يک از اين سه رکن اساسي، پياده شدن عدالت مطلقه در جامعه بشري ميسر نخواهد بود. بدين سبب است که همه انسان ها در انتظار يک مصلح جهاني و برنامه اي صحيح، روز شماري مي کنند و مسلمانان او را مهدي موعود (عج) از فرزندان رسول گرامي اسلام و شيعيان او را دوازدهمين امام معصوم و فرزند امام حسن عسکري (عليه السلام) مي دانند که با ظهور خويش جهان را پر از عدل و داد مي کند.

نتيجه گيري

در اين مقاله، نگارنده به دنبال پاسخ به اين سؤال بوده است که چه رابطه اي بين عدالت مهدوي، قدرت سياسي و مشروعيت وجود دارد؟ براي پاسخ به آن، ابتدا مباحثي درباره ي عدالت، قدرت سياسي، مشروعيت و آن گاه رابطه بين قدرت سياسي، عدالت و مشروعيت مورد بررسي قرار گرفت و در پايان از عدالت مهدوي سخن به ميان آمد. گفتيم که نظام سياسي حضرت صاحب (عج) براي رسيدن جامعه به سعادت معنوي و مادي بر محور عدالت حرکت مي کند؛ يعني در آن زمان عدالت نگهبان قدرت سياسي و قدرت سياسي براي ماندگاري و مشروعيت خويش همواره محافظ عدالت به حساب مي آيد. در چنين نظامي که خواست همه ستم ديدگان است برخورد خوب و مدارا با مردم و مبارزه با عوامل بي ثباتي و ناامني حرف اول را مي زند (عدالت از آسمان انتزاعيات به زمين عمل) فرود خواهد کرد و مشروعيت قدرت سياسي را قانوني مي سازد و با دفع هرگونه ظلم و ستم، مشارکت را در عرصه هاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي مهيا مي سازد و توزيع قدرت و مناصب سياسي بر حسب استحقاق و شايستگي و کار آمدي افراد صورت مي پذيرد و هر کس به اندازه ي لياقت و قابليت و توانايي اش در امور سياسي - اجتماعي مشارکت مي جويد و با نفي خودکامگي زمينه تحقق توان مندي ها و استعدادهاي مردم با توجه به تلاش آنان فراهم مي شود و سرانجام اراده ي خداوندي محقق خواهد شد که: (وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ)‌؛(17) ما مي خواستيم بر مستضعفان زميني منّت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روي زمين قرار دهيم.
 
 

پی نوشت:
1. قرآن کريم
2. نهج البلاغه، ترجمه سيد علي نقي فيض الاسلام، تهران، بي نا، 1351 ش.
3. آندرين، چارلزاف، زندگي سياسي و تحولات اجتماعي، تهران، مؤسسه عالي امور سياسي، 1351.
4. ابن منظور، لسان العرب، بيروت، دار احياء التراث العربي، 1988م.
5. ابوالحمد، عبدالحميد، مباني علم سياست، تهران: انتشارات توس، 1365.
6. اخوان زنجاني، عدالت در نظام سياسي اسلام، تهران، مؤسسه فرهنگي دانش و انديشه ي معاصر.
7. اخوان کاظمي، بهرام، امام علي (عليه السلام)، عدالت و خشونت، کتاب نقد، شماره14و 15، 1379.
8. پاسپرس، کارل، کنفوسيوس، تهران، شرکت سهامي انتشارات خوارزمي، 1363.
9. نوري، حسين، «مهدي موعود - عج»، مجموعه اي از گفتارها درباره ي حضرت مهدي (عج)، تهران، چاپخانه سپر، 1403 هـ . ق).
10. خادمي شيرازي، محمد، نشانه هاي عصر ظهور، قم، انتشارات مسجد مقدس جمکران، 1382.
11. خادمي شيرازي، خورشيدي که از مکه طلوع مي کند، مشهد، ناشر مؤلف، 1413 هـ . ق).
12. خميني، سيد روح الله، صحيفه امام، جلد 3، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، بي تا.
13. رومي، مولانا جلال الدين، مثنوي، تهران، بي تا، بي نا.
14. سروش، عبدالکريم، دانش و دادگري، گيهان ، شماره 22، آبان و آذر و دي 1373.
15. صافي، لطف الله، انتظار عامل مقاومت و حرکت، قم، کتابفروشي انديشه، بي تا.
16. صدر، محمد باقر، اقتصادنا، بيروت، دارالتعارف، 1979 م.
17. طوسي، خواجه نصيرالدين، اخلاق ناصري، تهران، خوارزمي، 1360.
18. عالم، عبدالرحمن، بنيادهاي علم سياست، تهران، نشر ني، 1373.
19. عميد زنجاني، عباسعلي، فقه سياسي، تهران، امير کبير، 1366.
20. عنايت، حميد، انديشه سياسي در اسلام معاصر، ترجمه بهاء الدين خرمشاهي، تهران، خوارزمي، 1362.
21. فلسفي، محمد تقي، حکومت جهاني امام عصر، چاپ دوم، تهران، انتشارات بنياد فرهنگي مهدي موعود (عج)، 1379.
22. فوزي، متري نجار، سياست در فلسفه سياسي اسلام، معارف، شماره 3، آذر و اسفند 1366.
23. کمساري، عباس، سيماي نوراني امام زمان و نهج البلاغه، قم، انتشارات مؤسسه فرهنگي سماء، 1381.
24. کوراني، علي، عصر ظهور، تهران، شرکت چاپ و نشر بين الملل، 1382.
25. لاريجاني، محمد جواد، حکومت و مرز مشروعيت، تهران، دفتر مطالعات سياسي و بين المللي، 1370.
26. محسني کبير، ذبيح الله، مهدي آخرين سفير، چاپ دوم، تهران، مؤسسه خدماتي فرهنگي رسا، 1379.
27. مرامي، علي رضا، بررسي مقايسه اي مفهوم عدالت، مرکز اسناد انقلاب اسلامي، تهران، 1378.
28. مطهري، مرتضي، بيست گفتار، چاپ ششم، تهران، شرکت افست عام، 1360.
29. مصباح، محمد تقي، حکومت و مشروعيت، سال دوم، تابستان 1377، شماره هفتم.
30. مطهري، مرتضي، پيرامون انقلاب اسلامي، چاپ دهم: انتشارات صدرا، تهران، 1368.
31. مکارم شيرازي، ناصر، مهدي انقلابي بزرگ، قم، هدف، 1359.
32. طبسي، نجم الدين، چشم اندازي از حکومت مهدي (عج)، تهران، سازمان تبليغات، 1373.
33. نصار، ناصيف، قدرت سياسي و اصل عدالت، نقد و نظر، سال سوم، شماره 2، بهار و تابستان 1376.
34. نوروزي، محمد جواد، نظام سياسي اسلام، قم، انتشارات مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، 1379.
35. هاشمي دانا، صدر الدين، صبح اميد، تهران، انتشارات مکيال، 1380.

پي نوشت ها :

1- همان،ص 225-222.
2- نهج البلاغه، ترجمه سيد علي نقي فيض الاسلام، ص 1304.
3- ناصيف نصار، «قدرت سياسي و اصل عدالت»، مهدي خلجي، نقد و نظر، سال سوم، شماره 2، ص 290- 289.
4- بهرام اخوان کاظمي، «امام علي (عليه السلام)، عدالت و خشونت»، کتاب نقد، شماره 14 و 15، ص 88- 66.
5- عباس کمساري، سيماي نوراني امام زمان در قرآن و نهج البلاغه، ص 73.
6- لطف الله صافي، انتظار عامل مقاومت و حرکت، ص 43.
7- ناصر مکارم شيرازي، مهدي انقلابي بزرگ، ص 173.
8- ذبيح الله محسني کبير، مهدي آخرين سفير انقلاب، چاپ دوم، ص 61- 60.
9- محمد خادمي شيرازي، نشانه هاي عصر ظهور، ص 199.
10- محمد تقي فلسفي، حکومت جهاني امام عصر، چاپ دوم، ص 63.
11- صدر الدين هاشمي دانا، صبح اميد، ص 146.
12- نور (24) آيه ي 55.
13- نجم الدين طبسي، چشم اندازي از حکومت مهدي (عج)، ص 184.
14- خادمي شيرازي، خورشيدي که از مکه طلوع مي کند، ص 123.
15- مرتضي مطهري، بيست گفتار، ص 24.
16- حسين نوري، «مهدي موعود- عج»، مجموعه اي از گفتارها درباره ي حضرت مهدي (عج)، ص 39.
17- قصص(28) آيه ي 5.

 
 
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally