عاشورا و عاشوراخانه ها در دوره قطب شاهیان
از جمله نتایج مهم تشکیل حکومت¬های شیعی در جنوب هند رشد و بالندگی تشیع در آن سرزمین بود. در میان این حکومتها ،قطب شاهیان به دلیل نقش ارزنده ای که در تقویت و احیای تشیع در این ناحیه ایفا کردند از جایگاه...
سه شنبه 31 تیر 1393    
بازدید: 2147

1 بدرالسادات علیزاده مقدم

عاشورا و عاشوراخانه ها در دوره قطب شاهیان

چکیده

از جمله نتایج مهم تشکیل حکومت­های شیعی در جنوب هند رشد و بالندگی تشیع در آن سرزمین بود. در میان این حکومتها ،قطب شاهیان به دلیل نقش ارزنده ای که در تقویت و احیای تشیع در این ناحیه ایفا کردند از جایگاه ویژه ای برخوردارند سلاطین این سلسله پس از رسمیت بخشیدن به مذهب تشیع در قلمرو خود علاوه بر حمایت از مهاجرت فرهیختگان شیعی با اعلان و اجرای شعایر شیعی و تاسیس بناهای مذهبی قدمهای ارزندهای در ترویج تشیع در این ناحیه برداشتند.یکی از تاثیرگذارترین مراسم مذهبی این دوره برگزاری مراسم محرم و ساخت بناهایی به عنوان عاشوراخانه بود.انجام مراسم مذهبی تشیع بویژه انجام مراسم عاشورا وساخت عاشورا خانه ها علاوه بر تسهیل تماس و آشنایی مردم بومی هند با اسلام و تشیع و تسریع گرایش آنها به این مذهب ،ثمرات فرهنگی و اجتماعی بسیاری نیز به همراه داشت.اگرچه با تصرف قلمرو قطب شاهیان توسط اورنگ زیب گورکانی (1098ه.ق)و اسارت ابوالحسن، آخرین حکمران قطب شاهی، سلسله قطب شاهیان منقرض شد اما روند گسترش تشیع نه تنها در ناحیه دکن متوقف نشد بلکه در شمال هند نیز رو به گسترش نهاد و اینبار نهادهایی تحت عنوان امام­باره ها مجری کارکرد عاشوراخانه ها شدند.در این مقاله سعی بر آن است که با استفاده از منابع مرتبط، ضمن نگاهی به جریان تشیع دردوره قطب شاهیان در ناحیه دکن به بررسی تاثیر برگزاری مراسم محرم و کارکرد عاشوراخانه ها در این دوره و سپس تحول این نهاد در شمال هند به امام­باره هاپرداخته شود.

کلید واژه ها: تشیع، قطب شاهیان، دکن ، مراسم محرم، عاشوراخانه .امام باره ها.

1- استادیار گروه تاریخ دانشگاه پیام­نور، مرکز اصفهان

مقدمه

حکومت­های مسلمان برای نخستین بار در دوره علاء الدین خلجی (716-695 ه.ق)در منطقه جنوب هندوستان یعنی ناحیه دکن راه یافتند. فتح این نواحی به­تدریج در دوره محمد بن تقلق(752-725 ه.ق) کامل­تر شد و سرانجام در دوره بهمنیان(974-716ه.ق) قسمت اعظم دکن تحت سیطره حکام مسلمان بهمنی در آمد.(شروانی،1974:ج2/176) در طول حکومت بهمنیان، وجود و بروز عوامل متعددیهمچون تمایل آشکار و پنهان حکمران­های بهمنی به تشیع وحمایت و توجه آنان از فرهیختگان شیعی در کنار اوضاع نابسامان سیاسی و اجتماعی در ایران و عراق موجب مهاجرت و تجمع تعداد بی­شماری از سادات و شیعیان را به ناحیه دکن فراهم آورد.این گروه­ها به تدریح در دستگاه سیاسی و اداری بهمنیان نفوذ کرده، با عهده دار شدن مناصب مهمی چون وزارت و صدرات نقش مهمی در روند مسایل سیاسی و اجتماعی و فرهنگی این منطقه ایفا کردند. حضور و نفوذ سادات و شیعیانیبا القاب و عناوین ایرانی و شیعی همچون شیرازی،گیلانی،اردستانی و کربلایی و مشهدی در مناصب مهم این دوره موید این امر است. از جمله موثرترین این افراد می توان بهمیرفضل الله اینجوی شیرازی (صدیقی، 143: 989) وزیر صدر دو تن از سلاطین بهمنی(820، 7800.ه.ق)و سر انجام خواجه محمود گاوان گیلانی اشاره کرد. خواجه به مدت سی سال عهده دار سمت وزارت (826، 887.ه.ق) سه تن از سلاطین بهمنی بود. علاوه براین بسیاری از تاثیر گذارترین افراد در وقایع پس از انقراض بهمنیان و حوادث مربوط به رسمیت یافتن تشیع در دکن از نزدیکان و دست پروردگان خواجه محمود گاوان بودند. چنان­که یوسف عادل­خان که پس از انقراض بهمنیانسلسله عادلشاهیان را تاسیس کرد و برای نخستین بار تشیع را در قلمرو خود رسمیت بخشید (908ه.ق) از امرای نزدیک گاوان بود. (طریحی، 2007:8) اگرچه رسمیت یافتن تشیع در سراسر حکومت عادل­شاهیان استمرار نداشت و با فراز و فرودهای زیادی مواجه گردید اما اقدام یوسف عادل­شاه در جهت رسمیت بخشیدن به تشیع در قلمرو خود برای نخستین بار سنگ بنای رشد و گسترش مذهب تشیع را در ناحیه دکن فراهم ساخت. روند گسترش تشیع با تشکیل دولت شیعی قطب شاهی (918ه.ق)وارد مرحله شکوفایی و اوج خود گردید. سلاطین قطب شاهی علاوه بر آنکه تا پایان سلسله قطب شاهی به مذهب تشیع وفادار ماندند بلکه، بنا به شرایط وقت خود نقشی موثر در گسترش و اعتلای فرهنگ تشیع در ناحیه دکن ایفا نمودند.

روند شکوفایی و اعتلای تشیع در دوره قطب شاهیان

سلسله قطب شاهیان به­وسیله سلطان قلی از طایفه بهارلو از ترکمانان قراقویونلو پایه گذاری گردید. وی در شهر همدان متولد شد و به­دنبال بالا گرفتن منازعات قراقویونلوها و آق قویونلوها، به همراه عمویش الله قلی، به ناحیه دکن و پایتخت بهمنیان شهر بیدر مهاجرت کردند(883 ه.ق)حضور خواجه محمود گاوان در منصب وزارت بهمنیان و کفایت و کاردانی سلطان قلی به همراه تسلط وی بر مهارت­هایی چون حساب و خوشنویسی به سرعت مهیا نمود.(فرشته،بی تا: 2/167) پس از مدتی به دلیل خدمات وی در سرکوبی توطئه علیه محمود شاه بهمنی از طرف وی به منصب امارت و خطاب قطب الملکی و حکومت ناحیه تلنگانه رسید.(علی بن طیفور،بی تا: 2/ 93) به­دنبال ضعف رو به افزایش سلسله بهمنی و تشکیل سلسله های محلی سلطان قلی نیز در سال 918 هجری در گلکنده اعلام استقلال کرد و مذهب تشیع را به­عنوان مذهب رسمی قلمرو خود برگزید.بدین ترتیب مرحله نخست شکوفایی تشیع در ناحیه دکن با این اقدام آغاز گردید.با اینحال باید توجه داشت که این روند در ادوار اولیه حکومت قطب شاهیان تدریجی و بطئی بود. زیرا در این دوره تمامی اهتمام سلاطین اولیه سلسله قطب شاهیان مصروف تثبیت مرزها و سرکوبی همسایگان معارض گردیده است چنانکه منابع این دوره مملو از اخبار لشکرکشی سلاطین این دوره (سلطان قلی950-918) سلطان جمشید958-950 و سلطان ابراهیم988-958) است و مورخین توجه زیادی به مسایل فرهنگی و اجتماعی نداشته اند .با اینحال کتیبه های بجا مانده از این دوره، همگی دارای نمودهای شیعی و ذکر دوازده امام(ع) است. که از جمله آن به کتیبه های مسجد جامع گلکنده و کتیبه مقبره سلطان قلی قطب شاه می توان اشاره کرد.(بلگرامی،1924: 113))روند اعتلای واقعی تشیع با ورود به دوره سلطان محمد قلی قطب شاه (1021-988ه.ق) و سلطان محمد قطب شاه (1035- ه1921ه.ق) به اوج خود رسید ه و در دوره سلطان عبدالله قطب شاه (1083-1035ه.ق) همچنان استمرار یافت.ازمهمترین عوامل این شکوفایی می توان به برقراری ثبات و آرامش در قلمرو قطب شاهیان و کاسته شدن از دامنه درگیری های قطب شاهیان با همسایگان مسلمان و هندی آنان و سرانجام بالاگرفتن سیل مهاجرت فرهیختگان و عالمان تاثیرگذار شیعی به قلمرو قطب شاهیان اشاره کرد.از جمله مهمترین ثمرات وجودی این شیعیان مهاجر، آشنایی هرچه بیشتر مردم قلمرو قطب شاهی با فرهنگ تشیع بود. حضور این شیعیان فرهیخته در مناصب کلیدی چون وزرات، در کنار تربیت شاگردان و گماردن آنها در مناصب مهم و نگارش کتب شیعی وساخت بناهای متعددی چون مساجد و دارلشفاها و حمام­ها و مدارس و سرانجام عاشوراخانه­ها، نقش عمده ای در اعتلای تشیع در این دوره ایفا کرد. از مهمترین و تاثیرگذارترین این شخصیت­ها می توان از میر محمد مومن استرآبادی یاد کرد(واله اصفهانی،1372: 420) وی در دوره محمد قلی قطب شاه در سال 989 هجری وارد شهر گلکنده شد و سرانجام به منصب وزارت (پیشوایی) رسید..(میر عالم،1309: 215 و ترکمان، 1378: 1/420) خدمات میر محمد مومن در تمام زمینه های یادشده در تمام دوره پادشاهی محمدقلی و محمد قطب شاه استمرار داشت و تشیع در این ادوار در اوج خود بود .چنانکه نقش مهر سلطان محمدقلی ذکر یا علی مدد و نقش مهر محمد قطب شاه یا محمد و یا علی بود.(ذاکر یوسف حسین:1863: 3)پس از وفات میرمومن(1034ه.ق)در دوره عبدالله قطب شاه ثمرات وجودی میرمحمد مومن از طریق حضور شاگرد برجسته وی علامه ابن خاتون(1009-1059ه.ق) همچنان استمرار یافت.(علی بن طیفور، بی­تا: 224-223) اقدامات این دو عالم شیعی در جهت ایجاد زمینه های شکوفایی فرهنگ تشیع در قلمرو قطب شاهیان بسیار قابل توجه بوداما بی تردید یکی از اقدامات برجسته میرمحمد مومن که نقش ارزنده ای در بسط و ترویج فرهنگ تشیع در دکن داشت، ساخت عاشوراخانه پادشاهی و پس از آن بنای عاشوراخانه های متعدد در سراسر قلمرو قطب شاهیان و برگزاری باشکوه مراسم عاشورای حسینی در آنهابود.اگرچه منابع به بزرگداشت واقعه کربلا به­صورت محدود در اواخر دوره ابراهیم قطب شاه اشاره کرده اند.(خانزمان خان ،1377،ص17)اما با ساخت عاشوراخانه ها برگزاری مراسم محرم از انسجام و گسترش قابل توجهی برخوردار شد.

عاشورا خانه ها در قلمرو قطب شاهیان

عاشورا خانه ها بناهایی بودند که از دوره قطب شاهیان به منظور برپایی مراسم محرم در ناحیه دکن بنا شدند. اگرچه برخی منابع سابقه ساخت نخستین عاشوراخانه در قلمرو قطب شاهیان را به دوران سلطان قلی قطب شاه موسس این سلسله رسانده اند.(خانزمان­خان، 1377: 10) اما گزارش­های مستند و دست اولی در این باب وجود ندارد و منابع دست اول تر همچون حدائق السلاطین که معاصر با دوران سلطان عبدالله قطب شاه، به نگارش درآمده است قدمت ساخت نخستین عاشورا خانه را به دوره سلطان محمد قلی قطب شاه رسانده است.طبق این گزارش در این دوره میرمحمدمومن استرآبادی همزمان با طراحی و ساخت بنای حیدر آباد در سال 1000ه.ق طراحی ساخت بنای عاشورا خانه را در حیدر آبادآغاز کرد.این بنا به­عنوان عاشورا خانه پادشاهی به هزینه شصت هزار روپیه در سال 1003ه.ق به اتمام رسید.(ساعدی،1961: 50) موید این ادعا نوشته های کتیبه های این عاشوراخانه است که تاریخ ساخت این بنا را 1001-1003.ه.ق( همزمان با دوره سلطان قلی قطب شاه) با ذکر عبارت غلام علی، محمد قطب شاه ثبت کرده اند.(بلگرامی، 1924: 11-10) این بنا بعدها در عهد سلطان عبدالله قطب شاه با کاشیکاریهای زیبا والوان با ذکر اسامی دوازده امام تزیین گردید.این مسآله در کتیبه دیوار غربی نیز ثبت گردیده است.(بلگرامی، 1924: 11)همزمان باساخت این بنا در این مکان علم حسینی برافراشته شد .کنگره فلزی این علم به شکل دست با پنچ انگشت بود.(اطهر رضوی، 1376 :1/484) درایام عزاداری محرم صحن این عمارت را به فرش­های سبزو سیاه مفروش می­کردند و سقف آن را با مخمل و اطلس­های کبود می­آراستند.همچنین در این ایام علم­های فولادین آراسته با پارچه­های زربفت که بر آنها آیات قرآنی بافته شده بود، برپا می کردند پس از آمدن محرم عاشورا خانه را چراغانی می کردند و با پرده­های سرخ رنگ و علم­های گوناگون تزیین نموده، مدت ده روز مراسم روضه خوانی در آنجا بر پا می گردید(ساعدی، 1961: 57) در این ایام تزئینات عاشوراخانه چنان چشمگیر بود که مورخان آنرا یکتای عصر و مکانی جالب و عجیب می خواندند(خانزمان خان،1377: 588) در این دوره جهت رسیدگی به امور عاشوراخانه و برگزاری احسن مراسم عزاداری حسینی منصبی تحت عنوان داروغه عاشوراخانه ایجاد شده بود. وظیفه وی نظارت بر امور عاشورا خانه و هزینه های برگزاری مراسم محرم در آن بود. همچنین جهت تامین مخارج عاشوراخانه موقوقاتی اختصاص یافته بود که این موقوفات در دقترخانه پادشاهی ثبت شده بود و عواید آن صرف برگزاری مراسم عزاداری می شد.(ساعدی،1961: 57) از دیگر مناصب مهم مربوط به این مراسم منصب روضه خوانی حضور بود. این منصب عموما در اختیار روضه خوان­های ایرانی بود که بویژه در روزعاشورا مسئولیت خواندن قطعاتی از روضه الشهداء را در حضور سلطان را به عهده داشتند. چنانکه عبدالجبار گیلانی عهده دار منصب روضه خوانی حضور در دوره عبدالله قطب شاه بود.(ساعدی، 1961 : 167) حضور شاعران متعدد ایرانی در این دوره در دربار قطب شاهی ( نصرآبادی ، 1378: ج 1و2/907، 902، 475، 444، 173، 129)و استفاده از مرثیه های شاعران ایرانی چنان مورد توجه بود که حتی سلطان محمد قلی قطب شاه نیز مرثیه ای زیبا به سبک محتشم کاشانی سروده است. که گزیده ای مختصر از آن بدین قرار است:

باز این چه ماتم است که پشت جهان شکستصد تیرآه در جگر این جهان شکست

باز این چه ماتم است که از جوش العطشخونابه گریه در گلوی تشنگان شکست

(میرسعادت علی رضوی،1357: 67)

میرمحمد مومن استرآبادی نیز ترکیب بندی در مرثیه سیدالشهداء سروده بود

آمد محرم و غم دل بر ملاست بازدردهر شور و زلزله کربلاست باز

اگه زحال عالم بالا نیم ولیدور فلک چو حلقه ماتم سراست باز

(میرعالم،1309: 297)

با شروع ایام محرم ومجلس عزاداری از طرف دولتخانه، هزاران دست جامه سیاه میان یزرگان و مداحان و ذاکران تقسیم می شد. این بزرگان وامرای دولتی همراه با مردم در مراسم عزاداری که بمدت ده روز در عاشوراخانه برپا می شد شرکت می جستند از روز هفتم دسته جات عزاداری از هر محله جمع می­شوند وبا نشان­های مخصوصهمراه با مناقب خوانانبه طرف عاشوراخانه پادشاهی حرکت کرده و در طول مسیر در مدح و احوال شهدای کربلا مناقب خوانی و یا به قول عامه عشق خوانی می کردند.(خان زمان خان،1377: 564) در این روز قطب شاه بار عام داده، دستجات مختلف عزاداری را که با خود علمها وتابوت­های فرضی شهدای کربلا ومحفه­ها وگنبدهارا از نظر گذرانیده با عزادارای آنان همراهی می­کرد. خادمان مجلس ماموربودند که پس از عبور این دسته جات از حضور شاه ،مبالغ و هدایایی به آنها تقدیم کنند.(ساعدی،1961: 54)در روز دهم شاه همراه ملازمان خود با پای برهنه و سیاه پوش در نماز ظهر عاشورا شرکت جسته و پس از آن به فرمان وی مبالغی به عنوان زر عاشوری میان قفرا و یتیمان به ویژه یتیمان سادات تقسیم می کردند.(ساعدی، 1961: 57-56)علاوه بر برگزاری مراسم محرم درعاشورا­خانه پادشاهی،مراسم عزاداری محرم در سایر عاشورا خانه هایی که عموما توسط میرمومن و افراد دیگر تاسیس شده بود، برگزار می­گردیدو مردم از اقشار مختلف در آن شرکت می­جستند. در روز چهلم امام حسین (ع) باز عاشوراخانه­ها مملو از جمعیت شده و روضه خوانی و مناقب خوانی برقرار می گردید و پس از آن با دادن شربت­ها و اطعام مردم که هزینه آن ازطرف دولت­خانه تامین می شد ایام عزاداری به پایان می­رسید(خانزمان خان،1377: 588)

بررسی منابع این دوره موید شباهت قابل ملاحظه ای میان برگزاری مراسم ایام محرم در ایران عهد صفویه (تاورنیه، 1383: 88-90) و دلاواله، 1384: 102-100)با انجام این مراسم در قلمرو قطب شاهیان است. بدون تردید این جریان مبین تاثیر چشمگیر حضور و نفوذ ایرانیان بویژهحضور بزرگانی چون میر محمد مومن استرآبادی و ابن خاتون در دربار قطب شاهیان است.

اگرچه عزاداری محرم در عاشورا خانه پادشاهی و سایرعاشورا خانه در قلمرو قطب شاهیان با حمله اورنگ زیب گورکانی (1098ه.ق)و انقراض سلسله قطب شاهی متروک گردید اما بار دیگر در دوره آصف جاهیان برگزاری مراسم محرم در دکن از تحرک قابل توجهی برخوردار گردید.(خانزمان خان،1377: 531).

تاثیر عاشوراخانه ها و برگزاری مراسم محرم در قلمرو قطب شاهیان

بدون تردید از مهمترین اهداف ایجاد عاشوراخانه ها و برگزاری مراسم محرم، گسترش آشنایی مردم دکن با اسلام و فرهنگ تشیع بود.دکتر محی الدین قادری در مورد اهداف میرمحمد مومن طراح و مجری ساخت عاشوراخانه پادشاهی و عاشورا خانه های دیگر در قلمرو قطب شاهی می نویسد: هدف وی از بنای مساجدو عاشوراخانه این بود که نور اسلام تا دورترین نقاط سرزمین دکن انتشار یافته و با آن آشنا گردند. میرمحمد با ترویج علمها و تعزیه ها (تابوتهای فرضی شهدای کربلا) افزون بر انگیزه­های دینی اهداف سیاسی را نیز در نظر داشت.وی بر آن بود تا علاوه بر مسلمانان دکن ،اقوام بت پرست آنجا بوسیله علم­ها و تعزیه­ها با اسلام مانوس گردند تا آنها نیز به تدریج بت­ها را رها کرده و به تعزیه­ها و تابوت­ها تمایل پیدا کنند. تردیدی نیست که وی در رسیدن به این هدف موفقیت زیادی به­دست آورد. چنان که هرسال هندوها از روی اعتقاد و احترام در بقایای مخروبه عاشورا­خانه های خود علم­ها بر پا می کنند و در بیشتر روستاها بیش از مسلمانان ،غیر مسلمانان به عاشوراخانه ها احترام می گذارند (قادری،1387: 132) بررسی منابع قطب شاهی نیز موید دیگری بر کلام محقق مزبور بود. چنانکه صاحب حدایق السلاطین پس از ذکر مراسم عاشورا در عاشوراخانه پادشاهی می نویسد:

از یمن اعتقاد شهنشاه مهر چهرگردد زهند تیرگی کفر بر طرف

چون مذهب ائمه دین رایج از شه استیابند کافران همه زین دین حق شرف

(ساعدی،1961: 58)

در واقع در سایه مساعی سلاطین قطب شاهی و به مدد وجود همین عاشوراخانه ها بود که شهر تاریخی حیدرآباد پایتخت قطب شاهیان بیشترین جمعیت شیعی مذهب هند در خود جای داده بود.(خالدی،1991: 5)

ازطرف دیگر بررسی برخی از فرمان­های سلاطین قطب شاهی موید آن است که این سلاطین با شناخت کامل از شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه خود و با اتخاذ تدابیرمناسب در صدد ایجاد نزدیکی و دوستی و همزیستی میان قشرهای مختلف جامعه اعم از هندو و مسلمان وتبلیغ فرهنگ تشیع بودند. چنانکه بزرگداشت واقعه کربلا ضمن ایجاد این همزیستی و دوستی به خودی خودی ترویج و بالندگی اعتقادات شیعی در قلمرو قطب شاهیان را نیز به همراه داشت. تقسیم هزاران دست لباس سیاه میان مداحان و دولتیان شیعه و سنی و هندو جهت عزاداری حسینی واطعام فقرا و مساکین در این ایام وصدور فرامینی چون تعطیلی کار مطربان و آوازخوانان وفرمان­هایی چون ممنوعیت استفاده از گوشت در غذاها و ممنوعیت استفاده از برگ تنبول [1] (خالدی، 1991: 58-50-49) از جمله این تدابیر بود. به مدد این تدابیر برگزاری و شرکت در بزرگداشت کربلا چنان میان قشرهای مختلف فراگیر شده بود که حضور در آن را موجب برکت و دفع بلا قلمداد می کردند.(خالدی، 1991: 122) حضور این گروههای مختلف اعم از شیعه و سنی و گاه بیشتر از همه هندوها موجب حضور و تاثیر آداب و رسوم هندوها، در جریان برگزاری مراسم محرم بود. علاوه بر فرامین دولتی در این ایام همچون ممنوعیت استفاده از گوشت در غذاها و استفاده از برگ تنبول ،بررسی برگزاری مراسم محرم در میان عامه مردم به خوبی موید این امر است. چنان­که این مراسم در حیدر آباد از محله چهار منار (بنایی بود که به یاد بود حرم امام رضا(ع) به­وسیله میرمحمد مومن طراحی و ساخته شده بود.)آغاز شده ودرکنار رودخانه موسی خاتمه می­یافت.عزاداران پس از خاتمه مراسم علم­ها و محفه­ها و تابوت­ها را در آب رودخانه موسی غسل داده (همانند غسل در آب گنگ.ر.ک.حکمت،11337: 188)و سپس و داع­گویان آن­را با کشتی به مکان نگهداری آنها می­بردند.(خانزمان خان،1377: 573)درادوار بعدی در برخی دیگر از مناطق شمال هند تعزیه­ها (در جنوب به آن تابوت می­گویند)و علم­ها را گاه در امام­باره ها تا محرم بعدی نگهداری کرده و گاه آنها را به دریا برده و آن­را به امواج می سپارند.(هالیستر،1373: 197) قداست این علمها چنان بود که هنگام عبور آنها از مکان­های مختلف هندوان با اعتقاد تمام نذورات بی­شماری وقف آنها کرده و گوش­ها و بینی­های طفلان خود را به رسم تبرک در زیر این علم­ها سوراخ می­کردند.(خانزمان خان،1377:571) در برخی از مناطق هندونشین همچون شهر جیپور مهاراجه آن ناحیه پیشاپیش دسته­ای که در محرم به راه می­افتد حرکت کرده وگاه خود نیز جزء حاملان تعزیه­ها (تابوتها)بود.(هالیستر،1373: 206-205)

برگزاری مراسم محرم علاوه بر ایجاد روح همبستگی میان اقشار مختلف، موجب افزایش توانایی تحمل عقاید مخالف ایجاد روح آزاداندیشی و وسعت نظر میان گروه­های مختلف شده بود.چنان­که در دوره عبدالله قطب شاه هنگام عبور تابوت­ها گروهی(از اهل سنت) اقدام به پرتاب سنگ به آنها کردند. پس از این واقعه مامورانی از جانب قطب الملک به روسای آن گروه­ها پیغام داده که غلامان خود را از این کار منع کرده که من بعد از این قسم کار نکنند و این جریان به همین پیغام خاتمه یافت.(ذاکر یوسف حسین،1953: 7)

فرهنگ عاشورا و روح آزادگی و ایثار قافله سالارکربلا امام حسین(ع)، به­تدریج چنان در قلب­ها رسوخ کرده بود و نهادینه شده بود که در جریان حملات اورنگ زیب گورکانی به قلمرو قطب شاهی(1098ه.ق) هنگامی که اورنگ زیب از یکی از فرماندهان لایق قطب شاهی یعنی عبدالرزاق لاری خواست که به سپاه دشمن بپیوندد، عبدالرزاق در جواب پیغام اورنگ زیب گفت که این جنگ بلا تشبیه به جنگ کربلا می ماند عبدالرزاق امیدوار است که تا نفس بازپسین در زمرهبیست و دو هزار سواری که با امام بیعت نموده اما آخر تیغ بر روی آن شهید کربلا کشیدند در نیاید. بلکه منجمله هفتاد و دوتن شهدای کربلا بوده و سرخ رویی دنیا و آخرت حاصل نماید.(خافی خان، 1869: 2 /360) اورنگ زیب اگرچه از پاسخ عبدالزراق خان آزرده شد اما بر ثبات قدم و وفاداری وی آفرین گفت.(طباطبا،بی­تا: 1/ 369)

علاوه بر تاثیرهای یاد شده برگزاری مراسم محرم با شکوه در عاشوراخانه ها در قلمرو قطب شاهی و بویژه در شهر حیدرآباد و انجام تکلفاتی چون ساخت علمهای فولادین و برافراشتن پرچمهای زربفت و مخمل در کنار برگزاری سایر اعیاد همچون بر گزاری عید غدیر ،جشن میلاد صاحب الزمان (عج) و جشن میلاد رسول اکرم(ص)(ساعدی،1961،ص79-80) موجب رونق اقتصادی و روی آوردن سوداگران و تاجران و استادان خواننده و سازنده کشورهای مختلف به ویژه ایران به هندوستان و رشد صنایع مختلف شده بود.(همان،ص65-67)چنانکه در این زمان قلمرو قطب شاهی در داشتن صنایع فولاد از اشتهار خاصی برخوردار بود و شمشیرها و نیزه ها و خنجرها ی ساخت آن به تمام نقاط هندوستان صادر می شد و نساجان ماهر و چیتهای بافته شده آنجا در تمام شبه قاره شهرت داشت. علاوه بر آنکه صنعت فرش بافی نیز که یکسره به دست مسلمانان اداره می شد شهرت بسیاری پیدا کرده بود.حیدر آباد در این زمان مرکز تجارت الماس بود و این خود نیز موجبی جهت تجمع عده زیادی بازرگانان خارجی در آنجا بود ه (هالیستر،1373،ص138که خود آنان سفیرانی مناسب جهت رساندن فرهگ تشیع به دیگر نقاط جهان بودند.

مراسم عزاداری محرم در عاشوراخانه ها در قلمرو قطب شاهیان تا حمله اورنگ­زیب گورکانی همچتان با شکوه برگزار می گردید اما با حمله اورنگ زیب که در ظاهر به قصد براندازی کفر و بدمذهبی(طباطبا، بی­تا: 1/ 366) و در واقع به منظور تصرف تمامی دکن و تسلط بر منابع گرانبها قلمرو قطب شاهیان صورت گرفت.(عالی، 1844 : 40) موجب متروک شدن عاشوراخانه ها و برگزاری مراسم محرم در آنها شد.

امام­باره ها مجری کارکرد عاشوراخانه ها در شمال هند

اگرچه حمله اورنگ زیب به قلمرو قطب شاهیان جریان شکوفایی تشیع را در ناحیه دکن دچار اختلال نمود و به قول برخی از مورخان موجب استیصال اکابر و علمای شیعه و پراکندگی آنها به سایر بلاد شد.(طباطبایی، بی­تا: 1/369 ) اما روند گسترش فرهنگ تشیع همچنان ادامه یافته وبتدریج حتی شاه جهان آباد پایتخت گورکانیان را در نوردید.چنانکه بلافاصله پس از مرگ اورنگ زیب (1118ه.ق) بتدریج نه تنها مراسم محرم که در جنوب هند در عاشوراخانه برگزار می گردید احیا گردید بلکه در شمال هند نیز بتدریج زمینه برگزاری این مراسم در دوران حکمرانان آوده(1145-1273ه.ق)درجایگاهی تحت عنوان امامباره فراهم گردید.چنان­که طبق قول برخی از منابع برای نخستین بار نواب صفدر جنگ (1167-1152ه.ق) جهت برگزاری مراسم محرم امامباره ای در دهلی بنا نمود.(دهلوی،1974: 1/222) پس از آن نیز امام­باره های متعددی در سراسر نواحی شمال هندوستان ایجاد گردید.بتدریج ساخت این بنا ها باهمان عنوان امام­باره ها در نواحی جنوب( دکن) هند نیز رواج یافت. امام­باره ها نیز همچون عاشوراخانه ها اغلب در کنار مساجد بنا می شدند.در مساجد نماز برپا می شد و مراسم عزاداری محرم در امامباره ها برقرار می شد. همچون عاشورا خانه ها در امامباره ها نبزدر ایام سوگواری چراغانی و آذین بندی می شدند و بمدت ده روز عزاداری اغلب به هزینه دولت­خانه بر پا می شد.(شوشتری،1366: 424) در این امام­باره ها اغلب صورت نمادینی از ضریح مقدسه ائمه اطهار موجود بود و شاید از آن رو به آنها امام­باره یا به اصطلاح جایگاه امامان لقب داده بودند. چنان­که امام­باره­ای که غازی حیدر نخستین شاه اوده (1229-1243ه.ق)در لکنهو بنا کرد و آن را امام­باره شاه نجف نام گذاری کرد به سبب وجود ضریحی شبیه به ضریح بارگاه حضرت علی (ع) بود.(هالیستر،1373: 189)کارکرداصلی این امام باره کاملا" شیبه به عاشوراخانه ها در جهت برقراری برگزاری مراسم محرم و ترویج فرهنگ عاشورا بود. اما گاه از این امام­باره ها به عنوان مقبره بانیان نیز استفاده می شد. چنان­که نواب حسین علی(1253-1258ه.ق)از سلاطین اوده و موسس امام­باره حسین آباد از این امام­باره علاوه بر برگزاری مراسم عاشورا، برای مقبره خانوادگی نیز استفاده کرد و موقوفاتی هم برای آن قرار داده بود.(همان،ص183)بدین ترتیب امامباره ها نقش موثری در جهت آشنایی عامه مردم با فرهنگ تشیع ایفاء نمودند تا جای که این مراسم در شهرهایی که هندوان اکثریت آن را داشتند همچون بنارس و راجپوتیه و بقولی آنها را کفرستان می­گفتند، گاه با شکوه تر از شهرهای مسلمان نشین برگزار می­شد.(شوشتری، 1363:434)

نتیجه

دوره حکومت قطب شاهیان (1083-988.ه.ق) از جمله ادوار درخشان تاریخ تشیع در جنوب هند بود.قطب شاهیان خود ایرانی بودند و علاقه خاصی به فرهنگ تشیع داشتند. در دوره حکومت قطب شاهیان مذهب تشیع طی دو مرحله در قلمرو قطب شاهیان به اوج خود رسید در مرحله نخست سلاطین قطب شاهی با اعلام مذهب تشیع به عنوان مذهب رسمی قلمرو خود در جهت تثبیت آن قدم برداشتند.(988-918ه.ق)در مرحله دوم(1083-988.ه.ق)با ایجاد ثبات و آرامش زمینه های مناسبی جهت شکوفایی و اعتلای تشیع در قلمرو قطب شاهیان فراهم شد. در این دوره سیل مهاجران فرهیخته شیعی به قلمرو قطب شاهیان سرازیر شدند. حضور و نفوذ این مهاجران در مناصب مختلف سیاسی و اداری روند گسترش تشیع را از شتاب بیشتری برخوردار کرد. از جمله این مهاجران فرهیخته و موثر در جریان اعتلای تشیع در این دوره میرمحمد مومن استرآبادی بود.وی به مدت بیش از سی سال مناصب مختلفی از جمله وزارت را به عهده داشت.از جمله خدمات ارزنده ایشان در این دوره می­توان به تاسیس عاشوراخانه­ها در قلمرو قطب شاهیان اشاره کرد.تاسیس عاشوراخانه­ها در دوره قطب شاهیان نتایج و ثمرات بسیاری را به همراه داشت.آشنایی با اسلام و فرهنگ تشیع و گسترش آن ،از نخستین نتایج این اقدام بود . چنانکه امروزه بیشترین جمعیت شیعیان درهند را حیدر آباد پایتخت قطب شاهیان و نخستین محل ایجاد عاشورا خانه در خود جای داده است. به موازات ترویج فرهنگ تشیع و در راس آن برگزاری مراسم محرم در عاشوراخانه ها و شرکت اقشار مختلف شیعه و سنی و هندو در کنار یکدیگردر این مراسم، نه تنها روح همبستگی و همزیستی میان آنها تقویت شده بلکه موجب افزایش توانایی تحمل عقاید مختلف در گروههای متعدد ساکن قلمرو قطب شاهیان شده و به نوعی موجب ایجاد احساس مشترک در جامعه شده بود . وجود این احساس مشترک و ارتباط آن با دستگاه حاکمه قطب شاهیان و به نوعی مبین موفقیت سیاسی و مذهبی قطب شاهیان در ایجاد ارتباط با مردم جامعه تحت حکومتشان بود.این ارتباط به مدد ترویج روح شهادت و ایثار نهفته در واقعه کربلا از چنان قوتی برخوردار شده بود که حتی تهاجم هولناک گورکانیان به قلمرو قطب شاهیان نیز نتوانست در آن خللی عمده وارد سازد. اگرچه گورکانیان بساط حکومت قطب شاهیان را در هم پیچیدند و عاشوراخانه ها و برگزاری مراسم محرم به­طور مقطعی متروک شد اما این مراسم و پیام عاشورا چنان در میان قشرهای مختلف نهادینه شده بود که پس از مرگ اورنگ زیب گورکانی(1118ه.ق)و راهیابی سستی در ارکان حکومت گورکانی باردیگر نه تنها عاشورا خانه ها و انجام مراسم عاشورا بسرعت در ناحیه دکن احیا شده بلکه امام­باره ها که دارای همان کارکرد عاشورا­خانه بودند در قلب حکومت گورکانیان یعنی دهلی و سرانجام سراسرهندوستان انتشار یافته و روایت­گر پیام سازنده عاشورا و درس آزادی و ایثار شدند. این درس چنان در جامعه هند تاثیر گذار شد که گاندی پیشوای مردم هند،تنها راه رستن از چنگال استعمار و استبداد و رسیدن به آزادی را اقتدا به حماسه حسینی دانست.(گاندی،1350: 145)

منابع م مآخذ

بلگرامی،سید علی اصغر.(1924).مآثر دکن،حیدرآباد : دارالطبع جامعه عثمانیه.

تاورنیه،ژان باتیست(1383).سفرنامه،ترجمه حمید ارباب شیرانی،تهران: انتشارات نیلوفر.

ترکمان،اسکندر بیک.(1387).عالم آرای عباسی،به اهتمام ایرج افشار،تهران: انتشارات امیرکبیر.

حکمت،علی اصغر(1337).سرزمین هند،تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

خان زمان خان،غلامحسین خان(1377)تاریخ آصف جاهیان(گلزار آصفیه)، محمد مهدی توسلی،اسلام آباد: مرکز تحقیقات ایران و پاکستان.

خافی خان نظام الملکی،محمد هاشم خان(1869)منتخب اللباب،کلکته :کالج پریس،جلد 2.

دهلوی،احمد.(1974).فرهنگ آصفیه،دهلی،بی نا:ج1.

دلاواله،پیترو.(1384).سفرنامه،ترجمه شعاع الدین شفا،تهران:انتشارات علمی و فرهنگی.

ذاکر یوسف حصین(1953)منتخب وقایع دکن، حیدرآباد،سنترال رکاردز آفیس.

ذاکر یوسف حسین(1863)فرامین و اسناد سلاطین دکن،حیدرآباد: استیت آرکائیوز.

رضوی،سید عباس اطهر(1376)شیعه در هند، قم: مرکز انتشارات تبلیغات اسلامی

طباطباء،غلامحسین خان.(بی تا).سیرالمتاخرین،لکهنو،منشی نول کشور،ج1.

طریحی،محمد سعید.(2007).مملکه عادلشاهیه،آکادمیه کوفه.

عالی شیرازی،نعمت خان.(1844).وقایع نعمت خان عالی،لکهنو،مطبع نول کشور.

علی بن طیفور.(بی تا).حدایق السلاطین،تصحیح شریف النساء انصاری،حیدرآباد،

فرشته،محمد بن قاسم.(بی تا).تاریخ فرشته،کلکته،منشی نول کشور.

قادری، سید محی الدین.(1387).میر محمد مومن استرآبادی مروج تشیع در جنوب هند،ترجمه عون علی جاروی،قم،نشر مورخ.

ساعدی شیرازی،عبدالله(1961)حدایق السلاطین قطبشاهی،تصحیح علی اصغر بلگرامی،حیدرآباد،اسلامک پیلیکیشنز سوساتی.

شوشتری،میر عبدالطیف خان.(1363).تحفه العالم،به اهتمام ص.موحد،تهران: طهوری.

گاندی؛موهنداس.(1350).سرگذشت من، ترجمه مسعود برزین،تهران:کتابخانه بهجت.

میر سعادت خان علی رضوی(1357).کلام الملوک، حیدر آباد:مجلس اشاعات دکن.

میر عالم، میر ابوالقاسم،(1309) ،حدیقه العالم، به اهتمام سید عبدالطیف شیرازی،حیدرآباد.

نصرآبادی،محمد طاهر،(1378)،تذکره نصرآبادی،تصحیح محسن ناجی نصرآبادی،تهران: اساطیر.

واله اصفهانی، محمد یوسف.(1372). به کوشش میر هاشم محدث، تهران: انتشارات موقوفات افشار.

هالیستر،جان نورمن.(1373).تشیع در هند،ترجمه آذرمیدخت مشایخ فریدنی،تهران: مرکز نشر دانشگاهی.

Khalidi,Umar,(1991),Glances On Shite Deccan Culture,RivistaStadiOrientalia,Rome,VolLxiv.

Sherwani, Haroon Khan,(1974),History Of Medieval Deccan,Hyderabad,Vol 2 .

Siddiqi,MohammadSaleman,Bahmani Sufis,Delhi,1989.

ا



[1] .بر اساس عقاید مذهبی هندوها تهیه غذا با گوشت را حرام می دانند و اغذیه نباتی مصرف میکنند.و در مهمانی ها بعد از غذا به جویدن برگ تنبول مشغول می شوند. در این برگها ادویه هایی پیچیده می شود که جویدن آن موجب ترشح آبی سرخ رنگ وسرخی لبها می شود.(ر.ک.حکمت،1337،ص264)

 
 
 
 
 
 
mehrab motavally