آستان مقدس امامزاده سلطان محمد عابد (علیه السلام) ـ کاخک

به امامزاده سلطان محمد عابد (علیه السلام) معروف می باشد.
ایشان را برادر حضرت امام رضا (علیه السلام) مى‌دانند؛ ولى چنان‌ که از قرائن برمى‌آيد وى محمد بن جعفر الصادق (علیه السلام) عموى بزرگوار امام رضا (علیه السلام) است که به «محمدالعابد» شهرت داشته است.
احتمال قوی می رود شخصیت مدفون در این بقعه سیدجلیل القدر امامزاده عظیم الشأن حضرت ابوجعفرمحمد بن موسی بن احمد الاعرابی بن القاسم بن حمزه بن الامام موسی الکاظم (علیه السلام) باشد. وی بنا به گفته علمای انساب سیدی جلیل و شاعری ممدوح و سرپرست سادات طوسی بود، جملگی علمای انساب او را ستوده و نوشته اند که وی یکی از سرشناسان سادات و نقبای طوس بوده که فرزندی نیز به نام حمزه داشته که مکنی به ابوالقاسم بود و پس از پدر نقابت طوس را به عهده داشته است.
از این رو از آنجائیکه نقیب در بسیاری از محاورات به عنوان سلطان و خلیفه معرفی شده؛ لذا با وجود وجاهت و سرشناسی امامزاده سیدمحمد (علیه السلام)، احتمال قوی می رود که محمد بن موسی نوه امام کاظم (علیه السلام) با محمد بن موسی بن جعفر (علیه السلام) فرزند او اشتباه گرفته شده باشد.

امامزاده سید محمد عابد علیه السلام کاخک

2-1 - معماری بنا

پیش گفتار

2-1-1- روند شکل گیری ساختمان امامزاده

2-1-2- بررسی معماری و سیر دگردیسی بناهای چارتاقی ها

2-1-2- الف تاق وگنبد در معماری ایران

2-1-2- ب چارتاقی درمعماری ایران

2-1-2- ج - دگردیسی چارتاقی هابه بناهای اسلامی

2-1-3 - رابطه مقبره با بناهای قبل وبعد از خود

2-1-4 - گونه شناسی امامزاده سید محمد عابد کاخک

2-1- 5 - تاریخچه مقبره

2-1-6 نقشه مقبره

2-1-7- فرم مقبره

2-3 تزیینات بنا

مقدمه

2-3-1- تزیینات معماری از نظر واژه و معنا

2-3-1- الف -تزیین از نگاه واژه

2-3-1- ب -کاربرد واژه«تزیین»در فرهنگ ایران-اسلامی

2-3-1- ج تزیین یا DECORATION

2-3-1- د- جمع بندی

2-3-2-اصول کلی تزیینات

2-3-3-عناصر تزیین

2-3-4-روشهای اجرای تزیینات

2-3-4-الف-آینه کاری

2-3-4-ب- آجرکاری


2 - 1 معماری بنا

پیش گفتار

ايرانيان در تمام طول تاريخی که از خود به جا گذاشتند، همواره جايی را برای تمرکز، يافتن خويش و اعتلا بخشيدن به روح و روانشان در نظر گرفته اند . هر جا اين تشخّص بخشيدن نياز به ساختمان داشته، برای آن معماری کرده اند . به همين دليل، برای متجلّی ساختن اعتقاداتشان، که هم مسير زندگی دنيايی و هم اُخروی آنان را معنا می کرد، دست به ساخت و ساز می زدند .

معماری ايرانی پس از ظهور اسلام، چون درّ درخشان تاج جهان اسلام می درخشيد . در اين معماری مسجد فقط يک مکان مذهبی نبود . در اوايل، زندگی اجتماعی شهر، با مرکزيّت مسجد انجام می پذيرفت . مسجد به تنهايی کارکرد مجلس و شورای شهر را نيز داشت .

بناهای عبادی در قبل از اسلام

1- زیگورات چغازنبیل

2- معابد

3- آتشکده

بناهای عبادی در بعد اسلام

1- مساجد

2- زیارتگاه

3- آرامگا ه ها ومقابر بزرگان ،حاکمان دین،امامزادگان

4- مدارس علوم دینی


2-1-1- روند شکل گیری ساختمان امامزاده

1- بعد از تدفین حضرت امامزاده سید محمد عابد(ع)فرزند حضرت موسی بن جعفر درسال 202 هجری در شرقی ترین نقطه شهرکاخک، مردم روستا وروستاهای همجوار بنایی را بر روی مقبره امامزاده ساختند.باتوجه به

الف- یکسان بودن اصل یکتاپرستی در مذهب ایرانیان در قبل وبعد اسلام ،معماری بناهای مذهبی همان شیوه خود در قبل از اسلام را در معماری بعد اسلام ادامه داد . (چارتاقی)

ب- اینکه کاخک در منطقه کوهستانی ودارای اقلیم گرم وخشک قرار گرفته است.دارای منابع محدود چوب برای پوشش سقف می باشد.در نتیجه برای پوشش سقف ها در این منطقه از پوشش های گنبدی استفاده می شده است .

می توان احتمال داد که بنای اولیه ساخته شده بر روی مقبره امامزاده حالت چارتاقی گنبد دار را داشته است.

.(تصویر2-1-1)

2در اواخر دوره سلجوقی بنای فعلی امامزاده توسط امیر عبدالله تونی(فردوس کنونی)بر روی مزار امامزاده ساخته شد.(سبک رازی)،(تصویر،2-1-2)

از کارهای انجام شده بر روی ساختمان امامزاده در این دوره می توان به :

ساخت گنبد خانه که از معماری دوره قاجار وارد معماری اسلامی شد.

گنبد دو پوسته

آجر کاری روی گنبد(آجر لعابدار)

3-در دوره صفوی و تیموری(سبک اصفهانی)تعمیراتی در ساختمان امامزاده انجام گرفت که سند آن کتیبه جلوی ایوان شمالی است که با کاشی معرق به خط علی رضا عباسی است. و هم چنین می توان احتمال داد که آینه کاری فضای گبد خانه در این دوره ها انجام گرفته شده باشد.(تصویر 2-1-3)

4-از کارهای انجام گرفته در دوره جمهوری اسلامی می توان به :

1-مسقف کردن ایوان جنوبی و افزودن این قسمت به بنای امامزاده

2-ساخت شبستان امامزاده،(تصویر 2-1-4)

)

تصویر(2-1-2) تصویر (2-1-1)

تصویر (2-2-3) تصویر (2-1-4)

2-1-2- بررسی معماری و سیر دگردیسی بناهای چارتاقی ها

در تاریخ معماری جهان به شکل هایی بر می خوریم که بیش از عناصر دیگر ونیز در زمانی طولانی در ساختمان ابنیه ها به کار گرفته شده اند. ازجمله « چارتاقی گنبددار» که از ویژگی آنشکده های عصر ساسانی است وهنوز در بسیاری از گورستان ها وامامزاده های کوچکی که در سراسر ایران پراکنده اند،به چشم می خورد.هم چنین خلق بسیاری از مساجد،بر پایه چارتاقی است.

برآوردن نیازهای ساختمانی تنها هدف بانیان وسازندگان بناها در ایران نبوده است.در واقع این معماری هیچ گاه خالی از معنا نبوده وهمواره پیوندی بین آن وباورهای مردم ایران وجود داشته است.به قول آرتور پوپ «وظیفه دایمی معماری ایران ،پرکردن شکاف هولناک میان دو دنیای خاکی وافلاکی به هر دو صورت طبیعی ونمادین است ،به وسیله بناهایی که سر به آسمان می سایند.»

از زیگورات چغازنبیل در شوش وستون های تخت جمشید،تاچارتاقی های ساسانی که عنصر مقدس همچون آتش بر بالا ودر کانون گنبد خود قرار داده اند،این موضوع به خوبی نمایان است.

2-1-2- الف تاق وگنبد در معماری ایران

آندره گدار می گوید « ایران همواره از دو نظام معماری سود جسته است. یکی نظامی که استخوان بندی اش داربست چوبی است ودیگری که بر اساس استفاده از تاق پایه گذاری شده است.»

تاق وگنبد وچفد(=قوس)در ایران پیشینه ای کهن دارد.غیاث الدین جمشیدکاشانی می گوید:«گنبد از دَوَران قوس تاق،حول محور عمودی آن به وجود می آید.»

در متون موجود دیرینه ترین گنبدی که به آن اشاره شده،مربوط به دوران اشکانی و اوایل ساسانی است.این گنبد در شهر فیروز آباد وبه قطر 10/16 متر بنا شده است.

بزرگ ترین بنای گنبدی ساسانی نیز تالار تشریفات کاخ بیشاپور است.

ذوالفقارزاده می نویسد:«گنبد نه تنها رسالت پوشاندن ابعاد بزرگی از فضا را از نظر ایستایی دارد،بلکه یکی از مهم ترین نمادهای معماری ایرانی به شمار می رود.شکل وشیوه ساخت گنبد«مکتب معماری ایران،از دیگر مکاتب کاملاّ متمایز است. از مهم ترین خصوصیات آن اینکه گنبد های ایرانی بی هیچ چوب بست وقالبی ساخته می شدند.» یکی از عوامل مهم در سقف های گنبدی طرز اجرای کار است.به این ترتیب که پوشش های گنبدی روی پلان دایره باید اجرا شود،اما سطوحی که باید پوشیده شوند به جز در مواردی خاص یا در برج ها،اغلب مربع یا مربع مستطیل هستند.بنابراین سطوح غیر دایره باید به دایره تبدیل شوند تا امکان اجرای گنبد میسر باشد. برای اینکار در ابتدا با ساختن قوس های کوچکی در چهارگوشه پلان مربع آن را تبدیل به مقطع دایره می کردند.بعد از مدت ها موفق شدند که سطح مربع را به وسیله لنگه تاق هایی که اجرای آن آسانتر وعملی تر بود از مربع به هشت وبعد به 16 ضلع تبدیل ودر نتیجه گنبد را روی آن احداث کنند که گوشه کار،گوشواره،گوشه سازی،فیل پوش یا فیل گوش نامیده می شوند.» بررسی های تاریخی نشان داده که از زمان پارت ها دو تکنیک وسبک ویژه در معماری ایران پیدا شد که در معماری منطقه ای و جهانی تاثیر زیادی بر جای گذاشت.

یکی از پدیده های معماری این دوره،پیدایش سبک گنبد روی چهار گوش واختراع سیستم گوشواره(=شکنج) ونوآوری دیگر ،پیدایی ایوان با آسمانه تاقی وسبک چارتاق بود.از نمونه های این سبک که شاید قدیمی ترین نمونه آتشکده گنبد دار باشد،گنبدی است روی چار تاق«بازه هور» که به رباط سفید معروف است .ودر 45کیلومتری جنوب خاوری مشهد واقع شده است.معماران پارتی توانستند تاق زنی را که چندان اهمیتی نداشت به اوج قدرت رسانده و آن را همچون تاجی بر ایوان ها برافرازند،در تاق های گوشواره ای «کوه خواجه»نخستین گام به سوی گنبد سازی ساسانیان برداشته شد.

روش های تاق سازی و سبک های معماری که از دوره پارتیان آغاز شده بود،در دوران ساسانیان ادامه یافت و دربرخی از جنبه ها به اوج خود رسید سازندگان ساسانی با منابع معماری محدودی که در اختیار داشتند،نا گهان با نیازهای مبرم سلسله ای تازه روبه رو شدند که برای نشان دادن هرچه بیشتر توان ونبوغ خود نیاز داشت به احداث بناهایی پر شکوه روی بیاورد.از سوی دیگر دین ساسانیان که در ارتباط تنگاتنگ با نظام حکومتی آنها بود،بناهای ویژه ای را می طلبید.با توجه به این اصل در سنت زرتشتی که آنتش باید از تابش آفتاب و نیز هرگونه آلودگی به دور باشد.سبک جدیدی در ساختمان آتشکده ها رواج یافت،به این گونه که اتاقی کاملاّ تاریک در وسط بنا می ساختند که آتشدان در آن قرار داشت.اتاقی که آتش مقدس در آن می سوخت عبارت از یک بنای چهار گوش مرکب از چهار تاق بود واز این رو به «چار تاقی» موسوم شد که بسته به اهمیت آتش ومکان آن از بنایی جداگانه تا جزیی از یک مجموعه ساختمانی تغییر می یافت.

2-1-2- ب چارتاقی درمعماری ایران

«چارتاقی»که از واژه چار+ تاق (که از ریشه پهلوی «تاک» تشکیل شده،در معماری ایرانی نامی است کلی برای یکی از فرم های مهم وبنیادینی که در تکامل این معماری نقشی اساسی داشته است.

همان گونه که می دانیم ایرانیان باستان ،چهار آخشیچ (=عنصر)آب،آتش،خاک وهوا را گرامی می داشتند.چار تاقی دارای چار پایه است که می توان آن را کنایه ای از چهار عنصر پدید آورنده جهان دانست. هم چنین چهار درگاه یا دهانه ها به چهار جهت گشوده است وبه چهار سوی جهان اشاره دارد.«چلیپا» یک نمونه بارز آن است که چهار بازوی مساوی آن اشاره به چهار سوی زمین (شمال،جنوب،شرق،غرب) و وحدانیتی که در مرکز آن قرار دارد اشاره ای است به سوی آسمان.ایرانیان بر پایه این اندیشه روی به سوی چهار گانگی در درک و آفرینش فضایی کردند که چارتاقی ها نمادی بسیار کهن آن است.

نام «چارتاقی» تا حدی روشنگر فرم آن نیز هست،بنایی چهار گوش که از چهار ستون که توسط چهارتاق با یکدیگر ارتباط یافته اند،تشکیل شده و روی آن گهواره گنبدی قرار گرفته. پس از به وجود آمدن تکنیک گنبد سازی وپس از آنکه معماران ایرانی توانستند پلان های مربع را به دایره تبدیل کنند،استفاده از فرم چارتاقی مرسوم شد.در حقیقت چارتاقی به یک واحد معماری تبدیل شد که می توانست به صورت مجزا یا در ترکیب با عناصر دیگر ،در یک ساختمان مورد استفاده قرار بگیرد.

هرتسفلد با توجه به ریشه واژه چارتاقی ،وجه تسمیه ورابط میان کارکرد این نوع بناها ومعماری آن را تشریح کرده و می نویسد:«خرابه قصر شیرین به چارقاپو موسوم است وآن لغت کردی است به معنی چهار دروازه با یک دروازه مربع.در فارس نام معمولی این گونه بناها چارتاق است،به معنی چارتاق دروازه دار

ولی این کلمه یک معنای بهتری دارد. این لغت شبیه است به کلمه سوق که اصلاُ یک کلمه پهلوی قدیم (=سوک)بوده ومعرب شده و چهاربازار معنی می دهد.یعنی بنای مربعی که چهارزاویه دارد و در همان محل یک بازار است.»آن گونه که حسن زمرشیدی می گوید:«از پوشش چارتاقی در دهنه های متقاطع استفاده می شود.این پوشش کار همان تاق ضربی است

که در قسمت های میانی تاق ها از دو یا چهار جهت در یکدیگر ادغام می شود وپوشش چارتاقی را می سازد.» مصطفوی،خصوصیات این نوع بناها را به این نحو تشریح کرده:« بنای چارتاقی به کلی مشتمل بر چهار چایه استوار است که عوموماُ از سنگ ساخته شده و روی آنها چهار لنگه تاق ضربی از همان نوع سنگ احداث شده است. پوشش گنبدی بر فراز چنین بنایی می زدند ودر چهار جانب آن چهار درگاه باز قرار داشت .چنین ساختمانی محل افروختن آتش بود.در آتشکده های روستا ومراکز مذهبی مهم تر بنای چهار تاقی به وسیله دهلیزهایی که چهارجانب آن را احاطه می کرد وابنیه تابعه دیگر،به صورت بنای بزرگتر و مفصل تری در می آمد در آتشکده های بزرگ تر اساساُ بنای چارتاقی جزئی از مجموعه بناهای آتشکده بود که ضمن ابنیه دیگر چنین مجموعه ای ساخته می شد.»

خالص ترین فرم های چارتاقی را می توان هم اکنون در چارتاقی نیاسر کاشان،فیروزآباد،نطنز وبیشاپور یافت.

بنای «چارتاقی » درزمان ساسانیان،به اندازه ای با اندیشه و مفهوم «آتشکده» تطابق داشت که تفکیک آن دو از یکدیگر به سختی امکان پذیر است.اما ازآنجا که طرح ونقشه آتشکده هایی که از دوران ساسانی بر جای مانده،همین طرح چارتاقی است. بسیاری اصطلاح «چارتاقی»را تنها برای مشخص کردن آتشکده ها به کار می بردند. درحالی که چارتاقی به عنوان عنصریا واحد معماری،می تواند درهر ساختمانی (از جمله کاخ ها و قلعه ها) به کار رود.

فرضیه مشهود دیگر درباره کاربری چارتاقی ها،همان است که آندره گدار وماکسیم سیرو و به پیروی از آنها سایر پژوهشگران به آن اشاره دارند:

این بناها «آتشگاهِ نشانه »یا «علامت» بوده و در مسیر راه های مهم تاریخی و باستانی قرار داشته اند.گدار وسیرو در کتاب «آثارایران» با آوردن نمونه هایی مانند بناهای قلعه دختر قم و قلعه دختر شهرستانک (در شمال تهران) بر این فرضیه تاکید دارند که آتش مقدس در ساعات نماز وعبادت در این بناها روشن می شده ودر ضمن راه را نیز به مسافران نشان می داده است. مصطفوی نیز در یک مطالعه تاریخی دقیق درباره چهارتاق های منطقه «جره» فارس (جنوب شرقی کازرون)،به نتیجه گیری متشابهی رسیده. او چارتاق های مشهور «جره»،«تون سبز»وفراشبند را درمسیر یک راه کهن تاریخی که استخر را به فهلیان می رسانده ، دانسته است.

2-1-2- ج - دگردیسی چارتاقی هابه بناهای اسلامی

حمله اعراب و رسوخ دین اسلام در سرزمین ایران از نبرد قادسیه تا فتح بلخ حدود 25 سال به طول انجامید وبا اینکه اعتقادات دینی ایرانیان دستخوش تغییرات مهمی گردید معهذا به اتکا به اصل یکتاپرستی در هردو مذهب شیوه های معماری راه خود را دنبال کرده و فضای یک آتشکده که به منظور نیایش اهورمزدا به پا شده بود.به آسانی برای پرستش خداوند یکتا آماده شد.

اکبر تجویدی می نویسد:«بسیاری از آتشکده های عهد ساسانی در همان روزهای اول گسترش اسلام به صورت مسجد درآمدند و چارتاقی اولیه وتالار مسجد را تشکیل دادند. تنها تغییری که در این ساختمان ها به وجود آمد آن بود که یکی از دهانه های چهارگانه که به سمت قبله می نمود به وسیله دیواری مسدود گشت و در درون آن محرابی تعبیه شد....

زنده ترین نمونه یک آتشکده چارتاقی ساسانی که به مسجد تبدیل شده است را می توان در ایزدخواست به وضوح مشاهده کرد.»

ماکسیم سیرو نیز تحت عنوان «مسجد جامع ایزدخواست»گذارش جامعی در سال 1945 میلادی در مورد چارتاقی ایزدخواست که روی ارتفاعات به همین نام بین اصفهان و شیراز قرار گرفته منتشر نموده است (تصویر،2- 1-5 )

چارتاقی مسجد یزد خواست،تصویر 2- 1-5

وی معتقد است که این بنا نخستین چارتاقی شناخته شده ساسانی است که به مسجد تبدیل شده است.مساجد جمعه کوهپایه و قهی دو نمونه دیگر از چارتاق هاست.

از بازرسی معماری ایران اسلامی به وجود عوامل معماری سنتی ساسانی پی می بریم.مسجد«تاری خانه» دامغان و مسجد جامع فهرج دو نمونه درخشانی از این تداوم است.


یکی از اولین آثاری که از همه نظر به شیوه چارتاقی ساسانی بنا شد، ونشانگر تداوم این شکل در معماری ایران است آرامگاه شاه اسماعیل سامانی در بخارا است.(تصویر 2-1-6 )سبک این بنا که در سال 907 میلادی ساخته شده است الهام دهنده بسیاری از بناهای یادبود یا آرامگاه دوران اسلامی جهان ایران است.

تصویر 2-1-6،بخارا آرامگاه شاه اسماعیل سامانی ( پرسپکتیو ) ابتدای قرن دهم

آرامگاه شاه اسماعیل(پلان)

گالدیری می نویسد سلجوقیان برای ساختن قبه ها و ستون های عظیم مساجد از سنت دیرین ساسانیان بهره بردند (،1354 :70) چارتاق،در حد یک مفهوم سنتی پر مغز،به عالم صور اسلامی پای می نهد و در آنجا هست که مزیت پیشینه خود را بازمی یابد .(اردلان،78:1382)

از دوره سلجوقیان وبعد از ساخت گنبدهای تاج الملک معروف به گنبد خاکی در سمت شمال ونیز گنبد نظام الملک در سمت جنوب مسجد جامع اصفهان ،گنبد خانه به عنوان یک عنصر اصلی و الگویی در طرح مساجد ایرانی جای خود را پیدا کرد.

تصویر2-1-7 ، اصفهان مسجد جمعه، A ،گنبد نظام الملک

تصویر 2-1-8 ،گنبد تاج الملک (گنبد خاکی)


نمونه های دیگری از «خاطره» چارتاقی ایران باستان را در مدرسه حیدریه قزوین (تصویر 2-1- 9)مساجد جامع اردستان(تصویر2-1-10)،گلپایگان(تصویر 2-1-11)،پارسیان،بروجرد و مساجد جامع زواره ،ورامین،کاشان امامزاده جعفر قم و بالاخره مسجد کبود تبریز می یابیم. این مساجد از ادوار مختلف،حتی تعدادی از آنها تا قرن نوزدهم توسعه یافته وبه صورت مساجد چهار ایوانه درآمده اند ولی عنصر اصلی و «قلب» آنها همان شکل چارتاقی سنتی است.

تصویر2-1-9،مدرسه حیریه قزوین



تصویر 2-1-10،مسجد جامع اردستان

تصویر 2-1-11،مسجد جامع گلپایگان
مسجد مصلای عتیق یزد (تصویر 2-1-12)تنها مسجدی است که چارتاقی آن شکل آتشکده را دقیقاُحفظ کرده وبه طور باز بوده و به این ترتیب فاقد محراب است.


تصویر،2-1-12،مسجد مصلای عتیق

2-1-3 - رابطه مقبره با بناهای قبل وبعد از خود

شیوه ساختمانی این بنا به برخی از بناهای قبل از اسلام و مقابر قرون اولیه اسلامی نزدیک است .

پلان گنبد خانه بنا دارای چهار درگاه در چهار ضلع می باشد. این نوع پلان دارای تشابهاتی با پلانهای تالار کاخ بیشاپور مربوط به دوره ساسانی،نقشه کاخ سروستان مربوط به دوره ساسانی(تصویر 2-1-13 )، مقبره شاه اسماعیل سامانی(تصویر2-1-14)منسوب به اواخر قرن سوم هجری در بخارا، گنبد خانه تاج الملک در قسمت شمال و نیز گنبد نظام الملک در سمت جنوب مسجد جامع اصفهان مربوط به دوره سلجوقی(تصویر 2-1-15) .... می باشد.

شکل- 2-1-13

نقشه کاخ سروستان مربو به دوره ساسانی که نقشه کلی مزار سلطان محمد عابد کاخک گناباد،با فضای باز سمت جنوب و تالارهای مستطیل طرفین تالار مربع خود آن را به خاطر می آورد.

شکل، 2-1-14

نقشه مقبره شاه اسماعیل سامانی در بخارا منسوب به اواخر قرن سوم هجری که پلان تالار اصلی مزار سلطان محمد عابد کاخک گناباد شبیه آن است .

شکل،2-1-15

نقشه تالار مربع جنوبی مسجد جامع اصفهان مربوط به دوره سلجوقی که نقشه تالار اصلی مزار سلطان محمد عابد کاخک گناباد شبیه آن است.

با وجود تشابه پلانی با بناهای قبل و بعد از اسلام می توانیم در باره قدمت وسابقه بنا چند فرضیه ارائه دهیم که برای اثبات نیاز به اسناد ومدارک بیشتر دارد.

قدمت قبل از اسلام

1- با وجود تشابه پلانی این بنا با آتشکده های قبل از اسلام می توان گمان برد که این بنا در قبل از اسلام آتشکده ای بوده خارج از روستا که در برخی جشن وسرور های مذهبی جمعیت مردم روستا در آن حضور پیدا می کرده اند،طی یک مراسم دینی انتقال آتش مقدس از آتشگاه روستا به خارج از روستا و تخت نشینی موقتی آن زیر چارتاقی انجام می شده و پس از پایان جشن مذهبی، دوباره آتش را از چارتاقی برداشته و به آتشگاه روستا باز می گرداندند.

2-فرضیه دیگری که در خصوص این چارتاقی می توان ارائه کرد این است که این بنا آتشگاه نشانه یا علامت بوده ودر مسیر یک راه مهم وتاریخی قرار داشته است.

با توجه به این نکته جاده خراسان معروف ترین راه بوده که به سمت شرق می رفته وپایتخت را به شهرهای ماوراءالنهر و سپس ترکستان و تاحدود چپن متصل می ساخته است. از جاده خراسان در سمت راست وچپ شهرهای بزرگی قرار داشته اند، و در جهت آنها راههایی منشعب می شده،که در ادامه شان به نقاط دیگر ایران می رفته اند. نیشاپور خراسان محل،راه دیگر به قاین می رفت،راه دیگری به سمت جنوب خاوری امتداد یافته،به هرات و از آنجا به زرنج سیستان می رسید.

با توجه به صحبت های امام جماعت امامزاده جناب آقای محمد قاسمپور سابقاُ راهی که شهرهای جنوب شرقی کشور را به مشهد می رسانده از کاخک عبور می کرده است.ایشان در میان سخنانشان بیان کردند که پدر اصدالله اعلم برای رفتن به پایتخت با کالسکه از کاخک عبور کرده و همچنین کاروانهایی که قصد رفتن به قائن،سرایان،و .... را داشته از کاخک عبور می کرده اند. شاید بتوان بر مبنای این سخنان نتیجه گرفت که کاخک در مسیر یکی از راههای باستانی و تاریخی ایران زمین قرار داشته شاید بر این مبنا به توان گفت که بنای امامزاده حاضر در قبل از اسلام کاربری آتشگاه نشانه یا علامت برای کاروان ها راداشته است.

3-فرضیه دیگری که می توان ارائه کرد.بر کاربری مزار بئدن آنها دلالت دارد. یعتی بر خلاف با رسم نهادن نساء در دخمه های«خورشید نگرش» به وجود مقبره های سنگی دوران ساسانی و انواع گورهای اشکانی و هم چنین هخامنشی دلالت دارد و چار تاقی مجرد خارج از روستا نشان مزاری فراز کالبد موت یا امواتی که بر بستری از سنگ یا در تابوتی سنگی در زیر یا مجاورت چار تاقی قرار داده شده اند. این فرضیه را«روبرت هیلن براند» (استاد دانشگاه هنر اسلامی دانشگاه ادینبورک ) در کتاب معماری اسلامی مطرح می نماید.

با توجه به قدمت تاریخی بسیار زیاد شهرستان گناباد در گدشته های دور یکی از پادشاهان ایران باستان در منطقه ییلاقی که امروز کاخک نامیده می شود،کاخ باشکوهی بنا کرده که آنرا «کاخ کی» نامیده اند.می دانیم که در دوران اساطیری ایران تعدادی از پادشاهان ایران باستان لقب«کی»داشته اند. واصولاُ «کی» به معنی پادشاه و صاحب جاه ومقام بوده است که البته اصل آن «کوی»بوده و بعدها به صورت «کی» نلفظ گردیده است. مانند کی کاوس،کی قباد،کی خسرو، و..... بنابراین بعید به نظر نمی رسد که کاخک در اصل «کاخ کی » بوده باشد که بدین ترتیب مربوط به یکی از پادشاهان کیانی می شده است. که در کاخک یا اطراف آن سکونت داشته اند وبه خصوص که در چند کیلومتری غرب آن خرابه هایی به نام اسپیددژ یا دژسفید به چشم می خورد.

بنابراین شاید بتوان گفت که در قبل از اسلام چهار تاقی حاضر مربوط به آرامگاه یکی از پادشاهانی باشد که در این خطه حکومت می کرده است.

این ها همه از مواردی بود از قدمت وتاریخچه بنا در قبل از اسلام که بیشتر جنبه فرضیه و احتمال دارند که برای اثبات درستی شان نیاز به اسناد ومدارک معتبر است ...

قدمت بنا بعد از اسلام

سلجوقیان برای ساختن گنبدهای بناهای یادبود و آرامگاههای دوران اسلامی و مساجد از سنت دیرین ساسانیان بهره بردند. وگنبد خانه به عنوان یک عنصر اصلی و الگویی در طرح مساجد،بناهای یادبود دوران اسلامی وارد معماری ایرانی شد.

نظر به اینکه می گویند این بنا توسط امیر عبدالله تونی در اواخر دوره سلجوقی در روی یک سکو ساخته شده ودر ساخت فضای گنبد خانه آن از الگوی آتشکده های قبل از اسلام بهره برد.لذا می توان بیان کرد که این بنا هیچ گونه سابقه ای قبل از اسلام نداشته ودر دوره اسلامی و در دوران پادشاهی سلجوقیان ساخته شده است.

نتیجه گیری

مسجد شیخ لطف الله اصفهان را می توان اوج زیبایی و نغز کاری در ساخت یک چارتاقی گنبد دار به لحاظ فرمی ومعنایی دانست.سیر تحول این فضای معماری از چارتاقی نیاسر تا مسجد شیخ لطف الله اصفهان وحضور آن به عنوان یکی از اندام های مرکزی و پر اهمیت معماری انعطاف پذیری و پایداری و تبدیل آن به یکی از مهم ترین و سمبلیک ترین فضاهای معماری مساجد نشان از ارزشمندی این فضا دارد. ثبات شکلی چارتاقی شاهدی است بر ارزشمندی ازلی اش و تا به امروز هم قدرتمند ترین تلفیقی است که آدمی توانسته از نمادها و صورت های سنتی اولیه ارائه کند.(همان:75) برای این فضا به خصوص در معماری اسلامی تفاسیری چون عالم سرور و نماد سبکی و تحرک کلی روح(اردلان 75:1382) وحدت وکثرت و هندسه های قدسی و مربع و دایره را ابراز می دارند.

می توان بر اساس مطالب ذکر شده بیان کرد که

1-احتمالاُ بنای مقبره قبل از تسلط اعراب بر ایران آتشکده بوده و بعداُ به آرامگاه تبدیل شده است . و بنای مجدد آن مربوط به اواخر دوره سلجوقی است.

2-احتمال دیگری که می توان برد اینکه بنای امامزاده مربوط به دوره بعد از تدفین حضرت امامزاده سید محمد عابد در سال 202 هجری است و هیچ گونه کاربری و سابقه ای قبل از اسلام نداشته است.

2-1-4 - گونه شناسی امامزاده سید محمد عابد کاخک

تعریف

به طور کلی آرامگاه به بنایی گفته می شود که یک یا چند شخصیت مذهبی یا سیاسی در آن دفن شده باشند.

انواع آرامگاه:

در معماری مقابر با چند نوع تقسیم بندی مواجه هستیم:

مذهبی منفرد

تقسیم بندی 1 تقسیم بندی 2

غیر مذهبی متصل

درونگرا برجی

تقسیم بندی3تقسیم بندی 4

برونگرا غیر برجی

جایگاه مقبره حضرت امامزاده سید محمد عابد در تقسیم بندی آرامگاه ها

حضرت امامزاده سید محمد عابد برادر امام هشتم شیعان است. آرامگاه مذهبی

مقبره امامزاده شامل بقعه وصحن می باشد. متصل

دسترسی به بقعه مطهر امامزاده از بیش ازیک راه امکان دارد. آرامگاه برونگرا

پلان محدوده بقعه مطهر امامزاده مربع شکل است. آرامگاه غیر برجی

2-1- 5 - تاریخچه مقبره

بارگاه امام زاده سلطان محمد عابد برادر بزرگوار امام رضا (ع)که در تاریخ 203 هجری بدست مامورین مامون پس از جنگ سختی در منطقه کاخک به شهادت رسید. جسد مطهر آن حضرت توسط یکی از همراهانشان به نام علی بن منصور مشهور به علمدار بر روی تپه ای در قسمت شرقی کاخک مدفون گردید.قبر علمدار نیز در خیابان امام زاده (حدود 500 متری بارگاه امامزاده) قرار دارد.در ابتدا مقبره کوچکی توسط مردم بر مزار امامزاده ساخته شد .

در اواخر دوره سلجوقی بنای فعلی توسط امیر عبدالله تونی بر مزار امامزاده ساخته شد و در دوره های تیموری وصفوی مورد تعمیر قرار گرفته است.

بر طبق نوشته صفحه 64 فهرست بناهای تاریخی و اماکن باستانی ایران،این مقبره در سال 960 هجری و زمان سلطنت شاه اسماعیل صفوی ساخته شده وکتیبه جلو ایوان شمالی آن،که باکاشی معرق وبخط علیرضای عباسی است،نیز نام شاه اسماعیل صفوی را در بر دارد.

«قدتم بامر السلطان الاعظم و الخاقان الاکرم مالک ملوک العرب و العجم مجدد قواعد الائمة المعصومین علیهم السلام السلطان بن السلطان ابوالمظفر سلطان شاه اسماعیل بهادرخان خله الله ملکه و سلطانه وافاض علی العالمین بره و احسانه بسعی العبدِ المحتاج الی رحمت العلی علی بن الواحد الحسینی القاینی فی سنة ثمانین و تسمعماه»

چنان که مشاهده می شود در متن کتیبه تضادی وجود دارد بدین گونه که بنا بر امر شاه اسماعیل ساخت بقعه در سال 960ه.ق به اتمام رسیده است در حالی که شاه اسماعیل با ماده تاریخ مشهور در سال 930ه.ق در گذشته است؛اگر عبارت کتیبه که دیگران هم آن را به همین صورت نقل کرده اند،درست باشد؛می توان پنداشت که یا نویسندگان کلمه ثلاثین را ثمانین ضبط کرده اند ویا بنا به دستور شاه اسماعیل نوسازی شروع شد ولی تا سال 960به تاخیر افتاده است ودر آن تاریخ به احترام شاه فقید هم چنان نام اورا کتیبه کرده اند که این امر بعید به نظر نمی رسد.

ممکن است،به قول گدار فرانسوی،در این جا تعمیر کننده خود را تمام کننده بنا به حساب آورده وبه عبارت دیگر موسس آن نبوده است.

آخرین بازسازی مقبره،پس از زلزله شهریورسال 47 به همت مرحوم حاج حسین آقا ملک صورت گرفته است.

ساختمان اصلی بقعه در جریان زلزله آسیبی ندیده است،بنابراین شالوده و ارکان اساسی بنا وگنبد همان است که به دستور امیر عبدالله تونی(بانی مسجد گناباد) در اواخر دوره سلجوقی ساخته شده است.حاج آقا حسین ملک یکی از معماران مشهور تهران بنام حاج ابوالقاسم جابری را مامور تعمیر قسمت های آسیب دیده در جریان زلزله نمود و او این کار را با مصالح لازم به پایان رساند.

تصویر 2-1-16،امامزاده بعد زلزله 1347

2-1-6 نقشه مقبره

نقشه این مقبره مشابه نقشه مقابر قرون اولیه اسلامی و نظایر آن را در قبل از اسلام به خاطر می آورد.(2-1-17 )

نقشه مقبره سلطان محمد عابد عبارت است از:

1-یک تالار به ضلع 5/8 متر که در وسط هر ضلع آن درگاهی به پهنای 56/1 و عمق 5/1 متر وجود دارد.

2-دو تالار مستطیل ،در شرق وغرب فضای گنبد خانه به طول 42 متر و عرض 52/7 متر. هرکدام از این تالارها مرکب از چها قسمت می باشد و مشخصات تالار شرقی از جنوب به شمال،به این ترتیب است.

قسمت اول 6*57/4 متر.

قسمت دوم 6*86/4 متر. بین این دو قسمت یک درگاه به پهنای 02/3 متر و دوجرز طرفین آن به ضخامت 60 سانتی متر وجود دارد.

قسمت سوم 6*4 متر .بین این قسمت و قسمت دوم و هم چنین قسمت چهارم یک درگاه به پهنای 02*3 متر وضخامت 80 سانتی متر وجود دارد.

قسمت چهارم 6*40/4 متر


تصویر2-1-17

3-یک ایوان در وسط جبهة شمالی به پهنای 5 و عمق 75/2 متر

4-دو ایوان چه در در طرفین جبهة شمالی هر یک به پهنای 10/3 متر و عمق 85 سانتی متر

5- یک ایوان در جنوب فضای گنبد خانه ( )به پهنای 75/3 متر و عمق 5/1 متر

6- دو ایوان چه در طرفین ایوان مزبور هر یک به پهنای 25/2 متر وعمق 52/1 متر

7-یک فضای بدون سقف به دهانه 40/11 متر در جلو فضای گنبد خانه و دو ایوان چه در کنار ایوان مزبور که در سالهای بعد انقلاب به مجموعه اصلی مقبره اضافه شده وجزیی از امامزاده شده است.

8-پلکان که در طرف غرب ایوان شمالی واقع شده است.


روی هم رفته بنا در یک مستطیل تقریبا به طول 26 و عرض 24 متر قرار دارد.

در اطراف بقعه،فضای باز و مسطح و همواری وجود دارد که در سالهای اخیر ساختمانهایی ساخته شده است .که این ساختمانها عبارتند از:

دفتر هیأت امناء،انبار،آشپزخانه،رختشویخانه،زائر سرا،صحن امامزاده

2-1-7- فرم مقبره

این بنا از خارج چون یک مکعب مستطیل به نظر می رسد که ارتفاع آن 45/7 می باشد.

در بالای این مکعب مستطیل گنبد ناری وجود دارد که به بنا جلوه خاصی می دهد.گنبد دارای دو پوشش جداگانه است:پوشش نخستین هشت ترک و از داخل آینه کاری است و پوشش بالایی خارج تماماُ آجر کاری است .فاصله بین دو پوشش که از روزنه شمالی ساقه گنبد دیده می شود حدود پنج متر می باشد.مصالح ساختمانی بنا عموماُ از آجر،کاشی،گچ،،ساروج،سنگ وآیینه فراهم آمده است.

این گنبد روی یک ساقه استوانی شکل به ارتفاع 5/3 متر قراردارد و این ساقه را یک منشور هشت ضلعی به ارتفاع یک متر تحمل می کند. در این بنا خطوط افقی وعمودی و منحنی به هم آمیخته ودر ین عظمت و آرامش تعادل را القاء می کند.هم چنین چهار پنجره در چهار طرف گنبد با یک متر دهانه و یک متر ضخامت دیوار ساقه گنبد را از یک نواختی در می آورد.

در داخل فضای گنبدخانه،که مدفن امامزاده می باشد.این تفصیلات به چشم می خورد:


1-چهار دیوار که در وسط هریک در گاهی به پهنای 65/1 متر و ارتفاع 25/2 متر وجود دارد. واین درگاهها دارای تاق مسطح است. شاید در ابتدا درگاهها به صورت تاق هایی بوده .که شاید درسال های اخیر تاق ها به دو قسمت تقسیم شده است

2-چهار گوشواره و چهار تاق نما در بالای این چهار دیوار در بالای قسمت مربعی شکل یک منشور هشت ضلعی به ارتفاع چهل سانتی متر را به خوبی نمایش می دهند.

3-هشت گوشواره وهشت گوشواره لچکی کوچک هشت ضلعی را در نهایت به شانزده ضلعی تبدیل می کنند که در نهایت گنبد روی آن شکل گرفته است.

4- سقف عرق چین بالای منطقه تغییر حالت یافته از مربع به 8 واز 8 به 16 ضلعی تغییر حالت یافته با تزیینات آینه کاری اجرا شده است که حالت شانزده ترکه به نظر می رسد.

در دو سمت شرق وغرب فضای گنبد خانه دو تالار مستطیل مرکب از چهار قسمت می باشد که پوشش سقف آنها تاق کلنبو می باشد. هم چنین هر یک از تالارهای مستطیل چهار در گاه،هر یک به پهنای20/3 متر و ارتفاع 4 متر دیده می شود. قوسهای این در گاهها در روی هشت جرز شکل مکعب مستطیل قرار گرفته که پهنای قاعده آنها مختلف ولی در ازای هریک در حدود 40/1 متر و ارتفاع آن تا پایه قوس 2 متر است.


2-3 تزیینات بنا

مقدمه

2-3-1- تزیینات معماری از نظر واژه و معنا

2-3-1- الف -تزیین از نگاه واژه

2-3-1- ب -کاربرد واژه«تزیین»در فرهنگ ایران-اسلامی

2-3-1- ج تزیین یا DECORATION

2-3-1- د- جمع بندی

2-3-2-اصول کلی تزیینات

2-3-3-عناصر تزیین

2-3-4-روشهای اجرای تزیینات

2-3-4-الف-آینه کاری

2-3-4-ب- آجرکاری

مقدمه

ميل به نمايش زيبايی و شکوه در انسان سبب شده،که از همان ابتدا هر مصنوع دست خود را مزيّن وزيبا بسازد . در ايران نيز مجسمه ها و ظروف تزيين شده با نقوش مختلف و به جا مانده از دوران باستان، گواه اين سخن است . نقش برجسته ها و مجسمه های هخامنشی ضمن نمايش اعتقادات معنوی و آسمانی، از چنان دقّت و زیبایی برخوردارند ، که گويی با ابزارهای جواهرسازی تراش خورده اند. ( تصوير،2- 2-1 )

هنرمندان ساسانی در منقوش کردن ظروف و وسايل تزيينی و گچ بری های معمارانه درتاريخ هنر جهان، جای مهمی را برای خود باز کرده اند.

0

تصویر-2-2-1 ،تزیینات آجرکاری و کاشی کاری روی گنبد امامزاده سلطان محمد عابد

معماران وهنرمندان مسلمان نیز با الهام از حدیث«خدا زیباست وزیبایی را دوست دارد» سعی در بیان زیبایی در همه هنرها وحرفه ها را داشتند.

این ذوق زیبایی طلبی چیزی جدای از زندگی عادی آنها نبود . هنر جزئی جدا شده و نمايش داده شده در موزه ها نبود. بلکه متعلّق به بطن زندگی آنان بود. تزيين در معماری اسلامی ساختمان را همچون پوششی در بر می گيرد.عناصر تزيين بيشتر شامل خوشنويسی، نقوش هندسی و گياهی، نور و آب بود.ولی تکثير و تلفيق آنها جلوه های غنی و درخشانی از فرم های مختلف را به نمايش می گذاشت .

در اين معماری از آنجايی که هنر و عناصر تزيينی در خدمت اعتقادات بود و اين عقايد بر کل زندگی و کاربری های مختلف معماری جاری بود ، بنابراين در نوعی خاص از بنا کار نمی رفت. بلکه برای تمامی انواع بناها و اشيا، در تمامی سرزمين ها به کار گرفته می شد .

تزيين وابستگی و پيوستگی هنرهای مختلف در هنر اسلامی را بيشتر نمايان می ساخت .

مثلاً گاهی اوقات کف وسقف يک بنا نقش يکسان ولی در دو رشته مختلف هنری را به نمايش می گذاشت.

به عنوان مثال دريکی از فضاهای مجموعه آرامگاه شيخ صفی الدين اردبيلی فرشی پهن بود، که دقيقاً مشابه نقش سقف همان فضا بود. ( تصوير شماره 2-2-2 )

تصویر 2-2-2 قالی اردبیل نگهداری شده در موزه ویکتوریا وآلبرت لندن

2-2-1- تزیینات معماری از نظر واژه و معنا

2-3-1 - الف - تزیین از نگاه واژه

ریشه این واژه عربی است و در فرهنگ عربی به فارسی چنین آمده است :«تزیین :[ع] از زَینَ،زانَ است به معنای :زینت داد ،زیبایی داد » . (فرهنگ عربی به فارسی)

ودر زبان فارسی مترادف وهم معنا با «آراستن ، آرایش » (دهخدا) «زینت دادن ،زیور کردن، آراسته نمودن» (معین)

ونیز «آراستن به معنی زینت دادن با افزایش (افزودن چیزی بر چیزی) در مقابل پیراستن ( کم کردن از چیزی) آمده است.

البته برای آراستن معانی بسیاری از قبیل نظم دادن ، آماده کردن،آباد کردن ، برپا کردن و.... آورده اند.» (انصاری 63،1381)

بنابراین از آن جا که این واژه مترادف با زیبایی وآراستن است ، هم بر زیبایی و آراستن ظاهر وهم باطن دلالت دارد.

از این نظر جایگاه وکاربرد «تزئین» در فرهنگ ایران- اسلامی بسیار وسیع وقابل توجه است.

2-3-1- ب - کاربرد واژه«تزیین»در فرهنگ ایران-اسلامی

واژه «تزئین» و «تزیینات» در فرهنگ ایران اسلامی به گستردگی تعاریف ذکر شده کاربرد دارد و این موضوع در شرایط و جایگاه های گوناگون زندگی، از رتبه و مفهوم متغییری برخوردار است که در فرهنگ وادب ایران ونیز محاوره های اجتماعی اغلب شناخته شده است. مزید بر این که در حکمت اسلامی برای تزئین مقام و حقیقتی متعالی قائل هستند، چنان چه گفته شده :

« در زبان عربی ماده (زین) در مقابل ماده (شین) است ؛ به معنای کارها وچیزهایی است که عیب ونقص را از بین ببرد، (شین) به معنای هر چیزی است که مایه رسوایی ، نقص انسان ونفرت اشخاص از اوبوده باشد... ودر « مفردات راغب در معنای کلمه «زین» گفته است : « زینتی حقیقی است که انسان را در هیچ یک از حالاتش معیوب نسازد،نه در دنیا ونه در آخرت واما چیزی که در حالتی انسان را زینت می دهد ودر حالت دیگر نه ، (برای او عار است)(زینت حقیقی) نیست».(انصاری 63،1381)

این واژه در قرآن متعدد به کار رفته ، « در چهل و دو آیه از آیات قرآن کریم کلمه زینت و مشتقات آن چهل وشش بار آمده». (همان)

در حکمت ومعارف قرآنی افزون بر بار معنایی مثبت،در مواردی نیز بار معنایی منفی داشته ونیز از ابزار شیطان برشمرده می شود . بنابراین در جایگاه حقیقی، به سنت الهی اشاره دارد وبا صورت تزیینی مجازی صرف مغایرت داشته واین گونه تزیین را از عالم ظاهر بیان می کند و مصداق تزیین حقیقی محسوب نمی شود واز این رو غیر ماندگار خواهد بود.

از این رو در می یابیم واژه تزیین وتزینات در ترکیب با معماری در فرهنگ ایران اسلامی، علاوه بر جنبه های فیزیکی و صورت ظاهری که خود بسیار متنوع است، می تواند بر صورت باطنی .جنبه های معنوی و روحی معماری اشاره داشته باشد که از این جهت با معنای DECORATION تفاوت هایی دارد.

2-3-1- ج تزیین یا DECORATION

از دیگر تعاریفی که برای تزیین قابل توجه است واژه DECORATION و واژگانی چون: Ornament و Embellishment می باشد.

واژه Decoration « در اصل فرانسوی واز Decor به معنای

« 1- تزیین، دکور بندی خانه

2-(تئاتر و سینما) صحنه پردازی » (فرهنگ فرانسوی-فارسی)

و« زینت ،زیور، آذین ،آذین بندی وبه صورت ظاهر گفته شده» ( فرهنگ معاصر هزاره و فرهنگ عمید)

ونیز « مجموعه ساختمان ، اشیاء اثاثه و عوامل دیگر تزیینی در صحنه نمایش ومانند آن.» (معین) را گفته اند.

همچنین Decorative به معنی زینتی و تزیینی.( فرهنگ فرانسه به فارسی) بیان شده است. امروزه این واژه در زبان و فرهنگ معاصر ایران با همین تعابیر شناخته شده و به گونه ای رایج است که با نگارش اصلی خود وگاه در ترکیب با کلمات فارسی هم به کار برده می شود. چون: دکوری (اشیاء و مجسمه)، دکوراسیون داخلی ،دکوربندی، دکورسازی وغیره که در اصطلاح بیان می شود:

«شیوه ای در ترکیب بندی که لذت بصری صرف ایجاد می کند.( پاکباز 1383 ، 164 )

کاربرد وجایگاه این واژه در حوزه هنر و هنرهای تجسمی با تعبیر Decorative Art بیان شده است. هنری که در طراحی آن بیش تر توجه به صورت ظاهر مرئی و دیداری است و حدود کاربرد آن شامل بنا ، اشیاء تزیینی و کاربردی ، اثاثیه ،ظروف ،پارچه و .... تعریف شده است .

با این وجود ترکیب Architecture Decoration بیش تر متوجه عملکرد و سبکی به نظر می رسد که در راستای صورت ظاهر وزیبا سازی بنا متمرکز است تا مبتنی بر اهداف زیبا شناسانه وزیبا شناختی باشد.

به همین علت ارزش و مرتبه هنری این گونه آثار ، در قیاس با دیگر مصادیق هنرهای تجسمی اهمیت کم تری دارد.

2 -3-1 - د- در یک جمع بندی کلی می توان چنین نتیجه گرفت:

1-مفهوم « تزیین» در فرهنگ ایرانی ضمن اشاره به جنبه های دیداری و ومرئی هم چون زیبایی های ظاهر و باطن، به عنوان زینت حقیقی هم اشاره به مرتبه ای متعالی دارد که از این جهت، تنها از جنبه ظاهری و دیداری با معنای DECORATION تشابه داشته و به دلیل جایگاه کلی، تفاوت ریشه ای ناشی از دو فرهنگ را نشان می دهد.

2-واژه DECORATION ، اغلب اشاره به جنبه های دیداری و مرئی دارد.

3- در حوزه تجسمی عملکرد « هنر تزیینی» فراتر از حوزه معماری است و مرتبه و جایگاه هنری آن، در قیاس با دیگر آثار تجسمی چون :

نقاشی ، مجسمه سازی، معماری وغیره ، از مرتبه پایین تری برخوردار است.

4- اصطلاح « تزیینات معماری » بیش تر یک توصیف عام و کلی بوده و شامل تمام چیز ها و مفاهیمی است که به نوعی برای بنا و معماری « تزیین توصیفی» محسوب می شوند.بنابراین گستره آن مزید بر دیوار و سطوح بنا ، اثاثیه ، اشیاء و مبلمان معماری و دیگر چیزها را شامل می شود، به همین دلیل منطقی و اصولی نیست که کاربرد این ترکیب صرفأ به منظور آرایه ها در سطوح بنا باشد.

5- آثار هنر ایرانی ، که فقط با این اصطلاح تعریف شده و می شوند- هر چند از نگاه هنری، اثری ناب و بسیار متعالی باشند- جایگاه و ارزش هنری آن ها در عرصه هنر جهانی، نهایتا در ارزش یک «هنر تزیینی » معرفی میشود که پایین تر ین مرتبه هنری را دارد.

2-3-2- اصول کلی تزیینات

تزيينات در معماری وامامزاده از چندن اصل بنيادی پيروی کرده است، نخستين آن:

1- اصل بی زمانی و بی مکانی نقوش است.

بدان معنا که نقوش به کار رفته در تزيينات هنری متعلق به دوره يا زمان خاص و يا فقط به کار رفته در مکان يا هنر خاصی نمی باشد.

همان نقشی که در اصفهان دوره صفوی به کار رفته در خراسان دوره سلجوقی ، هم در معماری و هم در ساير هنرها به کار رفته است.

گنبد مسجد جامع یزد،سبک آذری در معماری


گنبد امامزاده سلطان محمد عابد کاخک،سبک رازی در معماری

2- اصل ديگر اينکه در تزيين، چه روی اشيا و چه روی بنا هر نقشی، جزئی از يک الگوی کلی بود. که هم اجزای نقش، خود کامل بودند وهم، در کنار هم قرارگيریِ اين اجزا، خود نقشی کامل را ايجاد می کرد. (تصویر 3)

3-ويژگی ديگر نقوش قابليت گسترش آنها تا بی نهايت و يا کاهش آنها می باشد. (تصوير شماره 4) تزيين ايرانی در دوران اسلامی دارای نظم و قاعده است به گونه ای که با وجود پيچيدگی بعضی از نقش ها، حتی اگر جزئيات طرح ها قابل تشخيص نباشد، استخوان بندی و چارچوب آنها مشخص است.

از ويژگی های ديگر تزيينات ترکيب مصالح مختلف مانند سنگ، آجر، گچ در سطح و بافت و در ترکيب های گوناگون بود.

2-3-3 - عناصر تزیین

نقش عناصر تزيين در معماری ايرانی يک نقش محوری و يکی از عوامل عمده وحدت انواع مختلف هنرها می باشد.

عناصر تزیین در معماری ایرانی عبارتند از:

1- خوشنویسی 2- نقوش هندسی 3- نقوش گیاهی 4- نور 5- آب

عناصر تزیینی که در تزیینات امامزاده از آنها استفاده شده است.عبارتند از:

1-خوشنویسی

از زمان اختراع خط،نوشتن روی بناها و موضوعات به منظور تزیین،بیان اعتقادات و یا به یادگار گذاشتن حوادث وقایع برای آیندگان،مرسوم بوده است.

قسمت هایی از ساختمان و تزیینات امامزاده که از عنصر خوشنویسی برای تزیین آنها استفاده شده است.عبارتند از:

در سال های اخیر در طرفین و بر سردر ورودی اصلی ایوان جنوبی سه کتیبه مستطیل شکل کوچک ساخته شده است که بر کتیبه سمت راست حدیت ثقلین از پیامبر اکرم (ص)نقش بسته است وبر کتیبه سمت چپ توضیح مختصری از شخصیت و تدفین حضرت امامزاده سید محمد عابد در این مکان نقش بسته است.وبر کتیبه سوم که در بالای سردر ورودی اصلی به فضای داخلی امامزاده عبارت «بارگاه مطهر حضرت امامزاده سلطان محمد عابد کاخک »نوشته شده است.

کتیبه سمت چپ ایوان جنوبی

کتیبه سمت راست ایوان جنوبی





با توجه به دو عکس می توان در یافت که کتیبه ها قدمت تاریخی ندارند.وحدود سوال های اخیر نصب شده اند.

علاوه بر کتیبه مذکور می توان به کتیبه جلو ایوان شمالی بنا اشاره کرد که با کاشی معرق و به خط علیرضای عباسی نگاشته شده است.ودر بردارنده نام شاه اسماعیل صفوی و به تاریخ ساخت بنای امامزاده اشاره دارد.


علاوه بر کتیبه های نام برده شده می توان به کتیبه ای که در ساقه گنبد به کار رفته و نوشته های حاشیه زیر قرنیز ضریح و دور تادور آن اشاره کرد.



٢ - نقوش هندسی

هنرمندان به دلیل همخوانی با مبانی نظری اسلام از نقوش هندسی بهره می بردند.


در اسلام علم هندسه در هنر به کار گرفته شد،و در غیاب اندازه ها و ابزار امروزی از دایره به عنوان پایه ای برای تکثیر نقوش و جلوه های گوناگون تودرتوی آن که نمادی از ایجاد کثرت مخلوقات(خداوند)از واحد (خداوند متعال) در عالم می باشد،استفاده شد.

نمونه ای از نقوش آینه کاری،فضای داخل گنبد خانه ،ابتدا دایره به ستاره هشت گوش تبدیل می شود.

يکی از رايج ترين نقوش هندسی در معماری اسلامی، ستاره است که تنوع بی شماری دارد و شش ، هشت تا شانزده پر را در بر می گيرد و در هر ماده، اندازه و نوع کاربرد ، از شيشه پنجره های ارسی گرفته تا قاب های کاشی و سقف آينه کاری مورد استفاده قرار گرفته است. نقوش هندسی در هنر و معماری ايرانی بيان کننده اصول بصری ، نظم ، تکرار ، قرينه گی و زايش مداوم بوده است.


3 - نقوش گياهی


2-3-4- روشهای اجرای تزیینات

معماری ايران زمينه پرورش، شکل گيری و تکامل هنرها و فنون بسياری را فراهم نمود. هرکدام از اين فنون به گونه ای معماری ايران را آراسته اند. ومعماران توانسته اند به ياری آنها به اهداف متعالی معمارانه خود دست يابند. در اين معماری هيچ کاری تنها به خاطر تزيين انجام نمی پذيرفت، بلکه در پس هر عنصر تزيينی دليلی فنّی، کاربردی و يا متعالی وجود داشت.

روشهای اجرای تزیینات در معماری عبارتند از:

1- سنگ کاری (حجاری) 2- آجر کاری 3- گچ کاری 4- کاشی کاری 5- آینه کاری

تزییناتی امامزاده سلطان محمد عابد.

2-3-4- الف - آینه کاری

در ادبیات فارسی و عرفان ایرانی، از آینه به دلیل آنکه انعکاس دهنده زیبایی های خلقت خدا است ، بارها و بارها به عنوان تجلی گاه زیبایی های آفربنش یاد شده است . از زمان گذشته تا کنون آینه ها ، هم نشین لحظه های بی شماری از زندگی ما شده اند و باورها ، معماری ، آداب ورسوم ، ادبیات ، عرفان وهنر ما هر کدام به شکلی از آینه متأثر گشته است. شاید این نکته نشان از فطری بودن تمایل به خود آگاهی و ادراک در آدمی دارد.

امروزه در رشته طراحی داخلی ، آینه به عنوان ماده ای الهام بخش ، مورد علاقه بسیاری از هنرمندان است . شاید از منطری ، آینه به عنوان بازتاب دهنده تصویر ، نقش سنتی خویش را در میان خواص و عوام به یک شکل بازی می کند لیکن به عنوان ماده ای اثر پذیر واثر گذار ، ظرفیت تبدیل شدن به هر نوع نمود تصویری و تجسمی را در فضا های گوناگون دارد و همین ویژگی ، جایگاه آن را در میان قشر مردمی خاص و متفاوت می سازد.

هنر آینه کاری از هنرهای سنتی ایران است که عمدتاً در تزئينات داخلی بناهای تاریخی به ویژه اماکن متبرکه کاربرد دارد .

آینه کاری را می توان واپسين ابتکار هنرمندان ایرانی در گروه هنرهای زیبا دانست که ایرانيان در معماری داخلی و تزیين درون بنا به کار گرفته اند . در واقع به اجرای طرحهای منظم و نقش های متنوع به وسيله قطعات کوچک و بزرگ آینه برای تزئين سطوح داخلی بنا هنر آینه کاری می گویند .

آینه کار با ایجاد اشکال و طرحهای تزیينی منظم و بيشتر هندسی از قطعات کوچک و بزرگ آینه در فضایی درخشان و پر تلالو پدید می آورد که حاصل آن بازتاب پی در پی نور در قطعات بی شمار آینه و ایجاد فضائی پرنور، دل انگيز و رویایی است .

خواستگاه آینه کاری

آب یکی از مقدس ترین عناصر طبیعی نزد ایرانیان باستان به شمار می رفته است.... طبق باورهای اساطیری ایرانیان باستان،

آب در گاهنبار دوم، از گاهنبارهای ششگانه آفریده شده است و زمان آفرینش آن میانه تیر ماه بوده بر طبق این باورها، آفرینش آب پس از آفرینش آسمان و پیش از آفرینش سایر موجودات صورت پذیرفته.

ایرانیان باستان آب را یکی از ایزدان مقدس می شمردند و او را تقدیس و تکریم میکردند و شاید بدین گونه بود که الهه مقدس(آناهیتا)ایزدبانوی آب و باروری وپاکیزگی ، در باور ایرانیان شکل گرفت...تا انجا که پرستشگاه آناهیتا برای بزرگداشت این بانوی مقدس ساخته شد و معماری ایرانیان از همینجا بود که عنصر آب را با کمال میل در تمام آٍثار خود به کاربرد.

همانگونه که گفته شد آب نشانه پاکی باروری رزق و روزی روشنایی خیر و برکت علم و دانش عافیت آینده ای روشن ... میباشد و انچنان که آب خود در انعکاس شریک است می توان گفت آینه که به نوعی بر گرفته از آب است و به گونه ای ساخته بشر است نیز همانقدر برای ایرانیان ارزش دارد که آب داشته که البته جای تعجب نیست چرا که مرجع آب بوده و همان معنایی را برای آینه قایل میشویم که برای آب.

بهره گيری از قطعات آینه و هنر آینه کاری به صورت کنونی گذشته از هماهنگی با باورها ی یاد شده ، ریشه ای اقتصادی نيز دارد ، بدین معنی که آیینه های شیشه ای که از سده 10 قمری (16 میلادی ) به عنوان یکی از اقلام وادراتی از اروپا ، به ویژه از ونیز به ایران آورده می شد ، به هنگام حمل ونقل در راه می شکست . هنرمندان ایرانی برای بهره گیری از این قطعه های شکسته، به ابتکاری دست زدند و از آنها در آینه کاری استفاده کردند.

بیت زیر از کشمیری ( از شعرای سده 11 ق \ 17 م ) گویای این حقیقت است:

هر پاره دلم چمنی از نگاه اوست

آیینه چون شکسته شد آیینه خانه است

در سده 13 ق / 19 م که آیینه کاری رواج و رونق و ظرافت و دقت بیشتری یافت ، جام های نازک آیینه ویژه آینه کاری در آلمان ساخته و به ایران فرستاده می شد . ( دالمانی ، 1355: صفحه 42)

آینه کاری در آغاز به صورت نصب شيشه های یک پارچه بر روی دیوار بنا رایج بود، چنانکه در کاخ چهلستون اصفهان بر دیوار سر حوض، آینه بزرگ و شفاف نصب کرده بودند که به آینه « چهلستون نما» یا « جهان نما » مشهور بود.

جابری انصاری در "تاریخ اصفهان و ری " می نویسد : تا حدود سال ١٣٠٠ هجری قمری آینه ای بسيار بزرگ و شفاف به نام آینه چهل ستون نما ی یا جهان نما بر دیوار با لا سر حوض ایوان کاخ چهلستون نصب بود که هر قدر جمعيت از درب عرابه چهل ستون که تا عمارت تقریباً یکصد و هشتاد تير فاصله داشت وارد و خارج می شدند، عکس آن جماعت در آن آینه به خوبی نمودار بود ، این آینه را به عمارت مسعودیه ( قصر ضل السلطان ) در تهران منتقل کردند و با زدودن جيوه آن به دری بلورین و تراش دار که با قرقره و فنر باز و بسته می شد تبدیل کردند . این درب در نهضت مشروطيت با هجوم بختياریها به مسعودیه شکست.

کاربرد آینه های بزرگ در کاخهای دوره قاجاریه تداوم یافت . آینه کاری تالار آینه و کاخ الماس ، کاخ شمس العماره، کاخ بادگير، کاخ گلستان از بارزترین نمونه های کاربرد آینه قدی در این دوره است .

آینه کاران ایرانی در مسير تکامل هنر خود از قطعات کوچکتر آینه بهره گرفته و به پدید آوردن آثار دقيق تر و ظریفتر پرداختند

بتدریج قطعات آینه کوچکتر و ریزتر شد تا در پایان سده سيزده ه.ق قطعات کوچک آینه به اشکال مثلث، لوزی، شش گوش و . . . در آمد و هنرمندان آنها را به صورت الماس تراش به کار بردند.

پيدایش آینه کاری

از سابقه هنر آینه کاری مدارک روشنی در دست نیست . اجرای این هنر از ابتکارات هنرمندان ایرانی است وهنر آیینه کاری شناخته شده در ایران مربوط به دوره صفوی است.

بنا بر مدارک موجود، گویا برای نخستین بار آیینه در تزیین بنای دیوان خانه شاه طهماسب صفوی ( 930- 984 ق / 1524 -1576 م ) در قزوین به کار گرفته شده است.

با آگاهي از اينکه ساخت ديوا ن خانة قزوين در سال ۹۵۱ ق/ ۱۵۲۴ م آغاز شده و در سال ۹۶۵ ق/ ۱۵۵۸ م پايان يافته است، مي توان مي توان نتيجه گرفت که پيشينة کاربرد آينه در بنا حداقل به نيمة سدة دهم هجري (شانزدهم ميلادي ) مي رسد.

در این خصوص خواجه زین العابدین علی عبدی بیگ نویدی شیرازی ( 988 -921 ق \ 1580 1515 م ) در کتاب دوحة الا زهار ( ص 97) ، که تاریخ تالیف آن پیش از 955 ق \ 1548 م است ،در وصف دیوان خانه قزوین و ایوان آینه کاری شده آن ابيات زیر را می سراید:

زهی فرخ بنای عالم آرای که در عالم ندیدی کس چنان جای

به هر یکجا نبش ایوان دیگر جهان آرا نگارستان دیگر

بهر ایوان که آید در مقابل شود آیینه بختش مقابل

بنابراین کاربرد آينه در ساختما ن، که در قزوين آغاز شد، پس از انتقا ل پايتخت از قزوين به اصفهان ( ۱۰۰۷ ق/ ۱۵۹۸ م) در اين شهر و ديگر شهرهاي ايران همچون اشرف (بهشهر) گسترش يافت و در تزيين بسياري از کا خ هاي دورة صفو ي، که شمار آ نها به نوشتة شاردن تنها در اصفها ن به ۱۳۷ دستگا ه مي رسيد، از این هنر بهره گرفته شد.

در این میان ،کاخ معروف به « آیینه خانه »، که به سبب کاربرد آینة بسیار در تزیین آن بدین نام شهرت یافته بود،جایگاهی ویژه داشت. « آیینه خانه » که به سبب کاربرد آينة بسيار در تزيين آن بدين نام شهرت يافته بود، جايگاهي ویژه داشت. «آیینه خانه »به روزگار پادشاهی شاه صفی (1038- 1052 ق / 1629 -1242 م ) در کنار زاینده رود ساخته شد.

در ساختما ن چهلستون نيز، که از بناهاي دورة شاه عبا س دوم (1052-1078 ق / 1642-1667 م )است ، از آینه کاری برای تزیین بنا استفادة گسترده شده است .

افزو ن برآينه هاي قدي يا بدن نما، شيشه هاي لوزي شکل رنگارنگ و قطعه هاي کوچک آينه براي آراستن سقف و بدنة ايوان و تالار به کاررفته و ستونهاي هجد ه گانة ايوان از آينه و شيشه هاي رنگين پوشيده بوده است.

از سقوط اصفها ن در سال ۱۱۳۵ ق/ ۱۷۲۳ م تا پايان سدة دوازدهم هجري (هجدهم ميلادي) ، به جز بناي کاخ وکيل در شيراز، بناي آينه کاري شدة ديگري نمي شناسيم. اين بنا نيز در سال ۱۲۰۹ ق/ ۱۷۹۴ م به فرمان آقامحمدخان قاجار ويران شد و آثار قابل حمل آن ازجمله آينه هاي بزرگ و دو ستون سنگي يک پارچه و درهاي خاتم و جز آن براي توسعه و بازسازي ايوان دارالامارة تهرا ن که بعدها به ايوان تخت مرمر مشهور شد ، به این شهر انتقال یافت.

دردورة قاجار شيو هاي جديد در معماري ايجاد شد و معمارا ن اين زمان نيز دنباله رو معماران صفوي بودند. هنر معماري اين زمان درمقايسه با دورة صفوي بسيار ضعيف شمرده مي شود. تنها در زما ن حکومت طولاني ناصرالدين شاه قاجار، به سبب نفوذ هنر باختري، هنر معماري و صنايع ظريف مانند گچبري، آينه کاري و کاشي کاري رونق يافت (صنعت ساختمان).

در اين دوره، براي تزيينات بناهاي سلطنتي و همچنين زيارتگا ه ها از آينه کاري به فراواني استفاده شد و به همين علت اين هنر در دورا ن قاجار روزبه روز رونق گرفت و آثار شگرفي از متن بندي ها، رسمي بندي ها، آونگ هاي آويز (مقرنس ها) و انواع کارهاي گره و اسليمي سازي و همچنين نقاشي و خطاطي بر پشت آينه به وجود آمد.

در همين دوره بود که آثار زيبايي مانند تالار آيينة کاخ گلستا ن و تالارها و اتا قهاي شمس العماره ، که ازنظر زيبايي و ظرافت در آينه کاري کم مانند است، پديد آمد.

تزیینات آینه کاری امامزاده سلطان محمد عابد کاخک

تزیینات عمده و جالب توجه بنا اختصاص به فضای گنبد خانه دارد،که به شرح زیر می باشد:

1-دیوارها که با کاشی های شش بر به ضلع 5 سانتی متر و کاشی های مستطیل به ابعاد 17*9 ومربعات و نیم کثیر الضلاع ها و هم چنین شیشه های مثلثی و چهارگوش و مستطیل و چندبر مزین گردیده است.(تصویر 3- )

2-منطقه تغییر حالت از مربع به کثیر الضلاع و دایره که،اضافه بر گوشواره ها وطاق نماها که خود جنبه تزیینی دارد با کاشی کاری مزین شده است.از جمله این تزیینات شیشه ای یک حاشیه چهل سانتی متری در بالای قسمت اول تغییر حالت است که با آینه صورت گرفته و یک منشور کوتاه هشت وجهی را نشان می دهد. هر ضلع از این منشور با شش آیینه و هشت قطعه شیشه درست شده است.در بالای این منشور هشت طاق نما و هشت شبه طاق نما جلب توجه می کند.هشت طاق نما با شیشه های گلدار سیاه وقهوه ای و هشت شبه طاق نما با شیشه هاس شش ضلعی و لوزی ها و لچکی ها مزین گردیده است.

3-زیر سقف داخلی که چون یک عرق چین 16 ترکی به نظر می رسد واین ترکها با یک نوار تزیینی مشخص و همه از یک شبه قدح شیشه ای گلدار که زیر کلید طاق قرار دارد شعاع می گیرد.

جلوه و در خشندگی این سقف و دیوار های مزین آن با قندیلها و چهل چراغ های آویزان یک منظره روحانی و اعجاب انگیز به وجود می آورد.

با آگاهی از اینکه برای نخستین بار آینه در تزیین بنای دیوان خانه شاه طهماسب صفوی(930-984 ق)در قزوین به کار گرفته شده است. و اینکه ساخت دیوان خانه قزوین در سال 951 ق آغاز شده و درسال 965 ق پایان یافته است.

با توجه به اینکه شالوده وارکان اصلی بنا امامزاده سلطان محمد عابد مربوط به اواخر دوره سلجوقی (سبک رازی ) می باشد.ولی بنای امامزاده در دوره های صفوی و تیموری مورد بازسازی و تعمیرات قرار گرفت .بر اساس کتیبه جلو ایوان شمالی این تعمیرات در سال 980 ق و مربوط به زمان سلطنت شاه اسماعیل دوم می باشد.شاید بتوان بر اساس این مدارک استناد کرد ونتیجه گرفت که آینه کاری فضای داخلی گنبد خانه مربوط به همین زمان باشد.

اما در سال 1347 بر ثر زلزله همین سال مقداری از آیینه کاری فضای داخلی کنبد خانه دچار تخریب شد.اما در سال های بعد از انقلاب و با پیگیری و تلاش هیئت امنا و شورای شهر دو تن از آیینه کاران حرم امام رضا(ع) به نام های آقای جلالیان و آقای کوزه گر به خدمت گرفته شدند و قسمت های تخریب شده را مرمت وبازسازی کردند.هم چنین علاوه بر ترمیم قسمت های تخریب شده یکی از تالار های چهار گانه اطراف فضای گنبد خانه ،تالار ورودی به گنبد خانه را هم د رقسمت شرق و غرب آینه کاری کردند. بعد اتمام کارشان به امامزاده محیی آباد رفته و این امامزاده را هم آینه کاری کردند.


طر حهاي آينه کاري امامزاده

در جهان باستان، عقايد مذهبي ماية اصلي و عنصر اساسي هنرها به شمار مي رفت. در آن دوران، هنر در خدمت مذهب بود و همواره براي بيان مفاهيم مجرد و توضيح امور معنوي و مذهبي از هنرهاي گوناگون و از رموز و اشارات و نمادهاي مختلف استعانت مي جستند. و از اين طرز بيان نمادين به شدت و وسعت و قدرت فراوان استفاده مي کردند(موسوی و آیت اللهی،48،1390).

تزيين در معماري آرايشي است که بناي معماري را دلپذيرتر مي نماياند، يا به غناي اثر مي افزايد . معماري اسلامي به گونه اي نمادين اشاره به خلقت و جهان هستي دارد که خود سرشار از دگرگوني است. نقوش هندسي پيچ درپيچ مرکب از يک دايره که در درون خود پذيراي تمامي اشکال ديگر است، اسليمي ها و گل و بوته هايي که از باغ هميشه بهار بهشت است، همه و همه، نشان از خلاقيت مسلمانان در ايجاد طرحهاي نو دارند.

تزيين ها زبان خاص خود را دارند و گوياي حقايق اسرارآميزند که ادراک آن در پرتو شناخت معماري ميسر است و هنرمند اسلامي به خوبي از عهدة اين کار برآمده است.

« با آشنایی به زبان تزیینات ، می توان نقش ونگار را همچون شعري خواند، يا مي توان با دنبا ل کردن پيچ وخم هاي زيرکانة نقش ها خودرا فراموش کرد. اين شکل ساختاري و تزييني داراي شاخصي آسماني است.(فولادوند،1384: 901-902)

نقش هاي اسليمي

گره

گره

گره ها تزيين معماري ايراني اند و براساس قاعدة معين و با استفاده از خطوط مستقيم شکل مي گيرند و آلت هاي گره را به وجود آورند.(شعرباف،9:1372)

بنابراین،گره یا بند رومی فقط يک قسم از اقسام نقش است که مي توانسته به تنهايي يا در ترکيب با نقوش ديگر به کار رود(نجیب اغلو،155:1379)

باتوجه به مضامین« طبیعت گرایانه» در بناها،نماهای آنها،که پوشیده از نقوش گره دوبعدی وسه بعدی مقيد به هندسة ستاره و چندضلعي است، به طريق اولي، مي تواند متضمن تلميحاتي از جهان هستي باشد.از ميان نقش هاي هندسي،آ نهاکه ستاره (شمسه) دارند بيشتر تداعي کنندة آسمان اند. شبکة دواير ه ممرکز و مدارگون هاي که زير نقش گره هاي ستاره اي است يادآور مدارات ستارگان است و شعاع هاي هم فاصلة شمسه ها همچون پرتوهايي است که در آسمان پرستاره مي تابد.

خطوط منتشر از مرکز ستاره هاي متعدد، که با هم تقاطع دارند و چندضلعي ها و مجموعة ستاره هاي فرعي را تشکيل مي دهند، هويت بصري مبهمي دارند(همان 161)

رایج ترین طرح ها در آینه کاری، طرح مشهور به «گره»است که از نظر گوناگونی اشکال وتنوع کاربرد آن در رشته های مختلف هنر ایران، در نوع خود مانند ندارد.

طرح های دیگری چون قالب بندی به شیوه های گوناگون یا ترکیب و تلفیقی از آنها (به ویژه در آینه کاری سقف)شمسه،ترنج،لچک،قطارسازی،اسلیمی،مقرنس ونیم کره گود،که به کاسه مشهورند،متداول بوده و اکنون نیز معمول است.


مراحل اجرای آینه کاری

شيوه اجرای کار این گونه است که نخست، طرح مورد نظر توسط طراح، معمار و یا شخص آینه کار آماده می شود . سپس کاغذ طراحی شده را سوزنی می کنند و بر سطح کارمی گذارند و روی آن گرده زنی می کنند و پس از آن از روی طرحی که به وسيله گرده بر دیوار منتقل شده ، هنر آینه کاری را بوسيله چسباندن قطعات آینه بر روی دیوار با کچ و سریشم به انجام می رسانند

در سطوح آینه کاری که زمينه کار دارای نقوش یا خطوط برجسته یا فرو رفته است. زمينه کار توسط یک فرد گچ بُر (مشابه طرح آینه کاری) آماده می شود، سپس قطعات آینه به وسيله آینه بُر یا آینه کار در اندازه و اشکال مورد نظر با الگویی مقوایی برش داده شده (بدون جدا سازی از هم ) و آماده می شود.

آنگاه آینه چسبان به وسيله خميری که مرکب ازگچ و سریش است، قطعات آینه را بر اساس طرح، به وسيله فشار آوردن دست به محل برش آنها روی گچ کُشته بر سطح کار می چسباند و با فشار دست برجستگی و فرورفتگی مورد نظر را ایجاد می کند، سپس نقوش دلخواه و مورد نظر را پدیدار می سازد، در فرجام آینه پاک کن سطح کار را پاک کرده، براق می نماید.

اجرای طرح روی کاغذ پس از تشخيص ابعاد و تقسيم بندی گره محاسبه می شود، سپس هر گره را در خود خرد کرده (اجرای نقش به لقاط گره ریزتر) و به وسيله آینه های حميل یک سانتيمتری که در اطراف نقش گره چسبانده می شود، گره اصلی نمایان می شود.

در داخل لقاط گره نقوش ویژه طراحی شده مثل نقوش اسليمی و گل و برگ و پرنده و غيره را اجرا می کنند . و افزون بر آن قسمت آینه بری به وسيله آینه های رنگی و برش آینه به صورت محدب که به نام «کّپ پری» (آینه محدب) معروف است،طرح لازم را آماده کرده وبه عنوان مثال در طرح درخت انگورالوان - سياه و یاقوتی- که هم رنگ و هم ابعاد آن مشخص است، شبيه اصل رنگ درخت، طراحی می کنند و آینه های محدب را بر اساس طرح آماده با گچ بر سطح کار می چسبانند.

سپس یک لایه گچ نرم بر قطر حدود سه ميليمتر بر آخرین سطح برجسته ماليده می شود و پس از آن شيشه های محدب ساخته شده را خرد کرده و با انواع آینه های رنگی به کارمی برند.

در مورد طرح های گياهی و اسليمی و قواره سازی، مانند معرق کاری برای تمام نقوش، الگو تهيه کرده و پس از برش آینه با الماس، به کمک سنگ، لبه های آن را گرد می کنند.

در دوره قاجار آینه را تخت می چسباندند و بر روی آن هره ای از خورشيد خانم یا زنان درباری و فرنگی با طرح های گل و مرغ به شيوه مينياتوری نقاشی کرده و سپس آینه کاری می کردند. نظير آن در چهل ستون و خانه قدسيه اصفهان موجود است.

ضخامت مطلوب آینه برای آینه کاری یک ميليمتر است، اما تا ضخامت دو ميليمتر یا بيشتر نيز به کار برده شده است . از آنجا که واردات آینه، گران قيمت و شکننده بود، استادکاران ایرانی از مدت ها پيش به ساخت آینه های قلع و سيمابی می پرداختند.

بعدها جيوه دادن آینه تغيير کرد و آب مقطر و«نیترات درژان»(سنگ جهنم)به کار بردند.این آینه ها چندان که باید شفاف نبود، از این رو در عمده آستانه ها و اماکن متبرکه آینه های بلژیکی به کاربرده شده است.

(تقسیم نقش به نقوش هندسی کوچکتر که به هریک از آنها «لقط» گره گفته می شود.

حمیل :خط نمایشگر که در تزیینات معماری از جمله،آجر،کاشی وآینه کاری کاربرد دارد.)

ابزار و مواد آینه کاری

مصالح و مواد مورد استفاده در هنر آینه کاری عبارتند ا ز : آینه، چسب یا بُنکس (چسب چوب)سریش و گچ نرم، قلم طراحی، خط کش چوبی(جهت خط اندازی روی شيشه)، ميز کارگاهی،الماس آینه بُر و کاردک جهت نصب آینه کاری انجام شده، مورد نياز این هنر می باشد.

2-3-4 - ب- آجرکاری

استفاده از خشت خام در جوامع اوليه بشری معمول بوده است. در ابتدا برای پختن غذا و نان در کنار خشت ها آتش روشن می کردند و پس از مدتی دريافتند ، که خشت ها مقاوم تر شده است، يا بعد از آتش سوزی های قبايل در درگيری های قبیله ای مختلف، متوجّه می شدند که، خانه های خشتی باقی مانده بادوام تر شده است. به همين دليل فنّ پختن خشت و تبديل شدن آن به آجر رواج يافت.

از اولين نمونه های بناهای ساخته شده با خشت خام می توان از چغازنبيل نام برد که روکش بنا را جهت مقاومت بيشتر از خشت پخته ساخته اند.

از صدر اسلام آجر را برای تزيين هم به کار می بردند و با آن روی سطوح مختلف جلوه های دلنشينی از نور و سايه در نماهای بنا ها پديد می آوردند.



 
السَّلامُ عَلَیکَ اَیُّهَا السَّیِّدُ الزَّکِیُّ، اَلطّاهِرُ الوَلِیُّ، وَالدّاعِی الحَفِیُّ؛ اَشهَدُ اَنَّکَ قُلتَ حَقّاً، حَقّاً، وَنَطَقتَ حَقّاً وَصِدقاً، وَدَعوتَ اِلی مَولایَ وَمَولاکَ، عَلانِیَةً وَسِرًّا، فازَ مُتَّبِعُکَ، وَنَجا مُصَدِّقُکَ، وَخابَ وَخَسِرَ مُکَذِّبُکَ، وَالمُتَخَلِّفُ عَنکَ، اَشهَد لی بِهذهِ الشَّهادَةِ، لِاَکونَ مَنَ الفائِزینَ بِمَعرِفَتِکَ وَطاعَتِکَ، وَتَصدیقِکَ وَاتِّباعَکَ، وَالسَّلامُ عَلَیکَ یا سَیِّدی وَابنَ سَیِّدی. اَنتَ بابُ اللهِ المُؤتی مَنهُ، وَالمَأخوذُ عَنهُ، اَتَیتُکَ زائِراً، وَحاجاتی لَکَ مُستَودِعةً، وَها اَنَا ذا اَستَودِعُکَ دینی وَاَمانَتی، وَخَواتیمَ عَمَلی، وَجَوامِعَ اَمَلی اِلی مُنتَهی اَجَلی، وَالسَّلامُ عَلَیکَ وَرَحمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُه.
***
سلام بر تو ای آقای پاک و پاکیزه و سرور من و ای دعوت کننده (به حق) به مهربانی، گواهی دهم که تو حق گفتی و به حق و راستی سخن کردی و (مردم را) آشکارا و نهان بسوی مولای من و مولای خودت دعوت فرمودی رستگار شد پیرو تو و نجات یافت تصدیق کننده ات و نومید و زیانکار شد تکذیب کننده ات و آنکس که با تو مخالفت کرد گواه باش برای من این گواهی را تا من بوسیله معرفت و اطاعت تو و تصدیق و پیروی کردنت از زمره رستگاران باشم و سلام بر تو ای آقای من و ای فرزند آقای من توئی درگاه خدا که از آن درآیند و (معالم دین را) از آن بگیرند آمده ام به درگاهت برای زیارت و حاجت های خود را به تو سپرده ام و من اکنون به تو می سپارم دینم و امانتم و سرانجام کارهایم و همه آرزوهایم را تا پایان عمرم و بر تو باد سلام و رحمت خدا و برکاتش.
استان خراسان رضوی ـ شهرستان گناباد ـ بخش کاخک ـ شهر گناباد ـ روستای كاخك.
ارسال اطلاعات برای امامزاده
شما می توانید برای تکمیل اطلاعات پرتال امامزادگان و بقاع متبرکه ایران اسلامی برای این امامزاده اطلاعات وارد نمایید.
لطفا توجه بفرمایید که اطلاعات شما موثق و همراه با منابع باشد.
اطلاعات شما پس از تایید و ویرایش نهایی  در سایت بارگزاری خواهد شد.
   نوع اطلاعات:
 




mehrab motavally