این موضوع در برخی روایات اهل سنت؛ مانند صحیح مسلم و سنن ابن ماجه وجود دارد، اما محتوای آن با آموزه های شیعی در تضاد است و نمی توان پذیرفت که پیامبر رحمت با حدس و گمان خویش در اموری که به ظاهر در آن تخصصی نیز ندارد، ضرر هنگفتی به مردم وارد سازد.

در منابع روایی اهل سنت احادیثی با این مضمون وجود دارد، از جمله:

حدیث اول: حدثنا على بن محمد، حدثنا عبید الله بن موسى، عن إسرائیل، عن سماک، أنه سمع موسى بن طلحه بن عبید الله یحدث عن أبیه، قال: مررت مع رسول الله ص فی نخل فرأى قوما یلقحون النخل فقال: ما یصنع هؤلاء؟ قالوا: یأخذون من الذکر فیجعلونه فی الأنثى قال ما أظن ذلک یغنى شیئا فبلغهم، فترکوه فنزلوا عنها. فبلغ النبی ص فقال إنما هو الظن إن کان یغنى شیئا فاصنعوه فإنما أنا بشر مثلکم و إن الظن یخطئ و یصیب و لکن ما قلت لکم: قال الله- فلن أکذب على الله”؛[۱]

…با پیامبر خدا (ص) در نخلستانی قدم برمی داشتیم و ایشان گروهی را مشاهده کردند که عمل گرده افشانی بر درختان خرما را انجام می دادند، سپس از اطرافیان پرسیدند که آنان چه می کنند؟ پاسخ داده شد که گرده های درختان نر را بر درختان ماده می پراکنند! پیامبر فرمود: گمان می کنم که این کار فایده ای داشته باشد. سخن پیامبر (ص) به گوش کشاورزان رسیده و آنان از کار خود دست برداشتند. پیامبر (ص) با مشاهده این وضعیت فرمودند: سخن من از روی حدس و گمان بوده و من انسانی مانند شما هستم. شما کار خود را انجام دهید؛ چون گمان من ممکن است درست یا نادرست باشد! اما هرگاه از جانب پروردگار سخنی به شما گفتم، مطمئنا بر خدا دروغ نخواهم بست!

حدیث دوم: “حدثنا محمد بن یحیى، حدثنا عفان، حدثنا حماد، حدثنا ثابت عن أنس بن مالک، و هشام ابن عروه، عن أبیه، عن عائشه، أن النبی ص سمع أصواتا. فقال: ما هذا الصوت؟ قالوا: النخل یؤبرونها. فقال: لو لم یفعلوا لصلح فلم یؤبروا عامئذ فصار شیصا. فذکروا للنبی ص فقال: إن کان شیئا من أمر دنیاکم، فشأنکم به و إن کان من أمور دینکم، فإلى”؛[۲]

… پیامبر (ص) فرمود: اگر گرد افشانی نکنند، نیز درخت خرما بارور خواهد شد. کشاورزان آن سال گرده افشانی نکرده و در نتیجه به محصولی دست نیافتند. این موضوع به اطلاع پیامبر (ص) رسید و ایشان فرمودند: اگر موضوعی مرتبط با دنیا بود خودتان کارشناسی کنید و اگر در امور دین پرسشی دارید به من مراجعه کنید!

در مورد این احادیث باید گفت: منبع اصلی این روایات در کتب اهل سنت بوده و اگر در کتاب های شیعیان نیز چنین چیزی مشاهده شود، برگرفته از همان منابع است. علاوه بر این که چنین رفتاری با معیارهای کلام شیعی همخوانی نداشته و حتی اگر بپذیریم که پیامبر (ص) هر کاری را به کارشناس خود واگذار می کرده و در رفتار شخصی و خصوصی خود دچار سهو و فراموشی می شده – که آن هم مورد تأیید بسیاری عالمان و اندیشمندان دینی نیست – هرگز پذیرفتنی نیست که ایشان با حدس و گمان، ضرر هنگفتی به مردم وارد ساخته و مسئولیتش را نیز بر عهده نگیرد و این آیه قرآن را به فراموشی سپارد که: “إِنَّ الظَّنَّ لا یُغْنی‏ مِنَ الْحَقِّ شَیْئا”؛[۳]هرگز حدس و گمان به جای حق نخواهد نشست.

بر این اساس، این روایت با کیفیت یاد شده از دیدگاه ما معتبر نیست.

 

پی نوشت:

[۱] سنن ابن ماجه، ج ۲، ص ۸۲۵، باب ۱۵، تلقیح النخل، ح ۲۴۷۰، دار الفکر، بیروت.

[۲] همان، ح ۲۴۷۱٫ مشابه همین روایت در صحیح مسلم، ج ۷، ص ۹۵، دار الفکر، بیروت نیز وجود دارد.

[۳] یونس، ۳۶٫