نيايش رمز هستي شناسي
يكي از مهمترين و پيچيده ترين جنبه هاي انسان شناسي در حوزه حكمت و عرفان الهي، وجود حالتهاي عرفاني انسان از جمله دعا و راز و نياز و نيايش انسان با خداوند است
پنج شنبه 25 خرداد 1391    
بازدید: 1452

زيرا دعا يكي از قوي ترين انواع ارتباط انسان با خداوند حكيم و مهربان است. اگر تفاوت انسان با ديگر موجودات را در سه اصل تفكر متعالي و قدرتمند او، اختيار و اراده او و عشق همراه با معرفت به خداوند بدانيم، يكي از تجليات اين عشق و بندگي، دعا و رازگويي با خداوند است و از سويي ديگر آن قدر براي آن اهميت قايل شده اند كه عرفا دعا و مناجات را يكي از ابواب كشف شهود حقايق براي اولياي الهي دانسته اند. (1)
دكتر الكسيس كارل نيز بيان بسيار زيبايي در تعريف دعا دارد. وي مي گويد: "نيايش اصولاً كشش روح به سوي كانون غير مادي جهان است. به طور معمول، نيايش عبارت است از تضرع و ناله و طلب ياري و استعانت و گاهي يك حالت كشف و شهود روشن و آرام دروني و مستمر و دورتر از اقليم هجمه محسوسات است. به عبارت ديگر، مي توان گفت كه نيايش پرواز روح به سوي خداست و يا حالت پرستش عاشقانه اي نسبت به آن مبدأ كه معجزه حيات از او سر زده است و بالاخره نيايش نمودار كوشش انسان است براي ارتباط با آن موجود نامرئي آفريدگار همه هستي عقل كل، قدرت مطلق و خير مطلق." (2)
در نظر اهل معرفت، خداوند هم خلق كردنش حكيمانه است و هم محبتش بي كران و وصف ناپذير و روح نواز و هم تنبيه و ادب كردنش عين محبت است و عدالت. پس تمامي موجودات و مخلوقات تا زماني كه موجود هستند و از فطرت الهي خود دور نشده اند، رو به سوي كمال، زيبايي و خير مطلق مي روند.
استاد آيةا... جوادي آملي پيرامون اين موضوع گفته اند: "چيزي در جهان نيست كه به ياد حق و خداي سبحان نباشد، اين انسان است كه گاهي غافل و گاهي غيرغافل مي باشد." (3)
استاد شهيد مرتضي مطهري نيز در باب علل توجه به خداوند گفته اند: "انسان در دو حال ممكن است خدا را بخواهد؛ يكي وقتي كه اسباب و علل از او منقطع شود و دچار سختي و اضطرار گردد و يكي وقتي كه روحش اوج بگيرد و خود خويشتن را از اسباب و علل منقطع نمايد. در حال اضطرار و انقطاع اسباب انسان خود به خود به طرف خداوند مي رود، احتياج به دعوت ندارد و البته اين كمالي براي نفس انسان نيست، كمال نفس براي انسان در اين است كه خودش را منقطع سازد و اوج بگيرد." (4)
اهميت دعا و نيايش را مي توان از سه منظر مورد اشاره قرار داد :
اول از آياتي كه خداوند رحيم در اين آيات به بندگان خود تأكيد مي كند او را نيايش كنند، مانند سوره مباركه "بقره" آيه 186 كه مي فرمايد: "اجابت مي نمايم، دعاي نيايشگر را هر گاه مرا بخواند در هر حال و هر جا كه باشد." يا در سوره مباركه "اعراف" كه مي فرمايد: "بخوانيد پروردگار خود را با حالت زاري كه نشانه نياز است و در پنهان كه دليل اخلاص است." و يا در سوره مباركه "مؤمن" آيه 65 كه مي فرمايد: "بخوانيد مرا تا اجابت كنم شما را."
دوم از آيات و قصص پيامبران كه در قرآن كريم آمده است، پيامبراني كه به شدايدي گرفتار شده اند و تنها راه حصول به آرامش را در نيايش و دعا پيدا كرده اند. مانند حضرت آدم(ع) كه بعد از خروجش از جنت و بهشت در مقام اعتراف به گناهش به درگاه حضرت حق استغاثه مي كند و مي گويد: "اي پروردگار ما بر نفس خود ستم كرديم، اگر نيامرزي ما را و به ما رحم نكني، مسلماً از زيانكارانيم." (اعراف22)
سوم: اهميت نيايش را مي توان از ادعيه صريح قرآن كريم دريافت، مانند سوره مباركه بقره آيه 197 كه مي فرمايد: "پروردگارا، عطا فرما ما را در اين سراي توفيق بندگي و در آن سراي جزاي نيك و نگه دار ما را از عذاب دوزخ." (5)
و نيز در كتاب بحارالانوار جلد 93 ص 291، چنين آمده است: "بگو: خداي من اگر دعاي شما نبود، به شما اعتنا نمي كرد." (6)
همچنين، حضرت علي ابن موسي الرضا(ع) از قول رسول رحمت و مهرباني مي فرمايند: "دعا سلاح مؤمن، ستون دين و روشنايي آسمانها و زمين است." (7)
و امام خميني(ره) پيرامون اهميت دعا و نيايش مي فرمايند: "همه خيرات و بركات از همان دعا خوانهاست، حتي آنها كه به طور ضعيف دعا مي خوانند و ذكر خداوند را مي گويند، به همان اندازه كه طوطي وار در آنها تأثير كرده بهتر از آنهايي هستند كه ترك دعا كرده اند. نمازخوان ولو مرتبه نازله اي داشته باشد، از نمازنخوان بهتر است. آري، همين دعا خوانها و همين كساني كه به ظاهر اسلام عمل مي كنند يا پرونده جنايت ندارند يا پرونده جنايتشان نسبت به ديگران كمتر است، همين دعاخوانها در نظم اين عالم دخالت دارند، دعا را نبايد از بين اين جمعيت بيرون برد، جوانان ما را نبايد از دعا منحرف كرد." (8)
دكتر الكسيس كارل نيز با بياني ساده و زيبا پيرامون اهميت دعا مي گويد: "انسان همان طور كه به آب و اكسيژن نيازمند است، به خدا نيز محتاج است. احساسي عرفاني در رديف قدرت مكاشفه، احساس اخلاقي، احساس جمال و نور عقل به شخصيت بشري شكفتگي و انبساط پرمعنا و كاملي مي بخشد... روح، نيمي اش عقل است و نيم ديگرش احساس، ما بايد هم زيبايي دانش را دوست بداريم و هم زيبايي خدا را. " (9)
"اجتماعاتي كه احتياج به نيايش را در خود كشته اند، معمولاً از فساد و زوال مصون نخواهند بود. اين از آن جهت است كه متمدنان بي ايمان نيز همچون مردم ديندار وظيفه دارند كه به مسأله رشد همه فعاليتهاي باطني و دروني خود كه لازمه يك وجود انساني است، دلبستگي پيدا كنند." (10)
اگر اندكي تأمل كنيم، به اين حقيقت مي رسيم كه تمامي نابساماني ها و گرفتاريهاي زندگي اجتماعي در ضعف توجه به معنويات الهي و ضعف در پرورش استعدادهاي مثبت روحي خودمان است. كليشه برداري از تجربيات مبلغان اومانيستي (كه در صحت خود اين تجربيات نيز جاي شك است) و عدم توجه به اصول ديني و نصايح بزرگان دين و تشيع از بزرگترين غفلتهاي ما و مسؤولان بوده است.
نيايش و توجه و نجواي حقيقي با خداوند سرآمد تمامي زيبايي ها و خيرات است و عارفان ذكر خداوند را جزو زيباترين و شريف ترين حالات عالم هستي مي دانند. توجه و عشق به خداوند، بزرگترين قدرت دهنده روح است و راز خستگي ناپذيري و شكست ناپذيري مردان بزرگ الهي نيز در همين معناست، زيرا روح آنان در حالت بالايي از شيفتگي و اميد و توكل و مناجات با خداوند قرار دارد.
امام(ره) در جواب آن دسته از افراد كه دعا را مفهومي بيهوده مي دانند، مي گويند: "دعا نقش سازندگي دارد، آنهايي كه به خيال خودشان مردم را از دعا و ذكر پرهيز مي دهند تا مردم به دنيا بپردازند، نمي دانند كه همين دعا آدم را مي سازد، اقامه عدل را در دنيا همين انبيا كردند كه اهل ذكر و فكر و دعا بودند. قيام ضد ستمگرها را همينها كردند، همان حضرت حسين بن علي(ع) كه دعاي روز عرفه اش را مي بينيد، همين دعاهاست كه انسان علاقه اش را به خود كم مي كند و نه تنها مانع فعاليت نمي شود، بلكه فعاليت هم مي آورد. فعاليتي كه براي خودش نيست، براي بندگان خداست و مي فهمد كه فعاليت براي بندگان خدا خدمت به خداست."
امام(ره) مي فرمايند: "همين كتابهاي ادعيه انسان را آدم مي سازد وقتي يك انساني آدم شد و به همه مسايل اسلامي و انساني عمل مي كند و براي خود يا زراعت مي كند يا تجارت و يا كار ديگر و براي خدا جنگ، همه جنگهايي كه در مقابل كفار و ستمگرها شده از اصحاب توحيد، از اين دعاخوانها بوده است، آنهايي كه در ركاب رسول خدا(ص) و در ركاب اميرالمؤمنين(ع) بودند، اكثر اهل دعا و عبادت زياد بودند."(11)
محمدتقي مدرسي نيز آثار دعا را اين گونه بيان مي كنند: "ذكر خداي متعال امري است كه قرآن در بسياري از آيات خود بر آن تأكيد مي ورزد خداوند در سوره احزاب آيه 41 مي فرمايد: "اي كساني كه ايمان آورده ايد خدا را بسيار ذكر كنيد، حكمت ذكر از آنجاست كه ذكر دانه دوستي خدا را در دل انسان مي كارد و به آن اكتفا نمي كند كه انسان خدا را فقط بشناسد، بلكه بايد او را دوست بدارد و زماني كه بنده به مرحله دوستي خداوند رسيد و دلش را با محبت او آشنا كرد، آن زمان است كه طاعات و عبادات چهره واقعي خود را نشان مي دهند و آن هنگام است كه عبادات در اعضاي انسان جاري مي شود." (12)
دعا و نيايش، عامل تزكيه و تكامل آگاهي و نگرش انسان و اصلاح اهداف او در زندگي نيز هست. هر انساني در زندگي هدف مشخصي دارد؛ خواه كوچك و خواه بزرگ چه خوب و چه بد و دعا در جهت تبديل آنها به بهترين و كاملترين اهداف مي كوشد. به تعبير ديگر، در جهت دگرگوني چارچوب كلي زندگي انسان تلاش مي كند.
دكتر الكسيس كارل همچنين به اثرات طبي دعا اين گونه اشاره مي كند:"امروز نيز در جاهايي كه به نيايش مي پردازند از شفاهايي كه با تضرع و توسل به خدا و اولياي خدا نصيب شده است، بسيار سخن به ميان مي آيد؛ اما وقتي كه مسأله شفا يافتن امراض مشكوك به طور خود بخودي و يا به كمك داروهاي معمولي پيش مي آيد، بسيار مشكل است كه بدانيم عامل واقعي اين شفا چه بوده است." (13)
نيايش، گاهي تأثيرات شگفت آوري دارد. بيماراني بوده اند كه به طور آني از دردهايي چون جزام، سرطان و عفونت كليه و زخمهاي مزمن، سل ريوي و استخواني شفا يافته اند. براي آنكه اين پديده ها بروز كند، نيازي نيست كه حتماً خود بيمار نيايش كند اطفال كوچكي كه هنوز قدرت حرف زدن نداشتند و همچنين مردم بي عقيده نيز شفا يافته اند؛ اما در كنار آنها كسي نيايش و دعا كرده است.
وقتي كسي سعي كند رابطه آگاهانه و صميمي بين خود و خدايش ايجاد كند و در اين راه مشغول به خودشناسي و تهذيب نفس و كسب فضايل اخلاقي شود، بدون شك خداوند او را قرين الطاف خاصه خود خواهد نمود و از شيوه هاي مختلف وي را مورد حمايت و ياري قرار مي دهد.
يكي ديگر از فوايد مؤثر دعا و مناجات با خداوند اين است كه از آن به راحتي مي توان براي اثبات وجود خداوند و يگانگي حضرت حق و اسماي او استفاده نمود، زيرا طبق برهان فطرت آدمي در نيازمندترين و عارفانه ترين حالاتش توجه خود را به سوي وجود كامل و بلند مرتبه اي مي كند كه نيازهاي او را هر چند هم كه بزرگ و متعدد باشد، مي تواند به راحتي برآورده كند و بي شك چنين موجودي بايد حتماً وجود داشته باشد، زيرا انسان هرگز به عدم محض و يا موجودي خيالي نمي تواند چنين توجهي عميق و راستين داشته باشد و نيز در چنين حالتي مخاطب سخنان و دعاي قلبي به سوي كدام موجود غير از خداي تعالي مي تواند باشد؟ بايد يك نيروي فهيم و قدرتمند و مهربان باشد كه روح آدمي با همه خلوص خود به سوي او توجه كند و با او سخن بگويد، زيرا فرد از آن جهت كه خود گوينده است، نمي تواند علت و بهانه اي براي بيان كردن سخنها و راز و نيازهاي خودش بوده باشد. لذا اين فرضيه كه ممكن است فرد براي خودش سخني بگويد و راز و نيازي كند، امري بطلان پذير و نادرست است. همچنين، از طريق اين دليل آشكار مي شود كه خداوند متعال يكي است، زيرا آدمي در تمامي اين حالات فقط رو به سوي يك موجود كامل و غني بالذات ازلي و ابدي مي كند و نه چندين موجود فرضي خدايي.
و اينجاست كه خداوند متعال با استجابت دعاها و برآورده ساختن نيازهاي كوچك و بزرگ آدمي از طريق دعا، اين برهان را نيز ثمربخش نموده است.
هنر مردان بزرگ الهي آن بود كه سالها در اين دنيا زندگي كردند و هرگز خودشان را بنده دنيا نكردند و اين همه به دليل پرورش يافتن در مكتب قرآن و اهل بيت(ع) و عرفان و ذكر و دعاي حقيقي بوده است و چه بسيار انسانهاي گرفتار و دردمندي بودند كه با تضرع و خضوع و نيايش و توكل بر خداوند حاجتشان برآورده شد و حلاوت و شيريني آن را چشيدند.
لزوم رعايت ادب دعا و عبادات، مانند فردي است كه از كسي چيزي را مي خواهد هر چند هم كه آن چيز كوچك باشد. او در ابتدا سلام مي كند و رسم ادب را به جا مي آورد و با رفتاري مؤدبانه در برابر آن فرد قرار مي گيرد و آنگاه خواهش خود را بيان مي كند. حالات خداوند متعالي كه بالاترين و مهمترين مقامات را دارد، البته رعايت ادب در محضر او لازم تر و واقعي تر از هر كس ديگري بايد باشد. دعاي حقيقي تنها ياد خداوند و اظهار نياز به درگاه او نيست؛ بلكه بنده بايد بكوشد ادب را در محضر خداوند به جاي آورد و اين مهم نيز جز با وفاداري به شريعت او و عمل به فرامينش به دست نمي آيد.
آيةا... ميرزا جواد ملكي تبريزي، پيرامون لزوم رعايت ادب دعا چنين مي گويند: "دعا كننده بايد فرمايش امام صادق(ع) در "مصباح الشريعه" را به ياد داشته باشد كه فرمودند: "ادب دعا را رعايت كرده و بنگر كه چه كسي را چگونه و براي چه مي خواهي و براي چه مي خواني؟ عظمت و بزرگي خدا را باور داشته باش، با ديده دل آگاهي او از باطن و اسرار بر اعتقادات خود را ببين و راه نجات و هلاك خود را درياب، مبادا چيزي از خدا بخواهي كه هلاكت تو در آن بوده ولي گمان داري كه باعث نجات توست، زيرا خداوند متعال مي فرمايد: انسان با دعاي خير، شر خود را مي خواهد و انسان شتابكار است، بينديش كه چه و چه مقدار و براي چه درخواست مي كني؟" (14)
ايشان در باب شرايط باطني مي گويند: "شرايط باطني عبارت است از اين كه ايمان داشته باشد كه سودبخش خداست و اين كه خداوند عنايت دارد و خداوند بهتر و باقي تر است و اين كه هيچ خيري نيست مگر با ولايت خداوند و نزديك شدن و ديدار با او و هدف خود را منحصر در همين يا در آنچه كه بازگشتش به آن است نمايد، تا جايي كه اين مؤمن هيچ لذتي از نعمتهاي خدا نبرد، مگر از اين جهت كه اين نعمت از خداست و يا حتي در نعمتها چيزي نبيند، جز آنكه اين نعمتها از جانب خداوند است تا جايي كه نفس عقل و روح او از دنيا بريده و مشغول حمد و ثناي او شوند. ادامه اين حال بسيار گرانبهاست كه بجز عده معدودي از اهل معرفت، قادر نيستند اين حال را حفظ كنند." (15)
آيةا... ميرزا جواد ملكي تبريزي، شرايط دعا را اين گونه بيان كرده اند:
1- حضور قلب (با توجه به اينكه دعا عبارت است از خواستن و خواستن امري باطني است؛ پس دعا بدون حضور قلب امكان پذير نيست).
2- خضوع و فروتني
3- اميدواري، زيرا خواستن بدون اميدواري تحقق نمي يابد، اميدواري نيز از شرايط دعاست.
4- شناخت خداوند و اعتقاد به قدرت او و علم او به نياز، زيرا اميدواري كه يكي از شرايط دعاست، در صورتي تحقق مي يابد كه دعا كننده خداوند را شناخته و علم و قدرت او را نسبت به خواسته خود باور داشته باشد.
5- اميدواري به خدا و قطع اميد از ديگران و خداوند را با اميد و آرزو و ترس خواندن.
6- پرهيز از گناه بويژه حق الناس و آبروي مردم؛ زيرا در حديث قدسي آمده است: "دعا از تو و اجابت از من، زيرا دعايي از من پوشيده نمي ماند مگر دعوت حرام لقمه."
7- گريستن: روايت شده است بين بهشت و جهنم گردنه اي است كه كسي از آن عبور نمي كند، مگر كساني كه از ترس خدا خيلي گريه كرده باشند.
8- ذكر نامهاي خداوند كه مناسب دعايش باشد و نيز گفتن نعمتهاي خداوند و شكر آن و بيان گناهان و آمرزش خواستن براي آنها.
9- پنهان كردن دعا (16)، زيرا هم فرمان خداوند را كه پنهاني دعا كنيد اجابت كرده و هم از آفت ريا دور مي ماند.
10- شريك ساختن ديگران در دعا
11- تضرع در دعا همراه با قلب خاضع و بدن متواضع بدون چاپلوسي
12- صلوات فرستادن بر محمد(ص) و آل او نيز در اول و آخر دعا، باعث اجابت است.
13- پاك دلي و روي آوردن با تمام وجود به خداوند. توجه كردن بنده به مولاي بخشنده و مهربان و رحيم با قلب و روح خود نيز يكي از شرايط دعاست. او بايد دل خود را بخصوص افكار پستي كه باعث آلودگي دل و كثيف شدن روح مي باشد، مانند افكار حرام و مكروه بخصوص غمهاي دنيوي و ترس از ناگواريها و بدگماني به خداوند متعال و بي اعتقادي به وي پاك نموده باشد.
14- دعا قبل از بلا: چنين دعايي مؤثرتر از دعايي است كه پس از رسيدن بلا و سختي صورت مي گيرد.
15- شريك نمودن ديگران در دعا قبل از خود و براي آنان دعا كردن، امري است كه بسيار در دعا مؤثر است و بهتر است بنا بر سنت بانوي دو عالم فاطمه زهرا(س) قبل از خود براي آنان دعا كند.
علاوه بر آنچه گفته شد، تفكر در معاني دعا و همچنين به دست آوردن فلسفه عبادات و فهم اسرار آن ضروري است، زيرا هر نوع پرستش و عبادت بلكه هر نوع عمل خيري بايد با معرفت و حكمت همراه شود و گرنه ارزش آن همچون يك عمل جبري خواهد بود.

پي نوشت

1- فرهنگ اصطلاحات و تعريفات نفايس الفنون/ بهروز ثروتيان/ ص128 انتشارات مؤسسه تاريخ و فرهنگ ايران/ 1352
2- نيايش/ الكسيس كارل/ محمد تقي شريعتي/ ص41/ شركت سهامي انتشار/ 1355
3- اسرار عبادت/ عبدا... جوادي آملي/ ص 89/ انتشارات الزهرا/ 1374
4- بيست گفتار/ استاد علامه شهيد مرتضي مطهري/ ص 289/ انتشارات صدرا/1358
5- آيين نيايش/ ابراهيم غفاري/ ص11 و 14/ آستان قدس رضوي/ 1373
6- دعا پرواز روح و راه زندگي/ محمد تقي مدرسي/ مصطفي كمال نژاد/ ص53/مؤسسه مطلع الفجر/1371
7- همان/ ص37
8- آيين نيايش/ ابراهيم غفاري/ ص23 و 24
9- نيايش/ الكسيس كارل/ محمد تقي شريعتي/ ص67
10- همان/ ص57
11- آيين نيايش/ ابراهيم غفاري/ ص 22 و 23
12- دعا، پرواز روح و راه زندگي/ محمد تقي مدرسي/ صفحات 81 تا 85
13- نيايش/ كارل، الكسيس/ ص 63 تا 65
14- المراقبات/ ميرزا جواد ملكي تبريزي(ره)/ ابراهيم محدث/ ص 168/ انتشارات اخلاق/ 1375
15- همان/ ص450
16- خداوند آنقدر آگاه و شنونده است كه هر نوع دعايي را از هر كجا مي شنود، پس بايد كوشيد زمينه استجابت دعا و مناجاتمان را فراهم آوريم.

 

 
 
 
 
 
 
mehrab motavally