ظرفیت های اندیشه ی دولت کریمه ی مهدوی 1
«کارآمدی سیاسی»، برترین چالش فراروی فرهیختگان و دولت مردان جوامع اسلامی محسوب می گردد. کارآمدی سیاسی دولت کریمه مهدوی، چشم انداز راهبردی متناسب و راه گشایی را در این راستا ترسیم می نماید.
چهارشنبه 30 مرداد 1398    
بازدید: 66
ظرفیت های اندیشه ی دولت کریمه ی مهدوی 1
 
 
نویسنده: دکتر علیرضا صدرا


گزیده

«ظرفیت های اندیشه ی دولت کریمه ی مهدوی برای برنامه ریزی کلان مدیریت جوامع اسلامی».

فرضیه:

«ارتقای کارآمدی جوامع اسلامی با بهره وری از نظریه و نظام کارآمد مهدوی، میسّر و عملی است».

متن:

پژوهش و گزارش حاضر بیشتر به کارآمدی نیروها و نهادهای سیاسی می پردازد. کارآمدی نهاد سیاسی دولت کریمه ی مهدوی در همه ی مراحل و مراتب گوناگون ذیل، قابل اقتدا و شبیه سازی است:
الف) مرحله ی انتظار و دولت منتظر؛
ب) مرحله ی انقلاب و دولت انقلابی؛
ج) مرحله ی حضور و حکومت نهایی.
کارآمدی سیاسی مهدوی، در گستره های زیر مورد بررسی قرار گرفته است:
اول: نظام سیاسی کارآمد؛
دوم: دولت کارآمد؛
سوم: سازمان سیاسی کارآمد؛
چهارم: نظام اداری و ساختار اجرایی کارآمد؛
پنجم: سیاست های راهبردی جوامع اسلامی کارآمد؛
ششم: کارآمدی طرح های راهبردی؛
هفتم: کارآمدی برنامه های راهبردی. اشاره به کارآیی نیروهای انسانی، کار و کارگزاری نظام سیاسی و دولت مهدوی.

برآمد:

شبیه سازی نظریه و نظام سیاسی مردمی و الهی، توسعه ی متعادل و متعالی اقتصادی، فرهنگی و سیاسی، دولت هادی و کارگزار و سازمان سیاسی و نظام اداری، طرح جامع و برنامه ی عملیاتی کارآمد مهدوی، برترین گزینه و تنها چاره و گریز برون رفت جوامع اسلامی از دور باطل واپس ماندگی است.

هل سباوت را رها کن کبر و کین *** نیست جیحون نیست چون دریاست این
آب دریا را اگر نتوان کشید *** هم به قدر تشنگی باید چشید
«مولوی»

پیش درآمد

«إلهی عَظُمَ البَلاءُ وَ بَرِحَ الخِفاءُ وَانکَشَفَ الغِطاءُ وَ انقَطَعَ الرَّجاءُ وَ ضاقتِ الاَرضُ وَ مُنِعَتِ السَّماءُ وَ اَنتَ المُستَعانُ وَ اِلَیکَ المُشتَکی وَ عَلَیکَ المُعَوّلُ فِی الشِّدَّةِ وَ الرَّخاءِ».(1)
«توسعه نیافتگی»، بزرگ ترین مشکل جوامع اسلامی است که ناشی از ناکارآمدی سیاسی مدیریت های کلان جهان اسلام است. بنابراین، «کارآمدی سیاسی»، برترین چالش فراروی فرهیختگان و دولت مردان جوامع اسلامی محسوب می گردد. کارآمدی سیاسی دولت کریمه مهدوی، چشم انداز راهبردی متناسب و راه گشایی را در این راستا ترسیم می نماید. تأسی و تشبه یا شبیه سازی؛ یکی کارآیی نیروها؛ به ویژه مدیریت های عمومی، دیگری کارآمدی نهادها؛ به ویژه در سطح نظام سیاسی و دولت، ارکان دوگانه ی این راهبرد را تشکیل می دهند. پژوهش و گزارش حاضر چنانکه در گزیده مقال بیان شد، بیشتر به کارآمدی نهادهای سیاسی می پردازد.
همه ی پیش گفته، موارد هفت گانه از ظرفیت های والای دولت کریمه ی مهدوی برای مدیریت های کلان جوامع اسلامی محسوب می گردند. در خاتمه، اشاره ای به کارآیی نیروهای انسانی، کار و کارگزاری نظام سیاسی و دولت مهدوی می شود. به سبب چالش کارآمدی نظام های سیاسی و دولتی که هم اینک فراروی جوامع اسلامی است، در حال حاضر کارآمدی در این دو سطح بیشتر مبتلا به و معتنابه می باشد؛ یعنی یکی در گستره ی نظام سیاسی کارآمد مشابه نظام جمهوری اسلامی، در جوامع اسلامی و راهبردی که فرآیند بیداری و خیزش روز افزون مسلمانان، امید، مطالبه و زمینه سازی هر چه بیشتر آن را فراهم ساخته است؛ دیگری دولت کارآمد در نظام جمهوری اسلامی ایران که به برکت انقلاب اسلامی از مزیت نظام سیاسی کارآمد برخوردار بوده و بدین ترتیب، ضمن رفع مشکلات خویش و تأمین شایسته و بایسته ی توسعه ی اقتصادی در جهت تعالی فرهنگی و اجتماعی می تواند امیدهای اثر بخشی را در دیگر جوامع اسلامی بر جای بگذارد. شبیه سازی کارآمدی سیاسی مهدوی در سایر سطوح در جوامع اسلامی، مترتب بر شبیه سازی کارآمدی نظام سیاسی در سایر جوامع اسلامی و نیز شبیه سازی کارآمدی دولت در نظام کارآمد جمهوری اسلامی ایران است. این شبیه سازی، به تعبیر رسای علامه نایینی در کتاب تنبیه الامة و تنزیه الملة که مناسبت بسیار زیادی با بحث حاضر دارد:
الف) قدر متیقن یا به میزان فهم ما از سیاست، کارآمدی سیاسی، اسلام و نظام و دولت کریمه ی مهدوی؛
ب) قدر مقدور یا به میزان توان و امکان و نیز عوامل و شرایط موجود و ممکن در این زمان دارد؛ اعم از شرایط درونی جهان اسلام و نیز شرایط جهانی معاصر به ویژه در فرآیند جهانی شدن.

فرضیه:

«ارتقای کارآمدی جوامع اسلامی، با بهره وری از نظریه و نظام کارآمد مهدوی، میسر و عملی است». یعنی شبیه سازی کارآمدی مهدوی در همه ی مراحل و عرصه های انتظار پویا و پویایی انتظار سازنده و پیشرو، انقلاب و انقلابی گری، نظام سیاسی، دولت کریمه، سازمان سیاسی و ساختار اداری مهدوی، برترین گزینه ی برون رفت جوامع اسلامی و دولت های حاکم بر آن از چرخه ی باطل واپس گرایی، عقب ماندگی و توسعه ی نیافتگی است.

نتیجه و راهبرد:

بیداری، وحدت، عزت و اقتدار سیاسی مسلمانان جهان و دولت های اسلامی در پرتو اسلامی شدن مبانی مدیریت سیاسی، با الگوگیری از مدیریت سیاسی مهدوی است.

بازار آخر آمد هین چه خریده ای*** شاد آنک داد او شبه و گوهری خرید
«مولوی»

درآمد

الف) انتظار پویای دولت کریمه نهایی

انتظار، فرآیندی دو سویه است که دو رکن اصلی آن به ترتیب ذیل است:
اول: ناامیدی، عدم رضایت یا عدم قناعت به اوضاع و دولت های موجود؛
دوم: امید و ایده آل، دولت کرامت و کارآمد.
اندیشه ی انتظار پویا، انقلاب نهایی و نظام جهانی و کارآمد مهدوی، می توانند چشم انداز علمی و عملی سیاسی روشنی پیش روی جوامع اسلامی به ویژه در چالش کارآمدی قرار دهند. جامعه ی سیاسی و دولت منتظر، با در دست داشتن الگوی عملی برتر و با امید دست یابی بدان، به عنوان مبنای ارزیابی و نقادی، هر وضعیت، نظریه و نظامی را بر نمی تابد. چنین جامعه و دولتی همواره با القای عدم رضایت عمومی در مقابل هر ناسازواری، ایستاده و با القای عدم قناعت در قبال هر نارسایی، آن ها را گذرا دانسته و پیوسته در کوشش برای زمینه سازی و دست رسی به مراحل برتر می باشد. بدین ترتیب، نفس انتظار دولت کریمه، کرامت آور برای دولت ها و جوامع اسلامی خواهد بود. بنابراین، نخستین ظرفیت اندیشه ی دولت کریمه برای مدیریت کلان و راهبردی یا سیاسی جوامع اسلامی، همین انتظار پویا، سازنده، مثبت و تحرک آفرین نظام و دولت کریمه است.

ب ) انقلابی گری دولت

ارکان دوگانه ی انقلابی گری دولت کریمه ی مهدوی که ظرفیت شبیه سازی در جوامع اسلامی را دارند به ترتیب ذیل هستند:
اول) تحول آفرینی و اصلاح گری راهبردی بنیادین، فراگیر، نظام مند و غایی، نه صرفاً شکلی، جزئی، ناموزون و غیر مؤثر:
1. تحول دولت و نظام سیاسی؛ «ذهب دولة الباطل؛(2) دولت باطل می رود و دولت حق جایگزین آن می گردد».
2. اصلاح مردم و جامعه سیاسی؛ «لِیصلح الاُمة بعد فسادها؛(3) تباهیِ این امت را اصلاح می نماید.»
دوم) مردمی؛ توده ای و عمومی - ولایت:
1. مردم گرایی مهدوی؛
2. مهدی گرایی مردمی.
«یَخرُجُ النّاسُ مِنَ المَشرِقِ وَ یُوَطِّئُونَ لِلمَهدِیِ سُلطانَه؛(4) گروهی از مردم مشرق زمین به پاخاسته و زمینه ساز حاکمیت دولت مهدی (عج) می شوند.»
«فَأَتی النّاسُ المَهدِیَّ فَزَفُّوهُ کَما تُزَفُّ العَروسُ؛(5) مردم به سوی مهدی روی می آورند و او را بسان عروس و گل سر سبدی در میان می گیرند». «اَحَبُّ اِلَی النّاسِ؛(6) محبوب مردم است». «یَجتَمِعُ النّاسُ».(7)
اندیشه ی انقلاب نهایی، به عنوان عامل تحقق نظام و دولت کریمه ی مهدوی نیز خود سبب زمینه سازی بینش، منش و روش انقلابی و فرهنگ و ساخت های انقلابی گری در جوامع و دولت های اسلامی و نظام های متعدد و متنوع جهان اسلام و مسلمانان جهان خواهد شد. تحول بنیادین و فراگیر از شاخصه های انقلابی گری در این خصوص است. بدین ترتیب نفس تصور انقلابی بودن دولت کریمه مهدوی و اندیشه ی تحقق نهایی آن، می تواند در جسم و جان جوامع اسلامی آثار مثبتی، به ویژه در بستر انتظار پویا و زمینه سازی تحقق نهضت و نظام مهدوی به ارمغان آورد و این دومین ظرفیت اندیشه ی دولت کریمه ی مهدوی برای جوامع اسلامی در چالش ها و چشم اندازها، در عرصه ی مدیریت کلان و راهبردی خویش است.

ج) نظام سیاسی و دولت نهایی

اول: نظام سیاسی کارآمد مهدوی؛

نظام سیاسی مهدوی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از دو حیث کارآمد بوده و در ارتقای کارآمدی سیاسی مدیریت های کلان سیاسی جوامع اسلامی قابل الگوگیری است:

الف) جهات دوگانه ی دینی و مردمی حاکمیت و حکومت مهدوی؛

نظام سیاسی مهدوی، از حیث حاکمیت، نظامی است با جهات دوگانه: زیر ساخت مردمی و دینی. نظامی که در آن حاکمیت احکام الهی و حکومت حکّام مردمی توأمان بوده و به صورت بهینه، متعادل و تعالی بخش عمل می نمایند؛ یعنی بسان جمهوری اسلامی و یا مردم سالاری دینی در فهم سیاسی رایج و امروزین، نظامی که همزمان، مشروعیت و حقانیت را با مقبولیت و پذیرش عمومی در بالاترین سطح ممکن قدرت و اقتدار سیاسی تبیین کرده و بدون افتادن در گرداب هرگونه استبداد افراط گرانه یا هرج و مرج گرایی تفریطی تحقّق می بخشد. بنابراین نظام سیاسی، دینی و مدنی مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بسان نظام سیاسی، دینی و مدنی نبوی (صلی الله علیه و آله و سلم)، ماهیتاً نظامی انقلابی، الهی - مردمی است . هم دینی، اسلامی یعنی خدا محور، و دین اساس و برعکس ضد استبدادی به معنای ضد خودرأیی، ضد خودکامگی، ضد خودمحوری و هم مردمی، که با طلب و تلاش مردم همراه با توفیق الهی تحقّق و چه بسا تداوم می یابد. بنابراین بر اساس پذیرش عمومی مردم خداجو سازمان یافته و پیش می رود: (إِنَّ الَّذِینَ یُبَایِعُونَکَ إِنَّمَا یُبَایِعُونَ اللَّهَ )(8) آنان که با تو بیعت می کنند به راستی با خدا بیعت می کنند. اولین فرمایش حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در روز ظهورش در مکه و در خانه کعبه خطاب به مردم.(9)
برای نمونه ژان ژاک روسو فرانسوی (قرن 18 م) که از صاحب نظران اندیشه سیاسی معاصر غرب بوده و بزرگ ترین نظریه پرداز قرار داد اجتماعی، جمهوریت و دموکراسی محسوب می گردد، در کتاب قرارداد اجتماعی خویش در مورد مردم سالاری دینی در مسیحیت مدعی می شود: «وقتی می گویم جمهوری مسیحی، اشتباه می کنم، این دو کلمه ضد و نقیض است».(10) حال این که در جای دیگری معتقد است: اولاً: «حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) نظریات صحیح داشت و سازمان سیاسی خود را به خوبی تنظیم نمود».(11)
ثانیاً: تا زمانی که حکومت آن حضرت در میان خلفای ایشان باقی بود، حکومت دینی و دنیوی، (شرعی و عرفی) یکی بود و مملکت هم به خوبی اداره می شد.»(12)
بنابراین، فاصله گرفتن از اسلام و نظام سیاسی آن و گرایش به حاکمیت سایر نظریات و نظامات غیر اسلامی از یک سو و گرایش به استبداد و خودکامگی سیاسی از سوی دیگر، باعث ضعف و انحراف از مسیر توسعه و پیشرفت شده است. علاوه بر این روسو مدعی است که «شریعت فرزند اسماعیل (اسلام) از ده قرن پیش بر تمام دنیا حکم فرما می باشد، هنوز هم از عظمت مردان بزرگی حکایت می کند که آن را تدوین نموده اند».(13) کما این که تأکید می نماید: «اما یک مرد سیاسی واقعی در تشکیلات آن ها قریحه ی بزرگی را می بیند که موجد تأسیساتِ بادوام است.»
تأسیساتی هم چون حاکمیت قانون و قانون عدالت الهی، بیعت و پذیرش عمومی و مراجعه به آرای مردم؛ به ویژه در گزینش رهبران و دولت مردان نظام سیاسی است. شرایط و ویژگی هایی از قبیل: صالح و مصلح یا قوی و امین بودن مسئولین، حضور و مشارکت سیاسی مردم، نظارت مردمی و امر به معروف و نهی از منکر، پاسخ گوی دولت، مشروعیت، مقبولیت، بازخواست، استیضاح در صورت عدم مشروعیت و مشروطیت حکومت و مانند اینها.
نهادها و سنت هایی که بعدها به بوته ی تحریف و فراموشی کشانده شده و سبب انحراف، انحطاط و واپس ماندگی مسلمانان را فراهم ساخت.
بنابراین، در این حد، راه برون رفت از مشکل واپس ماندگی جهان اسلام، بهره گیری از ظرفیت اندیشه ی نظام سیاسی کارآمد اسلامی و مهدوی با ارتقای کارآمدی نظام سیاسی از طریق برقراری مردم سالاری های اسلامی است؛ یعنی مردم سالاری بر مبنای موازین اسلامی یا همان حاکمیت احکام، حدود و قوانین الهی و حکومت مردم؛ یعنی جمهوری اسلامی که می تواند اشکال گوناگونی داشته باشد.
تنها نظام های سیاسی و دولت هایی که بر اساس نظریه و نظام اسلامی بوده و از مشارکت و پشتوانه ی فراگیر و پایدار برخوردار هستند، قادرند تحول چشم گیر و جهشی انقلابی را در فرا رفت جوامع اسلامی از بحران و حتی بن بست توسعه زمینه سازی نموده و به انجام برساند.

ب) ابعاد و اهداف سه گانه ی نظام سیاسی مهدوی؛

1. توسعه ی اقتصادی؛ عمرانی، بهداشتی، رفاهی و نیز تولید و توزیع و مصرف و حتی زیست محیطی یا توسعه ی مادی، تکنولوژیکی و فناوری:« فَلا یَبقی فِی الاَرضِ خَرابُ الاّ عَمَرَ؛(14) در روی زمین خرابه ای باقی نمی ماند جز این که آباد می شود». «تُنَعَّمُ اُمَّتی فی زَمَنِ المَهدِیِ نِعمَةً لَم یُنَعَّمُوا مِثلَها قَطُّ؛(15) امت من در زمان مهدی (عج) آن گونه متنعم می گردند که هرگز همانند آن برخوردار نشده اند.»
2. تعادل سیاسی؛ اداری، سازمانی، مدیریتی، امنیتی، و اطلاعاتی، نظامی و انتظامی، حقوقی و قضایی. بسان علت صوری و ساختاری کشور و نظام سیاسی: «یَملُاء الاَرضَ قَسطاً وَ عَدلاً کَما مُلِئَت ظُلماً وَ جَوراً».(16) «اِذا قامَ مَهدِیُّنا اَهلِ البَیتِ، قَسَّمَ بَالسّوِیّةِ وَ عَدَلَ فَی الرّاعِیَّةِ؛(17) هنگامی که مهدی ما اهلبیت قیام نماید، ثروت را به صورت متساوی تقسیم کرده و عدالت را در میان مردم پیاده می کند». امام باقر (علیه السّلام): «حَکَمَ بُحُکمِ داوُدَ (علیه السّلام)؛(18) بسان داود (علیه السّلام)، حکم و قضاوت می نماید». امام صادق (علیه السّلام): «یَقوُم القائِمُ بِالحَقِّ وَ العَدلِ؛ (19) قائم بر اساس حق و عدالت قیام کرده و حقی و عدالت را پیاده می سازد.» زیرا به تعبیر امام علی (علیه السّلام): «هیچ چیز بسان عدل نگهدار دولت ها نیست».

عدل چه بود؟ وضع اندر موضعش*** ظلم چه بود؟ وضع در ناموضعش
«مولوی»

3. تعالی فرهنگی؛ مذهبی، معنوی، اخلاقی، انسانی، ارزشی و از جمله معماری، هنری علمی و اطلاع رسانی: «یُذهُب الرّبا وَ الزّنا وَ شُربُ الخَمرِ وَ الرَّیا، یُقبِلُ النّاسُ عَلَی العِبادَةِ وَ المَشرُوعِ وَ الدَّیانَةِ وَ الصَّلاة الجَماعاتِ؛(20)
ربا، روابط نامشروع، مستی و خودنمایی از میان رفته و مردم به عبادت روی می آورند، دین رونق گرفته و نمازهای جماعت اقامه می گردند.»
امام باقر(علیه السّلام): «تُؤتُونَ الحِکمَةَ فی زَمانِهِ، حَتّی اَنَّ المرأةَ لَتَقضی فی بَیتِها بِکِتابِ اللهِ تَعالی وَ سُنَّةِ رَسُولِهِ (صلی الله علیه و آله و سلم)(21)؛ در زمان او به همه حکمت داده می شود تا جایی که زن در خانه خویش با کتاب خدا و سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) قضاوت می کند.»
امام صادق (علیه السّلام): «العلم سبعه و عشرون حرفا...اخرج الخمسة و العشرون حرفا و فبثها فی الناس و ضم الیها...؛(22) 25 حرف از 27 حرف علم، تولید و میان عموم مردم انتشار می یابد... .
امام باقر (علیه السّلام): «فجمع بها عقولهم و کملت به احلامهم».(23)
علی (علیه السّلام): «شیعَتنا...یُعَلِّمُونَ النّاسَ القُرآنَ کَما اُنزِلَ؛(24) پیروان ما... قرآن را آن چنان که نازل شده است می آموزند».
«لِتَجدیدِ الفَرائِضِ وَ السُّنِ ...لإعادَةِ المِلَّةِ وَ الشَّریعَةِ ...لإحیاءِ الکِتابِ وَ حُدُودِهِ وَ ... مُحیی مَعالِمِ الدّینِ وَ اَهلِهِ؛(25) بازسازی فرایض و سنت های نیکو، بازگرداننده مکتب و شریعت اسلام، احیاگر کتاب قرآن و حدود و احکام آن و زنده کننده پایه های دین و جامعه دینی».
بنابراین، نظام سیاسی مهدوی، برترین نظام متعادل و متعالی بوده که با اجتناب از هرگونه تک بعدی و تک ساحتی افراطی یا تفریطی، توسعه مادی در جهت تعالی فرهنگی را با تعادل سیاسی و دولتی فراهم می سازد. نظام سیاسی مهدوی، تنها نظریه و نظام سیاسی تبیین کننده و تحقق بخش توسعه ی متعالی جوامع می باشد. برخلاف گرایشات افراطی تک ساحتی اومانیسم رایج غربی؛ اعم از کاپیتالیسم و لیبرالیسم لذت گرایانه و یا سوسیالیسم و توتالیتریسم و مانند؛ آن گرایش و نظامی که بر این اساس پدید می آید، هرگونه ستم پذیری و ستم گری سیاسی یا سلطه و استثمار فرهنگی یا استعمار خارجی و داخلی را بر نمی تابد.
ره یاب توسعه ی اقتصادی، تعادل سیاسی و فرهنگی و عدم ستم پذیری و ستم گری، برترین ظرفیت های نظام سیاسی متعالی مهدوی هستند که شایسته است الهام بخش جوامع و دولت های اسلامی به ویژه فرهیختگان و دولت مردان جهان اسلام بوده و بدین ترتیب ضمن ارتقای هر چه بیشتر کارآمدی ملی و بین المللی، از بحران بن بست خیز واپس ماندگی خود خارج گردند.

دوم) دولت کارآمد مهدوی:

دولت کارآمد مهدوی، سومین ظرفیت اندیشه ی دولت کریمه ی مهدوی، مدیریت کلان سیاسی جوامع اسلامی حتی در ابعاد جهانی است. دولت مهدوی، دولت امام است.
دولت کارگری و کمونیستی در انحصار قدرتمندان حزب حاکم بوده و در لیبرالیسم، دولت، ابزار سود و سلطه طلبی های سودگرانه ی سرمایه داران می باشد. غیر از شکل ظاهری در واقع، دولت توتالیتری، عملاً دولت اقلیت ذی نفوذ و نوعی سیاسی بوده و در مورد دوم دولت اقلیت ثروتمند و نوعی می باشد، اما دولت مهدوی:

اولاً: دولت صالحین و مصلحین مردم

کاراترین نیروها و به ویژه مدیریت های کلان می باشد. در رأس همه امام صالحان قرار داشتته که بر قلب های مردم حکومت می کند. رضایت عمومی بر اساس محبت و خیرخواهی تا حد عشق و ایثار طرفینی (رهروان و رهبران سیاسی) منشأ جوشان اقتدار سیاسی دولت مهدوی را تشکیل می دهد و اساس رابطه ی سیاسی آن ها محسوب می شود.
نه زور و ترس یا نفع ثروت، بلکه حقیقتاً دولت کریمه است: «فَیَفرَحَ بِهِ اَهلُ السَّماءِ وَ اَهلُ الاَرضِ وَ الطَّیرُ وَ الوُحُوشُ وَ الحیتانُ فِی البَحرِ؛(26) ساکنان آسمان و مردم روی زمین، پرندگان، جانوران وحشی و آبزیان دریا، همگی از او خشنود می شوند.»
علی (علیه السّلام): «وَلا یَبقی مُؤمِنُ الاّ دَخَلَ عَلَیهِ تِلکَ الفَرحَةُ فی قَلبِه وَ قَبرِه؛(27)مؤمنی باقی نمی ماند، مگر این که این شادمانی به او می رسد، یا در قلبش یا در قبرش».
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «یَرضی فی خِلافَتِهِ اَهلُ الاَرضِ...؛(28) در خلافت او اهل زمین خشنودند.»

ثانیاً: دولت کریمه و کرامت مهدوی:

هم ز کرامت فزود قدر سلیمان ز دیو *** گرنه کرامت بود، دیو و سلیمان یکی ست
«مولوی»

دولت مهدوی دولت کریمه و کرامت است، نه دولت توتالیتریستی و کاپیتالیستی. دولت مهدوی، دولت امام، دولت مدیر و دولت راهبردی است؛ چرا که به تعبیر خواجه نصیر الدین طوسی در کتاب اخلاق ناصری؛ «مرض عالم از دو چیز بود: یکی ملک تغلبی و دیگری تجارب هرجی». هم استبداد و هم متقابلاً هرج و مرج ناشی از ضعف نظام و دولت، بدترین آسیب های جهانی بوده و بحران زا می باشند. «اما ملک تغلبی قبیح بود لذاته، و نفوس فاسده (و قدرت طلبان) را حسن نماند و اما تجارب هرجی مؤلم بود لذاته و نفوس شریره (و شرور سیاسی) را ملذ نماید. بلکه برعکس؛ استحقاق ملک، به حقیقت کسی را بود که بر علاج عالم، چون بیمار شود (همانند ناکارآمدی و واپس ماندگی ناشی از آن)، قادر بود و به حفظ صحت او، چون صحیح بود، قیام تواند نمود. در واقع؛ «ملک طبیب عالم بود» در عین حال «و تغلب (استبداد) اگر چه شبیه بود به ملک (و اقتدار سیاسی نظام و دولت) و لیکن در حقیقت ضد ملک بود.»(29)
در نظریه ی سیاسی خواجه که مبین نظریه ی امامت شیعی، به ویژه در دولت مهدوی می باشد، دولت چون از حیث علمی و عملی کارآمد است، صورت حاصل آن؛ اثربخشی و نیز بهره وری هر چه بیشتر در همه ی زمینه های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی برای جوامع اسلامی بسان نظام سیاسی کارآمد و پیشتاز خواهد بود و به تأکید خواجه نصیر؛ «بر جمله، ثمره ی این علم (و عمل کارآمد) اشاعت خیرات بود در عالم و ازالت شرور به قدر استطاعت انسانی.»(30)
دولت مهدوی به شکل راهبردی در دو سطح مدیریت کلان انجام می پذیرد:

الف) سیاست گذاری عمومی؛

اعم از هدف گذاری و طراحی نظام جامع و عملیاتی در همه ی بخش های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی.

ب) سیاست مداری عمومی؛

اعم از برنامه ریزی و اعمال سیاست ها. در همین راستا بسیج عمومی، سازمان دهی، و اداره عمومی امور و نظارت و کنترل فراگیر است.
دولت مهدوی، نه تنها برترین گزینه و بلکه راه گریز جوامع اسلامی و پیش از همهِ جمهوری اسلامی ایران از اشکال ناکارآمدی بوده، بلکه بهترین راهبرد جهانی به ویژه در فرآیند فراروی جهانی شدن برای سایر مجامع سیاسی نیز می باشد.

سوم) سازمان کارآمد سیاسی دولت کریمه ی مهدوی

سازمان سیاسی شامل مباحث ذیل است:
الف) قوا، ارکان و نهادهای دولت؛
ب) تقسیم و تجزیه ی قوای دولت؛
ج) تنظیم و سازمان قوای دولت.
قوای رهبری و قرار داشتن امام صالح در رأس هرم مدیریت سیاسی دولت اسلامی از شاخصه های بارز سازمان سیاسی مهدوی است.
یکی دیگر از شاخصه های مهم در دولت مهدوی، تقسیمات سیاسی سیصد و سیزده گانه ی جهان و تمرکز زدایی سیاسی و حتی خود مختاری سیاسی با هدایت محوری امام است. بدین ترتیب، سازمان سیاسی کشور می باشد. «فیشتشیر المهدی اصحابه»(31) در عین این که؛ «یاران مهدی، مطیع ریاست خویش بوده»(32) و در فرمانبرداری از وی، بسیار کوشا و مصمم هستند.(33)
شکل و ساختاری که هم در نظام های سیاسی و سازمان سیاسی دولت های جوامع اسلامی و هم در بین الملل جهان اسلام و اتحادیه جهانی اسلام می تواند کارگشا باشد.
بنابراین، سازمان سیاسی کارآمد مهدوی، پنجمین ظرفیت اندیشه ی دولت کریمه ی مهدوی برای مدیریت کلان جوامع اسلامی محسوب می گردد. سازمان سیاسی کارآمد، با ارکان و قوای متناسب و ارتباط متعادل قوا، به ویژه قوای سیاست گذار، سیاست مدار و کنترل کننده، از دیگر ارکان کارآمدی نظام مهدوی محسوب شده که می تواند در ارتقای کارآمدی جوامع اسلامی نقش بسزایی ایفا نماید. تبیین، ترسیم و تنظیم بهینه قوا و ارکان دولت مهدوی، در تطبیق و تحقق کار ویژه هر یک از قوا و ارتقای ارتباطات، هم گرایی، هماهنگی و همکاری آن ها بر اساس تقسیم قوا، بسیار کارساز است.
 
 
 
ادامه دارد...
 
 
 
پی نوشت:
1- مفاتیح الجنان، دعای فرج دولت کریمه ی مهدوی.
2- اصول کافی، ج8، ص 278.
3- بحار الانوار، ج 46، ص 245.
4- معجم احادیث الامام المهدی، ج1، ص 478.
5- همان.
6-یوسف بن عیسی مقدسی، عقد الدرر، ص94.
7- مجمع الزوائد، ج7، ص 215.
8- فتح (48) آیه ی 10.
9- بحار الانوار، ج 53، ص 8.
10- ژان ژاک روسو، قرارداد اجتماعی، ترجمه ی کیا، ص 177.
11- همان، ص 171.
12- همان.
13- همان، ص 52.
14- فضل بن حسن طبرسی، اعلام الوری، ص 433.
15- یوسف بن عیسی مقدسی، عقد الدرر، ص 170.
16- لطف الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص 247.
17- یوسف بن عیسی مقدسی، عقد الدرر، ص 40.
18- سید محمد صدر، تاریخ مابعدالظهور، ص 728.
19- نعمانی، الغیبة، ص 274.
20- یوسف بن عیسی مقدسی، عقد الدرر، ص 159.
21- نعمانی، همان، ص 239.
22- زین العابدین حائری، الزام الناصب، ج 2، ص 307.
23- لطف الله صافی گلپایگانی، منتخب الأثر، ص 483.
24- نعمانی، همان، ص 318.
25- سید بن طاوس، الاقبال، ص 297.
26- جلال الدین سیوطی، الحاوی للفتاوی، ج 2، ص82.
27- امین الاسلام طبرسی، اعلام الوری، ص 435.
28- لوائح الأنوار، ج 2، ص 70.
29- خواجه نصیرالدین طوسی، اخلاق ناصری، ص 302- 303.
30- همان.
31- سید بن طاووس، الملاحم و الفتن، ص 137. «پس مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بشارت می دهد بر اصحابش».
32- بحار الأنوار، ج 52، ص 308.
33- همان، ص 311.
 
 
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally