سیری در صحیفه سجادیه 1-35
این مجموعه ای که ارائه خواهد شد، خلاصه و سیری است در صیحفه سجادیه که شامل بیانات عالم گرانقدر استاد فاطمی نیا می باشد.
جمعه 29 شهریور 1398    
بازدید: 221
سیری در صحیفه سجادیه 1-35
 
 
 

اشتیاق امام سجّاد (علیه السّلام) در طلب مغفرت

إن‌شاء‌الله سیری در دعای نهم از دعاهای مولای ما، سیّد السّاجدین (علیه الصّلاه و السّلام) داشته باشیم، چند جمله از این دعا بخوانم. می‌فرماید که «وَ کَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ فِی الِاشْتِیَاقِ إِلَى طَلَبِ الْمَغْفِرَهِ مِنَ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ».[۱] در گذشته گفتم همه‌ی این‌ها برای یاد دادن به ما است. این دعا در مورد اشتیاق به طلب مغفرت است، یعنی مشتاقانه از خدا می‌خواهد که او را ببخشد و به ما یاد می‌دهد. پس دعا این‌طور شروع می‌شود.

FatemiNia-13941106-Sahifeh35-ThaqalainSite (15)

محبوب بودن توبه نزد خداوند

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ صَیِّرْنَا إِلَى مَحْبُوبِکَ مِنَ التَّوْبَهِ»، خدایا بر پیغمبر و آل او رحمت و درود بفرست و ما را به سوی محبوب خود منتقل کن، ببر که عبارت از توبه باشد، یعنی به سوی توبه که توبه محبوب شما است. یعنی بعضی از علماء فرموده‌اند که در فضیلت توبه همین بس است که خدا می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابینَ»،[۲] خدا توبه کنندگان را دوست می‌‌دارد. خدا این در را به سوی ما باز کرده استفاده کنیم، بعضاً گناه می‌کند، پشیمان می‌شود، واقعاً پشیمان می‌شود. بعد می‌گوید شما بگویید چه می‌شود؟ بالاخره ما را می‌بخشند یا نه؟ در حالی که در حدیث داریم: «التَّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ کَمَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ»،[۳] کسی که از گناه توبه کرده، جدّاً توبه کرده، مانند کسی است که گناه نکرده است. پس ما را به سوی محبوب خود توبه ببر.

FatemiNia-13941106-Sahifeh35-ThaqalainSite (12)

دوری کردن از اصرار به گناه

«و أَزِلْنَا عَنْ مَکْرُوهِکَ مِنَ الْإِصْرَارِ»،[۴] خدایا ما را از مکروه خود دور کن که عبارت از اصرار به گناه باشد. توبه محبوب خدا است، اصرار کردن به گناه هم مکروه خدا است، خدا بدش می‌آید. یک بنده برای چه باید به سوی چیزی برود که خدا بدش می‌آید؟

FatemiNia-13941106-Sahifeh35-ThaqalainSite (11)

درخواست توفیق در خشنودی خدا

تا به این‌جا می‌رسیم یک مطلبی که وجود دارد که إن‌شاء‌الله دقّت می‌فرمایید، این خیلی مهم است، مطالبی در این وجود دارد، إن‌شاء‌الله این را عنایت بفرمایید. «وَ إِذَا هَمَمْنَا بِهَمَّیْنِ یُرْضِیکَ أَحَدُهُمَا عَنَّا وَ یُسْخِطُکَ الْآخَرُ عَلَیْنَا»، خدایا دو قصد است، در این دو قصد ما مانده‌ایم، دو کار می‌توانیم انجام دهیم، قصد کردیم که یکی از این کارها را انجام بدهیم. همّ یعنی قصد را إن‌شاء‌الله توضیح خواهیم داد که اصلاً قصد یعنی چه. الآن چه کار کنیم؟ پروردگارا دو قصد است که یکی تو را از ما خشنود می‌کند و یکی تو را بر ما خشمناک می‌کند، الآن چه کنیم؟ دو قصد است، رضای خدا در این است در این یکی هم غضب خدا است، در زندگی پیش می‌آید. این‌جا از خدا می‌خواهد که «فَمِلْ بِنَا إِلَى مَا یُرْضِیکَ عَنَّا»، خدایا ما را مایل کن، در قلب ما تصرّف کن، به طرف آن چیزی که تو را از ما خشنود می‌کند. «وَ أَوْهِنْ قُوَّتَنَا عَمَّا یُسْخِطُکَ عَلَیْنَا»، این قوّت ما را سست کن نسبت به آن چیزی که تو را از ما ناراضی می‌کند، اصلاً نگذار به آن طرف برویم. این‌ها همه دست خدا است.

گمراه کردن خداوند

بندگانی که در این فکرها هستند خدا به آن‌ها کمک می‌کند، امام سجّاد (علیه السّلام) در عین حال که می‌خواهد یاد بدهد غضب خدا با رضای خدا چقدر فرق دارد، از این طرف هم هست که می‌خواهد بگوید خدا اصلاً راضی نمی‌شود بنده‌ی او به آن طرف برود. اگر بنده بنده‌ی خالصی باشد واقعاً خدا به او کمک می‌کند، مگر وقتی کار از کار بگذرد. جوانان عزیز تاکنون چند مرتبه خدمت شما گفته‌ام، آن‌هایی که شنیده‌اند شنیده‌اند، ما در قرآن داریم که «فَیُضِلُّ اللَّهُ»،[۵] خدا بعضی را گمراه می‌کند، «فََأَضَلَّهُمَ الله»، خدا آن‌ها را گمراه کرده، بسیاری جاهای قرآن داریم. اگر کسی در این مباحث وارد نباشد العیاذ بالله می‌گوید خدا من را گمراه کرده، حالا چه کار کنم؟ در حالی که إن‌شاء‌الله در خاطر نازنین شما بماند، چند مرتبه‌ گفته‌ام، اضلال خدا یعنی قطع مدد، مدد را قطع می‌کند، نه این‌که گناه در ذهن تو بیندازد، تو را کوک کند که بلند شوی بروی این گناه را انجام دهی، نه، مدد را قطع می‌کند. بندگانی که صالح باشند در این‌طور موارد که دو قصد است یکی بد است یکی خوب است، این‌جا خدا دست آن‌ها را می‌گیرد. امّا اگر از آن‌ها باشند که قطع مدد می‌شود ممکن است معلوم نباشد چه می‌شود، اگر نعوذ بالله قطع مدد بشود.

FatemiNia-13941106-Sahifeh35-ThaqalainSite (10)

معنای همّ

این‌جا یک بحثی داریم که همّ می‌گوید، اصلاً همّ یعنی قصد. قصد چیست؟ آیا ما قصد گناه کنیم گناه کردیم؟ یا این‌که در خیال ما بیاید هنوز هیچ کاری نکرده‌ایم باز هم گناه کرده‌ایم؟ یک بحث دقیقی این‌جا وجود دارد که عنایت بفرمایید من این‌ها را بگویم. سیّد می‌فرماید که «قَالَ الأَمِینُ الطَّبَرسی». طَبَرسی می‌گویند، بعضی می‌گویند طَبرِسی است، همین صاحب مجمع البیان. باید رسیدگی شود، شاید هم طَبرِسی باشد، هر چه باشد مشهور است به او طَبَرسی می‌گویند. می‌گوید: «وَ قَالَ الأَمینُ الطَّبَرسی فِی مَجمَعِ البَیان الهَمّ فِی اللُّغَه عَلَى وجوهٍ»،[۶] همّ یعنی همان قصد که می‌گوید خدایا اگر دو قصد کردیم یکی تو را راضی می‌کند یکی تو را خشمناک می‌کند، در لغت می‌گوید همّ سه وجه دارد، سه معنا دارد. «مِنهَا العَزم عَلَى الفِعل»، یکی واقعاً قصد بر فعل است. «کَقَولِهِ تَعَالى إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ یَبْسُطُوا إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ»، می‌گوید گروهی از کفّار قصد کردند که طرف شما بیایند شما را اذیّت کنند.

«وَ مِنهَا خُطُورِ الشَّی‏ء بِالبَال وَ إِن لَم یَقَعِ العَزم عَلَیه»، یکی از معانی این است که این مسئله فقط به دل آدم بیفتد، هیچ عملی هم نکرده، در خاطر او آمده که بلند شوم به فلان جا بروم، با فلانی صحبت کنم، هنوز عملی هم انجام نداده، فقط خطور به نفس شده است. این‌جا هم همّ گفته می‌شود. «کَقَولِهِ تَعَالى إِذْ هَمَّت طائِفَتانِ مِنْکُمْ أَنْ تَفْشَلا‏» – این را دقّت کنید خیلی زیبا است – «وَ اللَّهُ وَلِیُّهُما». دو گروه در جنگ‌های صدر اسلام بودند مؤمن هم بودند، ترس و تنبلی بر این‌ها غلبه کرد حدیث نفس کردند که فرار کنند. «جُبن» یعنی ترس، ترس باعث شود که فرار کنند و صحنه را خالی بگذارند.

این‌جا فقط خطور به خیال است، قصد نکرده‌اند، چرا قصد نکرده‌اند؟ «إِذْ هَمَّتْ طائِفَتانِ مِنْکُمْ أَنْ تَفْشَلاً»، دو طائفه از شما همّ کردند که از ترس بروند و پیغمبر را تنها بگذارند. «وَ اللَّهُ وَلِیُّهُما». اگر این قصد بود که پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) را تنها بگذارند خدا ولیّ آن‌ها نمی‌شد. می‌گوید «وَ اللَّهُ وَلِیُّهُما»، بیچاره‌ها مؤمن بودند، فقط یک خطور خیالی بود، خدا ولیّ آن‌ها بود، خدا دست آن‌ها را گرفت و نگذاشت. پس بنابراین گاهی وقت‌ها به معنای خطور است، خطور می‌آید، این حالت حدیث نفس است. می‌فرماید گاهی به معنای نزدیک شدن یک کار می‌آید، می‌گویند: «هَمَّ فُلَانٌ أَن یَفعَلَ کَذَا»، نزدیک شد که فلانی فلان کار را انجام بدهد، انجام نداده، نزدیک شد انجام بدهد.

FatemiNia-13941106-Sahifeh35-ThaqalainSite (9)

معنای همّ در دعای امام سجّاد (علیه السّلام)

می‌گوید الآن در کلام سیّد السّاجدین (علیه السّلام) کدام است، می‌فرماید: «قُلتُ یَنبَغی أَن یُحمَلَ عَلَى المَعنَى الأَوَّل وَ هُوَ القَصدُ وَ العَزم وَ توطِینُ النَّفسِ عَلَى الفِعل أَوِ التَّرک»،[۷] می‌گوید این‌جا قصد حقیقی را امام سجّاد می‌گوید، خطور خیالی نیست، این‌جا در کلام سیّد السّاجدین قصد است، واقعاً عزم است. خدایا من قصد داشته باشم یکی از این دو کار را انجام دهم، یکی تو را خشنود می‌کند و یکی تو را خشمناک می‌کند.

حدیث نفس در نیکی و بدی

این‌جا معانی دارد، ظرایفی دارد که این ظرایف را برای شما بگویم. ببینید اسلام واقعاً چه دین زیبایی است. «وَ أَمَّا بِمَعنَى الخَطرَه أَو حَدِیثِ النَّفس»، فقط به ذهن یک نفر خطور کرد، قصدی ندارد، فقط حدیث نفس کرد که اگر ما فلان جا برویم چطور است؟ خدای ناکرده فلان زهر مار را اگر کمی بخوریم چطور است؟ می‌فرماید که این حدیث نفس، «فَإِن کَانَ طَاعَهً»، ببینید ما چه خدایی داریم. حدیث نفس، نماز شب بخوانم یا نه؟ حدیث نفس می‌کند. یا حدیث نفس معصیّت می‌کند، دو قسم است. می‌فرماید که «فَإِن کَانَ طَاعَهً فَلَا مَانِعَ مِن أَن یُتَرَتَّبَ عَلَیهِ رِضَاهُ تَعَالى»، اگر طاعت بود عیبی ندارد، ممکن است خدا از همین هم خشنود شود ثواب بدهد، چرا؟ «کَمَا جَرَت عَلَیهِ عَادَتُهُ فِی عُمومِ الفَضلِ وَ الإِحسان‏»، عادت خدا در فضل و احسان همین است. بله، إن‌شاء‌الله خواهیم گفت، اگر حدیث نفس نماز شب می‌کند ممکن است موفّق نشود ولی باز هم یک چیزی به او می‌دهد، این‌قدر ارحم الرّاحمین است و این‌قدر کریم است، می‌گوید همین که به طاعت من حدیث نفس کرده باز چیزی به او بدهم.

«وَ إِن کَانَ مَعصِیَّهً‏»، امّا اگر معصیّت بود، بد بود، چه کار کنیم؟ هیچ کاری نکرده، فقط به خیال او یک چیزی رسیده است. «فَقَد إِنعَقَد الإِجماعُ مِن الأُمَّه عَلَى أَن لَا مؤَاخَذَه بِهِ»، اجماع از امّت منعقد شده که در آن‌جا مؤاخذه‌ای نیست. حدیث نفس به معصیت کرده انجام هم نداده است، دیگر برای او چیزی این‌جا نیست.

FatemiNia-13941106-Sahifeh35-ThaqalainSite (8)

نقل یک حدیث

«وَ عَلَى هَذَا المَعنى لِلهَمّ»، یعنی بر این معنای همّ که فقط حدیث نفس بدون عمل باشد، می‌گوید «حَمَلَ جَمَاعَهَ مِنَ العُلَمَاء»، جمعی از علماء حمل کرده‌اند، چه چیزی را؟ «مَا رَوَاهُ فِی الکَافی عَن زُرَارَه عَن أَحَدِهِمَا عَلَیهِمَا السَّلام»، چیزی که در کافی از زراره از یکی از دو بزرگوار است، یعنی در مورد زراره وقتی «أَحَدِهِمَا» بگویند یا حضرت باقر (علیه السّلام) می‌شود یا حضرت صادق (علیه السّلام) می‌شود، چون زراره بن اعین از اصحاب این دو بزرگوار بودند. وقتی «زُرَارَه عَن أَحَدِهِمَا» بگوید یعنی یا امام باقر یا امام صادق (علیهما السّلام) بوده‌اند. چه فرموده‌اند؟ «قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى جَعَلَ لِآدَمَ فِی ذُرِّیَّتِهِ مَن هَمَّ بِحَسَنَهٍ وَ لَم یَعمَلهَا»، می‌گوید: خدا در ذرّیّه‌ی آدم کسانی را قرار داده که حدیث نفس به حسنه می‌کند، «وَ لَم یَعمَلهَا»، عمل هم نمی‌کند. چطور است نماز شب بخوانیم؟ بعد هم می‌خوابد. می‌فرماید که «کُتِبَت لَهُ حَسَنَه»، یک حسنه برای همین حدیث نفس او نوشته می‌شود، یک حسنه.

«وَ مَن هَمَّ بِحَسَنَهٍ وَ عَمِلَهَا»، حدیث نفس کند بعد حدیث نفس مبدّل به عزم جدّی می‌شود، می‌رود انجام می‌دهد، نماز شب می‌خواند. «کُتِبَت لَهُ عَشر»، برای او ۱۰ حسنه نوشته می‌شود. امّا «وَ مَن هَمَّ بِسَیِّئَهِ»، یک حدیث نفس به گناه کرد، «وَ لَم یَعمَلهَا»، عمل هم نکرد، لعنت بر شیطان کرد و خوابید. «لَم تُکتَب عَلَیه‏»، چیزی نوشته نمی‌شود. «مَن عَمِلَ بِهَا»، باز کرم خدا را ببینید، آن‌جا که حسنه بوده وقتی عمل می‌کرد ۱۰ تا نوشته می‌شد، امّا این‌جا سیّئه را عمل که نکرده، نه این‌که خط بزند اصلاً نوشته نمی‌شود، اگر هم نوشته شود چه می‌شود؟ می‌فرماید «وَ مَن عَمِلَ بِهَا»، اگر حدیث نفس به گناه کرد، عمل هم کرد، «کُتِبَت عَلَیهِ سَیِّئَه»، فقط یک گناه برای او نوشته می‌شود، یک گناه کرد.

 
 
 
ادامه دارد...
 
 
 
پی نوشت:

[۱]– الصحیفه السّجادیّه، ص ۵۸٫

[۲]– سوره‌ی بقره، آیه‌ ۲۲۲٫

[۳]– الکافی، ج ۲، ص ۴۳۵٫

[۴]– الصحیفه السّجادیّه، ص ۵۸٫

[۵]– سوره‌ی ابراهیم، آیه‌ ۴٫

[۶]– ریاض السالکین فی شرح صحیفه سید الساجدین، ج ‏۲، ص ۴۰۹٫

[۷]– ریاض السالکین فی شرح صحیفه سیّد السّاجدین، ج ‏۲، ص ۴۱۰٫

 
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally