نقش دعا در زندگی انسانها
نقش دعا در زندگی انسانها
شنبه 15 آذر 1393    
بازدید: 9854

نقش دعا در زندگی انسانها
نویسنده : مختار احمدی

نقش دعا در زندگی انسانها
مقدمه

انسان برای بدست آوردن کمالات مادّی و معنوی خود و همچنین رفع گرفتاری و شداید که در زندگی با او روبرو میشود نیازمند به نیروی قویتر و والاتر است انسانهایی که دچار بیماری صعب العلاجی میشود برای رهائی از آن به دعا مراجعه میکنند با تدبیر و تفکّرات اونها مشکلات خویش را میگشاید اگر شداید و مشکلات چنان شد که تدابیر بشری نتواند آنها را برطرف کنند انسانها درمانده و بیچاره میشوند در این موقع بطور ناخودآگاه به طرف دعا در پیشگاه قدرت بیپایان حق روی آورده تا او را به راه خیر و سعادت رهنمون نمایند:خداپرستان: دعا ونیایش را، توسلی عاشقانه و پیوند موجودی بسیارضعیف و کوچک به موجودی بی نهایت بزرگ و با عظمت است، دعا نشانه خشوع جان در برابر جانان، و اظهار نیاز به پیشگاه حضرت بی نیاز است، دعا حقیقتی است که میدان حضور آن، تمامی پدیدهها و همهی ممکنات است، چرا که مجموعه ی آفرینش رو به سوی ذات احدیت دارند! عاشقان با نیایش خود، برگِرد حریم دوست پرواز میکنند و بر شاخسار ، یاد محبوب و نجوا با او، آشیان میگیرند و در سایه سار نیایش به سکون و اطمینان میرسند، در دنیای پیشرفته روز هم دانشمندان روانشناس ثابت کرده اند که دعا و طلب آمرزش و تلقین های معنوی موجب برطرف شدن، چه بسیار از امراض روحی و جسمی شده. ازاین جهت است که با گذشت زمانه نه تنها، اینگونه دعاها و توسلات کهنه و فرسوده نشده، بلکه با کنار رفتن پرده های جهل و نادانی مفاهیم آن‌ها روز بروز روشنتر و کاملتر گشته و یکی از مفاهیم و آثار روشن آنها همانا توجه به ذات اقدس حق پیدا کردن است و نیرو گرفتن از آن منبع فیض. دعا سخن گفتن با خداوند به صورت مستقیم و بی واسطه و یا غیرمستقیم و با واسطه است: بدین جهت است که بزرگان دین بهترین وسیله تَقَرّب به خداوند را برای برآمدن حاجات دعا و توسل قرار دادهاند: بهترین گواه و دلیل برگفتار ما مطالب است که تحقیق شده و اکنون در رو بروی خوانندگان عزیز قرار گرفته است! این مطالب قطره ای است ناچیز از دریای بیکران ازراه یافته گان به دعا و توسل که خلوت دلشان رااز فروغ دعا نورانی نمودهاند!

چکیده

(ادعوني استجب لکم )
دعا و نيايش ، توسلي عاشقانه و پيوند موجودي بسيار ضعيف و کوچک به موجودي بي نهايت بزرگ و با عظمت است . دعا نشانه خشوع جان در برابر جانان و اظهار نياز به پيشگاه حضرت بي نياز است . دعا حقيقتي است که ميدان حضور آن تمامي پديده ها و همه ممکنات است چرا که مجموعه آفرينش رو به سوي ذات احديت دارند .
عاشقان با نيايش خود بر گرد حريم دوست پرواز مي کنند و بر شاخسار ياد محبوب و نجوا با او ، آشيان مي گيرند و در سايه سار نيايش به سکون و اطمينان مي رسند!
در روزگاري که آن را عصر اضطراب ناميده اند نسل سرگشته ي ما بيش از هر زمان ديگر احساس تنهايي و بي هويتي مي کند و همواره به دنبال گمشده اي مي گردد تا در پناه آن آرام بگيرد ودشت تفتيده قلبش را نمناک سازد اما به هر دري مي زند کم تر جواب مي گيرد ، چون کسي پاسخ گو نيست بشر امروز بايد در خانه کسي را بکوبد که نيازمندان را از درگاهش نمي راند و خزانه کرمش پاياني ندارد و از اصرار فزون از حد درخواست کنندگان رنجور نمي شود
در اين روزگار تنهايي و بي کسي ، دعا بارقه اميد است که در کانون دل آدمي مي درخشد وابر هاي نوميدي را از آسمان زندگي کنار ميزند با توجه به جايگاه دعا و نيايش در آموزه هاي ديني و نظر به پرسش هاي مختلفي که درباره دعاو استجابت عدم استجابت ان در بين جوانان مطرح مي باشد بر آن شدم که با بهره گيري از منابع اسلامي مطالب را در اين زمينه بيان کنم اميد است اين مطالب در پاسخ گويي به جوانان و مردم حقيقت جو و مفيد افتد .
کلید واژه : دعا ، زندگی ، آینده ، نقش ،

تعریف دعا

دعا چیست؟ دعا در لغت به معنای خواندن درخواست انجام دادن کار و حاجت خواستن است:راغب اصفهانی در مورد تفاوت دعا با ندا میگوید:ندا با الفاظی همچون «یا» و «ایا» و نظایر اینها ادا شده و مخاطبی به آن ضمیمه نمیشود در حال که دعا در جایی به کار میرود که نام مخاطب برده میشود، هرچند ممکن است این دو واژه به جای یکدیگر نیز به کار روند:

راغب اصفهان = مفردات ص170:

اما ابوهلال عسکری در الفروق اللغویه ص534 میگوید: دعا میتواند با صدای بلند یا آهسته باشد اما ندا با آواز بلند است در مورد تفاوت میان دعا و مسئلت «درخواست» بعضی معتقدند که مسئلت همواره با نوعی خضوع همراه است و مخاطب آن دارای مقامی برتر است اما دعا اگر متوجه خداوند باشد با کرنش همراه است اگر مخاطب آن با دعاکننده برابر باشد با کرنش همراه نیست به هر حال دعا به معنای خواندن است چه این که خواندن توام با خواستن باشد چه به صورت نیایش یا به صورت سرود و ستایش باشد!

دعا در اصطلاح:

دعا در اصطلاح درخواست از خداوند منان است این واژه در قرآن و احادیث معمولاً خواه به صورت مصدر یا ماضی یا سایر مشتقات آن به معنی خواندن آمده است در آیه 55 سوره اعراف میخوانیم:«اُدعُوا رَبَّکُمُ تَضَرُّعاً و خُفیَةً اِنَّهُ»یعنی: پروردگارتان را با تضرّع و پنهانی بخوانید:بعضی از اصحاب با فریاد دعا میکردند حضرت پیامبراسلام(ص)فرمودند:آرام دعاکنید«تفسیر مجمع البیان» حضرت زکریای پیامبر، هم خداوند را در پنهانی و با اخلاص ندا میکرد «نادی رَبّه نداءً خفیّاً» سوره حجرات آیه 3 مخفی دعا کنید زیرا نشانه ادب است چنانکه خداوند به مومنان میفرماید بلندتر از صدای پیامبر با او سخن نگویید. لاترفعوا اصواتَکُم فوق صوت نبیّ کجهر بَعضکُم لبعضٍ:«حجرات» آیه‌ی 1چرا؟ ممکن است صدای بلند در عبادت و نیایش زمینهساز تظاهر وریا باشد: تضرع و ناله در دعا نشانهی توجه انسان به کمبودها و نیازهای خود و عامل شکستن غرور و خودخواهی است!امام صادق (ع)در اصول کافی ج 8 ص58 فرموده: تضرّع در دعا دستان را به طرف آسمان بلند کردن و دعا نمودن است پیامبر اسلام نیز چنین دعا میکرد. و سلمان فارسی از آن حضرت نقل کرده که خداوند حیا میکند دستی را که به دعا بلند شود محروم برگرداند! در مصباح الشریعه ص 58 از امام صادق (ع) روایت است که فرمودند: ازخداوند متعال که در تمام کارها و امورات به صورت متضرّع و نالهکنان در اوقات شب و روز استعانت بطلب چون خداوند متعال میفرماید: خداوند را به صورت تضرع و خفیه فراخوانید:

دعا در زندگی انسانها چه نقشی دارد:

در مورد این پرسش میتوان گفت از آن جا که بشر از هر نظر ناتوان محض بوده واز طرفی در محیطی، زندگی میکند که محل حوادث و هدف بلاها و عوارض جسمی و روحی است همواره گرفتار اذیّتهای مخلوق انسانی و حیوانی و درونی و بیرونی میباشد. از طرف دیگر با توجه به این که آرزوی او ترقی و تکامل و رسیدن به کمالات دنیوی و اُخروی است و بالاترین هدفش آن است که به درجه اعلای انسانیت و عبودیت برسد چارهای ندارد جزء آنکه به ذیّل عنایت خدایی چنگ زند! که از هر نظر قادر، غنی، عالم بر همه، و غالب بر هر چیز باشد! و ناگزیر باید دستگدایی را به سوی او دراز کند. بنابراین کسانی که عقیده دارند که باید فقط کار کرد نه دعا تهیه قوا نمود نه دعا سرمایه مهیّا کرد نه دعا و ... خیلی در اشتباهند از طرف افرادی که میگویند فقط باید دعا کرد تلاش به درد نمیخورد. رسیدن به کمالات با رنج و تلاش نیست اینها نیز در اشتباهند چرا که با توجه و تدبر در قرآن و روایات معتبر وبه کار بردن عقل معلوم میشود که راه صحیح نه آن است و نه این بلکه راه سوم نیز وجود دارد که: در هر کاری و در رسیدن به هر هدفی بایستی هم سعی و تلاش لازم را نمود و هم دعا کرد. به عنوان مثال در تحصیل ثروت و به دست آوردن مال هم تلاش ضرورت دارد و هم دعا و دعا برای انسانها خود یک عبادت است در سوره غافر آیه 60 میفرماید. اُدعُونی أستَجِب لَکُم اِنّ الذّین یَستَکبِرُونَ عَن عِبادَتی سَیَدخُلونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ: یعنی مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم همانا کسانی که از عبادت من که منظور همان دعا است سرپیچی مینمایند به زودی با خواری به دوزخ داخل خواهند شد.سوم دعا درزندگی انسانها بسیار اهمیّت دارد. اهمیت دعا در زندگی آنگاه معلوم میشود که به کتاب شریف صحیفه سجادیه که اُخت القران و زبور آل محمد (ص) لقب گرفته مراجعه نماییم این پیشوای به حق چه دعاهایی را انشاء فرموده و چگونه با پروردگار خود به راز و نیاز پرداخته و برای بشریّت درس دعا و نیایش با آفریدگار هستی داده است البته در دعای شماره 45 کتاب امام سجاد علیهالسلام در تفسیر آیه مذکور به این معنا اشاره نموده است. خوشبختانه دعا از جمله موضوعاتی است که در قرآن و روایات فراوان از آن یاد شده در سوره ص آیه 35 میفرماید: رَبِّ اغفِرلی وَهَب لی مُلکاً لایَنبَغِی لأَحَدٍ مِن بَعدی اَنّکَ اَنتَ الوَهابُ! حضرت سلیمان (ع) عرض کرد بارالها به لطف و کرامت از خطای من درگذر و مرا ملک و سلطنتی عطا فرما که پیش از من احدی لایق آن نباشد به راستی که تو زیاد بخشنده هستی در سوره فرقان آیه 77 خداوند به رسولاش میفرماید قُل مایَعبَؤُا بِکُم ربّی لولا دُعاؤُکُم .ای رسول خدا به امت خود بگو که اگردعای شما نبود خدا به شما چه توجّه و اعتنایی داشت؟ خداوند عظمت دعا را بیان فرموده از طرفی در روایات بسیاری لزوم دعا و اهمیّت آن را در زندگی انسانها بطور کامل ثابت کردن – مرحوم شیخ صدوق (ره) از حضرت امام رضا (ع) از پدران بزرگوارش از پیامبر (ص) نقل کرده که پیامبر (ص) فرمود الدُّعاء سِلاحُ المَؤمن و عمادَ الدّینِ و نُورُ السّماواتِ .بحارالانوارج 93 ص 288 یعنی دعا اسلحه‌ی مؤمِن ستون دین و نور آسمانهاست:شیخ مفید(ره) از امام صادق (ع) نقل نموده که آن حضرت فرمود اِنّ الدَّعاءَ یَرُدَّ القَضاءَ! دعا قضا را برطرف میسازد چون در زندگی انسانها قضاء و قدر وجود دارد که با دعا رفع میشود! و نیزاز امام صادق (ع) نقل است که میفرماید. عَلَیک بالدُّعاء فَاِنَّ فیه شِفاءٍ مِن کُلِّ داءٍ! (بحار ج 93 ص 295)امام صادق (ع) میفرماید: بر تو باد دعا زیرا آن شفای هر دردی است امام رضا (ع) به اصحاب خود می فرمود. علیکُم بِسِلاحِ الانبیاءِ فقیل ما سِلاحُ الانبیاء قال: الدُعا(اصول کافی: ج 4 باب دعا سِلاح مومن ص214 بحار ج 93 ص 295) امام رضا(ع) میفرماید بر شما باد به سلاح پیامبران عرض شد سلاح پیامبران چیست فرمود دعا حضرت امیرالمومنین علیهالسلام فرمودن:اِد فَعُوا أَمواجَ البَلاءِ بالدُّعاء- نهجالبلاغه فیض ص 144 حضرت فرمودن امواج بلا و شداید را با دعا برطرف نمایید. امام صادق(ع) میفرماید دعا در زندگی مردم نقش بسیار بزرگ دارد و اثر عجیبی دارد میفرماید الدُعاءُ اَنفَذُ مِنَالسَّنانِ الحدید اصول کافی کتاب الدعا ص 215 یعنی دعا نافذتر و مؤثرتر از نیزهی آهنین است نقش دعا در زندگی انسانها از نظر دانشمندان:دیل کارنگی: روانشناس مشهور امریکایی در کتاب آیین زندگی ص 181 در مورد نقش دعا در زندگی انسانها چنین گفته است: امروز جدیدترین علم یعنی روانپزشکی همان چیزهایی را تعلیم میدهد که پیامبران تعلیم میدادند به دلیل این که پزشکان روانشناس دریافتهاند که دعا و داشتن ایمان محکم به دین،نگرانی، تشویش هیجان و ترس را که موجب اکثر بیماریهای ماست برطرف میسازد ویلیام جیمز، پدر روانشناسی جدید در نامهای به یکی از دوستانش نوشته است که: هرچه بیشتر از سالهای عمرش میگذرد کمتر میتواند بدون اعتقاد به خداوند و قرآن و دعا زندگی کند دکتر آلکیس کارل، نویسنده کتاب «بشر مجهول» و برنده جائزه نوبل مینویسند: در کتاب آیین زندگی ص 186 دعا و نماز در زندگی انسانها قویترین نیرویی هستند که انسانها میتواند تولید نماید دعا و نیایش چون رادیوم یک منبع نیروی مشعشی است که خود به خود تولید میشود از راه دعا بشر میکوشد نیروی محدود خود را با متوسّل شدن به منبع نامحدود افزایش دهد. غیرممکن است مرد یا زنی تنها برای یک لحظه به دعا بپردازد و نتیجه مثبت و مفیدی از آن نگیرد! حضرت علی(ع) درباره نیازمندی بشر به دعا میفرماید:ما المبتَلی الذّی قد اشتَدَّ به البَلاءُ بِاحوَجَ إلی الدعاء من المُعافی الذی لایَأمَنُ البَلاءَ قال رسولالله اِفزَعُوا الی الله فی حَوائجِکُم و الجَؤ و إلَیه فی مُلِمّاتِکُم و تَضَرّعُوا إلیه وادعوه فَإنَّ الدعاءَ مُخُّ العِبادة وَ ما مِن مؤمنٍ یدعوالله الّا استجابَ .(بحار ج 93 ص303 )آنان که در آسایشاند و در معرض بلا، به دعا محتاجترند از کسانی که دچار بلاهای سخت هستند رسول خدا (ص) فرمود: در نیازهای خود نزد خدا فغان و فریاد کنید ودر بلاهای شدید به او پناه ببرید وتضرع کنید زیرا دعا مغز و اصل بندگی است و هیچ مومنی خدا را نمیخواند مگر اینکه مستجاب این قبولی دعا یا در دنیا و یا درآخرت است و یا اینکه موجب پوشش و محو گناهان است تا زمانی که گناه تازهای از مؤمن سرنزده باشد در تمام نیازها باید انسانها به خدا پناه برد- امام صادق (ع) میفرماید پیوسته خدا را بخوان چه به حاجت برسی یا نرسی که در پیشگاه خدا برای انسان منزلت و مقامی است که جز از طریق دعا امکانپذیر نیست اگر بنده دهانش را ببندد و چیزی سؤال نکند به وی اعطا نمیشود پس بخواه تا اعطا شود انسان وقتی دری را بکوبد بالاخره به رویش باز میشود گفت پیغمبر که اگر کوبی دری= عاقبت زان در برون آید سری «مثنوی معنوی مولانا» صاحب تفسیر المنار استجابت دعا را منحصر به جایی دانسته که اسباب طبیعی نیز در میان باشد و دعا آن است که از خداوند بخواهند اسباب طبیعی را فراهم سازد تا داعی به مقصود برسد مثلا فقیر وسائل کسب و کار از خدا بخواهد و مریض دارو البته گاهی خداوند متعال بدون اسباب و عوامل مادی دعا را مستجاب نمیکند ولی این تخصیص و انحصار دُرست نیست چون به غیر اسباب طبیعی نیز میتواند حاجتها را برآورد. علل و عوامل روحانی میتواند شفابخش باشد ولی گروهی فراتر از اینها فکر میکنند آنها دست به دعا برمیدارند نه برای حوائج مادی بلکه نفس دعا کردن برای آنان موضوعیت دارد! در اینجا نیایش به صورت یک سیر روحانی و مکاشفه رحمانی درمیآید در این برداشت دعا به مفهوم پرواز روح به سوی عالم بالاست و ارتباط مجذوبانه قلب است با خداوند و شریفترین وگران سنگترین حالات انسان است اگر از دیل کارنگی یا دکتر کارلها سخن میگوییم بدین علت است که آنها این مفاهیم معنوی بلند را از طریق چالشهای تجربی و یا کاوشهای عقلانی مبتنی بر تجربیات شخصی به دست آورده آنها به معنائی بلند دعا در اسلام و به مضامین عالی دعاهای امامان معصوم(ع) برخورد نداشته اونها، دعای عَرَفَه و مناجات شعبانیه را ندیده و صحیفه سجادیه را نخوانده است. در این برداشت دعا یک نوع عبادت است و احساس استغنا یک نوع تکبر میباشد و سرانجام متکبران دخول در آتش است. و قالَ رَبُّکُم اَدعونی اِنّ الذین یستکبرون عن عبادتی سیدخلون جَهَنَّمَ داخرین» سوره غافر آیه 60

فلسفهدعا چیست؟

بسیاری از افراد گمان میکنند دعا فقط برای رفع نیازهای مادی و درخواست حاجت است امّا دعا جنبههای متعددی دارد که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از 1- میل فطری: انسان علاوه بر داشتن فطرت خداشناسی دارای فطرت احساسی یا نیایش و عرفان است بزرگان برای فطرت، ویژگیهایی بیان کردهاند که عبارتند از
الف) جنبه ذاتی و سرشتی دارد و اکتسابی نیست.
ب) در زندگی هر فرد وجود دارد و فقط ممکن است تضعیف یا تقویت شود! در تمام افراد بشر وجود دارد این مشخصات در نیایش دیده میشود!استاد مطهری میگوید: هر کس از دل خود با خدا راه دارد حتی شقیترین افراد در مورد گرفتاری و امتحان در وقتی که اسباب و علل به کلی از او منقطع و بُریده میشود، به خدا پناه میبرد این یک میل فطری و طبیعی است در وجود انسان که پرده گناه و شقاوت گاهی روی آنرا میگیرد در سختیها که پرده زایل ونابود میشود خود به خود این میل تحریک میشود و به هیجان درمیآید: ما نسبت به میلهای عالی انسانیت میل به خداجویی و خداخواهی میل به دعا و التجا و پناه بردن به خدای نادیده حالت طفل نوزاد را داریم نسبت به پستان ندیده و نشناخته و مادر ندیده ونشناخته! مقصود از فطری بودن ارتباط با خدا و نیایش این نیست که همه مردم بالفعل متوجه این نیازند و یا همه مردم عاشق خدا هستند بلکه توان و استعدادآن در ذات انسان نهفته است و نیاز به شکوفایی دارد با این میل فطری در مواقع سختیها شکوفا میشود قرآن میفرماید: هرگاه آدمی به رنج و زیانی افتد همان لحظه به هر حالت که باشد چه خفته چه نشسته و چه ایستاده ما را به دعا میخواند!( یونس / 12)

دعا سپاسگزاری از نعمت خداوند:

دعا نوعی شکرگزاری از نعمتهای پروردگار است زیرا شکر در لغت ثنا گفتن مُنعِم «نعمتدهنده» است و بیش مضامین دعاها ثنای الهی است! شبی پیامبر اکرم (ص) در حال مناجات و آه و زاری بود تا صبح که بلال اعلان نماز کرد آذان گفتن همسرحضرت عرض کرد مگر شما آن کسی نیستی که دربارهاش نازل گشته لِیَغفِرلک الله ما تَقَدَّمَ من ذنبک وَ ما تَأَخَّرَ!( فتح / 2)تا خدا از گناه گذشته و آینده تو درگذرد حضرت فرمود: اری اما بنده سپاسگزار خدا نباشم!دعا در فرهنگ شیعه: در فرهنگ شیعه وسیله مبارزه با ظلم امر به معروف و نهی از منکر و شعار بر ضد ستمگزارن است. بهترین نمونه آن دعاهای صحیفه سجادیه است که آن را خواهر قران و زبور ال محمد نامیدهاند امام (ع) معارفِ اسلام را بیان داشت و وظایف عبادی و سیاسی را روشن فرموده است!

کبر زدایی:

اگر انسان خود را بینیاز بداند طغیان و گردنکشی میکند و در برابر هیچ حقیقتی سرفرود نمیآورد نیز بر دیگران فخرفروشی میکند و خود را برتر از مردم میپندارد قرآن کریم میفرماید:کَلّا اِنّ الانسان لَیَطغی اَن رَّءاهُ أستغنی: (علق / 6 و 7)یعنی انسان هرگاه خود را بینیاز ببیند، طغیان و سرکشی میکند دعا اظهار نیاز به پیشگاه حضرت بینیاز است دعا بیان تهیدستی و نداری به محضر مالک مطلق جهان هستی، نیز نشان دادن فروتنی و خاکساری به درگاه خالق یکتا است اظهار فقر در بیشتر دعاهای به جا مانده از معصومان به خوبی دیده میشود بنابراین دعا عامل را بازدارند از کبر و خودبینی است!

فلسفه دعاهای ایام هفته:

یکی از راههای تقرب و نزدیکی به پروردگار دعا است قطع نظر از اجر و پاداش اُخروی و برآمدن حاجت دعا حلقه ارتباط انسان با خداوند است اولیای الهی به منظور حفظ پیوند خلق و خالق «آفریدگار و آفریده» و تشویق انسان به دعا برای هر روز ذکر خاصی را به پیروان خود یاد دادهاند تا هر روز هر که بخواهد از این راه و ابزار استفاده کرده ارتباط خود را پیوسته و همه روزه و همه ساعت سازد!

آثار و فوائد دعا:

یاد خداوند باعث آرامش روح و روان میباشد الا بِذِکرِالله تَطمَئنُّ القُلوبُ = سوره رعد آیه 28 = این آرامش با تکامل روح قرین است و آرامش کاذب و موقت نیست این آرامش با خیالات شاعرانه و تصورات موهوم تأمین نمیگردد زندگی دریایی است پر از طوفان، دلهُره و اضطراب تنها اُمید و اتکاء دعاء با حق تعالی است که آرامبخش روح و روان است انسانی که با دعا سروکار دارد هرگز یأس و نااُمیدی بر او غالب نمیشود و با دعا و نیایش مشکلات مادی و معنوی خود را از او میخواهد و اجابت را باور دارد!در تفسیر صافی ج 3 ص630 در تفسیر این آیه میفرماید آگاه باش که قلبها تنها با ذکر خداآرامش پیدا میکند دیگراشتغالات هرگز نمیتوانند آرامشبخش باشند چون بر پایهی مادیّات استوار است و اساس مادیات مضطرب و لرزان و سست است!در تفسیر عیاشی آمده است که امام صادق (ع) فرموده به وجود حضرت محمد (ص) رسول خدا دلهای اهل ایمان آرام میگیرد که او ذکر خدا و حجاب الهی است! تفسیر عیاشی ج2 ص 211!! امروزه در محافل علمی دعا درمانی مطرح است. از طریق دعا میتوان بسیاری از بیماریهای روحی را درمان کرد زیرا به ثمر نرسیدن تلاشها در زندگی، چه بسا انسان را از پیروزی نهایی برای همیشه نومید سازد اما دعا امید است که در دل انسان میدرخشد و ابرهای یأس و اضطراب را از آسمان دل کنار میزند! امیدی که از دعا برمیخیزد همانند خون تازهای در شریان جان ادمی جاری میشود و او را از نگرانی نجات میدهد از اینرو در روایات اسلامی از دعا به عنوان سپر و سلاح یاد شده است! امام علی(ع) میفرماید: اَلدُّعاءَ تَرسُ المؤمنینَ (کافی ج 2 ص468)یعنی امام علی (ع) میفرماید دعا سپر مؤمن است رسول خدا میفرماید دعا سلاح مؤمنین بدیهی است که سپر و اسلحه از ابزارهای دفاعی انسان است و دعا به عنوان سِلاحی بُرنده در برابر سختیها و ناملایمات زندگی و نیز سپری در مقابل هجوم گسترده مشکلات است! (آیین زندگی ترجمه جهانگیر ص 193)یکی از فوائد دعا عفو گناهان است این امر ممکن است با درخواست بخشش از خداوند همراه باشد چنان که این مضمون در بیشتر دعاها آمده ممکن است دعا بدون درخواست مغفرت باشد ولی آمرزش را در پی داشته باشد! امام علی (ع) میفرماید دعاکننده مخلص به یکی از این سه نتیجه میرسید: گناهی که بخشیده شده خیری که پیش آمده، یا شری که به تأخیر افکنده شده است. ابن ابی الحدید در شرح (نهج‌البلاغه ج 20 ص 276)یکی از فائده دعا لذت بردن با محبوب است: یعنی مومن با دعاهای خویش لذت مکالمه با محبوب را درک میکند افتخاری بالاتر از این نیست که بنده بدون واسطه با معبود خود درد دل کند. خدا فرموده: یا ایهاالناّسُ اَنتُمُ الفُقَراءُ اِلی الله وَ للهُ هُوَ الغَنیُّ الحَمیدُ! (فاطر / 15)خداوند غنی است و بنیاز بنده فقیر است خود هم اقرار به فقر دارد یعنی بنده هنگامی که وجود سراسر نیاز خود را در برابر خداوند بینیاز میبیند جز اعتراف به فقر نامحدود خود چارهای ندارد یعنی همه‌ی‌ مردم در ادامه حیات و احوالات خود فقیر و محتاج خداوند است تنها پروردگار، بینیاز مطلق است و به همه موجودات نعمت میبخشد!یکیدیگر ازآیات قرآنی برای اهمیت و ارزش دعا آیه زیر است که دلالت دارد که بهترین شیوه در برابر تهدید طاغوتهای، دعا و توکّل بر خدا و حفظ ایمان و پایداری است! رَبَّنا اَفرِغ عَلَینا صَبراً و تَوَفَّنا مُسلِمینَ! (اعراف / 126 )حسن عاقبت نیاز به دعا، و استمداد و توفیق الهی دارد این آیه پاسخی به جوسازیها و تهمتهایی است که از سوی فرعون نسبت به مومنان و همراهان حضرت موسی (ع) انجام میگرفت برای تصاحب وطن و کاشانه مردم و اخراج آنان و طاغوت با فکر و عقیدهی توحیدی مخالفند نه با آدمها و نشانهی مومنان راستین آرامش مقاومت صراحت شجاعت تَضَرّعُ و دعا بخصوص در هنگام سختیها است.

آداب دعا خواندن:

آداب دعا از نظر قرآن کریم: یک دعا همراه ایمان و عمل صالح باشد. یستجیب الذّین امنو و عملو الصالحات، (شعراء/ 26)یعنی کسانی که ایمان آورده و کردار شایسته داشتند اعمالشان پذیرفته و از فضل و رحمت خداوند برخوردارند یعنی آنان که تسلیم امر رسول خدا هستند خداوند دعای آنان را اجابت و از فضل و رحمتش به آنان عنایت میکند!در کافی از امام باقر (ع) نقل شد: امام باقر(ع) در تفسیر آیه «یستجیبُ الذّین امنُو» فرموده: دعای مومنی را خداوند اجابت میکند که در غیاب برادر مومنش برای او دعای خیر نماید و فرشته به دعای او آمین گفته و خداوند میفرماید برای توست مانند چیزی که برای برادر مومنی دعا کردید و دعایت مستجاب شد برای او دوم دعا با اخلاص باشد: «فادعو اللهَ مخلصین له الذین» یعنی دعا با اخلاص خوانده شود، به اجابت میرسد. 3. با تضرّع و مخفیانه باشد: «اُدعُو رَبَّکُم تَضَرُّعاً وَ خٌفیَةً» (اعراف /55)یعنی خداوند را به تضرع و زاری و نهان با صدای آهسته که به اخلاص نزدیکتر است بخوانید و اندازه مگذارید!در مصباح الشریعه: از امام صادق (ع) روایت شده که خداوند متعال در تمام کارها و امورات به تضرّع و نالهکنان در اوقات شب و روز استعانت بطلب چون خداوند متعال میفرماید. خدا را صورت متضرع و خُفیه فراخوانید چون خداوند متجاوزان را دوست ندارد کسانی صدای خود را بلند میکند:4. با بیم و امید باشید دعا: «وَ اُدعُوهُ خوفاً وَ طَمَعاً»( اعراف / 56 )خداوند را بخوانید خواه از روی خوف و ترس از عدم قبول دعا در اثرقصور اعمالتان و این که شایستگی انجام و پذیرش دعا را ندارید: یا از روی طمع در پذیرش آن از روی تَفَضّلی که خداوند در حق بندگان دارد و همواره آنان را مورد احسان قرار میدهد از بس که رحمت و رأفت دارد!5. دعا در ساعت خاص باشد: «یَدعُونَ ربِّهِم بالغّدوة و العَشَی» (انعام /52 )خداوند را در ساعت مخصوص عبادت کنید و بخوانید فرصت مناسب باشد رسول خدا (ص) میفرماید بهترین وقت برای دعا سحر است! کافی ج 4 ص 227 دعا در زیر ناودان طلا و کنار حجر الاسود و داخل کعبه و روی صفا و مروه و در مشعر الحرام و هنگام دیدن خانه خدا توصیه شده است در وقتها و مکانها و ساعتهای مخصوص توصیه شده است! بحار ج90 ص349 .

آداب مهم دعا چند تا است:

اول وضو گرفتن، امام علی (ع) میفرماید: هرگاه کار بزرگی از امور دنیا و دین روی آورد و خواستی دعا کنی. وضو بگیر و دستهایت را به سوی آسمان بلند کن (بحار ج 92 ص159)بسمالله گفتن: پیامبر (ص) میفرماید دعایی که آغازش بسمالله باشد هرگز ردّ نمیشود! سفینةالبحار ج 1 ص446.

ثنای الهی:

امام صادق (ع) می‌فرماید: درکتاب علی(ع) آمده است: ستایش الهی و درود بر رسول خدا باید پیش از درخواست باشد زیرا اگر یکی از شما برای درخواست نیازی پیش شخصی بیاید، وی دوست دارد پیش از بیان درخواست، از او به خوبی یاد شود کافی ج 3 ص 484!دعا کننده با ستایش الهی، معرفت خود را به خداوند نشان می‌دهد دعایی که پیش از آن ستایش الهی نباشد نافرجام می‌ماند! بحارالانوار ج 90 ص317:

یقین به اجابت دعا داشتن:

یکی از آداب دعا آن است که دعاکننده به اجابت آن یقین داشته باشد و با شک و تردید خدا را نخواند امام صادق (ع) می‌فرماید اذا دَعوَتَ فَظَنَّ اَنّ حاجَتِکَ بالباب! اصول کافی ج 2 ص 473 ،یعنی هرگاه دعا کردی گمان کن که اکنون برآورده شده است. در ذیل آیه فلیؤمِنُوا بی» اعراف آیه 180= به من ایمان آورید! از حضرت صادق (ع) روایت شده:» معنای آیه آن است که بدانند مَنِ خدا قدرت دارم هرچه را بخواهند عطا کنم! تفسیر المیزان ج 2 ص43کوچک نشمردن دُعا: امام علی (ع) می‌فرماید خداوند اجابتش را در دعا مخفی کرده است پس هیچ دعایی را کوچیک نشمارید چه بسا همان دعا به اجابت برسد و تو ندانی (الخصال ج 1 ص209)!

توجه قلبی داشتن:

اساس و اصل آداب دعا توجه قلبی است چون کسی که توجه ندارد سزاوار آن نیست که به او توجه گردد وجود مبارک حضرت امیرالمؤمنین (ع) می‌فرماید: لایَقبَلُ اللهُ عَزَّوَجلَّ دُعاءَ قَلبٍ لاهٍ» خداوند دعای قلب غافل را قبول نمی‌کند! (اصول کافی ج 2 ص473 کتاب دعا)

صلوات قبل از دعا:

حضرت امام صادق (ع) می‌فرماید: لایَزالُ الدُّعاءَ مَحجُوباً حَتی یُصَلِّی علی محمدٍ وَ آلِ محمد= دعا پیوسته مَحجوب است و مقبول نیست مگر این که بر حضرت محمد (ص) آل و اهل بیتش صلوات فرستاده شود!

اصرار و پافشاری در دعا:

یکی از آداب دعا اصرار و پافشاری در دعا است پیامبر اسلام (ص) می‌فرماید:رَحِمَ الله عَبداً طَلَبَ مِنَ اللهِ عَزّوَجَلَّ حاجَةً فألَحَّ فی لدُّعاء! یعنی رحمت کند خدا بنده‌ای را که وقتی از خداوند درخواست حاجت می‌نماید در دعا پافشاری کند! اصول کافی کتاب دعا ج 2 .

یکی از آداب دعا توسل است:

توسل جستن به اهل بیت است پیامبر اکرم(ص) خطاب به امیرالمومنین (ع) می‌فرماید یا علی امامان از فرزندان تواند به برکت آنان به امتم باران می‌رسید و دعای‌شان مستجاب می‌شود و بلا از آنان رفع می‌گردد! (بحارالانوار ج 36 ص232)

دعا برای دیگران:

امام باقر (ع) می‌فرماید: زودترین دعایی که به اجابت می‌رسد دعای برادر دینی برای برادرش در نبود اوست. در این صورت فرشته‌ای که گماشته اوست می‌گوید: آمین، و برای تو دو چندان است (اصول کافی ج 4 ص 270)علی بن ابراهیم از پدرش نقل می‌کند: عبدالله بن جُندَب را در عرفات دیدم پیوسته دست‌هایش به سوی آسمان بلند و اشک‌هایش جاری بود به او گفتم: و قوفی بهتر از وقوف تو ندیدم، گفت: به خدا سوگند! جز برای برادران دینی خود دعا نکردم، زیرا از امام کاظم (ع) شنیدم که فرمود: هرکس برای برادر دینی خود در نبودش دعا کند، ازعرش به او ندا می‌شود: صدهزار برابر آن برای تو باد!پس خوش نداشتم صدهزار دعای تعهد شده تضمینی را به خاطر یک دعا از دست بدهم که نمی‌دانم آن یک دعا به اجابت می‌رسد یا نه ! اصول کافی ج4 ص271مولوی می‌گوید:
گر نداری تو دم خوش در دعا
رو دعا می‌خواه از اخوان الصفا
بهر این فرمود با موسی خدا
وقت حاجت خواستن اندر دعا
«مثنوی دفتر سوّم بیست 179- 184»

همگان را دعا کردن:

رسول خدا (ص) می‌فرماید: هرگاه یکی از شما دعا می‌کند همه را دعا نماید زیرا در این صورت به اجابت نزدیک‌تر است! (اصول کافی ج 2 ص243)امام رضا(ع): این‌گونه دعا می‌کرد اِغفِر لِمَنُ فی مشارق الأرضَ و مَقارِبُها مَن المُؤمنین و المؤمنات» خدایا در مشرق و مغرب عالم هر مرد و زَنی که ایمان دارد او را بیامرز انشاء الله: بحار ج 49 ص117!گردآمدن برای دعا: یعنی جمعی دور هم جمع شوند که دعا کنند: امام صادق (ع) می‌فرماید: اگر چهل نفر برای دعا گرد آیند و خدا را بخوانند خداوند دعایشان را اجابت می‌کند اگر چهل نفر نبودند چهار4 بودند ده نفر باشد که چهل مرتبه خداوند را بخواند دعایش را اجابت می‌کند: اگر 4 نفر نباشند یک نفر باشد چهل مرتبه خدا را بخواند دعایش را اجابت می‌کند.
دعا همیشه مستجاب می‌شود

در این که دعا مستجاب نمی‌شود به چند دلیل قابل قبول نیست یک آن که، اثر دعا چنان نیست که همیشه محسوس باشد به طوری که آدم با چشم ببیند یا با گوش بشنود چه بسا در این جهان حوادثی رخ می‌دهد که ما به یک هزارم آن بلکه ببیشتر نمی‌توانیم پی ببریم و چه بسیار از حوادث و بلاهایی از قبیل سنگ‌های آسمانی خرابی دیوارها فرورفتن زمین‌ها جریان سیلاب‌ها و ... که امکان دارد اگر دعاهای ما نبود گرفتار آنها می‌شدیم ولی با دعا آن بلاها برطرف می‌گردد! ادفعُوا امواجَ البَلاء با الدُّعاء (نهج‌البلاغه ص 144)
دوم- آن که بسیاری از دعاهای ما به هدف اجابت رسیده ولی ما به آن توجه نکرده و خیال کرده‌ایم که مشکل خود به خود حل شده است مثلا زیارت نصیب ما شده روزی رسیده و صدها نعمت دیگر در صورتی که اگر پرده از روی آنها برداشته شود معلوم می‌شود اثر اجابت دعای است.
سوم- آنکه اجابت دعا از نظر خداوند صلاح نیست بر ضرر انسان است.
داستان ثعلبه: ثعلبه مرد فقیری بود مکرر خدمت رسول خدا می‌آمد و التماس می‌کردند که رسول خدا به او مال و دولت اعطا نماید حضرت فرمود ای ثعلبه مال کمی که بتوانی شکرش را ادا کنی بهتر است از مال بسیاری که نتوانی شکر آن را ادا کنی ثعلبه گفت اگر مال در اختیارم باشد حق هر صاحب حقی را ادا می‌کنم رسول خدا (ص) برای اودعا کرد گوسفندی بدست آورد در تفسیر صافی می‌نویسد فَنَمَت کما یَنمُو الدود: آن گوسفندان زایید و نمو پیدا کرد حتی ضاقَت بِها المدِینَةُ حتی بجائی رسید که مدینه برای گوسفندان او تنگ شد ثعلبه بسوی بیابان و صحرا رفت از نماز جمعه و جماعت محروم شد!رسول خدا (ص) افرادی را فرستادن تا زکات گوسفندان او را بگیرند و بیاورند او بخل ورزید و گفت این مثل جزیه است خبر به پیامبر خدا (ص) رسید حضرت فرمود وای به حالت ای ثعلبه آنگاه خداوند آیات 75- 76- 77 سوره توبه را در مزمت ثعلبه نازل کرد!

پنج 5: علت تاخیر اجابت دعا:

قطع نشدن مناجات بنده با خداوند متعال است چونکه خداوند دوست دارد بنده خود را در حال مناجات بیند و بنده در اثر دعا و مناجات تکامل پیدا کند وبه کمال برسد که یکی از راه کمال مناجات است: گاهی مردم دعایش مستجاب نمی‌شود ناراحت می‌شوند سست می‌شود شخصی بنام احمد ابن بزنطی آمد خدمت امام رضا (ع)عرض کرد آقا جان مدت است شُل و سست شدم دعایم مستجاب نمی‌شود این احمد ابن بزنطی از یاران امام رضا (ع) بود گفت دعایم مستجاب نمی‌شود: امام رضا (ع) فرمود احمد توجه داشته باشد که شیطان از این راه می‌خواهد در شما نفوس کند شیطان برای هر کس راه را پیدا می‌کند دعای شما مستجاب نمی‌شود خداوند شما را دوست دارد امتحان می‌کند که ضریب تحمل شما چه مقدار است سست نشود که این سختی‌ها برای انسان پالایش و شست وشو روحی است همیشه این بلاها و سختی‌ها مال گناه نیست بلکه گاهی هم برای درجه گرفتن و مرتبه گرفتن است این سختی‌ها برای ائمه (ع) هم بوده برای علماء بزرگ و مراجع بزرگ هم بوده این شست وشو است شما فرض کن یک ظرف مس را که اگر پاکی اش را بخواهید مقدار خاک و ریگ بین‌اش می‌اندازد و خاک مال‌اش می‌کند در این حال ظاهراش بسیار بسیار کثیف و نامطلوب است ولی وقتی آب بکشیم برق می‌زند صاف می‌شود سپس برای صافی ظرف خاک مالی لازم است و او ظاهر نامطلوب پیدا می‌کند ولی نتیجه درخشان دارد:و پاک می‌شود بنده مومن هم گاهی در ظاهر سختی و بلا را می‌بیند دعایش مستجاب نمی‌شود ولی در واقع درجه می‌گیرد مقام می‌گیرد و دلیل مستجاب نشدن دعا گاهی اینست که خداوند بنده‌اش را دوست دارد می‌خواهد بنده‌گی بنده‌اش بیشتر بیند و در درگاهش تضرّع کند اگر زود اجابت کند آن ناله‌ها و زاری قطع می‌شود!گاهی در اجابت دعا خیلی عجله داریم و می‌خواهیم همان لحظه که دعا کردیم نتیجه‌اش را ببینیم در صورت که گاهی در تاخیر دعا مصلحت نهفته و خداوند هم قول نداده همان لحظه اجابت کند گاهی اجابت یک دعا تا چهل سال طول بکشد چنان که دعا حضرت موسی (ع) و هارون که فرعون را نفرین کردند 40 سال چهل سال طول کشید تا اجابت شد!گاهی اثر اجابت دعا در آخرت معلوم می‌گردد و خداوند اجابت دعا را ذخیره آخرت می‌کند چونکه دوست دارد در آخرت از بنده‌اش پذیرایی نماید!گاهی ممکن است تاخیر و اجابت نشدن دعا، بخاطر گناه باشد که گناه مانع اجابت دعایم باشد چنانچه امیرالمومنین (ع) در دعای کمیل فرماید اللهمَّ اغفِر لِیَّ الذُنُوبَ التّی تُحبِسُ الدّعا- یعنی خدایا آن گناهان بیامرز که دعا را حبس می‌کند نمی‌گذارد به اجابت برسد. امام سجاد (ع) می‌فرماید گناهانی که مانع است اجابت دعا را 1- ستم بر مردم 2- دست کشیدن از کار خیر و نیک و کفران نعمت و شکر نکردن – این‌ها مانع اجابت و قبولی دعا می‌شود!شکی نیست که دعا از سُنّت‌های انبیاء و شیوه‌ی صالحان بوده است که در اخبار و روایات ما در این مورد دلالت دارند و زیاد است روایت است که آدم وقتی مرتکب خطا شد عرض کرد- یا رَبِّ بحق محمد (ص) لِما غفرت لی! فقال: یا آدم کَیفَ عرفته! قال: لانّک لَمّا خلقتنی نظرت الی العرش فَوَجَدَت مکتوباً فیه: لا اله الا الله محمد رسول الله و .... فعَرَفَتَهُ اُحِبُّ الخلق الیک! ای پروردگار من تو را بحق محمد (ص) سوگند می‌دهیم که مرا بیامرزی خداوند سوال فرمود ای آدم چگونه او را شناختی عرض کرد پروردگارا وقتی مرا خلق کردی به عرش نگاه کردم اسم او را با اسم شما با هم دیدم در کنار اسم شما دیدم و دانستم که او محبوب‌ترین کسی برای تو است (مستدرک ج 2 ص 615)در روایت است که مردی نابینا خدمت پیامبر اسلام رسید و عرض کرد از خدا بخواه مرا عافیت دهد پیامبر (ص) فرمودن بخواند این را اللهَّم انی اسئلک و أتَوَجه الیک بنیّک نبی الرّحمة یا محمدانی توجهتُ بک الی ربّی فی حاجتی و ... و بعد رسول خدا مرد نابینا را صدا زد و دستور داد وضو بگیرد این دعا را بخواند: خدایا از تو مسئلت می‌کنم و به سوی تو، به پیامبرت محمد (ص) پیامبر رحمت توجه می‌کنیم ای محمد (ص) من به کمک تو به پروردگار خود توجه کردم در این حاجت خود تا آن را برآورده سازد خدایا شفاعت او را درباره‌ی من بپذیر پس بینا شد! این روایت را غیر از شیعه علماء عامه هم ذکر کرده است.

دعا همان عبادت است:

یعنی دعا خود یک نوع عبادت خداوند است در حدیثی از رسول خدا (ص) آمده است که الدّعاءَ هُوَ العِبادَةِ تفسیر رازی ج 18 ص141- دعا یعنی همان عبادت است خداوند فرمودن اُدعُونی استجب لکم بخواند من را اجابت می‌کنم قبول می‌کنم= و هر کسی در عبادت من تکبّر می‌ورزند به حتم وارد جهنَم خواهند شد و اصل در دعا و عبادت اخلاص است و خداوند هیچ عمل را قبول ندارد مگر اینکه دارای دو شرط باشد اول آن که در آن خداوند به تنهایی پرستش گردد دوم آن که با عبادت پرستش شود که با زبان رسول (ص) وضع و تشریع شده باشد همان طور که خدای تعالی می‌فرماید: فَمَن کانَ یَرجُوا لِقاء رَبِّهِ فَلیَعمل عَمَلاً صالِحاً و لایَشرِک بِعِبادَةٍ رَبّه اَحَدَاً! سوره کهف آیه 110 یعنی هر کس امید لقای پروردگار خود را دارد باید عمل صالح انجام دهد و در عبادت پروردگارش کسی را شریک قرار ندهد از زبان پیامبران اش دعا کند!خداوند متعال درباره دعا و جایگاه آن می‌فرماید: قُل ما یَعبَؤُا بکُم رَبّی لولا دُعاؤکم (فرقان آیه 77) یعنی ای رسول ما به امت خود بگو که اگر دعای شما یعنی عبادت شما نبود خداوند به شما توجه و اعتنایی نداشت یکی از مهمترین اسباب موفقیّت انسانها توجه و دعا و توسل به ائمه‌ (ع) مخصوصاً وجود مسعود حضرت بقیة الله الأعظم (ع) و ابا عبدالله الحسین (ع) است!همین دعاها و توسّلات انسان را در تحصیل کسب اخلاص و تهذیب نفس و ترک گناه و رفع گرفتاری‌ها و سعادت در دنیا و آخرت فراوان یاری می‌دهد! پس از این امر از دعا نباید غافل بود و باید دانست که یکی از مهمترین رموز موفقیت علماء و بزرگان دین توجه و دعا بسیار از این رهبران الهی است و اکنون نمونه‌های از این توجّهات: امام خمینی (ره) در تمام مدّت اقامت ایشان در نجف اشرف جز در موارد استثنایی، برنامه دعا و زیارت هر شب ایشان هرگز ترک نشد در اغلب ایام زیارت و دعا در کنار قبر امام حسین (ع) و امیرالمومنین (ع) بودن! و در دَهه عاشورا هر روز زیارت عاشورای معروفه را با صد سلام و صد مرتبه لعن می‌خواندن! پیش از پنجاه 50 سال است که شاید کمتر اتفاق افتاده باشد که فجر طالع شود و چشم امام در خواب باشد. به سحرخیزی فراوان اهمیّت می‌دهد در کتاب نهضت امام خمینی (ره) نوشته شده است که ایشان در نجف اشرف هیچ‌گاه عبادات و توسل و دعااش ترک نمی‌شد در زمستان و تابستان و در شبهای بارانی و سرد و ... مرتب دو 2 ساعت قبل از صبح در حرم مطهر حضرت امیرالمومنین (ع) بودن:در نشریه سابق الذّکر: نوشته که فرزند امام خمینی (ره) می‌گوید شبی در عراق کودتا شد و عبور و مرور را قدغن کردند موقع زیارت امام خمینی نبودند من دلواپس شدم هر اتاقها را گشتم ایشان را نیافتم رفتم پشت بام دیدم امام رو به حرم حضرت امیرالمومنین (ع) مشغول زیارت و دعا هستند در خاطرات مرحوم ایت الله اقا نجفی قوچانی (ره) نوشته است از دوران طلبگی خود در اصفهان که چهار 4 سال طول کشیده از 1314 تا 1318 هـ.ق چنین می‌نویسد... بعد از آمدن در شهر شبی خواب دیدم صورت مرگ را که روی دیوار ما در قوچان توقف کرده است بیدار شدم به پدرم نامه نوشتم و جویای احوال شدم بعد از مدتی جواب نامه از پدرم برای من رسید نوشته بود که عیالش مرحومه شد و نوشته بود که قرض دوازده تومان که برای خرچی و سفر عتبات قرض نموده بودم به واسطه نزول دربار رسیده به هشتاد تومان که تمام دارایی پدرم هشتاد تومان نمی‌شد البته قضیه مربوط به حدود 90 سال پیش است که در آن عصر 80 تومان مبلغ هنگفتی بوده است ایشان می‌فرماید من بنا گذاشتم که چهل40 روز زیارت عاشورا روی بام مسجد شاه اصفهان بخوانم و سه 3 حاجت در نظر داشتم یکی قرض پدرم ادا شود یکی دیگر مغفرت سوم زیادی علم و رسیدن به درجه اجتهاد قبل از ظهر شروع می‌کردم تا ظهر تمام می‌شد و دو ساعت طول می‌کشید چهل 40 روز تمام شد و یک ماه نگذشت که پدرم نامه نوشته کردن که قرض را موسی بن جعفر ادا کرده من به او گفتم سیدالشهداء ادا کرده و کُلّهُم نورُ واحدٌ ...

گفتار از امام (ع):

أئمّه معصومین (ع) بسیاری از مسائل را بالسان ادعیه بیان فرموده‌اند لسان ادعیه بالسانهای دیگری که آن بزرگواران داشتند و احکام را بیان می‌فرمودن خیلی فرق دارد اکثر مسائل روحانی مسائل ماورا، طبیعت و آنچه مربوط به معرفة الله است بالسان ادعیه بیان فرمودند:ولی ما ادعیه را تا به آخر می‌خوانیم و متأسفانه به این معانی توجه نداریم! همین دعاها و توجهات به خداوند، انسان را به مبدأ غیبی متوجه می‌کند و نه تنها مانع فعالیت نمی‌شود بلکه فعالیت هم می‌آورد فعالیتی که برای خودش نیست برای بنده‌گان خدا است و می‌فهمد که فعالیت برای بندگان خدا خدمت به خدا است!اینهایی که از کتب ادعیه انتقاد می‌کنند برای این است که نمی‌دانند این کتب ادعیه و این دعاها چطور انسان می‌سازد، نمی‌دانند این دعاهایی که از ائمه (ع) وارد شده مثل مناجات شعبانیه‌ دعای عرفه و سمات و ... چه جور انسان درست می‌کنند! آنها برای دور کردن مردم از ادعیه کتب دعا را آتش می‌زدند نمی‌فهمیدند دعا یعنی چه؟ تاثیردعا را در نفوس انسان نمی‌دانستند و نمی‌دانستند که همه خیرات و برکات از دعاخوانها هست! اگر کتاب کشف الاسرار امام خمینی را نگاه کنند می‌دانند که دعا چه اثرات دارد!

بلا توسط دعا دفع می‌شود:

یعنی گاهی بنا است یک اتفاق بدی به افتد این اتفاق برای شخص رقم خورده نوشته شد ولی توسط دعا می‌شود آن اتفاق را تبدیل به اتفاق خوب کرد یا نه اصلاً دفع کرد چونکه همه چیزی در اختیار خداوند است اِنَّ الدُّعاءَ یَرُدُّ القضاءَ یا اِدفَعو أمواجَ البَلاءِ باالدُّعاء! نهج‌البلاغه فیض ص 144 . دعا قضاء را دفع می‌کند دعا بلاء را دفع می‌‌کند برطرف می‌کند. شهید دستغیب (ره) می‌نویسد: از مرحوم آیت‌الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری نقل شده است که در سامراء مشغول تحصیل علوم دینی بودم اهالی سامراء به بیماری(وبا) و طاعون مبتلا شدند و همه روزه عده‌ای می‌مردند روزی در منزل استادم مرحوم سید فشارکی عده‌ای از اهل علم جمع بودند ناگاه مرحوم آقای میرزا محمد تقی شیرازی تشریف آوردند و صحبت از بیماری وَبا شد که همه در معرض خطر مرگ هستند مرحوم میرزا شیرازی فرمود: اگر من حکمی بکنم آیا لازم است انجام شود یا نه؟ همه اهل مجلس پاسخ دادند بلی فرمود من حکم می‌کنم که شیعیان ساکن سامراء از امروز تا ده 10 روز همه مشغول خواندن زیارت عاشورا شوند و ثواب آن را به روح نرجس خاتون والده ماجده حضرت حجت‌بن‌الحسن (ع) امام زمان هدیه نمایند تا این بلا از آنان دور شود اهل مجلس این حکم را به تمام شیعیان رساندند و همه مشغول خواندن زیارت عاشورا شدند. از فردای آن روز تلف شدن شیعه موقوف شد و همه روزه تنها عده‌ای از سنیها می‌مردند به طوری که بر همه آشکار گردید. برخی از سنیها از آشنایان شیعه خود پرسیدند سبب این که دیگر از شما کسی تلف نمی‌شود چیست؟ به آنها گفته بودن زیارت عاشورا آن‌ها هم مشغول شدند و بلا از آنها هم برطرف گردید. شکّی نیست که مقام میرزای شیرازی بالاتر از این است که از پیش خود چیزی بگوید و چون این توسل یعنی خواندن زیارت عاشورا تاده روز در روایتی از معصوم نرسیده است شاید آن بزرگوار به وسیله‌ی رویای صادقانه یا مکاشفه یا مشاهده امام (ع) چنین دستوری داده و موثّر هم واقع شده است!در منزل میرزای شیرازی در کربلا ایام عاشورا روضه‌خوانی بوده و روز عاشورا به اتفاق طلاب و علماء به حرم حضرت سید الشهداء (ع) و حرم حضرت ابا الفضل (ع) می‌رفتند و عزاداری می‌نمودند! عادت میرزا این بود که هر روز در اتاق خود زیارت عاشورا می‌خواند سپس در مجلس روضه شرکت می‌کرد یکی از بزرگان می‌گوید روزی خودم حاضر بودم که میرزا ناگاه با حالت غیرعادی و پریشان و نالان از پله‌های اتاق به زیر آمد و داخل مجلس شد و فرمود امروز باید از مصیبت عطش حضرت سیدالشهداء (ع) بگویید و عزاداری کنید تمام مجلس منقلب شدند و بعضی بیهوش شدند سپس با همان حالت به اتفاق میرزا به حرم مقدس امام حسین (ع) مشرف شدیم گویا میرزا به این تذکر مامور شده بودند! روایت از احمد زنجانی (ره) در کتاب الکلام یجر الکلام ج 1 ص55-54 از قول مرحوم آیت‌الله حائری آورده‌اند. خلاصه دعا در دفع بلا بسیار بسیار کارساز است که موارد زیاد دیده شده موارد فروان است نمونه‌هایش دعا یوسف (ع) در چاه: امام صادق (ع) می‌فرماید وقتی حضرت یوسف(ع) را برادران اش در چاه انداختن و رفتن حضرت تنها ماندن جبرئیل نزد یوسف که در چاه بودن رفت و این دعا را برای نجات از بلا و هلاکت را به او یاد داد تا از چاه نجات پیدا کند: اللهُمَّ اِنی اَسئَلُکَ بانّ لک الجد لا اله الّا اَنتَ المنان بدیع السموات و الارض ذوالجلال و الاِکرامَ ان تُصَلّی علی محمد و ال محمد اَنّ تجعل لی مَمّا أنا فیه فرجاً و مَحرِجاً- کافی ج 2 ص557:این دعا را خواند و نجات پیداکرد از هلاکت دعا بلا را دفع کرد. دعا امام صادق (ع) در برابر منصور: امام برای مصون ماندن از شر منصور دوانیقی که تصمیم بر قتل امام داشت این دعا را خواند: اللهمَّ انک تکفی مِن کل شیء و لا یلفی مِنک شییء فاکفنی بما شِئتَ و مِن حیثُ شِئتَ وَ أنّی شِئتَ! کافی ج 2 ص 559 امام صادق (ع) این دعا را خواند و نجات پیدا کردن بلاء دفع شد.

دعا پیامبراسلام (ص) در جنگ احزاب:

شبی که در جنگ احزاب کار بر حضرت سخت شد پیامبر چنین دعا کرد: یا صریح المکروبین و یا مجیب دعوة المضطرین و یا کاشف غمی، اِکشِف عَنّی غمی و همی و کربِی فانک تَصلَم حالی و حال اصحابی وَ اکفِنی هول عدوی! کافی ج 2 ص561.

شرایط اجابت دعا :

استجابت دعا را قرآن کریم در دو جا قرار داده است. اِذا سَأَلک عبادی عَنّی فَاِنّی قَریبُ اُجیبُ دعوة الداع اذادعان سوره بقره آیه 186: یعنی قرآن می‌فرماید هرگاه بندگانم از من سوال کنند، بگو: من نزدیک هستم دعای دعاکننده را هنگامی که مرا بخواند اجابت می‌کنم! علامه طباطبایی می‌گوید: اجابت دعا به جمله «اذا دعان» قید شده یعنی در صورتی که مرا بخواند و این قید زاید بر اصل مطلب نیست چون فرض کلام دعا کردن خداست فایده‌ی چنین قیدی این است که اجابت به هیچ قید و شرطی، مشروط نیست و بدون شرط، دعای صاحب‌ دعا به اجابت خواهد رسید، ولی صاحب دعا باید حقیقتاً بخواهد. دعاهایی که به اجابت نمی‌رسد فاقد یکی از این دوامر است: یا خواست حقیقی در آن‌ها نیست، بلکه به واسطه روشن نبودن مطلب برای دعاکننده اشتباهاً امری را خواستار می‌شود، یا چیزی را می‌خواهد که اگر بر حقیقت امر مطلع و آگاه می‌شد نمی‌خواست و یا این که سوال و درخواست است ولی حقیقتاً از خداوند نیست.

البته دعا باید هماهنگی با سنت‌های الهی باشد!

دعایی مستجاب می‌شود که با سنت های الهی همخوانی داشته باشد طلب کردن چیزی که نشدنی است و یا با حکمت الهی سازگاری ندارد، به اجابت نمی‌رسد! زیّد ابن صوخان از امیرالمومنین (ع) پرسید کدام دعا بیراهه است امام (ع): فرمودن «دعای کسی که برای تحقق آنچه نشدنی است دعا کند: الامالی ص 535 در مناجات حضرت سیدالشهداء (ع) چنین آمده است خدایا چه چیز تو را به من نزدیک می‌سازد و چه چیزی تو را از من دور می‌سازد؟ و چه چیزی تو را نسبت به من مهربان می‌نماید و چه چیزی مرا از تو دور نگه می‌دارد؟ !قرب خداوند را کسی می‌یابد که خدا را عبادت کند همانند اینکه او را می‌بیند همانگونه که پیامبر ما حضرت محمد (ص) فرمودن خدایت را آنگونه عبادت نما مانند این که او را می‌بینی اگرچه تو او را نمی‌بینی ولی او تو را می‌بیند جامع صغیر ج 1 ص171خداوند: به دعوتی دعوت‌کننده پاسخ می‌دهم، این تقریری برای قُرب خداوند است و وعده‌ای برای دعاکننده که دعای او به اجابت می‌رسید: روایت شده است از امام صادق (ع) اَمّن یَجیبُ المُضطَرَّ اِذّا دَعاهُ یَکشِفُ السُوء. جامع صغیرص 288 باب 41 را می‌خواند پس سوال شد چرا ما دعا می‌کنیم ولی دعای ما مستجاب نمی‌شود! امام (ع) فرمود چون شما دعا می‌کنید کسی را که او را نمی‌شناسید و می‌خواهید و طلب می‌کنید آن چیزی را که نمی‌فهمید!اگر دعائی مرزهای شریعت را در نوردید و خواسته‌ای غیرمشروع باشد خداوند آن را اجابت نمی‌کند دعایی مستجاب می‌شود که با قوانین شرع هماهنگ باشد از این رو پیامبر فرموده یکی از دعاهایی که به اجابت نمی‌رسد دعای فرزند علیه والدین است! بحارانوار ج 47 ص234
3- معرفت خداوند: رسول خدا فرمود: خدا فرموده: کسی که مرا بخواند و بداند من هستم که نفع و ضرر می‌رسانم دعایش را مستجاب می‌کنم!
4- روزی حلال: رسول خدا (ص) می‌فرماید مَن اَن یَستَجابُ دعاهُ و ... کسی دوست دارد دعایش مستجاب شود، غذا و کسب و کارش را پاک و پاکیزه سازد! بحار الانوار ج 90 ص372
5- اخلاص در دعا: امام صادق (ع) از پدرانش از رسول اکرم روایت کرده: خدا به یکی از پیامبرانش وحی کرد: به عزت و جلالم سوگند! هرکس به غیر مَن امیدوار شود ناامیدش خواهم کرد و جامه خواری و ذلت را بر او خواهم پوشاند و او را از فضل و بخشش خود به دور خواهم داشت. بنده من هنگام سختی، چشم امید و آرزو به دست دیگری بدوزد در حالی که سختی‌ها بدست من است و اُمیدوار به غیر من شود در حال که من بی‌نیاز و بخشاینده‌ام؟! کلید درهای بسته در دست من است و در اجابت به روی کسی که مرا خواند باز است: المیزان ج 2 ص35: امام صادق (ع) فرموده: هرگاه یکی از شما بخواهد دعایش مستجاب شود باید از مردم ناامید گردد و امیدش تنها به خدا باشند. بحارالانوار ج 90 ص 314
6- رعایت آداب دعا: را وی می‌گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم دو آیه در قرآن است که معنی علمی آن دو را می‌جویم اما نمی‌یابم فرمود آن دو آیه کدام است؟ عرض کردم این که می‌فرماید: مرا بخوانید تا اینکه شما را اجابت کنم! خدا را می‌خوانیم و اجابتی نمی‌بینیم فرمود: آیا می‌پنداری که خداوند خلاف وعده خود عمل کرده است؟ عرض کردم نه فرمود پس علت عدم استجابت چیست گفتم نمی‌دانم فرمود: ولی تو را آگاه کنم هر کس از خدا در آن چه فرمان داده اطاعت کند سپس دعا بخواند اجابت می‌کند گفتم دعا چگونه است فرمود خدا را حمد و سناء و ستایش و در برابر نعمت‌هایش شکر کنی و بر محمد (ص) و آلش صلوات فرستی و به گناهان خود اعتراف کنی و از آن‌ها به خدا پناه ببری!آیه دیگر: آیه دوم کدام است عرض کردم آیه که می‌فرماید: آن‌چه در راه خدا بدهید، خدا عوض‌اش را می‌دهد! من انفاق می‌کنم ولی عوضی نمی‌بینم! فرمود اگر کسی از شما مالی را از راه حلال به دست آورد و آن را انفاق کند در راه حلال خداوند عوض‌اش را می‌دهد. کسب رضایت خداوند: امام حسن مجتبی (ع) می‌فرماید: انا الضامَن لِمَن لم یَهجس قَلبَهُ الاّ الرّضا بما قضی الله اَن یَدعُوا الله فَیَستَجابَ لَهُ ! بحار الانوار ج 43 ص351- امام حسن (ع) می‌فرماید من ضامن هستم برای کسی که دردلش جز رضا به قضای الهی نیست که اگر خدا را بخواند دعایش مستجاب شود!

چرا گاهی دعا مستجاب نمی‌شود؟

یکی از دلیل‌های عدم استجابت دعا شرک یا جهل ماست در تفسیر المیزان خداوند فرموده «اجیب دَعوَةَ الداعِ اِذا دَعانَ» (بقره /186) یعنی خود اجابت می‌کنم دعاکننده‌ای را که فقط مرا بخواند و با اخلاص تمام از من طلب خیر کند پس اگر دعا مستجاب نشد یا به جهت آن است که ما از خداوند خیر نخواستیم و در واقع برای شرّ بوده یا اگر خیر بوده خالصانه و صادقانه از خداوند درخواست نکرده‌ایم یا این که استجابت دعا به مصلحت ما نبوده!در اصول کافی فرموده: کسی که غذای حرام بخورد یا امر به معروف و نهی از منکر را ترک یا از سر بی‌اعتنایی دعا کند دعایش مستجاب نمی‌شود! البشته معنی ترک دعا ترک کسب و کار نیست بلکه توکل به خداوند همراه با تلاش و کوشش است لذا در حدیث می‌خوانیم: دعای کسی که تلاشش را نمی‌کند و بیکار نشسته مستجاب نمی‌شود! گاهی دعا ما مستجاب نمی‌شود ولی مشابه آن مستجاب می‌شود!
شخصی از امیرالمومنین علی (ع) سوال کرد:
چگونه است خداوند فرمودن مرا بخوانید تا دعایتان را اجابت کنم در حال که ما دعا می‌کنیم ولی مستجاب نمی‌شود؟ آن بزرگوار فرمود دل‌های شما در هشت 8 خصلت خیانت و بی‌وفایی نموده است:
1- یک خدا را شناختید ولی حقّش را آن‌گونه که بر شما واجب بود اداء نکردید و از این رو آن معرفت به کار شما نیامد.
2- دوم: شما به پیامبر گرویدید ولی با سُنّت او مخالفت کردید و شریعت او را از بین برده‌اید پس ثمره ایمان شما کجا است؟
3- سوم: کتاب خداوند که بر شما فرود آمد قرائت کردید ولی به آن عمل نکردید.
4- چهارم: شما گفتید: ما از آتش دوزخ هراسانیم ولی با گناهان تان به سوی آن شتافتید! پنج: به راستی که منطق شما این است که ما به بهشت رغبت داریم و مشتاق آن می‌باشیم، ولی پیوسته کارهایی که شما را از آن دور می‌سازد انجام می‌دهید.
شش: همانا نعمت حضرت حق را می‌خورید و از آن سپاسگزاری نمی‌نمایید که قرآن می‌فرماید: 6- انّ الشیطن لکُم عَدُّوُّ فاتخِذُوهُ عَدُوّاٌ (فاطر / 6)به راستی که شیطان برای شما دشمن است مردم شیطان شما را به امید عفو و مغفرت الهی نفریبد تا اصرار بر گناه و معصیت بورزید از شیطان دوری نماید! با این وضع چه دعایی از شما مستجاب گردد؟ در صورتی که درهای دعا و راه‌های آن را بسته‌اید؟ پس از خداوند بترسید و تقوا پیشه کنید کارهایتان را اصلاح کنید تا خداوند دعای‌تان را مستجاب کند. روایت دیگری از پیامر اسلام (ص) که می‌فرماید:«مَن أَحَبَّ اَن یُستَجاب دُعاؤه فَلیَطِب مَطعَمَهُ و مَکتَبَهُ» بحار الانوار ج 93 ص37پیامبر اسلام می‌فرماید: کسی که دوست دارد دعای او مستجاب شود پس باید خوراک و کسب او حلال و پاکیزه باشد!روایات از این قبیل بسیار است حتی در روایت آمده است خداوند به حضرت عیسی (ع) فرمود: به ستمگران بنی اسرائیل بگو لاتَدعونی .... مرا نخوانید در حالی که بت‌ها در خانه‌های شما است بنابراین کسانی که در خانه‌های‌شان آلات فساد چون آلات موسیقی ورَق قمار شیشه شراب زن‌های لاابالی افراد بی‌نماز و بی‌روزه وجود دارد دعای‌شان به اجابت نمی‌رسد!مرتکب شدن گناه ارتکاب گناه مانع اجابت دعا می‌شود در دعای کمیل می‌خوانیم: اللهم اِغفِر لِیَ الذُنُوبَ التّی تحبس الدعاءِ خدایا! گناهانی را که باعث حبس دعا است بر من ببخشای یعنی مانع دعا گناه است که اجابت دعا را از بین می‌برد حبسش می‌کند! امام علی (ع) می‌فرماید: شگفتا ازکسی که دعا می‌کند و اجابت آن را دیر می‌داند در حالی که راه اجابت را با گناهان خود بسته است. بحار الانوار ج 75 ص72: حضرت موسی (ع) به مردی برخورد کرد در حال که در سجده بود موسی دنبال کار خود رفت و پس از بازگشت دوباره او را در این حال سجده دید گفت اگر حاجت تو به دست من بود آن را روا می‌کردم خداوند به موسی وحی کرد. این مرد اگر آن قدر سجده کند که گردنش قطع شود دعای او را نمی‌پذیرم مگر آن که از رفتاری که خوش ندارم به سوی کاری که دوست دارم برگردد! امام باقر (ع) می‌فرماید: بنده‌ای خدا را می‌خواند دعا اقتضا می‌کند که زود برآورده شود اما گناه می‌کند پس خداوند به فرشته‌اش می‌گوید: حاجت او را ندهید و او را محروم سازید او با گناه خود سزاوار محرومیت است چون خود را در معرض غضب من قرار داده است: بحارالانوار ج 70 ص329امام علی (ع): می‌فرماید خداوند به حضرت عیسی (ع) وحی کرد که به بنی اسرائیل بگوید: دعای کسی که حق ضایع شده از بندگانم را بر عهده دارد حق مردم را نداده اجابت نمی‌کنم!امام صادق (ع) فرمودن: شخصی از بنی اسرائیل سه سال دعا کرد تا خداوند به او پسری دهد اما دعایش مستجاب نشد گفت خدایا آیا حرف مرا نمی‌شنوی؟ چرا با وجود این که به من نزدیکی دعایم را اجابت نمی‌کنی؟! در جواب به او گفتند: سه سال با زبان بذله‌گو و قلب ناپاک و نیت ناخالص، خدا را می‌خوانی خود را اصلاح کن، او چنین کرد، سپس دعا کرد، به اجابت رسید!گر گدا کاهل بود تقصیر صاحب خانه چیست؟! کسی که به عهدش در برابر خداوند وفا نکند نباید انتظار داشته باشد که مشمول وعده اجابت دعا باشد. علت دیگری عدم اجابت دعا ریاکاری است: رسول خدا می‌فرماید: به زودی بر امت من زمانی می‌آید که درون‌شان فاسد و ظاهرشان خوب باشد به عنوان دست‌یابی به دنیا و برای خدا کاری انجام نمی‌دهند. بلکه کارشان فقط به منظور ریا و خودنمایی است و هیچ باکی ندارند خداوند آنان را به مجازاتی گرفتار می‌نماید آن‌گاه دعا می‌کنند مانند دعا شخصی که در حال غرق شدن است اما دعایشان مستجاب نمی‌گردد. کافی ج 2 ص296! گاهی دعا اجابت نمی‌شود بخاطر امتحان است خدای متعال می‌فرماید: أَحَسِبَ النّاسُ اَن یترَکو أَن یَقُولُو ءامَنَّاوَ هُم لایُفتَنُونَ» سوره عنکبوت آیه (2) آیا مردم خیال می‌کنند که ایمان آوردن رها می‌شوند و آزمایش نمی‌گردند. یعنی هر انسانی امتحان و آزمایش می‌شود تا شایستگی‌اش را اثبات کند و منزلت و مقام خویش را از رهگذر استمرار بخشیدن به طاعت و پافشاری و پایداری در دعا بالا برد دعایی که از یک سو وسیله‌ای است برای تقویت رابطه بنده با آفریدگارش و از سوی دیگر راهی است برای این که خدا عنایت و رحمت خود را بیشتر شامل بنده‌اش کند ولی گاهی اوقات مستجاب نمی‌شود به علت امتحان! در تفسیر مجمع البیان ج 7 ص 272 از امام صادق (ع) روایت کرده است که فرمودن «یَفتَنُونَ» یعنی درباره‌ی جان‌ها و اموالشان مورد آزمایش قرار می‌گیرند!در اصول کافی از امام کاظم (ع) روایت شد ! ج 1 ص370 : که حضرت این آیه را قرائت کرد و فرمود فتنه چیست؟ گفته شد یعنی آزمایش مردم در دین خدا حضرت فرمود آزمایش می‌شوند مردم همانطور که طلا آزمایش می‌شود و سپس فرمود بنده خالص می‌شود همانطور که طلا خالص می‌شود!

دعا و سرنوشت:

آیا دعا می‌تواند سرنوشت انسان را تغییر دهد؟
ج: سرنوشت انسان در گرو عمل است، یعنی انسان در تعیین سر نوشت خود مؤثر است قرآن کریم فرموده خداوند سرنوشت هیچ قومی را عوض نمی‌کند مگر آن که آن‌ها حال‌شان را تغییر دهند» سوره رعد آیه 11 اِنّ لله لایغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّی یَفَیِّرُ و ما بِأنفُسِهِم ط.در تفسیر صافی ج 3 ص614 از تفسیر عیاشی از امام باقر (ع) روایت شده است که فرمودن خداوند حکم کرده است به حکم حتمی نعمتی را که به بنده عنایت فرموده است از او سلب نکند بیش از آنکه آن بنده گناهی مرتکب شود و به وسیله‌ی ارتکاب گناه مستوجب سلب نعمت شود و این است معنای قول خداوند که فرمود لایغیرُ ما بقومٍ و ... تفسیر عیاشی ج2 ص 206در کتاب معانی الاخبار ص 270: از امام سجاد (ع روایت شده است که فرمود گناهانی که نعمت را تغییر و زایل می‌کند چند چیز است: آزار و اذیّت و ظلم در حق مردم، برطرف کردن عادتهای خیر از وجود خود و ترک نیکی به مردم و کفران نعمت و ترک شکر و سپاس نعمتها ودر ادامه این آیه شریفه را تلاوت فرمودند: وَ إذا اَرادَ الله بقومٍ سوءاً و ط: سوره رعد آیه 11هنگام که خداوند شر و بدی را اراده کند پس کسی را یارای از بین بردن آن نیست و برای آنان کسی جز خداوند یاور و سرپرست و کسی که متولی و عهده‌دار امور آنها شود و عذاب الهی را از آنان برطرف سازد وجود ندارد:از طرفی دیگر سرنوشت و تقدیر قابل محو و اثبات است: قرآن می‌فرماید: خداوند هر چه را بخواهد محو می‌نماید و هرچه را بخواهد اثبات می‌کند و اصل کتاب نزد اوست. سوره رعد آیه 39 : وَ ما کانَ لِرَسُولٍ اَن یَأتِیَ بآیَةٍ الّا بإذنِ الله لِکُلِّ اَجَلٍ کِتابٌ ط یعنی صحیح نیست و قدرت هم ندارد که رسولی از رسولان الهی هنگامی که به او پیشنهاد می‌شود آیه و نشانه‌ای بیاورد و یا التماس می‌نماید پیشنهاد آنها را عملی کند مگر به اذن و اجازه خداوند چرا که قدرت فقط برای خداوند است!در توجیه آیات که در این زمینه است استاد مطهری می‌گوید: اراده و خواست و عمل انسان می‌تواند عالم را تکان دهد و سبب تغییراتی در آن بشود و این عالی‌ترین شکل تسلط انسان بر سرنوشت است. اعتراف می‌کنم شگفت‌آور است. اما حقیقت است این همان مسئله عالی است! استاد مطهری کتاب انسان و سرنوشت ص49 . دعا یکی از ابزارهای مؤثر در تغییر سرنوشت است: امام کاظم (ع) می‌فرماید: بر شما باد که پایبند دعا باشید زیرا دعا به درگاه خدا و طلب کردن از خدا متعال بلائی را که مقَدّر شده و حکم بدان شده و جزء اجرای آن چیزی نمانده است برطرف می‌گرداند پس اگر خداوند را خواند و از او درخواست شود به یک باره بلا بر می‌گردد! اصول کافی ج 2 ص470 . امام صادق (ع) می‌فرماید: خداوند را بخوان و دعا کن و مگو کار گذشته است: این روایت به صراحت تاثیر دعا سرنوشت را مشخص می‌کند!دعا در سرنوشت انسانها دخالت مستقیم دارد اکثر وقت دعا دفع زیان‌های احتمالی و حوادث غیرمتراقبه را می‌کند؛ انسان در دنیا پیوسته در معرض حوادث قرار دارد مثل سکته‌ها تصادف‌ها زلزله حوادث و مصائب ناگهانی و همچنین بلاهایی که به صورت قضا و قدر می‌خواهد نازل شود به وسیله دعا دفع می‌شود در روایت است می‌فرماید: ادفعو امواج البلاء عَنکُم بالدُّعاء! : یا ادفعو ابوابَ البلاء با الدعاء! یعنی دفع کنید بلاء را به وسیله دعا در احادیث بسیارآمده ، که دعا حتی قضای مبرم و محکم را نیز دفع می‌کند، در روایت است که دعا و نیایش خود از قضا و قدر الهی به شمار رفته است «الدعاء هُوَ القضا» الدّعاء یَرُدُّ القَضاءَ بنابر این قضا می‌تواند قضای دیگری را به اذن خداوند خنثی کند: انسان به واسطه دعا می‌تواند سرنوشت خود را تغییر دهد و ممکن است برای انسان یک قضای مقدر شده باشد اجراء‌اش حتمی باشد ولی با دعا و نیایش قضای حتمی دفع می‌شود!
دست بالا بردن در دعا :

امام باقر (ع) فرمود: بنده‌ای که دستش را به سوی خدا بلند کند و بگشاید، خدا را شرم آید که آن را خالی و نا اُمید برگرداند هرچه بخواهد از فضل و رحمتش در آن می‌گذارد پس هنگامی که دعا می‌کنید، پیش از آن که دست را پایین آورید بر سر و روی خود بکشید! المیزان ج 2 ص38!

دعا نیز مثل عبادت و تسبیح تقسیمات دارد یعنی دعا بر دو نوع است.

1- تشریعی2- تکوینی اما دعا تکوینی: یعنی همه موجودات به زبان طبیعت و هستی خویش که جز فقر ذاتی چیزی نیست از خداوند یاری می‌جویند هر موجودی به میزان استعداد و ظرفیت خویش فیض از خدای طلب می‌کند که آیه یَسئَلُهُ من فی السمواتِ و الارض کُلُّ یومٍ هُوَ فی شأن» سوره الرّحمن آیه 29: اشاره به این حقیقت است! تمام موجودات به زبان حال خدا را می‌خوانند به ویژه موجودات زنده در حال اضطرار و ناچاری به زبان خود دعا می‌کند. در مجمع البیان: از قول پیامبر (ص) در مورد این آیه نقل کرده که فرموده از شئونات الهی این است که گناهی را می‌بخشد و گرفتاری را برطرف می‌سازد عده‌ای را بالا عده‌ای دیگر را پایین می‌آورد. مجمع البیان ج 9-10 ص302 انوار و التنزیل ج 2 ص442بعضی‌ها گفته‌اند: این آیه ردّ بر عقیده یهود است که معتقدند: خداوند در روزشنبه کاری انجام نمی‌دهد یا خدا از کارها دست کشیده و فارغ می‌شود! انوار التنزیل ج 2 ص442:
همه هستند سرگردان چو پرگار
پدیدآرنده خود را طلبکار
قسم دوم تشریحی «اختیاری» این دعا مخصوص موجودات مختار و با اراده است که طبق درجه معرفت، از قدرت مافوق مطالباتی دارند ولی غالباً بر اثر فاصله گرفتن از تعلیمات پیامبران بشر به غیر خدا پناه می‌برد اما هنگامی که بفهمد ملک و قدرت و عزت و ذلت دست خداست به قدرت فناناپذیر روی می‌آورد این نوع دعا در تکامل انسان مختار و ازاد تاثیر بسزایی دارد!علامه طباطبائی در تفسیر المیزان می‌نویسد: دعا در مورد آفریدگار جهان گاهی تکوینی است یعنی ایجاد موجودی برای شیئی دیگر، گویا خداوند متعال آن را بطرف آن شیئی فرامی‌خواند!یَومَ یَدعُوکُم فَتَستَجیبون بحمده! سوره اسراء آیه 52: یعنی روزی که شما را فرامی‌خواند و با سپاس پاسخ می‌دهید که مقصود دعوت به زندگی اُخروی است هر کس می‌میرد و در واقع دعوت خدا را لبیک می‌گوید!در جوامع الجامع روایت شده است که «سبحانک اللهمّ و بحمدک» یعنی مردگان در هنگام زنده شدن در حالی که خاک از سر و صورت خود پاک می‌کنند می‌گویند پاک و مُنَزّه است پروردگار و او را حمد و ستایش می‌کنم! جوامع الجامع ص 332 ج 2 پس دعا درمان عطش قلب و تسکین سوزش جان و عروج به عالم بالا است!

تاثیر دعا بر اموات!

آیا دعا که خوانده می‌شود اثری برای اموات هم دارد یا نه؟ دعاها و کارهای نیک که انسان به نیت مردگان انجام می‌دهد پاداش آن هم به میت می‌رسد و هم خود شخص بهره‌مند می‌گردد!امام صادق (ع) می‌فرماید: ثواب نماز و روزه و حج و صدقه و دعا و هر کار نیک در قبر به میت می‌رسد و اجر آن به میت و به جا آورنده آن اعمال می‌رسید! من لایحضره الفقیه وسائل شیعه ج 2 ص 444در شرح حال یکی از علماء آمده است که وقتی از دنیا رفته بودن یکی از نزدیکانشان که او هم عالم بوده می‌گوید: شبی آن عالم مرده را در خواب دیدم و از او سوال کردم گفتم چه خبر آنجا در جوابم گفت وقتی مرا در قبر گذاشتن همه رفتن یک نفر وارد قبرم شد بسیار بد صورت و بداخلاق سوال کردم شما که هستی گفت اعمال بد شما در دنیا و رفت! مرتبه دوم مرد وارد شد بسیار خوش اخلاق و زیبا سوال کردم شما که هستی گفت من اعمال نیک شما در دنیا هر کاری داشتی به من بگو تا کمک‌تان کنم! گفت روزی تنها بودم خیلی گرسنه بودم اطراف خود را در قبر نگاه کردم دیدم چیزی نیست برای خوردن ناراحت شدم دیدم همین آدم خوب و زیبا وارد شد گفتم کجا بودید گفت چه شده گفتم من خیلی گرسنه هستم چیزی هم ندارم چه کنم گفت: برو پشت بام بچه‌هایت آن‌ها خیرات کردن از آن بخور وقتی سیر شدید بیا گفتم باشد رفتم پشت بام بچه‌هایم دیدم بلی خیرات کردن این خیرات‌ها بشقاب بشقاب بالا می‌رفت از بین دستانم ولی گیری من نمی‌آمد از این خیرات همه خوردن رفتن تشکر کردن اما برای ما نرسید و تمام شد برگشتم قبرم آن مرد زیبا گفت سیر شدی گفتم نه به من نرسید همه خوردن و رفتن جزء من که ماندم و نخوردم آن شخص فرمودن آن خیرات برای شما نبوده برای حفظ آبروی خودشان بود که مردم حرف نزند:پس دعا و صدقه و خیرات وقتی به اموات می‌رسید که به نیت اموات باشد به قصد قربت باشد!می‌گوید وقتی برگشتم قبرم دیدم یک بوی بسیار خوش، دیدم یک سبد سیب قرمز اعلاء در گوشه‌ای گذاشته‌اند سوال کردم این از کجا آمده گفت: یادت است روزی در حرم مطهر امام حسین پایین پا بدون توجه به کسی به طلا و نقره زیارت نامه برای زیارت علی اکبر خواندید خالصانه، این نتیجه‌ای همان زیارت و دعا است که در حرم امام حسین (ع) برای علی اکبر خواندید این نتیجه همان زیارت و دعا است، خوراک اموات دعا خیر بازماندگان اش است!پیامبر اسلام می‌فرماید: لیَدخُلَ علی قبور الاموات مِن دعاء الاَحیاء مِن الانوار مثل الجِبالَ، المُحجَة البیضاء ج 3 ص 341. پیامبر (ص) می‌فرماید: دعای زندگان به صورت کوه‌های نور به قبرهای مردگان داخل می‌گردد! هشام می‌گوید: از امام کاظم (ع) پرسیدم آیا دعا و صدقه و نماز و مانند آن به میّت می‌رسد؟! حضرت فرمود: آری گفتم آیا میت می‌داند چه کسی این اعمال را انجام داده است؟ حضرت فرمود: اری چه بسا میّت از او ناراضی است ولی به واسطه این اعمال خشنود می‌شود! بحار انوار ج 85 ص310 پیامبر اکرم (ص) : دعا و صدقه برای میت را هدیه به وی دانسته است! جامع الاخبار ص 169:
امام صادق (ع) می‌فرماید: هر صدقه که برای میت بدهی می‌گیرد و آن را ملکی در طبقی نور که درخشان است و شعاع آن می‌رسد به هفت آسمان پس می‌ایستد بر لب قبر پس فریاد می‌کند السلامُ عَلَیکُم یا اَهلَ القبوُرِ یعنی سلام بر شما ای صاحب قبر اهل شما فرستاده است این هدیه را بسوی شما سپس میّت می‌گیرد و آن را داخل قبر خود می‌برد و توسط آن قبری میّت فراخ می‌شود پس فرمود: آگاه شوید هر کس مهربانی کند مرده را به صدقه و دعا پس برای اوست نزد خداوند اجری مانند اینکه روز قیامت در سایه عرش خداوند می‌باشد که نیست سایه جز همان سایه عرش علامه مجلسی (ره) در کتاب زادالمعاد فرموده باید که مردگان را فراموش نکنند زیرا که دست ایشان از اعمال خیر کوتاه گردیده و از جانب فرزندان و خویشان و برادران مؤمن امیدوارند و احسان ایشان را چشم به راهند خصوصاً در دعا کردن در نماز شب و بعد از نمازهای فریضه برای پدر و مادر دعا بیشتر باید کرد. در روایت است که چه بسا فرزندی که در حال حیات پدر و مادر عاق شده باشد و بعد از فوت‌شان برای پدر و مادر کار نیکو کند دعا زیاد کند صدقه دهد و بخشیده شود! بعض فرزندان در زمان حیات پدر و مادر نیکوکاراند ولی بعد از فوت پدر و مادر در اثر دعا نکردن و صدقه ندادن عاق شود و عمده خیرات اداء قرض است قرض خداوند و بند‌گان‌اش نماز روزه حج اگراز او فوت شده باشد بجا بیاورد حق مردم را اداء کند! در روایت است که امام صادق (ع) در هر شب دو رکعت نماز بجاء می‌آوردند برای فرزند خود و در هر روز دو رکعت نماز برای پدر و مادر در رکعت اول انا انزلناه و در رکعت دوم انّا اعطینا می‌خواندند.بحار الانوار ج 74 ص 59: 2- زادالمعاد ص 574- 573 دعا برای میّت اثر عجیبی دارد در عالم برزخ در تنگی قبر که تنگی را فراخ می‌کند سختی را از بین می‌برد دعا.

چرا آدمی از دعا لذت نمی‌برد؟

چونکه اسرار الهی حقایقی است که لایمسّه اِلّا المطهرون سوره واقعه آیه 79 یعنی بر لوح محفوظ مطلّع نمی‌گردد مگر پاکیزگان از ناپاکی‌های جسمانی یا قران را لمس نمی‌کند مگر پاکان از حدث‌ها پس تنها پاکان به حقیقت آن می‌‌رسند. در تهذیب الاحکام از امام کاظم (ع) نقل کرده است که فرمودند: قرآن را بدون طهارت و در حال جنابت لمس نکن حتی خط آن را همانا خداوند تعالی می‌فرماید: لا یَمسُّهُ الّا المُطَهَّرُونَ می‌فرماید در روایت که روزی که عمر لعنت الله علیه زمانکه به خلافت رسید از امیرالمومنین (ع) در خواست کرد که قرآن را به آنان بدهد تا بین خود به تحریف آن بپردازد پس عمر گفت: ای ابا الحسن قرآنی که برای ابوبکر آوردی را بیاوری تا بر آن اجتماع و اتحاد نمائیم علی (ع) فرمودن: هرگز این امکان ندارد همانا آن را نزد ابوبکر آوردم تا حجت بر شما تمام شود و روز قیامت نگویید انّا کُنّا عن هذا غفلین! سوره اعراف آیه 172 نگوید که ما از این قرآن آگاه نبودیم غافل بودیم یا نگوید ما جئتَنا: هود 53: ان را برای ما نیاوردن قرآن را پس این قرآن که نزد من است غیر پاکان آن را لمس نمی‌کند پس قرآن را حقیقت‌اش را افراد پاک درک می‌کند و حقیقت عبادت را هم افراد پاک درک می‌کند. تهذیب الاحکام ج 1 ص127 و هرگاه انسان از گناهان پاک گشت عبادت در کامش لذت‌بخش می‌شود! اگر نماز می‌خوانیم اما چیزی از نورانیت آن را احساس نمی‌کنیم برای آن است که نماز را با آداب و اسرار آن نخوانده‌ایم! این سخن درباره دعا نیز که یکی از عبادات مهم است صادق است از روایات برمی‌آید که مهم‌ترین مانع درک لذت عبادت گناه است!کسی که به گناه آلوده است نمی‌تواند لذت دعا را درک نماید خداوند به حضرت داود (ع) وحی کرد: کم‌ترین مجازاتی که از هفتاد کیفر درونی برای بنده‌ای که به علم خود عمل نمی‌کند قرار داده‌ام این است که شیرینی ذکر خود را از دلش برمی‌گیرم دارالسلام ج 3 ص200- امام سجاد (ع) عوامل را که مانع درک ملکوت و باطن عبادت می‌شود سه عامل است حضرت در مناجات خود می‌فرماید خدایا آن هنگام که به سوی تو سربر می‌دارم و دست نیاز دراز می‌کنم و به راز و نیاز می‌پردازم سه چیز حجاب و مانع که نتوانم ملکوت اعلای تو را ببینم این سه پرده را با دست خویش برآویخته‌ام نخستین پرده عصیان از فرمان تو است پرده دوم با ارتکاب معاصی، خود را از عنایت و مرحمت تو دور داشته‌ام، پرده سوم غفلت من است غفلتی که در ادای شکر تو ورزیده‌ام صحیفه سجادیه دعا 12حضرت در دعای ابوحمزه‌ ثمالی قدری از پرده‌ها را کنار زده و فرموده خدایا چه شده هر وقت خواستم برای نماز و عبادت آماده شوم حال عادی و لذت مناجات از من گرفته می‌شود؟! بی‌حال و تنبل و کسل می‌گردم و حالت خواب آلودگی به من دست می‌دهد! شاید دیده‌ای که حق تعالی را سبک می‌شمارم، در نتیجه مرا از خود دور کرده‌ای یا شاید دیده‌ای که در هنگام گفتار و عمل از ذکر تو روی گردانده‌ام پس از من خوشت نمی‌آید یا این که مرا در مقام دروغ‌گویان یافتی و از این جهت مرا رها کردی، یا چون دیدی در شکرگزاری نعمت‌هایت کوتاهی می‌کنم مرا از لذت مناجات خود محروم ساخته‌ای، یا دیدی که مجالس موعظه علماء شرکت نکردم پس مرا نزد خودت خوار و ذلیل کردی و از شیرینی عبادت و راز و نیاز مرا بی‌نصیب ساختی- شاید هم برای این باشد که دیدی در زمره غافلان هستم و به مجالس باطل و بیهوده و مجالس گناه علاقه دارم، پس مرا به حال خود رها کرده‌ای. شاید هم دیگر دوست نداری صدایم را بشنوی شاید بی‌حالی و کسالت من مجازات جرم‌‌ها و خطاها و کیفر بی‌حیایی و کوتاهی‌ام در انجام دستورهایت باشد. مفاتیح‌الجنان دعا ابوحمزه ثمالی= حضرت عیسی (ع) : بخدا همان‌طور که بیمار از غذا لذت نمی‌برد دنیاپرستان از عبادت الهی لذت نمی‌برد!

آیا دانستن اسم اعظم موجب اجابت دعا می‌شود یا نه و اسم اعظم چیست و کدام است؟!

طبق روایات هر کس که اسم اعظم خداوند را بداند دعایش مستجاب است و می‌تواند در طبیعت تصرّف کند چنانکه بلعم با عورا که در آیه 175 از او یاد شده اسم اعظم را می‌دانسته:اما اینکه ا سم اعظم چیست؟ بعض گفته‌اند یکی از نام‌های الهی است که بر ما پوشیده است بعضی می‌گویند اسم اعظم در حقیقت لفظ و نام‌های نیست بلکه کمال و صفتی از خداوند است که هر کس بتواند پرتوی از آن را در وجود خویش پدید آورد قدرت روحی او به حدّی می‌رسد که می‌تواند در طبیعت تصرّف کند و گرنه چنان نیست که یک فرد با فراگرفتن لفظ و گفتن کلمه‌ای بتواند مستجاب الدّعوه شود و مثلاً در جهان اثر بگذارد : تفسیر نمونه:گرچه همه‌ی نام و صفات الهی نیکوست و خداوند همه‌ی کمالات را دارد که قابل احصا و شمارش نیست اما در روایات بر 99 اسم تکیه شده که در کُتُب اَهل سُنَّت مانند صحیح مسلم بخاری ترمذی نیز آمده است و هر کس خدا را با آنها بخواند دعایش مستجاب می‌شود آیه 181 اعراف و هر کس آنها را شماره کند اهل بهشت است البته منظور تنها شمردن لفظی با حرکات لب نیست بلکه توجه و الهام گرفتن از این اسماء است و اتصال به آنهاست این 99 اسم عبارت است از الله 2 اله 3 الواحد 4 الاحد 5 الصمد اول و آخر 6 السمیع یا بصیر .... تفاسیر مجمع البیان و نورالثقلین توحید صدوق در قرآن اسامی خداوند 145 نام آمده و عدد 99 در روایت یا برای این است که برخی نام‌ها قابل ادغام و تطبیق بر بعض دیگر است یا مراد این است که این نام‌ها در قرآن نیز هست نه اینکه فقط این تعداد باشد در بعض آیات مضمون این نام‌ها وجود دارد مثلاً «صادق» به عنوان نام خدا در قرآن نیست ولی آیه و مَن اصدق مِن الله قیلاً سوره نساء آیه 122 یعنی چه کسی راستگوتر از خدا است؟ امر است در بعض روایات و دعاها مانند دعای جوشن کبیر نام‌های دیگری هم برای خدا بیان شده است البته بعضی از اسمای حسنای الهی آثار و برکات و امتیازات خاصّی دارد:امام صادق (ع) می‌فرماید بخدا قسم اَسماء الحُسنی ماییم : تفسیر نور الثقلین 2 کافی ج 1 ص 143. امام صادق (ع) می‌فرماید صفات الهی در ما منعکس شده است و ما راه شناخت واقعی خداییم طبق این احادث جمله‌ی به ملحدین تکیه و عتناء نکند... در روایت دیگر امام رضا (ع) می‌فرماید ما اهل بیت (ع) اسماء حُسنای خدا هستیم که عمل هیچ کس بدون معرفت ما قبول نمی‌شود نَحنُ والله الاسماء الحسنی الذّی لایُقبَلُ الله مِن اَحَدٍ عملاً الّا بمعرفتنا= تفسر اثنی عشری! این عبارت الاسماءالحسنی= چهار باردر قرآن آمده است.
1- سوره اسراء – 110- 2- طه 8-3- حشر 24- 4- اعراف 181 اسمای حُسنی سه مصداق دارد 1 صفات الهی 2 نام‌های الهی و اولیای الهی- تفسیر فرقان- امام رضا (ع) فرمود هرگاه به شما مشکلات و سختی روی آورد به وسیله‌ ما از خداوند کمک بخواهید و سپس فرمود و الله الاسماء الحسنی فَادعوهُ بها= بحارالانوار ج 91 ص5اسم نمایاگر مسمی است ذات خداوند مقدس است نام او هم باید مقدس باشد! سوره اسراء آیه 110: قل تَدعُو فله الاَسماءَ الحُسنی: یعنی بگو خداوند را به هر اسمی که می‌خواهید بخوانید خواه به اسم الله یا اسم رحمان از اودرخواست نمایید چرا که این دو اسم در حُسن اطلاق مساوی و یکسان می‌باشند و معنای این دو یکی می‌باشد به هر کدام از این دو اسم خدا را بخوانید نیکو می‌باشد و اینکه به جای آن اسم اصطلاح فله الاسماء الحسنی» آمده برای مبالغه است و اینکه دلالت بر این دلیل می‌نماید چرا که هرگاه همه‌ی اسماء الهی نیکو و پسندیده باشد پس این دو اسم نیز نیکو خواهد بود چون این اسامی نیز جزء اسمای حسنای الهی می‌باشند و ما زائده و برای تاکید برای شرط است و ضمیر «له» برای مسمّی است چرا که تسمیه برای اوست نه برای اسم- و معنای اینکه اسماء الهی احسن الاَسماءَ می‌باشد استقلال این اسماء در بیان تمجید و تعظیم و تقدیس پروردگار را می‌رساند و اینکه این اسامی دلالت بر صفات جمال و جلال خداوند می‌نماید!روایت شد که این آیه وقتی نازل شد که مشرکان قریش شنیدند رسول خدا (ص) می‌گفت یا الله یا رحمان لذا گفتند محمد (ص)ما را نهی می‌کند از اینکه دو خدا را بپرستیم در حالی که خودش خدای دیگری را نیز می‌خواند! انوار التنزیل ج 1 ص600 س 18. روایت شد که یهودیان به رسول خدا (ص) انتقاد کردن که تو ذکر الرحمن را خیلی کم بکار می‌بری در حال که خداوند در تورات زیاد از آن تعبیر آورده است و آن را ذکر نموده است پس آیه‌ شریفه فوق نازل شد! انوار تنزیل ج 1 ص 600 س19. در تفسیر مجمع‌البیان: از پیامبر (ص) نقل شده که فرمود برای خداوند نود و نه اسم است که هر کس آنها را حفظ کند وارد بهشت خواهد شد! مجمع‌البیان ج 7-8 ص 3. در تفسیر عیاشی آمده است هنگامی که شدّت و بلایی بر شما حادث شد پس به برکت ما از خداوند استعانت بجوئید واین قول خدای متعال است و الله الاسماء الحسنی فَادعُوه بها= امام صادق (ع) فرمودند به خدا سوگند مائیم اسماء حسنی که از احدی اطاعت پذیرفته نمی‌شود مگر با معرفت ما چون که خداوند فرمود: فادعُوهُ‌بِها= پس خدا را با آن اسماء الحسنی بطلبید ودعا کنید تفسیر عیاشی ج 2 ص 24- ح 119. در تفسیر نور= فرموده است امام صادق (ع): صفات الهی در ما است ما راه شناخت واقعی خداییم:روایت دیگری از امام رضا (ع) است که فرمودن ما اهل بیت (ع) اسمای حسنای خدا هستیم که عمل هیچ کس بدون معرفت ما قبول نمی‌شود!: نحن و الله الاسماء الحسنی الذّی لایَقبَلُ الله مِن احدٍ عملاً الّا بمعرفتنا! تفسیر اثنی‌عشری، امام رضا (ع) می‌فرماید: هرگاه به شما مشکلات و سختی روی آورد به وسیله‌ی ما از خداوند کمک بخواهید و سپس فرمودن : و لله الاسماء الحُسنی فَادعُوهُ بها! بحارالانوار ج 91 ص 5. شهید مطهری: می‌فرماید نام‌های خداوند جنبه‌ علامت ندارند بلکه نمایان‌گر صفت و حقیقتی از حقایق ذات مقدس او می‌باشند! آشنایی با قرآن ص 14. بنابراین اسم نمایان‌گر مسمی است ذات خداوند مقدس است نام او هم مقدس است بنابراین هم نام و ذات هر دو مقدس است ذات مقدس است سبحانه عمّا یشرکون! توبه 31 نام خداوند مقدس است سبح اسمِ ربّک الاَعلی! = اعلی 1 لذا قرار دادن نام دیگران در ردیف نام خداوند جایز نیست!در تعیین اسم اعظم روایات مختلفی نقل شده است که به برخی اشاره می‌کنیم:
1.امام عسکری (ع) می‌فرماید بسم الله الرحمن الرحیم به اسم اعظم نزدیک‌تر از سیاهی چشم به سفیدی است.
2.پیامبر (ص) می‌فرماید: اسم اعظم در شش 6 آیه آخرسوره حشر است! عدة الداعی ص 49
امام صادق (ع) می‌فرماید اسم اعظم در سوره حمد پراکنده است! بحار ج 90 ص 223
امام سجاد (ع) می‌فرماید: بیست 20 سال از خدا خواستم اسم اعظم را به من بیاموزد تا سرانجام در عالم رویا پیامبر (ص) را دیدم دعای به من آموخت که هر چه خواستم به برکت آن دعا از خدا گرفتم احمد ابن عیسی که راوی این حدیث است می‌گوید: من نیز این دعا را مجرب یافتم بحار ج 90 ص227 و آن دعا این است:
یا الله یا اللهُ یا اللهُ وَحدَک لا شریک لک أَنتَ المَنّانَ بَدیعُ السّماواتِ وَ الارضَ ذوالجلال وَ الاکرام و ذوالاسماء العِظام و ذوالعِزّ الذی یُرام و الهکُم اله واحدٌ لا الهَ الّا هُوَ الرّحمن الرّحیم و صلی الله علی محمدٍ و اله اجمعین». امام عسکری (ع) می‌فرماید اسم اعظم خدا که 73 حرف است که یک حرف از آن را آصف ابن برخیا می‌دانست که تخت ملکه سبا را در کمتر از یک دیده بر هم زدن نزد سلیمان آورد اما 72 حرف از آن نزد ماست و یک حرف آن در علم غیب خداوند پنهان است! اصول کافی ج 1 ص 372 . بعضی از مفسران گفته‌اند مفهوم آگاهی براسم اعظم این نیست که انسان کلمه‌ای را بگوید و آن همه آثار عجیب و بزرگ را از خدا بطلبد بلکه منظور آراستگی به آن اسم و وصف است یعنی آن نام الهی را درون جان خود پیاده کند و چنان از نظرآگاهی و اخلاق و تقوا و ایمان کامل باشد که مظهری از آن اسم گردد. نمونه ج 15 ص 473-470 منظور از خواندن خدا به این نام‌ها این نیست که هر کسی این نام‌ها را به زبان جاری کند سعادتمند و مستجاب الدعوة و اهل بهشت است بلکه هدف این است که به این نام‌ها ایمان آورده و پرتوی از مفاهم آن را در وجود خود ایجاد کند به نظر می‌رسید حروف و الفاظ اسم اعظم بدون تکیه بر محتوا و بدون توجه به اوصاف و حالات گوینده چنان اثری ندارد که در روایات مطرح شده است.

شاهد بر این مطلب دو گفته است:

1.در روایت است بلعم با عور که اسم اعظم را می‌دانست و مستجاب‌الدعوة بود پس از انحراف از مسیر پاکی و تقوی اسم اعظم را از دست داد: تفسیر عیاشی ج 2 ص 42
2.روایت است که در آن از رسول خدا (ص) در مورد اسم اعظم سؤال شد فرمود: هر اسمی از أسماع الهی اعظم است پس قلب خویش را از غیر خدا خالی کن و خدا را به هر اسمی که می‌خواهی بخوان برای خدا اسمی متفاوت با اسم دیگر نیست بلکه او خداوند واحد قهار است! مستدرک وسائل ج 5 ص 271:پس تمام خصال نیکو برای خدا است دیگران برای رسیدن به «حُسنی» باید سراغ او بروند «الله الاسماء الحُسنی»

دعا استمداد از خدا برای دروی از گناه:

قال رَبِّ السِّجنُ أحَبُّ إلَیَّ مِمّا یَدعُونَنّی إلیه و الّا تَصرِف عنّی کیدهُنَّ اَصبُ إلَیهِنّ و أکُن مِنَ الجهلینَ ط: سوره یوسف آیه 33 یوسف: گفت پروردگارا زندان رفتن برای من خوشایندتر است از آنچه که آنان مرا به آن دعوت می‌کنند که با او مراوده نمایم چرا که من از عاقبت این امر می‌ترسم و اسناد دادن دعوت به همه‌ی زنان به این خاطر است که همه او را بر حذر داشته‌ بودند از اینکه با خواسته‌ زلیخا مخالفت نماید همه چیز برای اینکه یوسف خواسته‌ آنها را قبول نماید آماده شده بود!در تفسیر قمی ج 1 ص 343 آمده است: که آن روز را یوسف به شب نرسانده بود که همه‌ی زنانی که او را در مجلس دیده بودند برای او پیغام فرستاده و او را به سوی خود دعوت نموده بودن سپس یوسف از این قضیّه به شدّت رنجید و گفت رَبِّ السِّجنِ اَحَبَّ اِلَیَّ و الّا تَصرِف، عَنّی کَیدَهُنَّ أَصبُ إلَیهِنَّ و... و اگر از من دور نکنی و مرا حفظ ننمایی از مکر و حیله‌ آنان و محبّت آن زنان نسبت به من و اگر مرا با قدرت عصمت پایدار و با استقامت نکنی و احتمال اینکه دعوت آنها اجابت کنم یا اینکه میل به طرف آنها داشته باشم وجود دارد. فَاستَجابَ له رَبُّهُ فَصَرَّف عَنهُ کَیدَهُنَّ اِنّهُ هُوَ السَّمیعُ العَلیم ط: خداوند دعای یوسف را که گفت «وَ الّا تَصَرف عَنی» مستجاب نمود کید و نقشه‌ی آنان را از او باز داشت و او را با نیروی عصمت ثابت قدم گردانید تا اینکه خود را آماده‌ی تحمّل مشقّات زندان نمود و زندان را بر لذّت معصیت ترجیح داد همانان خداوند شنوا است دعای کسانی را که به او پناه آورده و اِلتِجا می‌کنند و آگاه به احوال بندگان و مصالح آنها می‌باشد:در علل الشرائع ص 48 باب 41 از امام سجاد (ع) روایت شده است که فرمودن یوسف (ع) از زیباترین انسانهای روزگار خود بود زمانی که به سن نوجوانی رسید همسر عزیز مصر از او طلب مراوده کرد اما یوسف به او گفت معاذالله من از خاندانی هستم که زنا نمی‌کنند آن زن همه درها را بست و گفت نترس و آماده باش و خود را بسوی یوسف انداخت یوسف فرار کرد طرف در رفت و زلیخا را مقابل خود دید و او پیراهن یوسف را از پشت گرفت اما یوسف از او فرار کرد وقتی عزیز مصر باخبر شد قصد عذاب و شکنجه یوسف را داشت که یوسف گفت قسم به خدای یعقوب من هرگز قصد بد نسبت به همسرت نداشتم او قصد مراوده با من داشت برای صحت مدعای من از این کودک سوال کن نزد آن زن کودکی از اقوامش بود که به اِذن خدا لب به سخن باز کرد در این مورید حکم کرد : گفت ای عزیز به پیراهن یوسف نگاه کن اگر پیراهن او از جلو پاره شده است معلوم می‌گردد که یوسف قصد مراوده داشته اگر از پشت سر پاره شده است این زن قصد مراوده داشته است هنگامی که عزیز مصر این سخن کودک را شنید از این امر به وحشت افتاد و سراغ پیراهن یوسف رفت وقتی دید پیراهن از پشت سر پاره شده است به زلیخا گفت این مکر بزرگ تو است و به یوسف گفت اعرض عن هذا = این قضیه را با هیچ کس بازگو نکن اما یوسف آن را کتمان نکرد بلکه در شهر آن را پخش نمود تا جای که زنان مصر گفتن- و این سخن به گوش زن عزیز مصر رسید و همه زنان را دعوت کرد برای همه یک ترنج و یک چاقو داد و سپس دستور داد یوسف وارد شود همین که زنان یوسف را دیدن انگشتان‌اش را بریدن از تعجب زنان که از آن مجلس خارج شدن هر کدام جداگانه برای یوسف پیغام فرستاده و درخواست ملاقات کردن که یوسف گفت اِلّا تصرف عَنی کَیدَهُنَّ أصبُ الیهنَّ و ... خداوندا شَرّ وفِتنه‌ آنان را از یوسف برطرف نمود. در تفسیر قمی: مطلبی اضافه بر این آمده و آن اینکه یوسف (ع) در زندان به درگاه خداوند شکایت نمود و گفت ای خدا ! به چه دلیل من مستحقّ زندان شدم خداوند بر یوسف وحی فرستاد که تو هنگامی که گفتی رَبِّ السجنُ اَحَبُّ إلیَّ ممّا یَدعُونَنی الیه» چرا نگفتی که: عافیت برای من بهتر است از آنچه که این زنان مرا به آن دعوت می‌کنند!انسان با استمداد از خداوند می‌تواند در هر شرایطی از گناه فاصله بگیرد رَبِّ السِجنُ أَحُبُّ! هجرت از محیط گناه لازم است! دعا و نیایش و کمک گرفتن از خداوند یکی از راههای مصون ماندن از گناه و انحرافات جنسی است:توجه به ربوبیّت خدا از آداب دعا است «ربّ» شخصیت انسان به روح او بستگی دارد نه جسم او اگر روح آزاد باشد زندان بهشت است اگر روح در فشار باشد کاخ هم زندان می‌شود در شرایط بحرانی تنها راه نجات اتکا به خداوند است یوسف سر را پا جوانمرد بود یک بار فدای حسادت برادران شد و خصومت نکرد. بار دیگر هدف عشق زلیخا شد ولی گناه نکرد. بار سوم به هنگام قدرت از برادران انتقام نگرفت: بار چهارم 4 همین که کشور را در خطر دید به جای تقاضای برگشت به وطن تقاضای تدبیر امور اقتصادی و نجات کشور را داد:برای هر کس محبوبی است برای یوسف پاکدامنی از زندان محبوب‌تر است برای گروهی دنیا محبوب‌تر است الذّین یَستَحبّون الحیوة الدنیا سوره ابراهیم آیه 3 . کافران کسانی هستند که زندگی دنیوی فانی را بر آخرت باقی ترجیح می‌دهند از پیمودن راه خدا جلوگیری می‌کنند. کفار کسانی است که زندگی دنیا را بر آخر ترجیح می‌دهند و مردم را از راه خدا باز می‌دارند:بستن راه خدا به یکی یا دو مورد خاصّ منحصر نیست بلکه تبلیغات ناروا گناه علنی ترویج ابزار فساد و غفلت‌آور القای شبه بدمعرفی کردن دین و ... داشتن دنیا جایز است اما ترجیح دنیا بر آخرت خطرناک است چونکه دنیا گرایی مانع عبادت و انفاق و کسب حلال می‌شود! دنیا گرایی زمینه‌ کفر و مبارزه با دین و ضلالت است یستحبون الحیوة الدنیا علی الاخِرَةِ و خدا انسان را مختار خلق کرده است انسان می‌تواند راهی را بر راه دیگر ترجیح دهد و انتخاب کند برای کفار دنیا محبوب است ولی برای مؤمن خداوند محبوب است برای یوسف پاکدامنی و خداوند محبوب است. والذین آمَنو أشَدُّ حُبَّاالله» بقره آیه 165: یعنی کسانی ایمان آورده‌اند خدا را بیشتر دوست دارند و محبتشان به خدا از محبت به دنیا شدیدتر است چون مومنان قدرت و ربوبیّت را فقط برای خدا قائلند و هیچ چیزی را برای خدا شریک قرار نمی‌دهند بنابراین محبّت‌اش به خداوند خالص و شدیدتر است: وقتی محبّت واقعی شد خدا اجابت می‌کند از او اسماعیل و اسحاق دو پیامبری است که با دعای حضرت ابراهیم (ع) به وجود آمدند. الحمد الله الذی وَهَبَ لی عَلَیَ الکِبرِ اسمعیل و اسحق إنَّ رَبِّی لَسَمیعُ الدُّعاءِ سوره ابراهیم آیه 39: سپاس و ستایش خدایی را که به من در سر پیری اسماعیل و اسحاق را بخشیده حقاً که پروردگار من شنونده و اجابت‌کننده دعا است: اسماعیل و اسحاق از نعمت ویژه‌ی خداوند است زیرا با دعای پیامبر خدا ابراهیم به وجود آمدند مثل اینکه اگر پادشاه به کلام شما توجه کند می‌گوید سلطان کلام مرا شنیده است و گوش کرد و در این جمله اشعاری است به اینکه ابراهیم به درگاه الهی دعاکرد و از خداوند درخواست فرزند نمود و پروردگار دعای او را زمانی مستجاب نمود که کاملاً از فرزند دار شدن مأیوس شده بود که این امر یک نشانه‌ی خاصّ و آیتی است قابل توجه از جانب خداوند. گفته شد که خداوند اسماعیل را هنگام به ابراهیم عنایت کرد که او نود و نه ساله بود همچنین اسحاق (ع) را در سن صد و دوازده سالگی به او بخشید. تفسیر کشاف ج 2 ص 561 : این دو فرزند امتیازات داشتن یک اینکه صالح بودن اولاد صالح بود برای ابراهیم (ع). دوم اینکه سر سلسله‌ی انبیای بعدی شدند و برگزیده خداوند برای پیامبری مردم هر دو فرزند نه یکی این امتیاز است که خدا داده است!

دعا راه خودسازی:

دعا راه خودسازی و خداشناسی است. می‌دانیم در آیات و روایات اسلامی دعا اهمیت زیادی دارد نمونه از این مورد آیه قرآن است که فرمود. کثرة الدعا اَفضَل و قَرَءَ هذِهِ الایَة: بسیار دعا کردن اَفضل است و سپس این آیه را قرائت فرمود. قُل ما یَعبؤا بِکم رَبّی لَو لادُعاؤکُم و ... تفسیر نمونه ج 1 ص 639، یعنی از امام باقر (ع) سوال شد که زیاد قرآن قرائت نمودن افضل است یا زیاد دعا کردن افضل است امام فرمودن که کثرة الدعا اَفضل است اما قرائت قرآن هم خوب است: ولی ممکن است قبول این امر برای بعضی در ابتدا سنگین باشد که دعا کردن کار بسیار آسانی است و از همه کس ساخته است و یا قدم را از این فراتر گذاشته می‌گوید دعا کار افراد بیچاره است این که اهمیتی ندارد ولی اشتباه از اینجا ناشی می‌شود که دعا را خالی و برهنه از شرائطش می‌نگرند در حالی که اگر شرائط خاص دعا در نظر گرفته شود این حقیقت به روشنی ثابت می‌شود که دعا وسیله موثری است برای خودسازی و پیوند نزدیکی است میان انسان و خداوند متعال.
1.نخستین شرط دعا شناخت خداوند است که انسان او را می‌خواند
2.شستشوی قلب و دل است: و آماده ساختن روح برای تقاضای از اوست، چرا که انسان هنگامی که به سراغ کسی می‌رود باید آمادگی لقای او را داشته باشد.
3.دعا جلب رضا و خشنودی کسی است که انسان از او تقاضایی دارد، چرا که بدون آن احتمال تاثیر بسیار ناچیز است.
4.شرط استجابت دعا آن است که انسان تمام قدرت و نیرو و توان خویش را به کار گیرد و حداکثر تلاش و کوشش را انجام دهد و نسبت به ماورای آن دست به دعا بردارد و قلب را متوجه خالق کند زیرا در روایات آمده است کاری را که انسان خود می‌تواند انجام دهد اگر کوتاهی کند و به دعا متوسل شود دعایش مستجاب نیست به این ترتیب دعا وسیله‌‌ای است برای شناخت پروردگار و صفات جمال و جلال او، و هم وسیله‌ای است برای توبه از گناه و پاک‌سازی روح و هم عاملی است برای انجام نیکی‌ها و هم سببی است برای جهاد و تلاش و کوشش بیشتر تا آخرین حد توان. به همین دلیل تعبیرات مهمی درباره دعا دیده می‌شود در روایت است از پیامبر اسلام (ص) . الدُّعاء سلاح المُؤمن و عَمُودَ الدِّن و نورالسماوات و الارض. اصول کافی ج 2 باب دعا. دعا اسلحه مؤمنین و ستون دین و نور آسمانها و زمین است.

توکّل و دعا اهرم بزرگ برای دفع بلاء است.

خداوند در قرآن فرموده قال رَبِّ انصُرنی بما کذّبُونَ. سوره مومنون آیه 26، حضرت نوح پیامبر (ع) گفت خداوندا مرا در برابر تکذیب آنان یاری کن! خداوند به نوح وحی کردیم کشتی را در حضور ما و با رعایت و نگهداری ما بساز و مطابق وحی ما و فرمان و آموزش ما پیش برو که چگونه آن را بسازی . و هنگامی که فرمان ما و برای به نزول عذاب و غرق آنان فرا رسد. و آب از تنور جوشید پس در کشتی سوار شوید. جوامع الجامع روایت شده است که به نوح (ع) گفته شد هنگامی که دیدی آب از تنور فوران می‌کند خودت و کسانی که با تو هستند در کشتی سوار شوید و هنگام که آب از تنور جوشید همسرش به او خبر داد پس سوار کشتی شد. جوامع الجامع ج 3 ص 70. و علی الله فَلیَتَوَکَّل المُومِنُونَ: مومنان باید بر خدا توکل و اعتماد داشته باشند پس باید با صبر نمودن در برابر دشمن شما بر خدا توکل نمود و توکّل تصمیم همه‌ی مومنین در درجه نخست انبیاء می‌باشند. ابراهیم آیه 11. و ما لنا الّا نتوکّلَ علی الله و قد هَدانا سُبُلَنا: ابراهیم آیه 12. ما چه عذر و بهانه‌ای داریم اگر به خدا توکّل نکنیم در حالی که ما را هدایت کرده است به راه‌های که به او معرفت پیدا کنیم و بدانیم که همه‌ی امور به دست اوست. وَ لَنَصبِرَنَّ عَلَی ما اَءذَیُتُمونا وَ عَلی الله فَلیَتَوَکَّلِ المُتَوَکِّلُونَ: آیه 12 سوره ابراهیم آیات 10 الی 13:ما در برابرآنچه شما ما را مورد آزار و اذیّت قرار می‌دهید صبر می‌کنیم و بر خداوند توکّل می‌ورزیم چون توکّل‌کنندگان به او توکّل و تکیه دارند. درخواست کمک از خداوند برای پیروزی ایمان بر کفر است نه پیروزی فرد بر فرد که توکّل و دعا بزرگ‌ترین اهرم در برابر تهمت‌ها و تحقیرها است. وقتی قوم نمرود تصمیم گرفتند ابراهیم را به جرم توحید و یکتاپرستی و دشمنی با بُتها به آتش قهرخود بسوزانند پیروان نمرود در هر جا به جمع‌آوری هیزم پرداختند و این عمل را موجب تقرب و خدمت به خدایان خود می‌دانستند حتی اهمیت این عمل به جای رسیده بود که آن را وسیله‌ای برای شفای از بیماری برآورده شدن حوایج خود می‌دانستند و از همه نقاط مردم برای شرکت در این مراسم دعوت شده بودن. مردم روزهای پی در پی به جمع‌آوری هیزم پرداختند تا اینکه هیزم انبوه جمع‌آوری و کوهی از چوب فراهم شد سپس زمین همواری را دیوار کشیدن و آتش در میان این حصار شعله‌ور ساختند و ابراهیم (ع) را دست بسته در میان آتش افکندند در حالی که قبل از انداختن به آتش جبرئیل آمد تا ابراهیم را کمک کند قبول نکردن مکائیل آمد برای کمک دادن ابراهیم (ع) قبول نکردن ملک که مامور باد بود آمد گفت اجازه بده تا باد را امر کنم آتش را به خانه‌های‌شان ببرد ابراهیم (ع) قبول نکردن ملک آب آمد گفت من مامور آب هستم اجازه بده به آب امر کنم تا آب آتش را خاموش کند حضرت ابراهیم قبول نکردن وقتی حضرت ابراهیم (ع) را در آتش انداختن وسط راه جبرئیل آمد گفت از ما که کمک نمی‌خواهی از خداوند طلب کمک کن ابراهیم فرمود خداوند عالم است می‌داند و نجات می‌دهد مرا و توکّل به خداوند کرد صبر کرد فقط از خدا کمک خواست این توکّل و صبر به خداوند او را نجات داد. و خداوند هم کمک کرد آتش را گلستان ساخته سرد و سلامت شد وقتی که دودها تمام و فضا روشن شد دیدن ابراهیم (ع) در میان آتش نشسته سالم با مشاهده این صحنه خیلی‌ها فرار کردن صحنه را ترک کردند و خجالت کشیدن و کم‌کم به حضرت ابراهیم ایمان آوردن. گاهی غرور و لجاجت سبب می‌شود که به عاقل‌ترین مردم نسبت جنون داده شود «رَجُل بِهِ جَنّة» و سران کفر دعوت انبیا را یک حادثه روحی و روانی می‌پندارند و می‌گویند صبر کنید هیجان‌ها و ادّعاهای او تمام می‌شود فَتَرَبَّصُوا

چه رابطه بین دعا و توسل است؟

خداوند نسبت به همه موجودات احاطه دارد و از انها به خودشان نزدیک‌تر است. به فرمایش قرآن کریم خداوند از شاه رگ به خودشان نزدیک‌تر می‌باشد. وَ لَقَد خَلَقنا الانسان و نَعلَمُ ما تُوَسوِسُ به نَفَسَهَ! سوره ق آیه 16، خداوند فرموده من می‌دانم آنچه را نفس او به آن وسوسه می‌کند و بر نفس و قلب او خطور می‌کند وسوسه پیام درونی و صدای مخفی است. وَ نحنُ اَقرَبُ اِلَیهِ مِن حَبلِ الوَریدِ ط : «حَبلِ‌الورید» به معنی رگ است اضافه حبل به الورید اضافه بیانیّه است و منظور از الورید» دو رگی است که متصل به دو طرف گردن است که کنایه است از نزدیکی خداوند به انسان و حتی خداوند از آن دو ملک که مراقب اعمال و گفتار انسان است از آن دو فرشته به انسان نزدیک‌تر است لکن مقتضای حکمت خداوند آن است که دو فرشته اعمال را ضبط نمایند. علت آن خودداری کردن هر چه بیشتر بنده است از گناهان و تشویق نمودن او به حسنات است و تاکید بر حفظ اعمال و ضبط آن برای روز قیامت از باب الزام حجّت و اتمام حجّت است بر روزی که گواهان بر اعمال انسان گواهی می‌دهند. عَنِ‌الیَمِنِّ و عَن الشِّمالِ قصیر ما یَلفِظ مِن قَولٍ الّا لَدَیهِ رَقَیبُ. آن دو ملک و فرشته یکی بر سمت راست و دیگری سمت چپ انسان نشسته و ملازم او هستند هیچ کلامی و سخنی را تلفظ نمی‌کند انسان مگر آن که نزد آن انسان یا نزد سخن یک فرشته‌ای مراقب و مواظب عمل او است. در اصول کافی از امام صادق (ع) روایت شده است فرمودن: در هیچ قلبی نیست مگر آن که برای او دو گوش است بر یکی از آن فرشته‌ای راهنمای و بر دیگری شیطان فتنه‌انگیز است فرشته امر می‌کند به اعمال نیک او یکی شیطان نهی می‌کند و امر به گناه می‌کند. این همان مفهوم قول خداوند است که ذکر شد: عن الیَمین و عن الشمالِ قصیر ... . اصول کافی ج 2 ص 266 الی 267. در تفسیر جوامع الجامع ص 461 فرموده که رسول خدا فرموده نویسنده اعمال نیک بر جانب راست انسان و نویسنده اعمال بد بر جانب چپ انسان است و فرشته سمت راست فرمانده فرشته سمت چپ است پس وقتی انسان عمل نیکی را انجام دهد فرشته سمت راست ده برابرمی‌نویسد و هنگامی که عمل بدی انجام دهد. فرشته راست به فرشته چپ می‌گوید دست نگهدار و تا هفت ساعت عجله نکن شاید تسبیح گوید یا استغفار کند و توبه کند. در اصول کافی ج 2 ص 429- 430. امام صادق (ع) از رسول خدا (ص) روایتی به همین مضمون نقل فرموده است که از آن روایت استفاده می‌شود که آن دو فرشته‌ای که موکّل بر انسان هستند هر دو اعمال را می‌نویسند شاید این دو فرشته نویسنده غیر از دو آمر و ناهی «فرشته و شیطان» که در روایت امام صادق (ع) آمده بود باشد. اما تمسک به واسطه‌ای تاثیرگذار نزد خداوند در حالت دعا از نظر اسلام پسندیده و مطلوب است به طوری که می‌توان توسل را یکی از آداب دعا دانست. قرآن می‌فرماید: و لله الاسماء الحسنی فَادعُوهُ بها ط: اعراف آیه 180 یعنی برای خداوند نامهای نیکو است پس با آنها خدا را بخوانید. الاسماء الحسنی چهار بار در قرآن آمده است که سه مصداق دارد. 1- صفات الهی 2- نام ‌های الهی 3- اولیای الهی . امام رضا (ع) فرمودن به وسیله‌ی ما از خداوند کمک بخواهید و سپس آیه را قرائت فرمودن یعنی توسل به اولیای الهی کار پسندیده و صحیح است که مورد قبول است. از این رو در دعاهای وارده از معصومان (ع) کم دعایی پیدا می‌شود که در آن توسل نباشد در اول یا وسط یا آخر دعا صلوات بر پیامبر و آلش دیده نشود امام صادق (ع) می‌فرماید کسی که حاجتی از خدا می‌خواهد آن را با صلوات آغاز نماید سپس حاجتش را مطرح کند بعد با صلوات بر محمد و آلش تمام کند خداوند کریم‌تر از آن است که دو طرف دعا را قبول کند اما دعای وسط درخواست دعاکننده را رها سازد. وسائل الشیعه ج 7 ص 95. طبق روایت پیامبر بزرگ در دعای خود از توسل استفاده می‌کرده‌اند رسول اکرم (ص) می‌فرماید آدم (ع) برای توبه خود از توسل به پنج تن آل عبا (ع) استفاده کرده‌اند نوح (ع)برای نجات‌اش از غرق شدن از توسل به پنج تن آل عبا (ع) استفاده کرده‌اند ابراهیم (ع) برای رهایی از آتش از توسل استفاده کرده‌اند و موسی (ع) برای غلبه بر ترس در دعا‌اش می‌گفتند اللهم انی اسئلک بحق محمد و آل محمد (ص) سپس حاجت خود را بیان می‌کردند با این دعا و توسل خداوند آنان را نجات داد. توسل با اینکه شبهاتِ زیاد وارد کردند گاهی می‌گویند که خدا فرمود: «اُدعونی فَستجب لَکُم» یعنی بخواند مرا اجابت می‌کنم تو را پس امام رضا (ع) را چرا واسطه قرار می‌دهد واسطه قرار دادن شرک است چرا متوسل می‌شوند اصلاً توسل یعنی چه؟ این شبهاتِ در قبرستان بقعه زیاد وارد می‌شود. این بحث خیلی جاها مطرح شده بنده چهار تا نکته را بیان می‌‌‌کنم شاید حل شود چهار گام چهار مرحله
1- آیا توسل به افراد زنده جایز است؟
احدی از اهل سنت و فرق دیگر نمی‌تواند انکار کند همه قبول دارند هر که مسلمان است قبول دارد. امام زمان (عج) زنده است ما توسل پیدا می‌کنیم به او حضرت عیسی در قید حیات است توسل پیدا می‌کنم به او به کسی که بنده خاص خدا است متوسل می‌شویم احدی مخالف این نیست چرا چونکه انکار آنها انکار قرآن است اگر کسی منکر شود. قوم موسی وقتی آفت رسید به مال‌شان ملخ زد مزرعه‌اش را آمدن خدمت موسی گفتن قالو یا موسی اُدعُولَنا یعنی ای موسی تو برای ما دعاکن خودشان بلد نبودن موسی زنده بود متوسل شدن به موسی از عذاب که آمده بود.
2- برادران یوسف در حق برادراشان یوسف بد کردند بلد نبودن توبه کنند رفتن خدمت باباشان یعقوب گفتن یا اَبا نا استغفرلنا- سوره یوسف. آیه 97 یعنی بابا تو برای ما استغفار کن بلد نبودن توسل به زنده پیدا کردن.
3- عموم ابرا هیم مشرک بود ابراهیم برای‌اش دعا کردن.
اِغفرلابی اِنَّهُ من ضالّین ، پس اینها همه متوسل شدن به زنده سوره مومنین آیه 7 هم است
4- خداوند می‌فرماید فرشتگان برای مردم دعا می‌کند.
یسبحون بحمدِ ربّهِم ، یعنی فرشتگان تسبیح می‌کند دعا می‌کند برای مردم پس توسل به افراد زنده اشکال ندارد. دوم این آقایان اهل سنت می‌گویند توسل به مرده حرام است افراد که مرده است توسل به او جایز نیست چونکه قدرت ندارد این کار نوعی بت‌پرستی است و استدلال می‌کنند به آیات بُت پرستی که حرام است زریخ ائمه (ع) را زیارت نکن این آهن را بُت قرار ندهید شرک است. می‌گویند مشرکان بت را واسطه می‌کردن شما قبر مَیّت را که این شبه است.
ج اولاً سنگ و چوب از جمات است و انسان محترم است و ما پیامبر را نمی‌پرستیم معبود خدا است تازه پیامبر حیات برزخی دارد موجود است روح‌اش در عالم برزخ است خیلی‌ها میّت را خواب می‌بیند و در خواب سفارش می‌کند که فلان کار را انجام بده.آیت‌الله خزعلی می‌گوید شهید مطهری وقتی شهید شد من در خواب دیدم او را به من گفتن برو به خانم بگوئید که این قدرقرص نخور آمدم خدمت خانم مطهری، گفتن دیشب تا حال شش تا قرص خوردم ناراحتم گفتم مطهری گفت نخور در خوابم.
شیخ عباس قمی: در خواب پسرش آمد فرمودن فلان کتاب مال مردم است تحویل بده حق لناس است خود ما چه‌قدر اموات‌مان به خواب می‌آید- انسان‌ها روح برزخی است برای میت. حتی خود بن بازوهایی می‌گویند وقتی به پیامبر (ص) سلام کنیم جواب می‌دهید چون روح کنار بدن قرار می‌گیرد جواب می‌دهد و حال روی قبر پیامبر تابلو قرار دادن که نوشته است السلام علی رسول الله اگر بلند بگوید می‌گویند شرک است صدای خود را از صدای پیامبر بلندتر نکن دست بلند نکن برای دعا اگر پیامبر جواب می‌دهید چرا نمی‌گذارید دعا کنند و توسل پیدا کنند؟استدلال‌شان ناقص است می‌گویند بُت‌پرستی نکنید ما که بُت‌پرستی نمی‌کنیم ما پیامبر را می‌خوانیم که روح برزخی دارد.
نکته سوم: سیره بزرگان صحابه پیامبر است که توسل داشتن ابن حجر از علماء اهل سنت می‌گوید در مدینه قهطی شد باران نبود مردم آمدن نزد عایشه همسر پیامبر گفتن چه کنیم گفت سقف روی قبر پیامبر را بشکافیت تا بین قبر پیامبر و آسمان حائل نباشد سقف نباشد و متوسل شوید به پیامبر (ص) پنجره از بالای بام باز کردن روی قبر پیامبر توسل پیدا کردن که ابر آمد و باران گرفت که از آن پنجره هم باران می‌آمد. این توسل است دیگر از این نمونه زیاد است در کُتُب اهل سنت. عبدالله ابن عمر جای دست پیامبر را در منبر می‌بوسید بعنوان تبرک مکرّر صحابه به آثار پیامبر توسل پیدا می‌کردن در منابعه اهل سنت است این مطالب فراوان البته این شبهات بعد از قرن هشتم است قبل‌اش این حرف‌ها نبوده توسل بوده تبرک بوده قبرستان بقیعه زیارت‌نامه خوان داشته قبرآباد بوده وهابی‌ها بقعه را خراب کردن قرن هشتم ابن شیمیّه این حرف زد و شبهه ایجاد کرد و محمد ابن عبدالوهاب این حرف را اعلم کرد پر بال داد خدا لعنت کند او را که امروز می‌گویند شرک شرک شرک معنی دارد یعنی چیزی قرار دادن در کنار خداوند می‌شود شرک: اگر شرک است پس چرا چشمان حضرت یعقوب را پیراهن یوسف شفاء داد پیراهن هم‌جمات است شیئی است مثل ضریع ائمه (ع)
نکته چهارم : توصیه و سفارش ائمه ما است که خیلی سفارش کردن امام هادی (ع) مریض می‌شود پول می‌دهد می‌فرماید بروید کربلا به جدم حسین (ع) متوسل شوید و دعاکنید سیره ائمه ما است 250 سال ائمه ما غیر از امام زمان (عج) امامت داشتن همه‌شان توسل به پیامبر داشتن امام باقر (ع) تب داشتن می‌گفتن یا زهرا یا اُما توسل به مادرش حضرت زهرا (س)داشتن سیره ائمه و علماء و بزرگان ما است علماء بزرگان مکرر توسل داشتن و دیگران را سفارش به توسل و دعا می‌کردن و کتاب‌ها نوشته شده و نوشته کردن با دعا و توسل به 14 چهارده معصوم (ع) و... سپس عنایت در توسل و دعا است و باید توسل و دعا باشد. چونکه سیره بزرگان دین ما به تَبَهَ از ائمه (ع) بوده واست آیت الله محدث وحید بهبهانی: که معروف است بهبهانی اسم‌شان محمد باقر است این بزرگوار هر زمانی که برای زیارت به حرم سید الشهداء مشرّف می‌شد اول آستان کفش‌کن آن امام را می‌بوسید و روی مبارک را بدان می‌مالید پس از آن با خضوع و خشوع به اندرون حرم مشرف می‌شد و زیارت می‌کرد توسل پیدا می‌کرد و دعا می‌خواندن و در مصیبت حضرت امام حسین (ع)کمال احترام را مراعات می‌فرمود. قصص العما ص 202 مرحوم آیت‌الله العظمی شیخ عبدالکریم حائری: دستور می‌دادند قبل از تدریس کسی قدری مصیبت حضرت سیدالشهداء (ع)بخواند و سپس درس را شروع می‌کردند و ایشان حتی پیش از رسیدن به مرجعیّت در خیابان‌ها در دسته‌های سینه‌زنی و عزاداری اباعبدالله (ع) شرکت می‌کرد و به سان مردم عادی در عزای آن حضرت بر سر وسینه می‌زد هنگامی که یکی از نزدیکانش دلیل این توجه و توسل و شیفتگی فوق‌العاده را می‌پرسد در جواب می‌گوید من هر چه دارم از آن حضرت دارم. و سپس ماجرای نجات یافتن خود از مرگ را به شفاعت آن حضرت بیان کردن.

استشفاء به آثار امامان (ع):

محدث قمی (ره) می‌نویسد «سید نعمت‌الله جزائری» چون در اوائل تحصیل قادر بر تهیه چراغ برای مطالعه نبود از نور مهتاب استفاده می‌کرد و در اثر کثرت مطالبه و نوشتن چشمش ضعیف و کم نور شد از این‌رو تربت سید الشهداء (ع)و سائر ائمه (ع) را به چشم خود می‌کشید و از برکت آن تربتها روشنی دیده‌اش افزون می‌گشت محقق قمی اضافه می‌کند این موضوع ابداً جای شگفتی نیست زیرا در تربت فرزند پیغمبر (ص) چنین اثری وجود دارد بی‌شک ایشان می‌افزاید و این حقیر هرگاه به سبب زیاد نوشتن چشمم ضعف پیدامی‌کند تبرک می‌جویم به تربت ائمه (ع) و گاهی به مسّ کتاب احادیث و اخبار و بحمد‌الله چشمم در نهایت روشنی است و امیدوارم که انشاء‌الله در دنیا و آخرت چشمم به برکات ایشان روشن باشد! فوائد الرضویه ص 695 فرزند بزرگ محدث قمی می‌گویند فراموش نمی‌کنم زمانی که در نجف اشرف بودیم پدرم یک روز صبح در حدود سال 1357 هـ-ق یعنی دو سال قبل از وفاتشان از خواب برخاستند و گفتند امروز چشمم به شدّت درد می‌کند و قادر به مطالعه و نوشتن نیستم و بسیار ناراحت بنظر می‌رسید. تقریباً زبان حالِشان این بود که شاید خاندان پیغمبر (ص) مرا از خود طرد کرده باشند آن مرحوم عادت داشت که گاهی این مطلب را با تاثر می‌گفت و می‌گریست آقای محدّث‌زاده می‌افزایند: در آن اوقات مشغولِ تحصیل بودم. رفتم به مدرسه وظهر که به خانه برگشتم دیدم ایشان مشغول نوشتن هستند عرض کردم چشماتان بهتر شد؟ فرمود: درد بکلّی مُرتَفَع گردید. سوال کردم چگونه معالجه فرمودید؟ جواب داد: وضو ساختم و مقابل قبله نشستم و کتاب «کافی» را به چشم کشیدم درد چشمم برطرف شد. و تا پایان عمر دیگر به درد چشم مبتلا نگردید. آن کتاب (کافی) که به چشم کشیده بودند خطّی و به خطّ ملاء عبدالله تونی فقه مشهورصاحب کتاب «وافیه» بود که محدّث قمی خیلی به آن علاقه داشت و زمان که در مشهد اقامت داشته است پسر کوچکش که کودکی سه ساله بوده بیمار می‌شود برایش داروی جوشانده که مختصری شکر در آن ریخته بودند محدث قمی با انگشت دست راست کمی داروی را به هم می‌زند همسرش می‌گوید: صبر کن قاشق بیاورم شیخ عباس قمی پاسخ می‌دهد قصد استشفا دارم چون با این دست هزاران حدیث از ائمه طاهرین سلام الله علیهم اجمعین نوشته‌ام: سیمای فرزانگان ص 185 الی ص 186 . مرحوم آیت‌الله بروجردی فرموده‌اند دورانی که در بروجرد بودم وقتی چشمانم کم‌نور شد بود و به شدت درد می‌کرد تا این که روز عاشورا هنگامی که دسته‌های عزاداری در شهر به راه افتاده بود مقداری گِل از روی سر یکی از بچه‌های عزادار دسته که به علامت عزادار گِل به سرخود مالیده بود برداشتم و به چشمان خود کشیدم و در نتیجه فوراً چشمانم دید و نور خود را بازیافت و دردش تمام شد. سیمای فرزانگان ص 186 . یعنی این سیره علماء و بزرگان دین بوده که از ائمه (ع)سفارش شدند و یاد گرفتن و توصیه کردن دیگران را چونکه دعا و توسل کار پسنده و مورد قبول همه بزرگان دین و علماء بوده است چونکه ما دیگر جایی نداریم و راه نداریم برای نجات تنها راه نجات توسل به ائمه (ع)و انبیاء و اولیای خدا است. و رابطه محکم میان دعا و توسل است و ارتباط قومی دارند.

نتیجه گیری

از مقاله که ارائه گردید می توان نتایج بسیار مهمی به دست اورد از جمله اینکه انسان ها در طول زندگی و در همه ی مراحل زندگی با استفاده از دعا و روش صحیح دعا کردن تمام مشکلات خود را از بین برده و با استفاده از صبر و توکل و دعا و انابه در درگاه احدیت تمام مشکلات زندگی خود را حل نمایند همان گونه که تمام بزرگان ما این چنین بوده اند.
فهرست منابع
1. قرآن مجید
2. وسائل الشیعه: شیخ حرّ عاملی موسسه آل البیت 1409 هـ- ق
3.نهج‌البلاغه فیض الاسلام
4. میزان الحکمه: محمدی ری شهری دارالحدیث چاپ اول
5.مفردات، راغب اصفهانی کتابفروشی مرتضوی تهران 1362 ش
6.مفاتیح الجنان- شیخ عباس قمی
7.مصباح الشریعه اخلاق امام صادق (ع) سال 1400هـ-ق
8. مستدرک وسائل محدث نوری موسسه آل‌البیت قم 1408 هـ - ق
9.مثنوی معنوی مولانا انتشارات اقبال چاپ دوم 1377 هـ.ق
10.کتاب آیین زندگی از دیل کارنگی روان شناس امریکایی چاپ دوم
11.الفروق اللغویه- ابوجلال عسکری موسسه نشراسلامی قم 1412 ق
12.علل الشرایع- شیخ صدوق (ره) موسسه دارالحجة 1416 هـ-ق
13. صحیفه سجادیه دفتر نشر الهادی 1376 هـ- ش
14.شرح نهج‌البلاغه ابن ابی الحدید
15.سیمای فرزانگان رضا مختاری
16.سفینة بحار- محدث قمی (ره) عباس مؤسسه انتشارات فراهانی
17.زادالمعاد علامه مجلسی (ره) 0... بی‌تا.
18.الخصال شیخ صدوق (ره) موسسه الاعلمی چاپ اول
19.جامع الاخبار- تاج الدین شعیری انتشارات رضی 1363 هـ - ق
20تفسیر نور الثقلین- ابن جمعه عروسی وحویزی م 1112 هـ- ق رسول محلاتی
21.تفسیر نمونه – ناصر مکارم شیرازی انتشارات دارالکتب اسلامیه
22.تفسیر مجمع البیان الطبرسی، بیروت دارالمعرفة 1408ق
23.تفسیر قمی- علی ابراهیم ابوالحسن علی بن ابراهیم قمی- النجف 1387 هـ.ق
24.تفسیر فرقان- محمد صادقی موسسة الوفا بیروت لبنان 1405 هـ.
25.تفسیر عیاشی محمد بن مسعود عیاشی مکتبه العلمیه اسلامیه، تهران
26.تفسیر صافی (چاپ عربی) محدث ملا محمد محسن فیض کاانی نشر نوید السلام قم
27.تفسیر المیزان (فارسی) علامه طباطبائی موسسه نشراسلامی چاپ ششم
28.تفسیر المنار شیخ محمد عبدُه 1323
29.بیست گفتار استاد مطهری انتشارات صدرا.
30.بحارالانوار علامه مجلسی، محمد باقر، چاپ موسسه الوفاء بیروت 1404 هـ.ق
31.آیین زندگی ترجمه جهانگیری افخمی انتشارات ارمغان چاپ دهم 1376.
32.انسان و سرنوشت مرتضی مطهر انتشارات صدرا چاپ ششم
33. الامالی شیخ طوسی (ره) چاپ بیروت 1414
34.اصول کافی شیخ کُلَینی (ره) دارالکتب الاسلامیه
 
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally