رسول اعظم از دیدگاه اروپايیان و مستشرقین
شش قرن پس از عیسای مسیح ،پیامبری مبعوث شد که پیام آور یکتاپرستی ،اعتقاد به معاد ، نوید عدالت وبهبود روابط انسان ها بر اساس قانون وحی آسمانی بود .این فرستاده ی الهی همان وجود پرفروغی بود که حضرت عیسی به...
سه شنبه 27 تیر 1391    
بازدید: 1439

رسول اعظم از دیدگاه اروپايیان و مستشرقین

 
 
بر نتابیدن فروغ عالم تا ب
شش قرن پس از عیسای مسیح ،پیامبری مبعوث شد که پیام آور یکتاپرستی ،اعتقاد به معاد ، نوید عدالت وبهبود روابط انسان ها بر اساس قانون وحی آسمانی بود .این فرستاده ی الهی همان وجود پرفروغی بود که حضرت عیسی به آمدنش بشارت داد.1
آن خاتم انبیاء، از رسولان پیشین با تکریم نام برد و عظمت آنان را ستود . در قرآن کریم نیز که معجزه وبرهان رسالت او و کتاب هدایت انسان هاست ، گرامی داشت پیامبران مورد تأکید فراوان قرار گرفته است . اما آن چه در کتاب های آسمانی گذشته آمده ، توسط مغرضان ، تحریف شده و آنان مواردی راکه این منابع با صراحت از حضرت محمدصلی الله علیه وآله نام برده اند ، از روی عناد ، رشک ورزی وزبونی خویش ،حذف کرده اند ؛البته بسیاری از دانشمندان منصف مسیحی و یهودی ضمن بیان علومی که اگر انبیا گرفته اند و آن ها را در آثار خود آورده اند ، به نبوت رسول اعظم صلی الله علیه و آله اعتراف داشته و سال قبل از ولادت آن حضرت این موضوع را طرح کرده اند و چنین رویدادی را به نسل های بعد از خویش تذکر داده اند ،قرآن در این باره آورده : « فمنهم من آمَنَ به و مِنهُم من صدَّ عنه و کفی بجهنم سعیرا ؛ پس گروهی از آنان به نبی اکرم ایمان آوردند و برخی از ایشان از او روی برتافتند و [برای آنان ] دوزخ پر شراره بس است .»2

تقابل نفرت انگیز
اروپا،مسیحیت را به عنوان تنها دین راستین می دانست ؛آیینی که در هسته ی مرکزی آن تثلیث مقدس ! جای داشت . مسیحیان بر این باور بودند که عهده دار و مالک حقیقت غایی هستند که خدا به آنان ارزانی داشته است . حضرت محمد صلی الله علیه و آله ربوبیت ادعا شده عیسی علیه السلام را رد کرد و تثلیث را بی اعتبار خواند و حتی خاطر نشان ساخت مسیح به صلیب کشیده نشده است و...
از این رو عده ای از مسیحیان و وابستگان به کلیساها ادعا کردند خاتم پیامبران بدعتی را در آیین مسیح به وجود آورده وتعالیم او با آموزه های مسیح و سیره و روش او در تضاد وتباین است . این برخورد منفی با پیامبر اکرم و دین اسلام در قرون وسطی به شیوه ای خشن ادامه داشت و ویران گرترین تجلی عینی وحشت ونفرت از این آیین، جنگ های پی در پی صلیبی بود که طی آن صدها هزار مسلمان به دست افراطیون مسیحی قتل عام شدند .3

ارزیابی های متناقض
در سال های پایانی قرن هیجدهم و نوزدهم میلادی ،محققان ومشاهیر اروپایی ارزیابی متفاوتی از شخصیت رسول اکرم ارايه دادند . با از راه رسیدن گوته ونخستین اثر وی ،احیای عزت رسول الله صلی الله علیه وآله به عنوان صاحب نبوغ و جنبه های فوق العاده فکری و معنوی مورد توجه قرار گرفت . در نیمه قرن نوزدهم «کارلایل » در سخنرانی های مشهور خود در لندن تحت عنوان «در باب قهرمانان »با تجلیل و ستایش از خاتم پیامبران و پیام آور اسلام به عنوان شخصیتی شریف ،اصیل و بزرگ منش در تاریخ نگرش های کینه توزانه ی غربی ها را نسبت به محمد و آيین اش نکوهش و محکوم کرد .
در همین دوران ،شرق شناسان اروپایی به سرزمین های اسلامی وارد شد ه و با فرهنگ و تمدن و باورهای مسلمین از نزدیک آشنا شدند ، اما متأسفانه بسیاری از آنان به جای گزارش صادقانه ، به درج نکاتی روی آوردند که از خیال پردازی و تجسم های ذهنی آنان منشأ می گرفت و با واقعیت های فرهنگ وتعلیمات اسلامی و سنت های مردمان این نواحی انطباق نداشت . 4.

استمرار خصومت
در سال های آغازین این قرن ،نوعی کشش به عرفان اسلامی و سنت های شرقی در اروپا پدید آمد که با تأثیر پذیری از چنین جاذبه ای اسلام به عنوان دینی فطری ، حاوی صفا و اخلاص ومعنویت توصیف شد . در آلما ن «این ریلکه » عمیقاً تحت تأثیر تعلیمات محمدی قرار گرفت و از دین اسلام به عنوان آیینی که پیروانش برای رسیدن به خدا به میانجی نیاز ندارند تجلیل کرد. ولی اغلب شرح حال نویسان در نگرش ها و نوع برداشت های خود نسبت به حضرت محمد صلی الله علیه وآله نکاتی تردید آمیز را مطرح کردند و گویی آنان هم می کوشیدند همان باور کهنه ی توام به کینه و نفرت عصر قرون وسطایی را درباره ی بنیان گذار دین اسلام یعنی نبی اکرم احیا کنند 5. و این پندار موهوم ، کلیشه ای وسطحی حتی در دانشنامه ها و فرهنگ های مرجع راه یافت اگر چه همه نویسندگان چنین خط مشی را دنبال نکردند.
در سال های پس از دهه ی 1950 م متخصصان علوم اسلامی در اروپا ومستشرقین و مروّجان آنان به جای پرداختن به دیدگاه های متعصبانه غربی به منابع اسلامی روی آوردند . این نویسندگان پس از ترجمه ی قرآن به زبان مادری خود دراروپا چنین نتیجه گرفتند که برخلاف عقاید و دیدگا ه های موجود ، حضرت محمد صلی الله علیه وآله انسانی فوق العاده ، راستین و شریف بوده است ؛ اگر چه گاهی بخش اعظمی از این فهم و شناخت تأمل بر انگیز به طرز ویرانگری باتصویرگری غیر واقعی و دروغین افرادی مثل سلمان رشدی و کتاب هایی مثل «آیات شیطانی » مختل می شد . آثاری که پیوسته و اکنش بسیار منفی مسلمانان را به دنبال داشت .

روزنه هایی به سوی روشنایی
خوشبختانه بر خلاف این مسیر پر افت وخیز ،شناخت تازه ای که غرب از اسلام به دست آورد ، موجب شد تا برای درک بهترمعیارهای اساسی و اصولی مسلمانان ،برخی از تفکرات دینی و اجتماعی اسلام را از نو مورد بررسی و بازبینی قرار دهد . به همین دلیل سرگذشت نامه های رسول اکرم که مستشرقان و دانشمندان اروپایی در سنوات اخیر نوشته اند به طور یقین واقع بینانه تر از آثار نسل های پیش است و آنان کوشیده اند حق شخصیت آسمانی آخرین پیامبر را به درستی ادا کنند . کتاب «محمد رسول و سیاستمدار» از «بلیومونتگمری وات » از مشهورترین این مطالعات است . «گونتر لولینگ » نیز در کتابی به معرفی پیامبر اعظم پرداخت و آن حضرت را فرستاده ای الهی معرفی کرد که ادامه دهنده ی مسیر رسولان گذشته وآیین های آسمانی قبلی بود.
«ماکسیم رودنسیون » در سرگذشت نامه ای که به حضرت محمد اختصاص داد ، حقایق مهمی را عرضه داشت و «آنداريه » هم کوشید تا نقش رسول خدا صلی الله علیه و آله را در پیدایش اسلام و دین داری مسلمانان جهان به راستی و مطابق واقعیت نشان دهد 6.
با این توضیحات اجمالی در ذیل به دیدگاه های متفکران غربی در باره ی رسول اکرم صلی الله علیه و آله می پردازیم :

گوستاولوبون چه گفته است .
گوستاولوبون از جمله خاور پژوهان بلند پایه فرانسوی که در آثارش تعصب های یک جانبه و منفی نسبت به اسلام وآیین محمدی کمتر به چشم می خورد .تعاریف زیبا و ستایش های جالبی از سول خدا صلی الله علیه و آله و علل گسترش این دین الهی دارد .
اینک اجمالی ازدیدگاه هایش در باره ی حضرت محمد صلی الله علیه وآله : محمد از اعقاب خاندانی شریف و برجسته بود . هر چه به چهل سالگی نزدیک می شد بیشتر مجذوب معنویت می گردید . تنها به غاری در کوه حرا می رفت و چندین روز و شب را با روزه ،نماز وتفکر سپری می کرد . یکی از شب های سال 610 میلادی که در آن غار به سر می برد آن حادثه ی عظیم که محور همه ی تاریخ اسلام است برای او رخ داد . از آن پس وحی بارها تکرا ر شد .
پیامبر در مدینه یک حکومت اسلامی تشکیل داد و بخش مهمی از وقت خود را صرف امور اخلاقی ، اجتماعی و مناسبات سیاسی و امور نظامی کرد زیرا کار دین و دنیا را از هم جدا نمی دانست . با آن که پیامبر به تمامی امور رسیدگی می نمود ر از فرط فروتنی محبوب همگان بود .بارها او را می دیدند که پا پوش خود را می دوخت یا لباس خویش را وصله می زد یا از بازار خوراکی می خرید . با محرومان گشاده رو و در برابر گردن کشان با مهابت برخورد می کرد . با وجودسادگی و زهد و قناعت به وضع ظاهر خویش توجه داشت اگر چه تجملات و رفاه زدگی را بر نمی تافت . اگر بزرگی را به میزان اثر مرد بزرگ در مردمان بسنجیم باید بگوییم محمد [صلی الله علیه وآله ] از بزرگ ترین مشاهیر تاریخ است .وی درصدد بود قومی را که در توحش بودند به سوی معنویت سوق دهد که موفق شد و از این لحاظ بر تمام مصلحان دیگر رجحان داشت 7.

در وصف مونتگمری وات
«وات » استاد مطالعات اسلامی و شرق شناسی در دانشگاه ادینبورگ انگلستان بود. حوزه ی اصلی مطالعاتش سیره ی پیامبراکرم ،تفسیر قرآن ،فلسفه وعرفان ،رابطه ی اسلام ومسیحیت و تاریخ جهان اسلام بود. وی در وصف رسول خدا صلی الله علیه و آله می نویسد :
شخصیت محمد به گونه ای بود که احترام واعتماد مردم را بر اساس مجاهدت های دینی و خصال خوب هم چون شهامت ، قدرت تصمیم و استحکام در رفتار توأم با سخاوت جلب می کرد . اخلاق و رفتارش چنان پسندیده بو د که محبت و دوستی مردم را به دست می آورد و آنان را به فداکاری بر می انگیخت . درست است که می گویند نارضایتی های اجتماعی وانحطاط امپراطوری های ایران و روم موجب توسعه ی اسلا م گردید اما نشر و گسترش این آیین بدون صفات وفضیلت های رسول اکرم امکان پذیر نبود8.

از نگاه آنه ماری شیمل
آنه ماری شیمل محقق و دانشور آلمانی اگر چه مسلمان نبود اما به تمدنن و معارف اسلامی در تمامی ابعاد آن عشق می ورزید .وی یاد آور شده است :
خوانندگان مغرب زمین که باسنت آمیخته به نفرتی چندین قرنی نسبت به محمد [صلی الله علیه و آله ] پرورش یافته اند شاید انگشت تحیر گزند که مهمترین خصلت پیامبر اکرم ،مهربانی و تواضع اوست ،تمامی مدارک و منابع معتبر از عطوفت و درعین حال وقار محمد سخن گفته اند . جنبه ای دیگر از زندگی پیامبر که امکان دارد با ذائقه غربی ها موافق ننماید ،دین و دولت را در هم آمیختن است و این حالت ، برهان است روشن بر نقش منحصر به فرد محمد ،شاهدی برعظمت مقامش و حقیقت رسالتش ،مگر می شود خداوندی که او را به سوی مردم مبعوث کرد در دلش نیفکند که امتش را به نیکوترین وجه هدایت کند .
گسترش مقاومت ناپذیر اسلام بر شبه جزیزه ی عربستان در دوران زندگی پیامبر و بسط سریع و حیرت آور حکومت اسلامی در نخستین سده پس از رحلت پیامبر جای شکی باقی نگذارد که این دین ظفرمند همان آیین راستین است و آن کسی که آن را تبلیغ می کندپیامبر برحق خداوند است .چه کسی جز این انسان می توانست آخرین و حی جامع را از سوی پرودگار بیاورد .9.

از نظر برتولد اشپرلو
اشپولر در زمینه ی مباحث شرقی از مراکز علمی چندین کشور موفق به اخذ درجه ی دکترا گردید .وی به پانزده زبان آشنایی کامل داشت و از جمله مستشرقان آلمانی است که درباره ی فرهنگ و ملل اسلام در خاورمیانه و سایر قلمروهای جهان است تحقیقات ومطالعاتی انجام داد .وی در دانشگاه برلین ،مونیخ ، گوتینگن و هامبورگ استاد رسمی کرسی اسلام شناسی وتاریخ مناطق شرقی بود .
وی می نویسد:
مشاجرات وتردیدهای ادوار نخستین مسیحیان که سیمای حضرت محمد را بر خلاف حقیقت آن چه بود ،نشان می دادند ،بی چون و چرا باطل است و در این که محمد نسبت به رسالت پیامبری خویش صادق بوده ،هیچ گونه تردیدی وجودندارد.هیچ کس نمی تواند منکر شود که ظهو ر آن حضرت جلوی بسیاری از خلاف ها وافراط کاری ها را که در جوامع آن روز رایج بود گرفت و از همان مراحل نخست سیمایش در جوامع اسلامی مورد تجلیل و تکریم قرار گرفت و عصمت ولغزش ناپذیری او امر مسلمی گردیدوکردار و رفتارش به عنوان نمونه عالی نگریسته می شود10.

دیدگا ه های دیگر دانشمندان
ولتر : دینی که [حضرت ] محمد آورد بی شک از مسیحیت برتر بود .اوقانون گذاری خردمند بود که می خواست بشریت را از بدبختی ،جهل و فساد رهایی بخشد و هرگز قانونی کامل تر ازقوانین قرآن که وی وحی گردید ،ناز ل نشده است 11.
کارلایل :گر چه به نظر فلسفی تعلیمات [حضرت ] محمد صورت کاملی از تعالیم مسیح بود لیکن اگر به دقت به سرعت تأثیر تعلیمات اسلام به دل ها بنگریم یقین خواهیم کرد که آیین محمد [صلی الله علیه و آله ] بهتر از آیین مسیحیتی بود که ساخته ی اوهام و خیالات و افکار پیروان خود بود زیرا عنصر فروزنده ی تعلیمات مسیح در پس ابرهای دروغ و اوهام پنهان گشته است 12
دکتر گرینه :آیات قرآن را به دقت مطالعه کردم و از این کتاب حقایق زیادی برای من کشف شد و از این رو یقین کردم پیامبر اکرم از روی حقیقت ، پیامبر برحق است زیرا این کتاب را متجاوز از هزار سال قبل برای مردمی آورده که در آن روز ابدا اطلاعی از کشف های علوم جدید در دسترس کسی نبوده است . 13.
دکتر ینواست : در قرآن آیاتی دیده می شود که با گذشت قرن ها ، با آخرین اکتشافات علمی امروز تطبیق می کند این موضوع مرا قانع ساخت و موجب شد که به یگانگی خدا و به نبوت حضرت محمد [صلی الله علیه و آله ] ایمان آورم .اسلامی که او آورد در باره ی زندگی بشر هیچ نکته ای را فروگذار نکرده و یگانه دینی است که با سرشت و طبیعت انسان ها انطباق دارد .14.
جرج برنارد شاو :محمد [صلی الله علیه و آله ]را باید منجی بشریت خواند . من اعتقاد دارم که اگر مردی مثل او حاکمی در عصر جدید می شد برای حل مشکلاتش از صلح و دوستی استفاده می کرد . او عالی ترین مردی بود که روی زمین با گذشته است . او به دین دعوت کرد یک تمدن را پایه گذاری نمود ،ملتی را بنا نهاد و اخلاق را نهادینه کرد 15.
لامارتین شاعر و مورخ : اگر بزرگی هدف ،کم بودن ابزار و رسیدن به نتایج شگفت انگیز سه محور سنجش هوش بشری باشد چه کسی ادعای مقایسه بزرگ مردان تاریخ کنونی را با حضر ت محمد دارد .این مرد نه فقط ارتش ها ،قوانین ، فرمانروایی ،مردمان و سلسله ها بلکه میلیون ها نفر یعنی یک سوم از ساکنان کره ی زمین وحتی بیش از آن را به جنبش و حرکت واداشت 16.
پرفسور هورو گرونجی : وحدت ملت های بنا نهاده شده توسط پیامبر اکرم بر اساس اصول اتحاد بین المللی و اخوت بشری بنا گردیده که می تواند الگویی برای ملت های دیگر باشد درحقیقت هیچ ملتی درجهان نمی تواند نظیری برای فهم ایده اتحاد ملل که در اسلام انجام شده نشان دهد 17.
میشل اچ هارت :من محمد [صلی الله علیه و آله ] را برای معرفی در فهرست اشخاص پرنفوذ دنیا که خوانندگان را متعجب می کند برگزدیم اما دریافتم که او تنها کسی بود که در تاریخ در دوبعد دین ودنیا درنهایت موفقیت قرار می گید 18.
کا. اس .راماک ریشنارائو(استاد فلسفه ) :شخصیت محمد به گونه ای است که رسیدن به تمام حقیقت آن بسیار سخت است .نظری اجمالی این ابعاد را روشن می کند :محمد پیامبر ،دلاور ، سیاستمدار ،سخنور ،اصلاح طلب ،پناه دهنده یتیمان ،حامی بردگان ،منجی زنان ،قاضی و روحانی است . اویک قهرمان است 19.

پی نوشت ها:
1.سوره ی صف ،1
2.سوره نساء،55
3. نک :استیون رانسیمان ،تاریخ جنگ های صلیبی ،ترجمه :منوچهر کاشف .
4. مینو صمیمی ،محمد در اروپا ،ترجمه :عباس مهر پویا ،ص46-45.
5.همان ،ص 47 .
6. آنه ماری شیمل ،محمد رسول خدا ،ترجمه حسن لاهوتی ،مقدمه مؤلف .
7. نک :ویل دورانت،تاریخ تمدن ،بخش اول از عصر ایمان ،فصل هشتم .
8. مونتگمری وات ،محمد پیامبر وسیاستمدار ، ترجمه :اسماعیل والی زاده ،ص 296-294.
9. آنه ماری شیمل ، محمد رسول خدا ،ترجمه :حسن لاهوتی ،ص 91-90
10. برتولد اشپرلو ،جهان اسلام ،ترجمه :دکتر قمر آریان ،ص 42-41 .
11. جواد حدیدی ،اسلام از نظر ولتر ،ص 103-99
12. نصرت الله نیک بین ،اسلام از دیدگاه دانشمندان غرب ،ص 36
13. فرهنگ اسلام شناسان خارجی ،ج 1،ص191
14. همان ،ج 1،ص 16
15. نشریه سیاحت غرب ،ش 38،شهریور 1385،ص 5.
16. همان ،ص6
17.همان ،ص9 .
18.همان
the institute of islamic information 19

ماهنامه ي ديدار آشنا،اسفند و فروردين 86 – 85 ،شماره 79 – 78 ، ص13 - 11 ،غلامرضا گلي زواره.

 
 
 
 
 
 
mehrab motavally