توبه، بازگشتی عارفانه 3
هیچ خلافی در وجوب توبه نیست. بسیاری از فقیهان، متکلمان و عالمان اخلاق بر آن ادعای اجماع کرده اند. به نظر می رسد با توجه به مدرکی بودن چنین اجماعی نمی توان آن را دلیل مستقلی بر وجوب توبه دانست.
پنج شنبه 21 شهریور 1398    
بازدید: 316
توبه، بازگشتی عارفانه 3
 
 
 
 

اخلاص شرط تحقق توبه

نکته دیگری که در حقیقت توبه باید مورد پژوهش قرار گیرد این گفته متکلمان است که «توبه از گناه باید به سبب قبح آن و توبه از ترک واجب یا اخلال در آن، باید به سبب اخلال به واجب، یا ترک آن باشد». از این رو اگر کسی به سبب زیان های دنیوی گناه، یا گریز از آتش دوزخ و یا دست یابی به پاداش اخروی و رسیدن به بهشت، توبه کند، صحیح نیست و مقبول نمی افتد.

محقق طوسی در این باره چنین می گوید:

«باید از قبیح، از آن رو که قبیح است پشیمان شود وگرنه اگر به خاطر هدف دیگری ندامت حاصل آید، یا انگیزه پشیمانی، ترس از آتش جهنم باشد، توبه منتفی است.»(1)

ظاهر سخن محقق طوسی و گفته های سایر متکلمان، در این باره، این است که این مطلب شرط توبه است. علامه حلی مطلب فوق را چنین توضیح می دهد:

«بر تایب واجب است که به سبب قبحِ قبیح از آن پشیمان باشد و عزم کند دیگر آن را انجام ندهد، اگر جز این باشد توبه نیست، مانند کسی که برای سلامتی بدنش، از نوشیدن مسکرات، توبه می کند یا این که از آن رو که میان مردم آبرویش نریزد از گناه پشیمان می گردد. چنین توبه ای، توبه نیست؛ زیرا پشیمانی بر قبیح در آن نیست. اما کسی که به خاطر ترس از آتش جهنم پشیمان شود، اگر ترس از دوزخ تنها انگیزه باشد، طوری که اگر آن نباشد توبه نمی کند، این توبه نیز صحیح نیست؛ زیرا این توبه، توبه از گناه، از آن رو که قبیح است، نیست و مانند کسی است که برای سلامتی بدن از نوشیدن شراب پشیمان است.

اما اگر ترس از آتش جهنم تنها هدف وی نباشد؛ به این گونه که از گناه ـ به سبب قبحش که آتش جهنم را به دنبال دارد ـ پشیمان است، طوری که اگر گناه قبیح نبود از آن توبه نمی کرد، توبه اش صحیح است. در مورد اخلال به واجب، نیز چنین است. تنها در صورتی که پشیمان باشد بر اخلال و ترک واجب، از آن رو که اخلال به واجب است، توبه اش صحیح است. از این رو اگر به خاطر ترس از جهنم یا از دست دادن بهشت، از اخلال به واجب، توبه کند و تنها انگیزه و هدفش این باشد، توبه اش باطل است. اما اگر این ها انگیزه و هدف تبعی باشند، توبه اش صحیح است و گواه این مطلب آن که اگر خطاکار، از مظلوم برای نجات از کیفر سلطان پوزش بخواهد ـ نه از آن رو که به وی ستم کرده است ـ عقلا عذر چنین کسی را نخواهند پذیرفت.»(2)

دیگر متکلمان و عالمان شیعی همانند قوشچی،(3) فاضل مقداد(4) و غیره نیز همین نکته را یادآور شده اند. در میان معتزله نیز چهره هایی چونان قاضی عبدالجبار(5) و دیگران بر این مطلب، تأکید کرده اند. این نظریه در آثار متفکران اشعری، در شرح مواقف(6) و شرح مقاصد(7) مورد توجه ویژه ای قرار گرفته است؛ با این تفاوت که در شرح مقاصد پس از اعتبار این قید می گوید: اگر کسی برای گریز از آتش جهنم یا دست یافتن به بهشت توبه کند آیا توبه وی صحیح است؟ سپس در پاسخ بدان می گوید: «فیه تردد.»؛ «نمی توان در آن به طور قطع نظر داد.»

بررسی

حاصل همه این سخنان این است که توبه در صورتی تحقق می یابد که از گناه از آن رو پشیمان باشد که قبیح است و از ترک و اخلال به واجب از آن رو که اخلال به واجب است، وگرنه، توبه منتفی است. بخش نخست این سخن متین و درست است؛ یعنی اگر کسی برای امور دنیوی مانند سلامتی بدن یا آبرومندی و ... از گناه پشیمان شود، توبه منتفی است. اما اشکال در بخش دوم مطلب است که خدای متعال در جای، جای قرآن و به مناسبت های مختلفی هماره انسان ها را از کیفر دردناک اخروی و آتش سوزان جهنم بیم می دهد و از سویی آنان را به دست یابی به پاداش اخروی، بهشت و بهره وری از لذایذ و نعمت های جاوید آن تشویق می کند. مفاد این آیات این است که توبه، به منظور دست یابی به پاداش اخروی یا گریز از کیفر اخروی و جهنم نه تنها مشکلی ندارد بلکه بسیار مطلوب است. افزون بر این که نزد برخی از تایبان بزرگ که به عنوان الگوی والای توبه معروف اند، ترس از آتش دوزخ و شوق دست یافتن به بهشت به عنوان هدف مطرح بوده است.(8)

علامه شعرانی در شرح تجرید به این اشکال توجه داشته و بیان زیر را برای رفع آن آورده است:

«اگر به انگیزه ترس از آتش [جهنم] توبه کند، مانند کسی است که به سبب ترس از مؤاخذه سلطان از آزار مظلومان و دزدی و قتل پشیمان شود، که در این حال توبه نکرده است. اگر گویی خداوند عالم این همه ذکر جهنم و بهشت کرد تا موجب ترغیب و ترهیب نیکوکار شود، گوییم: در نظر عدلیه قبح و عذاب از هم جدا شدنی نیستند، اما نزد اشاعره عذاب مطلب دیگر است و قبح مطلب دیگر و ما می گوییم هر کس از ترس عذاب توبه کند از قبیح توبه کرده است.»(9)

پاسخ ایشان صحیح به نظر نمی رسد؛ زیرا بر پایه مبانی شیعه قبح مستلزم استحقاق عقاب است و نه خود عقاب و تفاوت میان این دو آشکار است. افزون بر این که این واجب مستلزم آن است که اگر کسی برای رسیدنِ به لقاءالله، یا شرم از حضرت حق، یا زمینه سازی برای صعود به مراتب عالی معنویت، یا دست یافتن به پاداش نیک الهی در آخرت و بهره وری از لذایذ بهشت، توبه کند، توبه اش درست نباشد! زیرا از گناه، از آن رو که قبیح است، توبه نکرده، بلکه امور دیگری هدف وی بوده است.

نتیجه آن که اگر قصد و انگیزه در توبه، جهات دنیوی باشد، توبه منتفی است، ولی اگر جهت الهی داشته باشد، توبه است؛ چه آن جهت الهی، بیم از کیفر اخروی باشد و چه دست یابی به پاداش خدای در آخرت، و چه شرم از زشتی گناه و چه لقاء او، و هیچ دلیلی نداریم که جهت را منحصر به زشتی گناه کنیم. به بیان دیگر: از این جهت توبه مانند سایر عبادات است که باید مخلصانه باشد و آنچه بازگشت به خدای را تحقق دهد، کفایت می کند. متکلم برجسته و فقیه نامدار شیعه شیخ مفید در اوج دقت و زیبایی این معنا را بیان کرده است:

«حقیقت توبه، پشیمانی بر از دست رفته های گذشته است به انگیزه و هدفِ بازگشت به خدای عز و جل، و شرط آن، عزم بر بازنگشتن به این گناه، تا پایان زندگی است و هر کس این امور را در توبه اش فراهم نیاورد تایب نیست ... .»(10)

به احتمال قوی علامه حلی و محقق طوسی در اعتبار این شرط از متکلمان عامّه و به ویژه معتزله متأثر بوده اند و افرادی چونان قوشچی،(11) فاضل مقداد(12) و غیره تحت تأثیر عظمت علمی این دو بزرگ از آنان پیروی کرده اند. البته کسانی هم بوده اند که سخن این دو محقق بزرگ را نادیده گرفته اند. در آثار عالمانی چون شیخ انصاری،(13) علامه طباطبایی،(14) صاحب عروة الوثقی(15) و شارحان محقق آن همچون آیت الله حکیم(16) و آیت الله خویی،(17) نشانی از این مطلب نیست.

تبعیض در توبه

آیا توبه از برخی گناهان صحیح است؟ آیا ممکن است انسان از گناهی پشیمان شده و توبه کند و همزمان به گناه دیگری آلوده باشد و از آن توبه نکند؟

در این مورد دو نظریه است، بیشتر متکلمان اسلامی می گویند توبه از یک معصیت با اقدام بر گناه دیگر ممکن است، و در برابر آنان، دسته ای از متکلمان برجسته معتزلی مانند ابوهاشم و قاضی عبدالجبار(18) و همفکرانشان گفته اند توبه از یک یا چند گناه با ارتکاب گناهی دیگر عقلاً ممکن نیست. البته این گروه از معتزله اعتقاد دارند که اگر انسان از گناهی توبه کند و از گناه دیگری که نمی داند گناه است، توبه نکند، توبه اش صحیح است.

بنابراین، مقصود اینان از گناه، تنها چیزی است که به اعتقاد مکلف و در نظر او گناه است.

استدلال ابوهاشم و پاسخ آن

دلیل ابوهاشم این است که علت ندامت و پشیمانی از گناه، در همه گناهان، یکسان است. چرا انسان از گناه توبه می کند؟ به علت آن که گناه قبیح است و کیفر و غضب الهی را در پی دارد و این علت در همه گناهان وجود دارد. بنابراین، اگر کسی به دلیل دیگری ـ نه به سبب قبح گناه ـ از آن توبه کند، توبه اش صحیح نیست.

از این رو کسی که از یک گناه و قبیح توبه می کند در حالی که گناه و قبیح دیگری را مرتکب می شود، توبه او به سبب قبح گناه نیست؛ زیرا اگر چنین بود باید از هر دو گناه توبه می کرد و در واقع چنین کسی توبه نکرده است.

مرحوم شعرانی مثال خوبی می زند:

«آن کس که زندگی را دوست دارد از زهر و هر چیزی که به جان او زیان می رساند، پرهیز می کند، ولی اگر زندگی را دوست ندارد و فقط از یک نوع زهر پرهیز می کند، چنین عملی نه برای دوست داشتن زندگی، بلکه برای غرض دیگری است.»(19)

از این استدلال پاسخ داده اند که ترک گناهان و توبه از آن ها مانند انجام واجبات است و در واقع خود توبه یکی از واجبات است و هیچ اشکالی ندارد که انسان واجبی را انجام دهد و واجب دیگر را ترک نماید. اگر کسی روزه نگیرد، ولی نماز بخواند، بی گمان نماز او صحیح است؛ در حالی که علت انجام واجبات و انگیزه در همه آن ها یکسان است و آن حسن و نیکویی واجب است.(20)

جواب ابوهاشم و پیروان وی از پاسخ

از این اشکال جواب داده اند که مقایسه واجبات به گناهان درست نیست؛ زیرا علت واجبات و انگیزه انجام آن ها یکسان نیست. علت نماز، چیزی است و علت روزه چیز دیگر. از این رو هیچ محذور عقلی وجود ندارد که کسی انگیزه بر نماز داشته باشد و نماز بخواند، ولی چون انگیزه برگرفتن روزه ندارد، روزه نگیرد. اما در گناهان چنین نیست. تنها علت ترک گناهان قبح آن هاست که در همه مشترک است؛ از این رو اگر کسی از آن رو که گناه قبیح است، از انجام آن ها پشیمان شود، از همه آن ها پشیمان خواهد شد، نه از برخی.(21)

جواب محقق طوسی

محقق طوسی، متکلم و فیلسوف برجسته اسلامی از این استدلال پاسخ دقیقی داده که مورد پذیرش همه محققان پس از او قرار گرفته است. آن فرزانه جاوید در این باره می گوید:

«درست است که علت توبه از گناهان در همه آن ها یکسان و مشترک است، اما اشتراک علت توبه، سبب توبه از همه آن ها نیست؛ زیرا ممکن است انگیزه انسان بر انجام اعمال مختلف و متعدد، یک چیز باشد، اما از میان آن اعمال، تنها برخی را برگزیند.

به عنوان نمونه: اشتغال به انواع تجارت، صنعت، کشاورزی و ... یک انگیزه مشترک دارد و آن به دست آوردن مال است، اما در عین حال، انسان یکی از آن ها را گزینش می کند و برگزیدن صنعتی خاص، یا تجارتی ویژه، علت و مرجّح دیگری دارد و اشتراک انگیزه میان همه آن ها، اقتضا نمی کند که تمام صنایع و تجارت ها در نظر او برابر باشد، بلکه انگیزه های مختلف دیگری در این انتخاب، مؤثر است. توبه نیز چنین است.

انگیزه انسان در توبه از همه گناهان پرهیز از قبیح است، اما انسان ممکن است از میان همه گناهان و قبایح تنها از برخی از آن ها توبه کند؛ زیرا انگیزه ها و علت های مختلفی در این گزینش، دخیل است.»(22)

دلیل امکان تبعیض در توبه

در برابر نظریه اول، طرفداران نظریه دوم، ضمن پاسخ از استدلال ابوهاشم، درصدد اثبات مدعای خود برآمده اند. دلیل آنان این است که اگر کافری از کفر خود توبه کند، اما هم چنان به انجام یکی از گناهان صغیره ادامه دهد باید توبه او صحیح نباشد، در حالی که اجماع امت اسلامی بر این است که توبه وی صحیح است.

آنان افزوده اند که در پوزش خواهی نیز چنین است، مثلاً کسی که فرزند شخصی را کشته و قلمش را نیز شکسته است، اگر نزد او بیاید و تنها از قتل فرزندش پوزش بطلبد، بی گمان، عذر نخواستن از شکستن قلم، سبب نمی شود که عذر وی را درباره قتل فرزند نپذیرد، بلکه اگر به دلایلی زمینه پذیرش پوزش خواهی قاتل، از جهت قتل فرزند نیز، فراهم آید بی گمان عذر نخواستن وی از شکستن قلم، مانع پذیرفتن اعتذار از قتل نخواهد بود.

 
 
 
ادامه دارد...
 
 
 
پی نوشت:
1- کشف المراد، ص 332.

2- کشف المراد، ص 332.

3- شرح تجرید الاعتقاد، ص 388.

4- اللوامع الالهیه، ص 403.

5- المغنی، ج 14، ص 431.

6- شرح مقاصد، ج 4، ص 214.

7- شرح مقاصد، ج 5، ص 163.

8- به عنوان نمونه، بهلول، آن سوخته دل و پشیمان واقعی در زمزمه های جانسوز و سازنده اش با خدای چنین می گوید: «... و ان لم تستجب دعایی و لم تغفرلی خطیئتی و اردتَ عقوبتی فاجَعْل عقوبةً فی الدنیا تهلکنی و خلصنی من فضیحة یوم القیمة ... فلیت شعری ماذا ترید بی اَفِی النار تحرقنی؟! او فی جوارک تسکننی ... الی الجنة ترزقنی ام الی النار تسوقنی؟». بحار الانوار، ج 16، ص 25 و 26.

9- شرح تجرید، ص 586.

10- اوائل المقالات، ص 61.

11- شرح تجرید الاعتقاد.

12- اللوامع الالهیه، ص 403.

13- مکاسب، ص 336.

14- تفسیر المیزان، ج 4.

15- عروة الوثقی، ج 1.

16- مستمسک، ج 4، ص 5.

17- التنقیح، ج 8، ص 11.

18- المغنی، ج 14، ص 93 ـ 381.

19- شرح تجرید، ص 587.

20- همان، ص 586.

21- المغنی، ج 14، ص 383.

22- کشف المراد، ص 333.

 
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally