نیامدن امامت ائمه اطهار (علیهم السلام) در قرآن
چرا بحث امامت ائمه اطهار (علیهم السلام) بالعموم و امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بالخصوص به روشنی در آیات قرآن نیامده؟ با این که مسائلی با اهمیت کم تر- نظیر بعضی احکام که از حیث تعداد و دلالت قابل...
چهارشنبه 6 شهریور 1398    
بازدید: 232
سوال:
چرا بحث امامت ائمه اطهار (علیهم السلام) بالعموم و امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بالخصوص به روشنی در آیات قرآن نیامده؟ با این که مسائلی با اهمیت کم تر- نظیر بعضی احکام که از حیث تعداد و دلالت قابل قیاس با این بحث ها نیست- در قرآن وجود دارد. اگرچه جواب های مشهور داده شده اما قانع کننده نیست (نظیر جلوگیری از تحریف قرآن و دیگر موارد).
 
 
 
 
پاسخ:
این همان چیزی است که مربوط به قانون الاهی است که به آن اشاره شد.(1) خداوند تبارک و تعالی بشر را می خواهد امتحان کند همه چیز را نمی خواهد در قرآن بیان کند حتی اعتقادات را.
بعضی چیزها را باید خودشان زحمت بکشند، یعنی امکان ضلال ضروری است. مسأله ی انسان باید مثبت و منفی باشد مثل تولید برق همانگونه که هدایت ضروری است اضلال هم ضروری است.«وَ کَذلِکَ جَعَلْنَا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوّاً مِنَ الْمُجْرِمِینَ...»(2) پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرستد، یک نفر غریب هم همراهش است و این ضروری است. پیامبر (صلی الله علیه و آله) مثلاً هدایتش بزرگ تر بود و همراهش باید چند نفر گمراه باشند. این قاعده ی الاهی است. اگر انسان مجبور شود که هدایت شود، این سلب اختیار انسانی است. این که کدامین مسأله در قرآن ذکر بشود یا ذکر نشود، این سیاست خدایی است و مربوط به همین موضوع است؛ مثلاً اصحاب کهف، چند نفر هستند، خداوند تبارک و تعالی در چند آیه از اصحاب کهف حرف می زند، ولی مشخص نمی کند که چند نفر هستند؛ «سَیَقُولُونَ ثَلاَثَةٌ رَابِعُهُمْ کَلْبُهُمْ وَ یَقُولُونَ خَمْسَةٌ...»(3).
این را می گوید ولی تعداد را نمی گوید، نمی خواهد بگوید. در رابطه با آخر الزمان و ظهور حضرت نیز چنین است و همچنین راجع به اهل بیت (علیهم السلام) با کنایه و اشاره و تصریح آیه ی مباهله (4) مطلب را بیان می کند. بیش از این تصریح نمی کند. خداوند متعال می خواهد راه بدهد به مردم که اگر کسی بخواهد راه فرار باز باشد درواقع راه فرار از ولایت را خداوند تبارک و تعالی باز کرده است.
 
 
 
پی نوشت:
1.مجلسی، محمدباقر: بحارالانوار، ج53، ص 107.
2.فرقان(25) : 31.([آری،] این گونه در برابر هر پیامبری، دشمنی از مجرمین قرار دادیم.)
3.کهف(18) :22. (گروهی خواهند گفت: «آن ها سه نفر بودند،‌ که چهارمین آن ها سگشان بود و گروهی می گویند: پنج نفر بودند...)
4.آل عمران(3): 61.
 
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally