صحيفه سجاديه و انسان معاصر 1
آدمي نيازمند دعا ‌و‌ مناجات است. نه ‌از‌ آن رو که تکليفي ‌را‌ ادا کند، بلکه ‌به‌ آن جهت که خويشتن خويش ‌را‌ در گفتگويي ‌با‌ معبود ‌به‌ آرامش ‌و‌ اطمينان رساند.
سه شنبه 19 شهریور 1398    
بازدید: 262
صحيفه سجاديه و انسان معاصر 1
 
 
 
 
 

آن گاه که ديگر حق ‌را‌ ‌به‌ شمشير ستم سر بريده باشند ‌و‌ بانگ عدالت خواهي ‌و‌ ايمان ‌را‌ در حنجره کشته باشند ‌و‌ ديگر توان ناله ‌و‌ نفيري نمانده باشد، آن گاه که ميزان عدالت در قبضه ظالمان ‌به‌ بازي گرفته شده باشد ‌و‌ اشک چشم دردمندان ‌و‌ ستمديدگان بر ديده هاي مظلومان ببارد ‌و‌ کسي نباشد جز آن که صداي ياري طلبي ‌را‌ ‌با‌ شمشير ستم ‌و‌ جفا پاسخ گويد، ‌به‌ کدامين ملجا ‌و‌ مرجع پناه بايد برد؟ ‌و‌ ‌به‌ کدامين قبله بايد رو کرد ‌تا‌ حرفهاي بلند آل مظلوم محمد (ص) ‌را‌ در آن دوران تيره شيطاني ، براي هميشه زنده نگاه داشت؟پس ‌از‌ کربلا چه بايد کرد ‌تا‌ دين محمد (ص) در اعتلا باقي بماند ‌و‌ دستان منافقان ‌و‌ معاندان ‌از‌ تحريف آن دور باشد؟ ‌تا‌ در پس قرنها همچنان شکوفا ‌و‌ تابناک باقي بماند؟

آيا جز آن مي ماند که علي بن الحسين (ع) حرفهايش ‌را‌ تنها ‌با‌ خدايش بازگويد ‌و‌ بر زخمهايش ‌از‌ رحمت بي منتهاي ‌او‌ مرهم گذارد ‌و‌ آدميان ‌را‌ در طول تاريخ ‌به‌ صفحه زرين صحيفه خود فراخواند؟ ‌تا‌ هر دردمندي ‌به‌ صفاي کلام ‌او‌ خو بگيرد ‌و‌ خود ‌را‌ ‌با‌ اتصال ‌به‌ خداي رحمان ، ماندگار ‌و‌ جاودان ‌و‌ الهي کند؟ صحيفه نيايش انسان ، راز ورزي عاشقي دلسوخته ، عارفي کبير، عالمي مجاهد ‌و‌ انساني کامل ‌با‌ خداي بزرگي است که حق است ‌و‌ جاودان.

 

جستار نخست:

صحيفه کامله سجاديه اثر جاودانه حضرت زين العابدين عليه السلام ، يکي ‌از‌ جامع ترين ‌و‌ ارزنده ترين منابع فرهنگي ناب اسلامي است که در ميان آثار بجا مانده ‌از‌ اين امام ‌از‌ همه مهمتر است. انتساب صحيفه سجاديه ‌به‌ حضرت زين العابدين عليه السلام مورد قبول تمام علماي اسلام ‌از‌ همه فرقه هاست ‌و‌ هيچ کس در اين باره ترديدي ندارد. بسياري ‌از‌ علما اين مجموعه ارزشمند ‌را‌ ازجمله متواترات دانسته اند که کمترين نيازي ‌به‌ بررسي صحت ‌و‌ سقم سند آن نيست. ‌با‌ توجه ‌به‌ جايگاه والاي صحيفه سجاديه ، اين زبور آل محمد که ‌به‌ اخت القرآن (خواهر قرآن) هم ملقب شده است ‌و‌ انبوه حقايق ‌و‌ معارفي که در آن موجود است ، سالهاي زيادي است که علماي بزرگ ‌و‌ انديشمندان فرهيخته شرح ‌و‌ تفسيرهاي متعددي بر آن نوشته اند که تعدادشان ‌از‌ 60 تجاوز مي کند.  يکي ‌از‌ بهترين اين تفاسير مربوط ‌به‌ حکيم ‌و‌ فقيه ‌و‌ اديب بزرگ ، مرحوم سيدعلي خان کبير مدني شيرازي ‌به‌ نام رياض السالکين است ‌و‌ غيرمحققاني همچون ملامحمدمحسن فيض کاشاني ‌و‌ شيخ بهاء الدين عاملي ‌و‌ ميرداماد ‌و‌ مرحوم علامه مجلسي نيز بر صحيفه شرح نوشته اند.

 

جستار دوم:

بنا بر روايت جعفر بن محمد حسني ، اصل صحيفه سجاديه مشتمل بر 75 دعاست. متوکل بن هارون که اين کتاب ‌را‌ گردآوري کرده ، معتقد است 11 فقره دعا ‌از‌ اصل دعاها مفقود شده ‌و‌ ‌به‌ همين دليل 64 دعا ‌را‌ روايت کرده است. در روايت محمد بن احمد بن مسلم مطهري ، فقط 54 دعا چنان که امروزه هم ‌از‌ صحيفه مي بينيم موجود است. بنابراين ‌از‌ اصل صحيفه 21 دعا افتاده است ‌و‌ در حال حاضر آنچه ‌از‌ صحيفه کامله سجاديه باقي مانده است ، همين 54 دعاست.  

محدث عظيم ‌و‌ سالک وارسته مرحوم مجلسي اول مي فرمايد: «در اوايل جواني مايل بودم نماز شب بخوانم ، اما نماز قضا ‌به‌ عهده ام بود ‌و‌ ‌به‌ همين دليل احتياط مي کردم ‌و‌ نمي خواندم. خدمت شيخ بهايي رحمه الله عرض نمودم ، فرمود: «نماز قضا بخوان.» اما من ‌با‌ خود مي گفتم نماز شب خصوصيات خاص خود ‌را‌ دارد ‌و‌ ‌با‌ نمازهاي واجب فرق مي کند. يک شب بالاي پشت بام خانه ام در خواب ‌و‌ بيداري بودم که امام زمان عليه السلام ‌را‌ در بازار خربزه فروشان اصفهان در کنار مسجد جامع ديدم. ‌با‌ شوق ‌و‌ شعف نزد ‌او‌ رفتم ‌و‌ سوالاتي کردم ازجمله خواندن نماز شب. فرمود: «بخوان!». عرض کردم: «يا بن رسول الله ، هميشه دستم ‌به‌ شما نمي رسد! کتابي ‌به‌ من بدهيد که ‌به‌ آن عمل کنم».

فرمود: «برو ‌از‌ آقا محمد تاج کتاب بگير!» در خواب گويا ‌او‌ ‌را‌ مي شناختم ؛ رفتم کتاب ‌را‌ ‌از‌ ‌او‌ گرفتم ‌و‌ مشغول خواندن بودم ‌و‌ مي گريستم که ‌از‌ خواب بيدار شدم. ‌از‌ ذهنم گذشت که شايد محمد تاج همان شيخ بهايي است ‌و‌ منظور امام ‌از‌ تاج ، اين است که شيخ بهايي رياست شريعت ‌را‌ در آن دوره ‌به‌ عهده دارد.  نماز صبح ‌را‌ خواندم ‌و‌ خدمت ايشان رفتم. ديدم شيخ ‌با‌ سيد گلپايگاني مشغول مقابله صحيفه سجاديه است.  ماجرا ‌را‌ برايش نقل کردم. فرمود: «ان شاء الله ‌به‌ چيزي که مي خواهي مي رسي». بعد ناگهان ياد جايي که امام ‌را‌ در آن ملاقات کرده بودم افتادم ‌و‌ ‌به‌ کنار مسجد جامع رفتم. در آنجا آقا حسن تاج ‌را‌ ديدم که ‌از‌ آشنايان قديمم بود. مرا که ديد گفت: ملا محمدتقي! من ‌از‌ دست طلبه ها ‌به‌ تنگ آمده ام. کتاب ‌را‌ ‌از‌ من مي گيرند ‌و‌ پس نمي دهند. بيا برويم خانه تعدادي کتاب ‌به‌ تو بدهم.» مرا ‌به‌ خانه اش برد. در اتاقي ‌را‌ باز کرد ‌و‌ گفت: هر کتابي ‌را‌ که مي خواهي بردار!  کتابي ‌را‌ برداشتم. ناگهان ديدم همان کتابي است که ديشب در خواب ديده بودم. «صحيفه سجاديه» بود. ‌به‌ گريه افتادم. برخاستم ‌و‌ بيرون آمدم.  گفت: باز هم بردار!  گفتم: همين بس است.  پس شروع نمودم ‌به‌ تصحيح ‌و‌ مقابله ‌و‌ آموختن صحيفه سجاديه ‌به‌ مردم ‌و‌ چنان شد که ‌از‌ برکت اين کتاب ، بسياري ‌از‌ اهل اصفهان مستجاب الدعوه شدند.  مرحوم مجلسي دوم مي فرمايد: مجلسي اول 40 سال ‌از‌ عمر خود ‌را‌ صرف ترويج صحيفه کرد ‌و‌ انتشار اين کتاب ‌از‌ سوي ‌او‌ باعث شد که اکنون خانه اي نيست که صحيفه در آن نباشد. اين حکايت بزرگ باعث شد بر صحيفه شرح فارسي بنويسم که عوام ‌و‌ خواص ‌از‌ آن بهره مند شوند.

 

صحيفه ؛ اخت القرآن

صحيفه ‌را‌ اخت القرآن ناميده اند. هم ‌از‌ آن جهت که ارتباطي جمالي ‌با‌ قرآن ‌و‌ حق دارد ‌و‌ هم ‌از‌ آن جهت که شامل هستي شناسي انسان کامل است. دعا ‌و‌ نيايش بيشتر وجهه اي جمالي ‌و‌ زيبايي شناختي دارد. صحيفه ‌از‌ سوي ديگر مواجهه انسان کامل ‌با‌ حق است. اين وجهه جمالي سنت نقلي ‌و‌ عقلي اسلامي مي تواند نقشي بسيار موثر در معرفي اسلام ‌به‌ دنيا ايفا کند. روشن است که شرق شناسان مخالف اسلام بسيار کوشيده اند دين اسلام ‌را‌ برخلاف آنچه که هست ديني خشن ‌و‌ غيرانساني بنمايانند. آنان حتي اگر معرفتي نيز نسبت ‌به‌ اسلام داشته باشند تنها معرفت نسبت ‌به‌ بخش کوچکي ‌از‌ معارف نقلي آن است ‌و‌ ‌با‌ همين ديدگاه ناقص راي ‌به‌ غيرانساني! بودن اين دين الهي مي دهند. هرچند اساسا چنين بينشي مغرضانه ‌و‌ بيمارگونه است ، اما وجود منبع زلالي چون صحيفه که ‌به‌ هر کجا قدم نهاده جمال نموده ‌و‌ جلوه هاي عظيم معرفتي اسلام ‌را‌ نمايانده است ؛ مي تواند پاسخي روشن ‌به‌ چنان ادعاهايي باشد. براي پيروان اسلام نيز توجه افزون تر ‌به‌ زبور آل محمد که همچنان پس ‌از‌ 1400 ال زنده ‌و‌ تابناک ‌و‌ عميق است ضروري تر مي نمايد. خطابات امام سجاد (ع) در ادعيه ‌از‌ طرفي وظيفه عبادي ‌و‌ ‌از‌ سوي ديگر احياي مفاهيم معرفتي ، هستي شناسانه ، انسان شناختي ‌و‌ خداشناسي اسلامي است. اين مفاهيم معرفتي در خور معرفي در سطحي جهاني است. صحيفه آدمي ‌را‌ براي شناخت ‌به‌ درون ارجاع مي دهد ‌و‌ بنابراين هر آدمي مي تواند خواننده اين دعا باشد. وقتي آدمي ‌به‌ اين وسيلهعلم اليقين يعني همان دانش ‌و‌ معرفت تحقيقي دست يابد ‌به‌ کمال عقلي دست يافته است. بنابراين صحيفه در عين حال اثري معرفتي است ‌و‌ هم نيازمند معرفت است .

 

دين ، معرفت عقلي ‌و‌ نقلي

اديان معمولا داراي 2 دسته ‌از‌ معارف اند که ‌به‌ آنها معارف نقلي ‌و‌ معارف عقلي مي گويند. منظور ‌از‌ معارف نقلي دانش ها ‌و‌ مفاهيمي است که مانند سنت رفتاري يا گفتاري پيامبر ‌به‌ طور سينه ‌به‌ سينه ‌به‌ نسلهاي بعد منتقل شده است. معارف عقلي اما درخور تامل ‌و‌ انديشندگي هر فرد ‌به‌ طور مجزا هستند. ‌به‌ طور مثال هر مسلمان مي داند که اصول دين ‌را‌ خود بايد براي خود فهم ‌و‌ درک کند. شايد بهترين راه براي درک تفاوت علوم عقلي ‌و‌ نقلي تامل در تفاوت ميان تقليد ‌و‌ تحقيق باشد. اصطلاحاتي که 2 راه اساسي کسب علم ‌را‌ تعيين مي کنند. براي اين که عضو دين ، فرهنگ ، جامعه يا گروهي باشيم ، نيازمند آنيم که ‌از‌ کساني که پيشتر ‌از‌ ما در آن عضو بوده اند، درباره آن فرابگيريم. اين روش يادگيري ‌با‌ تقليد عملي مي شود. بنابراين کسب معارف نقلي نيازمند تقليد ‌از‌ دانايان ‌به‌ سنت نقلي است که مي توان ‌از‌ آن ‌به‌ شيوه هاي عبادت ، آداب طهارت ، تجارت ‌و‌ مناسک ديني ‌و‌ علم شريعت نام برد.

اما معارف عقلي تقليد بردار نيستند ‌و‌ خداوند نيز ‌از‌ انسان ها خواسته است ‌به‌ حد استطاعت عقلشان خود آن مفاهيم ‌را‌ کسب کنند ‌و‌ بر پايه آن ادراکات عقلي ‌به‌ وادي دين درآيند. در حوزه معارف عقلي تقليد جايز نيست. بلکه شخص خود بايد محقق باشد ‌و‌ آن معارف در خود وي ‌به‌ ثبوت رسيده باشد. هيچ ديني نمي تواند بدون معارف عقلاني حيات داشته باشد ‌و‌ بنابراين حيات معارف عقلاني در هر دين نشانه سرزندگي ‌و‌ بالندگي آن است. سنت عقلي براي انديشندگي انسان است. اکنون سوال اينجاست که دعا ‌و‌ اثري مانند صحيفه سجاديه جزو کدام دسته ‌از‌ معارف ديني محسوب مي شود؟ عقلي يا نقلي؟ در پاسخ ‌به‌ اين پرسش در مرحله نخست انگشت اشاره ‌به‌ سمت معارف نقلي مي رود؛ چراکه صحيفه متني است که ‌از‌ راه نقل ‌به‌ ما رسيده است. متني است که ما آن ‌را‌ براساس تقليد ‌از‌ امام سجادع آن ‌را‌ مي خوانيم ‌و‌ ‌با‌ آن انس مي گيريم. اين مي تواند بسادگي ما ‌را‌ مجاب کند که صحيفه در رديف منابع سنت نقلي است.  توجهي عميق تر ‌و‌ دقيق تر اما ما ‌را‌ ‌به‌ آن سو رهنمون مي شود که اساسا دعا، محصول شناخت ‌و‌ فهم است. آدمي ‌به‌ همان اندازه ‌از‌ دعا بهره مي برد که معارف آن ‌را‌ در خود درمي يابد ‌و‌ عوالم آن برايش آشنا ‌و‌ قابل فهم عقلي ‌و‌ قلبي است. براي نمونه ، در اولين دعاي صحيفه مي خوانيم:

الحمدلله الاول بلا اول کان قبله ‌و‌ الآخر بلا آخر يکون بعده... حمد ‌از‌ آن خدايي است که نخستيني پيشتر ‌از‌ ‌او‌ نيست ‌و‌ آخريني بعد ‌از‌ ‌و‌ نخواهد بود ‌او‌ که ديدگان بينندگان ‌از‌ ديدارش عاجزند ‌و‌ توصيفگران ‌از‌ نعت وي ناتوان....  

صحيفه پوشيده ‌از‌ چنين مفاهيمي است که درک آن ‌به‌ مراتب کمال عقل نظري ‌و‌ عقل عمي انسان بستگي دارد. بنابر اين در ذات ‌و‌ بطن خود جزو معرفت عقلي دين محسوب مي شود. آنجا که چيزي جزو معارف عقلي محسوب مي شود، ‌از‌ محدوده هاي شريعت فراتر رفته ‌و‌ زباني جهاني مي يابد ‌و‌ آنجا که متني ‌از‌ دين حوزه اي جهاني داشته باشد هم مفيد خود دين ‌و‌ هم انسان هايي است که ‌با‌ آن سر ‌و‌ کار دارند.

استفاده ‌از‌ صحيفه ديگر بستگي ‌به‌ مسلمان بودن يا شيعه بودن يا پيروي ‌از‌ هر مذهب ديگري ‌را‌ نمي خواهد بلکه عقلي انديشنده مي خواهد که ‌به‌ طريق نظري ‌و‌ عملي در آن انديشه کند ‌و‌ رازها ‌و‌ اسرار درون آن ‌را‌ دريابد. البته که بايد ‌به‌ اين امر اشارت کرد که آن کسي بيش ‌از‌ همه معارف عقلي ‌را‌ ‌به‌ طور تحقيقي ‌و‌ دروني ‌و‌ فردي درمي يابد که خود در معارف نقلي دين عامل تر ‌و‌ تواناتر باشد. اما ‌به‌ هر حال صحيفه ‌از‌ آن توانايي برخوردار است که ‌با‌ حوزه شناخت ‌و‌ معارف عقلي سر ‌و‌ کار دارد ‌و‌ بنابراين ترجمه پذير، جهانشمولداراي گستره فراواني است.

 
 
 
ادامه دارد...
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally