روش  شناسی  سیره عملی و نظری  اهل بیت  (ع )  در راستای تبدیل  امامزادگان  به قطب  فرهنگی
در این مقاله با استناد به سیره عملی و نظری معصومان(ع) روش ایشان را در برخورد با امامزادگان و استفاده از شخصیت آنان، در تبلیغ ارزشهای دینی مورد تحلیل و بررسی می گیرد.
سه شنبه 31 تیر 1393    
بازدید: 1791

روش شناسی سیره عملی و نظری اهل بیت (ع ) در راستای تبدیل امامزادگان به قطب فرهنگی

1. علی اوسط خانجانی

2. محمد جعفری پور

چکیده

بی تردید یکی از بهترین فرصت ها در راستای تعالی و ارتقای فرهنگ تشیع، وجود بارگاه ملکوتی امامزادگان در جای جای ایران اسلامی است. از این رو مقام رهبری طرح تبدیل امامزادگان به قطب فرهنگی را جهت مهندسی فرهنگ جامعه ارائه فرموده اند. تحقق این دیدگاه مستلزم باز شناسی شخصیت امامزادگان از طریق سیره علمی و عملی معصومان (ع ) است.

مقاله پیش رو مواضع قولی و عملی معصومان (ع )را درباره امامزادگان، در مقوله های نامگذاری، تکریم و تجلیل شخصیت آنان چه در دوران حیات طیبه وچه پس از وفات و شهادت آنان و نیز آموزه هایی درکیفیت زیارت مرقد آنان به عنوان فرهنگ زیارت بررسی کرد. و به این نتیجه رسیده است که روش های معصومان در تبدیل امامزادگان به قطب فرهنگی هدفمند و متنوع بوده است.

کلید واژه ها : امامزادگان، اهل بیت، قطب فرهنگی، زیارت.

1. پژوهشگر واستادیار دانشگاه آزاد چالوس.

2. پژوهشگر علوم قرآن و حدیث؛ پژوهشگر حوزه و دانشگاه.

مقدمه :

مهمترین منبع برای شناخت دین مبین اسلام، قرآن و سنت است. با وجود اینکه بسیاری از روایات به دست ما نرسیده است و از آنجا که سنت شامل گفتار و رفتار و امضای چهارده معصوم می باشد مسلماً دامنه سنت گسترده تر از قرآن کریم است، و نسبت به قرآن به موضوعات بیشتری پرداخته است. در قرآن کریم به پیامبران و پیامبرزادگان اشاره شده است اما درباره امامان و امامزادگان به صراحت سخن نرفته است، بدین جهت قوی ترین منبعی که از آن در راستای فرهنگ امامزادگان می توان بهره برد. روایات پیامبر و خاندان مطهر ایشان است. کسانی که به تعبیر امام صادق علیه السلام خداوند از آنها درآیۀ 7 آل عمران، تعبیر به راسخون در علم می کند(کلینی رازی، 1365: 1/213) و بنا بر روایات متواتر، خداوند، عصمت ایشان را در آیه تطهیر(احزاب 33) خواست و اراده خود می داند. ره آورد سخن گفتن عالمانه و بدون دخالت هوا و هوس، اعتماد به آن گزاره ازسوی مخاطبین است. در این مقاله با استناد به سیره عملی و نظری معصومان(ع) روش ایشان را در برخورد با امامزادگان و استفاده از شخصیت آنان، در تبلیغ ارزشهای دینی مورد تحلیل و بررسی می گیرد و امید است که در آینده ای نزدیک بتوانیم از این ظرفیت در راه استفاده از نعمت بقاع متبرکه امامزادگان بیش از پیش بهره برد.

فرهنگ نامگذاری امامزادگان

انتخاب نام نیک برای فرزندان یکی از سنت هایی است که در دین مبین اسلام بر آن بسیار سفارش شده است. خداوند منان خطاب به حضرت زکریا می فرماید: (يا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ اسْمُهُ يَحْيى‏ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِيًّا»«ای زکریا ما تو را بشارت می دهیم به جوانی که نام او یحیی است و قبل از او همنامی برای او قرار نداده ایم»(مریم/7). با توجه بر اینکه این بشارت قبل از ولادت حضرت یحیی است ،خداوند در این آیه کریمه به اهمیت نامگذاری فرزندان قبل از تولد آنان اشاره کرده است و خود را نامگذارحضرت یحیی معرفی نموده است. با تاکید بر اینکه این نام سابقه نداشته و نامی جدید است، نوع نام را مهم می داند و نام یحیی را به عنوان نمونه ای از بهترین نامها معرفی می نماید. در روایات نیز بر انتخاب نام نیک برای فرزندان تاکید شده است رسول خدا یکی از حقوق فرزند را که برعهده پدر و مادر است انتخاب نام نیک برای او می داند(کلینی رازی، 1365: 6/48). سیاستگذاری معصومان (ع) در فرهنگ نامگذاری امامزادگان به چند بخش تقسیم می شود :

1-1- ایجاد فرهنگ صحیح نامگذاری

ضرب المثلی در زبان عربی است که می گویند:« الاسماء تنزل من السماء.»« نام افراد از آسمان نازل می شود.» منظور این است که اسم اشخاص با آنها مناسبت دارد و نام انسان بر شخصیت آنان تاثیر گذار است . تغییر اسامی نامناسب برخی اشخاص و برخی از شهرها توسط رسول خدا ( حمیری قمی، بی تا: 45) و ختم به خیر شدن مشورت گروهی که در آن یکی از نام های محمد، حامد، محمود و احمد باشد(ابن ابی الحدید، 1404 : 19/ 369)، مقدس شدن خانه ای که در آن نام احمد یا محمد باشد در روایات پیامبر (علی بن موسی، 1406: 44؛ نوری، 1408: 16/328)، دلائلی برای تاثیر اسامی بر شخصیت انسانها ست. حضرت امام حسین نیز این مطلب را به گونه ای تائید نمودند، وقتی بر بالین شهیدی که با آزادمردی تمام، یکباره از جان ومال گذشته بود، حاضر شدند و فرمودند :«أنت حر كما سميت في الدنيا و الآخرة»« تو در دنیا و آخرت آزاده ای همانگونه که اینگونه نامیده شده ای»(ابن بابویه قمی، 1362 :160؛ فتال نیشابوری، بی تا : 1/186).

ائمه(ع)با انتخاب نام نیک برای فرزندان خود و تکرار آن در صدد آن بوده اند که الگویی برای رهروان راهشان باشند، تا امروز پانهادن به مقبره امامزاده ای از امامزادگان، نقطه عطفی برای انتخاب نام های نیک باشد. نامهایی همانند محسن، عبد الله، عباس، عون، زینب، رقیه، سکینه و صدها نام که بر تارک آستان قدسی امامزادگان می درخشد.

جاودان نمودن امامزاده ها

در سفارش های رسول خدا آمده است که «سَمُّوا أَوْلَادَكُمْ قَبْلَ أَنْ يُولَدُوا»«فرزندان خود را قبل از اینکه متولد شوند، نامگذاری کنید که فرزندی که قبل از تولد نامی نداشته باشد و سقط شود روز قیامت گریبان گیر پدر و مادر است و به آنها اعتراض می کند که «أَلَّا سَمَّيْتَنِی »«چرا نامی بر من ننهادی ؟»( کلینی رازی، 1365: 6/18). انتخاب نام برای فرزندی که هنوز متولد نشده است یکی از سیاست های اهل بیت عصمت و طهارت جهت جاودانه نمودن امامزادگان است. محسن بن علی (علیهما السلام ) امامزاده ای شش ماهه است که قبل از تولد به شهادت رسید؛ از آنجا که قرار است این طفل شش ماهه سندی برای اثبات حقانیت و مظلومیت اهل بیت، در طول تاریخ بماند، نام او قبل از تولد مشخص می شود آن هم از جانب پیامبر اسلام . امیر مومنان در روایتی می فرمایند «وَ قَدْ سَمَّى رَسُولُ اللَّهِ ص مُحَسِّناً قَبْلَ أَنْ يُولَدَ» «رسول خدا قبل از اینکه محسن متولد شود او را نامگذاری کرد». مشخص شدن هویت این امامزاده، انتخاب این نام توسط شیعیان برای فرزندان خود، ثبت سابقه عملیات شهادت طلبانه در راه ولایت، باقی ماندن نام و یاد سند بزرگ مظلومیت و حقانیت رهبران شیعه در طول تاریخ، از جمله تحلیل هایی است که می توان برای هدفمندی این گونه نامگذاری بیان کرد.

برجسته سازی شخصیت امامزادگان

امروز مشاهده می کنیم که یکی از عوامل بزرگداشت شخصیت برخی از امامزادگان مرهون انتخاب اسامی خاص برای آنان در دیروز است. نامگذاری اولین دختر امیرمومنان به «زینب» به معنای زینت پدر، یکی از مواردی است که شخصیت این امامزاده جلیل القدر را در بین امامزادگان برجسته ساخته است، انتخاب این نام این معنا را در ذهن تداعی می کند که این دختر به منزله تاج زینتی بر سر ابر مردی است که خود زینت آسمان و زمین است و ثانی اثنین بهانه خلقت عالم ، پس از رسول خداست. «عباس » نام دیگری است که اوج شجاعت و غیرت و حماسه سازی را در بین فرزندان فاطمه بنت حزام (س) همسر امیر مومنان (ع ) برای فرزند ارشد او به ارمغان می آورد. اگر چه تمامی پسران ام البنین شجاع بوده اند اما «عباس» شیری دیگر است. یکی از عواملی که در شکل گیری شخصیت حضرت ابالفضل (ع) موثر بوده، نام آن حضرت است که تلاش، در راه تحقق خارجی آن وهمسان سازی اسم ومسمی، باعث شکل گیری چنین شخصیتی شده است. واژه شناسان، «عباس» را اینگونه معنا کرده اند: «العَبَّاسُ الأَسد الذي تهرب منه الأُسْدُ؛ و به سمي الرجل عَبَّاسا». «عباس به شیری گفته می شود که شیرهای دیگر از او فرار می کنند و به همین جهت است که برخی از افراد را عباس می نامند»( ابن منظور1956: 6 / 129). شجاعت عباس به شیر بیشه شجاعت بودن ختم نمی شود بلکه شیری است که تمامی شیران بیشه از او می هراسند. فرار تیر اندازان هنگام حضور آن حضرت در روز عاشورا در کنار شریعه فرات صحنه ای از نمایش عباس بودن «عباس» و هماهنگی اسم با مسمی است.

احیای یاد و نام معصومین (ع)

از آنجا که دشمنان اهل بیت به ویژه بنی امیه، درصدد از بین بردن فضائل و مناقب امیرمومنان (ع) و حتی نام و یاد آن بزرگوار بودند، یکی از سیاست های تهاجمی اهل بیت در این جنگ نرم، نامگذاری فرزندان خود به نام جد بزرگوارشان امیر مومنان بود. نمونه ای از دشمنی بنی امیه با این نام از مکالمه عبید الله بن زیاد با حضرت امام علی بن الحسین علیهما السلام مشخص می شود. هنگامی که عبید الله از حضرت پرسید که نام تو چیست وحضرت فرمود علی بن الحسین، او از روی غیظ و غضب گفت مگر علی بن الحسین را خدا در کربلا نکشت؟ حضرت فرمود:« من برادر دیگری داشتم که نام او نیز علی بود که مردم او را کشتند»(ابن معلم عکبرائی، 1413: 2 / 116). نمونه ای دیگر از حساسیت زیاد بنی امیه بر نام علی سخن یزید به آن امام است که «وَاعَجَباَ لِأَبِيكَ سَمَّى عَلِيّاً وَ عَلِيّا» «در تعجبم از پدرت که فرزندانش را مکررا علی می نامید» حضرت هم در جواب او فرمود: «چون پدرم به پدرش خیلی علاقه داشت فرزندان خود را مکرر علی می نامید»(ابن شهر آشوب مازندرانی، 1379 : 4/173). این جهاد عقیدتی وقتی به اوج خود می رسد که در دیدگاه امام آزاد مردان حضرت سید الشهدا علیه السلام علی، زیباترین نام معرفی می شود چراکه حضرتش در جواب والی مدینه در تکرار نام علی بر فرزندان خود فرمود :«اگر خداوند صد فرزند به من دهد از نام علی نخواهم گذشت و نام تمامی آنان را علی قرار خواهم داد». پایه گذاری این تاکتیک نظامی در این جنگ نرم باعث شد که نمونه های دیگر آن شکل گیرد و تنها به نام و یاد امیر مومنان بسنده نشود بلکه احیای نام فاطمه(س) دختر رسول خدا، مادر امامان و بزرگ مدافع حریم ولایت و امامت، در بین امامزادگان این جنگ را مغلوبه کند. به عنوان نمونه قسمتی از سند روائی پیش رو بیانگر این است که اولا نامگذاری دختران ائمه به فاطمه در بین همه امامان متداول بوده است و ثانیا این امامزادگان محدثه و راوی حدیث بوده اند در این سند روائی برای هفت امام معصوم، دختری که نام آنها فاطمه باشد، ذکر شده است. علاوه بر آنکه روشن می سازد همه از قابلیت نقل حدیث برخوردار بوده اند : «قَالَ حَدَّثَتْنَا فَاطِمَةُ بِنْتُ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا (ع) قَالَتْ حَدَّثَتْنِي فَاطِمَةُ وَ زَيْنَبُ وَ أُمُّ كُلْثُومٍ بَنَاتُ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ (ع )قُال حَدَّثَتْنَا فَاطِمَةُ بِنْتُ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ( ع) قَالَتْ حَدَّثَتْنِي فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ( ع )قَالَتْ حَدَّثَتْنِي فَاطِمَةُ بِنْتُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ (ع) قَالَتْ حَدَّثَتْنِي فَاطِمَةُ وَ سُكَيْنَةُ ابْنَتَا الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ (ع )عَنْ أُمِّ كُلْثُومٍ بِنْتِ عَلِيٍّ (ع )عَنْ فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ ص قَالَتْ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُول»(مجلسی، 1404: 65/ 76). ثمره سیاست دیروزی، درانتخاب نام علی و فاطمه و دیگر معصومان بر روی امامزادگان، به اهتزاز درآمدن پرچم تبلیغ فرهنگ نامگذاری مکتب تشیع، در جای جای جهان امروزی است.

نا گفته نماند که این سیاستگذاری به اسم امامزادگان ختم نمی شود بلکه در القاب وکنیه امامزادگان نیز ساری وجاری است. القابی همانند قمر العشیره، قمر بنی هاشم، عقیله بنی هاشم وکنیه هایی همانند ابو الحسن، ابوالفضل، ام کلثوم و جزآن.

2- تجلیل از امامزادگان قبل از ولادت

پیشگویی و خبر دادن از غیب همیشه برای بشر در طول تاریخ، جالب بوده است. حال اگر سخنگو مرتبط با وحی و جهان غیب باشد بر جذابیت آن افزوده می شود و همه چشم انتظار پدیدار شدن آن پدیده اند. احادیث خبر از آینده، توسط پیامبر و امامان معصوم، متواتر معنوی است؛ دسته ای از این روایات درباره افرادی است که در آینده پا به عرصه هستی می نهند؛ بیان نام و ويژگی های هریک از امامان معصوم در حدیث لوح فاطمه(کلینی رازی، 1365: 1/527؛ ابن معلم عکبرائی، 1413، اختصاص: 210 ؛ دیلمی ، 1412: 2 /290؛ طبرسی، بی تا: 392 ؛ نباطی بیاضی، 1384: 2 / 137؛ طوسی، 1411؛ الغیبه :143؛ نعمانی، 1397: 62 ؛ ابن بابویه قمی، بی تا :31 ). پیشگوئی رسول خدا از نام و شخصیت علمی امام باقر و بشارت جابر بن عبد الله انصاری برای توفیق به زیارت ایشان( کلینی رازی، 1365: 1/469). همنامی امام رضا با امیر مومنان و مسموم شدن غریبانه ایشان در خراسان از زبان حضرت علی(ابن بابویه قمی، 1413: 2 /584 ). مدفون شدن آن حضرت در خراسان از زبان رسول خدا(ابن بابویه، 1413: 583 ؛ شعیری، 1363: 29؛ ابن بابویه قمی، 1378: 2/ 257). ظهور حضرت مهدی(عج) و همنام و هم کنیه بودن آن حضرت با رسول خدا (تمیمی مغربی، 1385: 2 / 188؛ هلالی کوفی: 1415/ 958 ؛ اربلی، 1381: 2/521 ؛ خزار قمی، 1401: 66 ، نیلی نجفی، 1401: 27) از این دسته روایات است. این گونه اخبار اختصاصی به امامان ندارد بلکه درباره برخی از امامزادگان، این گونه پیشگوئی ها از جانب معصومان رسیده است که می توان آن را حرکتی در ایجاد پایگاه های فرهنگی توسط اهل بیت (ع) به وسیله امامزادگان دانست. نمونه ای از این دسته اخبار:

2-1- خبر شهادت شهید فخ از زبان رسول خدا(ص)

حسین بن علی، شهید فخ از نوادگان امام حسن مجتبی است که در زمان امام موسی کاظم (ع)، بر علیه هادی عباسی قیام کرد و همراه 300 نفر از اولاد رسول خدا در محلی به نام فخ به خاک و خون کشیده شد که امروزه مزار این امامزادگان در مکه مکرمه معروف به منطقه الشهدا است. ابوالفرج اصفهانی روایتی از حضرت باقر آل محمد علیه السلام نقل کرده که حضرت فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله زمانی که از منطقه فخ می گذشت، ایستاد، رکعتی نماز گزارد و وقتی مشغول رکعت دوم نماز شد، در حالیکه مشغول نماز بود گریه کرد. وقتی اصحاب رسول خدا را گریان دیدند آنان نیز بی اختیار گریه کردند هنگامی که نماز رسول خدا تمام شد از اصحاب پرسید که چرا شما گریه می کنید؟ عرض کردند از گریه شما گریان شدیم. حضرت فرمود: جبرئیل به من خبر داد که: «یا محمد اِنّ رجلا مِنْ وُلْدک یُقْتَل فی هذا المکان و أجر الشهید مَعَهُ، اجر الشهیدین»«ای محمد، مردی از فرزندان تو در این جا کشته می شود که اجر شهید همراه او، اجر دو شهید است»(ابوالفرج اصفهانی، 1385 :290). فاجعه فخ،قریب یک قرن ونیم از زمان رسول خدا فاصله دارد. رسول خدا می تواند بی تفاوت از این سرزمین عبور کند، اما اینجا فرصت مناسبی برای تبدیل فخ به پایگاه فرهنگی است. ابتدا با وقوف در این میقات، از قبولی حج خون شهدای فخ و فضیلت مقتل و مدفن آنها خبر می دهد و با معرفی فخ به عنوان یک مزار، فخ را برای همیشه پایگاهی از پایگاه های تبلیغ فرهنگ اسلام ناب محمدی معرفی می نماید. در مرحله بعد فخ را مصلای خود قرار می دهد و با اقامه نماز در آن، امتیازی دیگر برای فخ نسبت به مکان های دیگر قائل می شود. حفظ قداست سرزمین فخ به عنوان محل نماز رسول خدا در نسل آینده و پاسخ به چرائی انتخاب این مکان توسط رسول خدا به عنوان محل نماز، اهمیت تکریم فرزندان رسول خدا و روحیه شهادت طلبی و حقانیت قیام شهدای فخ را در دیدگاه آن حضرت روشن می سازد.

2-2- نماز امام صادق علیه السلام در فخ


نصر بن قرواش گوید: در سفری که امام صادق علیه السلام را از مدینه به مکه می بردم به من فرمودند: «وقتی به فخ رسیدیم، مرا آگاه گردان عرض کردم مگر شما این سرزمین را نمی شناسید؟ فرمود چرا اما نگرانم خواب بر من غلبه کند و از این محل عبور کنیم. وقتی به آنجا رسیدیم حضرت را بیدار نمودم، حضرت پیاده شده، وضو گرفتند و نمازی خواندند و سپس سوار شدند، پرسیدم آیا نماز خواندن در این مکان از مناسک حج است؟ حضرت فرمودند نه «ولکن یُقْتَلُ هاهُنا رَجُلٌ مِنْ أهل بَیْتی فی عصابة مِنَ المؤمنین، ینزل لهم بأکفان و حنوطمن الجنة، تسبق أرواحهم أجسادهم اِلَی الجَنّة»«در اینجا شخصی از اهل بیت من با جمعی از یارانش به شهادت می‌رسند که کفن و کافور آنان از بهشت می‌رسد و ارواحشان زودتر از اجسادشان به سوی بهشت می‌شتابد»( مجلسی، 1404: 48/170).

2-3- خبر از پدیده ای در قم

آنگاه که رئیس مکتب جعفری از ورود و وفات حضرت معصومه به پایگاهی به نام قم سخن گفت و مقام شفاعت کبرای این امامزاده را این گونه ترسیم نمود: «تُقْبَضُ فِيهَا امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِي اسْمُهَا فَاطِمَةُ بِنْتُ مُوسَى تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِيعَتِي الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِمْ»«در شهر قم دختری از فرزندان من که نام او فاطمه دختر موسی است، دفن خواهد شد که تمامی شیعیان من با شفاعت او بهشتی می شوند»(مجلسی، 1404 :57 / 228). تجلیل از مقام بلند یک امامزاده از طرف امام معصومی که از روی هوا و هوس و اغراق سخن نمی گوید آن هم توصیفی مربوط به مقام اخروی آن امامزاده و با تعبیر به مقام شفاعت و شفاعتی که همه شیعیان از آن بهره مند خواهند شد یعنی ارائه تصویر از شخصیتی که تالی تلو معصوم است و تا مرزهای عصمت پیشرفته است و آنچه امروزه مشاهده می کنیم آستان قدسی این امامزاده به مهمترین پایگاه فرهنگی پس از آستان مقدس معصومین (ع) تبدیل شده است که این پدیدار مرهون این گونه عنایات از سوی اهل بیت(ع) است.

2-4- تجلیل از حماسه زید شهید (علیه الرحمه)

زید بن علی بن الحسین امامزاده ای است که بر خلیفه ستمگر وقت خود خروشید اما سالها قبل از انعقاد نطفه او، رسول خدا به امام حسین خبر از آمدن فرزند حماسه سازی پس از او را داد: ‏«يَاحُسَيْنُ يَخْرُجُ مِنْ صُلْبِكَ رَجُل ٌيُقَال ُلَهُ زَيْدٌ يَتَخَطَّى هُو َوَأَصْحَابُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ رِقَابَ النَّاسِ غُرّاً مُحَجَّلِينَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ بِلَاحِسَابٍ»«ای حسین مردی از نسل تو قیام خواهد کرد که نام او زید است روز قیامت او و یارانش با رویی سفید و نورانی، جمعیت را می شکافند و بدون حساب وارد بهشت می شوند »(ابن بابویه قمی، 1378 :1/ 249). نمونه دیگر درباره پیشگویی درباره زید شهید، روایت حذیفه بن یمان است؛ گوید: «روزی رسول خدا نگاه کردند به زید بن حارثه فرمودند همنام او در راه خدا کشته می شود و در بین امتم به دار آویخته می شود و او از اهل بیت من است که مظلوم واقع می شود. سپس به زید بن حارثه اشاره کردند و فرمودند : «ادْنُ مِنِّي يَا زَيْدُ زَادَكَ اسْمُكَ عِنْدِي حُبّاً فَأَنْتَ سَمِيُّا لْحَبِيبِ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي» «ای زید بیا در کنار من، نام تو محبت من را به تو بیشتر می کند، چرا که تو همنام محبوبی از اهل بیت منی»(ابن ادریس حلی، 1411: 638).‏ سومین روایت در این زمینه مربوط به پدر زید یعنی امام سجاد (ع)است. هنگامی که به حضرت سجاد(ع) بشارت تولد پسری را دادند، حضرت جهت نامگذاری او قرآن را باز کرد آیه « وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ عَلَى الْقاعِدِينَ أَجْراً عَظِيماً» آمد بار دیگر قرآن را بر هم نهاد وباز کرد آیه : « إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى ‏مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْراةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفى‏ بِعَهْدِهِ مِنَا للَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بايَعْتُمْ بِهِ وَ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» آمد حضرت فرودند « هُوَ وَاللَّهِ زَيْدٌ هُوَ وَاللَّهِ زَيْدٌ»«به خدا قسم او زید است ، به خدا قسم او زید است»(ابن ادریس حلی، 1411 :637).

توصیف قرآن از زید به عنوان مجاهد در راه خدا و کسی که جان و مالش را به خدا می فروشد و بهشت را برای خود می خرد، برداشتی است که امام چهارم(ع) برای شخصیت زید از این آیات نموده است و در واقع این آیات با تطبیق آن بر زید به عنوان مصداقی از مصادیق آیات، توسط امام معصوم، توصیف و تائید قرآن از قیام زید است. خبر دادن به زید بودن نام این پسر، با دیدن این آیات، توسط امام سجاد، حاکی از آن است که در واقع نام این فرزند از قبل مشخص بوده و امام منتظر مولودی به این نام بوده است.

دلیل این مطلب روایتی از آن حضرت است که فرمود شبی در عالم رؤیا هاتفی مرا ندا داد و سه مرتبه گفت: « لِيَهْنِئْكَ زَيْدٌ لِيَهْنِئْكَ زَيْدٌ لِيَهْنِئْكَ زَيْد»«بشارت باد تو را به زید، بشارت باد تورا به زید، بشارت باد تو را به زید»(ابن ادریس حلی، 1411: 638). در روایتی ابوحمزه ثمالی گوید :«حضرت سجاد به من فرمود: اگر پس از من در قید حیات باشی می بینی که این فرزند مرا در کوفه می کشند و به دار می آویزند و می سوزانند و خاکسترش را به باد می دهندعرض کردم نام او چیست فرمود این پسرم زید است سپس چشمان حضرت از اشک پرشد»(ابن ادریس حلی، 1411: 638). پیشگویی های متعدد و متنوع از جانب معصومین(ع) قبل از پدیده قیام زید و ابراز ارادت به شخصیت او و ناراحتی از رفتار ددمنشانه با او، عنایت بزرگ خاندان وحی را به این امامزاده و صحت قیام او را در دیدگاه اهل بیت (ع) تثبیت می کند و از سالیان قبل معاصران وی را برای همراهی با وی آماده می سازد.

3-تجلیل از امامزادگان در زمان حیات

تجلیل از امامزادگان در زمان حیات آنان یکی دیگر از روش های اهل بیت(ع) برای تبدیل امامزادگان به قطب فرهنگی است که برای رسیدن به این هدف، از دیر باز بر روی این شخصیت ها سرمایه گذاری کرده، آنها را به گونه ای ممتاز ساخته اند که مخاطبان خود از این گونه آموزه ها در جهت خودسازی الگو بگیرند.

3-1- حضرت اباالفضل العباس (ع)

عصر روز تاسوعا وقتی دشمن اعلام جنگ کرد، حضرت امام حسین خطاب به حضرت ابوالفضل العباسعبارتی را به کار بردند که اگر عبارتی غیر از این درباره قمر بنی هاشم نبود، بر شرافت و عظمت حضرت عباس بن علی (علیهماالسلام)کفایت می کرد؛ حضرت فرمودند: «يا عباس اركب بنفسي أنت يا أخی» «ای عباس جانم فدای تو، ای برادرم سوار بر اسب شو»( ابن معلم عکبرائی، 1413، الارشاد، 2/89) عبارت«بنفسی انت»: جانم فدایت، برای یک امامزاده از یک امام معصوم، شناسنامه کاملی از حضرت ابالفضل (ع) را ارائه می کند که حضرت امام حسین (ع) با این خطاب خود بر همگان روشن ساخت که تالی تلو معصوم شدن و تا مرز عصمت پیش رفتن محال نیست انسان می تواند با اطاعت و عبادت تا جایی پیش رود که ازجانب امام زمان خود لایق چنین مدال های شود.

3-2- حضرت علی اکبر (ع)

هنگامی که حضرت علی اکبر به سوی میدان روان شد، حضرت امام حسین رو به آسمان کرده و فرمودند: «اللهم اشهد فقد برز إليهم غلام أشبه الناس خلقا و خلقا و منطقا برسولك و كنا إذا اشتقنا إلى نبيك نظرنا إليه»«خدایا تو شاهد باش که جوانی که شبیه ترین مردم از نظر صورت و سیرت و تفکر به رسول خدا بود به سوی این لشکر رفت جوانی که هرگاه مشتاق دیدار رسول خدا می شدیم به او می نگریستیم»(ابن طاووس حلی، 1348 :112). این جوان یک جوان معمولی نیست تنها یک امامزاده نیست بلکه می تواند برای همه و به خصوص نسل جوان الگو باشد چرا که به تعبیر قرآن پیامبر اسوه حسنه است و این جوان، پیامبر حسین (ع) است. حضرت با واژه «غلام» می خواهد بفرماید رسیدن به معنویت، کهولت سن نمی خواهد. انسان در سن جوانی می تواند به قله های رفیع معنویت صعود کند تا جائی که آئینه تمام نمای خاتم پیامبران شود به گونه ای که دیدار او عطش مشتاقان روی رسول خدا را فرو نشاند. تداعی این روایت در شان حضرت علی اکبر هنگام مرثیه سرائی یا زیارت آن حضرت برای عزادار و زائر می تواند او را با اخلاق و رفتار نبوی همسو سازد.

3-3- حضرت زینب کبری (س )

وقتی حضرت زینب با آن خطابه آتشین کوفه را شعله ور کرد و صدا ناله و ضجه از مردمان برخاست، حضرت امام زین العابدین علیه السلام با یک جمله به کوفیان فهماند که روئیدن درختی در بوستان رسالت و ولایت، به گونه ای است که می تواند ثمره آن علم لدنی باشد؛ حضرت خطاب به عمه خود فرمودند: «يَا عَمَّةُ اسْكُتِي فَفِي الْبَاقِي مِنَ الْمَاضِي اعْتِبَارٌ وَ أَنْتِ بِحَمْدِ اللَّهِ عَالِمَةٌ غَيْرُ مُعَلَّمَةٍ فَهِمَةٌ غَيْرُ مُفَهَّمَه» «ای عمه آرام بگیر که گذشتگان برای آیندگان عبرت خواهند بود و با حمد و سپاس الهی، تو دانشمندی هستی که از کسی دانش نیاموخته ای و فهمیده ای هستی که کسی به تو چیزی نفهمانده»[علم وفهم تو اکتسابی نیست بلکه موهبتی از جانب خداست](طبرسی، 1403: 2/305). تنها امام معصوم است که از این مقام علمی با خبر است، در خود نگه داشته است تا زمان برملا کردن آن فرارسد، وقتی حضرت زینب(س) با زبان بلیغ و فصیح و عمیق علی(ع) سخن گفت وقت آن رسید که همگان بدانند که خزانه این علم کجاست، حضرت پرده از این راز گشودند و فرمودند علم زینب(س) علم لدنی است تا همه بدانند رفتار وگفتار زینب (س) بر پایه علم الهی است.

3-4- علی بن جعفر (علیهماالسلام )

محمد بن حسن عمار می گوید : مدت ۱۰ سال در مدینه طیبه محضر علی بن جعفر – علیه السلام– را درک کرده؛ احادیثی را که از برادر خود حضرت موسی بن جعفر– علیه السلام– اخذ نموده بود، شنیده و می نوشتم روزی خدمتش بودم که حضرت جواد– علیه السلام– وارد مسجد پیامبر– صلی الله علیه وآله و سلم– شد. علی بن جعفر(علیه السلام) تا آن حضرت را دید از جای برخاست و بدون کفش و رداء به خدمتش شتافت و دست او را بوسید و او را تعظیم و تکریم نمود. آن حضرت فرمودند: عمو بنشین، خداوند تو را رحمت کند. علی بن جعفر( علیه السلام) فرمود: آقای من، چگونه بنشینم با اینکه شما ایستاده اید . هنگامی که آن حضرت به او اجازه فرمودند، به جای خود بازگشت و در مجلس نشست»(کلینی رازی، 1365 : 1/322). علی بن جعفر از امامزادگان دانشمندی است که محضر چهار امام را درک کرده است و از ایشان نقل حدیث نموده است. نمونه ای از مجاهدت علمی این امامزاده کتاب مسائل علی بن جعفر است، که سوالات ایشان از برادرش امام موسی کاظم(ع) است. احترام این امامزاده به ساحت مقدس امام زمان خود طلب رحمت از سوی امام جواد و تکریم ایشان را به دنبال دارد که این نوع احترام موجب حفظ این میراث فرهنگی از طرف شیعیان خواهد شد.

3-6- ایجاد زمینه برای حماسه اقتصادی امامزادگان

یکی از راه های تبلیغ اسلام یاری رساندن اقتصادی به دیگران است. خداوند منان در قرآن یکی از مصارف زکات را«مولفه قلوبهم» می شمارد یعنی کسانی که برای به دست آوردن دل آنها و منعطف شدن آنها به اسلام به آنها زکات پرداخته می شود. نجات بدهکاران از بدهکاری و عیال واران از تنگدستی و فقرای مکه از بیچارگی و مهاجران به مدینه از بی پولی توسط اموال حضرت خدیجه در صدر اسلام از دیگر نمونه های بارز اهمیت اقتصاد در تبلیغ اسلام است. بدین جهت رسول خدا فرمودند که هیچ مالی به اندازه مال خدیجه برای من سودمند نبود. غصب فدک توسط خلفا - سرزمین پر درآمدی که می توانست وسیله ای برای تبلیغ افکار تشیع باشد - نمونه ای بارز از نفوذ بالای اقتصاد در تبلیغ است. امامان (ع) همانند جدشان از این ابزار در راه تبلیغ دین یاری می جستند آنچه در این مقام گفتنی است آن است که امامان(ع)، امامزادگان را نیز مجهز به این جهاز می کرده اند. امیر مومنان تولیت امور نخلستان خود را به فرزندش امام حسن مجتبی می سپارد اما فرزندان فاطمه و علی را در برخورداری از آن یکسان می داند. «وَإِنَّ لِابْنَيْ فَاطِمَةَ مِنْ صَدَقَةِ عَلِيٍّ مِثْلَ الَّذِي لِبَنِي عَلِی»(نهج‏البلاغه : نامه 45) و مهم آنکه فروش نهال های آن را ممنوع کرد تا در آینده تبدیل به یک نخلستان انبوه شود و امامزادگان در آینده بیشتر از آن بهره ببرند (وَأَلَّا يَبِيعَ مِنْ أَوْلَادِ نَخِيلِ هَذِهِ الْقُرَى وَدِيَّةً حَتَّى تُشْكِلَ أَرْضُهَا غِرَاسا) (نهج البلاغه: نامه 45).

حضرت امام موسی کاظم در مدینه زمین زراعتی را به سی هزار دینار خریداری نمودند(طوسی، 1411: 26). شیخ مفید در احوال سید السادات الاعاظم احمد بن موسی الکاظم معروف به شاهچراغ چنین می نویسد : «امام موسی ایشان را خیلی دوست داشت و گرامی می داشت «و َوَهَبَ لَهُ ضَيْعَتَهُ الْمَعْرُوفَةَ بِالْيَسِيرَةِ» «و ملک زراعتی خود را که یسبره نام داشت به او بخشید»( ابن معلم عکبرائی،1413، الارشاد، 2/244). زهد امامان و امامزادگان قوی ترین سند بر این است که این گونه اموال با ارزش جهت استفاده شخصی نبوده است لذا در جهاد اقتصادی این امامزاده می خوانیم « إِنَّ أَحْمَدَ بْنَ مُوسَى رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ أَعْتَقَ أَلْفَ مَمْلُوكٍ» احمد بن موسی هزار برده را خرید و آزاد کرد. این روایت تنها نمونه ای از حرکت اقتصادی اهل بیت نسبت به امامزادگان است تا آنها به وسیله قوت اقتصادی بتوانند مبلغانی برای مکتب تشیع باقی بمانند و محبوبیت و سیره آنان جاودانه شود.

4- تجلیل از امامزادگان پس از وفات

4-1- مقام معنوی حضرت ابالفضل (ع)

یکی دیگر از حرکات خاندان وحی جهت بازشناسی شخصیت آنان وترغیب به مزار امامزادگان، بیان فضائل و مناقب آنان پس از وفات یا شهادت آنان است. از بارزترین این نمونه ها توصیف حضرت امام سجاد و امام صادق (علیهماالسلام ) درباره مقام حضرت ابالفضل است. حضرت عابد آل محمد فرمودند: «خدا رحمت کند عمویم ابالفضل را، آنقدر جانفشانی نمود و خود را فدای برادر کرد تا اینکه دو دست از بدنش قطع شد، خداوند به جای آن دو دست به عمویم ابالفضل، دو بال داده است که همراه با ملائکه در بهشت پرواز می کند، همان گونه که برای جعفر بن ابیطالب دو بال بهشتی قرار داد( ابن بابویه قمی، 1403: 1/68). حضرت امام سجاد از جدش امیر مومنان تعریف و تمجید از بزرگان دین را به درستی آموخته است همان گونه که امیر مومنان در نامه خود به معاویه نگاشت«گروه زیادی از مسلمانان در جنگها دست از بدن آنها قطع شد و برای همه آنها فضیلت است اما هنگامی که این مصیبت برای یکی از ما اهل بیت بوجود آمد [یعنی جعفر بن ابیطالب که در جنگ موته دو دست از بدنش جدا شد] به او لقب «الطیار فی الجنه»«کسی که در بهشت پرواز می کند» و «ذوالجناحین»«صاحب دو بال»داده شد. (نهج البلاغه: نامه 28)حضرت امام سجاد در ادامه فرمودند: «و إن للعباس عند الله تبارك و تعالى لمنزلة يغبطه بها جميع الشهداء يوم القيامة»«همانا برای عمویم عباس در روز قیامت در نزد خدا منزلتی است که همه شهدا به آن جایگاه غبطه می خورند»(ابن بابویه قمی، 1403: 1/68).

حضرت صادق آل محمد (ع) نیز با سخنی همگان را شیفته ایمان و بصیرت عمویش ابالفضل نمود هنگامی که فرمود :«كانَ عَمُّنَا العَبّاسُ بنُ عَلِيٍّ نافِذَ البَصيرَةِ صُلبَ الإيمانِ جاهَدَ مَعَ أبي عَبدِاللَّهِ و أبلى بَلاءً حَسَناً و مَضى شَهيداً» «عموى ما، عبّاس، داراى بينشى ژرف و ايمانى راسخ بود؛ همراه با امام حسين(ع) جهاد كرد و نيك آزمايش داد و به شهادت رسيد»(ابن عنبه،1380: 356؛ امین عاملی، بی تا :7/430).

4-2- تجلیل از نهضت زید شهید (علیه الرحمه)

زید شهید از امامزادگانی است که پس از شهادتش، حضرات معصومین او را تعظیم کرده اند و شبهات خود کامگی و دنیا گرایی را از دامن او پاک کردند. امام صادق فرمودند «رحم الله عمي زيدا إنه دعا إلى الرضا من آل محمد و لو ظفر لوفى بما دعا إليه» «خدا رحمت کند عمویم زید را که شعار او «رضایت از آن آل محمد است» بود و اگر در این قیامش پیروز می شد به شعارش عمل می کرد (و حکومت را به ما می سپرد)(ابن بابویه قمی، 1378: 1/248). حرمت خون این شهید وقتی فهمیده می شود که امام صادق در باره آن فرمود : «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ ذِكْرُهُ أَذِنَ فِي هَلَاكِ بَنِي أُمَيَّةَ بَعْدَ إِحْرَاقِهِم ْزَيْداً بِسَبْعَةِ أَيَّامٍ» «خداوند هفت روز پس از سوزاندان جسد مطهر زید، هلاکت بنی امیه را امضا کرد»(کلینی رازی، 1365: 8/ 161)، قتل امامزادگان بی گناه همانند قتل امامان باعث نکبت و پستی است. محمد حلبی گوید از امام صادق شنیدم که فرمود: آل ابی سفیان حسین بن علی را کشتند. خداوند فرمانروائی آنان را زائل کرد« وَقَتَلَ هشَامٌ زَيْدَ بْنَ عَلِيٍّ فَنَزَعَ اللَّهُ مُْكَهُ وَقَتَل َالْوَلِيدُ يَحْيَى بْنِ زيْدٍ رَحِمَهُ اللَّهُ فَنَزَعَ اللَّهُ مُلْكَه على قتل ذريةرسول الله ص» و هشام بن عبد الملک زید بن علی را کشت خداوند سلطنتش را از او گرفت و ولید بن عبد الملک یحی پسر زید را کشت خدا او را نیز سر نگون کرد به خاطر کشتن فرزندان رسول خدا »(ابن بابویه قمی،1364 :220).

امام صادق علیه السلام با سوگواری خود در سوگ زید بر قیام او مهر صحت زد، مهزم بن ابی برده اسدی گوید: «هنگامی که به امام صادق عرض کردم که عموی شما زید را پس از اینکه کشتند مصلوب نمودند. حضرت به قدری گریه کردند که مخدرات نیز از گریه آن حضرت گریه کردند«فَبَكَى حَتَّى بَكَتِ النِّسَاءُ خَلْفَ السُّتُور»(طوسی، 1414 :672). سیاست دیگر امام صادق در این برهه کمک اقتصادی به خانواده های شهدایی است که زید را یاری کردند ابوخالد واسطی گوید: «امام صادق به من هزار دینار طلا داد و فرمود: اینها را بین خانواده شهدایی که همراه زید شهید شدند تقسیم کن»(ابن معلم عکبرائی، 1413، الارشاد، 2/170).

امضای قیام شهید فخ (علیه الرحمه )

پس از شهادت مظلومانه حسین بن علی، شهید فخ، امام موسی کاظم علیه السلام قیام او را در راستای قیام کربلا و در راه احیای امر به معروف ونهی از منکر دانست و از شخصیت وی دفاع کرد زمانی که سرهای شهدا ی فخ را نزد هادی عباسی آوردند، حضرت و شماری از علویان حاضر بودند. حضرت درباره شهید فخ فرمود: «مَضی و الله مُسْلِماً صالحاً صوّاماً قوّاماً آمِراً بالمعروف، ناهِیاً عَنِ المُنْکر». حضرت امام جواد نیز به عنوان امام معصوم دیگری برای گرامی داشت یاد و خاطره فاجعه بزرگ فخ این واقعه را کربلای دوم نامیدند و فرمودند: « لَمْ يَكُنْ لَنَا بَعْدَ الْطَّفِّ مَصْرَعٌ أَعْظَمُ مِنْ فَخٍّ »« بعد از واقعه کربلا مصیبتی بزرگتر از فاجعه فخ برای ما اهل بیت نبود »( مجلسی، 1404: 48/165). تعریف از شخصیت شهید فخ و بیان اعتلای هدف وی و هماوردی قیام فخ با قیام کربلا نمونه ای دیگر از زنده نگه داشتن یاد و خاطره امامزادگان توسط امامان معصوم است.

4-4- محسن بن علی (علیهماالسلام ) شهید ولایت

امامزاده دیگری که قتل او از جانب اهل بیت محکوم شد، حضرت محسن بن علی است. امام صادق(ع) درباره وی فرمودند: «وَ أَوَّلُ مَنْ يُحْكَمُ فِيهِ مُحَسِّنُ بْنُ عَلِيٍّ ع فِي قَاتِلِه)«اولین پرونده ای که در دادگاه عدل الهی بررسی خواهد شد، پرونده محسن بن علی است که درباره قاتل او رسیدگی خواهد شد»(مجلسی، 1404 : 28/64). اعتراض به دشمنان فاطمه زهرا و قاتلان آن حضرت که قتل محسن را درپی داشت و جواب به این سوال که چرا باید یک فرزند شش ماهه در اثر کتک زدن مادر سقط شود و محکومیت غاصبان ولایت، نمونه ای از ثمرات گفتار امام صادق درباره این امامزاده شش ماهه است. به تعبیر دیگر امام از یک امامزاده شش ماهه به دنیا نیامده، در جهت اثبات حقانیت مکتب اهل بیت بهره می گیرد.

4-5-اقامه مجلس ختم برای امامزادگان

یکی از امامزادگان جلیل القدری که به دلیل جلالت ومتانت ، بسیاری از شیعیان گمان می کردند که امام پس از پدر است حضرت سید محمد فرزند امام هادی علیه السلام است که امروزه در شهری نزدیکی سامرا به نام بلد مزار ایشان زیارتگاه مومنین و محل طواف ملائکه است. امام هادي(عليه السلام) و فرزندش امام حسن عسکري(عليه السلام) به محمد بسيار ابراز علاقه مي کردند. به طوري که امام براي او مجلس ختم برگزار کرد. جمعي از بني هاشم؛ از جمله حسن بن حسن افطس نقل کرده اند: «روز وفات سيد محمد، به خانه امام هادي عليه السلام رفتيم، ديديم، در صحن خانه بساط گسترده اند و مردم دور تا دور نشسته اند. جمعيت را تخمين زديم، غير از غلامان و ساير مردم،150 نفر از آل ابي طالب، بني هاشم و قريش حضور داشتند. ناگهان امام حسن عسکری(عليه السلام ) وارد شد « و قد جاء مشقوق الجيب» « در حالي که گريبان خود را در مرگ برادر چاک کرده بود، و در کنار پدرشان ايستادند»(ابن معلم عکبرائی، 1413، الارشاد: 2/317). اقامه مجلس عزا برای سید محمد از جانب امام معصوم و دعوتخواهی از بزرگان بنی هاشم در این مجلس آن هم در حالی که حضرت تحت نظارت و در پادگان نظامی بودند، از یک سو وگریبان چاک کردن در فقدان این برادر از جانب معصوم دیگر از سوی دیگر، لزوم تعظیم و تجلیل از امامزادگان را از طرف شیعیان در سیره عملی این دو امام معصوم معلوم می سازد.

4-6-شرکت امامان در مراسم تشییع امامزادگان

یکی دیگر از حرکت های خاندان رسالت در ایجاد علاقه به امامزادگان حضور عملی در تشییع جنازه آنان بوده است. به عنوان نمونه، هنگامی که اسماعیل فرزند امام صادق از دنیا رفت، تاریخ گواهی می دهد که امام با پای برهنه در تشییع بدن مطهر او شرکت کرد: «وتَشَيَّعَ فِي جِنَازَتِهِ بِلَا حِذَاءٍ»(مجلسی، 1404 : 47/256).

4-7- مباشرت در دفن امامزادگان

در اعتقادات شیعه این مطلب قطعی است که بدن امام معصوم را تنها امام معصوم تغسیل و تکفین و تدفین می کند و امام معصوم از جانب ملکوتیان و کروبیان در این امر یاری می شود؛ اباصلت هروی گوید: «خواستم در امر غسل امام رضا به حضرت امام جواد کمک کنم، حضرت فرمودند: «يا أبا الصلت إن معي من يعيننی»«ای اباصلت با من کسانی هستند (فرشتگان ) که مرا یاری می دهند»(اربلی، 1381: 2/330). مرحوم مقرم در کتاب مقتل امام حسین در مورد دفن بدن مطهر امام حسین (ع) می نویسد : «امام سجاد بدن امام حسین را بدون دخالت بنی اسد وارد قبر نمودند اما آنچه در این جایگاه مهم است آن که حضرت امام سجاد این ویژگی را از امام به امامزاده سرایت دادند و درباره دفن حضرت عباس علیه السلام همان کاری را کردند که برای حضرت امام حسین انجام دادند؛ هنگامی که بنی اسد خواستند در به خاک سپاری بدن مطهر حضرت ابالفضل به آن حضرت کمک کنند، حضرت فرمودند: « يا بني اسد ان معي من يعينني» «ای بنی اسد با من کسانی هستند که مرا در به خاک سپاری عمویم عباس یاری می دهند »( موسوی مقرم، 1399: 319 ). دخالت ندادن دیگران برای به خاک سپاری یک امامزاده از سوی امام معصوم، نهایت عظمت بخشیدن به شخصیت آن امامزاده است، پیام آن حضرت از این عمل امر به رفتاری همانند رفتار با امام برای این امامزاده است.

گزارش تاریخ درباره دفن جسد مطهره حضرت معصومه حاکی از آن است که «دو نقابدار ناشناس از راه رسیده و ایشان را به خاک سپردند»(مجلسی،1404: 48/290). به دلیل زندگی این امامزاده در عصر امام رضا و امام جواد علیهما السلام برخی بر این باورند که آن دو نفر این دو امام معصوم بوده اند.

4-8-آبادانی قبور وساخت بقعه بر فراز آن

شیخ کلینی نقل میکند: «هنگامی که در یکی از سفرها امام موسی کاظم(ع) از بغداد به مدینه باز می گشت یکی از دختران آن حضرت در محلی به نام «فید» از دنیا رفت. حضرت به برخی از غلامان دستور داد که قبر او را با گچ مستحکم کنند و بر لوحی نام آن امامزاده را بنویسند و بر روی قبر نصب کنند تا هویت این امامزاده معلوم بماند(کلینی رازی، 1365: 3 /202). ایجاد سایبانی از شاخه های درخت خرما بر فراز قبر ابراهیم، فرزند هجده ماه رسول خدا توسط آن حضرت (ابن بابویه قمی، 1398: 395) و مرتفع کردن قبر ایشان(حرعاملی، 1409: 3/192). دلیل دیگری برای عنایت معصومین به آبادانی قبور امامزادگان است.

عبادت به نیابت از امامزادگان

امامان به جهت ترفیع درجات امامزادگان اعمال عبادی به جا آورده و به روح فرزندانشان نثار می کردند. شیخ طوسی علیه الرحمه در کتاب تهذیب روایتی درباره سیره عملی امام صادق علیه السلام نقل می کند:«كَانَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ يُصَلِّي عَنْ وَلَدِهِ فِي كُلِّ لَيْلَةٍ رَكْعَتَيْن‏»« سیره امام صادق این بود که در هر شب به نیابت از فرزندش دو رکعت نماز می خواند» و جالب آنکه در این خصوصیات، نماز امام صادق برای فرزندش نیز بیان شده است« وَكَانَ يَقْرَأُ فِيهِمَا إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَ إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ»«حضرت در یک رکعت سوره قدر و در رکعت دیگر سوره کوثر می خواندند»(طوسی، 1365: 1/467).

امامان در هدیه به روح امامزادگان به عمل خود بسنده نمی کردند و گاهی افراد را اجیر می کردند که برای آن امامزاده عمل عبادی به جا آورد به عنوان نمونه در روایت آمده است که : «اَنَّهُ اسْتَدْعَى بَعْضَ شِيعَتِهِ وَ أَعْطَاهُ دَرَاهِمَ وَ أَمَرَهُ أَنْ يَحُجَّ بِهَا عَنِ ابْنِهِ إِسْمَاعِيلَ »«حضرت امام صادق به بعضی از شیعیانش چندین درهم پول می داد که به نیابت فرزندش اسماعیل مناسک حج به جا آورند»(مجلسی، 1404: 47/256).

5- فرهنگ زیارت

5-1- ترغیب و تشویق به زیارت امام زادگان

روش دیگری که از عمده ترین روشها در تبدیل امامزادگان به قطب فرهنگی است و اهل بیت آن را با جدیت تمام دنبال نموده اند، فرهنگ زیارت است که خود به دو روش نظری وعملی تقسیم می شود.

5-1-1- توصیه عمومی برای زیارت امامزادگان

به جهت ترغیب شیعیان به زیارت امامزادگان و به تبع تاثیر پذیری از فضای معنوی مقابر و زنده شدن فضایل اخلاقی در وجود شیعیان، به زیارت امامزادگان به طور عمومی و خصوصی توصیه شده است. در روایتی جابر بن عبد الله انصاری از رسول خدا نقل می کند که فرمودند: « هرکس فاطمه را زیارت کند مرا زیارت کرده و هرکس علی را زیارت کند گو اینکه فاطمه را زیارت کرده و هر کس حسنین علیهما السلام را زیارت کند گو اینکه علی را زیارت کرده و هرکس فرزندان حسنین را زیارت کند گو اینکه حسن و حسین را زیارت کرده است»(طبری، 1383: 139).

در این روایت به طور عموم فضیلت زیارت امامزادگان معادل زیارت امامان معصوم قرار داده شده که دوستداران اهل بیت تنها به زیارت قبور معصومین اکتفا نکنند و مرقد هر یک از امامزادگان معصوم به پایگاهی برای تعالی روح انسانی تبدیل شود. اگر همه کس را توفیق هجرت به سوی قبور مطهر ائمه(ع) نیست، آنچه تقریبا در تمامی بلاد یافت می شود، بارگاه مطهر امامزاده ای از امامزادگان است که با فیض حضور در محضرش می توان روح را معطر ساخت.

5-1-2- توصیه ویژه به زیارت برخی از امامزادگان

5-1-2-1- زیارت حضرت معصومه (سلام الله علیها)

از معدود امامزادگانی که به خصوص به زیارتش سفارش شده است، حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها است. مرحوم شیخ حر عاملی بنا بر روایات وارده، برای زیارت قبر مطهر ایشان فتوای به استحباب داده است«بَابُ اسْتِحْبَابِ زِيَارَةِ قَبْرِ فَاطِمَةَ بِنْتِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع بِقُمَّ »( حرعاملی، 1409: 14/576).

هنگامی که سعد بن سعد از امام رضا(ع) از فضیلت زیارت فاطمه معصومه(س) در قم سوال کردند حضرت بهشت را از آن زائر او دانستند و فرمودند: «مَنْ زَارَهَا فَلَهُ الْجَنَّةُ »(ابن بابویه قمی،1364: 98)، حضرت امام جواد پسری است که گفته پدر را در فضل زیارت عمه خود تکرار کرد و فرمود: «مَنْ زَارَ قَبْرَ عَمَّتِي بِقُمَّ فَلَهُ الْجَنَّةُ »(ابن قولویه قمی، 1356: 324).

5-1-2-2- زیارت سید عبد العظیم حسنی (علیه السلام )

سید الکریم حضرت عبدالعظیم از امامزادگانی است که درباره فضیلت زیارت او، روایت خاص، وارد شده مرحوم شیخ حرعاملی باب 93 از ابواب مزار را به استحباب زیارت قبر ایشان اختصاص داده(حر عاملی، 1409: 14/575). حضرت امام حسن عسکری به مردی که برای زیارت امام حسین از ری به کربلا آمده بودند، فرمودند: «اگر قبر عبد العظیم را که در نزد شماست، زیارت می کردی، مانند کسی بودی که حسین را زیارت کرده باشد»( ابن قولویه قمی، 1356: 324).

5-1-3-زیارت امامزادگان به طور عملی

روش دیگر در باب ترغیب وتشویق به زیارت قبور امامزادگان، حضور اهل بیت کنار مرقد مطهر امامزادگان است. زیارت فرزندان امیر مومنان، فرزندان امام حسین و امام حسن توسط حضرت امام سجاد و امام باقر و امام صادق(علیهم السلام) هنگامی که برای زیارت به کربلا آمدند، نمونه ای از این سیره عملی است .

معصومین با رفتار وگفتار خود، شیعیان را تشویق کرده اند که به زیارت امامزادگان مشرف شوند، زیارت امامزادگان از یکسو موجب تبلیغ مکتب است چرا که تجمع پیروان یک مکتب را در یک مجمع شیعی به دنبال دارد و از سویی دیگر برکاتی مادی و معنوی به دنبال دارد که امروزه در بقاع متبرکه مشهود است. البته بیان نمونه های آن در این مختصر ممکن نیست.

5-1-4- انشای زیارتنامه

ابزار دیگری که امامان در فرهنگ زیارت به کارگرفته اند، سرودن زیارت نامه برای امامزادگان است که خود چند هدف را در پی دارد. از آنجا که ساختار مقاله بر اختصار است، جهت مستند نمودن غنای فرهنگ زیارتنامه، تنها به نمونه هایی از این فرهنگ غنی اشاره می شود:

5-1-4-1- آموزش ادب و احترام به آستان مقدس امامزادگان

در متون زیارتنامه امامزادگان، برخی فرازها، ابراز ارادت به آستان قدسی امامزادگان را به شیعیان آموزش می دهد. به عنوان نمونه وقتی امام صادق(ع) به حضرت ابالفضل العباس(ع) این گونه خطاب می کند: «سلام اللَّهِ وَ سَلَامُ مَلَائِكَتِهِ الْمُقَرَّبِينَ وَ أَنْبِيَائِهِ الْمُرْسَلِينَ وَ عِبَادِهِ الصَّالِحِينَ وَ جَمِيعِ الشُّهَدَاءِ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الزَّاكِيَاتِ الطَّيِّبَاتِ فِيمَا تَغْتَدِي وَ تَرُوحُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِين» «سلام خداوند و فرشتگان و پیامبران و صالحان و شهدا و انسان های راستین و زن های پاک و طیب، شبانه روز بر ابالفضل است»(ابن بابویه، 1356: 256). هرکسی با اندک تاملی در می یابد که به راستی باید با خضوع سر بر آستانش نهد چرا که آن حضرت مشمول سلام اولین وآخرین است. فراز« وَ أَعْطَاكَ مِنْ جِنَانِهِ أَفْسَحَهَا مَنْزِلًا وَ أَفْضَلَهَا غُرَفاً وَ رَفَعَ ذِكْرَكَ فِي عِلِّيِّينَ وَ حَشَرَكَ مَعَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً»« فصیح ترین منزلها و برترین غرفه های بهشتی از آن عباس است و او ست که آوازه اش در علیین پیچیده و با پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحان محشور است»(ابن بابویه، 1356: 256). کلاس درس دیگری است که امام صادق(ع) به شیعیانش ادب به آستان مقدس حضرت ابالفضل العباس را آموزش می دهد و جایگاه اخروی آن حضرت را ترسیم می نماید.

5-1-4-2- توجه بخشی به بارگاه مقدس امامزادگان

امام رضا (ع) در زیارتنامه حضرت معصومه سلام را با خطاب مستقیم یک یک به پیامبر و اهل بیتش نثار می کند. درست است که آنکس که به زیارتش آمده ای فاطمه معصومه است اما «السلام علیک یا رسول الله ... السلام علیک یا امیر المومنین السلام علیک یا فاطمه سیده نساء العالمین السلام علیکما یا سبطی نبی الرحمه و سیدی شباب اهل الجنه»(مجلسی، 1404: 99/ 265) که زائرانش یاد آور سخن حضرت صادق آل محمد شوند که فرمود: «ما اهل بیت حرمی داریم و آن قم است»(نوری، 1408 :10/206) و با تمام وجود حس کنند که تنها به حرم یک امامزاده نیامده اند بلکه به حرم چهارده معصوم پانهاده اند. سپس با زمزمه «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بِنْتَ وَلِيِّ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أُخْتَ وَلِيِّ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا عَمَّةَ وَلِيِّ اللَّه »(مجلسی، 1404 : 99/265) می آموزد که آنکه در این آرامگه آرمیده، دختر و خواهر و عمه حجت خداست، از این پس بداند که نه تنها معصومه بلکه دختر امامان هر کجا باشند، ممتاز به این امتیازند.

5-1-4-3- آموزش نکات فرهنگساز در متن زیارتنامه

هدف دیگری که اهل بیت(ع) در زیارتنامه ها دنبال می کرده اند اشاره به صفات و فضایل امامزادگان است بر این پایه که اگر چه به مقام عصمت نرسیده بودند اما هر کدام از آنها می توانند الگویی در این صفات انسانی و فضایل اخلاقی با شند. به عنوان نمونه به چند مورد از آن اشاره می کنیم.

تسلیم محض دستورات الهی بودن، وفاداری، صبر، یاری رساندن به دیگران، بنده شایسته ای برای خدا بودن، مطیع خدا و پیامبر و امام زمان بودن، نهایت خیرخواهی برای دیگران، سعی و تلاش در راه انجام وظیفه، سستی نکردن در امور، بصیرت در حرکت اجتماعی، الگو گیری از صالحان، تبعیت از پیامبران، مواسات و همدردی با دیگران، مجاهدت، حمایت از دین خدا تا حد ممکن، حمایت از امام معصوم، اجابت اطاعت الهی و... از جمله فضائل اخلاقی است که امام صادق در ضمن بر شمردن این فضائل در زیارتنامه حضرت اباالفضل(ع) به دیگران آموزش می دهد تا هر زائری با زمزمه و تفکر در این فراز ها این صفات حمیده را تمرین کند و خود را همسو و هم جهت با حضرتش قرار دهد(ابن قولویه قمی،1356 :256).

عبارت «وَ اللَّهِ لَا يَحْكُمُ فِينَا ابْنُ الدَّعِی » «به خدا قسم فرزند بدکاره (عبید الله) نمی تواند بر ما حکمرانی کند»(ابن طاووس حلی، 1367 : 713)، مصرعی از رجز حضرت علی اکبر است که در زیارتنامه ناحیه شهدای کربلا از جانب امام هادی (ع ) وارد شده است که درس زیر بار ذلت زندگی نکردن را از این امامزاده به همگان می آموزد.

زمزمه «الْمَذْبُوحِ بِالسَّهْمِ فِي حَجْرِ أَبِيه»«کسی که با تیر در دامان پدرش ذبح شد»(ابن طاووس حلی، 1368: 713). در توصیف طفل شیر خواره امام حسین در زیارت ناحیه شهدا یاری از دین خدا را حتی در پایین ترین سنین در مکتب اهل بیت تعلیم می دهد.

«الْمَضْرُوبِ مُقْبِلًا وَ مُدْبِراً»«کسی که از جلو وعقب ضربات شمشیر و نیزه را به جان خرید»(ابن طاووس حلی، 1368: 713). درباره عبدالله فرزند امیرمومنان و نهراسیدن از کثرت دشمن هنگام انجام وظیفه را گوشزد می کند.

«النَّائِي عَنِ الْأَوْطَانِ مُغْتَرِبا»«کسی که غریبانه از وطنش دور شده بود»(ابن طاووس حلی، 1368: 713). در توصیف جعفر فرزند دیگر امیر مومنان، لزوم هجرت از وطن و مرگ در غربت را هنگام نیاز دین خدا به یاری گوشزد می کند. «السَّلَامُ عَلَى عُثْمَانَ بْنِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ سَمِيِّ عُثْمَانَ بْنِ مَظْعُون»«سلام بر عثمان پسر امیر مومنان که همنام عثمان بن مظعون صحابی باوفای رسول خدا بود»(ابن طاووس حلی، 1368: 713). این گونه سلام بر این امامزاده زنده نگه داشتن یاد و خاطره بزرگان وگذشتگان را به ارمغان می آورد.

«صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ يَا مُحَمَّدُ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِكِ الصَّابِرِين » «سلام بر تو ای محمد و خانواده صبورت»(ابن طاووس حلی، 1368: 713). در فراز مربوط به محمد فرزند امیر مؤمنان، درس صبر و شکیبایی را به خانواده شهدا می آموزاند.

«السَّلَامُ عَلَى أَبِي بَكْرِ بْنِ الْحَسَن‏ ...السَّلَامُ عَلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ الزَّكِي‏ ...السَّلَامُ عَلَى الْقَاسِمِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلیِ» (ابن طاووس حلی، 1368: 713). آوردن نام سه برادر شهید در کنار هم در زیارت ناحیه از جانب امام معصوم بی حکمت نیست، وفاداری خانوادگی نسبت به امام زمان ویاری دین خدا، شرافت شهادت در هر سن و سال با توجه به تفاوت سن فرزندان امام حسن مجتبی؛ سابقه تاریخی شهادت چند برادر در یک روز، درسی دیگر از کلاس هدایت هادی آل محمد (ع) در این زیارتنامه است.

در زیارت حضرت قاسم بن الحسن آمده است«الْمَضْرُوبِ عَلَى هَامَتِهِ الْمَسْلُوبِ لَامَتُه» «شهیدی که ضربه بر فرق سرش زدند و زرهاش را به غارت بردند»(ابن طاووس حلی، 1368: 713). این امامزاده سیزده ساله که سراینده غزل «احلی من العسل» در شب عاشوراست، حال شهادتش، سراینده قصیده ای دیگر است که ای جوانان، میوه دین آسان به دست نیامده است و این درخت با خون سیزده ساله هایی آبیاری شده تا به ثمر نشسته است. در کنار دین داری، دین یاری لازم است .

اشکواره امام زمان در سوگ امام حسین که معروف به زیارت ناحیه مقدسه است نیز فرازهایی درباره فرزندان امام معصوم دارد که پیام های فرهنگی متعددی را در بردارد.

عبارت «السَّلَامُ عَلَى النِّسْوَةِ الْبَارِزَات »«سلام بر زنهایی که از مکان امن خود خارج شدند»«السَّلَامُ عَلَى الْعِتْرَةِ الْغَرِيبَةِ »«سلام بر خانواده غریب» اشاره به همسران و دختران امامان معصوم است که در پی اتمام رسالت شهادت، به اسارت رفتند تا دختران علی(علیه السلام) زینب و ام کلثوم و فاطمه دختر امام حسین با خطبه های خود پایه های حکومت خونخوار اموی را ریشه کن کنند. پیام حضرت مهدی در این فراز این است که ما اهل بیت که مظهر غیرت خدائییم، زنها و دختران خود را به اسارت سپردیم برای احیای دین خدا، وای بر آن زن بی عفت و مرد بی غیرت که ناسپاس این گونه جانفشانی ما اهل بیت باشد.

نتیجه

امامزادگان به عنوان سرمایه ای بزرگ از دیرباز برای رسول خدا و خاندان مطهرش مطرح بوده اند و از آنها در راستای اعتلای فرهنگ اسلامی بهره می جسته اند. ایشان برای تبدیل امامزادگان به قطب فرهنگی روش های متعددی را به کار گرفته اند؛ فرهنگ نامگذاری امامزادگان موجب شد تا مذاق اهل بیت در این زمینه برای دیگران شناخته شود و شیعیان طریقه نامگذاری صحیح را بیاموزند. از این فرهنگ برای جاودانه نمودن نام و یاد امامزادگانی که به دنیا نیامدند یا در سن کم از دنیا رفته اند استفاده نمودند، با انتخاب نام مناسب برای امامزادگان شخصیت آنها را متعالی ساختند، با تکرار نام اهل بیت بر روی امامزادگان، نام و یاد ایشان را از فراموشی حفظ کردند. فراموش نکردن امامزادگان پس از وفات و زنده نگه داشتن یاد آنها به انحای مختلف روش موثری برای تبدیل امامزادگان به پایگاه فرهنگی بوده است تا برای همیشه بقاع متبرکه آنان پناهگاه درماندگان و محلی برای راز و نیاز و تجمع شیعیان و دلدادگان خاندان رسالت باشد. سرایت دادن فرهنگ زیارت و زیارتنامه خوانی از معصومان به امامزادگان یکی از ماندگارترین روش های آنان در راه رسیدن به مقصود مذکور بوده است؛ بیان فضیلت و ثواب خاص به طور عموم و خصوص برای زیارت امامزادگان، زیارت امامزادگان به صورت عملی، شناساندن جایگاه رفیع امامزادگان، لازم دانستن تعظیم بقاع متبرکه آنها به عنوان یک مکان بسیار معنوی و بیان و یژگیهای رفتاری و گفتاری امامزادگان، به عنوان مقدمه ای برای الگو پذیری از آنان، از اهدافی است که اهل بیت(ع)، با سرودن زیارتنامه، برای امامزادگان دنبال کرده اند. در پایان باید گفت هرگونه گفتار یا رفتار معصومان (ع) درباره امامزادگان هدفمند و گامی در راه تبدیل امامزادگان به قطب فرهنگی بوده است.

منابع ومآخذ:

- قرآن کریم

- نهج البلاغه

- ابن بابویه قمی، (شيخ صدوق )، محمد بن علی.(1362). الأمالي، تهران: كتابخانه اسلاميه.

- ـــــــــــــــــ.(بی تا).فضائل الأشهر الثلاثة، قم: مكتبةالداورى.

- ـــــــــــــــــ.(1378).عيون أخبارالرضا(ع)، بی جا: جهان.

- ــــــــــــــــ .(1413).من لايحضره الفقيه، قم: جامعه مدرسين.

- ــــــــــــــــ.(1403).الخصال، قم: جامعه مدرسين.

- ــــــــــــــــ.(1364).ثواب الأعمال، قم: شريف رضی.

- ـــــــــــــــ.(1398).التوحيد، قم: جامعه مدرسين.

- ابن شهرآشوب مازندرانى(بی تا).مناقب آل أبيطالب(ع)، قم: علامه.

- ابن منظور، مکرم.(1956). لسان العرب. بیروت:دار صادر.

- ابن معلم عکبرائی،(شیخ مفید )محمد بن محمد بن نعمان.(1413). إختصاص، قم: كنگره جهانى شيخ مفيد.

- ــــــــــــــــ.(1413).الارشاد، قم: كنگره جهانى شيخ مفيد.

- ــــــــــــــــ.(1413).الفصول المختارة، قم: كنگره جهانى شيخ مفيد.

- اربلی، على بن عيسى.(1381).كشف الغمة، تبریز: چاپ مكتبة بنى هاشمى.

- تمیمی مغربی، نعمان بن محمد.(1385).دعائم الاسلام، مصر: دارالمعارف.

- حلی(سید بن طاووس)، سيد على بن موسى.(1367).إقبال الأعمال، تهران: دارالكتب الاسلاميه.

- ـــــــــــــــــ.(1348).اللهوف، تهران: جهان.

- حلی(ابن ادریس )، محمد بن ادريس.(1411).مستطرفات السرائر، قم: جامعه مدرسين.

- حمیری قمی، عبد الله بن جعفر.(بی تا).قرب الاسناد ،تهران: کتابخانه نینوی.

- خزارقمی، على بن محمد.(1401).كفايةالأثر، قم: بيدار.

- دیلمی ، حسن بن ابى الحسن.(1412). إرشادالقلوب، قم: شريف رضى.

- شعیری، تاج الدين.(1365).جامع الأخبار، قم: رضى.

- طبرسی،احمد بن على.(1403).الاحتجاج، مشهد مقدس: مرتضى مشهد مقدس.

- طبرسی، (امين الاسلام)، فضل بن حسن.(بی تا ).إعلام الورى، تهران: دارالكتب الاسلاميه.

- طبرى، عماد الدین.(1383).بشارة المصطفى، نجف: چاپ كتابخانه حيدريه.

- طوسی، (شيخ طوسى) محمد بن حسن.(1414). الأمالي، قم: دارالثقافة.

- ــــــــــــــــــ.(1365).التهذيب، تهران: دارالكتب الاسلاميه.

- ــــــــــــــــــ.(1411).مصباح المتهجد، بیروت: مؤسسه فقه الشيعه.

- ــــــــــــــــــ.(1411).الغيبة، قم: مؤسسه معارف اسلامى.

- عاملی(شيخ حرعاملى)، محمد بن حسن .(1409). وسائل الشيعة، قم: مؤسسه آل البيت عليهم ‏السلام.

- علی بن موسی، (امام رضا ).(1406). صحیفه الرضا، کنگره جهانی امام رضا.

- فتال نيشابورى، محمد بن حسن.(بی تا ).روضةالواعظين، قم: رضى.

- قمی، (ابن قولويه قمى) جعفر بن محمد.(1356).كامل الزيارات، نجف اشرف: مرتضويه.

- کشی، محمدبن عمر.(1348).رجال الكشي، مشهد: دانشگاه مشهد.

- کلینی رازی(شیخ کلینی )، محمد بن یعقوب .(1365).الکافی، تهران: دارالکتب الاسلامیه.

- مجلسی(علامه مجلسى)، محمد باقر .(1404). بحارالأنوار، بیروت: مؤسسةالوفاء.

- معتزلی، عبد الحمید بن بن ابی الحدید.(1404). شرح نهج البلاغه ، قم: کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی.

- نباطى بياضى، على بن يونس.(1384). الصراط المستقيم، نجف، چاپ كتابخانه حيدريه.

- نعمانی(ابن ابی زینب )، محمد بن ابراهيم.(1397).الغيبة، تهران: مكتبةالصدوق.

- نورى(محدث نوری )، میرزا حسین .(1408 ). مستدرك الوسائل، قم: مؤسسه آل البيت عليهمالسلام.

- نيلى نجفى، على بن عبدالكريم.(1401).منتخب الأنوار المضيئة، قم: چاپخانه خيام.

- هلالی کوفی، سليم بن قيس.(1415). كتاب سليم بن قيس، قم: الهادى.

 
 
 
 
 
 
mehrab motavally